|
خرداد ۲۹, ۱۳۸۸
تظاهرات به حق مردم علیه انتخابات فرمایشی و قلابی در رژیم جمهوری اسلامی ایران بافریاد آزادی و مرگ بردیکتاتور، باجاری شدن خون تظاهرکننده گان، ادامه می یابند. درمقابل تمامی شعارهای دفاع از موسوی حاکی هستند که از شور و هیجان و خواست اکثریت مردم تحت استثمار و ستم سوء استفاده می شود تا رژیم جمهوری اسلامی دریک شکل یا شکل دیگری تداوم یابد.
خرداد ۲۶, ۱۳۸۸
جناح اصول گرایان هیئت حاکمه به رهبری خامنه ای که درطی چهارسال ریاست جمهوری محموداحمدی نژاد کارنامه ننگینی را درسرکوب توده های کارگر و زحمت کش، به جا گذاشته اند درپروسه ۲۰ روزمبارزه انتخاباتی فرصتی یافتند تا بی پرده تر به افشاء نه چندان تیز رهبران” اصلاح طلب” و محافظه کاردر مناظره های تلویزیونی پرداخته و سعی کردند رقیبان خود را ازمیدان فراری دهند. رقیبان “اصلاح طلب” نیزازسوی دیگر با همان حربه سعی کردند خلافکاریهای دولت و مشخصا حیف و میلهای مالی آن را مطرح سازند. دراین فضای سیاسی که اوج اختلافات دوجناح هیئت حاکمه را نشان می داد، آنها مجبورشدند برای جلب نظرمردم واقعیاتی را که سالیان درازی است وردزبان مردم است درحدناچیزی بیان دارند. بدین ترتیب مردم فرصتی به دست آوردند تا ماهیت رژیم جمهوری اسلامی را بازهم بیشتر و از زبان خودحاکمان بشنوند.
گرچه این درگیری دوجناح حاکم درشرایطی که مردم حق معرفی نمایندگان خود را نداشتند برای جلب مردم به حوزه های رای گیری بود، اما درفقدان آلترناتیوی انقلابی حاکمان سعی کردند یک باردیگر مردم را وادار به انتخاب بین بدترینها بکنند. اصول گرایان با استفاده از امکانات دولتی تلاش کردند تا اقشار عقب افتاده و مذهبی را به دنبال خود بکشانند و “اصلاح طلبان” با برداشتن پرچم پاره پاره دموکراسی دروغین بورژوائی جناحهای روشنفکر جامعه را به سوی خود بکشانند. درحالی که درسرکوب توده ها و پایمال کردن دموکراسی چه درزمان نخست وزیری ۸ ساله موسوی و چه دردوران ریاست جمهوری ۸ ساله خاتمی و به خاطر حفظ نظام جمهوری اسلامی لحظه ای درنگ نکردند. بدین ترتیب جنگ دوجناح برای کسب موقعیت برتر در قدرت حاکمه ازطریق جمع آوری رای و بالارفتن از دوش مردم آغازشد. و با شرکت مردم درانتخابات و انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری، رژیم مشروعیت خود را درانظارجهانیان مدعی گردید. درحالی که اگر مردم به تحریم انتخابات می پرداختند و رژیم را منفرد می نمودند، هم عدم حضورمردم در حوزه های رای گیری و هم امکان تقلب درحد بیان اینکه ۸۰% مردم در رای گیری شرکت کردند، ممکن نمی شد. کسانی که با رای دادن به موسوی دچاراین توهم بودند که با کنارگذاشته شدن احمدی نژاد نسیم دموکراسی خواهد وزید، درحالی که دل خوشی از موسوی نداشتند و تبلیغاتی که درمورد بردن انتخابات توسط موسوی می شد، و تقلباتی که در شمارش رای ها صورت گرفت، این بار به خشم آمده و درفردای انتخابات به خیابان ریختند. آنها درحالی که خامنه ای انتخاب احمدی نژاد را به ریاست جمهوری تائید می کرد شعار”مرگ بردیکتاتور”و” مرگ بر این دولت مردم فریب” سردادند وخواهان برکناری احمدی نژاد شدند. مردم احمدی نژاد را دیکتاتور و دروغ گو می شناسند. اوطی چهارسال گذشته مکررا تهدیدکرد که مافیای نفتی را افشاء خواهدکرد واکنون در مراسم “جشن پیروزی اش” فقط می گوید” بررسی اموال مقامات سابق را در دستور کار خود گذاشته است”. بلی فقط “بررسی اموال” را زیرا به قول معروف “چاقو دسته خود رانمی برد”. خشم مردم زمانی اوج گرفت که برنده گان انتخابات درمصاحبه های مطبوعاتی خوداعترضات به حق مردم را به ” خاک وخاشاک” تشبیه کردند. ازاین لحظه اعتراضات مردم ابعاد بیشتری به خود گرفت. درشهرها ودانشگاههای سراسرکشورفریاد اعتراض بلند شد و متقابلا خوابگاههای دانشجویان موردیورش لباس شخصی ها ونیروهای امنیتی قرارگرفته وخاطره ۱۸ تیر۷۸ باردیگر درخاطره ها زنده شد. ولی این باردانشجویان ازتجربه گذشته درس اموخته بودند. دیگرتنها دل به “اصلاح طلبان” نبسته ،تظاهرات روز دوشنبه علیرغم خواست علنی رهبران اصلاح طلب درحفظ آرامش درتظاهرات و عدم موافقت وزارت کشوربه روشنی نشان داد که اگرمردم متحدانه درمقیاس میلیونی پا به میدان مبارزه بگذارند هیچ نیروی قادربه مقابله با آ ن نیست .درتظاهرات روز دوشنبه نیروهای امنیتی، بسیج، سپاه ولباس شخصی ها تنها نظاره گربودند. فقط بعداز اتمام اعتراضات وتظاهرات و زمان پراکنده شدن مردم، نیروهای بسیج به تظاهرکننده گان حمله کردند. رویدادهای چند روزاخیربیانگراین واقعیت عینی است که پتانسیل عظیمی درجامعه نهفته است جوانان، زنان،معلمان،دانشجویان،کارگران وزحمتکشان خواهان ادامه وضع موجودنیستند.دوران هشت سال حاکمیت خاتمی نشان داد که نمی توان دل به اصلاح طلب بست. دعوت موسوی مبنی بر”آرامش ،احترام ورعایت قانون” درمقابل شعار”نه سازش، نه تسلیم ” توده ها درعمل نشان داد تا زمانی که مردم از داشتن یک رهبری پیشرو و آگاه و مبارزکمونیستی محروم باشند، تلاش آنان درجهت تغییر درخدمت این یا آن جناح حاکم قرار می گیرد. دریک کلام چاره رنجبران وحدت وتشکیلات است فقط با پتک گران کارگران می توان حاکمان فاسد را درهم کوبیده وبه زباله دان تاریخ سپرد.
حزب رنجبران ایران ـ ۲۵/۳/۱۳۸۸
خرداد ۰۷, ۱۳۸۸
در آمد نوشته حاضر جمع بندی ها و نتیجه گیری های نکات مهم و اصلی یک کلاس درس تابستانی تحت عنوان ” راه انسان به سوی پیشرفت و رشد : سرمایه داری یا سوسیالیسم ؟ ” می باشد . در تهیه و تنظیم رئوس مطالب و محتوی این کلاس درسی و نوشته حاضر ، نگارنده از مقالات و کتابهائی که برخی از مارکسیست ها و سوسیالیست های آمریکای شمالی در کلاس های درسی خود به کار می برند ، استفاده کرده است . این مقالات و کتاب ها همراه با دیگر منابع در آخر این نوشته به صورت ” منابع و ماخذ ” آورده شده اند . رئوس مطالب و نکات مهم این کلاس درسی که نوشته حاضر بخشی از آنها را در بر می گیرد ، عبارتند از : ۱ - خواست انسان و سرچشمه رشد و پیشرفت انسان ۲ - منطق سرمایه و استثمار کار و زحمت ۳ - قوانین حاکم بر سرمایه و جوهر مبارزات طبقاتی ۴ - جدائی ها و وحدت ها بین کارگران ۵ - پروسه جهانی شدن و احتیاج سرمایه در ایجاد مصرف گرائی ۶ - بحران در رژیم سرمایه ، نقش دولت و پدیده امپریالیسم ۷ - پیشرفت انسان و چرائی سوسیالیسم ۸ - چشم انداز سوسیالیسم در قرن بیست و یکم
خرداد ۰۷, ۱۳۸۸
کشور چین پنجشنبه پنجم مارس، ۲۰۰۹ طی گزارشی پاسخ دندانشکنی به آمرپکا در مورد حقوق بشر در چین داد. این گزارش روشن می سازد که آمریکا چشمهایش را در مقابل تخطی از حقوق بشر خودش بسته است. این گزارش سابقه ی حقوق بشر آمریکا را در شش نکته مورد بررسی قرار می دهد. ۱ - در مورد جان و امنیت فردی ۲ - درمورد حقوق مدنی و سیاسی ۳ - درمورد حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ۴ - د مورد تبعیض نژادی ۵ - درمورد حقوق زنان وکودکان ۶ - درمورد زیرپاگزاردن حقوق بشر درکشورهای دیگر وزارت کشور آمریکا در ۲۵ فوریه ۲۰۰۹ ، گزارش خودرا درمورد ممارستهای حقوق بشر برای سال ۲۰۰۸ ، منتشر ساخت. مثل سالهای قبل، گزارشها پرازتهمت درمورد وضعیت حقوق بشر در بیش از۱۹۰ کشور و سرزمین به انضمام چین بود. ولی هیچ نکته ای را در مورد تجاوز گسترده به حقوق بشردرسرزمین خودش بیان نکرده بود. دراین نوشته سابقه ی حقوق بشر آمریکا در سال ۲۰۰۸ بررسی می شود تا برای مردم سراسرجهان کمکی دردرک وضعیت واقعی حقوق بشر درآمریکا باشد و یادآوری باشد برای خود ایالات متحده آمریکا که باید وضعیت حقوق بشر خودرا نیز منعکس سازد.
خرداد ۰۳, ۱۳۸۸
رسانه های گروهی همراه با اکثریت عظیمی از آکادمیسین های تاریخ اقتصاد سیاسی در کشورهای توسعه یافته ( شمال ) تصویری از تاریخ عمومی را عرضه می کنند که طبق آن سرمایه داری نخستین صورتبندی اقتصادی – سیاسی در تاریخ بشر است که جهان را ” متحد ” کرده است . این روایت از تاریخ بشر که به غایت ساده انگارانه است ، منبعث از منظر اروپا مرکز انگاری است که قرن ها بر اساس عملکردهای منطق حرکت سرمایه ، به یک گفتمان مسلط، بهویژه در بین روشنفکران طرفدار نظام جهانی سرمایه ، تبدیل گشته است .
اردیبهشت ۱۰, ۱۳۸۸
ولی این امر نمایان که سوسیالیسم نوع کوبائی، با بلایای طاقت فرسائی، آن ” دوره ویژه ” را از سر گذرانده و امروز بعد از گذشت نزدیک به بیست سال از سقوط دیوار برلین همچنان پا برجا مانده ، به ما فرصت می دهد که روی علل این پابرجائی و استمرار به بحث و گفتگو بپردازیم . حتی کهولت فیدل کاسترو و سپس استعفای او از ریاست جمهوری نه تنها برخلاف پیش بینی های خیلی از تحلیل گران منجر به تلاطمات اجتماعی و هرج و مرج سیاسی نگشته، بلکه امروز یکی از کشورهای نادر جهان است که با بحران های غذا ، انرژی ، مالی و نابرابری های فلاکت بار روبهرو نشده است . سئوالی که اینجا مطرح است این است که چرا کوبا به عنوان یک کشور معروف به سوسیالیستی به بقای خود ادامه می دهد و نیروهای مترقی و سوسیالیست چه نوع جمع بندی ها و درسها می توانند از این واقعه و پدیده کم نظیر کسب کنند . پاسخ ابتدائی به این سئوال این است که در کشور کوبا علیرغم کمبودها و مشکلات، یک نوع نظم نسبتا انقلابی حاکمیت دارد . خیلی از کوبائی ها هنوز بعد از گذشت پنجاه سال از وقوع انقلاب ۱۹۵۹ ، به اصول و ره آوردهای انقلاب خود اعتقاد دارند . به کلامی دیگر ، آنها در عین حال که از نارسائی ها و محدودیت ها شکایت دارند ، نسبت به بدیلی که آمریکای سرمایه دار می خواهد برای آنان ارمغان بیاورد ، در توهٌم نیستند . ولی چرا مردم کوبا بر خلاف اکثر مردمان کشورهای شوروی سابق ، اروپای شرقی و چین نسبت به ” موهبت ها ” ، ” امتیازها ” و ” مقدسات ” بازار آزاد نئولیبرالی در توهٌم فرو نرفته اند ؟ برای جواب به این سئوال ، بهتر است نگاهی به شکل گیری و رشد انقلاب و دگردیسی قابل توجهی که در سالهای ۱۹۶۳ - ۱۹۵۹ در کوبا به وقوع پیوست ، بیاندازیم .
اردیبهشت ۰۵, ۱۳۸۸
پُرشکوهترباد ١٢٠مین سالگرد اول ماه مه روزهمبستگی مبارزاتی کارگران و زحمتکشان جهان
فرارسیدن ١٢٠مین سالگرد اول ماه مه(١١اردیبهشت) روزکارگر، روزهمبستهگی مبارزاتی انسانهای کار و زحمت را به تمام کارگران و زحمت کشان، زنان و جوانان و کلیهی انسانهائی که برای رهائی بشریت از استثمارو ستم و تبعیض طبقاتی رنج میبرند، تبریک میگوئیم.
اسفند ۲۳, ۱۳۸۷
کارگران و زحمت کشان ایران؛ نوروز فرامیرسد و طبیعت در کشور مان باردیگر لباس نو برتن می کند، زمین یخ بسته نَفَس تازه می کند، جُنب و جوش و حرکت شاداب و مستانهی برون آمدن سبزهها ازدل خاک ، شکوفهها از شاخههای درختان و بوتهها و چهچه بلبلان و ترنم باران و جاری شدن آب ازکهسارها، همه و همه زندهگی را فریادمیزنند.
