آرشیو برای ‘بين المللی’ دسته

(بااندکی تلخیص – م)
رفقا و دوستان عزیز!
توسط ایکور و کنفرانس بین المللی احزاب و سازمانهای مارکسیست – لنینیست از ام.ال.پ.د درخواست شد جشن مشترکی به مناسبت صدمین سالگردانقلاب اکتبر درآلمان ، به عنوان کشور دعوت کننده، گرفته شود. لذا افتخارویژه ای برای من به مثابه زن مسئول ام.ال.پ.د. است تا در گلزن کیرشن منطقه روهر، یک مرکزطبقه کارگر آلمان به همه ی شما خوشامد بگویم.
با انقلاب اکتبر ۱۰۰سال پیش، هزاران رویای کلیه استثمارشده گان و تحت ستم بوده گان تحقق یافت.
در۵۰۰۰ سال حاکمیت طبقاتی، رویای بشریت برای جهانی آزاد رها از استثمار و ستم پیوسته وجود داشته و هرگزخاموش شدنی نیست. مع الوصف، شورشهای برده گان، یا رعایای دهقان نتوانستند استثمارانسان از انسان را باوجودی که مترقی و انقلابی بودند، براندازند.
سرمایه داری بود که گورکن خودش : پرولتاریا را به وجودآورد. و سپس اکتبر ۱۹۱۷ فرا رسید! ۱۰ روزی دنیا را به لرزه درآورد و منادی تغییر بیشترپایه ای و رادیکال گردید که هرگزدرتاریخ بشریت روی نداده بود.
مارکس و انگلس ایدئولوژی جامعه ی آزاد کمونیستی رها از استثمار و ستم از تخیل به علم را تکامل دادند. لنین، استالین و مائو بطورمشخص آنرا درشرایط مشخص زمان خود به کاربستند و آن را بیشتربه طریقی خلاقانه تکامل دادند. آنها بطورموفقیت آمیزی اولین کشورهای سوسیالیستی را بنانمودند. تعجب آورنیست که کلیه ی ارتجاعیون جهان بطورویژه ای نفرت علیه این کشورها را از خود بروز دادند.
یک سوم بشریت دراین کشورهای دموکراتیک و سوسیالیستی بعداز جنگ جهانی دوم زندگی می کردند.
مع الوصف، ما شاهد بزرگترین شکست تاریخی جنبش طبقه کارگر انقلابی شدیم، و خیانت کاران به سوسیالیسم به احیای مجدد نظام سرمایه داری درتمامی این کشورها بدون استثنا پرداختند.
در دومین کنفرانس جهانی ایکور دربهار ۲۰۱۴ ، دوراندیشانه تصمیم گرفته شد تا برای برگزاری “۱۰۰ مین سالگرد انقلاب سوسیالیستی” تبلیغ کنیم. برای آماد کردن انقلاب جدید باید با توده ها مذاکره نموده و ازتجارب گذشته بیاموزیم. این سالگرد فرصت مناسبی برای آن است!هرانقلابی درجهان با اصول انقلاب کبیراکتبرسوسیالیستی رابطه دارد که منادی دوران جدید تاریخ بشری می باشد!
۱۰۰ مین سال انقلاب اکتبر، تنها یک یادآوری تاریخی نیست؛ این کار برای ما بطور زنده تفسیر وضع کنونی تجارب ما با درسهای اولین انقلاب پرولتاریائی پیروزاست.
بشریت امروزبه یک چهارراه تاریخی رسیده است. آیا نمی توان مسائل بزرگ موجود بشردر نظام سرمایه داری را حل وفصل نمود؟ در ۱۰ سال گذشته تایید نظام سرمایه داری بطور قابل ملاحظه ای سقوط کرده است. انتقاد از سرمایه داری درحال شکوفائی است. میلیاردها مردم در جستجوی بدیل جامعه ای هستند. آنها در صدد چگونه یافتن مسائل اجتماعی می باشند.
تخریبهای زیست محیطی، موادمخدر و گرسنگی، جنگهای ناعادلانه و ترورفاشیستی، بیکاری و سرکوب مردمان بسیاری از جهان مجبور به مهاجرت از خانه شان شده اند که ازنظر تاریخی بی سابقه است. هم اکنون ۶۵ میلیون نفر- و ۸۱۵ میلیون رنجدیده از گرسنگی – رو به افزایش تعداد درسالهای اخیراند. هدف ازبین بردن گرسنگی توسط سازمان ملل بطور ملالت باری با شکست روبروشده است.
درحالی که بازدهی تولیدی و تمرکزبرای سلامتی بشری در راس مبارزه بین ثروتمند و فقیرشدت یافته اند:
امروز ۸ نفرمرد بیش از نیمی از توده فقیر جهان ثروت دارند. یکی از ثروتمندترین کشورها آلمان است و ۱۶ میلیون نفرکه یک چهارم آنان کودک اند، فقیرمی باشند. و ۸ میلیون نیز بیکار و زیر بیکاران هستند.
آنانی که در راس قدرت قراردارند راه حل دروغینی ارائه می دهند. هر ۴ سال یکبار”بدیل” نمایندگان جدید مجلس… در روند پایان ناپذیری سازماندهی زیردستان را درشرکتها انجام داده و درخدمت منافع و سود قدرتمندان قرارمی گیرند…ونه در برابر آنها. راه انقلابی برای تغییر قاطع قدرت و روابط مالکیت از بنیاد رشدمی کند.
تازمانی که سرمایه مالی بین المللی به تنهائی قدرت داشته وکشورهای ملی را در زیر انقیاد خود داشته باشد، هیچ یک از مسایل بزرگ بشری را حل نخواهد کرد. به هرحال با چنین طرز تفکر در اقتصاد و سیاست کنونی این مسایل غیرقابل حل باقی می ماند.
انقلاب اکتبر اولین و قاطع ترین گسست با این محدودیتها بود. و نشان داد رشد بزرگی درتغییر به سود توده ها ممکن است. به این دلیل ما می گوئیم: انقلابات موتور پیش برنده تاریخند! اگر قدرت به دستهای کارگران باشد، آن وقت همه ی چیزها تغییر می یابند. بین ۶ و ۷ نوامبر۱۹۱۷کارگران انقلابی و سربازان مراکز مهم دولت در پتروگراد: اداره تلگراف، مراکز راه آهن، اداره پست، وزارتخانه ها، بانکهای دولتی را تصرف کردند. و این برخلاف شایعات ضدکمونیستی تاریخ نویسان یک کودتا نبود.
انقلاب تحت رهبری تحت رهبری حزب صورت گرفت و با پیشروترین کارگران و سربازان انجام پذیرفت. و این با صدها هزار توده کارگر و دهقان همراه گشت. زحمتکشان نیز با آمادگی بطور منظمی مصممانه و قاطعانه با برداشتن سلاح علیه استثمارگران کهن بیرون آمدند. و توسط توده ها متقاعدشدند تا درانقلاب شرکت نما یند.
گزارش یک انقلابی درمورد تصرف چاپخانه ی روسکایا ولیا، یکی از بزرگترین روزنامه بورژوازی در زمان انقلاب بود می گوید: ” نگهبان حاضربه بازکردن در قبل از گزارشدهی نشد! و با رد و بدل چند جمله رای وی عوض شد. ما وارد طبقه اول بالای هم کف شدیم، کاغذ ماشین چاپ قطع شد. من مختصرا به آنها گفتم شورش شروع شده است، آیا مایل هستید روزنامه کارگران، پراودا، را چاپ کنید که آنها قدرت شورائی را سازماندهی کرده اند. و دراین حین کارگران شعار “هوررا، زنده باد شوراها” … را سردادند. صحنه ی جالبی در صبحدم برپاشد. گروه کودکان روزنامه فروش روسکایا ولیا با شوخی متعجب شدند و بجای روزنامه بورژوازی روزنامه پراودای ما کارگران را فریاد زدند که تا دیروز توسط گروه دولتی کرنسکی بسته شده بود.”
شب بعد کاخ زمستانی، محل تجمع دولت بورژوائی مورد حمله قرارگرفت و دولتیان توقیف شدند. طبقه کارگر قدرت سیاسی را بدست آورد. این امر بدون حزبی که نفوذ عمیقی درمیان توده ها داشت نظیر بلشویکها، ممکن نبود. این آبدیده گی در مبارزات طبقاتی، تئوری انقلابی و کارعملی لنین و رهبری درخشان وی صورت گرفت. در روز بعد دولت شورائی کمیسرهای توده ای شکل گرفت. آنها بلافاصله تصمیمات اجتماعی و مسایل سیاسی طبقه کارگر و توده ها مصوباتی دادند: اولین مصوبه صلح فوری و تلاش برای مذاکرات صلح جهت پایان دادن به جنگ جهانی بود که سریعا دردستورقرارگرفت. درمارس ۱۹۱۸صلح علیرغم ازدست دادن بخشی از سرزمین امضاشد. دومین مصوبه سلب مالکیت زمینداران [فئودال] بدون پرداخت و شروع رفرم ارضی بود. زمینها توسط دولت ضبط شد و بین دهقانان تقسیم گشت. ۸ ساعت کار در روز به تصویب رسید. روزنامه های ارتجاعی توقیف شدند؛ مصوبه دیگر حق برابر تمام ملتهای دراقلیت، ازجمله تا سرحدجدائی و تشکیل دولت خودی اعلام شد. دولت انقلابی نظام فئودالی را منحل نمود، ضبط دارائیهای اشرافیت، سازماندهی نظام شورائی و ارگان کنترل کارگری از سطح کارخانه ها و تمامی دولت را درپیش گرفت. ملی کردن بانکها، ازدواج مدنی، برابری حق فرزندان قانونی و غیرقانونی، قطع پرداخت سود و شرکتهای بیمه. تمامی این مسائل مورد تصمیم و تنظیم قانونی در عرض ۸ ماه درپایان سال ۱۹۱۷ واقع شد(ر.ک. محتوای این مصوبات شورای کمیسرهای خلق، چاپ برلن ۱۹۸۷)
با بدترشدن پیوسته ی وضعیت توده ها چه تمایز آشکاری قابل ملاحظه است. توجه کنیم به این که چگونه درسرمایه داری حتا برای کمترین پیش روی طی سالها مبارزه سخت توسط کارگران و توده هامی شد. این درصورتی امکان پذیراست که منافع طیف کوچک مفتخورهمه را وابسته به قدرت و حداکثرمنافع سودده به ساده گی به حساب آورده نشود.
این درصورتی ممکن می گردد که دیکتاتوری انحصارات – دراقلیت – جای گزین دیکتاتوری پرولتاریا – که اکثریت – علیه ستمگران کهن باشد. این یعنی انقلابی کردن روابط اجتماعی؛ یعنی انقلاب کردن و ساختمان سوسیالیسم!
