درجنبش جهانی کمونیستی به کاربستن آگاهانه روش دیالکتیکی درسطح آموزش شیوه تفکر (بخش پایانی)

سیستم کار تشکیلاتی و چهارچوبی ترازنوین

کمیته مرکزی درسهای اساسی از رشد نظام متدهای خرده ـ بورژوائی درمورد آموزش و کنترل گرفت. درنتیجه، یک سیستم کارتشکیلاتی و چهارچوبی برپایه شیوه تفکر پرولتاریائی را به مثابه عاملی مرکزی درنظام خودکنترلی حزب معمول ساخت.

منظم سازی کارسازمانی و چهارچوبی ترازنوین قاطع ترین تغییر سیاسی ـ تشکیلاتی درجنبش مارکسیست ـ لنینیستی و کارگری از بلشویکی کردن حزب کمونیست آلمان درسالهای ۱۹۲۰ می باشد.

بلشویکی کردن احزاب کمونیست درتمامی جهان براساس اصول تکامل یافته لنین برای احزاب ترازنوین حکم فرما شد:

  • احزابی که برپایه یک مشی ایده ئولوژیک و سیاسی روشنی کار کنند و طبق مرکزیت دموکراتیک سازمان یافته باشند؛
  • فعالیت سیاسی هرعضوحزب درمیان توده پاسیو یا اعضای دائمی که به حزب سوسیال ـ دموکرات حق عضویت می دهند؛
  • تمرکز در شرکتها و کارکمونیستی درسطح شرکتها و سندیکاها؛ حوزه های فعال شرکتها به جای جهت گیری اساسی شرکت درمبارزات انتخاباتی سازمان داده شده در مناطق مسکونی؛
  • بررسی و تصمیم گیری جمعی درمورد سیاست احزاب و سازماندهی منظم به عمل درآوردن و کنترل اش برخلاف سبک تصمیمات زبانی قاطع، که هیچ کس آن را به عمل درنمی آورد.
  • سوسیال ـ دموکراسی سابق توسط شخصیتهای رهبری که ملتزم به دادن گزارش به هیچ کس نبودند مشخص می شود. بلشویکی کردن حزب ارگانهای رهبری جمعی ایجاد کرد که وظایف کاملا معینی داشتند. درسطح مرکزیت، اصولا این پلنوم کمیته مرکزی و گروههای سیاسی و سازمانی تشکیل شده از آن بودند.

درتمامی پیشرفت های تاریخی، بلشویکی کردن حزب کمونیست آلمان به طورقاطعی با متد

دیالکتیک ماتریالیستی تشخص نیافت. روابط مکانیکی، نفی کردنهای ساده و جداشدنها

جوانب مختلف تشکیل دهنده ی وحدت دیالکتیکی مستدل سازی و رابطه عملی بلشویکی

کردن را مشخص نمی کردند:

  • انگشت گذاشتن به حق روی اهمیت حوزه های شرکتی هم راه نفی کار درمناطق مسکونی،

درمیان توده های وسیع و کار دراقشار بینابینی شد.

  • کنتر ل مرکزیت بیشتربه یک دموکراسی کمتر وحقوق اعضاء منجر می شود. رابطه

بین پایه و رهبری و محتواهای کاری درچهارچوب رهبری شده به طریق زیر صادرشدند:

« ارگانهای رهبری باید دررابطه دائم بااعضای حزب باشند و کار را بین آنها تقسیم کنند،

رهنمود بدهند، کنترل کنند کارآنها را وغیره، تا بدین طریق آنها به طور فعال درکار حزبی ادغام شوند. به

کمک اعضاء است که سازمان حزبی دستورات حزبی را پخش می کند و تاکتیک حزب را درمیان توده ها

به تحقق می رساند. درعین حال سازمان حزبی توسط اعضاء ازوضعیت طبقه کارگر و روحیه توده ها که

درمیان آنها اعضای حزب کارمی کنند، مطلع می شود.» (۱۷)

  • کارضروری کمونیستها درسازمانهای توده ای به طور صریحی برمحور فعالیت فراکسیونی،

قرارگرفت که درنهایت به ابزارکردن سازمانهای توده ای به مثابه دنبالچه حزب منجرشد.

