درسحرگاه یک شنبه ۱۹ اردیبهشت، رژیم جنایت کار جمهوری اسلامی پنج زندانی سیاسی به نامهای فرزاد کمانگر، علی حیدریان، فرهاد وکیلی، شیرین علم هولی و مهدی اسلامیان را در زندان اوین به جرم ساخته گی بمب گذاری به دار آویخت. درحالی که اتهام سه نفر اول که در مردادماه ۱۳۸۵ دستگیرشده بودند را هم کاری با پژاک ذکر کرده بود! همین شیوه کثیف را درمورد شیرین علم هولی نیز به کاربست که دراردیبهشت ۱۳۸۷ درتهران دستگیر شده بود و بالاخره مهدی اسلامیان را هم به اتهام دادن کمک مالی به برادرش محسن اسلامیان که گویا درشیراز بمب گذاری کرده بود، اعدام نمود.
اعدام ۵ زندانی سیاسی مبارز: فرزاد کمانگر، علی حیدریان، فرهاد وکیلی، شیرین علم هولی و مهدی اسلامیان درسحرگاه ۱۹ اردیبهشت درزندان اوین که قهرمانانه بانهراسیدن ازشکنجه، تجاوز ومرگ به رژیم جهل وسرمایه نه گفتند خشم به حق و بزرگی را در سراسر ایران و به ویژه درکردستان علیه این رژیم تروریست به وجودآورده است. حاکمان جمهوری اسلامی بی هوده تلاش می کنند با کشتن زندانیان سیاسی که به عنوان گروگان در زندانها هایش اسیرشده و مورد انواع شکنجه و آزار قراردارند، فوران آتش فشان خشم توده های مردم را فرونشاند.
دراعتراض به این جنایت جدید رژیم، سازمان کومه له ازمردم کردستان خواسته است تا در پنج شنبه ۲۳ اردیبهشت دست به اعتصاب عمومی بزنند.
حزب رنجبران ایران ضمن پشتیبانی از این فراخوان، از کلیه ی کارگران و زحمت کشان و به خصوص زنان ، معلمان و دانش جویان می خواهد که درهمراهی و حمایت از حرکت اعتراضی خلق کرد، نفرتشان را از این جنایت رژیم ابراز دارند.
۱۱ اردیبهشت ( اول ماه مه ) روز همبستگی مبارزاتی جهانی طبقه کارگر را به شما تبریک می گوئیم .
امسال طبقه کارگر در عرصه بین المللی و نیز در ایران در شرایطی به برپائی این روزتاریخی برمی خیزد که سرمایه داری در سطح جهانی برای فائق آمدن بر بحران سراسری اش، چه از طریق اهرمهائی نظیر بانک جهانی، صندوق بین المللی پول، سازمان تجارت جهانی و چه از طریق فشار پلیسی دولت ها ارزش
نیروی کار را به شدت کاهش داده و بی کاری مزمن و فقر و فلاکت درتمامی کشورها گسترش یافته است.
جشن نوروز فرامی رسد و درسرزمین ما طبیعت ازخواب زمستانی بیدارمی شود، لباسی نو برتن می کند و عزم تغییر برسردارد و با هرجوانه ی برگ و شکوفه ی گلی، طبیعت مستانه به میدان می آید و شور و شوقی به پا می کند.
و اما جامعه ی ما سالی پرتب و تاب را ازسرگذرانده و هنوززخمهائی که نظام طبقاتی حاکم بر بدن آن به جا گذاشته نه تنهاالتیام نیافته اند، بلکه درسال جدید نیاز به درمان بیشتری خواهندداشت.
درسالی که گذشت، درسراسرایران سرود آزادی و رهائی از استثمار وستم مشتی زالوصفت حاکم و دربرابر بی دادگریهای رژیم جبارجمهوری اسلامی، بقیه در اینجا »
جامعۀ سرمایه داری مدرن موارد بیشماری از فقر و ستمی که مستقیماً قابل مشاهده نیستند را در خود مخفی کرده است. خانوادههای پراکندۀ مردم تهیدستان شهرنشین، صنعتگران، کارگران، کارکنان و کارمندان دولتی دون پایه، با مشقات باور نکردنی زندگی می کنند و در بهترین حالات به سختی از عهدۀ مخارج خود برمی آیند. میلیون میلیون زن در چنین خانوادههایی به عنوان «بردگان خانگی» زندگی می کنند (یا درست تر، به موجودیت خود ادامه می دهند) و با کوشش یأس آور روزانه تقلا می کنند که خانوادههایشان را با پول خرد غذا و پوشاک بدهند و در هر چیزی به غیر از کار خودشان «صرفه جویی» کنند.