اسفند ۱۸, ۱۳۸۷
ازآنجا که دانشگاه، برخلاف دیدگاه مذهبی متحجرسران جمهوری اسلامی، به مثابه یک سلول زندهی آگاه، پرتحرک و پرنشاط، مکانی است علمی که زندهگی را فریادمی زند و درآن دانشجویان درپی شناخت جهان موجود و کشف حقایق ناشناختهی آن می باشند و به این اعتبار حاضربه پذیرش افکارو لاطائلات کهنه و پوسیدهی مذهبی سردمداران جمهوری اسلامی و ازآن مهمترنظام سرمایهداری بهغایت استثمارگر و ستمگر و آزادی کُش حاکم، نیستند، مبارزات قهرمانانهای را علیه نظام و علارغم شدیدترین سرکوبها ادامه میدهند. رژیم کنونی ایران از بدو استقرارجمهوری اسلامی، دانشگاه را به مثابه خاری برچشمهای خویش دانسته و حاکمان اسلامی، همانند حاکمان سلطنتی باتمام وجود کوشیدهاند تا این محیط زنده و شاداب علمی را از پویش بازبدارند. حاکمان اسلامی به علاوه میخواهند دانشگاه را به قبرستانی بی روح تبدیل کنند که درآن حزب الهی ها دانشگاه را به محیط عزاداری مبدل سازند و یا باوجود هزاران و دهها هزارمسجد برای انجام نماز جمعه، مردم را به صحن دانشگاهها بکشانند تا درآن مکان آموزش علمی به شستشوی مغزی آنها، با خرافات وافکار پوسیده و کهنهی صدها و هزاران ساله، بپردازند. بقيه در اينجا »
اسفند ۱۳, ۱۳۸۷
٨ مارس(١٨ اسفند) روزجهانی زن، روزهمبستهگی مبارزاتی زنان جهان علیه مردسالاری و نظامهای طبقاتی متکی براستثمار و ستم و تبعیض و مشخصا نظام سرمایه داری را به تمامی زنان مبارز و آزادی خواه و به ویژه بهزنان کارگر و زحمت کش جهان تبریک میگوئیم. درشرایطی که درجهان سرمایهداری، استثمارو ستم بر زنان هرروز بیشتر چهرهی پلید خود را نمایان میسازد و دموکراسی مفلوک پارلمانتاریستی کشورهای سرمایهداری قادربه تحقق برابری زنان و مردان درعرصههای مختلف اجتماعی نشدهاست، سردمداران نظام سرمایهداری با تلاش برای انتخاب برخی از زنان به مقامات اداری و دولتی، می خواهند چنین وانمودکنند که گویا درجهت تحقق برابری زنان و مردان دراین جوامع کارمیکنند! اما همچنان که بارها تجربه شده، از ملکههای کشورهای پادشاهی گرفته تا نخست وزیران و روسای جمهوری زن نظیر گلدامایر، ایندیراگاندی، مارگارت تاچر و غیره، حتا خشنتر از همقطاران مردخود درکشورهایشان درحفظ نظام سرمایه داری و حتا سنن ماقبل سرمایهداری، عمل کردهاند. چراکه خانه از پای بست ویران است و فروتری زنان اساسا ناشی از تداوم سرسختانهی نظام استثماری و مالکیت خصوصی بروسایل تولید و مبادله است که درکلیهی کشورهای سرمایهداری، “مقدس” انگاشته میشود و زنان درقدرت(دولتزنان) نیز بهآن پای بند بوده و درحفظ آن تلاش کردهاند. بقيه در اينجا »
اسفند ۱۳, ۱۳۸۷
سالهاست سردمداران رژیم اسلامی ایران درپی سرپوش گذاشتن به یکی از شنیعترین جنایات خود درتاریخ ایران هستند: ازبین بردن گورستان خاوران وانکار کشتار وحشیانهی زندانیان سیاسی در سال ٦٧!!
بهمن ۰۶, ۱۳۸۷
آیا شعار «آزادی اجتماعات» امروزه می تواند بمثابه امری اساسی در خدمت جنبش طبقه کارگر قرار گیرد؟ در مطبوعات قانونی، انحلال طلبان به سردمداری تروتسکی می گویند که می تواند. آنها هر چه در توان دارند می کنند تا خصلت واقعی جنبش کارگران را تحریف نمایند. ولی اینها کوششهای مذبوحانهای بیش نیستند. انحلال طلبان در حال غرق شدن به هر خس و خاشاکی متشبث می شوند تا حرف نادرست خود را به کرسی بنشانند. در سال ۱۹۱۰ گروههای کوچک روشنفکری جنبش درخواست آزادی اجتماعات را شروع کردند. این جنبش ساختگی بود. توده های کارگران بی تفاوت ماندند. هیچکس نمی تواند چنین کار بیهودهای را برعهدۀ کارگران دانسته به آنها اعتراض کند. این برازندۀ لیبرالها بود که به رفرم های سیاسی تحت سلطنت تزاری اعتقاد داشته باشند. کارگران غلط بودن تقبل آن را مشاهده کرده و از گود خارج ماندند.
بهمن ۰۶, ۱۳۸۷
جنبش اعتصابی و دستمزدها هر کس می داند که جنبش اعتصابی مشهور کارگران روسیه در سال ۱۹۰۵، نه تنها از جنبه سیاسی بلکه همچنین از جنبه اقتصادی موفقیتهای بزرگی را به دست آورد. اطلاعات داده شده از گزارشات بازرسان کارخانه(۱) اکنون ما را قادر می سازد تا ایده کاملا دقیقی از عظمت این موفقیتها به دست دهیم. بر طبق آن اطلاعات، درآمد متوسط یک کارگر کارخانه عبارت بود از:
بهمن ۰۶, ۱۳۸۷
ادامه متن برنامه عمل بین الملل سندیکاهای سرخ تخریب یا تسخیر سندیکاها برای تشکیل یک جبهه انقلابی آیا ترک سندیکاهای قدیمی یا بطور کلی جدا ساختن بخش انقلابی کارگران از این سندیکاها ضرورت دارد؟ با بررسی نقش سندیکاها در قبل و پس از جنگ می توانیم پاسخ به این سؤال را دریابیم. سندیکاها بمثابه ارگانهای دفاع از خود طبقه کارگر بوجود آمدند. به تدریج با رشد و گسترش مناسبات سرمایه داری و به موازات پیچیده شدن اشکال استثماری سندیکاهای کارگری اشکال سازمانی بغرنج تری به خود می گرفتند و در مبارزه ای که علیه استثمارگران انجام می دادند تاکتیک آن نیز از پیچیدگی بازهم بیشتری برخوردار بود. قبلاً هر کارگری با کارفرماهای جداگانه رودررو بود، بعدها کارگر منفرد با سرمایه داری دستجمعی مواجه شد. مرحله بعدی تکامل عبارت از مبارزه ای است که سازمان کارگری برعلیه سازمان کارفرمائی به پیش می برد و بالاخره طبقه کارگر که در سازمانهای اقتصادی و سیاسی متشکل شده برعلیه سازماندهی کارفرمائی و دولت بورژوازی به مبارزه بلند می شود. در طی چند دهه، سندیکاهای کارگری در عموم کشورهای سرمایه داری برای بهبود وضع طبقه کارگر و در انطباق با چهارچوب های بورژوائی مبارزه کردند. جنگ با روشنی تکان دهنده ای پیوستگی محافل رهبری کننده کارگری با سرمایه داری ملی شان را به نمایش گذاشت. در حقیقت، سندیکاهای کارگری رکن و اساس تمام سیاست جنگی سالهای اخیر بوده است. از نظر رهبران سندیکاهای کارگری، رفاه طبقه کارگر منوط به موقعیت صنعت ملی شان در بازار جهانی است. ما نه تنها با رقابت طبقات حاکم در آلمان و انگلستان بلکه با رقابت سندیکاهای آلمانی و انگلیسی مواجه می باشیم زیرا هر کدام از طرفین سرنوشت خود را به توسعه یا تسخیر بازارهای جدید متصل می ساخت.
دی ۳۰, ۱۳۸۷
تبریک سال نو میلادی ! دوستان و همکاران، سال ٢٠٠٩ بهپایان میرسد و تمامی کشورهای جهان دربحران اقتصادی و مالی عمیقی گرفتارشدهاند. درمقایسهای تاریخی با رکود و بحران سالهای ١٩٢٩ـ١٩٣٦، این بحران بهمراتب بیشتر ازآن طی سالهای آتی ویرانگری بهبار خواهدآورد. براساس دادهها و تحلیلهای علمی موجود توسط شخصیتهای برجسته اقتصادی و مستقل از خواست ما، سالهای سیاهی درپیش داریم. هم اکنون، میلیونها انسان کارگرسخت کوش و خانوادههایشان بیکارشدهاند. درآمریکا نزدیک به ٦ میلیون خانوار، خانههایشان را به گرو گذاشتهاند و بیش از پیش دانشجویان از ادامه تحصیل بازمیمانند. اعمال جنایتکارانه روبهافزایش بوده و خودکُشیها روبه فزونی است و همراه آنها عدم اطمینان و ترس فوقالعاده از آنچه که ممکن است درآینده روی دهد، بربسیاری مستولی شدهاست. صحبت از افزایش بیکاری چند ده میلیونی درکشورهای متروپول سرمایه است. جنگهای تجاوزکارانه امپریالیستی ـ صهیونیستی در آستانهی سال نو و کشتاروسیع کودکان و زنان و غیرنظامیان، نگرانی وسیعی را درمیان انسانهای کار و زحمت جهان برانگیخته است. آیا این وضعیت، نشانی ازآن جهان خوشبختی دارد که ما خواستارآن هستیم؟ مسلما نه ! تحت این اوضاع بهغایت نکبتبار، من برای شما و کلیه انسانها استثمارشده و ستمدیده، سال بهتری را آرزومیکنم؛ سالی که ازطریق مبارزهی قاطع و سرسختانه هیچ بودهگان که فقط مالک زنجیرهای اسارت شان هستند، علیه جوامع طبقاتی و علیه استثمارانسان ازانسان، میتواند حاصل آید. بابهترین آرزوها و احترامها.
دی ۱۲, ۱۳۸۷
خرفتی تاریخی صهیونیسم ! درست درآستانهی سال جدید میلادی، ساعت ٣٠: ٩ صبح شنبه ٧ دیماه ١٣٨٧( ٢٧ دسامبر٢٠٠٨)، ارتش اسرائیل با آمادگی کامل و ازقبل تدارک دیده شده، برای حمله به نوار غزه تانکها را درنزدیکی مرز غزه با اسرائیل مستقرساخته و برای شروع کار، بمباران وحشیانهی مناطق مسکونی، دانشگاه غزه، خوابگاه دانشجویان، بیمارستان، مساجد و مراکز رفاهی را آغاز کرد. طی بیش از ٦ماه گذشته بارها صهیونیستها تهدید به حمله کرده بودند و برای چنین روزی خود را آماده می ساختند. نئوفاشیستهای مذهبی درتوهم رسیدن به پیروزی، روزهائی از سال را برای حمله انتخاب میکنند که مردم خود را برای جشن و شادی آمادهمینمایند!
آذر ۱۷, ۱۳۸۷
١٦ آذر ، روز دانشجو فرامیرسد. این روز یادآورمبارزات درخشان دانشجویان ایران در داخل و خارج کشوردربیش از ٥٥ سال گذشته علیه نظامهای دیکتاتوری و سرکوبگر سلطنتی و جمهوری اسلامی از یک سو و مداخلات امپریالیستی در ایران از سوی دیگر است. چنین روزی به حق نه تنها توسط دانشجویان و دانش آموزان ایرانی، بلکه توسط کارگران و زحمتکشان و کلیهی انسانهائی که از استثمار و ستم مرتجعان حاکم برایران و امپریالیسم رنج می برند، گرامی داشتهمیشود.
مهر ۲۵, ۱۳۸۷
نشریه “انقلاب سرخ ـ ارگان جبهه واحدکارگری ـ شماره ٤ ” درمقاله “چهبایدکرد”، راه برون رفت جنبش چپ از تفرقه کنونی را چنین بیان میدهد :
مهر ۲۵, ۱۳۸۷
حمله برنامه ریزی شده و ماجراجویانه گرجستان ساکاشویلی به اوستیای جنوبی واقعیتی را که چندین سال است در پس پرده های اقتصادی جهان نیمه پنهان بود آشکار کرد. مستقل از آنکه این درگیری کوتاه مدت چه تاثیری بر روابط منطقه ای کشورهای قفقاز و از آنجا روسیه و آمریکا گذاشت و چگونه به عنوان دوپینگ انتخاباتی “حزب جمهوری خواه” در انتخابات اخیر آمریکا به کار گرفته شد، می توان این درگیری را سر آغاز یک تحول سیاسی خطر ناک در جهان نیز دانست. این دگرگونی در اولین نگاه به تقویت این تئوری دامن زد که جهان تک قطبی امپریالیسم آمریکا و اروپا رقیب جدیدی پیدا کرده اند که تنها روی تصویر تلویزیون ها و روزنامه ها رقیب جدیدی است و در حقیقت آشنائی کهنه است. عکس العمل روسیه در برابر حمله نظامی گرجستان با قدرت تمام صورت گرفت که منجر به شکست رسوا و قابل پیش بینی دست نشانده آمریکا در گرجستان گردید از حوصله بحث ما خارج است قصد من تنها بررسی اجمالی نتایجی است که این ماجراجوئی نظامی سیاسی آمریکا در عرصه بین المللی باخود به”ارمغان” آورده است.
