دراین ۳۶ سال چرا اتحاد وجودنداشته است؟

با سلام خدمت تمامی شرکت کننده گان دراین گردهم آئی پالتالکی. من درفرصت کوتاهی که برای صحبت کردن دارم درمورد این موضوع مطالبی را با شما درمیان می گذارم به امید این که تعمق بیشتری درمورد آن بنمائید تا عوامل اخلال درامر وحدت کمونیستها را درنظربگیریم وبرای رفع آنها به مبارزه برخیزیم:

۱ـ به طورخلاصه فقدان حضور کادرهای کارگری فعال و آگاه درهدایت جنبش کارگری و توده ای

۲ـ نفوذ خرده بورژوازی چپ دردرون جنبش کارگری با روحیه فرقه گرائی و خودمرکزبینی ونه

موضع پرولتاریا دروحدت دهی

۳ـ شکست جنبش کمونیستی آگاه و نفوذ افکارسازشکارانه طبقاتی در درون جنبش کارگری باتکیه به نفی

سوسیالیسم و انقلاب دموکراتیک نوین درجنبش جهانی کمونیستی

۴ـ سرکوب شدید جنبش چپ موجود و اعدام بسیاری از فعالان چپ و کادرهای سطح بالای کارگری

۵ـ تشتت نظری و سازمانی دردرون جنبش چپ مدافع جنبش کارگری

۶ـ دگماتیسم و سکتاریسم غالب برجنبش چپ متکی برنفی دیگرتشکلهای چپ به طورکامل

۷ـ عدم تبحر درآموزش کمونیسم علمی وبه کارگرفتن محکم و بدون تزلزل ماتریالیسم دیالکتیکی

به مثابه علم شرایط رهائی پرولتاردربرخورد به مسائل

۸ـ به کارنگرفتن سبک کار پرولتری: تلفیق تئوری باپراتیک، پیوندفشرده با توده ها و انتقاد و انتقاد

ازخود

بررسی تک تک این نکات از حوصله این جلسه در زمان کوتاهی که دراختیارداریم خارج است.

به همین علت به یکی از نکات گرهی درحرکت جنبش کارگری کمونیستی می پردازم:

هرکسی براساس موضع، نقطه نظر و اسلوب کمونیستی به وضعیت سازمانیابی درجنبش کارگری ایران نگاهی بیاندازد، متوجه می شود که انحراف آشکاری ازاصول کمونیسم علمی درامر ایجاد حزب سیاسی پیشرو طبقه کارگر در جنبش چپ ایران وجود دارد. و احزاب متعدد موجود خود را بهترین معرفی می کنند و به وجود تشتت نظری و سازمانی و پیداکردن دلایل آن نمی پردازند

این مایه بسی سرشکسته گی است که اعتقاد و موضع کارگری و کمونیستی قاطعی هنوز در جنبش چپ ایران درایجادحزب واحد پیشرو طبقه کارگر وجودندارد. چندین حزب کمونیست درایران فعالیت می کنند که اولا خود را پیشروترین آنها قلمداد می کنند، بدون اینکه تاییدیه ای ازجانب طبقه کارگر و توده های زحمت کش دردست داشته باشند.

بسیاری از رفقای شرکت کننده دراین نشست پالتالکی به یاد دارند حدود ۲۰ سال پیش اولا برخی از تشکلهای چپ اصرار داشتند  که مانیفست حزب کمونیست تهیه شده درابتدا توسط مارکس و انگلس برای ارائه برنامه حزب کمونیست نبوده وتنها بیانیه ای کمونیستی است. براساس آن پلورالیسم حزبی را درهرکشورتبلیغ می کردند. ثانیا پلورالیسم را عین سبک درست در تمرکز افکار درست قلمداد می کردند و به نوعی مبلغ تشتت فکری و سازمانی بودند. ثانیا این احزاب خودرا صاحب بهترین سیاست و تاکتیک پرولتری معرفی می نمودند، درحالی که طبقه کارگر ایران هیچگاه با اینان متحدنشد و تمام مسائل اساسی تئوری کمونیسم علمی نظیرنفی دیکتاتوری پرولتاریا، نفی مرکزیت ـ دموکراتیک، نفی ادامه مبارزه طبقاتی درجامعه سوسیالیستی پس از کسب قدرت درکشوری توسط پرولتاریا، بی توجهی نسبت به خطرانحراف از اصول کمونیستی وطرد قاطعانه رویزیونیسم (کهن،مدرن، سه جهانی و امروزی)، درک نادرست از مرحله انقلاب دموکراتیک تحت رهبری پرولتاریا ونفی آن و به این اعتبار نفی سوسیالیسم در شوروی و نفی انقلاب دموکراتیک و سوسیالیستی درچین و درسالهای اخیرپیش کشیدن دموکرا سی مشارکتی و حتا نفی انقلاب کردن پیش رفته اند و بدین ترتیب اصول تئوریک کمونیسم علمی را ولنگارانه دورریخته و بدین ترتیب روحیه بی تفاوتی و غیرمسئوولانه را نسبت به تئوری انقلابی و علمی پرولتاریا به وجود آورده اند که چیزی جز وفا داری نسبت به بینش متزلزل خرده بورژوازی نمی باشد.