مهمانان عزیز، بدون شک، همیشه نبرد ابتدائی مهمی برای پیروزی انقلاب جهت تعیین دقیق دارائیها در شرایط جهانی باید صورت گیرد. ما از لنین و کار تاریخی او در مورد امپریالیسم بالاترین مرحله ی سرمایه داری است بیاموزیم. ماهم تحلیلهائی درمورد شروع بحث در تغییرات کنونی نظام جهانی امپریالیستی داریم. تضاداساسی دوران ما بین سرمایه داری و سوسیالیسم بطور فزاینده ای به سمت راه حل یابی وادارمی کند. از زمانی که تجدیدسازماندهی تولید بین المللی بحران عمومی امپریالیسم به تکاملی جهانی رسیده است. طرز موجودیت اش عبارت است از مدیریت بحران در روابط بین قدرت و استثمارگری. جهان امروزکه وارد تغییرات بزرگی می شود.
یکی از بزرگترین دلمشغولی طبقه کارگر و توده ها دربسیاری از کشورهای جهان امروز بالارفتن خطر جنگ، حتا در سطحی جهانی، جابه جائی به راست تمامی دولتهای امپریالیستی، و افزایش فاشیستی شدن دستگاههای دولتی صورت می گیرد. دریک تحلیل اخیر استفن انگل، رهبر طولانی مدت حزب و مسئول ارگان تئوریک ام.ال.پ.د.، در آستانه ی ورود به قرن جدید تعدادی از کشورهای جدید امپریالیستی بوجود آمده اند. این گروه ۱۴ کشور جدید امپریالیست مثل چین، روسیه، هند و ترکیه، خواستار زیر سئوال بردن سیستم کنونی امپریالیسم جهان هستند. آنها جهان تقسیم شده بین امپریالیستها ی کهن آمریکا، اتحادیه اروپا و ژاپون را به زیر سئوال می برند. هرگونه درخواست قدرتهای جدید در داشتن سهم در بازار، توسعه ی مناطق نفوذ خود، باید رقابت بین امپریالیستها را شدت بخشند.
درجنبش بین المللی دراین مورد بحث شروع شده است. ما خوشحال هستیم که این بحث دراین سمینار “صدمین سال انقلاب اکتبر” شروع شده و ادامه خواهد یافت. درعین حال، باوجوداین، بعلت رشد وضعیت مادی دولتهای متحد سوسیالیستی جهان تا حدی به بلوغی رسیده که هرگز درتاریخ بشری دیده نشده بود.
لنین درسال ۱۹۱۶ درتحلیل سرمایه داری در مورد مرحله ی امپریالیستی گفت” تدارک مادی کامل سوسیالیسم، آستانه ی سوسیالیسم…(جلد ۲۵آثار). ۱۰۰ سال پیش اکثر مردم در مستعمرات و نیمه مستعمرات زندگی می کردند. این اشاره لنین مربوط به تنی چند از کشورهای پیشرفته سرمایه داری می شد. امروز دو سوم از ۵٫ ۷ میلیارد مردم در کشورهای امپریالیستی زندگی می کنند که در بالاترین مرحله سرمایه داری قرار دارند.هریک از حدود ۵۰۰ میلیون کارگران صنعتی شاغل در نظام تولیدی بین المللی فوق مدرن درآمد سالانه حدود ۴۵۰ هزار دلار تولید می کنند. این بیش از مخارج فرهنگی و سلامتی هر فرد بشر روی زمین می باشد. باوجوداین، استثمار انسانها و طبیعت توسط سرمایه مالی به افزایش فقر کارگران و توده های وسیع مردم، بوجودآورنده مداوم بیکاری توده ای و فقر توده ها – و از سوی دیگر- به فوق انباشت سرمایه انجامیده است. سفته بازی بیش از هر زمان دیگر به افراط رسیده است. یکی از امپریالیستهای جدید شهرجدیدی درمرکز کویر با ۵۰۰ میلیارد دلار آمریکا می سازد. شیوه تولید سرمایه داری بیش از تولید ارزش مصرفی به انسانها و طبیعت می پردازند.
با درنظرگرفتن تمام اینها، تعجب آور نیست مشاهده می کنیم که دریک یا بسیاری از کشورها اعتراضات، اعتصابات، تظاهرات، نا آرامی و قیام به وقوع نمی پیوندند. نا رضایتی کارگران و توده های وسیع سمت مبارزات خشماگین بخود می گیرد. گرایش عمده جهان تدارک انقلاب سوسیالیستی بین المللی است. نیروهای رویزیونیست و نو رویزیونیست در حزب کمونیست آلمان(حکا) برعکس قدرت یابی امپریالیسم را بیان می دارند.
رویزیونیست چگونه درست می شود؟ این از سوسیالیسم صحبت می کند، اما به تئوری و پراتیک آن خیانت می ورزد. درمصوبه ای در کنگره ۲۲ حکا به رد انقلاب بطور آشکاری آمد: ” هدف استراتژیک عبارت است از کم کردن و ایست تهاجم امپریالیسم و رسیدن به یک سیاست صلح آمیز و خلع سلاح و روند دموکراتیک و اجتماعی”)متمم، اوت ۲۰۱۷ UZ). شما شاید بتوانید به دعا گوئی در کلیسا متوسل شوید، ولی این هیچ ربطی به فعالیت یک حزب انقلابی ندارد. درنا امیدی آنها چیزهای زیادی انتخاب می کنند، مثل روسیه پوتین و جمهوری خلق چین به مثابه متحد “درمبارزه ضدامپریالیستی” هستند.
لنین به طور مناسبی علیه یاوه گویان سوسیالیست که با یک امپریالیست علیه امپریالیست دیگر مبارزه کنید، به پلمیک پرداخت. “بین سوسیال شووینیستها برخی توجیه کننده و هشداردهنده به دولتهای بورژوائی درمیان یکی از گروههای قدرت مهاجم می پردازند… سوسیال – شووینیسم… عبارت است ازخیانت کامل به اعتقادات سوسیالیستی…”(جلد۲۱). گرچه هنوز آمریکا تنها ابرقدرت و سرکرده ی جنگ طلب است، امروز انقلابیون، طبقه کارگر و جنبشهای صلح طلب باید کلیه ی قدرتهای امپریالیست را مورد هدف قرار دهند!
دوستان عزیز و رفقا، دانشگاه آزاد برلن در مطالعه ای با تعجب و دلمشغولی در ۲۰۱۵ آمد:” کمونیسم و سوسیالیسم توسط ۳۷% در آلمان غربی و ۵۹% درآلمان شرقی ایده خوبی است که به طور فقیرانه ای به جلو رفته است. ۲۰% نیز براین نظرند که با رفرمها نمی توان به بهبود شرایط رسید. و از انقلاب دفاع کردند. این بیانی است از تغییر مترقی روحیات توده ها بعد از ۲۰۱۵٫ از آن زمان مبارزات کارگران و توده های وسیع سربلندکرده است. در ژوئیه ۲۰۱۷، ۱۳۰ هزارنفر علیه سران گ – ۲۰ در هامبورگ اعتراض کردند و بسیاری از آنان جوانان با موضع ضد امپریالیستی بودند. ۲۲ سپتامبر۲۰۱۷، در بوخوم ۷۰۰۰نفرکارگر فولاد علیه کارفرمای مجتمع فولاد عظیم تیسن کروپ فلز اروپا و تاتا برای حفظ کارخود تظاهرات کردند. این تظاهرات ازنظر صاحبان قدرت پوشیده نماند!
برپایه ی سیستم مدرن ضد کمونیستی، چندهفته پیش از انتخابات دولت فدرال آلمان، مبارزه علیه”جناح چپ افراطی” پیشنهادشد. درهمان زمان دولت و احزاب بورژوائی بطورمنظمی به راست گرایش یافتند و به تقویت فوق ارتجاعی اول فاشیست آلترناتیوبرای آلمان پرداختند. به این دلیل این تشکل امکان قرارگرفتن در راس علیه “جناح چپ افراطی” پیداکرد. نوفاشیستها بطور قانونی ظهورکردند و فاشیستهای قدیمی و جدید از سوراخهای خود بیرون زدند.
مونیکا گارتنر- انگل هماهنگ کننده ی عمده ایکور، و ساکن خیابان هاپت در گلزن کیرشن، جائی که محل رسمی ام.ال.پ.د است تهدید به مرگ فاشیستی را دریافت نموده است. در پارلمان آلمان، برای اولین باربعداز جنگ جهانی دوم امکان ورود مجدد یک حزب فاشیستی به آن یافته است. حداقل ۲۰ نفر از نمایندگان آن فاشیستهای آشکار می باشند. مجلس محترم “دموکراتیک” مشغول چه کاری است؟ خط راهنما، درمیان دیگر چیزهای بازگشائی سخنرانی درمجلس، پندی ارائه شد دایر بر”عدم لکه دارکردن” و آ.ب.آ. و به هیچ وجه محکوم ننمودن آن…
این پیشامد، آمرانه ای در تاریخ آلمان است درعمل درحرف ودرکشتار! که شعار ” به فاشیسم ذره ای امکان ندهید” بود برخی شاید متعجب شده باشند و متحیر که مافوق ارتجاع با گرایش فاشیستی دوباره برای سرکرده گی درآلمان پیش روی می کند.
طبقه پرولترآگاه بقدرکافی تثبیت شده نیست برای مقابله تمام وکمال با این وضع. این بطور ویژه ای خواست بالای انقلابی از ما و پیشبردن آگاهی و سطح سازماندهی دارد. درعین حال گرایش چپ بطور روشنی برتری داشته و قویتراست. فاشیستها در هیچ جا نمی توانند ظاهرشوند به علت مخالفان ضدفاشیست با تعداد بیشتر. درچند سال اخیر ما شاهد بزرگترین اعتراضات ضدفاشیستی از دهه ها بوده ایم. اما درعین حال آشکارکردن تضادها به مثابه تجربه ی قطبی شدن جامعه بیان شدت یابی آنتاگونیسم طبقاتی است. ما می دانیم زمانی که نیاز به ایجاد انحصار بورژوازی است سازمانهای فاشیستی برپا می شوند که به صورت احتیاطی باقی بمانند. به نام مبارزه علیه ترور، ما شاهد نوع جدید سرکوب انقلابیون جهان هستیم. اتحادیه اروپا به تعریف تروریست به مثابه فردی می پردازد که برای تغییر اساسی روابط اجتماعی می جنگد و بطورضمنی مارکسیست – لنینیستها را هدف می گیرد. رژیم فاشیستی اردوغان درترکیه درست در اوت گذشته تعدادی از انقلابیون را اعدام کرد. در توگو رفقای ما تحت سرکوب شدید قرار دارند. درست در همین هفته یکی از اعضای حزب انقلابی توگو کشته شد…بسیاری از انقلابیون در اینجا در آلمان نیز زندانی شده و به خاطر مبارزاتشان مُهر جنایت به آنها زده می شود. تدارک ضدانقلاب بیان دفاعی قدرتمندان است و عکس العمل برای تغییرمترقی درمیان توده ها شروع شده است. با استقرارارتجاع و حتا رژیمهای فاشیستی، تنها سرمایه مالی بین المللی درقدرت زمینه را برای رشد انقلاب فراهم می سازد. به این دلیل جنبش انقلابی بین المللی و طبقه کارگر باید خود را آماده نمایند! جواب ما به این تنها اتحاد فشرده ترانقلابیون و ایجاد جبهه متحد ضدفاشیستی و ضدامپریالیستی است. هرکسی که به یکی از ما حمله کند به معنی حمله به همه است! همبستگی جهانی را تقویت کنیم! حوادث بعداز انقلاب اکتبر نیز نشان داد ضدانقلاب چگونه عمل می کند. شوروی جوان با سرسختی بعد از ۱۹۱۷ ازخود در برابر حملات ضد انقلاب دفاع نمود. حمله ۱۴ کشور امپریالیستی توسط ارتش سرخ و متحدانش به عقب رانده شد. نمونه انقلاب اکتبر روسیه به روشنی اتفاق افتاد را نباید در اروپا چون گذشته درنظر گرفته شود. این حملات ضدانقلابی باعث مرگ میلیونها اساسا از شوروی گردید. اما از ساختن سوسیالیسم توسط خلق قهرمان شوروی دفاع شد! اما تاریخ نویسان ضد کمونیست این کشته شده گان را به سوسیالیسم/ کمونیسم نسبت دادند…
