درجنبش جهانی کمونیستی

به کاربستن آگاهانه روش دیالکتیکی درسطح آموزش شیوه تفکر

(بخش اول)

ضمیمه کمیته مرکزی حزب مارکسیست ـ لنینیست آلمان (ام.ال.پ.د.) به روزنامه پرچم سرخ ۲۱/۱۹۹۹ توسط استفن انگل، مسئوول ارگان تئوریک راه انقلابی

ساده کردن حداکثر ماتریالیسم در جنبش کارگری

رابطه بین روح و طبیعت درهر جهان بینی مسئله اساسی است. فردریک انگلس دراین باره در لودویک فویرباخ و پایان فلسفه کلاسیک آلماننوشت:

«به نسبت این که چه گونه به این مسئله باید جواب داده می شد، فیلسوفان به دواردوگاه تقسیم شدند. آنانی که خصلت تعیین کننده داشتن روح نسبت به طبیعت را تایید می کردند و درنتیجه می پذیرفتند که درآخرین لحظه، خلق جهان از چیزی صورت گرفتاینان اردوی ایده آلیسم را تشکیل دادند. دیگران که طبیعت را به عنوان عنصر تعیین کننده درنظرمی گرفتند، به مکاتب مختلف ماتریالیسم تعلق یافتند.» (۱)

انواع مختلف ایده ئولوژی بورژوائی، ازنظر ایده ئولوژیکی، باید زیر نام ایده آلیسم طبقه بندی شوند که روابط عینی درطبیعت و جامعه را معکوس نشان می دهند، زیرا نتیجه گیری آن از واقعیت قوانین درونی آن ناشی نمی شود، چون که قضاوت آن را با ایده آل تصوری انجام می دهند. بدین ترتیب، طبق روایت بورژوائی، اقتصاد کنونی طبق ایده آل اقتصاداجتماعی بازارعمل می کند. طبق آن، بحرانهای اقتصادی ناشی ازقوانین درونی نظام اجتماعی بورژوائی نیستند، بلکه ازفقدان مهارت سیاسی حکومتهای مختلف بر می خیزند. این تفسیر ایده آلیستی باهدف زیرسوئال نبردن اساسی مسئله خودجامعه علارغم بیراهه روی اجتناب ناپذیر و واضح نظام اقتصادی بورژوائی، بیان می شود.

ایده آلهای انسانها چیزی جز انعکاس روندهای مادی واقعی درطبیعت و جامعه نمی باشند. در جامعه سرمایه داری، مثل هر جامعه طبقاتی، هر ایده ای به محدوده ی منافع طبقه ای مربوط می شود.

  • ایده ئولوژی بورژوائی منعکس کننده ی منافع بورژوازی درحفظ جامعه سرمایه داری است؛
  • ایده ئولوژی پرولتاریائی انعکاس نفع پرولتاریا درحذف روابط سرمایه داری و برقراری جامعه آزادشده از استثمار انسان ازانسان می باشد.

ایده ئولوژی بورژوائی ارتجاعی است چون که به توجیه، سرپوش گذاشتن و زیبا نشان دادن روابط حاکم می پردازد. دیدگاه جهانی پرولتاریا توجه به کشف کامل حقیقت و تبدیل انقلابی جامعه دارد. این ایده ئولوژی از اصل ماتریالیستی پیروی می کند: « هستی تعیین کننده آگاهی است

بدون شک، روی این اصل مادی بودن جهان درمیان جنبش بین المللی مارکسیست ـ لنینیستی و کارگری توافق وسیعی موجود است. ولی هم چنین، گرایش موکدی نیز در تخفیف این رابطه جهانی بین هستی و آگاهی و دقیقا این اصل مادی وجود دارد. نتیجه آن عبارت است از یک تفسیرمادی بسیارابتدائی که طبق آن واقعیت مستقیما انعکاس می یابد ، یعنی به طور مکانیکی، درآگاهی انسانها، به مفهوم علیت ساده هستی مثل علت و آگاهی مثل معلول.

یکی از نماینده گان بسیار شناخته شده این جهت گیری درآلمان روترمورگن کا.پ.د. (*) است. درشماره آخر روزنامه اش، ما درمورد پروژه جدید برنامه ام.ال.پ.د. می خوانیم:

« هردرکی که ام.ال.پ.د. از شیوه تفکر داشته باشد، این درهرحال رابطه ای با تفکر و درنتیجه با آگاهی دارد.» (۲)

درست به خال زد! شیوه تفکر رابطه ای با تفکر و درنتیجه همچنین با آگاهی داردباوجوداین، به طرزدرست، اینها مقوله های متفاوتند، با معناهای متفاوت. آگاهی همیشه یک محتوا و یک متد دارد، که به کمک آنها به آگاهیهایش درسطح و محتوا می رسد که از طریق اینها ا آگاهیهایش را به عمل درمی آورد. این متد شیوه تفکراست. واضح است که، به این دلیل، شیوه تفکر به همان طریق رابطه ای با پراتیک دارد. انسان آن طور که فکرمی کند عمل می نماید.یا، آن طورکه مارکس فرموله کرد: هر چه که انسان می کند باید اول درسرش فکر کند.