مهر ۲۵, ۱۳۸۷
خبرهای رسانههای ازعراق و افغانستان، سومالی و گرجستان تا فلسطین و پاکستان و غیره، عمل کرد بربرمنشانهی امپریالیسم آمریکا و متحدیناش را بعد ازحملات تروریستی١١ سپتامبر٢٠٠١، در نیویورک و واشنگتون، تاحدی درمعرض افکارعمومی جهانیان قراردادهاند. قربانیان اصلی جنگ هیستریک امپریالیسم آمریکا با تروریستها که خود سردستهی آنها است، عمدهتا کودکان و زنان و دیگرمردمان بی دفاع کشورهای موردتجاوزقرارگرفته، بودهاند و اعلام جنگ بی پایان بوش علیه تروریستها، به اعلام جنگ بی پایان علیه مردم کشورهای جهان سوم و تخریب افسارگسیختهی زیربناهای این جوامع، باهدف کشاندن آنها به زیر قیمومیت کامل سرمایه نئولیبرالیستی به رهبری آمریکا، صورت میگیرد. اما هرجاکه ستم باشد، مقاومت نیز وجود دارد و مقاومت قهرمانانهی ملل جهان علیه تجاوزات امپریالیستی هم اکنون ماهیت به غایت ارتجاعی و ضدبشری نظام سرمایهداری رابه تمامی عیان ساخته و درعین حال همانند سقوط امپراتوری روم باستانی، سقوط نظام سرمایه داری را به پیش انداختهاست. در زیر ارزیابی هائی ازمنتقدان این عملکرد امپریالیستی و مشخصا یکی از کاربه دستان سابق در دولتهای آمریکا را که قطرهای از دریای واقعیات این نظام جباراست، به نظر خوانندهگان رنجبر می رسانیم. هرچند که با تمامی ارزیابیهای آن موافق نیستیم ـ هیئت تحریریه.
مهر ۲۵, ۱۳۸۷
همچنین نزدیک به ٨٠٪ ازکل دانش آموزان، ازمیان محرومترین طبقات و اقشارجامعه هستند که احتیاج مبرمی به کمک مالی برای شروع و یا ادامه تحصیل دارند. کمااینکه هرسال یا تعداد قابل ملاحظهای از این کودکان (١٥تا ٢٠٪)، امکان شروع مدرسه را به خاطر وضع رقت بار مالی خانواده، نداشته و جزو کودکان کار، روانه بازار بی رحم استثماری و ستم گرا می شوند که نظام جمهوری اسلامی حامی و حافظ آن است. عده دیگری از کودکانی هم که به مدرسه راه مییابند، بازهم به دلیل مشکلات مالی و فقر خانواده شان، از ادامه تحصیل بازمیمانند و صف کودکان کار را طولانیتر میکنند! این کودکان کار نیز حدود ١٠٪ کل کودکان محروم از تحصیلات را تشکیل می دهند.
مهر ۲۵, ۱۳۸۷
شهریور ۱۹, ۱۳۸۷
این روزها درشرایطی که ظاهرا شیپورجنگ و تصادمهای امپریالیستی دراطراف ایران فزونترمی شود، جلادان رژیم اسلامی بهجای تلاش برای متحدنمودن مردم جهت مقابله با تجاوز نظامی احتمالی، دست بهکار دستگیری، شکنجه و اعدام جوانان بیگناه، تحت عنوان اراذل و اوباش و غیره هستند. گوئی وقت برایشان تنگتر شده و شاید فرصت حفظ حاکمیت از طریق خونریزی بیشتر را نیابند؟! اما واقعیت چیز دیگری است. امپریالیسم آمریکا درصدد رسوخ درمناطق سابقا زیر نفوذ روسیه با آن دولت روسیه درگیر شده و مداخلاتاش در گرجستان به دلیل ایستادن مقامات روسی دربرابراین تحریکات نظامی آشفتهترگشتهاست، فعلا و تا اطلاع ثانوی برای جلب ایران به سوی غرب به راه حل مسالمت آمیز گرایش یافته و ازطریق گسیل نماینده اش به کنفرانس ٥٧ کشور اسلامی درتهران (٢٥جمعه مرداد١٣٨٧) به نرم کردن مواضعاش دررابطه با ایران پرداخته است(بنابه گزارش آژانس خبری فرانسه). رژیم ایران با اطلاع از این امر و کلا درک اینکه فعلا و تا اطلاع ثانوی آمریکا قادر به تجاوز به ایران نیست، دشمن عمده خود را نه درتجاوز خارجی، بلکه درمقاومت کارگران و زحمت کشان زنان جوانان و کلا رشد جنبشهای تودهای میبیند. بقيه در اينجا »
شهریور ۱۹, ۱۳۸۷
درجامعه طبقاتی هیچ فکر و اندیشه فلسفی، سیاسی، تشکیلاتی، سبک کاری و اجتماعی نیست که مُهرطبقاتی برپیشانی نداشته باشد. بُت پرستی و چندخداگرائی در دوران بردهداری، یکتاپرستی و بهوجودآمدن ادیان مختلف در دوران فئودالیسم و حاکمیت بلافصل فئودالها به مثابه خدای روی زمین و زیرعلامت سوآل بردن یکتاپرستی و تبلیغ ماتریالیسم مکانیکی و یا نرم ساختن قوانین منجمد مذهبی توسط بورژوازی به منظور براندازی نظام فئودالی و نهایتا عرضه ی اندیشههای سکولاریستی، لائیسیته و سیاسی دموکراسی خواهانه نظیر”آزادی، برابری، برادری” در انقلابات بورژوائی هدف تامین آزادی و برابری برای مدافعان سرمایه داری دراستثمار نیروی کاردربازارعرضه و تقاضا را داشتهاند. اما طبقات استثمارگر حاکم طی تاریخ، پس از کسب قدرت حاکمه و به منظور حفظ مناسبات استثماری خویش پیوسته به گذشته رجعت کرده و درصورت ضرور به افکار فوق ارتجاعی قبلی نیز متوسل شده و میشوند. بقيه در اينجا »
شهریور ۱۹, ۱۳۸۷
فقط قوه قضائیه و دادگاههای بلخ رژیم نیستند که بدون محاکمه، بدون ارتکاب جرمی جدی، بدون حضوروکیل و با سرهم بندی کردن پروندههائی مخدوش، امثال یعقوب میرنهاد ها را به جوخه اعدام میسپارند، فعالان سیاسی و وبلاگ نویسها را به زندانهای سنگین محکوم میکنند و کارگرانی را که برای دفاع ازحقوق حقه شان دست به ایجاد سندیکا زدهاند، پس از دستگیری و شکنجه و زندان، ازکار اخراج می کنند و خانوادههای آنان را به فقر و گرسنهگی محکوم میسازند(١)، نویسندهگان را از داشتن کانون وفعالیت متشکل باز میدارند و دریک کلام درپی استقراراستبدادمطلق مافوق قرون وسطا می باشند!
شهریور ۱۹, ۱۳۸۷
انقلاب سوسیالیستی انقلاب سوسیالیستی (یا انقلاب پرولتاریائی) انقلابی است که کلیه زحمتکشان تحت رهبری طبقه کارگر (از طریق رهبری حزب کمونیست) و بر اساس اتحاد میان کارگران، دهقانان و سایر زحمتکشان تهیدست شهر و روستا، برای سرنگون ساختن دیکتاتوری طبقاتی بورژوازی و برچیدن مناسبات تولیدی استثماری نظام سرمایه داری و برقراری دیکتاتوری پرولتاریا و سیستم سوسیالیستی انجام می دهند. هدف نهایی انقلاب سوسیالیستی نابودی هر نوع سیستم استثماری و تبعیض و از میان بردن کلیه طبقات و دولتهای طبقاتی است.
شهریور ۱۹, ۱۳۸۷
علت طرح معاهده امنیتی اخیر آمریکا با عراق به شکل یک ” توافقنامه ” بر خلاف لفاظی های دولتیان آمریکائی ، پایان موعد سازمان ملل متحد برای حضور نیروهای نظامی آمریکا و موتلفینش در عراق در اواخرسال ۲۰۰۸ نیست . مصرف داخلی این معاهده بهویژه در انتخابات ریاست جمهوری نیز نمی تواند حق مطلب را بیان کند . سیاست ناظر بر طرح این معاهده از طرف نومحافظه کاران فعلا حاکم در کاخ سفید حکایت از این دارد که راس نظام جهانی تلاش می کند حضور نظامی و گسترش و تثبیت پایگاههای نظامی خود را در عراق در انظار و افکار عمومی به اصطلاح قانونی ساخته و از آن کشور به عنوان یک سکوی پرش مطمئن نظامی و ” ایستگاه بنزین گیری ” غنی در جهت پیشبرد پروژه آمریکا ( تبدیل مناطق استراتژیک کره خاکی به ” حیاط های خلوت ” امپراطوری آمریکا، یعنی جهانی ساختن ” دکترین مونرو” )، استفاده کند . با اینکه در حال حاضر مذاکرات مبنی بر تصویب این توافقنامه از طرف دولت های آمریکا و عراق به خاطر اعتراضات و مخالفت های اقشار مختلف مردم ( حتی بخشی از هیئت حاکمه ) عراق ظاهرا معوق اعلام گشته و وظیفه پیشبرد عقد و تصویب آن از طرف حاکمان کاخ سفید به رئیس جمهور آینده آمریکا محول گشته است ، ولی بررسی مفاد این توافقنامه ما را بیشتر با افق و چشم انداز آمریکا در عراق و دیگر کشورهای خاورمیانه بهویژه ایران ، آشنا می سازد .
شهریور ۱۹, ۱۳۸۷
درشمارههای قبلی رنجبر و مشخصا در شماره ٤٠، مرداد ١٣٨٧، تشدید تضادهای اساسی جهان و گرفتارشدن کشورهای سرمایهداری وبهویژه آمریکا دررکود اقتصادی و تلاش برای دست اندازی برمنابع کشورهای پیرامونی را یادآوری کردیم. دراین راستا جائی برای اخلاقیات “بشردوستانه و دموکراتیک” که در رسانههای بورژوائی از آن صحبت میکنند، نیست. هدف کسب پیروزی به قیمتی گزاف است. ایستادن دولت روسیه دربرابر مداخلات آمریکا ، به ویژه در اروپای شرقی که قبلا منطقهی تحت نفوذ روسیهبودهاست، و مشخصا اظهارات اخیر رئیس نیروهای مسلح روسیه درتهدیدلهستان به استفاده ازبمب هستهای برای نابودکردن محل استقرار موشکهای پاتریوت آمریکا(پراودا ـ ١٥/٨/٢٠٠٨٩) و برخورد شدید منافع امپریالیستی آمریکا و ناتو با روسیه درمنطقه اروپای شرقی و قفقاز؛ تلاش کشورهای امپریالیستی درجلوگیری ازرشد اقتصادی و نفوذ دولت چین درکشورهای پیرامونی( ازطریق ایجادآشوب درتبت، تلاش برای عدم موفقیت دولت چین دربرگزاری بازیهای المپیک ٢٠٠٨ درپکن، دامن زدن به تروریسم درمنطقه مسلمان نشین چین و رقابت در آفریقا و غیره)، نشان روشنی است ازصف بندیهای رقابتی جدید دربین کشورهای معظم سرمایه داری که جهان را هرچه بیشتر به تشدیدخطر بروز جنگ سرد و حتا گرم کشانده است.
مرداد ۱۸, ۱۳۸۷
ـ مجازات اعدام درسال ٢٠٠٦ درایران ١١٧ نفر و درسال ٢٠٠٧ با افزایشی ٧. ٢ برابر، به ٣١٧ نفررسیده و رژیم ایران رتبه دوم را درجهان بهدست آوردهاست! مجازات اعدام و دراین میان اعدام کودکان زیر ١٨ سال و یا توسل به سنگسار، ازجمله قساوتهائی است که فقط شایستهی نظامهای قرون وسطائی بوده و نشان می دهد که چه درایران و چه بعضا درآمریکا، حکایت از درماندهگی حاکمان دربرابر حل معضلات اجتماعی دارد؛
مرداد ۱۸, ۱۳۸۷
یکی از خصوصیات بارز رویزیونیستهای پُست مدرن ، همانند رویزیونیستهای مدرن و کهن، تلاش آنها برای زیرعلامت سوآل بردن تئوری کمونیسم علمی است و نفی قدرت دیالکتیکی رشد یابندهاش همراه و پابهپای پراتیک مبارزات طبقاتی پرولتاریا و ایجاد تزلزل در میان مبارزان آگاه جنبش کارگری، جهت حُقنه کردن بنجولهای تئوریکی خود درقالب “نوآوری” و “سنت شکنی”! شیوهی اثباتی آنها دراین باره نیزعدم صراحت و ایجاد جوٌی غبارآلود و هراس انگیزدردفاع از تئوری انقلابی پرولتاریا است که سالهاست توسط مراکزتبلیغاتی امپریالیستی ـ صهیونیستی، پیش بردهمیشوند. درزیر برخی از انحرافات اینان را بررسی میکنیم : هرکسی که اندک مطالعهای درمورد مارکسیسم داشته باشد، میداند که مارکسیسم برروی دوپایهی فولادین و ا ستوار، بناشدهاست : ماتریالیسم دیالکتیکی و ماتریالیسم تاریخی. جهان بینی ماتریالیستی ـ دیالکتیکی جهان را مادی میداند. مادهای که درحرکت دائمی بوده و تکامل مییابد. ذهن نیز انعکاسی است از عین و نه پدیدهای غیر مادی. به این اعتباراین جهان بینی نقطه مقابل ایدهآلیسم است که ماده را تراوشی از ذهن میداند و سرنوشت آن را از ابتدا تا انتها مشخص شدهمیشناسد. و به قولی : “سرنوشت انسانها درپیشانی آنها از ابتدا نوشته شدهاست!”. ماتریالیسم تاریخی سیر تحولات تاریخ بشر را ازابتدا تا به امروز براساس رشد پراتیک بشرو دانش موجود از تاریخ جوامع انسانی، ترسیم میکند: از جوامع اولیهی بدون طبقه، تا تشکیل طبقات بقيه در اينجا »
مرداد ۱۸, ۱۳۸۷
جنگ که قراربود جوابی به بحران اقتصادی و اعمال هژمونی درجهان و رشد نئولیبرالیسم بدهد، بهعلت عدم توانائی امپریالیسم آمریکا و شرکاء دردرهم شکستن مقاومت ملل موردتهاجم و تجاوزقرارگرفته، به تشدید بحران اقتصادی درجهان کمک کردهاست. هم اکنون هزینهی جنگ تجاوزکارانه درافغانستان و عراق روزانه ٥.١ میلیارددلار است(گلف نیوزـ ١٦/٤/٨٧) و طی پنج سال و نیم اخیرو صرف نظر از میلیونها کُشته، زخمی، آواره و ویرانیهای عظیم، بیش از ٣٠٠٠ میلیارد دلار خرج روی دست دولت آمریکا گذاشتهاست. تامین این بودجه جنگی باید یا ازطریق دست یابی به منابع ارزان ـ اعم از نیروی کار ارزان، غارت ثروتهای ملل تحت سلطه و اخاذی از کشورهای ثروتمند ـ صورت گیرد ویا اگراین امر به تنهائی کفاف ندهد، باید به تحمیل مخارج آن به مردم کشورخودی، از طریق بالابردن قیمتها و مشخصا بهای نفت و تحمیل مالیاتهای سنگین (٦٠٪ بهای نفت درآمریکا بهصورت مالیات به صندوق دولت واریز میشود) و سرشکن کردن آن روی مردم، پرداخته شود. پس پیش به سوی بالابردن بهای نفت و موادغذائی درجهان، جهت خالی کردن جیبهای مردم!