رفقا و دوستان عزیز
… با گردش به راست دولتها درسطح جهانی، بیشتر و بیشتر صداهای وحدت چپها بلندشده است. مجادله ای در رابطه با پایه ای که وحدت صورت گیرد برخاسته است. در مقاله ای در روزنامه فرانکفورتر روندشاو انجی فولمر معاون رئیس مجلس از گروه سبز گفت: “زمان و ضرورت اتحاد چپها فرا رسیده است”. تنها جوابی که او می تواند داشته باشد نوسازی حزب سوسیال دموکرات است. حزب سوسیال دموکرات توهٌم جدیدی را به توده ها درمورد قابل رفرم بودن سرمایه داری القاء می کند و به ایجاد تردید درانجام مبارزه طبقاتی می پردازد. طبعا ضدکمونیستهای مدرن باردیگر نقش ویژه ای دارند. استفن انگل در نامه ای به خوانندگان نوشت: ” انجی فولمر از دیکتاتوری پرولتاریا به عنوان اشتباه بزرگ بلشویکها حرف می زند. درک علمی دیکتاتوری پرولتاریا توسط مارکس و انگلس فرموله شد. این برپایه ی تحلیل این که تمامی پارلمانهای بورژوائی، دولتها و نهادها درنهایت دیکتاتوری طبقه سرمایه دار را پنهان می کنند که – تا زمانی که استثمار و ستم برقرارباشد– دیکتاتوری را به اجرا درمی آورند. مارکس و انگلس به این نتیجه رسیدند که درمقابله با دیکتاتوری طبقه سرمایه دار باید یک دیکتاتوری که هیچ نفعی در استثمار و ستم انسان از انسان ندارد برقرارشود. این طبقه کارگر بدون مالکیت، پرولتاریا است. (…) بجز سرمایه داران و جامعه بورژوائی، هیچ کس علیه درک علمی مارکس و انگلس درمورد دیکتاتوری پرولتاریا نمی تواندباشد. باوجوداین، با همسنگ نمودن لاقیدانه این نظریه با “دیکتاتوری خشن” و”تصفیه استالینی”، این نظریه فی الفور با ترس همراه می شود. در حقیقت، بحث درمیان چپها دراین است که آیا موافق براندازی سرمایه داری هستید یا حفظ آن… کارامروز چپ بودن در حرکت در درون چارچوب سرمایه داری است، چارچوبی که تنها حاکمیت سرمایه مالی بین المللی را پذیرفت یا چپ در موضع یک جامعه بدون استثمار و ستم قرار بگیرد که چیزی جز دیکتاتوری استثمارشده ها و ستم دیده گان نمی باشد.”
اتحاد انترناسیونالیستی جواب سازش ناپذیری داد. این شکل سازمانیابی آینده باید بطورقابل ملاحظه ای در ماهها و سالهای آینده تقویت شود! سیاست جبهه واحدی معنای خاصی در انقلاب اکتبر داشت. ۱۰۰ سال پیش دهقانان فقیر و میانه حال که اکثریت مردم بودند و پرولتاریای صنعتی هنوزازنظر تعداد بطورنسبی کوچک بودند. با کار اقناعی بلشویکها درابتدا شوراهای کارگران و سربازان بدون تمایز موجود به جلب این اکثریت پرداختند. نیروهای بورژوا و خرده بورژوا که حمایت از دولت بورژوائی می کردند علیه انقلاب شورای چپ بودند که باعث روشنائی اوضاع گشتند. اکثریت با بلشویکها به همکاری پرداختند. اتحادی بین کارگران و دهقانان فقیر و میانه حال بوجودآمد. این دهقانان متوجه شدند که آینده آنها تنها در قرار گرفتن درصف کارگران و مبارزه علیه بورژوازی است. امروز ایجاد یک جبهه واحد انترناسیونالیستی ضدفاشیستی و ضدامپریالیستی در دستور روز است که درمقابل بحران جدید نظام جهانی امپریالیستی قرار دارد!.
رفقا و دوستان گرامی،
درخاتمه من مایل به بحث درمورد عامل اجتناب ناپذیر برای پیروزی کامل هستم: وجود و بجابودن حزب انقلابی، مجهز به مبارزه کردن وپیوند با توده ها، حزبی که قادر به رهبری انقلاب باشد.
انقلاب در هر جائی نیاز به حزب انقلابی دارد!
حزب بلشویک چنین حزبی بود که لنین آنرا ساخت و هدایت نمود. بلشویکها بطور منظمی طی سالها برای انقلاب کردن مبارزه کردند. با وحدت بالای تئوری و عمل، با سمتگیری روی کار بغرنج درمیان کارگران و توده های وسیع و اکثرا در شرایط کار غیرقانونی. آیا بدون بحران عمیق قابل فهم نظام جهانی امپریالیستی کافی نیست تا توده ها بطورناگهانی قیام کرده و شورش نمایند؟
نه! ارزیابی خوشبینانه از حرکت خودجوش و قیام توده ها اکنون وبعد بروز کند، خطرناک است. انقلابی بدون توده ها یا حتا علیه آنها وجود ندارد. اکثریت تعیین کننده پرولتاریای صنعتی باید تماما متقاعدشده باشند به راه انقلاب کردن و دورنمای سوسیالیسم. به این علت برای بیش از هروقت دیگر توده ها شیوه تفکر خرده بورژوائی را درک کنند. این با صبر و حوصله و کار منظم در رده های پائین توده ها ممکن می گردد. احزاب مارکسیست – لنینیست باید ضرورتا بدانند که روش درست و استدلال بالابردن آگاهی توده ها دراین مورد چیست. این احزاب نه به خاطرسلطه بر توده ها، بلکه به دلیل توانائی آنها در جمعبندی، ارزیابی تئوریک و تعمیم پیشرفته ترین تجربه طبقه کارگر بطورمداوم رهبری را با رشد مبارزات کارگران و توده ها سطح خود را ارتقاء می دهند. به این دلیل این گونه احزاب انقلابی مارکسیست – لنینیست سازمان یافت. حزب بلشویک لنین ۲۰ هزار عضو درژانویه ۱۹۱۷ داشت که در اکتبر ۱۹۱۷به ۳۵۰هزارنفر رسید. قدرت یابی حزب لازمه اولی اساسی در پیروزی انقلاب بود. آیا امروز می توان تصورکرد که باوجود سازمان یافته بودن مخالفان مان می توان آنها را با مبارزات ناگهانی شکست داد؟ یا مثلا بطور فردی، گروه کوچک کنترل نشده که در آلمان هم اکنون خود را انقلابی می شمارند. ساختن و تقویت ایکور، سازمانهای بین المللی مارکسیست – لنینیست، احزاب م.ل. و سازمانهای توده ای انقلابی جوانان درسطح جهانی در دستور روزاست!
رفقا و دوستان گرامی،
در سن پتربورگ جشن رسمی دولتی صدمین سالگرد هفته آینده شروع می شود. دولت روسیه باید برنامه ریزی کند نه به خاطرخودش بلکه باید جایش را بطورکامل به انقلابیون واگزارکند. درعین حال این در زمانی صورت می گیرد که دولت روسیه درصدد برقرارکردن سلطه ی تزاری است. مثبت بودن انقلاب اکتبر در میان توده ها شناخته شده است. پوتین می خواهد دهها سال ساختمان سوسیالیسم را با سلطه ی تزاری آشتی دهد. به این دلیل او تعدادی از احزاب رویزیونیست و سازمانها را با این دیدگاه قدرت طلبی بزرگ همراه سازد. این برنامه یادبود بخاطر “اتحادملی بجای انقلابی” می باشد.
دوستان گرامی،
… ایکوربمثابه سازمان جهانی انقلابی بیک عامل درسیاستهای جهانی تبدیل شده است. در باز سیاسی را با جهت گیری اصولی تحقق بخشیده است. طبعا اختلافات نظری درجریان هم کاریهای عملی نیز بروز می کند. اما براساس برابری، خدمت به اهداف پرولتاریا روی نکات مورداختلاف در یافتن جواب بحث می کنیم. بدین ترتیب درسالهای گذشته براین اساس حرکت کرده، ایکور در رابطه با رسیدن به وحدت ایدئولوژیک – سیاسی تلاش مهمی را بتدریج انجام داده است! نمونه خوب در سمینار ۱۰۰ مین سال احزاب کنفرانس بین المللی که جزئی از ایکور نیستند در آن شرکت کردند.
رفقای گرامی،
با نقل قولی ازلنین صحبت را به پایان می رسانم:” ما کار را شروع کردیم. چه زمانی، چه تاریخی و پرولتاریای چه کشوری این روند را کامل می کند مهم نیست. مهم این است که یخ شکسته شده و راه باز شده و مسیر را نشان می دهد”.(جلد۳۳)
…پیش به سوی انقلاب سوسیالیستی انترناسیونال؛ بگذاربرای وحدت کشورهای سوسیالیستی جهان مبارزه کنیم؛ کارگران همه کشورها متحدشوید!؛ کارگران همه کشورها، خلقهای ستمدیده و تمام ستمدیده گان متحد شوید!

