شهریور ۱۹, ۱۳۸۷

این روزها درشرایطی که ظاهرا شیپورجنگ و تصادمهای امپریالیستی دراطراف ایران  فزون‌‌ترمی شود، جلادان رژیم اسلامی به‌جای تلاش برای متحدنمودن مردم جهت مقابله با تجاوز نظامی احتمالی، دست به‌کار دستگیری، شکنجه و اعدام جوانان بی‌گناه، تحت عنوان اراذل و اوباش و غیره هستند. گوئی وقت برای‌شان تنگتر شده و شاید فرصت حفظ حاکمیت از طریق خون‌ریزی بیشتر را نیابند؟! اما واقعیت چیز دیگری است. امپریالیسم آمریکا درصدد رسوخ درمناطق سابقا زیر نفوذ روسیه با آن دولت روسیه درگیر شده و مداخلات‌اش در گرجستان به دلیل ایستادن مقامات روسی دربرابراین تحریکات نظامی آشفته‌ترگشته‌است، فعلا و تا اطلاع ثانوی برای جلب ایران به سوی غرب به راه حل مسالمت آمیز گرایش یافته و ازطریق گسیل نماینده اش به کنفرانس ٥٧ کشور اسلامی درتهران (٢٥جمعه مرداد١٣٨٧) به نرم کردن مواضع‌اش دررابطه با ایران پرداخته است(بنابه گزارش آژانس خبری فرانسه). رژیم ایران با اطلاع از این امر و کلا درک این‌که فعلا و تا اطلاع ثانوی آمریکا قادر به تجاوز به ایران نیست، دشمن عمده خود را نه درتجاوز خارجی، بلکه درمقاومت کارگران و زحمت کشان زنان جوانان و کلا رشد جنبشهای توده‌ای می‌بیند. بقيه در اينجا »



شهریور ۱۹, ۱۳۸۷

درجامعه طبقاتی هیچ فکر و اندیشه فلسفی، سیاسی، تشکیلاتی، سبک کاری و اجتماعی نیست که مُهرطبقاتی برپیشانی نداشته باشد. بُت پرستی و چندخداگرائی در دوران برده‌داری، یکتاپرستی و به‌وجودآمدن ادیان مختلف در دوران فئودالیسم و حاکمیت بلافصل فئودالها به مثابه خدای روی زمین و زیرعلامت سوآل بردن یکتاپرستی و تبلیغ ماتریالیسم مکانیکی و یا نرم ساختن قوانین منجمد مذهبی توسط بورژوازی به منظور براندازی نظام فئودالی و نهایتا عرضه ی اندیشه‌های سکولاریستی، لائیسیته و سیاسی دموکراسی خواهانه نظیر”آزادی، برابری، برادری” در انقلابات بورژوائی هدف تامین آزادی و برابری برای مدافعان سرمایه داری دراستثمار نیروی کاردربازارعرضه و تقاضا را داشته‌اند. اما طبقات استثمارگر حاکم طی تاریخ، پس از کسب قدرت حاکمه و به منظور حفظ مناسبات استثماری خویش پیوسته به گذشته رجعت کرده و درصورت ضرور به افکار فوق ارتجاعی قبلی نیز متوسل شده و می‌شوند. بقيه در اينجا »



شهریور ۱۹, ۱۳۸۷

فقط قوه قضائیه و دادگاه‌های بلخ رژیم نیستند که بدون محاکمه، بدون ارتکاب جرمی جدی، بدون حضوروکیل و با سرهم بندی کردن پرونده‌هائی مخدوش، امثال یعقوب میرنهاد ها را به جوخه اعدام ‌می‌سپارند، فعالان سیاسی و وبلاگ نویسها را به زندانهای سنگین محکوم می‌کنند و کارگرانی را که برای دفاع ازحقوق حقه شان دست به ایجاد سندیکا زده‌اند، پس از دستگیری و شکنجه و زندان، ازکار اخراج می کنند و خانواده‌های آنان را به فقر و گرسنه‌گی محکوم می‌سازند(١)، نویسنده‌گان را از داشتن کانون وفعالیت متشکل باز می‌دارند و دریک کلام درپی استقراراستبدادمطلق مافوق قرون وسطا می باشند!
قوه مجریه رژیم نیز خود را قوه قضائیه هم می‌داند به‌آخرین “هنرنمائیهای” قوه مجریه یعنی دولت احمدی نژاد نظری بیاندازیم تا عمق خودکامه‌گی آن را درامور مختلف ملاحظه کنیم :
ـ در٤ تیرامسال، وزارت کار و اموراجتماعی طی نامه‌ای انجمن صنفی روزنامه نگاران را واجد شرایط انحلال دانسته و مدیرکل مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با ارسال نامه‌ای به روزنامه ها، آنها را از پوشش خبری دادن به این انجمن منع کرد. درحالی که حتا قانون اسلامی رژیم نیز ایجاد تشکلهای سیاسی و صنفی را بلامانع دانسته است. این نشان می‌دهد که قوه مجریه خود را بالاتر از قانون اساسی که ملزم به اجرای آن است، می‌داند  بقيه در اينجا »



شهریور ۱۹, ۱۳۸۷

انقلاب سوسیالیستی

انقلاب سوسیالیستی (یا انقلاب پرولتاریائی) انقلابی است که کلیه زحمتکشان تحت رهبری طبقه کارگر (از طریق رهبری حزب کمونیست) و بر اساس اتحاد میان کارگران، دهقانان و سایر زحمتکشان تهیدست شهر و روستا، برای سرنگون ساختن دیکتاتوری طبقاتی بورژوازی و برچیدن مناسبات تولیدی استثماری نظام سرمایه داری و برقراری دیکتاتوری پرولتاریا و سیستم سوسیالیستی انجام می دهند. هدف نهایی انقلاب سوسیالیستی نابودی هر نوع سیستم استثماری و تبعیض و از میان بردن کلیه طبقات و دولتهای طبقاتی است.
تئوری انقلاب پرولتاریائی دیالکتیکی و لذا رشدیابنده، طی ٦ دهه‌ی آخرقرن ١٩ و با شرکت مارکس و انگلس درمبارزات نظری و عملی پرولتاریا، توسط آنان تدوین گردید. این تئوری سپس توسط لنین و مائوتسه دون با جمع بندی از تجارب انقلابی پرولتاریای روسیه و چین، تجربه ساختمان سوسیالیسم در این کشورها و تجربه تاریخی جنبش کارگری و کمونیستی بین المللی در عصر امپریالیسم و درمبارزه‌ای بی‌امان علیه نظرات انحرافی رویزیونیستی، اپورتونیستی، دگماتیستی و کلا ضدپرولتری، تکامل یافت. خطوط کلی و اساسی این تئوری به شرح زیرند: بقيه در اينجا »