هواسنج خبر از یک طوفان می دهد – این چیزی است که امروز در روزنامههای خارجی که حاوی تلگرافاتی دربارۀ رشد عظیم اعتصاب سیاسی سراسری روسیه هستند، اظهار شده است. تنها هواسنج نیست که خبر از وقوع طوفان می دهد: همه چیز را گردباد قدرتمند حملۀ سخت پرولتاریا از جا کنده است. انقلاب با سرعتی حیرت آور به پیش می رود، حوادثی بسیار را با خود به همراه می آورد، و اگر که بخواهیم شرح مفصلی از سه یا چهار روز گذشته بدهیم، باید که کتابی کامل بنویسیم. ولی اینرا به عهدۀ نسلهای آینده می گذاریم تا تاریخ مفصل بنویسند. ما شاهد صحنههای رعشه آوری از یکی از بزرگترین جنگهای داخلی، جنگهای آزادی هستیم که نوع بشر تا به حال بدان دست زده است و باید سریعتر گام برداریم تا تمام انرژی خود را به این جنگ تخصیص دهیم.
۱۷ اسفند(۸مارس) روزجهانی زن را امسال درشرایطی گرامی می داریم که زنان مبارز ایران در صف اول پیکار علیه ستم مذهب سالاری و مردسالاری و به خاطر دست یافتن به آزادی و رهانی ازظلم و ستم قرون اعصارجامعه طبقاتی، قرارگرفته اند. دراین پیکارزنان آزاده و مبارز ایران امسال حماسه های به جا ماندنی و ثبت شده درتاریخ ازخود به جا گذاشته اند که امید به مبارزه و پیروزی را درقلب میلیونها انسان طالب آزادی و رهائی ازستم و استثمار طبقاتی هرچه فروزانتر ساخته است.
زنان ایران دراین پیکار به حق خود درمیدان نبرد خیابانی خون دادند، درزندانها شکنجه شدند، مورد تجاوز جنسی قرارگرفتند و توسط اوباشان از حیوان پست تر رژیم اسلامی بدنشان به شعله های بی رحم آتش سپرده شد، اما دمی ازمبارزه باز نایستادند.
وی ازجمله کارگران آگاهی بود که به اهمیت متشکل شدن کارگران توجه داشت و درایجاد سندیکای شرکت نفت درپالایشگاه تهران درسال ۱۳۴۹ فعالانه شرکت نمود. دردهه ی ۱۳۵۰ به خاطر سازماندهی اعتصاب دراین پالایشگاه توسط ساواک دستگیر و به ۱۰ سال زندان محکوم شد و درآستانه ی انقلاب همراه دیگر زندانیان سیاسی از زندان آزاد شد و در درسازماندهی مبارزات کارگران شرکت نفت نقش موثری داشت.
اکنون دیگر هیچکس در روسیه خیال برپا کردن انقلاب به شیوۀ مارکس را به خود راه نمی دهد. این و یا چیزی شبیه آنرا اخیراً «استولیچنایا پوچتا»(۲)، یک روزنامۀ لیبرال – حتی تا حدی دمکرات و حتی تا حدی سوسیال دمکرات (منشویک) – اعلام داشته است. برای اینکه با نویسندگان این افاضات منصفانه رفتار کرده باشیم باید بگوئیم که آنها موفق شدهاند تا جوهر جو سیاسی حاضر و طرز برخورد نسبت به درسهای انقلابمان را دریابند، جوی که بی شک اکنون در میان محافل وسیع روشنفکران، بی مایگانی که نیمچه سوادی دارند و احتمالا در بسیاری از گروههای بی سواد خرده بورژوازی نیز حاکم است.
سی و یکمین سال روز انقلاب ضد سلطنتی و ضدامپریالیستی ایران به زودی فرامی رسد. انقلابی که مردم ایران برای تحقق “استقلال، آزادی، عدالت اجتماعی” به ثمررساندند و رژیم شاه را که مظهر وابسته گی به امپریالیسم، استبداد و ناعدالتی اجتماعی بود به زباله دانی تاریخ فرستادند.
درشرایط فقدان رهبری انقلابی و پیشرو، جناحی از بورژوازی متوسط و خرده بورژوازی زیر عبای مذهب که پرچم کهنه ی استقرارجمهوری اسلامی را برداشته بود درتوافق با امپریالیستها و برای جلوگیری از تعمیق انقلاب، به قدرت رسید و دست آوردهای آن را به یغمابرد که حاصل اش ایجاد جمهوری بقیه در اینجا »
کشورکوچک هائیتی واقع در آمریکای مرکزی و جزئی از جزایر آنتیل است با جمعیتی حدود ۱۰ میلیون نفر و اولین کشور درآمریکای لاتین بود که درسال ۱۸۰۴ با شورش برده ها خود را اززیر یوغ استعمارفرانسه آزادکرد. هائیتی یکی از فقیرترین کشورهای جهان است که درآمد اکثر مردمان کارگر و زحمت کش آن درحد دودلار درروز می باشد و زبان مردم هائیتی فرانسوی است.