قبل از ارائه این مقاله به خوانندگان عزیزمان باید خاطرنشان سازیم که پیشرفت های متعددی که روسیه کنونی در زمینه علم، تکنولوژی، صنعت و کشاورزی کسب کرده، تا جائیکه حتی در زمینه نظامی از کشورهای ناتو نیز پیشی گرفته باید مدیون ۳۶ سال حاکمیت حزب کمونیست در اتحاد جماهیر شوروی که اولین انسان، یوری گاکارین را به خارج از جو با موفقیت برد و کشف سیستم کامپیوتری (مایکرو پروسسور) باشد. این ها واقعیت هایی هستند که هرگز نمی شود نادیده گرفت و آنها را تبلیغ نکرد.

روسیه در حال توسعه سلاح های رادیو الکترونیکی است که از یک نیروی با فرکانس بسیار فوقانی قدرتمند که قادر به از بین بردن تمامی تجهیزات الکترونیکی از مایل ها فاصله می باشد و حتی تغییر مسیر جنگ را نیز می دهد، استفاده می کند.

توسط الکساندر خرولنکو، خبرگزاری اسپوتنیک، ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۷

منطقه: روسیه و کشورهای مجاور

موضوع: آگاهی و جاسوسی، نظامی کردن و تسلیحات کشتار جمعی

یکی از این اسلحه ها یک وسیله نقلیه مین پاکننده از راه دور که قادر به شناسایی و منفجر کردن معادن تا ۱۰۰ متر است، می باشد.

لیستوا، یک وسیله نقلیه مین پاک ساز از راه دور که قادر به شناسائی و منفجر کردن معادن تا ۱۰۰ متر می باشد. این یک چنین اسلحه ای است.

یک وسیله نقلیه زره پوش مجهز به یک فرستنده با فرکانس فوق العاده بالا در مقابل یک سیستم موشکی متحرک حرکت می کند.  این مین های زمینی رادیویی را که در کنار و دور از جاده کاشته شدند را با استفاده از را دار نفوذ زمینی کاوش می کنند و تشخیص می دهند و سپس از اشعه های با فرکانس بالا استفاده می کند تا آنها را خنثی کند. این یک تکنیک بسیار جدید است که هرگز قبلاً استفاده نشده است.

در جریان یک تمرین در روز چهارشنبه، حدود ۲۰ دستگاه واقعی انفجاری تلفن همراه کنترل شده در طول مسیر یک ستون از موشکهای بالستیک موبایل یارس، کاشته شدند. یک وسیله نقلیه لیستوا تمام آنها را ردیابی کرد و آنها را از مدتها قبل از اینکه موشکها به آن منطقه رسیده باشند منفجر کرد.

در دو سال آینده، نیروهای موشکی استراتژیک روسیه بیش از ۱۵۰ دستگاه لیستوا مین روبی را دریافت خواهند کرد.

سلاح های آینده

سلاح های رادیویی منحصر به فرد بر پایه اصول فیزیکی جدید که در پائیز گذشته در روسیه مورد آزمایش قرار گرفتند از فرستنده های الکترومغناطیسی تلفن همراه برای غیرفعال کردن کلاهک های موشکی و الکترونیک هواپیما استفاده می کنند.

بمب های الکترومغناطیسی که توسط روسیه توسعه یافته اند می توانند از سلاح های هسته ای موثرتر باشند، زیرا آنها با یک موج کوتاه الکترو مغناطیسی قادرند کل ارتش را خنثی سازند. علاوه بر این، برخلاف گیرنده های الکترونیکی هم اکنون موجود، آنها می توانند به طور کامل آنها را از بین ببرند و یا به طور جدی خسارات وارد سازند، حتی سلاح های خارج از خط، مانند تانک، هواپیماهای زمین نشسته و موشک های قرار گرفته در سیلوها را خنثی کنند.

پیش از این گزارشات رسانه ای اعلام کردند که صنعت دفاع روسیه با یک موشک الکترو مغناطیسی جدیدی به مام الوبوگا که از یک منبع قدرتمند با فرکانس فوق العاده بالا برای غیر فعال کردن تمام تجهیزات الکترونیکی دشمن در شعاع ۳ و نیم کیلومتری استفاده می کنند، بطوریکه آنها را به یک « گروهی از فلز اوراق» بدل می سازند. یک پرتو هدایت شده از امواج فرکانس خاص دارای اثر پتک سنگین بر روی تجهیزات الکترونیکی است که کامپیوترها و سیستم های هدایت کننده هوانوردی (یعنی بطور فیزیکی بورد مادر آنها را) از بین می برد.

روسیه قصد دارد چنین سلاح هایی را در هواپیماهای بدون سرنشین، پهپاد ها قرار دهد، به خاطر اینکه فرکانس قدرتمند فوق العاده بالا می تواند خلبانان را بکشد.

سلاح های رادیویی الکترونیکی می توانند مکانیسم بارگیری تانک ها را بشکنند، توپهای توپخانه را در داخل تونل منفجر سازند و سربازان دشمن را که در داخل یک پناهگاه پنهان شده اند یا تا ۱۰۰ متر زیر زمین به خود پوشش دادند، نابود کنند.

طراحی خارجی ها

ایالات متحده، اسرائیل و چین به همان اندازه مشغول توسعه انواع خاصی از سلاح های الکترومغناطیسی هستند. در طول عملیات طوفان صحرا در عراق، در سال ۱۹۹۱ آمریکائی ها از بمب الکترونیکی نسبتاً ابتدائی استفاده کردند یعنی کلاهک های موشک کروز تاماهاک خود را با فیبر کربن نصب کردند.

در نتیجه موشکها خطوط الکتریکی نیروگاه های برق عراق و خطوط برق را از کار انداختند و به شدت زیر ساختهای حیاتی کشور و دفاع هوائی را صدمه زدند.

پنتاگون طی حمله ناتو در سال ۱۹۹۹ علیه یوگسلاوی از سلاح های الکترومغناطیسی پیشرفته استفاده کرد. تنها در طی دو هفته اول، نیروی هوائی ایالات متحده بیش از ۴۰۰ بمب فوق العاده سنگین جی دی ای ام بسته بندی شده با الیاف گرافیتی و فلزی با ذراتش که کل سیستم کنترل دفاع هوائی کشور را از بین برد.

از آنجایی که سلاح های الکترومغناطیسی قادر به عقب برگرداندن یک ملت تا قرن ها هستند، کشورها در حال حاضر ابزار جدیدی برای دفاع از خودشان برای مقابله با این سلاح های ترسناک را توسعه می دهند.

Russia’s Electromagnetic Weapons Could be ‘More Efficient than Nuclear Weapons’

Russia is developing radio-electronic weapons, which use a powerful UHF impulse capable of destroying all electronic equipment miles away and even changing the course of a war. By Alexander Khrolenko

Global Research, September 30, 2017 Sputnik 29 September 2017 Region: Russia and FSU Theme: Intelligence, Militarization and WMD

The Listva, a remotely operated mine clearance vehicle capable of detecting and blowing up mines up to 100 meters away, is one such weapon.

An armored vehicle equipped with a UHF emitter moves in front of a mobile missile system. It detects radio-controlled landmines planted along and away from the road using ground-penetrating radar and then uses ultra-high-frequency rays to neutralize them.

This is a novel technique, which had never been used before.

During a drill on Wednesday, some 20 real cellphone-controlled explosive devices were planted along the route of a column of Yars mobile ballistic missile systems. A single Listva vehicle spotted all of them and blew them up long before the missiles reached the area.

In the next two years Russia’s Strategic Missile Forces will receive over 150 Listva robotic mine clearing vehicles.

Future Weapons

The unique radio-electronic weapons based on new physical principles, which were successfully tested in Russia last fall use mobile electromagnetic emitters to disable missile warheads and onboard aircraft electronics many miles away.

The electromagnetic bombs developed by Russia can be more effective than nuclear weapons because they are able to neutralize entire armies with just one short electromagnetic impulse.

Moreover, unlike already exiting electronic jammers, they can completely take out or seriously damage even off-line weapons like tanks, grounded planes and missiles in silos. Earlier, media reports said that Russia’s defense industry had come up with the Alabuga, a new electro-magnetic missile, which uses a powerful UHF emitter to disable all enemy electronics within a radius of 3.5 kilometers (2.3 miles), turning it into “a heap of scrap metal.”

A directed beam of waves of a particular frequency has a sledgehammer effect on electronic equipment knocking out computers and navigation systems by physically destroying their motherboards.

Russia plans to install such weapons on its sixth-generation fighter drones because powerful UHF radiation can kill pilots.

Radio-electronic weapons are able to jam a tank’s loading mechanism, blow up artillery shells inside a turret and destroy enemy soldiers hiding inside a bunker or taking cover up to 100 meters underground.

Foreign Designs

The US, Israel and China are equally busy developing their own types of electromagnetic weapons. During Operation Desert Storm in Iraq in 1991, the Americans used a relatively

primitive electronic bomb by fitting the warheads of their Tomahawk cruise missiles with carbon fiber.

As a result, the missiles short-circuited the electrical lines of Iraqi power stations and power lines severely degrading the country’s vital infrastructure and air defenses.

The Pentagon used more advanced electromagnetic weapons during NATO’s 1999 aggression against Yugoslavia. In the first two week alone, the US Air Force dropped over 400 super-heavy JDAM gliding bombs packed with graphite and metallic fibers and particles knocking out the country’s entire air defense control system.

Since electromagnetic weapons are capable of pushing a nation back centuries, countries are now developing ever ever-new means of defending themselves again these fearsome weapons.

Featured image is from Sputnik. The original source of this article is Sputnik Copyright © A

 

 

سپتامبر ۲۰۱۷اعلام خروج ایالات متحده از بزرگترین آلاینده های کربن جهان، از موافقتنامه آب و هوای(محیط زیست) پاریس توسط ترامپ یک بار دیگر سیاست تهاجمی امپریالیسم آمریکا را نشان میدهد. این توافق نامه در سایۀ نیاز فوری به یک راه حل اساسی و لازم روزانه، پوششی است بر مبارزه توده های جهان بمثابه نیروی تعیین کننده در مبارزه جهت تلاش های بیشتر دولت ها برای غلبه بر فاجعه زیست محیطی که با آن روبرو هستیم.بنابراین، عقب نشینی تحریک آمیز ایالات متحده از پیمان پاریس، تجاوزی عریان علیه خواسته های مردمان کشورهای جهان است!تقریبا تمام کشورهائی که این توافقنامه را امضا کرده اند، در برابر این تصمیم کاملا جنایی توسط  رئیس جمهور سرکش دولتی که تا به امروز هیچیک از موافقت نامه های اقلیمی را که به اتفاق آرا از سوی کمیته های ملل به امضا رسیده است، از جمله پروتکل کیوتو، اجرا نکرده، متحداٌ ایستاده اند. زمان آن رسیده است که نیروهای مترقی جهان با ابتکار برای اتخاذ تصمیمات جدی تر پُر معنا جهت حل و فصل خطرات ناشی از تغییرات آب و هوایی که به طور مستقیم از الگوی توسعه ناشی می شود که امروزه با انگیزه سودمندی کورپراسیون ها هدایت می شود.با این وجود، مهم است که توجه داشته باشیم که علیرغم صدور قطعنامه برای ادامه موافقت نامه پاریس، رژیم هند با نخست وزیری مودی، از پیوستن به کمیته ملت ها جهت محکوم کردن تصمیم ایالات متحده، خودداری کرد و این زمانی است که ترامپ به شدت به هند حمله کرده و آن را به عنوان یکی از بزرگترین تیرهای(تولید کننده) کربن مشخص می کند در حالی که تولید کربن هند یک دهم تولید آمریکا است .  همچنین بسیاری از امضاء کنندگان به انتقاد لفظی از عقب نشینی ترامپ قناعت کرده اند ، بدون در نظر گرفتن حتی دستاوردها و اهداف کاملاٌ ناکافی پاریس به مثابه فرصتی برای حفاظت واقعا موثر از آب و هوا(محیط زیست) در جهان.