شهریور ۱۹, ۱۳۸۷

علت طرح معاهده امنیتی اخیر آمریکا با عراق به شکل یک ” توافقنامه ” بر خلاف لفاظی های دولتیان آمریکائی ، پایان موعد سازمان ملل متحد برای حضور نیروهای نظامی آمریکا و موتلفینش در عراق در اواخرسال ۲۰۰۸ نیست . مصرف داخلی این معاهده به‌ویژه در انتخابات ریاست جمهوری نیز نمی تواند حق مطلب را بیان کند . سیاست ناظر بر طرح این معاهده از طرف نومحافظه کاران فعلا حاکم در کاخ سفید حکایت از این دارد که راس نظام جهانی تلاش می کند حضور نظامی و گسترش و تثبیت پایگاههای نظامی خود را در عراق در انظار و افکار عمومی به اصطلاح قانونی ساخته و از آن کشور به عنوان یک سکوی پرش مطمئن نظامی و ” ایستگاه بنزین گیری ” غنی در جهت پیشبرد پروژه آمریکا ( تبدیل مناطق استراتژیک کره خاکی به ” حیاط های خلوت ” امپراطوری آمریکا، یعنی جهانی ساختن ” دکترین مونرو” )، استفاده کند . با این‌که در حال حاضر مذاکرات مبنی بر تصویب این توافقنامه از طرف دولت های آمریکا و عراق به خاطر اعتراضات و مخالفت های اقشار مختلف مردم ( حتی بخشی از هیئت حاکمه ) عراق ظاهرا معوق اعلام گشته و وظیفه پیشبرد عقد و تصویب آن از طرف حاکمان کاخ سفید به رئیس جمهور آینده آمریکا محول گشته است ، ولی بررسی مفاد این توافقنامه ما را بیشتر با افق و چشم انداز آمریکا در عراق و دیگر کشورهای خاورمیانه به‌ویژه ایران ، آشنا می سازد .

بقيه در اينجا »



شهریور ۱۹, ۱۳۸۷

درشماره‌های قبلی رنجبر و مشخصا در شماره ٤٠، مرداد ١٣٨٧، تشدید تضادهای اساسی جهان و گرفتارشدن کشورهای سرمایه‌داری وبه‌ویژه آمریکا دررکود اقتصادی و تلاش برای دست اندازی برمنابع کشورهای پیرامونی را یادآوری کردیم. دراین راستا جائی برای اخلاقیات “بشردوستانه و دموکراتیک” که در رسانه‌های بورژوائی از آن صحبت می‌کنند، نیست. هدف کسب پیروزی به قیمتی گزاف است.  ایستادن دولت روسیه دربرابر مداخلات آمریکا ، به ویژه در اروپای شرقی که قبلا منطقه‌ی تحت نفوذ روسیه‌بوده‌است، و مشخصا اظهارات اخیر رئیس نیروهای مسلح روسیه درتهدیدلهستان به استفاده ازبمب هسته‌ای برای نابودکردن محل استقرار موشکهای پاتریوت آمریکا(پراودا ـ ١٥/٨/٢٠٠٨٩) و برخورد شدید منافع امپریالیستی آمریکا و ناتو با روسیه درمنطقه اروپای شرقی و قفقاز؛ تلاش کشورهای امپریالیستی درجلوگیری ازرشد اقتصادی و نفوذ دولت چین درکشورهای پیرامونی( ازطریق ایجادآشوب درتبت، تلاش برای عدم موفقیت دولت چین دربرگزاری بازیهای المپیک ٢٠٠٨ درپکن، دامن زدن به تروریسم درمنطقه مسلمان نشین چین و رقابت در آفریقا و غیره)، نشان روشنی است ازصف بندیهای رقابتی جدید دربین کشورهای معظم سرمایه داری که جهان را هرچه بیشتر به تشدیدخطر بروز جنگ سرد و حتا گرم کشانده است.
بقيه در اينجا »



مرداد ۱۸, ۱۳۸۷


 تمامی خبرها حاکی از شدت سرکوب اعتراضات مردم و ورشد مقاومت دلیرانه دربرابرحاکمیت خون‌آشام ایران است. این قانونی تخطی‌ناپذیراست که “هرکجا که ظلم و ستم باشد، مقاومت و مبارزه نیز وجود دارد”. بدون شک جرقه‌های عصیانی آتش مبارزه علیه بی‌دادگریهای رژِیمهای استثمارگر و ستم‌گرحاکم، بالاخره درفرصتی مناسب، به خرمنی از آتش تبدیل خواهندشد که بنیاد حاکمان جبار نظام را خواهند سوزاند، به شرطی که راه برون رفت از بحران و پیشروی جنبش کارگری و توده‌ای شناخته شده و بدان عمل شود. درعین حال ضروری است تاکید شود که حتا درطبیعت نیز اعمال قانون جنگل، باعث تسلیم ضعیف‌ترها دربرابر قوی‌ترها نشده‌است. وضعیت ایران را مختصرا ازمدنظر بگذرانیم:

ـ مجازات اعدام درسال ٢٠٠٦ درایران ١١٧ نفر و درسال ٢٠٠٧ با افزایشی ٧. ٢ برابر، به ٣١٧ نفررسیده و رژیم ایران رتبه دوم را درجهان به‌دست آورده‌است! مجازات اعدام و دراین میان اعدام کودکان زیر ١٨ سال و یا توسل به سنگسار، ازجمله قساوتهائی است که فقط شایسته‌ی نظامهای قرون وسطائی بوده و نشان می دهد که چه درایران و چه بعضا درآمریکا، حکایت از درمانده‌گی حاکمان دربرابر حل معضلات اجتماعی دارد؛