زمین لرزه ای به قدرت ۷ ریشتر که مرکزآن درنزدیکی پای تخت هائیتی ـ پورت ئو پرنس Port au prince ـ با حدود ۳ میلیون نفرجمعیت در۱۳ ژانویه ۲۰۱۰ به وقوع پیوست، این شهر و شهرها و روستاهای اطراف آن را به میزان زیادی ویران نمود. حتا کاخ ریاست جمهوری نیز از آسیب مصون نماند. درحالی که زلزله های قوی تر ازاین درکشورهای مجهز به مقاومت دربرابر زلزله، نظیر ژاپون، خرابی به مراتب کمتری را تا به حال به بار آورده است. بقیه در اینجا »
جنش توده ای ۷ـ۸ ماه اخیر، رژیم جمهوری اسلامی ایران را به حق چنان به زیرضربه برده که دیگر قدرت کمرراست کردن پیدانخواهدکرد. دراکثر شهرهای ایران، درتظاهرات تاسوعا و عاشورا، تظاهرکننده گان دربرابر نیروهای سرکوب گر قهرمانانه به مبارزه ی شکوه مندی دست زده و گامی به پیش درجواب به خودسریهای آنان برداشتند. هرچه دامنه ی این تظاهرات گسترده ترمی گردد، نیروهای مسلح رژیم بیشتر و بیشتر درمیان امواج خروشان اعتراضی مردم به محاصره افتاده و تسلیم می شوند. این مبارزات تضادهای درون جناح حاکم را نیز هرچه بیشتر تشدید نموده و تزلزل درارکان حکومتی اش را هویدا ساخته اند.
۱۶ آذر یادآورپیکار دانش جویان دانش کده فنی دانش گاه تهران علیه رژیم ارتجاعی سلطنتی در ۵۶ سال پیش است. رژیمی که محصول شوم کودتای امپریالیستی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود. درآن روز، دانش جویان درمبارزه علیه رژیم کودتا، سه تن از یاران آزادی خواه خود را ازدست دادند: گاردمسلح رژیم ددمنشانه با شکستن در ورودی دانش کده فنی به کلاسهای درس هجوم برده و دانش جویان معترض را به گلوله بست. بدین ترتیب نیروهای مدافع ظلمت و تاریک اندیشی به ساحت علم و روشن گری یورش بردند تا حاکمیت نوکران امپریالیسم جهانی را بردانش گاه های ایران تداوم بخشند.
گرامی داشت روزدانش جو به این جهت حائزاهمیت است که دانش جویان درچنین روزی برای رهائی از ظلم و ستم به پا خاستند، قربانی دادند، اما پرچم این مبارزه را برزمین نگذاشته و پیوسته آن را به اهتزاز درآورده اند. بقیه در اینجا »
۱۳ آبان، روز دانش آموز، روز مقابله سراسری با ارتجاع حاکم
نوجوانان و کودکان دانش آموز درشنبه خونین سال ۱۳۵۷ آخرین بخشی از مردم بپاخاسته علیه نظام سلطنتی بودند که به میدان نبرد با آن رژیم سفاک گام گذاشتند و از آن روز تا سرنگونی رژیم شاه سه ماه و اندی بیشترطول نکشید. یاد جانباخته گان روز ۱۳ آبان ۱۳۵۷ را گرامی بداریم.
رژیم سفاک جمهوری اسلامی از بدو تاسیس اش، از یک طرف می دانست که بدون جانفشانیهای کارگران و زحمت کشان و ازجمله فرزندان دلیر دانش جو و دانش آموز آنان، سرنگونی رژیم شاه ممکن نبود و نمی توانست جلو بزرگداشت این روز تاریخی را بگیرد. اما ریاکاران حاکم پس از جلوس برقدرت سعی کردند تا روزهای تاریخی را به نام خودثبت کنند. ازجمله مدعی شدند که ” هرروز، روزکارگراست!” تانقش تاریخی اول ماه مه روزجهانی کارگر رانادیده بگیرند و یا برای پایمال کردن آرمانهای رهائی بخش ۸ مارس، روز زن، به دنبال اسطورها گشته ومزبوحانه تلاش کردند تا روزتولد فاطمه دختر پیامبر اسلام را به عنوان روز زن به زنان شدیدا ستم دیده ی ایران که ازجمله قربانیان اولیه ی رژیم اسلامی بودند، تحمیل کنند. هم چنین برای ایجاد انحراف درمبارزات مردم ، ماجراجوئی اشغال سفارت آمریکا در روز دانش آموز را توسط مشتی دانش جوی آنارشیست در۱۳ آبان ۱۳۵۸ جهت قبضه کردن قدرت و بیرون راندن بورژوازی ملی ـ اسلامی مزاحم از قدرت را سازمان دادند تاحکومت اسلامی خودشان را “یک دست بکنند!”، و این عمل تروریستی دولتی را “انقلاب دوم” نام نهادند تا فراموش شود که دانش آموزان درچنین روزی نه به خاطر استقرار جمهوری اسلامی، بلکه به خاطر رسیدن به استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی علیه رژیم سلطنتی مبارزه کرده و جان باختند. امروز نیز که رژیم جمهوری اسلامی بیش از پیش درانظارعمومی منفور و مطرود شده است و درهراس از آمدن میلیونها دانش آموز به خیابان و گسترش بازهم بیشترصف اعتراضی اکثریت عظیم مردم جامعه یعنی کارگران و زحمت کشان ، با ترفند “۱۳ آبان روز مبارزه با امپریالیسم”، مذبوحانه تلاش می کنند تا از به هم پیوستن و فشرده شدن صف متحد استثمارشده گان و ستم دیده گان علیه نظام حاکم برجامعه جلوگیری کنند.