 

ما از توده های جهان، تمام نیروهای دموکراتیک و مترقی، فعالین محیط زیست و همچنین جامعه علمی درخواست می کنیم که قاطعانه جهت محکوم کردن این تصمیم ایالات متحده اقدام نمایند و جهت اعتراض واقدامات لازم برای حل و فصل بحران زیست محیطی کره زمین که بیش از پیش در حال تشدید است متحد شویم.

 

امضاکنندگان (تا تاریخ ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۷، امضاهای آتی ممکن می باشد) ۱-  ORC سازمان انقلابی کنگو، جمهوری دموکراتیک کنگو۲- MMLPL خط پرولتری مارکسیست-لنینیست مراکش۳- (ML) حزب کمونیست CPSA آفریقای جنوبی (مارکسیست-لنینیست)۴- PPDS حزب سوسیالیست دموکراتیک میهنی تونس۵- سازمان مارکسیست-لنینیست MLOA افغانستان۶- CPB حزب کمونیست بنگلادش۷- ستاره سرخ حزب کمونیست هند (مارکسیست-لنینیست)۸- حزب کمونیست هند(مارکسیست لنینیست) PCC CPI(ML) 9- حزب رنجبران ایران۱۰- NCP (مشعل) حزب کمونیست نپال۱۱- انقلابیون کمونیست بلاروس۱۲- MLPD حزب مارکسیست لنینیست آلمان۱۳- سازمان کمونیستی لوکزامبورگ۱۴- سحر سرخ (هلند)۱۵- بستر های نرم افزاری مارکسیست-لنینیست، روسیه۱۶-  گروه مارکسیست-لنینیست از سوئیس۱۷- اتحادیه کمونیستهای انقلابی ترکیه۱۸- حزب بلشویک (شمال کردستان و ترکیه)۱۹- شورای هماهنگی جنبش طبقه کارگر)، اوکراین۲۰- حزب کمونیست مارکسیست-لنینیست، جمهوری دومینیکن۲۱- حزب کمونیست (مارکسیست-لنینیست) پاناما۲۲- حزب کمونیست (مستقل) پاراگوئه۲۳- PML حزب مارکسیست-لنینیست پرو۲۴- PPP حزب پرولتری پرو۲۵- حزب کمونیست نوین هائیتی(مارکسیست لنینیست)۲۶- حزب کمونیست ترکیه / کردستان۲۷- حزب کمونیست چکسلواکی – حزب کارگران چکسلواکی)، جمهوری چک

 

