Archive for مهر, ۱۳۹۵

شروع سال تحصیلی ۹۵-۱۳۹۶ را به آن بخش از کودکان، نوجوانان و جوانان در ادامه تحصیل تبریک گفته و آن بخش قابل ملاحظه از آنانی را که به علت عدم استطاعت مالی از ادامه تحصیل باز مانده اند، اعلام هم دردی نموده اند و به بررسی این وضعیت ناگوار می پردازیم:

طبق آمار بانک مرکزی بیش از ۲۶% از خانواده ها هیچ فرد شاغلی ندارند. فرستادن کودکان به مدرسه در شرایطی که به جای مجانی بودن تحصیل از دریافت وسایل آموزشی اعم از کتاب، قلم و کاغذ و تغذیه سالم رایگان بهره مند نبوده و در مدارس ابتدائی که بیش از ۵۰% فرسوده شده اند ،خطرات جانی کودکان را تهدید می کند.

برطبق آمار وب سایت وزارت آموزش و پرورش از ۵٫ ۷ میلیون دانش آموز دوره ابتدائی سال تحصیلی ۹۵-۹۶ ، حدود ۵٫ ۱ میلیون برای اولین بار پا به مدرسه می گذارند که سه چهارم این تعداد از ملیتهای غیر فارس اند و در ۶ سال گذشته ۵ میلیون دانش آموز مردود شده اند که بیشترین آنها از غیر فارسها می باشند.

طبق اعلامیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه ضمن تبریک به آغاز سال تحصیلی یاد آوری می کند هرسال دهها هزار کودک به دلیل واپسگرائی و سیاستهای خصوصی سازی در نظام آموزشی مخرب و فقر و فلاکت و نابسامانی خانواده ها، دانش آموزانی از مدارس رانده شده اند. به نحوی که بنا بر آمار رسمی تعداد کودکان کار و بازمانده از تحصیل درایران بیش از ۳ میلیون نفراست.

سندیکای کارگران شرکت واحد، خواهان برخورداری تمام کودکان کشور از آموزش و پرورش رایگان و با کیفیت برابر بوده و تاکید می کند که نه تنها کار کودکان باید ملغی گردد بلکه وضعیت معیشتی آنها و خانواده هایشان میبایست در اولویت جامعه و در راس برنامه های دولتی قرار بگیرد. توقف اذیت و آزار و تعقیب و بازداشت کارگران و معلمان و نیز پرستاران پایان یافته، تشکل یابی مستقل آنها با استانداردهای رفاهی شناخته شده بین المللی تامین و تکریم بازنشسته گان در روز ۶ مهر و خواهان بهبود وضعیت آنان هستیم. خصوصی سازی مدارس و بی سوادی که قراربود در ۱۳۹۳ درگروه سنی ۵۰ سالگی ریشه کن شود، باقی نماند

درمقابل این خواسته های به حق کارگران و زحمت کشان، همه شاهد آن هستیم که نه بهبودی درساختن مدارسی نو، ازبین بردن مدارس خصوصی، حذف شهریه های ۷۰۰هزار تا یک میلیون تومان برای ثبت نام به جای آموزش رایگان، صورت گرفته و زندانی کردن معلمان به خاطر خواست افزایش حقوق شان و قطع دست عوامل مذهب از مدارس از جمله خواستهای مترقی هستند ، رفتار شده است.

رژیم حمهوری اسلامی به جای جواب دادن مثبت به این خواستها ، با تکیه به شلاق و زندان وحشیانه مشغول ایجاد سکوت قبرستانی در مدارس و پرکردن آنها با روضه خوانی و وحشی گری است و خیابانها نیز از نوجوانان و کودکان کار پر شده و متقابلا در دستگاه های رهبری کننده این نظام ارتجاعی پولها با بیل پارو می شوند.

اگر به تاریخ ایران از نویسنده گان و شاعران مترقی درگذشته و در بیش از ۲۵۰۰ سال نگاهی آموزشی داشته باشیم ، کلیه مذاهب اعم از زرتشتی و بعد اسلام و غیره نشان داده اند که این مذاهب با حواله دادن مردم به خدا و هم نوا شدن با استثمارگران و ستمگران هیچ گاه به معنای واقعی کلمه به جز ادعا های شان، در خدمت مردمان تهی دست قرار نگرفته اند . اینان با این ادعاها مردم را فریب داده و به زیر عبا و ردای مملو از چرک و کثافت اجتماعی و اخلاقی کشانده و حداقل در حاکمیت ۳۸ سال اخیر این رفقار و کردارهای فکری و اجتماعی شان را به تمام معنا شاهد بوده ایم.