چرا روترمورگن شیوه تفکررا فقط به آگاهی نسبت داده و رابطه اش را با هستی اجتماعی انکار می کند؟ چون که با دیدگاهی کاملا ایده آلیستی و دگماتیکی دررابطه بین هستی و آگاهی پریشان است. او درک نمی کند که هستی و آگاهی به جدائی کاملا مشخصی تنهادرمقوله های فلسفی شان، یعنی برای ایجاد روشنائی با هم همساز می شوند. درواقعیت اجتماعی، آنها به مثابه روند مادی فکر، احساس و عمل کردن انسان به هم منطبق می گردند. لنین در اثرش ماتریالیسم و آمپیریوکریتیسیسمدراین مورد نوشت:

« مطمئنا، تخالف بین ماده و آگاهی معنای مطلقی ندارد مگر درمحدوده های بسیار کوچک شده: تنها درحالاتی که مربوط به شناخت شناسی پایه ای می شود: چه چیزی اولی و چه چیزی ثانوی است؟ فراتر از این محدوده ها، نسبیت این تخالف بدون شک سوئال برانگیز نمی شود. عمل کردن درخارج از این محدوده ها بر پایه ضدیت ماده و روح، بدن و روان، همانند یک ضدیت مطلق، اشتباه بزرگی خواهدبود.» (۳)

طبعا، تمام آن چه که در آگاهی بشر انعکاس می یابد درتحلیل نهائی مبدء اش در واقعیت مادی قراردارد. اما، برای روتر مورگن، غیرقابل فهم به نظر می رسد که آگاهی بشرفقط برای ایجاد توانائی برای او درتاثیرگذاری روی طبیعت و جامعه می باشد. در تزهای معروف به تزهائی درمورد فویرباخ، مارکس دراین مورد نوشت:

« نظریه ماتریالیستی دایربراین که انسانها محصول موقعیتها و تعلیم و تربیت هستند، و این که درنتیجه، انسانهای تغییر یافته محصول موقعیتها و آموزش تغییریافته دیگری می باشند، فراموش می کند که دقیقا این انسانها هستند که آگاهیها را تغییر می دهند و خود تعلیم دهنده نیز نیاز به تعلیم یابی دارد.» (۴)

آن چه که مارکسیست ـ لنینیستها را از ماتریالیستهای ابتدائی یونان یا ماتریالیستهای مکانیکی قرون وسطا متمایزمی کند عبارت است از رابطه بین هستی و آگاهی به مثابه کنش و واکنش فراگیر دیالکتیکی.

روترمورگن ادامه می دهد: « اما برای مارکسیستها، آگاهی توسط وجود اجتماعی معیین می شود. درنتیجه، باید دردرجه اول هستی اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد تا بتوان استنتاجی درمورد آگاهی نمود.» (۵)

هیچکس شک نخواهدکرد که برگرداندن آگاهی به پایه مادی درطبیعت و جامعه لازم است. اما کاملا بی معناست که بخواهیم نتیجه گیری علیتی برای آگاهی طبقاتی طبقه کارگر را از طریق تنها بررسی عینی جامعه انجام دهیم. علیت ساده

بین وجود و آگاهی به خاطر بغرنجی روابط در سرمایه داری انحصاری دولتی نمی تواند حتا به طور تقریبی به درستی قابل فهم بشود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(*) ـ بر خی از خواننده گان ازخود سوئال خواهندکرد که بحثی عمومی درمورد نظرات این گروه باعث ارزشمندی ناخواسته مجدد نمی شود. این شاید درمورد آلمان درست باشد. اما درسطح بین المللی، این سمت گیری ناشی از طیف طرفداران آلبانی، به طور موثری درتوده های برخی از کشورها نفوذ دارند.

بهتر آن که، باید این واقعیت را به حساب بیاوریم که روترمورگن یکی از روزنامه های نادر چپ است که درگذشته، به کرات روی آموزش شیوه تفکر تمرکزداد. به این ترتیب، اوتوان ویژه ای را در ازآنِ خود کردن مجموعه انتقادات و مقاومتهای خرده ـ بورژوائی در مقابله با تعلیم شیوه تفکر به کاربرد. لذا، با مقالات روترمورگن، ام.ال.پ.د. مطالب اطلاعاتی زنده درمورد نفوذ متافیزیک ایده آلیستی درجنبش مارکسیست ـ لنینیستی و کارگری بین المللی دراختیار دارد.

برای دچارنشدن دوباره به مسخره گی، ناشران روترمورگن بایستی درکله شان جمله زیر فردریک انگلس را قراردهند:

« ساختن و پروردن متدی که درخدمت پایه نقد اقتصاد سیاسی مارکس قرار دارد، ما آن را به مثابه نتیجه ای که ازنظر اهمیت به زحمت از دیدگاه ماتریالیستی اساسی جدا بشود، درنظر می گیریم .» (۶)

بدون تردید آگاهی طبقاتی طبقه کارگر نسبت به تکامل اجتماعی کنونی عقب مانده و درتضاد با رشد اجتماعی حامل بحران قرار می گیرد. به علاوه بدون برو برگرد همان تجربه عملی ازجمله اثری کاملا متفاوت روی کارگران به صورت فردی دارد. مثلا یکی درگیر مبارزه مشترک برای حفظ هر شغل بعداز اعلام بی کار سازیهای جمعی می شود ، درحالی که دیگری دراین مبارزه شرکت نمی کند و برای پیداکردن راه حلی فردی به جست و جو می پردازد. علت این رفتارهای متناقض را درشیوه تفکر مشروط شده طبقه ای باید جست که از آن کارگر تجاربش را می گیرد.