بقيه در اينجا »



مرداد ۱۸, ۱۳۸۷

یکی از خصوصیات بارز رویزیونیستهای پُست مدرن ، همانند رویزیونیستهای مدرن و کهن، تلاش آنها برای زیرعلامت سوآل بردن تئوری کمونیسم علمی است و نفی قدرت دیالکتیکی رشد یابنده‌اش هم‌راه و پابه‌پای پراتیک مبارزات طبقاتی پرولتاریا و ایجاد تزلزل در میان مبارزان آگاه جنبش کارگری، جهت حُقنه کردن بنجولهای تئوریکی خود درقالب “نوآوری” و “سنت شکنی”! شیوه‌ی اثباتی آنها دراین باره نیزعدم صراحت و ایجاد جوٌی غبارآلود و هراس انگیزدردفاع از تئوری انقلابی پرولتاریا است که سالهاست توسط مراکزتبلیغاتی امپریالیستی ـ صهیونیستی، پیش برده‌می‌شوند.

درزیر برخی از انحرافات اینان را بررسی می‌کنیم :

هرکسی که اندک مطالعه‌ای درمورد مارکسیسم داشته باشد، می‌داند که مارکسیسم برروی دوپایه‌ی فولادین ‌و ‌ا ستوار، بناشده‌است : ماتریالیسم دیالکتیکی و ماتریالیسم تاریخی.

جهان بینی ماتریالیستی ـ دیالکتیکی جهان را مادی می‌داند. ماده‌ای که درحرکت دائمی بوده و  تکامل می‌یابد. ذهن نیز انعکاسی است از عین و نه پدیده‌ای غیر مادی. به این اعتباراین جهان بینی نقطه مقابل ایده‌آلیسم است که ماده را تراوشی از ذهن می‌داند و سرنوشت آن را از ابتدا تا انتها مشخص شده‌می‌شناسد. و به قولی : “سرنوشت انسانها درپیشانی آنها از ابتدا نوشته شده‌است!”.

ماتریالیسم تاریخی سیر تحولات تاریخ بشر را ازابتدا تا به امروز براساس رشد پراتیک بشرو دانش موجود از تاریخ جوامع انسانی، ترسیم می‌کند: از جوامع اولیه‌ی بدون طبقه، تا تشکیل طبقات بقيه در اينجا »



مرداد ۱۸, ۱۳۸۷


بنیاد نظام سرمایه‌داری بردوپایه‌ی استثمارکارمزدی و رقابت قراردارد. رقابت بین انحصارات سرمایه‌داری برای کسب سود بیشتردربازارعرضه و تقاضا، به هرج و مرج درعرصه‌ اقتصادی جهان می‌انجامد که انعکاس خود را درروبنای اجتماعی و سیاسی برجای می‌گذارد. در شراطی که رکود اقتصادی کشورهای عمده سرمایه‌داری رو به فزونی است، این هرج و مرج همانند عدم اطمینان دربازی قمار درکازینوها است که درجمله‌ی “هیچ چیزی دیگرسرجای‌اش نیست” تبلورمی‌یابد و به تشدید تضاد و رقابت بین دولتهای سرمایه‌داری منجر می‌گردد.

جنگ که قراربود جوابی به بحران اقتصادی و اعمال هژمونی درجهان و رشد نئولیبرالیسم بدهد، به‌علت عدم توانائی امپریالیسم آمریکا و شرکاء دردرهم شکستن مقاومت ملل موردتهاجم و تجاوزقرارگرفته، به تشدید بحران اقتصادی درجهان کمک کرده‌است. هم اکنون هزینه‌ی جنگ تجاوزکارانه درافغانستان و عراق روزانه ٥.١ میلیارددلار است(گلف نیوزـ ١٦/٤/٨٧) و طی پنج سال و نیم اخیرو صرف نظر از میلیونها کُشته، زخمی، آواره و ویرانیهای عظیم، بیش از ٣٠٠٠ میلیارد دلار خرج روی دست دولت آمریکا گذاشته‌است. تامین این بودجه جنگی باید یا ازطریق دست یابی به منابع ارزان ـ اعم از نیروی کار ارزان، غارت ثروتهای ملل تحت سلطه و اخاذی از کشورهای ثروتمند ـ صورت گیرد ویا اگراین امر به تنهائی کفاف ندهد، باید به تحمیل مخارج آن به مردم کشورخودی، از طریق بالابردن قیمتها و مشخصا بهای نفت و تحمیل مالیاتهای سنگین (٦٠٪ بهای نفت درآمریکا به‌صورت مالیات به صندوق دولت واریز می‌شود) و سرشکن کردن آن روی مردم، پرداخته شود. پس پیش به سوی بالابردن بهای نفت و موادغذائی درجهان، جهت خالی کردن جیبهای مردم!

بقيه در اينجا »



مرداد ۱۸, ۱۳۸۷


 بررسی اوضاع سیاسی جهان نشان می دهد که امروز بشریت شاهد بحرانهای فراگیری است که اگر راهکاری برای برون رفت از آنها تعبیه و پیاده نگردد ، خیلی احتمال دارد که ادامه آن ها امنیت و صلح جهان را در دراز مدت به خطر بیاندازد . بحران “جاری خاورمیانه جدید ” و در راس آن اشغال و جنگ درعراق ، یکی از آن بحران های فراگیر است . پدیده ” بحران جاری خاورمیانه ” و مضمون اصلی آن – منبع انرژی سوخت و مقام ژئوپلیتیکی منطقه نزدیک به یک صد سال است که نه تنها تازگی ، مناسبت و مرتبط بودن خود را از دست نداده بلکه به عنوان یک بحران ” مستمر” ، ” طاقت فرسا ” و ” فراگیر” احتمال دارد که به فراسوی مرزهای عراق و دیگر کشورهای خاورمیانه ” جدید ” نیز گسترش یابد . تمام بحرانهای  دوره پیش از جنگ جهانی دوم و دوره ” جنگ سرد ” با به پایان رسیدن آن دوره ها به آخر عمر خود رسیده و بعضا مناسبت و ” مرتبط بودن ” خود را از دست دادند . ولی بحران جاری خاورمیانه هنوز بعد از گذشت صد سال نه تنها هم‌چنان ” سرکش ” و ” رام نشدنی ” باقی مانده و ” جاری ” بودن خود را از دست نداده است بلکه امروزه به عنوان یک کانون گرهی، اکثر جریانات سیاسی در صحنه بین المللی را با پیچیدگی های خاص خود به هم مرتبط ساخته است . بقيه در اينجا »