نجات اکثریت عظیم مردم ، در پایان دادن به مالکیت خصوصی و استثمار که در دست تعداد اندکی از سرمایه داران است و نیز دارئیهای کشور باید در دست خود عموم مردم قرارگرفته و بدین وسیله تنها چاره پیروزی انقلاب سوسیالیستی جواب سالم راستین بدون شیله و پیله ای است که باید به دست کارگران و زحمت کشان تحقق یافته و از فردای پیروزی این انقلاب آگاهی این اکثریت عظیم در هدایت کشور پایان نیافته و قدم به قدم درکنترل عمل کردهای دولت حساسیت نشان داده و نگذارند سوء استفاده چیانی بار دیگر همانند آیت الله ها در راس قرارگرفته و از ثمرات دریای خون جان باخته گان این انقلاب دم و دستگاه شاهانه را به نفع خود سازمان دهند.

حزب رنجبران ایران – ۲ مهر ۱۳۹۵

Bildergebnis für ‫شاهرخ زمانی‬‎

طبقه کارگر مبارز و دلیر ایران، یکی از فعالان آگاه کارگری در ۲۲ شهریور ۱۳۹۴ در زندان رجائی شهر کرج صبح زود دراثر ضربات شکنجه گران رژیم فاشیستی حاکم درایران جان باخت. رفیق زمانی معتقد به مبارزه طبقاتی و اتحاد طبقه کارگر و ایجاد حزب کمونیست وسندیکای سراسری کارگری درایران از یک سو و دست همکاری دادن به دیگر زحمت کشان درزیر سرکوب رژیم یعنی معلمان، زنان، دانش جویان، پرستاران، بازنشسته گان و دریک کلام بیش از ۹۰% انسانهای تحت استثمار و ستم بود که فریاد رسای خود را بدون هیچ بیم و هراسی از درون زندان و همبستگی کارگران ایران با کارگران جهان اعلام نمود و پرچم کمونیسم علمی را با نقد روشنی از نیروهای چپ که با جدا شدن از این آگاهی طبقاتی، برخی از آنها به رویزیونیسم، اکونومیسم، انحلال طلبی، گرویده و اینان با انحرافات فوق مانع از وحدت نیروهای آگاه کارگران درسطوح ایده ئولوژیک – سیاسی – تشکیلاتی شده اند، را برافراشته نگه داشت

این راه ،تلاش درحل معضلات کنونی طبقه کارگر در پیش بردن مبارزه طبقاتی در کل کشور و در مبارزه استوار پیگیر، بدون بیم و هراس است. شاهرخ زمانی نمونه برجسته در مقاومت و مبارزه در زندان برای به زانو درآوردن شکنجه گران و حاکمان بزدل فاشیست که با دست زدن به رذیلانه ترین شکنجه ها قادر به شکستن روحیه ی مقاوم این انسان مبارز ازطبقه کارگر قهرمان نشد که سربلندانه اعلام نمود بازپرسان رژیم کوچک ترین اقراری درمورد اتهاماتی که به من نسبت داده اند نتوانستند از من به دست آورند و در پرونده قلابی من هیچ اتهام اثبات شده ای موجود نیست. همین مقاومت سربلندانه بود که به هنگام خاک سپاری وی کارگران حاضر دراین مراسم شعار پرمعنایمعلم کارگرانبودن زمانی را سردادند. رژیم اسلامی فعال کارگری آگاه و تیز بین و ضد فرقه گرائی را در سازمان دهی مبارزات کارگران ایران با قلبی پرشور ،از میان کارگران ربود. اما نظرات این رفیق کارگر در چاپ کتابی که هم اکنون درخارج از کشورهرچه بیشتر به درون مبارزان ضد رژیم جمهوری اسلامی راه خواهد یافت و در خدمت رشد مبارزات طبقاتی کارگران قرار خواهد گرفت.