نقد تاثیر ماتریالیسم ابتدائی ، همانند تمامی تغییرات مهم درتاریخ جنبش کارگری، به یک موضوع مرکزی تئوریک و عملی برای خیزشی درمبارزه برای سوسیالیسم تبدیل شده است. در راه انقلابی ۲۶، تحت عنوان مبارزه برای شیوه تفکر درجنبش کارگریآمده است:

« آگاهی نمی تواند به واقعیت عینی برسد مگر به کمک شیوه تفکر دیالکتیکی ـ ماتریالیستی.» (۷)

دقیقا دراین جاست ضرورت آموزش شیوه تفکر، درمورد آن چه که روشنگری علمی را در رشد آگاهی طبقاتی طبقه کارگر برای رسیدن به واقعیت عینی مطرح می کند: « آموزش شیوه تفکر قوانین رشد تفکر بشر را درجریان تشکیل آگاهی طبقاتی پرولتاریائی و کامل کردن آن به آگاهی سوسیالیستی بررسی می کند.» (۸)

رشد اجتناب ناپذیرآگاهی طبقه پرولتری

به طور طبیعی، چپ خرده ـ بورژوا به سوئالی درمورد دانستن این که چرا جنبش کارگری انقلابی بعداز جنگ جهانی دوم درآلمان دچار تنزلی شد و از آن به آرامی بیرون می آید باید جواب بدهد. روتر مورگن به طریق زیر جواب می دهد:

« چرا (پرولتاریا ـ استفن انگل) ضعیف است؟ این درنهایت برپایه عوامل مادی قراردارد. این واقعیت ، طی بحرانهای دوره ای بعد از جنگ درآلمان به مدتی طولانی، پیش نیامده است.» (۹)

با پیگیری این استدلال، آگاهی طبقاتی طبقه کارگر می بایستی دردرجه اول به مثابه نتیجه بحرانهای دوره ای طبق طرح زیر رشد کند: هرچه بیشتر وضع طبقه کارگر خراب بشود، آگاهی انقلابی اش بالاتر می رود. از این به طور آشکاری د.ک.پ.* دفاع می کند. بدین ترتیب، دتلف فریکِ درکنفرانس د.ک.پ. به مناسبت” ۱۵۰ همین سال گرد مانیفست حزب کمونیستاعلام نمود:

« تنها زمانی که فقر اجتماعی بسیار بزرگ شود طبقه کارگر به خاطر عواقب سیاسی درمورد علت فقر، با قدرت و قاطعیت دست به تظاهرات می زند چون که این طبقه رابطه درونی مبارزه برای حقوق اجتماعی و دموکراتیک را کاملا درک می کند ـ و به آن جواب خوبی می دهد.» (۱۰)

این تئوریها مطلقا غیر واقعی اند. یک بیکاری وسیع درحال افزایش از اواسط دهه ی ۱۹۷۰ درآلمان به دنبال بحرانهای اقتصادی مختلفی رخ نداده است ، هرچند که ۱۱ میلیون شغل تمام وقت درآلمان یافت نمی شوند؟. آیا درآلمان هم اکنون فقر وسیعا شایع با ۳ میلیون دریافت کننده کمک اجتماعی فقط تظاهری ضعیف است؟ تاچه حد فقراجتماعیبازهم لازم است برای این که به طور خودکاری رشد مبارزه طبقاتی نوشته شده دربالا را باعث شود؟

دیدگاههای ک.پ.د. (روترمورگن) و د.ک.پ. به معنای تایید ی است برآگاهی طبقاتی مثل عکس العمل مستقیم حملات به رهبران رشد می یابند. یا، این تئوری کیش خودانگیخته گی توده ها می باشد، که اهمیت بزرگ مبارزه ایده ئولوژیک برای رشد بعدی مبارزه طبقاتی پرولتاریائی را انکار می کند. لنین خاطرنشان می سازد:

«… هرستایش خودانگیخته گی جنبش کارگری، هر کم نشان دادن نقش عنصرآگاه ، نقش سوسیال ـ دموکراسی، خواسته یا ناخواسته به معنای بی تاثیری آن است ـ و تقویت نفوذ ایده ئولوژیکی بورژوائی روی کارگران می باشد.» (۱۱)

جامعه بورژوائی تحت تاثیر نظامی از قوانینی قراردارد که ازطریق شیوه تفکر روی افراد اثرمی گذارد. لذا جامعه بورژوائی با کمک جهان بینی بورژوائی مسلط درمبارزه علیه حهان بینی پرولتاریائی می تواند کارکند. هر دیدگاه نسبت به جهان به ترتیب مطابق یک تئوری ویک متد با وحدتی دیالکتیکی می باشد. مبارزه ایده ئولوژیک بین بورژوازی و پرولتاریا دربطن طبقه کارگر به شکل مبارزه بین شیوه های تفکر پرولتاریائی و خرده ـ بورژوائی خودرا نشان می دهد. وحدت تئوری و متد مارکسیست ـ لنینیستی بیان خود را درشیوه تفکر پرولتاریائی می یابد، درشیوه تفکر خرده ـ بورژوائی تئوری و متد اشکالی از ایده ئولوژی بورژوائی را ارائه می دهد. ویژه گی شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی عبارت است ازوفق دادن ظاهری خود با شیوه تفکر پرولتری و ازآن خود کردن برخی از اشکال منفرد محتوائی پرولتری. چیزی که کشف آن را مشکل می سازد و امکان ورود عمیق تر درآگاهی طبقه کارگر و توده ها را فراهم می نماید. با سیاست رفرمیستی به کار گرفته شده در دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ و به وجودآمدن وسیع روابط خانواده گی خرده ـ بورژوائی، وضعیت زنده گی قشر میانی روشن فکران خرده ـ بورژوا و طبقه کارگر گرایش نزدیک شدن به یک دیگر را یافتند. این پایه مادی شیوع عمیق شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی درجنبش کارگری را فراهم آورد.