  • هرقدرکه تصمیم سیاسی جمعی و سازماندهی و کنترل درعمل درست باشد، به همان

اندازه اثر جدائی اکیدی بین بخش های سیاسی و سازمانی منتفی می شود و دررهنمودهائی

برای ساختمان تشکیلاتی حزبدرسال ۱۹۲۵ آمده است:

« “دفترسیاسیدرمورد مسائل سیاسی موضع گیری کرده و تصمیم می گیرد.(…)

دفترتشکیلاتی“… به تمامی مسائل سازمانی پرداخته و رهبری تقسیم نیروهای فعال حزبی

را دارد.»(۱۸)

کار سازماندهی و چهارچوبی روی تقسیم وظایف، نیروهای مربوط به آنها و کنترل کار

تمرکزمی یافت.

بدین ترتیب، کارسازماندهی و اختصاص کادرها کاملا برمحورتصمیمات به کارگرفته شده

توسط دفترسیاسی بود. این درمجموع جدائی بین گرفتن تصمیمات سیاسی و اجرای سیاسی ـ

تشکیلاتی آنها بود.

تمامی جوانب متد متافیزیکی نه تنها تاثیرات مهم ایده ئولوژیکی ـ سیاسی، بلکه همچنین درسیاستها و تاکتیکها می گذاشت.

با آگاهی در ام.ال.پ.د. هیچ گاه دفتر سیاسی و دفترتشکیلاتی جداازهم نبودند، ولی دبیرخانه کمیته مرکزی همیشه مجموعه ی رهبری سیاسی را به مثابه یک واحد مسائل سیاسی، سازمانی و تقسیم وظایف درنظرداشت. مع الوصف، درک کار سازماندهی و تقسیم وظایف درحدی بود که این دردرجه اول به جذب و به عمل درآوردن خط ایده ئولوژیک ـ سیاسی نزدیک می شد.

درحقیقت، تمامی جوانب ساختمان حزب چه درسطح عام وچه درهر مورد منفرد برتاثیرگذاری متقابل دیالکتیکی تئوری و پراتیک قراردارند.

« بدین ترتیب، تعدد پراتیکها و درکهای تئوریکی در قاطعیت و بهتر نمودن خط ایده ئولوژیک ـ سیاسی حزب درهم ادغام می شوند. خط ایده ئولوژیک سیاسی واحد به نوبه خودش به صورتی فعال نسبت به شرایط متفاوت توسط سازماندهی های مشخص به عمل درخواهدآمد.» (۱۹)

ماهیت نظام کار تشکیلاتی و مسئولیت دهی کادرها درنوع جدید عبارت است از سازماندهی وحدت اساسی قاطعیت و تکامل خط ایده ئولوژیک ـ سیاسی با آموزش و کنترل برای جذب وبه عمل درآوردن آن.

مورد رسیده گی صحیح قراردادن تضادها

درگذار به وضعیت جدید

براساس دیالکتیک مارکسیستی، هرتغییر اصلی در تکامل یک روند، جهشی کیفی است. در راه انقلابی شماره ۲۴ دراین مورد می خوانیم:

« تکامل طبیعت و جامعه به طور تدریجی و افزایش ممتد نبوده و با پرش صورت می گیرد. تداوم ظاهری قطع می شود و تغییر کمی به کیفی و برعکس به وجود می آید.» (۲۰)

اغلب انسان درتکامل کمٌی به مثابه علت جهش در کیفیت جدید دچار اشتباه می شود. درواقع، تکامل کمی جز شرط اساسی برای این که خصوصیت متضاد داخلی هر روندی که بتواند درحدی شکوفا شود، که نو بر کهنه غلبه کند، نیست. مائو تسه دون درمورد این مسئله می نویسد:

« دیالکتیک ماتریالیستیبرآن است که علل خارجی شرط تحول و علل داخلی اساس تحول اند، و این که علل خارجی ازطریق علل داخلی موثر واقع می شوند.» (۲۱)

علت اساسی هر جهش کیفی قانون مبارزه و وحدت اضداد است، که به هر رشد و هر روندی مربوط است. مائوتسه دون تشریح می کند که چه گونه مبارزه و وحدت اضداد تکامل می یابند:

« هرپدیده ای در حرکتش دو حالت را نشان می دهد، یک حالت سکون نسبی و یک حالت تغییر آشکار. این دو نوع حالت دراثرمبارزه بین دو عنصر متضاد دردرون خود پدیده به وجودمی آیند. وقتی که پدیده حرکتش در حالت اول باشد، فقط تغییرات کمی و نه کیفی درآن صورت می گیرد. وقتی که پدیده درحرکتش درحالت دوم باشد، تغییرات کیفی صورت می گیرد که درحالت اول با رسیدن به نقطه حداکثر دراثریک تغییر کیفی باعث گسست وحدت در پدیده ، می شود؛ درآن جا تغییر آشکاری ظاهرمی گردد.» (۲۲)

این بدان معنا است که هرگذار از یک کیفیت به کیفیت دیگر پیوسته وابسته است به شکوفائی تضادها. جوانب متضاد در روند تکامل مبارزه شان به نتیجه تبدیل روندکیفی سابق به روند کیفی جدید منتهی می شود.

این وظیفه ی هر رهبری است که مواظب باشد که چنین وضعیت گذرا به صورتی غیر خصمانه تکامل یابد. نتیجه همیشه باید بالارفتن به سطحی عالی تر وحدت تئوری و پراتیک باشد. تکامل خصمانه تضادها برعکس معادل است با برتری شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی.

متد اصلی برای این که وضعیت گذار به طور غیرخصمانه رشد یابد عبارت است از تکامل کنترل شده تضادها:

  • این به معنای پیش بردن آگاهانه مبارزه بین شیوه تفکر پرولتاریائی و خرده ـ بورژوائی است با تضمین این که شیوه تفکر پرولتاریائی نقش رهبری کننده اش را حفظ کرده و این که شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی پیش روی نکند.
  • هروضعیت گذرا دررابطه است با مبارزه بسیار دقیقی بین شیوه تفکر پرولتاریائی و خرده ـ بورژوائی، که درعین حال به طریقی قابل رویت می باشد. برای انجام آن ، باید از جانب ایده ئولوژیک ـ سیاسی درهر وظیفه ای حرکت نمود.
  • توجه به این که تضادهای داخلی در حزب درهوا جریان نیافته، رجوع کردن به وظایف درمبارزه طبقاتی اساسی می باشد. درهرتغییرکارحزبی، کنترل وظایف حزبی درمبارزه طبقاتی، دربالابردن سطح درگیری بین ساختمان حزب و ارتقاء خودسازمان یابی توده ها و کسب رای اکثریت قاطع طبقه کارگر به خاطر سوسیالیسم مهم است.
  • گذار کنترل شده کیفیت کارحزبی به کیفیت دیگر همیشه وابسته است به عمل کرد خوب سیستم خودکنترلی حزب، که توسط سه وجهی از وحدت دیالکتیکی می باشند.

۱٫ کنترل رهبری توسط پایه، ازطریق انتقاد و انتقادازخود،

۲٫ توسط خودکنترلی کادرها، معادل توانائی درغلبه بر شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی به طور

مستقلانه، و

۳٫ توسط کنترل ازبالا ازطریق کمیسیون کنترل مرکزی، که درآن کنترل شیوه تفکر حزب

تمرکزمی یابد. بدون چنین کمیسیونهای کنترل ، کنترل شیوه تفکر حرفی توحالی باقی می

ماند.

درمورد هر وظیفه حزبی، این سیستم خودکنترلی حزب باید اساسا و مشخصا توسط کمیته مرکزی و توسط کمیسیون کنترل مرکزی سمت گیری یابد. بااین سیستم خودکنترلی حزب، مارکسیست ـ لنینیستها سلاح مهمی را برای برخورد به تضادهای درون حزبی به صورتی خلاق و رشدیابنده مسائل می سازند.