تباهی روحی و فکری بوسیله « حقوق بشر » به عنوان یک سلاح تخریب جمعی
فساد اخلاقی از مفهوم « حقوق بشر » برای استفاده به عنوان یک سلاح تخریب جمعی در سازمان ملل متحد تکمیل شده است. همان طور که مایکل باست (Michael Bassett) در مقاله خود اشاره می کندـ « جنگ های مدرن کره: عرضه یا تجهیز با سلاح بوسیله حقوق بشر»:
به گفته اندرو برت (Andrew Burt)، «برای دهه ها دولت ایالات متحده هیستری جمعی را شکل داده و آنرا تحت کنترل در آورده، که به اهداف سیاسی آمریکا در خارج از کشور دست یابد. کمیسیون تحقیقات حقوق بشر سازمان ملل متحد در مورد کره شمالی به راحتی چهار ماه بعد از مرگ کیم جونگ ایل تأسیس شد».
استیو هارینک (Steve Haarink)، یک کاندید دکترا اشاره می کند، « از سال ۲۰۰۶ به بعد هر کمیسیون تحقیق اقدامات نظامی علیه کره شمالی در صدر تصمیم گیریها قرار داشته و این وضعیت شرایط انسانی را بدتر کرده است. » ….« بنیاد ملی برای دموکراسی به شدت بدرد آن سازمان های غیر دولتی که این هیستری را دامن می زنند، سرمایه گذاری می کند. …« دولت ها عمدا هیستری حقوق بشر را تولید و آن را تحت کنترل قرار می دهند. »…. “… در حالی که National Endowment Dataset (مجموعه داده های بنیاد ملی ) به سمت سازمان های حمایت مالی از جمله سازمان حقوق بشر کره شمالی (NGO)، وزارت دفاع می رود که یک صنعت عظیم حقوق بشر را تامین می کند … ” « متعاقب رسانه های بین المللی بزرگ و کوچک، به ویژه از جانب ایالات متحده، آدم به شدت احساس می کند که کمپین های تبلیغاتی حقوق بشر مانند بمب ها عمل می کنند، آنها هر چیزی را مورد هدف قرار می دهند، آنها هر چیزی را منفجر می کنند، و آنها به دنبال نابود کردن همه چیزهایی هستند که در معرض دید هستند. اینها در این مورد صریح هستند، اما مانند بمب ها انفجارشان می تواند کاملاً معکوس باشد – مبهم، غیر قابل پیش بینی و خالی از تبعیض در در مصدوم کردن. اگرچه، کمپین تبلیغاتی آنها در اینجا تاثیر بر روی افکار عمومی می گذارد، اما تخریب و نابودی آنها همیشه خارج از مرز است – سرزمین خارجی، حیات یا جان خارجی و هزینه ضروری برای پیروز شدن در خارج ار مرز. کمپین های آگاهی رسانی در مورد سازمان های غیر دولتی حقوق بشر کره شمالی به پیمان کاران جنگ اطلاعاتی تحت حمایت دولت ایالات متحده مبدل شده اند… » « اولا، مشخص شده است که یک فراری عراقی دروغگو بر روند تصمیم گیری تاثیر گذاشت که باعث شد ایالات متحده به « عملیات آزادی عراق » دست زند – جنگی که خاور میانه را بی ثبات ساخت و آنرا ویران کرد. دوم، فراری کره شمالی شناخته شده است که برای مبارزه با افکار عمومی در مورد منافع خود، کمپین های اطلاعات غلط و مخفی سازماندهی می کنند … » « سقوط یک کشور کار ساده ای نیست. استراتژی، یا آنطور که به نظر می رسد، متشکل از چندین کمپین در حال انجام به طور همزمان باید باشد. این برای نویسنده مجهول است که – اگر هر انسانی – “عملیات کره شمالی” را به طور کلی سازماندهی کند، اما واضح است که تلاشهای هم آهنگ شده ای برای سقوط رژیم با استفاده از زور یا خشونت دنبال می شود.
آلن وینشتاین، که در پیش نویس قوانین ایجاد National Endowment for Democracy کمک کرد، کاملا بی پرده بود زمانی که در سال ۱۹۹۱ گفت:
«بسیاری از آنچه که امروز انجام می دهیم، ۲۵ سال پیش توسط سازمان ” سیا ” به طور مخفیانه انجام می شد.»
در سال ۱۹۹۳، موری کمپتون (Murray Kempton)، روزنامه نگار برجسته و برنده جایزه پولیتزر، یک نامه خصوصی برای من نوشت و در آن نامه توصیف کرد که بنیاد ملی برای دمکراسی (National Endowment for Democracy)، یک ” آفت تباه کار و بی زار کننده ” است و این بیانات بطور کامل پرونده های بنیاد ملی برای دمکراسی، ” فراری مشهور”، مرکزی برای دادن اطلاعات غلط نظامی را توصیف می کند. هم چنانکه تحریف های شن دونگ هیوک (Shen Dong-hyak) او را سیاه رو کرده است، یک ستاره راک جدید، ولی فراری، باون می پارک (Yeon MI Park)، کسی که بیش از ۱۲ هزار دلار برای هر سخن رانی به منظور تهمت به جمهوری دمکراتیک خلق کره شمالی و دادن اطلاعات سرتاسر غلط برای گمراه کردن افکار عمومی، یعنی پول هنگفت برای چنین خدمتی می گیرد. در حقیقت، تدبیر اطلاعات غلط به منظور گمراه کردن افکار عمومی علیه جمهوری دمکراتیک خلق کره شمالی، یک صنعت بسیار سودآوری، حرفه پر منفعت که کاملا قابل مقایسه با قبل شده است.
یک بعد از ظهر هم چنان که ما به جلسه رفتیم، آقای جانگ به روشنی هدف و روشهای تحریم را تحلیل کرد. برای نقل بیان از چیزی که او گفت: این تحریم ها باعث افسردگی و کاهش کیفیت زندگی یک ملت می شود، ملتی که در ناامیدی سرانجام دولت را مقصر می شمارند و به آن حمله ور می شوند و سبب تغییر رژیم می شود و واضح است که این عمل بدون مداخله نظامی صورت خواهد گرفت.
در جلسه شورای امنیت در سطح وزیران در تاریخ ۲۸ آوریل ۲۰۱۷ ، معاون وزیر روسیه، گاتیلوف اظهار داشت:
« تحریم ها نباید از لحاظ اقتصادی به منظور خفه کردن جمهوری دموکراتیک خلق کره و یا بدتر شدن وضعیت بشردوستانه استفاده شود. این به خصوص به محدودیت های یک جانبه غیرقانونی مربوط می شود که برای مناطق غیر نظامی که با برنامه های موشکی هسته ای کشور مرتبط نیستند، اعمال می شود. چنین تحریم هایی باعث وخامت شدید در شرایط زندگی مردم کره شمالی شده است که، در ضمن، در تازه ترین گزارش دفتر هماهنگی امور بشر دوستانه به عنوان یک علت برای زنگ خطر شناخته شده است. آنها در این مورد بطور توجیه کننده ای محتاط هستند. ما باید اذعان کنیم که معافیت های بشردوستانه که توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد ارائه می شود اساسا کارائی ندارند. به دلیل ممنوعیت روابط خبرنگاران با جمهوری دموکراتیک خلق کره، این غیر ممکن است که کالاها و مواد غذایی مورد نیاز برای اقتصاد کشور را از خارج از کشور خریداری کرد. به دلیل طریقی که سیستم مالی و بانکی کار می کند، تامین مالی سازمان های بشر دوستانه سازمان ملل متحد که هنوز در کشور کار می کنند، بسیار دشوار است. از آنجایی که پیونگ یانگ نمی تواند ذخایر ارزی خود را به دلیل محدودیت های موجود دوباره پر کند، می تواند خود را در شرایطی قرار دهد که غیر ممکن باشد که به صندوق های مالی سازمان ملل متحد وجه واریز کند که در اختیار آن سازمان قرار گیرد، همان طور که کمیته مربوطه مجاز کرده است. مورد جداگانه و دیگر وضعیت در مورد ماموریت های دیپلماتیک خارجی در پیونگ یانگ است. ما نباید اجازه دهیم وضعیتی که در آن مأموریت های دیپلماتیک به دلیل محدودیت های اعمال شده در کشور همچنان مشکلی در انجام کار خود داشته باشند. ما بارها و بارها این موضوع را در جلسات کمیته شورای امنیت که به موجب قطعنامه ۱۷۱۸ (۲۰۰۶) ایجاد شده است، مطرح کردیم، اما در نتیجه موضع چوب لای چرخ گذار که توسط اعضای فردی آن اتخاذ شده، وضعیت هرگز تغییر نکرده است. »
در میان نمونه های بی رحمانه ریاکاری و استانداردهای دوگانه مندرج در قطعنامه ۲۳۵۶ ، که تحت فصل هفتم تصویب شده است، عبارت از این است:
«ابراز نگرانی شدیدی است که ممنوعیت فروش اسلحه از جانب جمهوری دمکراتیک خلق کره شمالی درآمدی را حاصل کرده که به دنبال دستیابی به سلاح های هسته ای و موشک های بالستیک است، در حالی که شهروندان جمهوری دموکراتیک خلق کره خواستار رفع نیازهای خود هستند ».
عبارت بالا یک تعبیر هجو آمیز مضحک از نگرانی ست، و نقشه سرمایه گذاریهای بی رحمانه و غیر انسانی ایالات متحده در تسلیحات هسته ای خود، در حالی که نیازهای مردم آمریکا نادیده گرفته می شود، و در حالی که مالیات های مردم آمریکا به سرقت می رود تا “استاندارد بالاتر” تسلیحات هسته ای را برای جنگ آماده سازند. تا آوریل ۲۰۱۶ دولت ایالات متحده یک تریلیون دلار برای توسعه و مدرن سازی سلاح های هسته ای، یک برنامه “بازسازی” هسته ای، شامل پنج دسته از سلاح های هسته ای پیشرفته و و سائل نقلیه برای تحویل، ساخت سلاح های هسته ای کوچکتر، که بی نظیر و دقیق هستند، سرمایه گذاری کرد. در شهر لاس الاموس، نیومکزیکو، مقامات ارشد ارتش در آلبوکرک جمع شدند تا طرح یک تریلیون دلار تسلیحات هسته ای را ترقی دهند. این نشست توسط « ائتلاف منع کننده استراتژیک » (“Strategic Deterrent Coalition”) و نورتراپ گرومن (Northrup Grumman)، بوئینگ، اوربیتال آتک (Orbital ATK) ، BAE Systems، و غیره؛ و هزینه های آن مستقیماً توسط نیروی هوائی تأمین می شود. سخن رانانی که در جلسه مربوطه حضور داشتند: دریا سالار سیسیل هنی، فرمانده سرکردگی استراتژیک ایالات متحده آمریکا، جنرال جک واینساین، معاون فرمانده نیروی هوائی ایالات متحده برای یک پارچه گی هسته ای، جنرال رابین رند، فرمانده، سرکردگی جهانی نیروی هوایی، و دیگران از جمله شهردار البوکرک، ریچارد بری.
همانطورکه توسط گروه مخالف به وضوح اعلام شد،
« گروه سیاسی محکم با منافع مشترک، نظامی و جناح سیاسی ضد محیط زیستی که توسط شرکت های سلاح های هسته ای در نیومکزیکو شکل گرفته است، با موفقیت قابل توجهی در تضعیف و تخریب نیروی کار، ضدیت با حفاظت از محیط زیست، و سیاستهای اجتماعی مترقی در دولت ما برای سالیان دراز فعالیت کرده است. تأثیر منفی آنها به شدت به نتایج اقتصادی – اجتماعی که سبب فقیر شدن ما شده است را می بینیم. وفا داری ترسناک و وحشتناک ما به مأموریت سلاح های هسته ای، به دو آزمایشگاه بزرگ و آزمایشگاه کرتلند در میان پایگاه های دیگر، یک اعتیاد سیاسی و بیماری است.»
در حالی که ایالات متحده هزار میلیارد دلار مالیات شهروندان آمریکائی را به منظور« احیای سلاح های هسته ای » سرمایه گذاری می کند، فدراسیون نجات کودکان واقع در فرفیلد کاناتیکات گزارش می دهد که:
« ایالات متحده مدام دارای یکی از بالاترین میزان مرگ و میر نوزادان در زمره کشورهای صنعتی با درآمد بالا است …در سال ۲۰۱۵ در حدود ۲۳۴۵۵ از نوزادان در ایالات متحده قبل از اولین تولد جان شان را از دست دادند – بیش از مجموع مرگ و میر نوزادان در ۴۰ کشور اروپایی در طول همان سال بوده است. ۹ شهرستان کوچک فقیر نشین در تگزاس گزارش دادند که میزان مرگ و میر ناشی از تلفات در سال ۲۰۱۳ ، ۲۲ نفر در هر ۱۰۰۰ تولد بوده. »