کلیه نیروهای چپ در صورتی نشان خواهند داد که درخدمت آرمانهای کارگران قرار دارند که از آموزه های این کارگر فعال آگاه پیروی کنند و به انحرافات بیان شده توسط رفیق زمانی وفادارند در ایجاد حزب کمونیست متکی بر طبقه کارگر و کمک به ایجاد تشکل سراسری کارگران اقدام کرده و از خود دربرخورد به عمل کردهای چند دهه های اخیر در فرقه گرائی شدیدا انتقاد نموده و صداقت خود را نسبت به ادعایشان نشان داده و از تفکرات تفرقه گرائی خرده بورژوائی خود را پاک نمایند.

زنده باد مبارزات هماهنگ و متحد کارگران در سراسر ایران!

گرامی باد یاد رفیق شاهرخ زمانی در خدمت اوجگیری جنبش کارگری!

رهائی اکثریت مردم درگرو رهبری آگاه حزب کمونیست درپیوندی فشرده با کارگران است!

زنده باد انقلاب کارگری و سوسیالیسم رهائی بخش از فقر و دیکتاتوری!

حزب رنجبران ایران – ۱۵ شهریور ۱۳۹۵

رنجبر جدید

لطفا ٢ بار کلیک کنید

در تبلیغات اسلامی درمورد ظهورمهدیشخصی درزمان کودکی اش تعریف می کرد پدرش دراعتقاد به این که به زودی مهدی ظهور کرده و ما باید آماده حرکت با او باشیم، ما در آرزوی دیدن شمشیر آویخته درکنار اوجاق پدر حق دیدن شمشیر را نداشتیم و هرگز آن را ندیدیم!” وضعیت تعریف کنونی اوضاع کشورمان مشابه مبارزه طبقاتی درسطح کارگران با ظهور مهدی خود را نشان می دهد!!.

اگر به مجموعه نشریات نیروهای سیاسی چپ نظری بیافکنیم شاهد آن هستیم که اکثراین نشریات درمورد وضعیت اسفناک و فقر بی اندازه ی خانواده های کارگری و مبارزات متفرق کارگران نوشته های مشابهی داده و در این میان کمتر راه نجات ازاین وضع نا هنجار مشترک ارائه شده و آن چه که باقی می ماند تاسف و تالم است و دیگر هیچ!!

کارگران مبارزی از زندان و با گذشت از جان، پیوسته ضرورت متحد شدن و به دور ریختن فرقه گرائی بارها و بارها انگشت می گذارند تا مبارزه جانانه ای را پیش ببریم، اما دراین دعوت برخی از نیروها سکوت و بی تفاوتی بس سنگینی را ارائه داده و خرده کارهای خودشان را به پیش می برند. درک این درخواست به حق کارگران و برخی از تشکلهای سیاسی کمونیست سالهاست صورت گرفته و به بهانه ی ساختن حزب درخارجاز این طریق این خواست مارکسیستی – لنینیستی متحد شدن برنامه ای کمونیستها به دورانداخته شده و خواست ایده ئو لوژیک را تخطئه کرده و فرقه گرائی را تا آنجا که توان داشته اند به اهتزاز درآورده اند. این مغایر با دعوت کمونیسم علمی به پیشبرد مبارزات متشکل آگاهانه است که با تمام وجود در چنبره ی ایده ئولوژی خرده بورژوازی قرار داشته و در مقابل نظرات کارگران کمونیست قرار گرفته اند و حمله به مواضع کمونیستی را در شرایط بدون کیفیتی ادامه داده اند.

کلیه مبارزات جداگانه کارگران درسالهای اخیر برای دریافت حقوقهای معوقه، افزایش حداقل مزد سالانه، جلوگیری ازبیکار سازی کارگران درابعاد ۷ تا ۱۱میلیون نفر، دادن بیمه کارگران بدون بهانه تراشی، عدم دخالت در امور تشکل یابی کارگران و زحمت کشان وبه دلیل انفرادی بودن این مبارزات هیچ گونه تاثیری در سطوح مختلف نداشته و توجهی نکرده و تازه کارگران شرکت کننده در این مبارزات تحت عنوان به خطر انداختن امنیت کشور برای سالها در زندان بی قانون فاشیستی محکوم به ۶ تا ۱۰ سال نموده و تازه پس از پایان این سالها به بهانه های جعلی دوباره درهمین سالها محکومیت را تجدید نموده اند.