مرداد ۱۸, ۱۳۸۷


از نامه‌های رسیده :

 

با  سلام و عرض خسته نباشید

 

 

در این نامه مختصر به بررسی نوشته «وضعیت فعلی و گام های ضروری» منتشره در وبلاگ تریبون مارکسیسم می پردازم. اگر چه مدتی از انتشار آن می گذرد اما مسائلی که گویا این نوشته قرار بود به آنها پاسخ دهد هنوز حل نشده اند. با اینکه در ابتدای متن توصیه به «مطالعه دقیق» جهت یافتن علل به وجود آمدن وضعیتی که پس از دستگیری فعالین دانشجویی در آذر ماه ١٣٨٦ در جنبش دانشجویی به وجود آمده است، شده، ولی این نوشته در نهایت نه تحلیل درستی از وضعیت قبل و بعد از حوادث آذر ارائه می دهد و نه راهی برای برون رفت.

اشتباه اساسی جایی آغاز می گردد که ادعا می شود «دستاوردهای دمکراتیکی که جنبش دانشجویی، به یمن هژمونی چپ، ظرف مدت کوتاهی عملا به رژیم تحمیل کرده بود اکنون تقریبا تماما از بین رفته اند». این جمله چیزی بجز بزرگ دیدن خود و وارونه کردن حقایق نیست. اولا بر چه اساسی ادعا می شود که چپ در جنبش دانشجویی هژمونی داشته و دارد؟ هژمونی یک جریان سیاسی زمانی در بقيه در اينجا »



مرداد ۱۸, ۱۳۸۷

hammer-sichel.gifانقلاب دمکراتیک نوین

 

با اولین جنگ جهانی امپریالیستی و نخستین انقلاب پرولتاریائی پیروزمند یعنی انقلاب اکتبر روسیه، تمام جریان تاریخ و تکامل آن خیز بزرگی به پیش برداشته و دوران جدیدی در انقلاب جهانی آغاز می شود. در این دوران نوین، جبهه سرمایه داری در یک ششم کره زمین فرو ریخته و در بخش های دیگر پوسیدگی خود را به وضوح می نمایاند. سرمایه داری جهانی وارد مرحله‌ی گندیده‌گی و احتضار خود گردیده و بدون تکیه بر مستعمرات و نیمه مستعمرات قادر به ادامه حیات نمی‌شود. تضادهای مختلف امپریالیسم به حد اعلی می رسند و مرحله انقلاب پرولتاریائی و دیکتاتوری پرولتاریا و ساختمان سوسیالیسم در کشورهای سوسیالیستی فرا می رسد. جهان به دو اردوگاه و قطب بزرگ متخاصم پرولتاریا و بورژوازی تقسیم می‌شود.

بقيه در اينجا »



مرداد ۱۸, ۱۳۸۷


رفقای عزیز

 

تشکیل هشتمین کنگره حزب شما، فرصتی است تا با جمعبندی از فعالیتهای حزب در ۴ سال گذشته بتوانید به تحکیم و گسترش پیروزیهایتان درمبارزه طبقاتی جاری در آلمان و ازبین بردن کمبودها و اشتباهاتتان درکلیه‌ی عرصه‌های ایدئولوژیک ـ سیاسی، تشکیلاتی و عملی پرداخته و با گامهای استوارتری درخدمت به رشد جنبش کارگری و دموکراتیک به پیش بروید.

فعالیتهای مداوم شما در دفاع ازمبارزات کارگران، زنان و جوانان درآلمان و گسترش نفوذ و اعتبارتان درمیان آنها، نشان می‌دهد که با محکم به دست گرفتن اصول پرولتری و گزینش تاکتیکهای انعطاف پذیر و متحد و پیشرو بودن درعمل، موفق شده‌اید اصول کمونیسم علمی را با شرایط مشخص جامعه آلمان تلفیق داده و سیاستها و رهنمودهای درستی را درمبارزات انقلابی‌تان مطرح سازید.

درعین حال، فعالیتهای نظری و عملی شما درعرصه‌ی بین‌المللی دردفاع از مبارزات کارگران جهان و ملل تحت ستم و مشخصا افشای چهره‌ی پلید نئولیبرالیسم انحصارات فراملی امپریالیستی و توجه‌تان به ضرورت وحدت دادن به صفوف پراکنده‌ی جنبش کمونیستی جهان، ارزشمند بوده و امید ما براین است که این فعالیتها را هرچه متکامل‌تر ادامه بدهید.

بقيه در اينجا »



مرداد ۱۸, ۱۳۸۷

TO THE PARTICIPANT REPRESENTATIVES AT THE EIGHTH CONGRESS OF THE COMMUNIST PARTY OF GERMANY (Marxist-Leninist)


Dear comrades

  Your eighth Party Congress is an opportunity to sum up your party’s activities during the past four years; This will enable you to consolidate and to expand your victories in the current class struggles in Germany, as well as to eliminate your shortcomings and mistakes in all areas of ideological- political, organizational and practice.  This will enable you to resolutely march forward to serve the growth of the workers and democratic movement.

 Your continuous activities in support of the workers, women and youth struggles in Germany, and the expansion of your influence and prestige among them, shows that by firmly holding to proletarian principles and by choosing progressive, united and flexible tactics in practice, you have been successful in applying the principles of scientific communism to specific conditions of German society and propound correct policies and guidelines in your revolutionary struggles.