« یکی از هر پنج کودک در خانواده ای زندگی می کند که دسترسی منظم به غذا ندارد. »، « میلیون ها خانواده در سراسر آمریکا تلاش می کنند تا به غذای سالم دسترسی یابند. یکی از هر ۵ کودک در خانواده ای زندگی می کند که در طول سال به طور منظم دسترسی به غذا ندارد. ۱ در هر ۳ خانوار که درآمد زیر خط فقر دارند، با ناامنی غذایی در سال ۲۰۱۵ روبه رو بودند. علاوه بر این، طبق آخرین آمار دولت، بیش از نیم میلیون کودک در خانواده هایی زندگی می کنند که « با امنیت غذائی بسیار پائین » روبرو هستند. کودکان در این خانواده ها با خطر ابتلا به سوء تغذیه بسیار زیاد، چاقی و گرسنگی که می تواند مانع رشد جسمی و روحی آنها شود و شانس خود را برای رشد قوی و سالم کاهش دهند….بطور کلی، ۱۳.۱ میلیون کودک در خانواده هایی زندگی می کنند که در سال ۲۰۱۵ از دسترسی به غذای کافی برخوردار نبودند. بیشترین نگرانی این است که براساس رقم تخمینی، ۵۴۱ هزار از کودکان در خانواده هایی زندگی می کنند که ” امنیت غذایی بسیار پائین” را تجربه می کنند. برای این کودکان، وضعیت « چنان شدید بود که مراقبین گزارش دادند که کودکان گرسنه بودند، یک وعده غذا را جا می انداختند، یا این که برای تمام روز غذا نمی خوردند، زیرا پول کافی برای غذا موجود نبود. »
« فقدان آموزش و پرورش کودکان را در تله فقر گرفتار می کند. هر سال تخمین زده می شود که ۷۵۰ هزار دانش آموز مدرسه را ترک می کنند و به جرگه ۵.۵ میلیون از جوانان بین ۱۶ تا ۲۴ ساله ای که یا در مدرسه نیستند یا بی کارند می پیوندند. برای میلیون ها نفر از جوانانی که مدرسه را ترک کردند، اکنون با یک زندگی پر از مبارزه بی پایان روبرو هستند، یا فرصت های بسیار کمی برای یافتن کاری که دستمزد قابل امرار معاش، مثل خرید مسکن یا حمایت از خانواده مواجهند. »
« سوء استفاده های مختلف از کودک و اعتیاد وابستگی به مواد مخدر نیز باعث از هم گسیختگی زندگی صدها هزار کودک در ایالات متحده در سال می شود. در سال ۲۰۱۵ ، ۶۸۳ هزار قربانیان سوء استفاده از کودکان گزارش شده است. سه نفر از هر چهار نفر قربانی بی توجهی بودند. ۱۷ درصد از کودکان از نظر جسمی مورد آزار قرار گرفته و ۸ درصد از آنها مورد سوء استفاده جنسی واقع شده اند … . مرگ و میر به خاطر مصرف بالای مواد مخدر در میان نو جوانان و بزرگسالان به سرعت بالا رفته. »
دوم ژوئن ۲۰۱۷ : روزنامه USA Today گزارش می دهد « با افزایش ناگهانی بی خانمانی در لوس آنجلس سبب شد، سرپرست بخشداری County)) اعلام وضعیت اضطراری کند. »
بیش از ۵۷ هزار نفر در بخشداری (County) لوس انجلس بی خانمان هستند. در شهر نیویورک، ۶۰ هزار نفر بی خانمان هستند، همانطور که در Gothamist گزارش شده است. در هر شبانه روز ۶۰۰ هزار نفر در ایالات متحده بی خانمان هستند. این وضعیت بی خانمانی اغلب این افراد را از حق رای دادن محروم می کند، زیرا کارت شناسایی با عکس و با آدرس منزل در برخی از ایالت ها لازم است، بنابراین فقیرترین افراد بی خانمان در ایالات متحده نیز محروم می شوند.
لوس انجلس تایمز در روز ۳۱ می ۲۰۱۷ ، مقاله ای از کارلا هال درج شده که بیان می کند:
«بی خانمانی در همه جا موجود است، و اگر فکر می کنید این تیرگی از بدبختی، دارد از بین می رود، خیالی ست واهی، دوباره فکر کنید. در واقع، ارقام جدید ترسناک هستند. تعدادافراد بی خانمان در لوس انجلس به طرز تکان دهنده ای ٪۲۰ افزایش یافته است».
دولت آمریکا برای مردم آمریکا چه کاری انجام می دهد؟ این دولت مبالغ هنگفتی را برای سلاح های هسته ای سرمایه گذاری می کند، اما تقریبا هیچ کمکی به تخفیف فقر نمی کند.
هنگامی که من در کره شمالی بودم، بسیاری از مردم به من می گفتند که کیم جونگ، رئیس جمهور آنها کودکان را دوست دارد (البته نویسنده این مقاله بر اساس برداشت خود مطرح می کند که چون ” کیم جونک کودکان را دوست دارد” به کودکان رسیدگی می شود، درصورتیکه این برخورد به کودکان یا بطور کلی انسانها جزء جدا ناپذیر و طبیعت جامعه سوسیالیستی ست – مترجم) و شواهد قوی در این مورد در بسیاری از امکانات موجود به منظور تشویق و کمک به کودکان در زمینه بهداشت، آموزش و پرورش و فعالیتهای تفریحی برای جلب کودکان، از جمله ” دلفیناریوم ” ( یک آکواریوم که در آن دلفین ها برای سرگرمی های عمومی نگهداری می شوند و آموزش می دهند) که طی آن دلفین های آموزش دیده نمایش می دهند و شیرهای دریائی چاق را در مقابل مخاطبانی که کودکان هستند قرار می دهند و کودکان به بال های آنها دست میزنند و دلفین ها کودکان را می بوسند، سپس اردک وار از پشت مربیان خود بیرون می آیند، هم چنانکه کودکان با افسون خیره می شوند، نمایان است. در سیرک، کودکان و بزرگسالان در مهارت فوق العاده و جرات هنرمندان آکروباتیک بند باز از شگفتی به نفس نفس می افتند!
در روز ۲۲ می ۲۰۱۷، من با دکتر لی کی سونگ، یک مقام رسمی در موسسه مربوط به اقتصاد ازآکادمی علوم اجتماعی ملاقات کردم. در طول جلسه دو ساعته ما در مورد ضرورت برای توزیع ثروت بیشتر جهانی و دسترسی به مراقبت های بهداشتی و آموزشی بحث کردیم و دکتر لی در مورد نیاز کشورهای ضد امپریالیستی برای اتحاد به منظور مخالفت با تجاوز قدرت های امپریالیستی گفت و گو کرد، و تصریح کرد که این حق مسلم کشورهائی که توسط امپریالیسم مورد تجاوز قرار گرفته اند برای دفاع از موجودیت خود در مقابل اشکال چند جانبه این تجاوزات بایستند.
به خاطر اختصار، به خاطر خلاصه شدن، من باید بسیاری از رویدادهای شگفت انگیز را که شاهد آن بودم، حذف کنم، اما این امکان ندارد که من خاتمه دهم بدون توصیف سفر من به « موزه پیروز و ظفر نشان جنگ آزادی بخش سرزمین پدری »، با باز سازی مینیاتور از وحشتی که حملات ایالات متحده علیه جمهوری دمکراتیک خلق کره شمالی بین سالهای ۱۹۵۳ – ۱۹۵۰ صورت گرفت.
کلیپ های فیلم مستند کوتاه، ترومن، رئیس جمهور ایالات متحده، ژنرال مک آرتور و دالس Dulles)) به طور روشمند و با شخصیتی جامعه ستیز برنامه ریزی کردند تا این حمله را انجام دهند، و با نگاه پیروزمندانه ناشی از کینه و طمع نسبت به هوش و ذکاوت خود در برنامه ریزی حمله ی غافل گیرانه به کره شمالی در روز یکشنبه ۲۵ ژوئن، ۱۹۵۰ زمانی که آنقدر غیر منتظره بود، و مردم کره شمالی، آماده برای این حمله نبودند، از بزرگترین شوک رنج بردند. این مستند با چهره های ترور و وحشت کودکان کره شمالی به پایان رسید که نشان می دهد چطور زندگی آنها فورا از بین می رود. من بطور ناگهان گریستم وقتی فهمیدم که بعد از صلح موقت، مک آرتور توسط سایر ژنرال هایی که از اختلال روانی مزمن با رفتار اجتماعی غیر طبیعی یا خشونت آمیز رنج می برند، جایگزین شد، اما وحشت امپریالیسم در کشورهای دیگر یکی پس از دیگری مثل، ویتنام، کامبوج، لائوس تکرار شد، زندگی انسان ها از بین رفت، ملت ها استثمار شدند و رمقی برایشان باقی نماند و سودهای گزاف بدست آمده از جنگ، حساب های پف کرده بانکهای یک درصدی ها که Oxfam)) آکسفام اکنون اظهار می دارد، دارای ثروت بیشتری نسبت به بقیه جهان است . « یک شبکه جهانی پناهگاه مالیاتی بیشتر افراد ثروتمند را قادر می سازد تا ۷٫۶ تریلیون دلار را پنهان کنند. »
این روندی بود که دولت ایالات متحده نیز برای بی ثبات کردن و سرنگونی دولت منتخب دموکراتیک گولارت در برزیل، و جایگزینی او با یک دولت نظامی فاشیستی شد که تابع شرکت های آمریکایی بود. این روند برای بی ثبات کردن و سرنگونی دولت سوسیالیست منتخب سالوادور آلنده در شیلی تکرار شد و جایگزینی دولت او توسط یکی از دیکتاتورترین و فاشیست ترین در تاریخ شد، یک عروسک دست نشانده منصوب و توسط ایالات متحده پشتیبانی شد و هم چنانکه توسط دیوید رمانیک در واشنگتن پست در سال ۱۹۸۶ گزارش شده است، که پلیس فاشیست شیلی بطور روزمره و عادی موش های زنده را به درون رحم زندانیان سیاسی زن فرو می کرد. در طی سال های دیکتاتوری های وحشتناک، به عنوان خبرنگار در هر دو کشور برزیل و شیلی کار کردم و هرگز نمی توانم این صحنه ها را فراموش کنم. و در موزه جنگ کره شمالی همه چیز را از نو به یاد می آورم.
امپریالیسم یک سرطان است که گسترش می یابد و بشکل های دیگر در می آید و روش ها خود را با شرایط تغییر می دهد و اکنون فرا گسترده شده و سرطان خود را به شورای امنیت سازمان ملل نیز گسترش داده. سازمان ملل متحد هرگز به خاطر قطعنامه ۶۷۸ شورای امنیت از عراق عذر خواهی نکرد که ” ائتلاف” ایالات متحده و انگلیس را برای استفاده از ” تمام روش های ضروری” در حمله به عراق مجوز داده، و طبق اظهار رئیس جمهور فنلاند، مارتینی آکتساری، « تخریب زیرساخت های لازم برای حمایت از زندگی انسانی در عراق را نابود کرد. « سازمان ملل متحد هیچ وقت برای قطعنامه ۱۹۷۳ شورای امنیت از لیبی عذرخواهی نکرده است، که ایالات متحده و ناتو را مجاز برای استفاده از « همه اقدامات لازم » کرده است و به طور کامل کشور لیبی را ویران کرد و آن را تبدیل به یک محل پرورش تروریسم نمود».
تنها می توانیم امیدوار باشیم که اکنون، با مشاهده قصابی وخون ریزی توسط شورای امنیت، رئیس جمهور جمهوری دمکراتیک خلق کره، کیم جونگ اون، هم چنین با استفاده از « تمام روش های ضروری » از مردم شگفت انگیز، شجاع، خوش منظری که شیوه یک زندگی انسانی را انتخاب کردند، محافظت کند.هر چند که رئیس جمهور جمهوری دمکراتیک خلق کره شمالی، توسط مطبوعات آمریکایی مورد تمسخر قرار گرفته، اما بدیهی ست که او خود را وقف مردم کرده، به نیازهای یتیمان و معلولان پاسخ می دهد، بالاترین سطح آموزش و پرورش برای مردم فراهم شده، کارخانجات ایجاد شده بهترین کفش چرمی را برای زنان فراهم می کند، در حالی که تحریم های سازمان ملل متحد برای تنزل سطح فرهنگی و فکری مردم کره شمالی طراحی شده است. این هیچ ارتباطی با تولید سلاح های هسته ای ندارد. این یک اعمال طرح ایالات متحده در سازمان ملل متحد برای تخریب فرهنگ جمهوری دمکراتیک خلق کره شمالی ست، یک نوع نسل کشی فرهنگی، همراه با تحریم هایی که باعث خرد کردن اقتصاد می شود، و زندگی مردم کره شمالی را به سطح غیر قابل تحمل کاهش می دهد.
فقط اگر احیاناٌ « فشار کامل دادگاه »، که از قبل تعیین شده برای تهی کردن زندگی این شهروندان قهرمان کره شمالی موفق نشود، ما می توانیم با تلاش برای ترور کیم جونگ اون، همانطور که توسط Financial Times و نیویورک تایمز و “پیونگ یانگ تایمز” در ماه مه گزارش شد، زمانی که یک برنامه سازمان ” سیا “ و کره جنوبی برای ترور پرزیدنت جمهوری دمکراتیک خلق کره شمالی با استفاده از مواد شیمیایی بیولوژیکی کشف شد.
این مقاله با نقل قول از سه میهن پرست بزرگ آمریکایی، مارتین لوتر کینگ، رئیس جمهور پیشین، جیمی کارتر و دادستان کل سابق آمریکا، رامسی کلارک، شروع می شود که هر سه سیاستهای خشونت آمیز ایالات متحده را محکوم کردند. تاریخ، حمله کنونی سازمان ملل متحد به رهبری ایالات متحده را به عنوان یکی از بزرگترین جنایات قرن بیست و یکم، محکوم خواهد کرد.
کارلا استیا، خبرنگار تحقیقات جهانی در مقر سازمان ملل متحد، نیویورک، نیویورک است.
تصویر برجسته: آندره ولتچک
اطلاعات بیشتر در: http://www.globalresearch.ca/the-social-andeconomic-achievements-of-north-korea/5594234#sthash.StxQxeRX.dpuf