  • شکوفائی کنترل شده تضادها درساختمان حزب به هنگام گذار ازیک کیفیت به کیفیت دیگر به

طور فشرده ای وابسته است به متد تحت فشارقراردادن مسائل ثانوی، درزمانی که مسائل اصولی بایستی به فوریت روشن شده و تبدیل به تصمیمات گردند. آنهائی که برعکس مسائل اصولی را تحت فشارقرارمی دهند خطر خصمانه شدن دردرون حزب را افزایش می دهند که تاحد جریان انحلال طلبی پیش می روند. باوجوداین، آنهائی که متد فشارآوردن برتضادها را کنار بگذارند دچارخطر پیش رفته کنترل نشده شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی می شوند که می تواند درنتیجه به ساختمان حزب صدمه بزند. شروع تمرکزدهی یک نواخت با ایجاد تغییرات در همه ی مسائل بدون ایجاد سردرگمی غیرممکن است. طبعا، ارجحیت مقدمتا به تغییر آموزش و کنترل به مثابه مسئله مرکزی در خودتغییردهی کارحزبی درموردهرمسئله ویژه داده می شود. حفظ فشار موقتی تضادها عنصری از راه حل آگاهانه تضادعمده است، و وابسته به شرایط کاملا مشخص می باشد.

قوانین پیش روی شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی

سیستم خودکنترلی باید به قانون مبارزه بین شیوه تفکر پرولتاریائی و خرده ـ بورژوائی احترام بگذارد. طبق این قانون پیش روی شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی درکارحزبی در سه مرحله صورت می گیرد:

  • مرحله اول پیدایش و علامات جداگانه شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی درتئوری و در پراتیک روزمره کارحزبی است. اینها می توانند به صورت اشکال متحجر، اتهام ذهنی، اشتباهات تاکتیکی، نرمش ناپذیری، جانبداری درانتخاب معیار برنامه ریزی، نمایش دهی اشتباه نیروها، نادیده گرفتن برخی ازجوانب حزب، باشند. تمامی خود این اشتباهات، بازهم مسئله ای نیستند. درکارمعمولی حزب، آنها ازطریق بحث درگردهم آئیهای گروهی یا رهبری، یا درروند تحلیل کار برطرف می شوند.
  • باوجوداین، اگر از تصحیح اشتباهات امتناع شود، یا برخی اشتباهات متمرکزتر شوند، یا این که اگر با سرسختی و مخلوط کردن برخی اشتباهات، به تکامل نادرست برسیم، این به معنای دومین مرحله ی پیشروی شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی می باشد. شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی آن وقت ملبس به خصلتی گرایشی می گردد. عقب نشینی جنبه ایده ئولوژیک ـ سیاسی، زیاده ازحد ارزیابی عمومی از خود، انتقاد و انتقاداز خود غیراصولی، اراده گرائی، کیش شخصیت، قانون گرائی سندیکائی، روشهای رهبری بوروکراتیک، عدم انضباط، فقدان برنامه داشتن و غیره جزئی از آن می باشند. این مرحله درشیوه تفکر خرده ـ بورژوائی ملبس به خصوصیت اصولی خلاصه می شود. یعنی این که علیه اصول حزبی به پا برمی خیزد. این مرحله تهدیدی پوشیده درمبارزه بین دومشی می باشد. بزرگ ترین هشیاری انقلابی ضروری است و با شکوفائی انتقاد و انتقاد ازخوداصولی، اشتباهات اصولی بایستی برملا و تصحیح تا حد ریشه ی ایده ئولوژیکی شوند. درچنین وضعی، موضع دربرابر انتقاد و انتقادازخود اصولی تعیین کننده همه چیز می شود. در راه انقلابی ۲۶، دراین مورد می توان خواند: ” به کارگیری انتقاد و انتقادازخوداصولی خط تمایزی بین شیوه تفکر پرولتاریائی و شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی می باشد!.”(۲۳)

به جای این، چنان چه اشتباهات اصولی توجیه و تعمیق شده باشند، شیوه تفکر خرده ـ

بورژوائی می تواند درکارحزبی غلبه کند.