بقيه در اينجا »



تیر ۲۰, ۱۳۸۷


پرتوان باد مبارزات کارگران کارخانه‌های بزرگ ایران

 

پس از شروع مبارزات پی‌گیرکارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، مبارزات مکرر کارگران شرکت نی‌شکر ٧ تپه، اعتراضات کارگران شرکت نفت درمنطقه عسلویه، کارگران شرکت ایران خودرو به مثابه بزرگ‌ترین کارخانه اتوموبیل‌سازی ایران نیزاز شنبه ٧ تیرماه دست به اعتصاب زدند.

تحمیل گرسنه‌گی و پای‌مال کردن حقوق حقه‌ی کارگران و تلاش مذبوحانه برای وادارکردن کارگران به سکوت، نه تنها در کارگاههای کوچک که دیگر به تمامی قانون جنگل درآنها حکم‌فرما است، بلکه به‌دلیل حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی نوکر سرمایه‌داران، به شرکتها و موسسات بزرگ تولیدی و خدماتی نیز کشیده شده است.

یک کارگرایران خود‌رو می‌گوید : “ما می‌گوئیم تا کی ما کارگران  باید روزهای جمعه را  کار کنیم؟ ما از بچه هایمان خجالت می کشیم! در کجای دنیا یک کارگر روز تعطیلی ندارد … یک‌روز پیش خانواده بودن حق هر انسانی است.مگر ما چی می گویم که این‌چنین برای ما شمشیر از رو بسته اند؟ فشار کار وحشتناک باعث می شود تا ما حتی نتوانیم به دستشوئی برویم! آیا گفتن این مسله جرم است؟ آقای منطقی! به جای گسیل حراستی ها به سالنها، فقط یک‌روزدر میان ما کارگران زندگی کن، فقط یک‌هفته کارگر باش!
بقيه در اينجا »



تیر ۲۰, ۱۳۸۷


جنبش ٦ روزه‌ی ١٨ـ ٢٣ تیرماه ١٣٧٨، پس ازقریب ١٩ سال سرکوب و خفقان اسلامی در دانش‌گاهها، سرآغاز فصل نوینی درمبارزات مستقل دانش‌جویان از رژیم جمهوری اسلامی ایران و علیه آن شد.

اگر رژیم اسلامی توانسته‌بود درظاهر مستضعف‌خواهی، “همه‌باهم” و ضدیت با شیطان بزرگ و “استقلال طلبی”، بخش قابل ملاحظه‌ای از دانش‌جویان را به‌سوی خودجلب کند، این توهم پس از حمله به دانش‌گاه تهران، بستن داش‌گاه و قلع و قمع دانش‌جویان چپ، تدریجا ریخته‌شد و پس از بازشدن مجدد دانش‌گاه واعمال خفقان برآن جنبش دانش‌جوئی دوران فترتی را پشت سرگذاشت. بخشی ازرژیم اسلامی درلفافه‌ی “اصلاح طلبی” پس از روی کارآمدن خاتمی، تلاش جدیدی را درکشاندن دانش‌جویان به زیر بال خود، آغازنمود. اما جنبش دانش‌جوئی به‌مثابه شاخکهای حساس جنبش توده‌های مردم نمی‌توانست با سانسور و سرکوب هم‌ دَم شده و درخدمت حاکمان قرارگیرد. جنبش ١٨ تیر که دردفاع از آزادی مطبوعات و مشخصا رفع توقیف ازروزنامه‌ی سلام شروع شده‌بود و پس از روشدن ماهیت ضددموکراتیک “اصلاح طلبان” و در راس آنها خاتمی که درهماهنگی با خامنه‌ای دستور سرکوب جنبش را صادرکرد، با طرح شعار “آزادی اندیشه، با ریش و پشم نمیشه” و مشاهده‌ی افتادن صدها دانش‌جو به زندان و تحمل شکنجه، کشته‌شدن تنی چند از دانش‌جویان درجریان این خیزش و بالاخره محکوم نمودن تعدادی از فعالان دانش‌جوئی و غیره، دست به توهٌم زدائی از خود زد.

بقيه در اينجا »



تیر ۱۱, ۱۳۸۷


درآمد

 

اکنون هیجده سال است که از فروپاشی “بلوک شرق”، تجزیه اتحاد جماهیرشوروی، تبدیل چین توده ای به‌یک کشورسرمایه داری و پایان “جنگ سرد” می گذرد. دراین مدت، علارغم چهچه، به‌به و هلهله کردن درباره تفوق بازار”مقدس” و “آزاد” سرمایه داری و افول و”مرگ”مارکسیسم، نظام جهانی سرمایه و درراس آن آمریکا، در پناه صدورآزادی، حقوق بشرودمکراسی و درزیرنقاب مبارزه علیه “تروریسم بین المللی” درسراسرجهان، به‌ویژه درکشورهای خاورمیانه”جدید”، بی‌دادمی‌کند. شیوع وحرکت سریعترسرمایه، هم‌راه‌با تجاوزات و مداخلات نظامی آمریکای نومحافظه کاران، هم اکنون کشورهای متعددی ازجهان پیرامونی از افغانستان، عراق، فلسطین و لبنان (درخاورمیانه”جدید”) گرفته تا هائیتی، کلمبیا، مکزیک (درآمریکای لاتین) وچاد، کنیا، سودان و…(درآفریقا) را به‌سوی آشفته‌گی، آشوب، بحران و بربریت سوق داده است. بگذارید درپرتو اعتراضات عظیم مردم جهان علیه نظامی‌گریها و جنگهای امپریالیستی آمریکا و اوج‌گیری مبارزات وسیع بشریت زحمت‌کش از نپال (درآسیای جنوبی) گرفته تا ونزوئلا، بولیوی و…(درآمریکای لاتین)، باهم درابتدا نقاب کاذب دمکراسی بقيه در اينجا »