اگر به تاریخ دولتهای سرمایه داری جمهوری اسلامی نگاه کنیم، می بینیم که در هر دولتی تلاش براین بوده که بخشی از دست آوردهای طبقه کارگر را از دهه ی ۱۳۶۰ به بعد به زیر علامت سئوال برده و محرومیت کارگران را افزایش داده و بهشتی به نفع سرمایه داران و دولت اسلامی فراهم ساخته اند(رجوع شود از جمله به مقاله ی صدیق اسماعیلی درمورد اصلاحیه مجددقانون کار درایران)!

بدین ترتیب تنها با پیشردن مبارزات قانونی و استدعای عاجزانه کردن ازاین وحشیان خون آشام حاکم در توجه آنان به خواستهای به حق کارگران حتا کیفیت اکونومیستی قاطعانه ای نداشته و مبارزات کارگران به نتیجه ی قابل لمسی نخواهد رسید. حاکمیت سرمایه داران در شرایطی که کارگران و زحمت کشان به شدت از این رژیم متنفر بوده و فقط با تکیه به سرنیزه نیروهای مسلح و اعدامهای نزدیک به هزار نفر درسال وتکیه به خفقان، برسرحکم مانده است .به دلایل فوق برای مبارزه ای موفق می بایستی در درجه اول متحد شد و تفرقه گرایان کارگران را منفرد نموده و در درجه دوم در رسیدن به خواستهای به حق متحدا و سراسری اقدام به اعتصاب و غیره نمود در نهایت در صورت به وجود آمدن چنین وحدتی نه تنها با دست خالی دربرابر دشمنان غدارتسلیم نشده و جواب ظلم همان آب دیده شمشیر استایستاده و آن وقت خوهید دید که این رژیم نه قدرقدرت بوده و نه یارای ایستادگی در برابر بلندشدن مردم به جان آمده دارند. از هم پاشیدن رژیم سلطنتی در شرایط ایجاد آمادگی غیرازاین نبود و از تاریخ دو انقلاب کشورمان بهتر بیاموزیم.

ک. ابراهیم – مرداد ۱۳۹۵

ماتریالیستهای تاریخی  دارای جام جهان نمای  طبقاتی هستند که  ضمن  توجه به رشد ناموزن وویژگی   جوامع  ، حرکت عمومی دوران  تاریخی را اساس شناخت  حرکت های اجتماعی قرار می دهند. بقیه در اینجا »

تلاطمات و تلاقی های سیاسی جاری در خاورمیانه منجمله شورش های «بهاران عربی» و سپس فراز مبارزات رهایی بخش ملی بویژه خلق کرد در ترکیه و پس از آن تشدید چشمگیر مبارزات کارگری در ایران در دهۀ دوم قرن  بیست و یکم (از۲۰۱۱ به این سو= ۲۰۱۶) نه تنها حداقل  از سوی چالشگران روشنفکر ضدنظام جهانی در کشورهای خاورمیانه، غیر منتظره و غیر مترقبه نبودند بلکه وقوع شان حدس زده شده بود. نیم نگاهی به تاریخ هفتاد سالۀ گذشته خاورمیانه ، حقانیت انتظار و حدس این چالشگران را تأیید میکند.

در دوران «جنگ سرد» که دو سا ل بعد از پایان جنگ جهانی دوم شروع گشته و تا سال ۱۹۹۱ (فروپاشی و تجزیه شوروی) طول کشید ، خلق ها و دولت ملت‌های کشورهای خاورمیانه در سه فاز مختلف دوران «جنگ سرد» به پیشگامان و رهروان مبارزات رهایی بخش ملی در سراسر سه قاره(بخش پیرامونی در بند=جنوب ) برای گسست از نظام جهانی سرمایه در ر اه ایجاد آینده‌ای مستقل و بهتر، تبدیل گشتند

در فاز اول این دوران که نزدیک به ده سال ( از ۱۹۴۶ تا ۱۹۵۵) طول کشید ( و بعداًبه اسم دورۀ مبارزات استعمارزدایی و ضد نیمه مستعمر گی ، معروف گشت) دولت ملی و دموکراتیک مصدق در ایران با ملی کردن صنعت نفت و گسست از نظام (“خلع ید « از امپریالیسم انگلستان) و استقرار حاکمیت ملی (بر اساس اصل «متکی به خود» : قرار دادن سیاست و تجارت خارجی ایران در خدمت نیازهای مردم ایران ) به سمبل و الگوی برجسته در سراسر کشورهای جهان سوم( به واژۀ امروزی کشورهای در بند پیرامونی: جنوب) در مبارزاتشان برای رهایی در فازهای دوم ( “عهد باندونگ»۱۹۶۳-۱۹۵۵) و سوم( عهد «جنبش غیر متعهدها»: ۱۹۹۱-۱۹۶۳)، تبدیل گشت