مرداد ۱۸, ۱۳۸۷
مرداد ۱۸, ۱۳۸۷
از نامههای رسیده : با سلام و عرض خسته نباشید در این نامه مختصر به بررسی نوشته «وضعیت فعلی و گام های ضروری» منتشره در وبلاگ تریبون مارکسیسم می پردازم. اگر چه مدتی از انتشار آن می گذرد اما مسائلی که گویا این نوشته قرار بود به آنها پاسخ دهد هنوز حل نشده اند. با اینکه در ابتدای متن توصیه به «مطالعه دقیق» جهت یافتن علل به وجود آمدن وضعیتی که پس از دستگیری فعالین دانشجویی در آذر ماه ١٣٨٦ در جنبش دانشجویی به وجود آمده است، شده، ولی این نوشته در نهایت نه تحلیل درستی از وضعیت قبل و بعد از حوادث آذر ارائه می دهد و نه راهی برای برون رفت. اشتباه اساسی جایی آغاز می گردد که ادعا می شود «دستاوردهای دمکراتیکی که جنبش دانشجویی، به یمن هژمونی چپ، ظرف مدت کوتاهی عملا به رژیم تحمیل کرده بود اکنون تقریبا تماما از بین رفته اند». این جمله چیزی بجز بزرگ دیدن خود و وارونه کردن حقایق نیست. اولا بر چه اساسی ادعا می شود که چپ در جنبش دانشجویی هژمونی داشته و دارد؟ هژمونی یک جریان سیاسی زمانی در بقيه در اينجا »
مرداد ۱۸, ۱۳۸۷
با اولین جنگ جهانی امپریالیستی و نخستین انقلاب پرولتاریائی پیروزمند یعنی انقلاب اکتبر روسیه، تمام جریان تاریخ و تکامل آن خیز بزرگی به پیش برداشته و دوران جدیدی در انقلاب جهانی آغاز می شود. در این دوران نوین، جبهه سرمایه داری در یک ششم کره زمین فرو ریخته و در بخش های دیگر پوسیدگی خود را به وضوح می نمایاند. سرمایه داری جهانی وارد مرحلهی گندیدهگی و احتضار خود گردیده و بدون تکیه بر مستعمرات و نیمه مستعمرات قادر به ادامه حیات نمیشود. تضادهای مختلف امپریالیسم به حد اعلی می رسند و مرحله انقلاب پرولتاریائی و دیکتاتوری پرولتاریا و ساختمان سوسیالیسم در کشورهای سوسیالیستی فرا می رسد. جهان به دو اردوگاه و قطب بزرگ متخاصم پرولتاریا و بورژوازی تقسیم میشود.
مرداد ۱۸, ۱۳۸۷
رفقای عزیز تشکیل هشتمین کنگره حزب شما، فرصتی است تا با جمعبندی از فعالیتهای حزب در ۴ سال گذشته بتوانید به تحکیم و گسترش پیروزیهایتان درمبارزه طبقاتی جاری در آلمان و ازبین بردن کمبودها و اشتباهاتتان درکلیهی عرصههای ایدئولوژیک ـ سیاسی، تشکیلاتی و عملی پرداخته و با گامهای استوارتری درخدمت به رشد جنبش کارگری و دموکراتیک به پیش بروید. فعالیتهای مداوم شما در دفاع ازمبارزات کارگران، زنان و جوانان درآلمان و گسترش نفوذ و اعتبارتان درمیان آنها، نشان میدهد که با محکم به دست گرفتن اصول پرولتری و گزینش تاکتیکهای انعطاف پذیر و متحد و پیشرو بودن درعمل، موفق شدهاید اصول کمونیسم علمی را با شرایط مشخص جامعه آلمان تلفیق داده و سیاستها و رهنمودهای درستی را درمبارزات انقلابیتان مطرح سازید. درعین حال، فعالیتهای نظری و عملی شما درعرصهی بینالمللی دردفاع از مبارزات کارگران جهان و ملل تحت ستم و مشخصا افشای چهرهی پلید نئولیبرالیسم انحصارات فراملی امپریالیستی و توجهتان به ضرورت وحدت دادن به صفوف پراکندهی جنبش کمونیستی جهان، ارزشمند بوده و امید ما براین است که این فعالیتها را هرچه متکاملتر ادامه بدهید.
مرداد ۱۸, ۱۳۸۷
TO THE PARTICIPANT REPRESENTATIVES AT THE EIGHTH CONGRESS OF THE COMMUNIST PARTY OF
Dear comrades Your eighth Party Congress is an opportunity to sum up your party’s activities during the past four years; This will enable you to consolidate and to expand your victories in the current class struggles in Your continuous activities in support of the workers, women and youth struggles in Germany, and the expansion of your influence and prestige among them, shows that by firmly holding to proletarian principles and by choosing progressive, united and flexible tactics in practice, you have been successful in applying the principles of scientific communism to specific conditions of German society and propound correct policies and guidelines in your revolutionary struggles.
تیر ۲۰, ۱۳۸۷
پرتوان باد مبارزات کارگران کارخانههای بزرگ ایران پس از شروع مبارزات پیگیرکارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، مبارزات مکرر کارگران شرکت نیشکر ٧ تپه، اعتراضات کارگران شرکت نفت درمنطقه عسلویه، کارگران شرکت ایران خودرو به مثابه بزرگترین کارخانه اتوموبیلسازی ایران نیزاز شنبه ٧ تیرماه دست به اعتصاب زدند. تحمیل گرسنهگی و پایمال کردن حقوق حقهی کارگران و تلاش مذبوحانه برای وادارکردن کارگران به سکوت، نه تنها در کارگاههای کوچک که دیگر به تمامی قانون جنگل درآنها حکمفرما است، بلکه بهدلیل حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی نوکر سرمایهداران، به شرکتها و موسسات بزرگ تولیدی و خدماتی نیز کشیده شده است. یک کارگرایران خودرو میگوید : “ما میگوئیم تا کی ما کارگران باید روزهای جمعه را کار کنیم؟ ما از بچه هایمان خجالت می کشیم! در کجای دنیا یک کارگر روز تعطیلی ندارد … یکروز پیش خانواده بودن حق هر انسانی است.مگر ما چی می گویم که اینچنین برای ما شمشیر از رو بسته اند؟ فشار کار وحشتناک باعث می شود تا ما حتی نتوانیم به دستشوئی برویم! آیا گفتن این مسله جرم است؟ آقای منطقی! به جای گسیل حراستی ها به سالنها، فقط یکروزدر میان ما کارگران زندگی کن، فقط یکهفته کارگر باش!
تیر ۲۰, ۱۳۸۷
جنبش ٦ روزهی ١٨ـ ٢٣ تیرماه ١٣٧٨، پس ازقریب ١٩ سال سرکوب و خفقان اسلامی در دانشگاهها، سرآغاز فصل نوینی درمبارزات مستقل دانشجویان از رژیم جمهوری اسلامی ایران و علیه آن شد. اگر رژیم اسلامی توانستهبود درظاهر مستضعفخواهی، “همهباهم” و ضدیت با شیطان بزرگ و “استقلال طلبی”، بخش قابل ملاحظهای از دانشجویان را بهسوی خودجلب کند، این توهم پس از حمله به دانشگاه تهران، بستن داشگاه و قلع و قمع دانشجویان چپ، تدریجا ریختهشد و پس از بازشدن مجدد دانشگاه واعمال خفقان برآن جنبش دانشجوئی دوران فترتی را پشت سرگذاشت. بخشی ازرژیم اسلامی درلفافهی “اصلاح طلبی” پس از روی کارآمدن خاتمی، تلاش جدیدی را درکشاندن دانشجویان به زیر بال خود، آغازنمود. اما جنبش دانشجوئی بهمثابه شاخکهای حساس جنبش تودههای مردم نمیتوانست با سانسور و سرکوب هم دَم شده و درخدمت حاکمان قرارگیرد. جنبش ١٨ تیر که دردفاع از آزادی مطبوعات و مشخصا رفع توقیف ازروزنامهی سلام شروع شدهبود و پس از روشدن ماهیت ضددموکراتیک “اصلاح طلبان” و در راس آنها خاتمی که درهماهنگی با خامنهای دستور سرکوب جنبش را صادرکرد، با طرح شعار “آزادی اندیشه، با ریش و پشم نمیشه” و مشاهدهی افتادن صدها دانشجو به زندان و تحمل شکنجه، کشتهشدن تنی چند از دانشجویان درجریان این خیزش و بالاخره محکوم نمودن تعدادی از فعالان دانشجوئی و غیره، دست به توهٌم زدائی از خود زد.
تیر ۱۱, ۱۳۸۷
اکنون هیجده سال است که از فروپاشی “بلوک شرق”، تجزیه اتحاد جماهیرشوروی، تبدیل چین توده ای بهیک کشورسرمایه داری و پایان “جنگ سرد” می گذرد. دراین مدت، علارغم چهچه، بهبه و هلهله کردن درباره تفوق بازار”مقدس” و “آزاد” سرمایه داری و افول و”مرگ”مارکسیسم، نظام جهانی سرمایه و درراس آن آمریکا، در پناه صدورآزادی، حقوق بشرودمکراسی و درزیرنقاب مبارزه علیه “تروریسم بین المللی” درسراسرجهان، بهویژه درکشورهای خاورمیانه”جدید”، بیدادمیکند. شیوع وحرکت سریعترسرمایه، همراهبا تجاوزات و مداخلات نظامی آمریکای نومحافظه کاران، هم اکنون کشورهای متعددی ازجهان پیرامونی از افغانستان، عراق، فلسطین و لبنان (درخاورمیانه”جدید”) گرفته تا هائیتی، کلمبیا، مکزیک (درآمریکای لاتین) وچاد، کنیا، سودان و…(درآفریقا) را بهسوی آشفتهگی، آشوب، بحران و بربریت سوق داده است. بگذارید درپرتو اعتراضات عظیم مردم جهان علیه نظامیگریها و جنگهای امپریالیستی آمریکا و اوجگیری مبارزات وسیع بشریت زحمتکش از نپال (درآسیای جنوبی) گرفته تا ونزوئلا، بولیوی و…(درآمریکای لاتین)، باهم درابتدا نقاب کاذب دمکراسی بقيه در اينجا »
تیر ۱۱, ۱۳۸۷
نیویورک تایمزدرسرمقاله ١٠ ژوئن خود نوشت : “اگر تحریمها و مشوقها موثرنیافتند، صداهائی که بهنفع عملیات نظامی می باشند، بلندتر خواهندشد. اما صرفنظر ازقول و قرارها و کمکهائی که بوش و اولمرت بههم میدهند و یا راجع بهآنها صحبت میکنند، حمله بهایران میتواند فاجعه انگیز باشد.”این روزنامه همچنین فاش نمود که دراوایل ماه ژوئن جنگندههای اسرائیل در دریای مدیترانه برای انجام عملیات تهاجمی به موسسات اتمی ایران تمرینکردهاند! بوش درآخرین تلاشش برای متقاعدساختن اروپائیان جهت گرفتن تصمیمات قاطعتری علیه ایران، بهانهی وداع کردن با آنهارا به مناسبت نزدیک شدن پایان دوران ریاست جمهوریاش، به اروپا سفرکرد و با تک تک سران اروپا به گفتوگو نشست. برلوسکونی نخست وزیر جدید ایتالیا روزجمعه ٢٤ خرداد، پس از دیدار روز قبل با بوش در گفتوگو با مخبر روزنامهی لارپوبلیکا اظهارداشت : ” درجریان گفتوگو با بوش دررابطه با پرونده حساس ایران خبرهائی شنیدم که ترجیح میدهم هرگز مجبور به شنیدن آنها نشوم”. “بوش دررابطه با پرونده اتمی این کشوربسیارجدی و مصمم است و شخصا امیدوارم مذاکره بااین کشور متوقف نشود و راه حلی پیداشود. درغیراینصورت اوضاع بسیاروخیم خواهدشد”. ” کاخ سفید به موفقیت تلاشهای دیپلوماتیک خوشبین نیست”.