تیر ۱۱, ۱۳۸۷


nuclearwar.gifدرپی تلاش دولت آمریکا درمتحدنمودن کشورهای ٥+١(آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه، چین و آلمان)  برادامه‌ی فشار روی رژیم جمهوری اسلامی برای قطع غنی سازی اورانیوم و نهایتا ارائه‌ی بسته‌ی پیشنهادی جدیدی که ادامه‌ی پیشنهادات سابق بوده و روز شنبه ٢٥ خرداد توسط خاویرسولانا فرستاده‌ی اتحادیه‌ی اروپا به تهران، تسلیم مقامات ایران شد، اظهارات تهدید آمیز مقامات اسرائیل نیز به‌صورت حادی آغازگشت. ایهود اولمرت نخست وزیر اسرائیل درطی دیدار با بوش درکاخ سفید گفت: ” بایدبا استفاده ازتمام وسایل ممکن از تهدیدایران جلوگیری نمود”. شائول موفاز نیز که درپی جانشینی اولمرت درحزب قادیما است، چنان‌چه اولمرت به‌علت فسادمالی مجبوربه‌استعفا شود، اعلام نمود که حمله‌ی اسرائیل به موسسات هسته‌ای ایران “اجتناب ناپذیر” می‌باشد.

نیویورک تایمزدرسرمقاله ١٠ ژوئن خود نوشت : “اگر تحریمها و مشوقها موثرنیافتند، صداهائی که به‌نفع عملیات نظامی می باشند، بلند‌تر خواهندشد. اما صرف‌نظر ازقول و قرارها و کمکهائی که بوش و اولمرت به‌هم می‌دهند و یا راجع به‌آنها صحبت می‌کنند، حمله به‌ایران می‌تواند فاجعه انگیز باشد.”این روزنامه هم‌چنین فاش نمود که دراوایل ماه ژوئن جنگنده‌های اسرائیل در دریای مدیترانه برای انجام عملیات تهاجمی به موسسات اتمی ایران تمرین‌کرده‌اند!

بوش درآخرین تلاشش برای متقاعدساختن اروپائیان جهت گرفتن تصمیمات قاطع‌تری علیه ایران، بهانه‌ی وداع کردن با آنهارا به مناسبت نزدیک شدن پایان دوران ریاست جمهوری‌اش، به اروپا سفرکرد و با تک تک سران اروپا به گفت‌و‌گو نشست.

برلوسکونی نخست وزیر جدید ایتالیا روزجمعه ٢٤ خرداد، پس از دیدار روز قبل با بوش در گفت‌و‌گو با مخبر روزنامه‌ی لارپوبلیکا اظهارداشت : ” درجریان گفت‌و‌گو با بوش دررابطه با پرونده حساس ایران خبرهائی شنیدم که ترجیح می‌دهم هرگز مجبور به شنیدن آنها نشوم”. “بوش دررابطه با پرونده اتمی این کشوربسیارجدی و مصمم است و شخصا امیدوارم مذاکره بااین کشور متوقف نشود و راه حلی پیداشود. درغیراین‌صورت اوضاع بسیاروخیم خواهدشد”. ” کاخ سفید به موفقیت تلاشهای دیپلوماتیک خوشبین نیست”.

بقيه در اينجا »



تیر ۱۱, ۱۳۸۷


رقابت بین جناحهای مختلف هیئت حاکمه برسردست اندازی به منابع و ثروتهای جامعه و تفوق‌یابی درامرحکم‌رانی برآن، از بدو تاسیس جمهوری اسلامی ایران پیوسته ادامه داشته است؛ به همان گونه که تبانی و توافق درحفظ نظام دیکتاتوری “ولایت فقیه” به‌هرقیمتی، جهت سرکوب بی رحمانه‌ی خواستهای به‌حق و عادلانه‌ی کارگران و زحمت‌کشان، پیوسته ارجحیت اول آنها را تشکیل می‌داده‌است.

اگر درسالهای قبل‌ازانقلاب بهمن ١٣٥٧، سیاست “همه باهم” به مفهوم تبانی جناحهای مختلف بورژوازی متوسط و خرده بورژوازی دراپوزیسیون با بورژوازی بزرگ حاکم، به‌منظورکسب قدرت، مَدٌ‌نظرآنان بود؛ پس از سرنگونی رژیم سلطنتی، رقابت بین جناحهای مختلف تازه به‌قدرت رسیده جهت دست‌یابی به سهمی بیشتراز ثروت و موقعیتی ممتازتر درقدرت، به‌صورت حادی مطرح گردید. درابتدا، رقابت اساسا بین سکولاریستها و مدافعان ولایت فقیه که وابسته به نظام سرمایه‌داری لیبرال و سرمایه‌ی تجاری بودند، آغازشد و درطی سه‌سال، تفوق “کی برکی” مشخص گردید. درهمان ماههای اول پس از انقلاب، نماینده‌گان جبهه‌ملی و چندماه بعد نهضت آزادی و نهایتا جناح بنی‌صدرازقدرت کنارگذاشته‌شدند. بورژوازی تجاری با تکیه به مذهب توانست سلطه‌ی خود را بردستگاه دولتی تامین و تحمیل کند. ادعاشد که دولت یک‌دست زیررهبری “ولایت فقیه” دست به تغییرات شگرفی خواهدزد و کم وکسریهای تا آن زمان، ناشی از اخلال بورژواـ لیبرالها بود که چوب لای چرخ نظام می‌گذاشتند و به‌همین لحاظ ازقدرت کنارگذاشته‌شدند.

اما این سلطه‌ی “یک‌دست” به مثابه پیش لرزه‌های خفیفی بود که زلزله‌ی شدیدی را درپی داشت. دیری نپائید که مار ولایت فقیه به خوردن بچه‌های‌اش پرداخت و دراولین گام “حزب الله یک دست شده” بقيه در اينجا »



تیر ۱۱, ۱۳۸۷


جنبش کارگری ایران در بهارامسال خیزش جدیدی را در استقامت و پای‌داری مبارزاتی‌اش دربرابر نظام جمهوری اسلامی، برداشت. مبارزه‌ی چندهزارنفری کارگران‌نی‌شکرهفت تپه که در ١٦ اردیبهشت شروع شده و به مدت بیش از يک ماه است که ادامه داشته، نمونه‌ی درخشانی از این مبارزات است که علارغم تهدیدها، بازداشت فعالان کارگری و ضرب و شتم آنها و ممانعت از تظاهرات و راه‌پیمائیهای کارگران و خانواده‌های‌شان درشهرشوش،عزم کارگران‌ درگرفتن مزدهای معوقه‌‌ی سه‌ماه گذشته و تحقق دیگرخواسته‌های شان نظیربرکناری رئیس هیئت مدیره‌ و رئیس حراست آن شرکت وتشکیل سندیکای مستقل خودشان را  نشان داد.