آگاهی طبقاتی طبقه کارگر درحدی که شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی درآن واردشده باشد، قادر به رشدکردن نخواهدشد. دراین جاست قانون عینی که پایه رشد آگاهی طبقه پرولتاریائی را درشرایط کنونی مبارزات طبقاتی تشکیل می دهد.

انحصارات در نظام اجتماعی سازمان یافته، از شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی به مثابه وسیله مبارزه مرکزی برای ردگم کردن،

ازهم پاشاندن تشکل سازی، و دچاریاس نمودن جنبش طبقه کارگر استفاده می کنند. یکی ازاین روشهای اصلی دست کاری افکارعمومی است. با این کار، که دردرجه اول فقط پنهان کردن اطلاعات یا فقط اطلاعات غلط دادن نیست که باید به طورکتبی آنها را افشا نمود و غیره. درجنگ روانی به راه انداخته شده توسط ناتو درمورد یوگوسلاوی، به خصوص برخی منطق خرده ـ بورژوائی تبلیغ شد. اکثریت توده ها مخالف این جنگ درسطح اخلاقی بودند. رهبران به طورنسبی آگاه بودند که این نمی تواند به طور آشکاری توده ها را به اهداف امپریالیستی جلب کند. به طور منظمی شیوه تفکر را پیش کشیدند: ” باید کاری علیه اخراج های قومی توسط میلوسوویچ در کوسووو نمود.” تجاوز نظامی آشکار ناتو باید با کم ترین بدی ظاهرمی شد. برای آنانی که ضدجنگ بودند آنان نسخه پاسیو بودن را تبلیغ نمودند: ” جنگ وسیله ای سیاسی نباید باشدچون که آنها را به جنگیدنِ فعال نمی کشاند. اما این قانونی انکارناپذیراست که جنگ چیزی جز ادامه سیاست با وسایل دیگر نیست. اگر انسان یخواهد با جنگ امپریالیستی مخالفت ورزد، آن وقت باید علیه سیاستی باشد که بدان علت جنگ ادامه می یابد. هر موضع دیگری معادل است با حمایت از رهبران.

بدون درهم شکستن منطق یا شیوه تفکر تبلیغ شده توسط جنگ روانی، محتوای سیاسی ما، و غیره، جزئی از مدلهای تفکرات حاکم تحت عنوان اطلاعات اضافی می گردند. اما این ضرورت مستقیما با یک جهت گیری دگماتیکی درجنبش کارگری انکار می شود، که شوربختانه بخشا توانست درکار تبلیغی و تهییجی ام.ال.پ.د وارد شود. طبق آن، آگاهی طبقاتی منحصرا دربردن تئوری مارکسیست ـ لنینیستی درجنبش کارگری ظهور یافته و رشد می کند. به علت وضعیت طبقه پرولتر و مبارزه طبقاتی به طور عینی موجود نوعی احساس طبقاتی، یک غریزه طبقاتی قادر به رفتن تا آگاهی طبقاتی درجه اول ، مثل آگاهی سندیکائی ظاهر می شود. طبعا، تجارب خودجوش کافی برای یک آگاهی سوسیالیستی رشد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* ـ حزب کمونیست آلمان

یافته نیستند. اما آنها پایه ای هستند که بر روی آن آگاهی سوسیالیستی پیشرفته در رابطه با کار متقاعد سازی مارکسیست ـ لنینیستی می تواند شکل بگیرد. عمل ترکیبی دیالکتیکی دو فاکتور، برای رشد آگاهی طبقاتی پرولتاریائی تعیین کننده می باشند: موضع طبقه پرولتری و تجارب مبارزات عملی در مبارزه طبقاتی به مثابه پایه مادی، و دیدگاه جهان پرولتاریائی به مثابه پایه ایده ئولوژیکی. دراین مورد. راه انقلابی ۲۶ به طور خلاصه تایید می کند:

« تجارب مبارزات عملی توده ها و شناخت تئوریکی اساسی دو پایه اجتناب ناپذیرند، تنها در تاثرگذاری دیالکتیکی شان، می توانند آگاهی طبقاتی رشدیافته به وجودآورند. تنها با یک شیوه تفکر پرولتاریائی، امکان نفوذ دادن آگاهانه تجارب مبارزات عملی توسط تئوری مارکسیست ـ لنینیستی ممکن می شود و بدین ترتیب همچنین آگاهی طبقه کارگر با واقعیت عینی و تغییر دائمی درتوافق قرارداده می شوند.» (۱۲)

بسط ضروری استراتژی و تاکتیک مارکسیست ـ لنینیست ها

وقتی که ک.پ.د. (روترمورگن) آموزش شیوه تفکر را عقب نشینی مبارزه طبقاتیارزیابی می کند( روترمورگن ۱۲/۹۶)، این به ساده گی درک اندکی از تغییرات شرایط مبارزه طبقاتی درسرمایه داری انحصاری دولتی خود را نشان می دهد.