این سالوس گری رژیم را رهبر جمهوری اسلامی بنیاد نهاد که به نرخ روز نان خوردن موضع گیری اصلی و بنیادی او بود. خمینی وقتی که درنجف بود و نیاز به عوام فریبی داشت، در۶ مهر ۱۳۵۶ گفت : “اگردانش گاه ما یک دانش گاه صحیحی بود جوانهای ما را که دردانشگاه میخواهند حرف حقی بزنند، خفه نمیکردند. دانشگاهی که برآن حکومت کنند دانشگاه نمیشود، محیط علم باید آزاد باشد”. و یا دردیدار با گروهی از ایرانیان مقیم اروپا در نوفل لوشاتو درحومه پاریس در ۲۰ مهر ۱۳۵۷ بیان داشت : “دانشگاه که مرکز علم و سازنده آینده ملت است، تعطیل است و نمیگذارند کارش رابکند. میریزند توی آن، زن و مردش را کتک میزنند و میکُشند” و یا درمصاحبه با تلویزیون فرانسه درپاریس در ۶ آبان گفت : “مدارس ما غالبا نیمه تعطیل هستند یا تعطیل. وقتی هم که اشتغال داشته باشند دستوراین است که آزادی کلام و آزادی اظهار عقیده درآنها وجود نداشته باشد و رجال روشنفکر درآنها فعالیتی نکنند”.
اینها صحبتهای روزهای شیره مالیدن سر دیگران برای مترقی نشان دادن خودش بود و صاف کردن جاده برای رسیدن به قدرت! اما وقتی که به قدرت رسید ماهیت اصلی خمینی باطرح “وحدت کلام” واضخ ترشد و ازآن به بعد هرچه آشکارتربه قلع و قمع مخالفان پرداخت و نشان داد که نظام جمهوری اسلامی نه به خاطر استقرار حق و عدالت و درخدمت “مستضعفان” بلکه برای خدمت به بقای نظام سرمایه داری و ارتجاع و “مستکبران” درشکل جدید تاریخی، بوجودآمده است. خمینی پس از هجوم اراذل و اوباشش به دانشگاه و کشتن دانشجویان و به تعطیل کشاندن آن، دردیدار با اعضای دفتر تحکیم گفت : “ریشه تمام مصیبتهائی که تاکنون برای بشر پیش آمده از دانشگاهها بوده است، ازاین تخصصهای دانشگاهی بوده است. تمام فسادهایی که درملتها پیداشده از حوزه های علمیه ای بوده است که ازنظر شرعی متعهد نبوده اند. همه مصیبتهائی که دردنیا پیداشده از متفکرین و متخصصین دانشگاهها بوده است. کشورما را هم همین دانشگاهها به دامن ابرقدرتها کشاندند. حالا شما مینشینید و مینویسید که چرا دانشگاه تعطیل است؟ اگر به اسلام علاقه دارید بدانید که خطر دانشگاه ازخطر بمب خوشه ای بالاتر است”.
امسال نیز ازترس این که روز ۱۳ آبان تبدیل به روز افشاء، تظاهرات و درگیری با نیروهای حاکمان جمهوری اسلامی تبدیل شود، نوکران ایدئولوژیک، سیاسی و نظامی اش نظیرآیت الله جنتی ـ امام جمعه موقت تهران ، روح الله حسینیان ـ رئیس فراکسیون “انقلاب اسلامی” مجلس، سردار علی افضلی ـ فرمانده سپاه سیدالشهدای استان تهران، اسماعیل احمدی مقدم ـ فرمانده نیروی انتظامی ایران ـ و غیره به میدان فرستاده شدند تا دانش آموزان و دانش جویان و مردم را از آمدن به خیابان تحت انواع اتهامات نظیر وابسته گی به خارج، تظاهرات بدون مجوز و غیره برحذردارند. گوئی حقوق بشر و ازجمله آزادی بیان، تجمع، تظاهر و طبق اجازه و دستورحقانیت می یابد و به تشخیص استبداد وابسته اند!!
اما همان طور که به تهدیدات خامنه ای در ۲۹ خرداد و هم اکنون نیز به تهدید مجدد وی دررابطه با “قدغن بودن صحبت از تقلب انتخاباتی”، مردم مبارز ایران تره ای خوردنکرده اند، به این تهدیدات نیز وقعی نخواهندگذاشت. چراکه انسانهای جان به لب رسیده هراسی از تهدیدها ندارند و تجاوزات رژیم به حقوقشان را دیگر تحمل نمی کنند. به طور مشخص هم نه دانش گاه سکوت خواهدکرد و نه کشاندن پلیس به مدارس و کنترل دانش آموزان با دوربینهای مداربسته!