در اینجا بگذارید به منتخبی از این مبارزات رهایی بخش و دولت های منبعث از آن‌ها که در این سه مرحله در طول دورۀ «جنگ سرد» در کشورهای سه قاره بویژه در خاورمیانه بوقوع پیوستند، اشاره کنیم

جنبش مردم ایران و دولت مصدق۱۹۵۳-۱۹۵۰

جنبش مردم گواتمالا و دولت آربنز ۱۹۵۴-۱۹۵۱

جنبش مردم عراق و دولت عبدالکریم قاسم ۱۹۶۳-۱۹۵۸

جنبش مردم مصر و دولت عبدالناصر ۱۹۷۱-۱۹۵۲

جنبش مردم اندونزی و دولت سوکارنو ۱۹۶۵-۱۹۵۷

جنبش مردم غنا و دولت نکرومه ۱۹۶۵-۱۹۵۷

جنبش مردم مالی و دولت کیتا ۱۹۶۸ -۱۹۶۱

جنبش مردم برزیل و دولت گولارت ۱۹۶۳ -۱۹۶۱

جنبش مردم الجزیره و دولت های بن بلا و بوم الدین ۱۹۷۱-۱۹۶۳

جنبش مردم شیلی و دولت سالواتور النده ۱۹۷۳ -۱۹۶۹

بدون تردید اکثر دولت های منبعث از این جنبش ها در خاورمیانه طبق معیار ما مارکسیست ها «دموکراتیک» نبودند. بدین معنا که آن‌ها هیچ‌وقت قادر نگشتند( ویا به خاطر محدودیت‌های تاریخی و کمبودهای سیاسی تمایل نداشتند) که توده های کار و زحمت در آن کشورها را بسیج و از نظر سیاسی متشکل و مقتدر سازند. ولی مدارک تاریخی و نوشته‌های موثق تحقیقی نشان میدهند که این رژیم ها دقیقاً به خاطر خدماتی که در حیطه های متعدد و گوناگون در امور معیشتی و رفع نیازمندی های خلق های متنوع انجام دادنداز نظر مردمان ساکن آن کشورها نه تنها مشروع بلکه به قدر قابل ملاحظه ای محبوب هم بودند. بخش‌هایی از این نیازمندیها و حیطه های معیشتی شامل توسعه آموزش و پرورش، بهداشت و طب، وسایل عمومی نقلیه و ترابری و کمک به دهقانان ( که در آن دوره نزدیک به ۸۰ در صد کل جمعیت آن کشور ها را تشکیل میدادند) ، بودند. بدون تردید این خدمات و دستاوردها بدون استقرار حاکمیت ملی ( یعنی قراردادن سیاست خارجی در خدمت رفع نیازمندی های مردم آن کشورها) نمی‌توانست میسر گردد. لذا تعجبی ندارد که این دولت های منبعث از آن جنبش های رهایی بخش دائماً و مکرراً مورد تهاجم و درنده خویی های رأس نظام جهانی سرمایه (آمریکا) و دیگر کشورهای مسلط مرکز نظام قرار گرفته و یکی بعد از دیگری یا از طریق کودتاهای نظامی( مثل مصدق در ایران۱۹۵۳و….) و یا از طریق سیاست «اخته سازی»(مثل انورسادات در مصر ۱۹۷۵ و …..) سرنگون و نابود گشتند

به نظر این نگارنده دولت صیهونیستی اسرائیل با اینکه رسماً عضو «ناتو» و «اتحایه اروپا» نبود ولی در سرنگونی اکثر دولت های منبعث از مبارزات رهایی بخش خلق های خاورمیانه در دوره جنگ سرد و بعد از آن ، نقش مهمی را به نفع امپریالیسم سه سره و در رأس آن آمریکا ، انجام داده و هنوز هم در دوره بعد از پایان جنگ سرد ، آن نقش به قوت خود باقی است