وظیفه استراتژی وتاکتیکی پرولتاریائی منوط به هدایت ارتقاء مبارزه طبقاتی پرولتاریائی تا سرنگونی سلطه ی انحصارات و استقرار دیکتاتوری پرولتاریا می باشد. درمرحله کنونی آرامش نسبی درمبارزه طبقاتی، به خصوص به خاطرآن است که آگاهی طبقاتی پرولتاریائی طبقه کارگر باید به طورمنظمی بیدار و رشدیافته درسطحی بالاباشد، تا این که اکثریت تعیین کننده ای درمبارزه برای سوسیالیسم حاصل شود. باتوجه به این که امروز رشد آگاهی طبقاتی پرولتاریائی در درجه اول بسته به مبارزه بین شیوه تفکر پرولتاریائی و خرده ـ بورژوائی می باشد، استراتژی و تاکتیک مارکسیست ـ لنینیستی درمبارزه طبقاتی پرولتاریائی باید درمبارزه برای شیوه تفکر توده ها گسترش یابند. کسی که این را ردکند که مسئله شیوه تفکر امروز در رشد مبارزه طبقاتی تعیین کننده شده است واقعیت را انکار می کند.

هم چنین، استراتژی و تاکتیک درمبارزه برای شیوه تفکرباید اساسا در ساختمان حزب مارکسیست ـ لنینیست یا در تدارک انقلاب بین المللی به کاربرده شوند. تنها در وحدت این سه سطح است که نظام اجتماعی با تاثیرجهانی شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی را می توان به طور موثری در رابطه با سقوط قدرت بدون تقسیم انحصارات درهم کوبیده و فاتح شد. ساختمان حزب مارکسیست ـ لنینیست برپایه شیوه تفکر پرولتاریائی باید همیشه درآن عامل هدایت کننده باشد.

ماهیت عمومی استراتژی و تاکتیک درمبارزه برای شیوه تفکر شامل به کارگرفتن آگاهانه ی متد دیالکتیکی برای سازماندهی برتری شیوه تفکر پرولتاریائی درمبارزه علیه شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی می باشد. درگزارش سیاسی کمیته مرکزی ام.ال.پ.د. در ژانویه ۱۹۹۷، آمده است:

« اینها به خصوص سه عنصر تعیین کننده در غلبه بر شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی خودرا نشان داده اند:

۱٫ کشف شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی و افشای همه جانبه آن. طبق قاعده عمومی، پدیده شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی در رابطه ای تنگاتنگ با شیوه تفکر پرولتاریائی خود را نشان می دهد. تمایزعلمی بین این دو شیوه تفکر پرولتاریائی و خرده ـ بورژوائی به ما در درک نفوذ بورژوازی بی گانه نسبت به طبقه دررابطه با تفکر ما، حساسیت ما و عمل ما کمک می کند، و باعث تقویت نقطه نظر طبقه پرولتری می شود. این شناخت و به کاربردن عام خط ایده ئولوژیک ـ سیاسی ام.ال.پ.د. و مهارت داشتن در روش دیالکتیک ـ ماتریالیستی را طلب می کند.

۲٫ وقتی که افشای شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی دردستور روز قرارگرفت، مسئله عبارت می شود از یافتن راه حل درست حل تضادها. بدین منظور، تعیین این که شیوه تفکر مسلط کدام است و مبارزه چه کیفیتی یافته است ضرورت می یابد. سلطه شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی به مبارزه آشکاری بین دو خط مشی منجر می شود. مشی خرده ـ بورژوائی راباید شکست داد و بدون ملاحظه برای ازبین بردن نفوذ ویران گرانه عمومیت یافته اش آن را خوردکرد. (…)

تا زمانی که شیوه تفکر پرولتاریائی حاکم باشد، مبارزه علیه شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی باید درشکل غیر آنتاگونیستی پیش برده شود.(…)

۳٫ درمبارزه علیه شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی، نظام خود کنترلی باید به طور مداوم کامل شده و به کارگیری درست اش باید فراگرفته شود.(…)

تمرین انتقاد و انتقادازخود اصولی حقیقی ترین ماده اصلی درنظام خود کنترلی بوده و باید لاینقطع به کارگرفته شده و بهبود یابد.» (۱۳)

در راه حل یابی مسئله کادرها یا تربیت توده ها برای خود رهائی کل عمل کرد استراتژی و تاکتیک مبارزه نهایتا درمورد شیوه تفکر خلاصه می شود.

ساختمان حزب براساس شیوه تفکر پرولتاریائی

کنگره ام.ال.پ.د. در سولینگن قطعنامه زیر را پذیرفت: « شیوه تفکر پرولتاریائی باید به مثابه پایه کار حزبی مورد قبول قرارگیرداین نمونه واقعی ۲۵ سال تجربه درساختمان حزب و درمبارزه طبقاتی بود. حزب باید مهارت در متد اساسی که عبارت است از اجتناب از اشتباه کردن بیابد. این هم چنین در جواب دهی به مبارزه جوئی جدید هم راه با تشدید بحران عمومی سرمایه داری در پنجمین مرحله اش در نزدیکی هزاره جدید موضعی در زمان مناسبی بود. مبارزه بین شیوه تفکر پرولتاریائی و خرده ـ بورژوائی به موضوع تعیین کننده برای انکشاف جدید مبارزه برای سوسیالیسم حقیقی تبدیل شد.

در گذار به پایه جدید ساختمان حزب ، پلیس مخفی ها شانس خود را در دامن زدن به امتناع و تضادهای مربوط به ضدیت با حزب به جریان انداختند. درگزارش اخیرشان می توان دید :

« طبق اطلاعات مربوط به خودش، ام.ال.پ.د. با جهت گیر ی مائوئیستی درسال ۱۹۹۸ دربحران احساسی و هویتی به سرمی برد.» (۱۴)

یک وظیفه ی اساسی سرویس کارآگاهی، سازمان مبارزه طبقاتی برای سرکوب جنبش کارگری انقلابی و برای دفاع از دیکتاتوری انحصارات، عبارت است از ارزیابی کردن از هر مرحله ای از ساختمان حزب ما نظیر تلاش بی هوده کمیته مرکزی در حفظ اعضاء از ضربه ی مبارزات زیرکانه و مدعی اقدامات سخت گیرانه. به جز آگاهی محتاطانه ام.ال.پ.د. و رهبری اش، این توضیح ـ نادانی بی مانند ـ عدم درک کامل منطق بورژوائی نسبت به استراتژی و تاکتیک مارکسیست ـ لنینیستی در ساختمان حزب را نشان می دهد.