تیر ۱۱, ۱۳۸۷
اگر درسالهای قبلازانقلاب بهمن ١٣٥٧، سیاست “همه باهم” به مفهوم تبانی جناحهای مختلف بورژوازی متوسط و خرده بورژوازی دراپوزیسیون با بورژوازی بزرگ حاکم، بهمنظورکسب قدرت، مَدٌنظرآنان بود؛ پس از سرنگونی رژیم سلطنتی، رقابت بین جناحهای مختلف تازه بهقدرت رسیده جهت دستیابی به سهمی بیشتراز ثروت و موقعیتی ممتازتر درقدرت، بهصورت حادی مطرح گردید. درابتدا، رقابت اساسا بین سکولاریستها و مدافعان ولایت فقیه که وابسته به نظام سرمایهداری لیبرال و سرمایهی تجاری بودند، آغازشد و درطی سهسال، تفوق “کی برکی” مشخص گردید. درهمان ماههای اول پس از انقلاب، نمایندهگان جبههملی و چندماه بعد نهضت آزادی و نهایتا جناح بنیصدرازقدرت کنارگذاشتهشدند. بورژوازی تجاری با تکیه به مذهب توانست سلطهی خود را بردستگاه دولتی تامین و تحمیل کند. ادعاشد که دولت یکدست زیررهبری “ولایت فقیه” دست به تغییرات شگرفی خواهدزد و کم وکسریهای تا آن زمان، ناشی از اخلال بورژواـ لیبرالها بود که چوب لای چرخ نظام میگذاشتند و بههمین لحاظ ازقدرت کنارگذاشتهشدند. اما این سلطهی “یکدست” به مثابه پیش لرزههای خفیفی بود که زلزلهی شدیدی را درپی داشت. دیری نپائید که مار ولایت فقیه به خوردن بچههایاش پرداخت و دراولین گام “حزب الله یک دست شده” بقيه در اينجا »
تیر ۱۱, ۱۳۸۷
کارگران دیگرکارخانهها و نهادهای کارگری با پشتیبانی ازاین مبارزات و اعلام همبستهگی ـ گرچه هنوز درابعادی نه چندان گسترده و فراگیرـ نشان دادهاند که هر روز که میگذرد، کارگران بیشتر و بیشتردرمییابند که بازپس گرفتن حقوق پایمالشدهشان ازرژیم، باسکوت وبیتفاوتی دربرابر گرگتازیهای آن و یا انجام مبارزات انفرادی و یا گروهی، با موفقیت همراه نخواهد شد و پیروزی طبقهی کارگردرتحقق خواستههایاش درگرو متشکل شدن هرچه بیشتر، ایجاد تشکلهای خود و ایستادن هرچه یک پارچهتر دربرابر استثمارگران و ستمگران سرمایه دارورژیم حامی آنهاست. اعتصاب پیروز٤٠٠٠ کارگرکورهپزخانه در قرچک ورامین به مدت یک ماه جهت افزایش مزدشان به میزان ناچیز ١٤٠٠٠ تومان درماه و اعتصاب مشابه ٣٠٠٠ کارگر کورهپزخانه در آذربایجان غربی به مدت ٣ هفته جهت افزایش مزد و سرکوب این اعتصاب و دستگیری ٢٤ نفر از فعالان کارگری، نشان میدهد که حرص انباشت سود توسط سرمایهداران در جنگل بی قانون ایران بهحدی است که ١٦ تا ١٧ ساعت کار در روز، استفاده از کار ارزان کودکان و زنان نیز کافی برای پایاندادن به وضع فلاکتبار کارگران کورهپزخانهها نبوده و کفتاران نظام جمهوری اسلامی درصددند تا وقت دیرنشده تا آنجا که امکان وجودداشتهباشد، درمقابل خواست کارگران ایستاده و باتوسل به سرکوب عریان، بهاستثمارگری و ستمگری خود ادامه دهند. تحصن کارگران چوب طالقان درمقابل وزارت کار برای پرداخت ١٧ ماه حقوق معوقه؛ تحصن کارگران چیان تایر برای دریافت ٣ ماه مزد پرداخت نشده و عیدی؛ شروع مجدد اعتصاب کارگران لاستیک البرز وعدم اجرای تعهدی که مسئوولان کارخانه در تحقق خواستههای کارگران دادهبودند؛ عدم پرداخت مزدهای معوقه کارگران کارخانهی ریسندهگی خاور رشت به مدت ١٢ تا ١٧ ماه و بستن جاده فومن رشت توسط کارگران خشمگین؛ اعتراض کارگران معدن درطبس بازهم به خاطر عدم پرداخت مزدهای معوقه؛ و دهها اعتصاب و تحصن و تظاهر از این قبیل، نشان میدهد که رژیم حاکم چه بقيه در اينجا »
تیر ۱۱, ۱۳۸۷
۱– ازنظر تحلیلگرانی که به نحله های فکری و سیاسی گوناگونی تقسیم می شوند، انتخابات ۲۰۰۸ آمریکا در مقام مقایسه با انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در٦٠ سال گذشته، حداقل دو تفاوت چشمگیر و مهمی را دارا است که آن را در نوع خود ” مستثنی ” و حتی ” کم نظیر” می سازد. الف : نخست اینکه در انتخابات عمومی ۴ نوامبر ۲۰۰۸، طبق پیش بینی ها و حدسیات این تحلیلگران تعداد رای دهندگان واجد شرایط به بیش از ٥٠٪ خواهد رسید. درتاریخ پس ازجنگ جهانی دوم، این اولین بارخواهد بود که در صد رای دهندگان واجد شرایط به آن حد خواهد رسید. بدون تردید دراینامر، گرایش در جوانان به نفع شرکت درانتخابات، برخلاف دوران گذشته، حائز اهمیت است. ب : دیگراینکه دراین انتخابات، هزینهی مالی کمپین های انتخاباتی، هم اکنون به یک میلیارد دلار رسیده است. با اینکه هزینهی مالی انتخاباتی برای ریاست جمهوری، پُرخرج ترین درجهان بوده است، ولی در خود آمریکا نیز هیچوقت به یک میلیارد دلار افزایش نیافته بود. ۲– علل ریشهای این دو امر مستثنی و یا کم نظیر را باید در کم و کیف تضادهای درون طبقاتی هیئت حاکمه آمریکا جُستوجو کرد. این تضادها که همیشه وجود داشتهاند و اخیرا تشدید یافته اند، به خاطر تسلط و هژمونی کلان سرمایه داری بر بدنهی جامعه، در بین اقشار مختلف مردم نیز رخنه کرده و جامعه آمریکا را بیش از هر زمانی در گذشته بقيه در اينجا »
تیر ۱۱, ۱۳۸۷
سئوالی داشتم که اگر سلاح دانستید بهآن جواب بدهید. سئوال من این است که چرا کمونیستها با داشتن دیدگاهواحد مبنی برازبین بردن نظامهای طبقاتی متکی برمالکیت خصوصی بروسایل تولید، اعتقاد به پیش بردن آگاهانه مبارزه طبقاتی طبقه کارگر و ضرورت پیاده کردن تئوری انقلابی و علمی پرولتاریا درعمل و اینکه تحقق چنین وظیفه سنگینی بدون نیروی مادی درکلیه سطوح نظری و عملی ممکن نیست، فعالیت خود را نه بصورت متحد و متشکل و در سازمانی واحد ، بلکه بصورت فردی و یا گروهی پیش میبرند؟ هم اکنون چنان بلبشوو تشتت نظری و سازمانی بوجودآمده که تشخیص اینکه چه کسی و یا گروهی نظرو عملکرد درست منطبق با آموزشهای کمونیستی دارد وچه کسی یا گروهی نظر و عملکرد نادرست، برای بسیاری از انسانهایی که خواستار تغییرنظام بردگی مزدوری حاکم برایران هستند، بصورت معمائی درآمده که نتیجهاش پاسیوماندن بسیاری درمبارزه شده است؟ راه حل خروج از این بحران را چگونه می بینید؟ رفیق گرامی، سلام گرم ما را بپذیرید. جواب دقیق و تاحدممکن همهجانبه به سوآل شما درمحدودهی جائی که برای جواب به نامهها در “رنجبرماهانه” اختصاص داده شده، ممکن نیست. لذا ماسعی میکنیم به طورفشرده معیارهای کمونیستی را بقيه در اينجا »
تیر ۱۱, ۱۳۸۷
کمونیسمعلمی، قوانین عام تکامل طبیعت و جامعه، علم انقلاب تودههای تحت ستم و استثمار، علم پیروزی سوسیالیسم در سرتاسر گیتی و ساختمان سوسیالیسم و کمونیسم است. مارکسیسم محصول انقلابی عظیم در تاریخ تکامل بینش، تفکرو اسلوب کاراجتماعی است. آموزش مارکس و انگلس به پرسش هائی که بشریت مترقی طرح کرده ولی موفق به حل آنها نگشته بود، پاسخ داد. منابع تئوریک آموزش مارکس و انگلس، فلسفه قرن ١٨ و آغاز قرن ١٩ میلادی درآلمان، اقتصاد سیاسی انگلستان، سوسیالیسم فرانسه و علوم طبیعی موجود زمان خودشان است. درعرصهی اجتماعی، مارکسیسم دفاع ازمنافعآتی و آنی پرولتاریا، این انقلابی ترین طبقه جامعه درعصر سرمایهداری و چهگونهگی کسب قدرت توسط آن طبقه برای پایان دادن به نظام طبقاتی متکی بر مالکیت خصوصی وسایل تولید و استثمارانسان از انسان را بیان میکند.
خرداد ۱۱, ۱۳۸۷
تاخت و تاز افسارگسیختهی نئولیبرالیسم امپریالیستی بهحقوق کارگران و زحمتکشان و کلیهی ملل جهان، ازجمله درکشورهای متروپل سرمایه دردودههیاخیروپابهپای آن دست درازی گستاخانهی نظام سرمایهداری جمهوری اسلامی حاکم برایران به حقوق اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فردی کارگران و زحمتکشان، زنان و جوانان، دانشجویان و معلمان، نویسندهگان و روزنامه نویسان، هنرمندان و ملیتهای تحت ستم و اقلیتهای مذهبی، ریشهی مادی تشدید جدال نظری درمورد چهگونهگی رهائی از استثمار و ستم امپریالیسم درکشورهای امپریالیستی و پیرامونی را بهدنبال داشته است. بهطورکلی، مبارزهی نظری پا بهپای مبارزهی طبقاتی و با فراز و نشیبهایاش پیوسته ادامه داشته و درتاریخ مبارزهی طبقهی کارگر به صورت صفبندیهای گوناگونی بروز کردهاست. اگر قبل از تدوین تئوری کمونیسم علمی توسط مارکس و انگلس، به دلیل فقدان نظرات روشن متکی برپایههای محکم و استوار علمی، نیروهای چپ ضد نظام سرمایهداری و ماقبل آن هنوز دارای افکارتبلوریافته نبوده و نظراتی التقاطی و تخیلی درپیشبرد اهدافشان داشتند و متعاقب آن جنبشهای کارگری و دموکراتیک بهصورت جنبشهای همهگانی پیش میرفتند، اما با تدوین کمونیسم علمی، که صفبندیهای طبقاتی را دقیقا ترسیم نموده و خصلت دیالکتیکی رشد یابنده دارد، کمونیستها تنها صفبندی در درون طبقهی کارگرراتشکیل دادند که با حرکت از مصالح و منافع آتی و آنی طبقهی کارگر، مبارزه تا به آخربا نظام سرمایهداری را با تکیه به بینش و متد این تئوری انقلابی پرولتاریا در دستورکارخود قراردادهاند.
خرداد ۱۱, ۱۳۸۷
وی از مادری آلمانی تبار “ماریا الکساندرونا” و پدری روس “ایلیا نیکولایانویچ اولیانف” بود. پدرلنین از کارمندان دیوان سالاری تزاری بوده که با مشاهدات خویش از وضعیت جامعه فقر زده و عقب مانده تزاری و تفاوت طبقاتی عظیم مابین زحمتکشان و اعوان و انصار تزاریست، سعی در برافروختن شعلهی عدالت خواهی در سینهی فرزندانش داشت. او به یاری مادر آزادمنش خانواده نگرش انتقادی را در برابر جامعه عقب مانده روسیه برگزیدهبود. نتیجه این فرزانگی منجر به انقلابی شدن فرزندان و تراژدی های تلخی در خانواده شد، از آن جمله برادر مسن تر لنین، آلکساندر به جرم توطئه بر علیه جان آلکساندر سوم، تزار روس به اعدام محکوم و در سال ۱۸۸۷ اعدام شد.
خرداد ۱۱, ۱۳۸۷
ویرانگری همراه با هرج و مرج و آشوب که امروز بشریت در اقصی نقاط جهان منجمله در عراق ، افغانستان و…. شاهد آنست ، یک پدیده جدید در تاریخ تکامل سرمایه داری نیست . بررسی اجمالی تاریخ این نظام نشان میدهد که پروسهی ویرانگری همراه با سیاست های خشونت بار سرمایه از آغاز شکل گیری و توسعه نظام یکی از ویژگی های شاخص آن بوده است . منتهی این ویژگی در مراحل مختلف تاریخی ، شکل و شمایل و ابعاد و عواقب مشخص و متفاوتی داشته است که بررسی آن برای شناخت عمیقتر ما از ماهیت ویرانگری و هرج و مرجی که امروز نظام سرمایه در جهان بوجود آورده ، کمک فراوان میکند .
خرداد ۱۱, ۱۳۸۷
” جنگ مولود اراده شرارت بار سرمایه داران درنده خو نیست ، گرچه بدون تردید این فقط به نفع آنها انجام می گیرد و فقط بر ثروت آنها می افزاید . جنگ مولود تکامل نیم قرنی سرمایه جهانی و میلیاردها رشته و ارتباطات آن است . بدون برانداختن قدرت سرمایه و بدون انتقال قدرت دولتی…. نمی توان ازجنگ امپریالیستی رهائی یافت و نمی توان به یک صلح دمکراتیک و غیر تحمیلی نائل آمد ” لنین ” آثار منتخب دریکجلد ” ، صفحه ۴۶۱
خرداد ۱۱, ۱۳۸۷
دمکراسی دمکراسی شکلی از قدرت سیاسی است که ظاهرا تبعیت اقلیت از اراده اکثریت و به رسمیت شناختن آزادی و مساوات میان افراد (شهروندان) را بیان می کند. اما این ادعای پُرطمطراق در تاریخ جوامع طبقاتی هیچگاه تحقق نیافتهاست ، زیراکه ارادهی اقلیت بر اکثریت دراین جوامع، پیوسته اعمال شدهاست. بورژوازی در تعریف خود از دمکراسی فقط به جنبه ظاهری این تعریف از دمکراسی بسنده می کند و مفهوم دمکراسی را به شکل مجرد و جدا از شرایط اقتصادی – اجتماعی و اوضاع مشخص جامعه در نظر می گیرد. بنابراین به ناچار دست به ایجاد مفاهیمی مثل « دمکراسی خالص » و غیره می زند که این مفاهیم از طرف رفرمیست ها و اپورتونیست ها نیز تبلیغ می شود. لنین در تعریف خود از دمکراسی به عنوان یک سازمان سیاسی جامعه، که درنهایت، درخدمت تولید قراردارد و درنهایت به وسیلهی روابط تولیدی در هر جامعه معین می گردد ، میگوید : ” دموکراتهای خردهبورژوا از قماش اسارها و منشویکهای ما و برادران تنی آنها پعنی همهی سیوسیال ـ شووینیستها و اپورتونیستهای اروپای باختری، از حق انتخابات همگانی همانا “بیش از اینها” انتظاردارند. آنها خود دراین اندیشه دروغین که گویا حق انتخابات همگانی، “باوجود دولت کنونی” میتواند ارادهی اکثریت زحمتکشان را واقعا آشکارسازد و اجرای آنرا تضمین نماید ـ باور دارند و آن را به مردم نیز تلقین میکنند” (١). بنابراین لازم و اساسی است که دمکراسی را نه به عنوان یک تعریف، بلکه به عنوان پدیده ای تاریخی در نظر گرفت و چگونگی تکامل آن را در طول تاریخ و وابستگی این تکامل را به دگرگونی نظام های اقتصادی – اجتماعی و روند و حدت مبارزات طبقاتی، مطالعه کرد.