کارگران دیگرکارخانه‌ها و نهادهای کارگری با پشتیبانی ازاین مبارزات و اعلام هم‌بسته‌گی ـ گرچه هنوز درابعادی نه چندان گسترده و فراگیرـ نشان داده‌اند که هر روز که می‌گذرد، کارگران بیشتر و بیشتردرمی‌یابند که بازپس گرفتن حقوق پای‌مال‌شده‌شان ازرژیم، باسکوت وبی‌تفاوتی دربرابر گرگتازیهای آن و یا انجام مبارزات انفرادی و یا گروهی، با موفقیت هم‌راه نخواهد شد و پیروزی طبقه‌ی کارگردرتحقق خواسته‌های‌اش درگرو متشکل شدن هرچه بیشتر، ایجاد تشکلهای خود و ایستادن هرچه یک پارچه‌تر دربرابر استثمارگران و ستم‌گران سرمایه ‌دارورژیم حامی آنهاست.

اعتصاب پیروز٤٠٠٠ کارگرکوره‌پزخانه‌ در قرچک ورامین به مدت یک ماه جهت افزایش مزدشان به میزان ناچیز ١٤٠٠٠ تومان درماه و اعتصاب مشابه ٣٠٠٠ کارگر کوره‌پزخانه در آذربایجان غربی به مدت ٣ هفته جهت افزایش مزد و سرکوب این اعتصاب و دستگیری ٢٤ نفر از فعالان کارگری، نشان می‌دهد که حرص انباشت سود توسط سرمایه‌داران در جنگل بی قانون ایران به‌حدی است که ١٦ تا ١٧ ساعت کار در روز، استفاده از کار ارزان کودکان و زنان نیز کافی برای پایان‌دادن به وضع فلاکت‌بار کارگران کوره‌پزخانه‌ها نبوده و کفتاران نظام جمهوری اسلامی درصددند تا وقت دیرنشده تا آن‌جا که امکان وجودداشته‌باشد، درمقابل خواست کارگران ایستاده و باتوسل به سرکوب عریان، به‌استثمارگری و ستم‌گری خود ادامه دهند.

تحصن کارگران چوب طالقان درمقابل وزارت کار برای پرداخت ١٧ ماه حقوق معوقه؛ تحصن کارگران چیان تایر برای دریافت ٣ ماه مزد پرداخت نشده و عیدی؛ شروع مجدد اعتصاب کارگران لاستیک البرز وعدم اجرای تعهدی که مسئوولان کارخانه در تحقق خواسته‌های کارگران داده‌بودند؛ عدم پرداخت مزدهای معوقه کارگران کارخانه‌ی ریسنده‌گی خاور رشت به مدت ١٢ تا ١٧ ماه و بستن جاده فومن رشت توسط کارگران خشمگین؛ اعتراض کارگران معدن درطبس بازهم به خاطر عدم پرداخت مزدهای معوقه؛ و دهها اعتصاب و تحصن و تظاهر از این قبیل، نشان می‌دهد که رژیم حاکم چه بقيه در اينجا »



تیر ۱۱, ۱۳۸۷



۱– ازنظر تحلیلگرانی که به نحله های فکری و سیاسی گوناگونی تقسیم می شوند، انتخابات ۲۰۰۸‌ آمریکا در مقام مقایسه با انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در٦٠ سال گذشته، حداقل دو تفاوت چشم‌گیر و مهمی را دارا است که آن را در نوع خود ” مستثنی ” و حتی ” کم نظیر” می سازد.

الف : نخست این‌که در انتخابات عمومی ۴ نوامبر ۲۰۰۸، طبق پیش بینی ها و حدسیات این تحلیل‌گران تعداد رای دهندگان واجد شرایط به بیش از ٥٠٪ خواهد رسید. درتاریخ پس ازجنگ جهانی دوم، این اولین بارخواهد بود که در صد رای دهندگان واجد شرایط به آن حد خواهد رسید. بدون تردید دراینامر، گرایش در جوانان به نفع شرکت درانتخابات، برخلاف دوران گذشته، حائز اهمیت است.

ب : دیگراین‌که دراین انتخابات، هزینه‌ی مالی کمپین های انتخاباتی، هم اکنون به یک میلیارد دلار رسیده است. با این‌که هزینه‌ی مالی انتخاباتی برای ریاست جمهوری، پُرخرج ترین درجهان بوده است، ولی در خود آمریکا نیز هیچ‌وقت به یک میلیارد دلار افزایش نیافته بود.

۲– علل ریشه‌ای این دو امر مستثنی و یا کم نظیر را باید در کم و کیف تضادهای درون طبقاتی هیئت حاکمه آمریکا جُست‌وجو کرد. این تضادها که همیشه وجود داشته‌اند و اخیرا تشدید یافته اند، به خاطر تسلط و هژمونی کلان سرمایه داری بر بدنه‌ی جامعه،  در بین اقشار مختلف مردم نیز رخنه کرده و جامعه آمریکا را بیش از هر زمانی در گذشته بقيه در اينجا »



تیر ۱۱, ۱۳۸۷


با سلام خدمت شما رفقا

سئوالی داشتم که اگر سلاح دانستید به‌آن جواب بدهید. سئوال من این است که چرا کمونیستها با داشتن دیدگاه‌واحد مبنی برازبین بردن نظامهای طبقاتی متکی برمالکیت خصوصی بروسایل تولید، اعتقاد به پیش بردن آگاهانه مبارزه‌ طبقاتی طبقه کارگر و ضرورت پیاده کردن تئوری انقلابی و علمی پرولتاریا درعمل و اینکه تحقق چنین وظیفه سنگینی بدون نیروی مادی درکلیه سطوح نظری و عملی ممکن نیست، فعالیت خود را نه بصورت متحد و متشکل و در سازمانی واحد ، بلکه بصورت فردی و یا گروهی پیش می‌برند؟ هم اکنون چنان بلبشوو تشتت نظری و سازمانی بوجودآمده که تشخیص اینکه چه کسی و یا گروهی نظرو عمل‌کرد درست منطبق با آموزشهای کمونیستی دارد وچه کسی یا گروهی نظر و عمل‌کرد نادرست، برای بسیاری از انسانهایی که خواستار تغییرنظام بردگی مزدوری حاکم برایران هستند، بصورت معمائی درآمده که نتیجه‌اش پاسیوماندن بسیاری درمبارزه شده است؟ راه حل خروج از این بحران را چگونه می بینید؟

 

رفیق گرامی، سلام گرم ما را بپذیرید.