درسمیناری درمورد سیستم جدید کارسازماندهی و تعیین چهارچوب در اوت ۱۹۹۷، کمیته مرکزی ام.ال.پ.د. توضیح داد:

« استراتژی و تاکتیک درساختمان حزب طبعا بخشهائی از استراتژی و تاکتیک مبارزه طبقاتی پرولتاریائی می باشند ـ توسعه های به طور فشرده وابسته به جابه جا ئی پایه درساختمان حزب

درحزب بزرگ ترین تضمین برای سازمان دهی برتری شیوه تفکر پرولتاریائی درمبارزه علیه شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی وجود دارد، چون که درتقابل با مبارزه اجتماعی، دراین جاست که شیوه تفکر پرولتری به طور عام حاکم می باشد. اگر چنین حالتی نباشد، آن وقت حزب خصوصیت مارکسیست ـ لنینیستی اش را از دست داده است.

مبارزه برای شیوه تفکر در درون حزب و درساختمان آن انعکاسی از مبارزه طبقاتی است. این ادامه مبارزه بین دومشی به مثابه قانون عینی رشد مبارزه بین شیوه تفکر پرولتاریائی و خرده ـ بورژوائی می باشد. کلیه روابط بین حزب و توده ها بایستی در درون حزب انعکاس بیابند. پیش روی شیوه تفکرخرده ـ بورژوائی در حزب مارکسیست ـ لنینیست، طبق قانون درونی، به جدائی بین حزب و توده ها منجر می شود. برعکس، رابطه بیش ازپیش عمیق تر حزب با توده ها نقطه شروعش را درروابط درونی حزب می یابد. این روابط درونی در پنج جهت اساسی ساختمان حزب نقش بسته اند:

۱٫ مارکسیسم ـ لنینیسم، پایه ایده ئولوژیک حزب.

۲٫ برنامه خط سیاسی حزب.

۳٫ سازمان، ابزار فعالیت عملی حزب.

۴٫ مرکزیت دموکراتیک، اصل سازمانی حزب.

۵٫ انتقاد و انتقادازخود، قانون رشد حزب.

پنج جانب اساسی ساختمان حزب در مجموع خط هدایت کننده ساختمان مارکسیست ـ لنینیستی حزب تراز نوین بوده و توسط آموزش شیوه تفکرعمومیت داده شده اند:

« درک و تحقق همسانی پنج جانب اساسی ساختمان حزب به مثابه وحدت دیالکتیکی تئوری و پراتیک، چنین است شیوه تفکرپرولتاریائی به مثابه پایه جدید ساختمان حزب.» (۱۵)

شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی درحزب همیشه اثر جداشدن پنج جانب اساسی درساختمان حزب را دارد. وضعیتی خطرناک در اوت ۱۹۹۶ بروزکرد، که روی آن می توان درنامه رهبری سیاسی کمیته مرکزی خواند،

« …که، درمبارزه برای تحقق یک پایه جدید درساختمان حزب، ما تنها با پدیده های جدا ازهم شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی رو به رو نیستیم. این نظامی از متدهای خرده ـ بورژوائی درساختمان حزب و کنترل است که درعمل با پایه جدید مخالفت می ورزد. (…) وجود یک نظام کامل متدهای خرده ـ بورژوائی درآموزش و کنترل علامت خطری است که مجموعه ساختمان حزب را زیر سوئال می برد.(…)

این وضعیت را به طور ناگهانی درحزب عوض می کند و پافشاری روی شرکت تمامی اعضاء در بحث روی اصول را خواستار می شود. واقعیت این که نظامی از متدهای خرده ـ بورژوائی درعمل برقرارشود سدی اساسی درپیش روی گذاربه سوی پایه جدید ساختمان حزب می گردد. دراین بین، گذار ازاین نظام تقریبا غیرممکن می گردد. ابتکارات که امکان پیش روی را می دهند، خفه می شوند، جانب ایده ئولوژیک ـ سیاسی فعالیت به طور منظمی کنارزده می شود، انتقاد و انتقاد ازخود غیراصولی جای گزین پراتیک درست سیستم کنترل می گردد. آموزش شیوه تفکر خطر لفاظی توخالی بی معنا را می گیرد و خود تغییری واقعی شیوه تفکر را اجتناب ناپذیر می سازد! بدترین: کارپایه ای متوقف می شود و با بزرگ ترین مسائل برای درک و تغییرعملی تاکتیک مبارزه برای جهت گیری جدید توده ها روبه رو می گردد. تاثیرات درنتیجه عمومیت می یابند.(…)

وجود دو سیستم درکار حزب مرحله اولیه مستقیم یک مبارزه آشکار بین دومشی است، که قصد آن عبارت است از دانستن این که اگر آموزش شیوه تفکر، بهبود مارکسیسم ـ لنینیسم، به مثابه پایه تئوریک حفظ می شود، مثل این است که حزب خود را برای انقلاب بین المللی آماده می کند، یا اگرحزب مخالف آموزش شیوه تفکر شود، بدین ترتیب تمامی خواست اعمال فعالیت انقلابی را ازدست می دهد.