خرداد ۱۱, ۱۳۸۷
بیش از دو هفتهاست که کارگران شرکت نیشکر ٧ تپه برای بهدست آوردن حقوق ابتدائی و حقهی خود مجددا دست به اعتصاب و تجمع دربرابرفرمانداری شهرشوش زدهاند. این خواستها را هرکودکی درک کرده و حاضربه پشتیبانی از آنها میباشد. اما رژيم جمهوری اسلامی نوکر بزرگ سرمایهداران و تاجران دلال صفت طماع و حریص، باگوشهای کَر، دستهای مسلح به تفنگ و باتوم و خنجر و با جمع کردن نیروهای سرکوبگر از اهواز و خرمآباد و دزفول برای مقابله با اعتراض کارگران گرسنه، هراسان دست بهکارشدهاست. آخر وقت تنگ است و برای کسانی که “یک روزهمیخواهند ره صدسالهی پولدارشدن را بپیمایند” و با واردکردن شکر میلیاردها تومان سودبرده و هزاران هزار کارگر و برزگررا به افلاس و گرسنهگی کشانده و شکرتولید شده درداخل درانبارها را به خاک خوردن و نم برداشتن کشاندهاند، فرصت چندانی باقی نمانده است. پس باید دست به اقدام زد و”هرچه زودتر بهتر!”. زیرا که سرمایهداران و نظام جمهوری اسلامی مدافع آنان متوجه شدهاند که مورد تنفر اکثریت مردم ایران بوده و زنگ مرگ شان به صدا درآمدهاست.
خرداد ۰۷, ۱۳۸۷
اردیبهشت ۳۱, ۱۳۸۷
اردیبهشت ۳۰, ۱۳۸۷
اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۷
اردیبهشت ۲۳, ۱۳۸۷
اردیبهشت ۱۵, ۱۳۸۷
کولونیالیسم، امپریالیسم و جنگ ازجمله محصولهای زهرآلود جوامع طبقاتی هستند که تا به حال بروز کردهاند و بربنیاد مالکيت خصوصی بروسایل تولید و مبادله، استثمارانسانازانسان و متعاقب آنها سلطهطلبی برای حفظ موقعیت ممتازطبقات دارا، استوارمیباشند.
اردیبهشت ۱۵, ۱۳۸۷
امروز مهم نیست که کجای دنیا هستید ، و چه برنامه رادیو و تلویزیونی را مشاهده می کنید همه جا صحبت از „بازیهای المپیک پکن“ و „آزادی تبت“ است. همه جا تصاویر سرکوب نیرو های تیره پوشی است که ظاهرا پلیس چینی هستند و به کتک کاری بودائیان نارنجی پوش مشغولند، رنگ مورد علاقه امپریالیسم آمریکا از صربستان، گرجستان و اوکرائین تا برمه و تبت، همه جا نارنجی، رنگ خوبی و آزادی است!!
اردیبهشت ۱۵, ۱۳۸۷
ایران
اردیبهشت ۱۵, ۱۳۸۷
نظام جهانی سرمایه که بنابر خصلتاش بحران زا است در حال حاضر خود به یک بحران در زندگی بشر تبدیل شده است . میلیتاریسم ویرانگر و گرسنهگی و فقر جهانی، همراه با خشونت ، بیکاری و بی خانمانی گسترده ، عروج بنیادگرائی های مذهبی ، شیوع اندیشه های شووینیستی ملی و نژاد پرستانه و بالاخره تخریب محیط زیست که از تبعات و عوارض عملکرد این نظام است ، در اقصا نقاط جهان بیداد میکنند . این نظام که با پشت سر گذاشتن بحرانهای ادواری خود در گذشته ، اکنون با یک بحران ساختاری جهانی روبهرو شده است ، برای نجات خود تلاش میکند تمام گستره های سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی بشر را به تسخیر درآورده و مردم جهان را در باتلاقهای آشفتهگی ، آشوب و هرج و مرج امپراطوری ” نظم نوین جهانی ” مورد استثمار و ستم بیش از پیش گرفتارسازد .
اردیبهشت ۱۵, ۱۳۸۷
در شماره های پیشین این نشریه به بررسی جایگاه و اهمیت ژئوپولیتیکی کشورهای “جلو جبهه” در خاورمیانه “جدید” (افغانستان و عراق) که مورد هجوم ، تخریب قرار گرفته و عملا بالکانیزه شده اند، پرداختیم . در اینجا چند و چون جایگاه و اهمیت کشورهائی از “جلو جبهه” (فلسطین ، پاکستان) راکه با خطر هجوم و تخریب ویا تجزیه و “بالکانیزه شدن” روبهرو هستند، مورد بررسی قرار میدهیم. جایگاه و اهمیت فلسطین مردم فلسطین ، بعد از پایان جنگ جهانی اول و با اعمال مفاد اعلامیه بالفور از طرف امپراتوری انگلستان ، مورد هجوم استعمارگران اروپائی قرار گرفته و هویت ملی شان مثل بومیان آمریکائی هیچوقت مورد شناسائی سکونت کنندگان بیگانه قرارنگرفت. پروژهی استعمار فلسطین برعکس اکثریت قریب به اتفاق مستعمرات اروپائی در آسیا و آفریقا ، پروسه و سرنوشت متفاوتی داشت. استعمارگران کهن – مثل انگلستان و فرانسه – زمانی که کشورهائی مثل هندوستان و یا سنگال را به مستعمرات خود تبدیل می کردند ، عموما آن کشورها را به سکونت گاه بخشی از جمعیت “کشور مادر” تبدیل نمی کردند. ولی دولت انگلستان فلسطین را در پروسهی مستعمره سازی که نزدیک به سی سال ( از ١٩١٧ تا ١٩٤٧ ) طول کشید ، به یک “مستعمرهی سکونتی ” تبدیل کرد. انگلیس ها با بقيه در اينجا »
اردیبهشت ۱۵, ۱۳۸۷
با سلام
اردیبهشت ۱۵, ۱۳۸۷
برگرفته از منابع خارجی که ضرورتا مواضع حزب رنجبران ایران نمیباشند ـ هیئت تحریریه ٥٥٠٠ عالم عراقی پس ازتهاجم آمریکائی ـ انگلیسی گُم و گور شدهاند
اردیبهشت ۰۴, ۱۳۸۷
فروردین ۳۱, ۱۳۸۷
این روز تاریخی را که سَمبُل همبستهگی مبارزاتی بینالمللی کارگران است، به طبقهی کارگر و زحمتکشان ایران و جهان تبریک میگوئیم. اول ماه مه فرصتی است که کارگران و زحمتکشان و کلیهی انسانهای مبارز و آزادیخواه در سراسرجهان اعم از زن و مرد، جوان و پیر، بهدور از هرگونه تنگ نظری نژادی، جنسی، ملی و فرهنگی، دوش بهدوش هم بهحرکت درمیآیند، سرود انترناسیونال را که نوید زندهگی نو فردا ست و بشارت دهندهی رهائی انسانها اززیربار استثمارو ستم طبقاتی، درچهارگوشهی جهان میخوانند. دراین روز، کارگران و زحمتکشان مشترکا بر نظامهای طبقاتی نهیب میزنند که در جهان کارو زحمت، منزلتی نداشته، بیش از یک قرن است که در احتضار جان سختانهای بوده، عمرشان بهسررسیده و بهدست توانای طبقهی کارگر، بهگورستان تاریخ سپرده خواهندشد. گرچه مبارزهی همبسته و جهانی طبقهی کارگر تنها در مبارزهی بهخون تپیدهی کارگران شیکاگو دراول ماه مه ١٨٨٦ جهت تقلیل کار روزانه به ٨ ساعت، و تصمیم کنگره انترناسیونال دوم سوسیالیستی درسال ١٨٨٩ درقدردانی از آن مبارزه و تعیین این روزتاریخی به مثابه روزهم بستهگی کارگران جهان، خلاصه نمی شود و مبارزات و قیامها و انقلابات متعدد کارگری ـ گاه پیروز و گاه ناموفق ـ درسینهی تاریخ حک شدهاند که درپیش روی تاریخ جوامع بشری به سوی آزادی نقش ارزندهای ایفا کردند و با کمک و پشتیبانی طبقهی کارگر درقدرت، تودههای میلیاردی تحت ستم و استعمارو استثمار، توانستند در راه رهائی خود به موفقیتهای قابل تحسینی برسند، اما اول ماه مه بهخاطر این که بیانگر ضرورت وحدت مبارزاتی طبقهی کارگردرجهان در تداوم آن است، اهمیت ویژهی خود را حفظ کرده و مشعلی است فروزان دردست کارگران برای حرکت درصفی متحد و یکپارجه و پیشروی به سوی براندازی نظامهای طبقاتی و استثمار انسان از انسان. درسالی که گذشت نظام جهانی سرمایه لحظهای از تجاوز به حقوق کارگران دست برنداشت. تلاش این نظام برای بی حقوقتر کردن کارگران ازطریق اخراجها و بیکارسازیها ثابت نگهداشتن و یا افزایش ناچیزمزدها، تحمیل گرانی و ازبین بردن دستآوردهای مبارزاتی کارگران، تجاوز به آزادیهای دموکراتیک نیم بند موجود در کشورهای پیش رفتهی سرمایه داری؛ کوبیدن برطبل جنگ، کُشتارو ویرانی درکشورهای جهان پیرامونی واستثمارنیروی کارارزان آن کشورها؛ رقابت برای گسترش حیطهی نفوذ انحصارات فراملی امپریالیستی؛ و بالاخره دامن بقيه در اينجا »
فروردین ۱۰, ۱۳۸۷
فرا رسيدن ٨ مارس، روز زن، فرصتی بود تا بارديگر گوشهای از خشونتها، تجاوزها، حق کُشیها و فرودست نگه داشتن زنان به مثابه نيمی از بشريت، درتظاهرات خيابانی شهرها و روستاها، در تجمعات پارتيزانها در روستاها و جنگلها و درمناطق جنگی؛ دراخبار رسانه ها ی گوناگون و اعلاميههای تشکلها و مدافعين حقوق زنان، بازتاب دادهشود:
فروردین ۱۰, ۱۳۸۷
مارس ٢٠٠٨
فروردین ۱۰, ۱۳۸۷
فرهنگ فرهنگ عبارت است از مجموعه ارزش های ناشی از توليدات مادی و معنوی که توسط بشریت در طول تاریخ آفریده شده است. فرهنگ یک پدیدهی اجتماعی است که معرف سطح پیشرفت جامعه در یک مرحلهی معین تاریخ می باشد. این سطح پیشرفت به وسیله ترقی فنون، تکامل تجارب در زمینه روند کار و تولید، پیشرفت آموزش و پرورش، علوم ، ادبیات، هنر و همچنین به وسیله سطح رشد نهادهای اجتماعی که در ارتباط با فعالیت های مذکور می باشند، تعیین می گردد. فرهنگ بهطور کلی به فرهنگ مادی و معنوی تقسیم می شود. فرهنگ مادی ناشی از ابزار مادی تولید و زیست، تجارب کسب شده در زمینه تولید و ثروتهای مادی دیگر است. فرهنگ معنوی ناشی از دستاوردهای جامعه در زمینه علوم ، هنر، ادبیات، فلسفه، اخلاق، آموزش و غیره است. فرهنگ به بیان خاص کلمه همان فرهنگ معنوی است.
فروردین ۱۰, ۱۳۸۷
ازنامههای رسيده : رفيق زنی که برای وحدت نيروهای چپ تلاش میکند، به مناسبت ٨ مارس و نقد مردسالاری در ميان نيروهای چپ ازجمله مینويسد :
فروردین ۱۰, ۱۳۸۷
روزجهانی زن ـ به سبک غزه
فروردین ۱۰, ۱۳۸۷
در شماره های پیشین “رنجبر”، پروژهی جهانی آمریکا (ایجاد و تامین سلطه ی نظامی بر سراسر کرهی خاکی ) که بهدرجات گوناگون و متغیر از طرف “شرکاء” و “متحدین” و همدستان آن (بهویژه اتحادیه اروپا و ژاپن) حمایت میشود، مورد بررسی قرار گرفت . درضمن شرح داده شد که در پیشبرد این پروژهی جهانی ، معماران آن ( مشخصا نو محافظه کاران) خاورمیانه را به عنوان استراتژیک ترین منطقهی ژئوپولیتیکی برای وارد ساختن “اولین ضربه” انتخاب کرده اند . چون خاورمیانه، همراه با پاکستان و افغانستان درچهارراه “جهان قدیم” (بین آفریقا ، آسیا و اروپا) قرار دارد ، در نتیجه برای آمریکا آسان تر خواهد بود که از آن منطقه به عنوان “سکوی پرش” و یا به عنوان یک پایگاه عظیم تهدید دائمی نظامی – نفتی علیه رقبای خود ( روسیه و چین) استفاده کند. بقيه در اينجا »
فروردین ۱۰, ۱۳۸۷
خيمه شب بازی انتخابات دورهی هشتم مجلس شورای اسلامی ايران، درميان رقابت مفتضحانهی جناح حاکم اصولگرا با جناح رقيب بهاصطلاح اصلاح طلب، بر سر ممانعت ازدستيابیآنها به امکانات بيشتر دردستگاه حاکميت، بالاخره در ٢٤ اسفند امسال برگزارشد.
اسفند ۲۵, ۱۳۸۶
کارگران و زحمت کشان ! زنان، جوانان، مليتهای تحت ستم ! استثمارشوندهگان و ستمديدهگان ايران ! بهار ديگری در راه است و طبيعت، هرچه را که کهنه و پژمردهشدهباشد بهدور میريزد و خود را نوسازی میکند. به آمدن بهار سلامی دوباره بگوئيم، از خيزش نشاط و طراوتاش بهرهبجوئيم و با اميد به آيندهی تابناک ايران و جهان، برای دور ريختن کهنه مناسبات گنديده و آزاردهندهی حاکم و برتن کردن لباس نو و مناسباتی پيش رو بهچالش بازهم بيشتری روی آوريم.