  • گذاربه سومین مرحله ی پیشروی شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی عبارتست از: شیوه تفکر

خرده ـ بورژوائی درخط مشی ای خرده ـ بورژوائی به خود نظم می دهد. تجربه نشان می دهد که این روند به مثابه نظم دهی متدهای خرده ـ بورژوائی درعمل بروز می کند. درچنین وضعی، بازهم امکان غلبه برشیوه تفکر خرده ـ بورژوائی ازطریق اقدامات ویژه گرفته شده دررابطه باشکوفا سازی انتقاد و انتقادازخود اصولی درتمامی حزب وجود دارد. اما اگر شیوه تفکربا مشی ای خرده ـ بورژوائی خود را بیان کند، تضادبین شیوه تفکر پرولتاریائی و خرده ـ بورژوائی به تضادی آشتی ناپذیر تغییر می یابند. مبارزه ای آشکار بین دومشی شروع می شود. مشی خرده ـ بورژوائی به خاطر نجات وحدت حزبی بایستی درهم شکسته شود. اگر مشی خرده ـ بورژوائی غلبه یابد، حزب مارکسیست ـ لنینیست ازهم پاشیده و یا به حزبی رویزیونیستی تبدیل می گردد.

نظم خودکنترلی حزب و پراتیک اش بایستی همیشه این قانون را درپیشروی شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی به اجرا در آورد تا به طرز صحیحی تضادها را درهرلحظه حل کند. مبارزه علیه شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی بایستی درهرمرحله ای با روشهای متفاوت پیش برده شود.

به کاربردن آگاهانه ی روش دیالکتیکی

درسطح آموزش تفکر

به کارگرفتن آگاهانه ی متد دیالکتیکی درسطح آموزش شیوه تفکر تحلیل نقش اجتناب ناپذیر شیوه تفکر درتکامل اجتماع و نتیجه گیری ازآن برای استراتژی و تاکتیک درمبارزه برای شیوه تفکر توده ها، درساختمان حزب مارکسیست ـ لنینیست و در آماده سازی انقلاب بین المللی ضروری می باشد. تحقق آن معادل شیوه تفکر پرولتاریائی به مثابه پایه است. این به معنای به کارگیری خلاق مارکسیسم ـ لنینیسم درهرمسئله مشخص مبارزات طبقاتی و ساختمان حزب در به کارگیری آگاهانه ی متد دیالکتیکی می باشد. معیارهای اصولی کارحزبی برپایه شیوه تفکر پرولتاریائی عبارتند از:

۱٫ سیستم پنج جانب اساسی ساختمان حزب به مثابه وحدت دیالکتیکی تئوری و پراتیک

۲٫ سیستم راه انقلابی به مثابه پایه ایده ئولوژیک ـ سیاسی وحدت عمومی تئوری و پراتیک

۳٫ سیستم کارسازمانی و در چارچوب ترازنوین به مثابه کنش و واکنش منظم بین تعیین و کامل

کردن مشی ایده ئولوژیک ـ سیاسی و درک انتقاد و انتقادازخود و خلاقانه به عمل درآوردن

۴٫ سیستم کار روزانه درپایه با بخش مرکزی کنش و واکنش عمومی بین ساختمان حزب و ارتقاء

خودسازماندهی توده ها، به خصوص به طور نهائی

۵٫ سیستم خود کنترلی حزب به مثابه متداصلی برای حل مسئله کادرها

شیوه تفکر پرولتاریائی به مثابه کار پایه ای حزب مصرانه خواستار درک و تحقق سیستم وحدت تئوری و پراتیک کارحزب درتمامی جهاتش درعمل است. کار درچهارچوب مارکسیست ـ لنینیستی ترازنوین درعمل کردن درست این مواد خلاصه می شود.

یکی از مهمتر ین دستاوردهای به کارگیری خلاق و تکامل بخش مارکسیسم ـ لنینیسم جهت هماهنگ کردن آن با شرایط کنونی مبارزه طبقاتی تلاش ویللی دیکهوت عبارت بود از مرزبندی کارحزبی به مثابه به کارگیری آگاهانه متد دیالکتیکی. بدین ترتیب، در راه انقلابی ۲۰، به تعریف استراتژی و تاکتیک مارکسیست ـ لنینیستی به مثابه “… به کار گیری آگاهانه متد دیالکتیکی برای هدایت و بالابردن مبارزه طبقاتی به سطحی عالیتر.” (۲۴) پرداخت. این درک فعالیتهای مختلف حزب به مثابه به کارگیری آگاهانه متد دیالکتیکی کلیدی درقراردادن کار برپایه شیوه تفکر پرولتری می باشد.