نظام استبدادی اسلامی حاکم نه قابلیت جذب و گول زدن مردم نظیر آن چه که درآستانه ی انقلاب بهمن رخ داد، را دارد و نه قادراست با به راه انداختن جویهای خون و شکنجه و زندان و اعدام و محیط پلیسی در محل کار و محیط تحصیل، مردم را ازحق طلبی بازدارد. جنگ طبقاتی هر روز بیشتر شکل آشکارتری به خود می گیرد و کارگران و زحمت کشان بیشتری برای کسب حقوق پایمال شده و کسب حق تعیین سرنوشت شان بپا می خیزند و مدافعان جمهوری اسلامی در کسوتهای گوناگون و حتا بورژوازی دراپوزیسیون لائیک به هول و ولا افتاده اند. شبح انقلاب بربالا سرآنان درحال گشت و گذاراست.
درچنین اوضاع مساعدی است که متشکل شدن استثمارشونده گان و ستم دیده گان درکلیه سطوح سیاسی، مطالباتی و اجتماعی زمینه را برای پایان دادن به حاکمیت نظام اسلامی سرمایه و هرگونه نظام دیگر استثماری مساعد می سازد و شعار “چاره رنجبران وحدت و تشکیلات است” هرچه پررنگ تر دربرابرچالش گران ضد نظام قرارمی گیرد.
یادقربانیان جنایت هولناک تابستان ۶۷ را گرامی بداریم!
سرتاسر حاکمیت ۳۱ ساله ی رژیم سفاک جمهوری اسلامی ایران مملو از جنایات بی شمار علیه بشر و پایمال کردن ابتدائی ترین حقوق انسانها بوده است. دراین مدت کوتاه دههاهزار زندانی سیاسی و شاید بیشترازآنها، زندانیان عادی یا درزیر شکنجه های وحشیانه ازپای درآمدند و یا به جوخه های اعدام و سنگ ساردرخیابانها و درمیدانهای تیرباران سپرده شده اند که آخرین پرده ی این قساوتهای ضد انسانی را باردیگر امسال پس از انتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری درخیابانها و زندانهای رژیم شاهدبوده ایم.
تظاهرات به حق مردم علیه انتخابات فرمایشی و قلابی در رژیم جمهوری اسلامی ایران بافریاد آزادی و مرگ بردیکتاتور، باجاری شدن خون تظاهرکننده گان، ادامه می یابند. درمقابل تمامی شعارهای دفاع از موسوی حاکی هستند که از شور و هیجان و خواست اکثریت مردم تحت استثمار و ستم سوء استفاده می شود تا رژیم جمهوری اسلامی دریک شکل یا شکل دیگری تداوم یابد.
جناح اصول گرایان هیئت حاکمه به رهبری خامنه ای که درطی چهارسال ریاست جمهوری محموداحمدی نژاد کارنامه ننگینی را درسرکوب توده های کارگر و زحمت کش، به جا گذاشته اند درپروسه ۲۰ روزمبارزه انتخاباتی فرصتی یافتند تا بی پرده تر به افشاء نه چندان تیز رهبران” اصلاح طلب” و محافظه کاردر مناظره های تلویزیونی پرداخته و سعی کردند رقیبان خود را ازمیدان فراری دهند. رقیبان “اصلاح طلب” نیزازسوی دیگر با همان حربه سعی کردند خلافکاریهای دولت و مشخصا حیف و میلهای مالی آن را مطرح سازند. دراین فضای سیاسی که اوج اختلافات دوجناح هیئت حاکمه را نشان می داد، آنها مجبورشدند برای جلب نظرمردم واقعیاتی را که سالیان درازی است وردزبان مردم است درحدناچیزی بیان دارند. بدین ترتیب مردم فرصتی به دست آوردند تا ماهیت رژیم جمهوری اسلامی را بازهم بیشتر و از زبان خودحاکمان بشنوند.
گرچه این درگیری دوجناح حاکم درشرایطی که مردم حق معرفی نمایندگان خود را نداشتند برای جلب مردم به حوزه های رای گیری بود، اما درفقدان آلترناتیوی انقلابی حاکمان سعی کردند یک باردیگر مردم را وادار به انتخاب بین بدترینها بکنند.
اصول گرایان با استفاده از امکانات دولتی تلاش کردند تا اقشار عقب افتاده و مذهبی را به دنبال خود بکشانند و “اصلاح طلبان” با برداشتن پرچم پاره پاره دموکراسی دروغین بورژوائی جناحهای روشنفکر جامعه را به سوی خود بکشانند. درحالی که درسرکوب توده ها و پایمال کردن دموکراسی چه درزمان نخست وزیری ۸ ساله موسوی و چه دردوران ریاست جمهوری ۸ ساله خاتمی و به خاطر حفظ نظام جمهوری اسلامی لحظه ای درنگ نکردند.
بدین ترتیب جنگ دوجناح برای کسب موقعیت برتر در قدرت حاکمه ازطریق جمع آوری رای و بالارفتن از دوش مردم آغازشد. و با شرکت مردم درانتخابات و انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری، رژیم مشروعیت خود را درانظارجهانیان مدعی گردید. درحالی که اگر مردم به تحریم انتخابات می پرداختند و رژیم را منفرد می نمودند، هم عدم حضورمردم در حوزه های رای گیری و هم امکان تقلب درحد بیان اینکه ۸۰% مردم در رای گیری شرکت کردند، ممکن نمی شد.