اسفند ۱۵, ۱۳۸۶
ای کاش وی درنوشتهی “زايش چپ انقلابی” به دفاع از روش درست و اصولی انتقادکردن میپرداخت و نشان می داد که گرفتار يک جانبهگری و هرج و مرج فکری نيست. ولی درنوشتهی فوق به خاطر ناتوانی از پروازبر فراز کوه رفيع کمونيسم علمی، چون صعوهای کوچک به نق و نال زدن پرداخته، خود را به کوه زده تا آن را جابهجا کند و چون نتوانسته رجزخوانی کرده و نشان دادهاست که جز تکرار نظرات تجدیدنظرطلبان تروتسکيست و شبه تروتسکيست صدسال اخير چيزی درچنته ندارد. اين مسائل را ازنزديک مورد بررسی قرارمیدهيم . اما قبل از پرداختن به آنها، شيوهی نقد کمونيستی را برای وی يادآوری می کنيم :
اسفند ۱۵, ۱۳۸۶
در میان کشورهای اسلامی، ایران را می توان از لحاظ استثمار و انقیاد زنان در مقام نخست به شمار آورد. موافق فرامین پیغمبر [اسلام]، هر مرد مؤمن می تواند تا «چهار زن مشروع» [عقدی] و بنابر میلش تعدادی زن نامشروع [صیغه] اختیار کند. شاهزادگان و زمینداران توانگر و غیره چون پیروان وفادار اسلام از این قوانین حداکثر استفاده را برده اند و نادر نبوده اند مواردی که تعداد زنان شاهزاده یا سلطانی به ١٠٠، ٢٠٠ یا حتی ٣٠٠ بالغ گشته است. اما هنگامی که به دنبال انکشاف مناسبات سرمایه داری محصولات کشاورزی در بازار ارزش معینی یافتند و تجملات - به سبک اروپائی - امکانات مالی کلانی را می طلبید، بی حاصلی [نگهداری] گله ای از زنان خود را بر زمیندار ایرانی آشکار ساخت.
اسفند ۱۵, ۱۳۸۶
عموماً هنگامی که از شیوهی تولید سخن رانده می شود، منظور « شیوهی تولید نعم مادی » است، یعنی شکل و طریقهی به دست آوردن و تولید حوائج و وسایل لازم برای زندهگی (مثل غذا، پوشاک، مسکن، ابزار تولید و غیره)، درهرشرایط تاریخی معین. شیوهی تولید نعم مادی پایهی یک نظام يا ساخت اجتماعی را تشکیل می دهد. ایده های اجتماعی مسلط بر جامعه، نگرشهای سیاسی و سایر نهادهای جامعه در هر مرحلهی معین از تکامل آن، اساسا با چهگونهگی شیوهی تولید جامعه درآن مرحله ارتباط دارد و به وسیله آن تعیین می شود. هر شیوهی تولیدی برتر، بیانگر یک مرحلهی عالی تر در تاریخ تکامل بشریت است. مثلا شیوهی تولید فئودالی از شیوهی تولید برده داری مترقی تربوده ـ هم به دليل رشد ابزارتوليدی و هم به دليل درآمدن انسانها از بی حقوقی نظام بردهگی وتبديل آنها به دهقانان وابسته به زمين و يا آزادـ و شیوهی تولید سرمایه داری نسبت به شیوهی تولیدی فئودالی مرحله عالی تری از تکامل بشری را نشان می دهد که مبتنی است بر فروش آزاد نيروی کار در بازارعرضه و تقاضا و تبديل شدن آن به نوعی “کالا”!.
اسفند ۱۵, ۱۳۸۶
١ـ اوضاع جهان فروپاشی شوروی سوسيال ـ امپرياليستی و اردوگاه تحت سلطهی آن، تغيير ماهيت چين ازکشوری سوسياليستی به کشوری سرمايهداری و شکلگيری اتحاديهی اروپا، تغييری جدی در توازون قوا و رقابتها و تبانیهای قدرتهای بزرگ امپرياليستی بهوجودآورد. بررسی ماهيت و عملکرد امپرياليسم درعرصهی جهان، نقش مهمی دردرک حرکت تضادهای اساسی جهان، تاثير اين تضادها درآرايشهای طبقاتی درهرکشورو مقابله با تجاوزات امپرياليسم به حقوق ملل ضعيف و غيره دارد:
١)ـ جهان دوقطبی نيمه دوم قرن بيستم به رهبری دوابرقدرت آمريکا و شوروی دردههی پايانی قرن بيستم، ظاهرا به جهان يک قطبی بهسرکردهگی آمريکا تبديل شد. برپايهی اين درک نادرست از اوضاع، امپرياليسم آمريکا به مثابه يگانه ابرقدرت و سوار يکهتاز و قلدر جهان ، برای استقرار امپراتوری جهانی سرمايه در زير فرماناش، پا به ميدان گذاشت.
اسفند ۱۵, ۱۳۸۶
با سلام به نظرم مطالب مربوط به مسائل کارگری و دانشجوئی که در رنجبر شماره ٣٤ آمده اند، درست هستند. پس از اعلام موجودیت شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری، عده ای درباره اهمیت آن مبالغه کردند. ولی این شورا تاکنون هیچ فعالیت تاثیر گذاری نداشته است بهطوری که اهمیت مبارزات کارگران در یک کارخانه (مثلا لاستیک البرز) بیشتر از تمام نشست و برخاست های شورا بوده است. تا زمانی که حزب کمونیست واحد به وجود نیامده است نمی توان انتظار داشت که جنبش کارگری به صورت خود به خودی به راه صحیحی برود یا اینکه جنبش به معنی واقعی کلمه سراسری و طبقاتی بشود. در مورد جنبش دانشجویی نیز به نظر من تاکتیکهای بهکار برده شده تاکنونی غلط بوده اند. عده ای عقیده داشتند که دانشجویان چپ می توانند در انجمن های اسلامی فعالیت کنند و عده ای نیز بر این گمان بودند که می توانند خود را تحت عنوان چپ کارگری، چپ شورایی، چپ انتقادی، چپ آزادیخواه و برابری طلب و … استتار کنند. در صورتی که اگر هدف چپ انقلاب اجتماعی است باید تاکتیک متناسب با آن بهکار گرفته شود. بقيه در اينجا »
اسفند ۱۵, ۱۳۸۶
روایت دو سناریوی امپریالیستی درباره آینده عراق : (٢) - سناریوی امپراتوری آشوب از ديد نو محافظه کاران ، اگر سناریوی “دیکتاتوری وحدت ملی” با موفقیت پیاده نگشته و به نفع پیشبرد پروژه منجر نگردد ، در آن صورت آنها برنامه و سناریوی دوم خود را به روی صحنه خواهند آورد . در این سناریو که به آن عنوان “آشفتهگی کنترل شده” داده شده است ، با تقابل و درگیریهای خونین رو به رشد بین “سنی ها” و “شیعه ها” ، ( که خود نو محافظه کاران عامدانه و با برنامه به اشتعال آن در عراق بهویژه طی پنج سال گذشته دامن زده اند) بی ثباتی ، عدم امنیت و بی خانمانی در درون مرزهای عراق ادامه خواهد یافت . بقيه در اينجا »
اسفند ۱۵, ۱۳۸۶
اسفند ۱۵, ۱۳۸۶
اعلاميهی حزب کمونيست مارکسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست بوليویا درمورد وضعيت سياسی کشور. همانطور که اتحاد انقلابی ضدامپرياليست(ا.ا.ض.) مدتی پيش به کرات گفته است، ارتجاع فاشيستی مستقر در سانتاکروز و نوکرانش در سوکر که از طريق سفارت امپرياليسم آمريکا در لاپاز کمک مالی و مشورتی دريافت میکنند ، به منظور جلوگيری ازادامهی تغييرات زيربنائی، آمادهکردن شرايط برای انجام کودتا و نهايتا دست زدن به جنايت بزرگ: تجزيهی سرزمين ملی و ايجاد “کشور کامبا” و “کولا” درسوکر، مشغولند. به عقيدهی ما، اين توطئه هم اکنون گام اوليه را با انجام کودتائی وحشيانه درسوکر برداشته و تا آخر و تحقق اهدافشان ادامه خواهند داد.
اسفند ۱۱, ۱۳۸۶
اسفند ۰۹, ۱۳۸۶
٨ مارس، روزهمبستهگی مبارزاتی زنان جهان مبارک باد ! ٨ مارس، مطابق با ١٨ اسفند امسال، روزهمبستهگی مبارزاتی زنان جهان است. تاريخ مبارزات زنان برای احقاق حقوق برابرخود با مردان، قدمتی چندهزارساله دارد و از زمانی که مرد درخانواده موقعيت برتريافت و متعاقب آن جامعهی طبقاتی بهوجودآمد، زنان بهمثابه ستمديدهترين و استثمارشدهترين بخش بشر در طول تاريخ جوامع طبقاتی مورد انواع اجحافها قرارگرفته و علارغم مبارزاتی که زنان طی هزاران سال برای رهائی شان از قيد مردسالاری و استثمارانجام دادهاند، اين مبارزات هنوز به نتيجهی نهائی نرسيدهاست، هرچند که دستآوردهای اين مبارزات طی اين زمان طولانی نيز قابل ملاحظه بودهاند. مبارزات زنان طی ٢٠٠ سال اخير و به ويژه در ١٠٠ سال اخير، همراه با مبارزهی طبقهی کارگر برای پايان دادن به مناسبات توليدی استثمارگرانه و روابط اجتماعی ناعادلانه، رو به افزايش نهاد. زنان مبارز سوسياليست نظير کلارازتکين و کولونتای، از پيشگامان مبارزه برای آزادی زنان بودند که کوشيدند تا ٨ مارس روزبه خون کشيدهشدن تظاهرات زنان کارگر نساجی درآمريکا را به مثابه سمبُل مبارزاتی زنان درتاريخ ثبت کنند. جنبش زنان جهان برای رهائی پيوسته و درپيوندی فشرده با جنبش کارگری و جنبش کمونيستی قرارداشته و توانستهاست به دستاوردهای کنونیاش برسد. زنان درتاريخ انقلابات جهان نقش رزمنده و فعالی داشته و ازجمله در ايجاد کمون پاريس (١٨٧١)، انقلاب اکتبر(١٩١٧) در روسيه، انقلاب دموکراتيک نوين چين(١٩٤٩) و ديگر انقلابات ضدامپرياليستی و دموکراتيک و ازجمله انقلاب بهمن ١٣٥٧درصف اول مبارزه قرارگرفتند. اما درکشورهائی که طبقهی کارگر و درراس آن احزاب کمونيست راستين توانستند بهقدرت برسند، حقوق اجتماعی برابر زنان با مردان درقوانين اساسی اين کشورها به رسميت شناخته شد و زمينه برای رهائی زنان ازقيد مردسالاری و استثمار و ستم طبقاتی مهيا گرديد.
اسفند ۰۵, ۱۳۸۶
اسفند ۰۵, ۱۳۸۶
اسفند ۰۵, ۱۳۸۶
بهمن ۱۱, ۱۳۸۶
درحالی که دربرابر چشم جهانيان چندين ماه است که منطقهی غزه به محاصره ی اقتصادی کشيده شده و شب و روزاز زمين و هوا بر روی سرمردم آتش باری صورت میگيرد، روزانه دههانفر کشته و زخمی میشوند و هيچ اعتراضی به اين عمليات سيستماتيک تروريستی دولتی اسرائيل، توسط سازمان ملل و کشورهای امپرياليستی انجام نمیشود، اولمرت نخست وزير اسرائيل عکس العمل فلسطينيان درشليک چند موشک القاسم که هيچگاه هم گفته نشده که چه کشتاری دراسرائيل بهوجودآورده، تا جهانيان بفهمند که فلسطينيان درواقعيت تاچه حد درمقابل جنايات عظيم صهيونيستها در رابطه با مردم فلسطين،”مقصر” هستند ، بهانه کرده و صلح را درگرو کنارگذاشتن مبارزهی مسلحانه فلسطينيان میداند. ازنظر صهيونيستها فلسطينيان نه تنها بايد مبارزه عليه رژيم صهيونيستی را کناربگذارند، بلکه بايد تسليم بیقيد و شرط بشوند تا اسرائيل تادندان مسلح، راحت تر بتواند با ادامه به ديوارکشی درخاک فلسطين ، به غصب سرزمينهای بيشتری از فلسطين بپردازد و کسی هم يارای هيچ نوع مقاومتی را دربرابر اين تجاوزگری نداشته باشد. بقيه در اينجا »
بهمن ۱۱, ۱۳۸۶
١ - در جنگ عراق که نزدیک به پنج سال از آغاز آن میگذرد و احتمالا سالها ادامه خواهد یافت، در مقام مقایسه با جنگ های سابق در صد قابل توجهی از تلفات بین مردم غیر مسلح و غیر نظامی، نزدیک به ٨٥ در صد بوده است. ٢ - در این جنگ برای اولین بار تعداد سربازان “پیمانی” (مزدور) برابر با تعداد سربازان ارتش آمریکا بوده و احتمالا در آینده تعداد آنها (مزدوران) در جنگ بیشتر از سربازان انجام وظیفه خواهد شد. در جنگ ویتنام تعداد سربازان پیمانی کمتر از ده در صد کل نیروهای مسلح آمریکائی را تشکیل میداد. ٣ - باز در مقام مقایسه، هیچ جنگی در بین “جنگ های ساخت آمریکا” به اندازه جنگ عراق با مخالفت مردم سراسر جهان روبهرو نگشته بود. در هیچ جنگی در گذشته، هئیت حاکمه آمریکا ازجمله رئیس جمهور، به اندازه جنگ عراق مورد نفرت مردم جهان قرار نگرفته و پرستیژ و موقعیت سیاسی و فرهنگی آن به اندازه حالا با سقوط و نزول روزافزون روبهرو نگشته بود.