به هر رو این دولت های برآمده از این جنبش ها در آن دوره های تاریخی که نزدیک به سی سال ( از ۱۹۴۸ تا ۱۹۷۵) طول کشید. تا آنجا که قادر بودند توانستند با ایجاد گسست از نظام جهانی سرمایه و اتخاذ موضع «غیر متعهد» ها منشاء خدمات بزرگی در جهت بهبود وضع معیشتی توده های زحمتکش آن کشور ها ، گردند

به موازات محدودیت‌های تاریخی و تضادهای درونی جنبش های رهایی بخش متعلق به خلقهای دربند پیرامونی و دولت های منبعث از آن‌ها با وقوع سه واقعۀ بزرگ در دهه های ۸۰ و ۹۰ قرن بیستم روبرو گشتند که در سرنوشت و آیندۀ آن کشور ها تا کنون نقش مهمی ایفا کرده اند. این وقایع که به نظر این نگارنده چالشگران ضد نظام باید بر پیامدهای ناگوار آن‌ها با اتخاذ یک اتحاد استراتژیکی فایق آیند، عبارتند از

تضعیف و افول جنبش های کارگری و دولت های رفاه محور منبعث از آن‌ها در کشورهای اروپای غربی در دهه های ۷۰ و ۸۰ قرن بیستم

فروپاشی و تجزیه اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق از یک‌سو و تبدیل جمهوری چین توده‌ای به یک کشور سرمایه داری در دهه های ۸۰ و ۹۰ قرن بیستم از سوی دیگر

این دوواقعۀ فاجعه بار شرایط را دوباره آماده ساخت که نظام جهانی سرمایه با تحکیم خود در شکل و شمایل جدید امپریالیسم سه سره (آمریکا، «اتحادیه اروپا» و ژاپن) به تهاجمات بازار آزاد ئئولیبرالی خود در کشورهای در بند پیرامونی بویژه در خاورمیانه بزرگ تشدید بخشد. بررسی این تهاجمات از سوی کشورهای مسلط مرکز درون امپریالیسم سه سره در دورۀ بعد از «جنگ سرد» دقیقاً نشان میدهد که رأس نظام جهانی (آمریکا) در پیشبرد هدف استراتژیکی خود دائماً از طریق رسانه‌های گروهی فرمانبر تبلیغ میکند که نیت و قصدش استقرار دموکراسی و حقوق بشر در کشورهای سه قاره منجمله خاورمیانه بزرگ است. ولی هدف استراتژیکی امپریالیسم معاصر (امپریالیسم سه سره) به هیچ وجه استقرار یک نوع دموکراسی (حتی «دموکراسی بورژوازی») هم نیست. هدف رأس نظام تخریب کشورها و جوامع خاورمیانه از طریق اعمال سیاست‌های «تلاقی تمدن ها» و استقرار دولت های کمپرادور در آن کشورهاست که از طریق آن‌ها بیش از پیش به گسترش توسعه لومپنی (با اعمال فرامین صادره از «بانک جهانی» ، «صندوق بین‌المللی پول» و «سازمان تجارت جهانی») در آن کشور ها دا من زده و اهداف اولیگارشی های حاکم در امپریالیسم سه سره را در کشورهای بویژه خاورمیانه بزرگ با موفقیت پیاده سازند. این اهداف آنی عبارتند از خصوصی سازی، تاراج منابع طبیعی و ابر استثمار نیروهای کار و زحمت در کشورهای دربند پیرامونی بویژه در خاورمیانه بزرگ. با عطف به تاریخ سیزده سال گذشته سرنوشت کشور عراق مدل نظام جهانی  سرمایه برای کلیه کشورهای خاورمیانه است: مدلی که نه تنها فقر و پیامدهای آن را گسترش میدهد بلکه به تجزیه و فروپاشی آن کشورها مثل عراق (اگر اوضاع بر این منوال به پیش رود)، منجر می گردد