طبق این متد، تبلیغ و ترویج مارکسیست ـ لنینیستی باید به مثابه به کارگیری آگاهانه ی متد دیالکتیکی برای برانگیختن و بالابردن آگاهی طبقه پرولتر به سطح عالی تردرک شود. کار مارکسیست ـ لنینیستی حزب درمیان جوانان عبارت است از به کارگیری آگاهانه ی متد دیالکتیکی برای جلب عضوشدن تعداد وسیعی از جوانان در ساختمان حزب مارکسیست ـ لنینیست. انتقاد و انتقادازخود اصولی به کارگیری آگاهانه ی متد دیالکتیکی جهت تکامل عمومی تئوری و پراتیک حزب می باشند. مرکزیت دموکراتیک به کارگیری آگاهانه ی متد دیالکتیکی برای تقویت و رشد وحدت اصولی حزب است. آموزش و کنترل به کارگیری آگاهانه ی متد دیالکتیکی در درک انتقاد و انتقادازخود و به عمل درآوردن خلاق مشی ایده ئولوژیک ـ سیاسی توسط کادرها و اعضای حزب درتحلیل تجارب عملی درتئوری و پراتیک به خاطر تکامل بخشیدن و معین کردن مشی ایده ئولوژیک ـ سیاسی می باشند.

هریک از این میدانهای به کارگیری دیالکتیک ویژه خود را دارد. برعکس شیوه تفکر متافیزیکی متد دیالکتیکی را تنها به مثابه یک انتزاع، جداازتئوری و پراتیک ساختمان حزب درنظر می گیرد. یا تنها مثل متد ویژه ای بین بسیاری از آنها می شناسد. نتیجه آن که شیوه تفکر خرده ـ بورژوائی درکارحزب درشکل متافیزیکی و ایده آلیستی نفوذ می یابد و درساختمان حزب خراب کاری ایجادمی کند. بدین جهت پایه شیوه تفکر پرولتاریائی به معنای درک و تحقق عمومی هروظیفه درساختمان حزب و مبارزه طبقاتی، به مثابه به کارگیری آگاهانه ی متد دیالکتیکی است.

« این سه فکر را ضروری می سازد:

۱٫ نفکر عمیق: بررسی نیروها و گرایشات متضاد، کشف جوانب و روابط جدید.

۲٫ تفکر دورنمائی: برنامه ریزی، گذار از کمیت به کیفیت

۳٫ فعالیت منظم: وحدت بررسی و سنتز، و کنترل منظم ـ روند دائمی تعمیق آگاهیها.» (۲۵)

منتشرشده توسط: حزب مارکسیست ـ لنینیست آلمان(ام.ال.پ.د)، Koststrasse8, D-45899 Gelsenkirchen

مسئول انتشارات: D.Grunwald,Köningsbergstr.30, D+45881Gelsenkirchen

منابع

(۱۷)ـ رهنمودها برای ساختمان تشکیلاتی حزب، دفترتشکیلاتی کمینترن، ۱۹۲۵، بلشویکی کردن حزب کمونیست آلمان، بخش ۲، ص.۹۹، با

تاکید استفن انگل

(۱۸)ـ همانجا، ص. ۲۵۷

(۱۹)ـ راه انقلابی ۲۶، ص.۲۱۳

(۲۰)ـ راه انقلابی ۲۴، ص.۳۵

(۲۱)ـ مائوتسه دون، درباره تضاد، پکن ۱۹۶۶، ص

(۲۲)ـ همانجا، ص.۵۰

(۲۳)ـ راه انقلابی ۲۶، ص.۲۶۰

(۲۴)ـ راه انقلابی ۲۴، ص.۲۰

(۲۵)ـ راه انقلابی ۲۶، ص.۱۱۹

Comments are closed.

آثار کلاسیک مارکسیستی

آمار سایت

کانال چشم انداز مصاحبه با کاک ابراهیم و محسن رضوانی

تقویم

مارس 2017
د س چ پ ج ش ی
« فوریه    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031  

مراسم خاکسپاری زندە یاد رفیق بهرام مهین

>