کسانی که با رای دادن به موسوی دچاراین توهم بودند که با کنارگذاشته شدن احمدی نژاد نسیم دموکراسی خواهد وزید، درحالی که دل خوشی از موسوی نداشتند و تبلیغاتی که درمورد بردن انتخابات توسط موسوی می شد، و تقلباتی که در شمارش رای ها صورت گرفت، این بار به خشم آمده و درفردای انتخابات به خیابان ریختند. آنها درحالی که خامنه ای انتخاب احمدی نژاد را به ریاست جمهوری تائید می کرد شعار”مرگ بردیکتاتور”و” مرگ بر این دولت مردم فریب” سردادند وخواهان برکناری احمدی نژاد شدند. مردم احمدی نژاد را دیکتاتور و دروغ گو می شناسند. اوطی چهارسال گذشته مکررا تهدیدکرد که مافیای نفتی را افشاء خواهدکرد واکنون در مراسم “جشن پیروزی اش” فقط می گوید” بررسی اموال مقامات سابق را در دستور کار خود گذاشته است”. بلی فقط “بررسی اموال” را زیرا به قول معروف “چاقو دسته خود رانمی برد”. خشم مردم زمانی اوج گرفت که برنده گان انتخابات درمصاحبه های مطبوعاتی خوداعترضات به حق مردم را به ” خاک وخاشاک” تشبیه کردند. ازاین لحظه اعتراضات مردم ابعاد بیشتری به خود گرفت. درشهرها ودانشگاههای سراسرکشورفریاد اعتراض بلند شد و متقابلا خوابگاههای دانشجویان موردیورش لباس شخصی ها ونیروهای امنیتی قرارگرفته وخاطره ۱۸ تیر۷۸ باردیگر درخاطره ها زنده شد. ولی این باردانشجویان ازتجربه گذشته درس اموخته بودند. دیگرتنها دل به “اصلاح طلبان” نبسته ،تظاهرات روز دوشنبه علیرغم خواست علنی رهبران اصلاح طلب درحفظ آرامش درتظاهرات و عدم موافقت وزارت کشوربه روشنی نشان داد که اگرمردم متحدانه درمقیاس میلیونی پا به میدان مبارزه بگذارند هیچ نیروی قادربه مقابله با آ ن نیست .درتظاهرات روز دوشنبه نیروهای امنیتی، بسیج، سپاه ولباس شخصی ها تنها نظاره گربودند. فقط بعداز اتمام اعتراضات وتظاهرات و زمان پراکنده شدن مردم، نیروهای بسیج به تظاهرکننده گان حمله کردند.
رویدادهای چند روزاخیربیانگراین واقعیت عینی است که پتانسیل عظیمی درجامعه نهفته است جوانان، زنان،معلمان،دانشجویان،کارگران وزحمتکشان خواهان ادامه وضع موجودنیستند.دوران هشت سال حاکمیت خاتمی نشان داد که نمی توان دل به اصلاح طلب بست. دعوت موسوی مبنی بر”آرامش ،احترام ورعایت قانون” درمقابل شعار”نه سازش، نه تسلیم ” توده ها درعمل نشان داد تا زمانی که مردم از داشتن یک رهبری پیشرو و آگاه و مبارزکمونیستی محروم باشند، تلاش آنان درجهت تغییر درخدمت این یا آن جناح حاکم قرار می گیرد. دریک کلام چاره رنجبران وحدت وتشکیلات است فقط با پتک گران کارگران می توان حاکمان فاسد را درهم کوبیده وبه زباله دان تاریخ سپرد.
نوشته حاضر جمع بندی ها و نتیجه گیری های نکات مهم و اصلی یک کلاس درس تابستانی تحت عنوان ” راه انسان به سوی پیشرفت و رشد : سرمایه داری یا سوسیالیسم ؟ ” می باشد . در تهیه و تنظیم رئوس مطالب و محتوی این کلاس درسی و نوشته حاضر ، نگارنده از مقالات و کتابهائی که برخی از مارکسیست ها و سوسیالیست های آمریکای شمالی در کلاس های درسی خود به کار می برند ، استفاده کرده است . این مقالات و کتاب ها همراه با دیگر منابع در آخر این نوشته به صورت ” منابع و ماخذ ” آورده شده اند .
رئوس مطالب و نکات مهم این کلاس درسی که نوشته حاضر بخشی از آنها را در بر می گیرد ، عبارتند از :
۱ – خواست انسان و سرچشمه رشد و پیشرفت انسان
۲ – منطق سرمایه و استثمار کار و زحمت
۳ – قوانین حاکم بر سرمایه و جوهر مبارزات طبقاتی
۴ – جدائی ها و وحدت ها بین کارگران
۵ – پروسه جهانی شدن و احتیاج سرمایه در ایجاد مصرف گرائی
۶ – بحران در رژیم سرمایه ، نقش دولت و پدیده امپریالیسم
کشور چین پنجشنبه پنجم مارس، ۲۰۰۹ طی گزارشی پاسخ دندانشکنی به آمرپکا در مورد حقوق بشر در چین داد. این گزارش روشن می سازد که آمریکا چشمهایش را در مقابل تخطی از حقوق بشر خودش بسته است. این گزارش سابقه ی حقوق بشر آمریکا را در شش نکته مورد بررسی قرار می دهد.