کوبانی اکنون اسطوره اراده انقلابی و سنگر مبارزه و مقاومت در برابر بربریت جناح های مختلف سرمایه داری است که می خواهد حق تعیین سرنوشت خود را حفظ کند.
و لشگرکشی و تجاوزمستقیم و راه اندازی جنگ نیابتی توسط سرمایه داری است که حربه ی جنگ و فاشیسم، دو لبه شمشیر سرمایه داری بحران زده، برای مقابله با انقلاب و حاکمیت کارگری است.????
با تشدید بحران ساختاری و فروپاشی اقتصادی و اجتماعی سرمایه داری، بیکاری، فلاکت عمومی و ناامنی اجتماعی به اوج خود رسیده است، با مالکیت خصوصی چند شرکت فراملیتی در عرصه تولید و کل منابع کره خاکی و انباشت نجومی سرمایه و رشد سریع تکنولوژی به علت ماهیت بهره کشانه ی سیستم حقوق بشری و علیرغم اینکه تولید از سال ۱۹۵۰ سی و هشت برابر، در مقابل رشد ۵/۲ برابری جمعیت افزایش یافته است، ولی نه تنها چیزی از این افزایش تصاعدی تولید نصیب کارگران که تولید کنندگان این افزایش و مزد بگیران نشده است، بلکه همین افزایش و انباشت نجومی سرمایه طبق گفته مارکس باعث فقر و فلاکت و تشدید چندین برابر استثمار گردیده است، برای اثبات این گفته و علمی بودن گفته های مارکس می توان به اعترافات اخیر بانکی مون استناد کرد، بانکی مون می گوید: ” ۱ میلیارد و ۲۲۰ میلیون نفر با کمتر از یک دلار و دو میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفر با کمتر از ۲ دلار در روز در حال مرگ تدریجی هستند” و در جای دیگر طبق آمار جدیدی از سازمان ملل اعلام شد که یک درصد جمعیت جهان ۶۵ برابر بیشتر از ۵۰ در صد جمعیت جهان ( ۵/۳ میلیارد نفر) ثروت دارند.
در چنین اوضاعی تمام شعارها و وعده و وعیدهای فریب کارانه و کاذب حاکمان، اقتصاددانان ، فیلسوف ها و تئوریسین های سرمایه داری در مورد اینکه دولت های رفاه و سپس خصوصی سازی، بازار آزاد و تبلیغ اینکه عقب ماندگی و بحرانهای اقتصادی محصول دولت های رفاه است، و با تغییر آنها می توان، رشد را شدت بخشیده تا باعث کمتر شدن شکاف طبقاتی شود، برای طبقات ستمدیده رنگ باخته است، و تنها یک راه پیش رو دیده می شود آنهم حاکمیت طبقه کارگر و بر قراری سوسیالیسم است.
دیگر جنگ زرگری و تبلیغات مسموم کننده اربابان قدرت و ثروت در اینکه مسئله وجود شکاف طبقاتی و ظلم و ستم و ماهیت استثماری و ضد بشری موجود در سرمایه داری، ماهیت ذاتی سرمایه داری نبوده، بلکه حاصل ناتوانی مدیریتی می باشد، کاملاًشکست خورده و دروغ بودن آن افشا شده است، و دیگر نمی تواند سرمایه داری را نجات بدهد، تمامی رنجبران و ستمدیدگان به تنگ آمده از نابرابری و ناعدالتی با اعتراضات و اعتصابات خود لرزه بر اندام مستکبران (حاکمان سرمایه داری) انداخته و تغییرات ریشه ای انقلابی – اجتماعی به مسئله عاجل روز تبدیل شده است .
برای مقابله با چنین شرایطی (اعتراضات توده ها و ناتوانی سرمایه داری در ادامه حاکمیت خود) سرمایه داری جهانی (امپریالیسیم) و سرمایه داری های داخلی دیگر تعارفات دمکراتیک در باب انتخابات آزاد و انقلابات مخملی و دمکراسی و دیگر الفاظ دهن پر کن دمکراتیک را کنار گذاشته اند، از یک طرف با لشگر کشی، تجاوزات آشکار و جنگ و از طرفی دیگر در اشکال دولتهای قرون وسطایی فاشیستی و گروه های بنیادگرای فاشیستی – مذهبی – ارتجاعی به سرکوب توده های مردم که می خواهند آزاد و انسانی زندگی کنند، می پردازند، تا نگذارند ستمدیدگان، کارگران و خلق های تحت ستم این نظام گندیده و کهنه را سرنگون کرده ضمن نجات خود سرنوشت اقتصادی – سیاسی خود را در دست گرفته و از دست این غده سرطانی( سرمایه داری) نجات یابند.
جنگ به عنوان ادامه سیاست در شرایط بربریت یا سوسیالیسم و فاشیسم در قالب آگاهی کاذب گذشته گرایی ارتجاعی – بنیادگرایانه برای فریب توده ها از مسیر انقلاب به عنوان دو روی سکه سیاست سرمایه داری در مقابله با انقلاب و حاکمیت شورایی دمکراتیک زحمتکشان در شرایط موجود استفاده می شود . سرمایه داری در حال سقوط از سه محور در حال مقابله با بحران موجود است :
۱- مقابله و سرکوب و جلو گیری با هر وسیله ممکن از ساخته شدن احزاب با اهداف صد در صد انقلابی به عنوان ستادهای فرماندهی انقلابات در کشورهای مختلف و ایجاد شدن انتر ناسیونال کارگران برای مقابله با بهره کشی و استبداد و برای بر قراری حاکمیت مستقیم و شورایی ستمدیدگان.
۲- اختلال در روند انقلاب از طریق اصلاحات در چهارچوب همان سیستم از طریق انتخابات یا به اصطلاح انقلابات مخملی برای حفظ بنیادهای بهره کشی بدون سرنگونی انقلابی.
۳- جنگ داخلی یا دخالت مستقیم نظامی مانند بهار عربی، یا میدان دادن و ساختن جریانهای بنیادگرایی فاشیستی، گذشته گرا و مرتجع در عین حال نفوذ و اختلال در روند انقلابات چرا که به قول لنین رهبر انقلاب کارگری: انقلاب نه تنها از آن رو ضرورت دارد، که از طریق دیگری نمی توان سرمایه داری را سرنگون کرد، بلکه از این رو نیز ضروری است، که طبقه ای که آن را سرنگون می کند، تنها در جریان یک انقلاب می تواند، در راه رها ساختن خود و تمامی بشریت، اثر گذاشته توفیق یابد و مهمتر اینکه برای بنیان گذاری جامعه نوین خود را آماده کند .
فقط در جریان انقلاب است که با اعتصابات سیاسی و اقتصادی جنبش واقعاًوسیع در سطح ملی ارگانها و تشکلهای سازمان دهنده این جنبش بنیان کن، یعنی کمیته ها و شوراهای انقلابی برای نابودی بهره کشی و دیکتاتوری سرمایه داری از طریق قیام پدید آمده و پس از ریشه کنی و سرنگونی انقلابی، این ابزار به عنوان ابزار اراده دمکراتیک و مستقیم از پایین، توسط کارگران و ستمدیدگان به کار گرفته می شود، وحشت سرمایه داری دقیقاًاز این محصول و عظمت انقلاب می باشد که بنیاد گرایی فاشیستی (جمهوری اسلامی) را مانند انحراف انقلاب ۵۷ و انقلابات مخملی را جایگزین انقلابات واقعی می کند تا خلق ها به حاکمیت و تعیین سرنوشت و توده های مردم به برابری و آزادی تحت حاکمیت طبقه کارگر نرسند .
۴- در کنار مسائل یاد شده برای مقابله با تشدید بحران ساختاری و روی آوردن سرمایه داری به کثیف ترین اشکال بهره کشی مانند سرمایه داری ربایی بانکی، پارتی بازی، اختلاس و دزدی، کار ارزان زنان و کودکان، فروش مواد مخدر و برده داری جنسی و مهمتر از اینها تسلط سرمایه داری انحصاری و کارتل های نظامی بر بازارهایی که در لشگر کشی و جنگ افروزی از طریق گروههایی که خود سرمایه داری تولید شان کرده است، به بهانه مقابله با آنها، با فروش نجومی تسلیحات نظامی در بیشتر مواقع سلاح های کشتار جمعی منطقه و کل جهان را میلیتاریزه کرده است. به آمار زیر توجه کنید تا حقایق واقعی از دلایل عربده جویی های سرمایه داری جهانی با بهانه های آزادی و دمکراسی را به عینه و دلایل واقعی تجاوزات نظامی به عراق، افغانستان، سوریه و … را دریافت نمایید :
فروش ۶/۵ تریلیون دلار سلاح فقط از طریق آمریکا در جنگ افغانستان و عراق، با ایجاد رعب و وحشت از طریق یک گروه نهایتاً۴۰ هزار نفری که آن را نیز خود سرمایه داری جهانی با برنامه ریزی آمریکا ساخته است، اما حاصل وجود آن باعث شده فروش ۹/۱ میلیارد دلار سلاح به عراق، ۱۱ میلیارد دلار به قطر، ۷/۱ میلیارد دلار به عربستان و ۹۰۰ میلیون دلار به امارات فقط در ۹ ماهه اول سال ۲۰۱۴ توسط امپریالیسم آمریکا صورت بگیرد، این آمار گویای واقعیت بسیار بزرگی است که آمریکا با ایجاد جنگ و نا امنی در منطقه طی ۹ ماه این مبلغ فروش داشته است. حال بررسی کنید ۲۰ سال جنگ در افغانستان، و ۱۴ سال جنگ در عراق باعث شده چه مبالغ هنگفتی از جیب مردم منطقه دزدیده شده به جیب سرمایه داران ریخته شود، تا سرمایه داری بتواند گلوی خود را از پنجه های بحران ساختاری نجات بدهد، توجه داشته باشید، سرمایه داری برای نجات خود از بحران ساختاری، میلیو نها انسان را به روشهای گوناگون از طریق جنگ، تحریم های اقتصادی (تنها در یک قلم ۱۵۰۰۰۰۰زن و کودک در تحریم غذایی عراق کشته شدند)، بیماریهای مختلف، بیکاری و … قتل عام کرده و همچنان قتل عام می کند، حال فکر کنید اگر قدرتی در مقابل سرمایه داری حضور داشت و اجازه نمی داد، سرمایه داری برای نجات از بحران چنین لشگر کشی کند و این همه سلاح بفروشد صد در صد تا به این روز سر نگون شده بود، باید از خود بپرسیم چه قدرتی می تواند از لشگر کشی و تجاوزات سرمایه داری جلو گیری کند؟ مطمئن هستم فقط حزب انقلابی طبقه کارگر چنین توانایی را می تواند داشته باشد.
در خلاء رهبری انقلابی طبقه کارگر و آلترناتیو سوسیالیست کارگری این جنگ افروزی، برادر کشی، کشتار زنان، ویرانی زندگی و خانمان سوزی برای جلوگیری از انقلاب است. پیروز میدان فقط و فقط کارتل های چند ملیتی فروش سلاح می باشند.
طبقه ۵/۲ میلیاردی کارگران جهان به عنوان نیروی اساسی تولید و انقلاب در میان بشریت ۷ میلیاردی ستمکش جهان و تنها نیرویی که قدرت سرنگونی انقلابی سرمایه داری و برقراری حاکمیت سوسیالیستی را دارد که در مبارزه سرنوشت ساز خود می تواند بشریت را از این بربریت و توحش سرمایه داری نجات دهد، و برای همیشه به جنگ، کینه، فاصله و تضاد طبقاتی، گرسنگی و نابرابری پایان دهد .
تمام ستمدیدگان جهان فقط با گرد آمدن حول برنامه رهایی و رهبری طبقه کارگر به عنوان قاطع ترین، مبارزترین و پیشروترین نیروی تاریخ می توانند خود را از ظلم و جور و بی عدالتی سرمایه داری نجات دهند، برای ایفای چنین مسئولیت سنگین، کارگران باید با ارتقای آگاهی طبقاتی و وحدت و تشکیلات در سطح ملی و جهانی بر پراکندگی و ناآگاهی خود غلبه کرده و خود را برای انقلاب جهانی آماده کنند.
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم، زنده باد انترناسیونالیسم کارگری

آثار مارکس
آثار انگلس
آخرین شمارە رنجبر
آینە روز: روزنت خبری ایران و جهان
دستەها
بایگانی
تقویم شمسی
آذر ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« آبان    
 12345
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰  
تست

http://www.ranjbaran.org/neue_ketabkhaneh.htm

تست
http://www.ranjbaran.org/neue_ketabkhaneh.htm