حتا اگر متدهای خرده ـ بورژوائی در آموزش و کنترل درابتدا درعمل شکل بگیرد و اگر هنوز مشی خرده ـ بورژوائی به طور عام آماده وجودنداشته باشد که بدان رجوع شود، یک توجیه ایده ئولوژیک ـ سیاسی و تئوریک سیستم باید مع الوصف موجودباشد. بدون آتش دودی درکارنیست! برای این که این سیستم متدهای خرده ـ بورژوائی درعمل خود را با مشی خرده ـ بورژوائی بیان کند، به طورآشکاری درخواست رهبری دارد و طولی نمی کشد که به خط مشی پرولتری ساختمان حزب ترازنوین حمله کند.(…)

اوضاع جدی است، اما به خصوص فرصت بزرگی دربررسی عمیق و حل واقعی مسائل حل نشده از مدتها قبل را فراهم می کند. این یک مبارزه سختی است که همیشه با حرکت از وحدت اصولی کمیته مرکزی، وحدت اصولی کادرها درحزب، وحدت اصولی بین حزب و ربل. باید قاطعانه پیش برده شود »

درمبارزه بی سابقه تابه جال درمورد ساختمان حزب، تحت رهبری کمیته مرکزی حزب توانستیم درتابستان ۱۹۹۷ بر سیستم متدهای خرده ـ بورژوائی درآموزش و کنترل غلبه کنیم. بدین منظور، علت و معلول سیستم متدهای خرده ـ بورژوائی درآموزش و کنترل به طور کاملی مورد بررسی قرارگرفتند.

تنظیم متدهای خرده ـ بورژوائی درآموزش و کنترل به قر ارزیراند:

۱. قراردادن ساختارهای مناسبی که بتوانند به کنترل درنیایند.

۲٫ یک سیستم توجیه گریهای شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی

۳٫ برقراری یک سلسله مراتب بوروکراتیک، برای توجیه بی مسئوولیتی

۴٫ دورکردن پایه ایده ئولوژیک ـ سیاسی به مثابه بیان اصلی نفوذ هدایت گری خرده ـ بورژوائی

۵٫ انتقاد و انتقاد ازخود غیراصولی، مخفی نگهداشتن شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی

سومین جلسه وسیع کمیته مرکزی پیش روی خطرناک شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی را چون ادعای خرده ـ بورژوائی به رهبری گرائی درهدایت کار سازماندهی و درچارچوب قراردهی، به عنوان نیروی محرک اصلی درلباس اشکال اصول زیر روشن نمود :

«۱٫ روحیه رقابت بین کادرها

۲٫ یک برخورد شرم آور به رفقا و یک ارزیابی فاقد حساسیت ازکادرها

۳٫ انتقاد و انتقادازخود غیراصولی و بی تفاوتی نسبت به انتقادات رسیده از تشکیلات

۴٫ انباشت مسائل حل نشده، به خصوص در آموزش و کنترل و در بخش مالی، و تاخیرحاصله در حل

آنها

۵٫ رهاسازی پایه ایده ئولوژیک ـ سیاسی حزب

۶٫ فروروی در پراگماتیسم دربالا و درپائین به هنگام افراطهای دگماتیکی به جای روشن کردن

قطعنامه اصولی مسائل

مطروحه

۷٫ روحیه باخته گی و ول کردن روحیه مبارزاتی

۸٫ رشد فردگرائی و بی نظمی، وابسته به یک انباشت فعالیتهای خودسرانه فردی که نتیجه همه شان اثر

خارج سازی خود از

کنترل مسئول سیاسی و کمیسیون کنترل مرکزی (ک.ک.ک.)

۹٫ بی لیاقتی درشروع یک بررسی ماتریالیستی تشکیلات و جای گزینی اش با شماره گذاری گرائی

ذهنی، توجیهی

۱۰٫ ریاکاری دراشتباهات اصولی

۱۱٫ تولد یک مرکز خرده ـ بورژوائی در درون کمیته مرکزی به طورعینی، که لباس مخالف نظام ازهم

پاشاندن متد خرده ـ

بورژوائی درآموزش و کنترل

۱۲٫ ازکارانداختن ارجحیت کار سیاسی ـ تشکیلاتی درمیان جوانان و به خطر انداختن نتایج کنگره سوم

نماینده گان و تحلیل

عمومی کمیته کنترل مرکزی درمورد ربل

درمورد تولد چنین جاه طلبی خرده بورژوائی، در راه انقلابی شماره ۲۶ می خوانیم:

« علیه این فشاری که مستمرا اشکال جدید به خود می گیرد، تنها یک پایه تئوریک مستحکم، تنها یک ارزیابی دائمی و درک تمامی تجارب به کمک تئوری مارکسیسم ـ لنینیسم می توانند موثرواقع شوند. این بدون بلندهمتی پرولتاریائی درمبارزه خسته گی ناپذیر برای اتخاذ سمت گیری درست نسبت به هر مسئله و کسب آگاهی سوسیالیستی ممکن نیست. اگراین بلندهمتی به ضعف بگراید، نفوذ خارجی نسبت به طبقه کاملا شکوفا خواهدشد. بدین ترتیب، حتا شیوه تفکر پرولتاریائی یک رفیق کارگر می تواند به شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی تبدیل شده وجایش را به جاه طلبی خرده ـ بورژوائی تسلیم کند.» (۱۶)