۱ – در مورد جان و امنیت فردی
۲ – درمورد حقوق مدنی و سیاسی
۳ – درمورد حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی
۴ – د مورد تبعیض نژادی
۵ – درمورد حقوق زنان وکودکان
۶ – درمورد زیرپاگزاردن حقوق بشر درکشورهای دیگر
وزارت کشور آمریکا در ۲۵ فوریه ۲۰۰۹ ، گزارش خودرا درمورد ممارستهای حقوق بشر برای سال ۲۰۰۸ ، منتشر ساخت. مثل سالهای قبل، گزارشها پرازتهمت درمورد وضعیت حقوق بشر در بیش از۱۹۰ کشور و سرزمین به انضمام چین بود. ولی هیچ نکته ای را در مورد تجاوز گسترده به حقوق بشردرسرزمین خودش بیان نکرده بود. دراین نوشته سابقه ی حقوق بشر آمریکا در سال ۲۰۰۸ بررسی می شود تا برای مردم سراسرجهان کمکی دردرک وضعیت واقعی حقوق بشر درآمریکا باشد و یادآوری باشد برای خود ایالات متحده آمریکا که باید وضعیت حقوق بشر خودرا نیز منعکس سازد.
رسانه های گروهی همراه با اکثریت عظیمی از آکادمیسین های تاریخ اقتصاد سیاسی در کشورهای توسعه یافته ( شمال ) تصویری از تاریخ عمومی را عرضه می کنند که طبق آن سرمایه داری نخستین صورتبندی اقتصادی – سیاسی در تاریخ بشر است که جهان را ” متحد ” کرده است . این روایت از تاریخ بشر که به غایت ساده انگارانه است ، منبعث از منظر اروپا مرکز انگاری است که قرن ها بر اساس عملکردهای منطق حرکت سرمایه ، به یک گفتمان مسلط، بهویژه در بین روشنفکران طرفدار نظام جهانی سرمایه ، تبدیل گشته است .
بعد از فروپاشی و تجزیه شوروی و ” بلوک شرق ” و پایان ” جنگ سرد ” در آغاز دهه ۱۹۹۰ ، اکثر سرکردگان رسانه های جمعی جاری ، محفل های سیاسی و حتی حلقه هائی از روشنفکران چپ ، متفق القول بودند که سقوط و نابودی انقلاب و دولت کوبا نیز اجتناب ناپذیر است . حتی امروز نیز بعد از گذشت ۱۸ سال از آن وقایع ، بسیاری از ناظران بر این باورند که دگردیسی در کوبا ، آن کشور را نیز بهسوی پذیرش تفوق اقتصاد ” بازار آزاد ” سوق خواهد داد .
ولی این امر نمایان که سوسیالیسم نوع کوبائی، با بلایای طاقت فرسائی، آن ” دوره ویژه ” را از سر گذرانده و امروز بعد از گذشت نزدیک به بیست سال از سقوط دیوار برلین همچنان پا برجا مانده ، به ما فرصت می دهد که روی علل این پابرجائی و استمرار به بحث و گفتگو بپردازیم . حتی کهولت فیدل کاسترو و سپس استعفای او از ریاست جمهوری نه تنها برخلاف پیش بینی های خیلی از تحلیل گران منجر به تلاطمات اجتماعی و هرج و مرج سیاسی نگشته، بلکه امروز یکی از کشورهای نادر جهان است که با بحران های غذا ، انرژی ، مالی و نابرابری های فلاکت بار روبهرو نشده است . سئوالی که اینجا مطرح است این است که چرا کوبا به عنوان یک کشور معروف به سوسیالیستی به بقای خود ادامه می دهد و نیروهای مترقی و سوسیالیست چه نوع جمع بندی ها و درسها می توانند از این واقعه و پدیده کم نظیر کسب کنند .
پاسخ ابتدائی به این سئوال این است که در کشور کوبا علیرغم کمبودها و مشکلات، یک نوع نظم نسبتا انقلابی حاکمیت دارد . خیلی از کوبائی ها هنوز بعد از گذشت پنجاه سال از وقوع انقلاب ۱۹۵۹ ، به اصول و ره آوردهای انقلاب خود اعتقاد دارند . به کلامی دیگر ، آنها در عین حال که از نارسائی ها و محدودیت ها شکایت دارند ، نسبت به بدیلی که آمریکای سرمایه دار می خواهد برای آنان ارمغان بیاورد ، در توهٌم نیستند .
ولی چرا مردم کوبا بر خلاف اکثر مردمان کشورهای شوروی سابق ، اروپای شرقی و چین نسبت به ” موهبت ها ” ، ” امتیازها ” و ” مقدسات ” بازار آزاد نئولیبرالی در توهٌم فرو نرفته اند ؟ برای جواب به این سئوال ، بهتر است نگاهی به شکل گیری و رشد انقلاب و دگردیسی قابل توجهی که در سالهای ۱۹۶۳ – ۱۹۵۹ در کوبا به وقوع پیوست ، بیاندازیم .