حمله نظامی آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ به دیکتاتوری صدام حسین خاتمه داد. ولی اکنون ( در سال ۲۰۱۶) کشور عراق بین سه دیکتاتوری به مراتب بدتر از رژیم صدام، تقسیم شده است. دو تا از این رژیم های ترور در کسوت قلابی مذهبی(سنی و شیعه) و سومی در کسوت قلابی ملی گرایی(رژیم مسعود بارزانی در کردستان عراق) مردم عراق را به ستوه در آورده اند. آن‌ها از طریق تخریب سیستماتیک روبنا ها و صنایع و ترور ده‌ها هزار عراقی های تحصیل کرده (مهندسین، دانشمندان، پزشکان و …..) از یک‌سو و نابودی نظام آموزش و پرورش(نسبتاً خوب زمان صدام) از سوی دیگر زندگی مردم عراق را در باتلاق فقر و ظلم و فلاکت و بی امنی فرو برده و میلیون‌ها نفر از آن‌ها را مجبور به ترک وطن و پناهندگی و آوارگی در کشورهای جهان بویژه اروپا، ساخته اند. بدون تردید تجزیه و تحلیل اوضاع رو به رشد در خاورمیانه بزرگ نشان میدهد که رأس نظام جهانی تلاش می‌کند که مدل «رژیم چنج» در عراق را در کشورهای لیبی، یمن،سوریه و …. پیاده ساخته و گسترش دهد. هدف اصلی و نهایی نظام از گسترش امپراتوری آشوب در استراتژیک ترین منطقه جهان (خاورمیانه بزرگ) همانا محاصره و مهار چین است. ولی این هدف جهانی آمریکا نمیتواند بدون تضعیف و اخته کردن روسیه پوتین ، نصیب آمریکای هژمونی طلب گردد. وقایع سیاسی و نظامی جنگ سوریه و جنگ در اوکراین از یک‌سو و نقش روسیه در آن دو کشور از سوی دیگر را نمیتوان بدون در نظر گرفتن این چهار چوب (هژمونی طلبی آمریکا در سطح جهانی و مقاومت دولت پوتین در مقابل آن بطور جامع و کامل مورد ارزیابی قرار داد

به نظر این نگارنده اگر پوتین بتواند با حمایت مردم روسیه نیروهای نظامی خود را بیش از پیش مدرنیزه و قوی سازد (و اوضاع رو به رشد در سوریه و اوکراین نشان میدهندکه دولت پوتین در این مسیر به پیش میرود) در آن صورت امکان اینکه آمریکا نتواند به درنده خویی های نظامی خود در کشورهای جنوب(بویژه خاورمیانه بزرگ)، ادامه دهد به یک احتمال قوی تبدیل می گردد.

اگر این احتمال بوقوع نه پیوندد یعنی جهان ما از شکل و موقعیت تک محوری (یک قطبی) به جهان چند قطبی  یا حداقل به جهان دو قطبی تبدیل نگردد، در آن صورت این جهان تک قطبی به سرکردگی نظام جهانی سرمایه (و در رأس آن آمریکا) جهان ما را در جهتی به پیش خواهد برد که در آن درجه استثمار و درنده خویی نظامی همراه با فقر، بی خانمانی، آوارگی و بی امنی معیشتی و اجتماعی چندان فاصله‌ای با بربریت نخواهد داشت . در حال حاضر این استثمار و درنده خویی از سوی نظام عمدتاً متوجه کشورهای دربند پیرامونی جنوب با تأکید روی خاورمیانه بزرگ است. هدف نظام جهانی در این بخش از جهان (کشورهای جنوب) انقیاد و وابستگی کلیه ملت – دولت ها و خلقهای آن بخش (که بر خلاف گذشته های نه چندان دور ۸۲ تا ۸۶ در صد کلیه جمعیت نزدیک به ۷ میلیارد نفری کل جهان را در بر میگیرد) به خواست رأس نظام (آمریکا) است: دسترسی بدون قید و شرط «انحصارات پنجگانه» امپریالیسم سه سره (آمریکا، اتحادیه اروپا و ژاپن) به منابع طبیعی و معدنی کشورهای جنوب بویژه خاورمیانه بزرگ. در تقابل با این وضع پر از آشوب ، آشفتگی و بی آیندگی که اگر ادامه یابد جهان ما را به سوی «بشریت تهی از انسانیت» ( نه چندان دور از بربریت) خواهد برد، قربانیان نظام و چالشگران ضد نظام چه باید بکنند؟