بدین ترتیب تمامی تلاشهایمان در ۳۶ سال اخیر به مثابه حرکتی که علی القاعده می بایستی پیش رونده باشد،  مسیرتوپی گونه بوده که با اصابت به دیوار برگشته و امر وحدت کمونیستها به معضلی تبدیل شده که تنها بیانگر موضع ضدانقلابی : یابرو با یزید بیعت کن یا برو کنگور زراعت کن، می باشد.

شرکت فعال خرده بورژوازی درجنبش چپ و جان باختن آنان در مبارزه با رژیمهای حاکم نیز دلیلی شده است تا مواضع خرده بورژوازی مورد پسند و قبول نیروهای چپ واقع گردد.اکنون تلاش برای اثبات ضرورت ایجادحزب و آوردن نمونه های زیادی که رفقا از داخل به آن پرداخته اند نشان می دهد که انحراف غیر پرولتری درچه حدی در بین نیروهای چپ رواج دارد که  باید بعدازدوقرن پیروزیهای احزاب کمونیست، ما باید از ابتدا شروع به آن نمود ه واین نه تنها دستاوردی درجنبش کارگری به حساب نمی آید بلکه نشان دهنده ی عمق و ریشه داشتن انحرافات غیرپرولتری دردرون جنبش چپ ما می باشد.

به همین علت مافکرمی کنیم که  گام گذاشتن پیشروان طبقه کارگر در وحدت دهی نیروهای چپ امر مثبتی است و حل معضل کنونی درمورد ایجادحزب منوط به فعال شدن کارگران کمونیست فعال درداخل در طرد فرقه گرائی و خودستائی من بهترین بوده و بدین ترتیب با عدم وحدت با نیروهای چپی که غرق دراین گمراهی ها هستند و ایجاد زمینه مناسب برای وحدت عمل با تعدادهرچه بیشتر توده های مردم و به پیش راندن امر مبارزه و انقلاب پرولتری قادرخواهندشد جنبش کارگری را از آلوده گی با این انحراف ضدکارگری بیرون کشند.

درپایان توجه کلیه رفقا و دوستان شرکت کننده دراین اجلاس را به این امر جلب می کنم که خرده بورژوازی با تشکیل گروههای مختلفی از اقشار درجامعه که مناسباتی با ازبین بردن مالکیت خصوصی وسایل تولید و مبادله ندارد، باید مورد مطالعه و ارزیابی قرارگرفته و بنابه تعریف نمی توان این اقشاروسیع را ازنظر ماهیت طبقاتی باز نشناخته ، موانعی که توسط آنها و پشتیبانی بورژوازی داخلی و جهانی در مبارزات جنبش کارگری به وجودمی آورند و دیدگاههای غیرپرولتری آنان را ازجمله حیله گر در امر سازمان یابی در درون طبقه کارگر نادیده بگیریم و به مثابه مواضع کنونی جنبش کارگری باز نشناسیم

ک.ابراهیم. ۱۸/۶/۲۰۱۵

Comments are closed.

آثار کلاسیک مارکسیستی

آمار سایت

کانال چشم انداز مصاحبه با کاک ابراهیم و محسن رضوانی

تقویم

اکتبر 2017
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031  

مراسم خاکسپاری زندە یاد رفیق بهرام مهین

>