جواب دقیق و تاحدممکن همه‌جانبه به سوآل شما درمحدوده‌ی جائی که برای جواب به نامه‌ها در “رنجبرماهانه” اختصاص داده شده، ممکن نیست. لذا ماسعی می‌کنیم به طورفشرده معیارهای کمونیستی را بقيه در اينجا »



تیر ۱۱, ۱۳۸۷



hammer-sichel.gifمروری کوتاه به برخی مقولات تاریخی و سیاسی ازدیدگاه کمونیسم علمی (قسمت نهم)

کمونیسم‌علمی، قوانین عام تکامل طبیعت و جامعه، علم انقلاب توده‌های تحت ستم و استثمار، علم پیروزی سوسیالیسم در سرتاسر گیتی و ساختمان سوسیالیسم و کمونیسم است.

مارکسیسم محصول انقلابی عظیم در تاریخ تکامل بینش، تفکرو اسلوب کاراجتماعی است. آموزش مارکس و انگلس به پرسش هائی که بشریت مترقی طرح کرده ولی موفق به حل آنها نگشته بود، پاسخ داد.

منابع تئوریک آموزش مارکس و انگلس، فلسفه قرن ١٨ و آغاز قرن ١٩ میلادی درآلمان، اقتصاد سیاسی انگلستان، سوسیالیسم فرانسه و علوم طبیعی موجود زمان خودشان است. درعرصه‌ی اجتماعی، مارکسیسم دفاع ازمنافع‌آتی و آنی پرولتاریا، این انقلابی ترین طبقه جامعه درعصر سرمایه‌داری و چه‌گونه‌گی کسب قدرت توسط آن طبقه برای پایان دادن به نظام طبقاتی متکی بر مالکیت خصوصی وسایل تولید و استثمارانسان از انسان را بیان می‌کند.

بقيه در اينجا »



خرداد ۱۱, ۱۳۸۷

تاخت و تاز افسارگسیخته‌ی نئولیبرالیسم امپریالیستی به‌حقوق کارگران و زحمت‌کشان و کلیه‌ی ملل جهان، ازجمله درکشورهای متروپل سرمایه دردودهه‌ی‌اخیروپابه‌پای آن دست درازی گستاخانه‌ی نظام سرمایه‌داری جمهوری اسلامی حاکم برایران به حقوق اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فردی کارگران و زحمت‌کشان، زنان و جوانان، دانش‌جویان و معلمان، نویسنده‌گان و روزنامه نویسان، هنرمندان و ملیتهای تحت ستم و اقلیتهای مذهبی، ریشه‌ی مادی تشدید جدال نظری درمورد چه‌گونه‌گی رهائی از استثمار و ستم امپریالیسم درکشورهای امپریالیستی و  پیرامونی را به‌دنبال داشته است.

به‌طورکلی، مبارزه‌ی نظری پا به‌پای مبارزه‌ی طبقاتی و با فراز و نشیبهای‌اش پیوسته ادامه داشته‌ و درتاریخ مبارزه‌ی طبقه‌ی کارگر به صورت صف‌بندیهای گوناگونی بروز کرده‌است. اگر قبل از تدوین تئوری کمونیسم علمی توسط مارکس و انگلس، به دلیل فقدان نظرات روشن متکی برپایه‌های محکم و استوار علمی، نیروهای چپ ضد نظام سرمایه‌داری و ماقبل آن هنوز دارای افکارتبلوریافته نبوده و نظراتی التقاطی و تخیلی درپیشبرد اهداف‌شان داشتند و متعاقب آن جنبشهای کارگری و دموکراتیک به‌صورت جنبشهای همه‌گانی پیش می‌رفتند، اما با تدوین کمونیسم علمی، که صف‌بندیهای طبقاتی را دقیقا ترسیم نموده و خصلت دیالکتیکی رشد یابنده دارد، کمونیستها تنها صف‌بندی در درون طبقه‌ی کارگرراتشکیل ‌دادند که با حرکت از مصالح و منافع آتی و آنی طبقه‌ی کارگر، مبارزه تا به آخربا نظام سرمایه‌داری را با تکیه به بینش و متد این تئوری انقلابی پرولتاریا در دستورکارخود قرارداده‌اند.

بقيه در اينجا »



خرداد ۱۱, ۱۳۸۷

 لنین ـ ولادیمیر ایلیچ اولیانف ـ رهبر انقلاب اکتبر و بنیان گذار اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی  در ۲۲ آپریل ۱۸۷۰ در شهرک ” سیم بیرسک” در نزدیکی مسکو  چشم به جهان گشود.

وی از مادری آلمانی تبار “ماریا الکساندرونا” و پدری روس “ایلیا نیکولایانویچ اولیانف” بود. پدرلنین از کارمندان دیوان سالاری تزاری بوده که با مشاهدات خویش از وضعیت جامعه فقر زده و عقب مانده تزاری و تفاوت طبقاتی عظیم مابین زحمت‌کشان و اعوان و انصار تزاریست، سعی در برافروختن شعله‌ی عدالت خواهی در سینه‌ی فرزندانش داشت. او به یاری مادر آزادمنش خانواده نگرش انتقادی را در برابر جامعه عقب مانده روسیه برگزیده‌بود.