امروز نیک بختانه عروج مجدد امواج خروشان بیداری و رهایی از یوغ نظام نه تنها در کشورهای جنوب بلکه در کشورهای خودی درون هیولای نظام به روشنی در حال اعتلاء و گسترش هستند. گسترش امپراتوری آشوب در کشورهای اروپا و حتی در شکم خود هیولا (آمریکا) بیش از هر زمانی در پنجاه سال گذشته اعتبارات و امتیازهای سیاسی ، فرهنگی ، علمی، اقتصادی و … نظام جهانی (هژمونی آمریکا) را نه تنها در کشورهای پیرامونی دربند(جنوب) بلکه در کشورهای خودی مرکز(اروپا، ژاپن و …) نیز زیر سئوال قرار داده است. تحت این شرایط تنها اهرم و حربۀ رأس نظام ، میلیتاریسم، گسترش جنگ‌های مرئی و نامرئی «ساخت آمریکا» و تجاوزات و ماجراجویی های نظامی است

در پرتو این شرایط که رأس نظام شدیداً در انظار و افکار عمومی بی‌اعتبار و منزوی گشته و خود نظام نیز با فرتوتی و کهولت و بی‌ربطی روبرو شده است، نا کامی های آمریکای هژمونی طلب  درپیشبرد پروژۀ نظامی اش ( که امروز شاهد آن ناکامی ها در سوریه، اوکراین و … هستیم) شرط اول و ضروری در پیروزی امواج بیداری ها و رهایی های خروشان در سه قاره به اضافۀ اقیانوسیه محسوب میگردد. برای آنکه این واقعه «موهبت آمیز» تاریخی (ناکامی کامل رأس نظام در پروژه نظامی اش اتفاق بیافتد، چالشگران ضد نظام بویژه مارکسیست ها که روشنفکران اصیل و ارگانیک قربانیان نظام محسوب می‌شوند باید به نوبه خود دست به اجرای برنامه «ادغام تنوع ها» (اول خانه تکانی در درون خانواده چپ مارکسیستی در جهت زدودن پراکندگی ها ، جدایی‌ها و سکتاریسم موجود و سپس به ایجاد همدلی ها، هم زبانی ها و همبستگی ها با خلق های بپاخاسته کشورهای سه قاره به اضافۀ اقیانوسیه) در سطوح متنوع ملی، منطقه ای، قاره ای و جهانی بزنند. روشن است که ساختمان «جهانی دیگر» که با چشم  ا ندازهای سوسیالیستی اش بهتر از نظام جهانی بی‌ربط فعلی باشد بدون رشد و اعتلای بیداری رهایی خلق های جنوب که تحقیقاً برخلاف گذشته های نه چندان دور ، امروز ۸۰ تا ۸۶ درصد جمعیت نزدیک به هفت و نیم میلیارد نفری جهان را تشکیل می دهند، امکان‌پذیر نخواهد گشت

منابع و مآخذ

جیوانی آریگی، «قرن بیستم طولانی»، لندن ۱۹۹۴

کنت پوسرارنز، «گسست بزرگ: چین، اروپا و ایجاد اقتصاد جهانی مدرن» نیوجرسی ۲۰۰۰

الاهه رستمی، «نفوذ ایران: یک دولت دینی و سیاسی در منطقه»، لندن ۲۰۱۰

سمیر امین، « بهار مردم: آینده انقلاب عربی» ، پمپازوکا پرس ۲۰۱۲

در بارۀ نقش اسرائیل در سرنگونی دولت های منبعث از جنبش های رهایی بخش خلق های خاورمیانه در شصت سال گذشته (از ۱۹۵۳ تا کنون ۲۰۱۶)، رجوع کنید به : حسین هیکل، سرمقاله های روزنامۀ  «الاهرام» قاهره سال‌های ۲۰۱۳-۲۰۱۰ و مقالات گیدون لوی در نشریه هرتض تل آویو ۲۰۱۶-۲۰۱۳

ن.ناظمی

آثار مارکس
آثار انگلس
آخرین شمارە رنجبر
آینە روز: روزنت خبری ایران و جهان
دستەها
بایگانی
تقویم شمسی
شهریور ۱۳۹۵
د س چ پ ج ش ی
« مرداد   مهر »
۱۲۳۴۵۶۷
۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
۲۹۳۰۳۱  
تست

http://www.ranjbaran.org/neue_ketabkhaneh.htm

تست
http://www.ranjbaran.org/neue_ketabkhaneh.htm