بهمن ۱۱, ۱۳۸۶
درحالی که برای زهرچشم گرفتن ازمردم ، رژيم فشاربر مخالفان و مبارزان را ده چندان کرده و ديوانهوارصيادجوان بی گناهی توسط تفنگبه دستان رژيم در دريای خزربه رگباربسته می شود و جان میبازد و در سنندج دانشجوی بیگناهی درزيرشکنجه میميرد! که نشانی است از ترس رژيم از نفرت بیپايان مردم! ؛ دردرون هيئت حاکمه و درمطبوعات و رسانهها بحث برسر انتخابات گرم گرم است. چون که مسئلهی حفظ و يا کسب سهم بيشتر از کيکی به بزرگی ايران چنان وسوسه انگيز است که نمیتوان از آن به آسانی دست برداشت! و گوئی مردم ايران دغدغهای جز شرکت درانتخابات ندارند!!
بهمن ۱۱, ۱۳۸۶
درگذشته و در شماره های مختلف “بولتن نظرات” و “رنجبر”، دررابطه با چهگونهگی پيشروی موفقيتآميز جنبش کارگری و دربرخورد به نظرات موجود، نظرات حزب رنجبران ايران را دراين مورد بيان داشتهايم. اما نه جواب قانع کنندهای ازجانب آنانی شنيديم که میخواستند “يک شبه ره صدساله بپيمايند” و بر طبل توخالی “ايجادشوراهای کارگری” به مثابه ارجحيت فوری درسازمانيابی طبقهی کارگرايران ، میکوبيدند و درعمل وقتی انعکاسی از اين نظر را درميان جنبش کارگری نيافتند، پافشاری روی اين نظرنابههنگام را کنارگذاشتند و نه بهجز اتهامزنیهای لومپنی، از جانب آنارکوسنديکاليستها به کليهی تشکلهای چپ و همچنين به حزب رنجبران، استدلال معقولی را در چرائی ضرورت “ايجادتشکل کارگری ضدسرمايهداری” با پرچم “لغو کارمزدی”، جز مشتی ادعاهای يک جانبه و پوچ، شنيديم. نظرآنارشيستی ای که باهيچ استقبالی جدی در درون جنبش کارگری روبهرو نشده و اين سياست “چپاندرقيچی” مدافعان اش را به فحاشی نسبت به نيروهای مدافع تشکل يابی اصولی کارگران، کشاندهاست. (مراجعه شود به مقاله “سخنی با کارگران ايران و جهان ـ حيدرکريم ـ سايت پيک ايران ـ ٢٥/١٢/٢٠٠٧)
بهمن ۱۱, ۱۳۸۶
بارشد گرايشات چپ و سوسياليستی دردرون جنبش دانشجوئی و بالارفتن خطر ازدست دادن کنترل کامل اين جنبش توسط رژيم ـ آنهم درمرکزی که قراراست نخبهگان رژيم از آنجا برخيزند!ـ ، تلاش برای هيولاسازی از کمونيسم در دانشگاه و کل جامعه بهمنظور”علاج کردن واقعه قبل ازوقوع!”، افزايش يافتهاست. زيرا سردمداران رژيم متوجه شدهاند که علاوه بر دانشجويان، کارگران و زنان، معلمان و نويسندهگان و… نيز، جنبش رهائی خود را دراستقلال از نفوذ عوامل رژيم در صفوف خود جُستوجو میکنند. بدين ترتيب از يک سو، نيروهای دانشجوئی طرفداررژيم ويا بورژوازی دراپوزيسيون که خود را قيم جنبش دانشجوئی می دانند، رشد نيروهای چپ و گسترش نفوذ آنان دردانشگاه را برنمیتابند و میخواهند بههرترتيبی شده، کنترل اين جنبش را دراختيارخود داشته باشند و ازسوی ديگر، درميان بخشی از فعالان چپ دانشگاه که تا حدی دچار يکجانبهگری درارزيابی از توانائی جنبش دانشجوئی و خود هستند، بقيه در اينجا »
بهمن ۱۱, ۱۳۸۶
در دههی اخیر، بعد از حادثهی مرموز یازده سپتامبر ٢٠٠١، بعضی از شخصیت های چپ و حتی بخشی از اعضای فعال درون سازمانهای مارکسیستی در اروپا و آمریکا پیشنهادی مبنی بر بحث درباره امکان ایجاد دیالوگ (گفتوگو) بین جنبش های ضدگلوبالیزاسیون سرمایه و بنياد گرائی اسلامی را (در جهت ایجاد احتمالی اتحادها و ائتلافات) مطرح ساخته اند که بررسی چند و چون آن حائز اهمیت است. پیش از پرداختن به این پیشنهادات بحث انگیز، علاقه دارم به چندین نکتهی اساسی درباره تعریف، پیدایش و ویژهگی های اين بنيادگرائی بپردازم: ١ - بنیادگرائی دينی صرفا به مسلمانان و کشورهای اسلامی محدود نمیشود. امروز ما شاهد حضور و رشد انواع واقسام بنیادگرائی در مسیحیت، یهودیت، هندویسم و.. در اقصا نقاط جهان هستیم. ٢ - بنیادگرائی ، از تبعات و عوارض ساختاری منطق حرکت طبقاتی و امروزه سرمایه در سطح جهانی است. در جامعهی معاصر، بنیادگرائیدينی عامل نیست، بلکه معلولی است که در بطن و متن رابطه ی تاریخی “مرکز- حاشیه” پدید آمده و امروز به عنوان یک جنبش سیاسی عمل میکند. همانطور که صهیونیسم (بنیادگرائی یهودیت = امت گرائی قوم بنی اسرائیل) معلول فعل و انفعالات مرحلهای از تکامل سرمایه داری اروپا در “عهد زیبا” (١٨٨٥-١٩١٤) است، بنیادگرائی اسلامی نیز به عنوان یکی از بنیادگرائی های عصر کنونی در کشورهای حاشیهای اسلامی، معلول فعل و انفعالات سیاسی و اجتماعی عملکرد نظام جهانی سرمایه در مرحلهی تشدید گلوبالیزاسیون و مقاومت دربرابرآن و يا هم راهی با آن، می باشد. بنیادگرائی اسلامی اساسا متکی است بر برگشت به بقيه در اينجا »
بهمن ۱۱, ۱۳۸۶
اخراج این زحمتکشان می تواند موج جدیدی از یک مبارزهی کارگری در آلمان را موجب گردد و یا به عکس خود مبدل گردد و در خدمت هارترین سیاست های استثماری سرمایه داری قرار گیرد. اين واقعیت که تجارب مبارزات کارگران و زحمتکشان در سراسر جهان برای کارگران ایرانی از اهمیت بسیاری برخوردار است امر تازه ای نیست و هر بارکه گزارشی و مطلبی در بارهی این مبارزات را مشاهده می کنیم، بیش ازپیش به اهمیت روزافزون این ارتباط مبارزاتی پی میبریم.
دی ۰۸, ۱۳۸۶
مع الوصف، از زمان تصويب دوقطعنامه ی ١٤٣٧،١٥٤٧ درشورای امنيت سازمان ملل درمورد اعمال تحريمهائی عليه ايران و فعاليتهای اخيراکثردولتهای امپرياليستی برای تصويب قطعنامه ای ديگرو تلاش محافل جنگ طلب امپرياليستی ـ صهيونيستی در حمله به ايران و آغاز جنگ، اين امر درميان نيروهای اپوزيسيون سرنگونی طلب و حتا نيروهای اپوزيسيون نرم ملی ـ مذهبی و “خوديها”، بحثها و نظرات ضد و نقيضی را برانگيخته و هرنيرو يا نيروهائی هم از ظنٌ خود شعارهائی مطرح نموده و کارزارهائی را نيز به راه انداخته اند و دراين ميان ، تشتت نظری حرف اول را می زند. کلا و صرف نظر از اختلافاتی که دربين اين نيروها درمورد ارزيابی ازپديده ی جنگ و تضاد با رژيم و نحوه ی پيش بردن عملی فعاليتها دررابطه با جنگ موجود است، پنج طيف بزرگ را می توان تشخيص داد: بقيه در اينجا »
دی ۰۸, ۱۳۸۶
دی ۰۸, ۱۳۸۶
بدون داشتن شناخت از عملکرد اين دو دشمن غدارمردم خاورميانه که درهماهنگی با ديگر امپرياليستها و بعضا درتعارض با مرتجعين حاکم دربرخی ازکشورهای خاورميانه و ازجمله ايران، برای تبديل اين منطقهی ثروتمندجهان ازنظر منابع زيرزمينی به تيول خود، تجاوز آشکار را برگزيدهاند، سازماندهی مقاومت عليه اين دخالتگريها به صورتی مصممانه، بردبارانه و استراتژيک، ممکننخواهد بود. هيئت تحريريه
دی ۰۸, ۱۳۸۶
انسانهای مولد و مبارزات آنان برای تغییر شرایط مادی و معنوی زیست شان، اساس بینش ماتریالیستی تاریخ را تشکیل می دهند. هر بینش علمی از تاریخ، نخست از انسانها، از چگونگی تولید زندگی مادی توسط آنان، از مناسباتی که در پروسه تولید نعم مادی بین انسانها از یک طرف و طبیعت و شرایط مادی زیست از طرف دیگر برقرار می شود و بالاخره از تقسیم جامعه به طبقات و مبارزه ای که طبقات زحمتکش در طول تاریخ بهخاطر تغییر جهان مادی و تغییر جهان ذهنی خویش انجام می دهند، حرکت می کند. مارکس می گوید: « تکامل تولید مادی پایهی هر زندهگی اجتماعی و بنابراین مبنای هر تاریخ واقعی است.» (١)
دی ۰۸, ۱۳۸۶
سه شنبه ٢٧ نوامبر٢٠٠٧، کنفرانسی به مدت ٢ روز با شرکت نمايندهگان نزديک به ٥٠ کشور و ازجمله ١٦ کشور عربی دردانشگاه دريانوردی آناپوليس درمريلند آمريکا تشکيل شد تا راه حلی برای حل مسئله ی فلسطين پيدا کنند. قبل از تشکيل کنفرانس، سعودالفيصل، وزيرامورخارجه ی عربستان باد به غبغب انداخته و گفت که نه به اولمرت نخست وزير اسرائيل دست خواهدداد و نه با اوصحبت خواهدکرد، چون که اين اجلاس برای مذاکره است و نه برای انجام يک بازی سياسی!(چه جسارت فوقالعادهای!؟) وليدالمعلم، وزيرامورخارجه سوريه نيز گفت که سوريه هنوز تصميم به شرکت دراين کنفرانس را نگرفته است چون معلوم نيست که پس دادن بلنديهای جولان دردستور کارخواهدبود يانه!؟ محمود عباس رئيس دولت موقت فلسطين نيز خواستارشد تا وضعيت بيت المقدس، برگشت پناهندهگان، تعيين مرزها، مسئله شهرک سازيها در ساحل غربی و مسئله تقسيم آب و امنيت فلسطين مطرح گردد و اظهار اميدواری کرد که صلح در ٦ ماه آينده برقرارشود! اولمرت هم برای اين که همه را به کنفرانس بکشاند(چون که خواست ولی نعمتش آمريکا بود)، گفت همهی مسائل دربرنامه ی کنفرانس آناپوليس میتوانند مطرح شوند وگرنه چندان گوشش به اين بازيها بدهکارنيست.
دی ۰۸, ۱۳۸۶
با سلام و خسته نباشید در نامه ای که در شماره قبلی نشریه رنجبر انتشار یافت به بررسی اختلافات بین طیف چپ دانشجویی با دانشجویانی که حول دفتر تحکیم وحدت گرد آمده اند پرداخته بودم. این اختلافات به جایی رسید که نهایتا در روز دانشجو هر دو طیف مراسم جداگانه ای را برگزار کردند. تعداد شرکت کنندگان در هر دو تجمع تقریبا برابر بود و تا جایی که من مطلع شدم خیلی از دانشجویان در هر دو تجمع شرکت نموده بودند که با توجه به شرایط موجود بهترین کار ممکن نیز همین بود. اما این جدا افتادگی به هیچ وجه پدیده مثبتی نیست و باید با تمام قوا کوشید تا به آن خاتمه داد. اگر منشأ تاریخی این انشعاب را بررسی کنیم به سالهای قبل از حاکمیت جمهوری اسلامی می رسیم، زمانی که دانشجویان مذهبی با ایجاد انشعاب در کنفدراسیون دانشجویان سعی داشتند اختلافات مذهبی و فرقه ای را عمده کرده و مبارزه برای آزادی و حقوق دمکراتیک را به حاشیه برانند. در آن زمان با توجه به رادیکالیسمی که بر جنبش حاکم بود و شرایط ویژه آن دوره، منشعبین به اهداف خود نرسیدند، هر چند که کنفدراسیون نیز نتوانست آنطور که باید به وظیفه تاریخی خود عمل کند.
دی ۰۸, ۱۳۸۶
چرخش درسياست آمريکا بهسوی - جنگسرد
- بر خلاف ادعای دولت آمریکا و هیاهوی تبلیغاتی رسانه های متعلق به محافظه کاران، شورش در اردوگاه “نهرالبارد” (در نزدیکی شهر تاریخی طرابلس (تریپولی) واقع در شمالغربی لبنان) تحت رهبری”الفتح اسلامی” به هیچوجه از طرف دولت سوریه سازمان نیافته بود. بررسی شکلگیری و رشد این سازمان و جهان بینی رهبران آن بهخوبی نشان میدهد که این سازمان و رهبران آن به سلفیست های وهابی (که نزدیک به ٦٠ سال است که در عربستان سعودی حاکمیت را در دست دارند) تعلق داشته و با عنایت بخشی از اعضای کابینهی فواد سینیورا، همراه با حمایت مالی تعدادی از افراد شاخص سیاسی متعلق به بلوک “چهارده مارس”، به لبنان آمده و سپس در درون اردوگاه “نهر البارد” نفوذ کرده بودند. نو محافظه کاران، دقیقا بر اساس مدل و الگوی “جنگ سرد” قدیم، تلاش میکنند که در کشورهای خاورمیانهی “جدید” نیز با تاسیس سازمانها و احزاب ضد تجدد و امت گرا، فعالیت های سیاسی نیروهای ضد آمریکائی را خنثی ساخته و در صورت امکان آنها را سرکوب کنند. بقيه در اينجا » |
|