فرارسیدن ١٢٠مین سالگرد اول ماه مه(١١اردیبهشت) روزکارگر، روزهمبستهگی مبارزاتی انسانهای کار و زحمت را به تمام کارگران و زحمت کشان، زنان و جوانان و کلیهی انسانهائی که برای رهائی بشریت از استثمارو ستم و تبعیض طبقاتی رنج میبرند، تبریک میگوئیم.
کارگران و زحمت کشان ایران؛
زنان، جوانان؛
نویسندهگان، روزنامه نگاران و هنرمندان؛
ملل و اقلیتهای مذهبی تحت ستم ایران !
نوروز فرامیرسد و طبیعت در کشور مان باردیگر لباس نو برتن می کند، زمین یخ بسته نَفَس تازه می کند، جُنب و جوش و حرکت شاداب و مستانهی برون آمدن سبزهها ازدل خاک ، شکوفهها از شاخههای درختان و بوتهها و چهچه بلبلان و ترنم باران و جاری شدن آب ازکهسارها، همه و همه زندهگی را فریادمیزنند.
انسانها از دیرباز به استقبال نوشدن طبیعت در سرزمین ما رفته و کوشیدهاند تا به این زیبائی طبیعت سلامی دوباره داده و با این حرکت شاداب طبیعت ، همراه شده و به شادی و پای کوبی پرداخته و تلاش مثبت جدیدی را در فرح بخش نمودن زندهگیشان آغاز کنند. بقیه در اینجا »
ازآنجا که دانشگاه، برخلاف دیدگاه مذهبی متحجرسران جمهوری اسلامی، به مثابه یک سلول زندهی آگاه، پرتحرک و پرنشاط، مکانی است علمی که زندهگی را فریادمی زند و درآن دانشجویان درپی شناخت جهان موجود و کشف حقایق ناشناختهی آن می باشند و به این اعتبار حاضربه پذیرش افکارو لاطائلات کهنه و پوسیدهی مذهبی سردمداران جمهوری اسلامی و ازآن مهمترنظام سرمایهداری بهغایت استثمارگر و ستمگر و آزادی کُش حاکم، نیستند، مبارزات قهرمانانهای را علیه نظام و علارغم شدیدترین سرکوبها ادامه میدهند. رژیم کنونی ایران از بدو استقرارجمهوری اسلامی، دانشگاه را به مثابه خاری برچشمهای خویش دانسته و حاکمان اسلامی، همانند حاکمان سلطنتی باتمام وجود کوشیدهاند تا این محیط زنده و شاداب علمی را از پویش بازبدارند. حاکمان اسلامی به علاوه میخواهند دانشگاه را به قبرستانی بی روح تبدیل کنند که درآن حزب الهی ها دانشگاه را به محیط عزاداری مبدل سازند و یا باوجود هزاران و دهها هزارمسجد برای انجام نماز جمعه، مردم را به صحن دانشگاهها بکشانند تا درآن مکان آموزش علمی به شستشوی مغزی آنها، با خرافات وافکار پوسیده و کهنهی صدها و هزاران ساله، بپردازند. بقیه در اینجا »
٨ مارس(١٨ اسفند) روزجهانی زن، روزهمبستهگی مبارزاتی زنان جهان علیه مردسالاری و نظامهای طبقاتی متکی براستثمار و ستم و تبعیض و مشخصا نظام سرمایه داری را به تمامی زنان مبارز و آزادی خواه و به ویژه بهزنان کارگر و زحمت کش جهان تبریک میگوئیم.
درشرایطی که درجهان سرمایهداری، استثمارو ستم بر زنان هرروز بیشتر چهرهی پلید خود را نمایان میسازد و دموکراسی مفلوک پارلمانتاریستی کشورهای سرمایهداری قادربه تحقق برابری زنان و مردان درعرصههای مختلف اجتماعی نشدهاست، سردمداران نظام سرمایهداری با تلاش برای انتخاب برخی از زنان به مقامات اداری و دولتی، می خواهند چنین وانمودکنند که گویا درجهت تحقق برابری زنان و مردان دراین جوامع کارمیکنند! اما همچنان که بارها تجربه شده، از ملکههای کشورهای پادشاهی گرفته تا نخست وزیران و روسای جمهوری زن نظیر گلدامایر، ایندیراگاندی، مارگارت تاچر و غیره، حتا خشنتر از همقطاران مردخود درکشورهایشان درحفظ نظام سرمایه داری و حتا سنن ماقبل سرمایهداری، عمل کردهاند. چراکه خانه از پای بست ویران است و فروتری زنان اساسا ناشی از تداوم سرسختانهی نظام استثماری و مالکیت خصوصی بروسایل تولید و مبادله است که درکلیهی کشورهای سرمایهداری، “مقدس” انگاشته میشود و زنان درقدرت(دولتزنان) نیز بهآن پای بند بوده و درحفظ آن تلاش کردهاند. بقیه در اینجا »