برای غلبه بر این نظام متدهای خرده ـ بورژوائی درآموزش و کنترل، عناصراساسی زیر استراتژی و تاکتیک مبارزه برای شیوه تفکر می بایستی درنظر گرفته شوند:

  • تنها درمبارزه آگاهانه است که شیوه تفکر پرولتاریائی نسبت به شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی برتری دارد. برعکس، شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی به طور خود کاری در حال و هوای خودجوشی خود را تحمیل می کند، زیرا دروضعیت ایده ئولوژیکی اجتماعا مسلط بورژوائی، او مداوما به طور جدیدی تغذیه می شود. این اهمیت بزرگ کارآموزشی مارکسیست ـ لنینیستی حزب را درمبارزه علیه شیوه تفکر تاکید می کند.
  • باید همیشه به هرمسئله از تحت جانب اساسی برخورد کرد و جهان شمولی مشی ایده ئولوژیک ـ سیاسی ام.ال.پ.د. را درنظرگرفت. شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی برعکس از آگاهی های ناقص و خودسرانه ذهنی، که ازطریق آنها واقعیت را به شکلی تغییر یافته مشاهده کرده به خود حیات می بخشد.
  • شیوه تفکر پرولتاریائی باوجود برتری عمومی اش نمی تواند خود را به نظام اجتماعی شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی مسلط سازد به جز ازطریق تمرکزنیرو قاطع درحل مسائلی که درآنها می تواند برتری مشخص اش را درلحظه معین به عمل درآورد..
  • تنها در مقابله رودررو است که شیوه تفکر پرولتاریائی برتراز شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی می باشد. لذا این مبارزه همیشه باید آشکارا پیش برده شود. شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی برعکس ازمقابله آشکار امتناع می ورزد چون که وسیله مناسب اش را درشکل اقتباس می یابد.
  • شیوه تفکر پرولتاریائی باید به شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی حمله کند، برای این که این یکی نتواند پیش روی نماید. چون که پیش روی شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی همیشه وابسته به دورسازی و تخریب کیفیتها و اشکال تشکلهای پرولتری می باشد.
  • درمبارزه برای کنترل شیوه تفکر حرده ـ بورژوائی، شیوه تفکر پرولتاریائی باید مداوما در روند فعال درونی تئوری مارکسیستی و پراتیک انقلابی خود را تکامل بخشد، زیرا بدون آن نمی تواند زنده بماند. این جز به طریقی منظم و سازمان یافته انجام شدنی نیست. در نظام کار روزمره پایه ای، این در فعل و انفعال عمومیت یافته بین حزب مارکسیست ـ لنینیست و تشویق سازمانهای خود توده ها بیان خود را می یابد.
  • مهارت در متد دیالکتیکی توانائی تعیین کننده کادرها برای انجام یک مبارزه درمرحله تعیین کننده شیوه تفکر پرولتاریائی علیه شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی می باشد.

این ابزارهای اساسی استراتژی و تاکتیک مبارزه برای شیوه تفکر در پراتیک مجادله هدایت شده توسط کمیته مرکزی دوباره تسلیم می شوند. ادامه دارد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(۱)ـ استفن انگل، لودویک فویرباخ و پایان فلسفه کلاسیک آلمان، در مارکس/انگلس، (آثار منتخب سه جلدی،

انتشارات پروگرس مسکو – ۱۹۷۰، ص. ۳۶۶/۳۶۷

(۲)ـ صبح سرخ ۸/۹۹، ص.۱۲

(۳)ـ لنین، ماتریالیسم و آمپیریوکر یتیسیسم، انتشارات زبان خارجی پکن، ۱۹۷۸ف ص. ۱۷۶+۳۰۴

(۴)ـ کارل مارکس، تزهائی درباره فویرباخ، آثارمنتخب ۳ جلدی مارکس/انگلس، جلد۱، انتشارات پروگرس مسکو، ۱۹۷۰،ص

(۵)ـ صبح سرخ ۸/۹۹ ص.۱۲

(۶)ـ کارل مارکس و فردریک انگلس، مطالعات فلسفی، انتشارات اجتماعی پار یس ۱۹۵۱،ص.۸۴، تاکیدازاستفن

انگل

(۷) ـ راه انقلابی ۲۶، مبارزه برای شیوه تفکر درجنبش کارگری،ص.۲۲ انتشارات آلمان

(۸) ـ همانجا، ص.۲۷

(۹)ـ صبح سرخ ۱۴/۹۵، ص

(۱۰)ـ دتلف فریکه، مانیفیت حزب کمونیست و مبارزه برای دموکراسی، برلین ۱۹۹۸

(۱۱)ـ لنین، چه بایدکرد؟پکن، ۱۹۴۷، ص.۴۶/۴۷

(۱۲)ـ راه انقلابی ۲۶، ص.۱۲۳

(۱۳)ـ گزارش سیاسی کمیته مرکزی ام.ال.پ.د.، ژانویه ۱۹۹۷، ص. ۴۸ـ۵۰

(۱۴)ـ گزارش حفاظت قانون اساسی ـ سرویس مخفی سال ۱۹۹۸

(۱۵)ـ را ه انقلابی ۲۶، ص.۲۱۴

(۱۶)ـ همانجا، ص.۲۵۷

Comments are closed.

آثار کلاسیک مارکسیستی

آمار سایت

کانال چشم انداز مصاحبه با کاک ابراهیم و محسن رضوانی

تقویم

می 2017
د س چ پ ج ش ی
« آوریل    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  

مراسم خاکسپاری زندە یاد رفیق بهرام مهین

>