اعتراضات گسترش می یابد

اخیرا در برابر مجلس شورای اسلامی کارگران در اعتراض به ادغام درمان تامین اجتماعی در طرح تحول سلامت دست به اعتراض زدند بر طبق گزارش روزنامه ها روز سه شنبه ۱۴ دی نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جریان ادامه بررسی لایحه برنامه ششم به گفتگو و تصمیم گیری در رابطه با مستقل ماندن  سازمان تامین خدمات درمانی و یا ادغام صندون درمانی این سازمان در طرح تحول سلامت میپردازد .اما این اعتراضات دهها بار دیگر در برابر مجلس اسلامی سرمایه در رابطه با عقب افتادن دستمزدها و اخراج ها در طی چند ماه گذشته تکرار شده است. این اعتراضات اقصا نقاط کشور را از مهاباد تا اراک از خوزستان تا خراسان در عرصه های مختلف تولیدی از کارگران تا پرستاران ، معلمان و دانشجویان در برگرفته است.

گسترش این اعتراضات که به ادارات دولتی هم کشیده شده ناشی از بحران اقتصادی می باشد که رژیم مرتجع جمهوری اسلامی با سیاست های روشن طبقاتی و بشدت  ارتجاعی و در خدمت بنگاههای سرمایه های بزرگ و دزدان و هزار فامیل تو در توی قدرت در ایران بوجود آورده است. رژیم اسلامی با کنترل  بازارهای ارز و بورس بطور دائم با گران کردن دلار و کاهش ارزش پول ایران باعث نابودی صنایع پایه ای و فشار اقتصادی به طبقات پائین جامعه می شود . بر طبق گزارشات صندوق بین المللی پول و بانک مرکزی ،ایران در سال گذشته دارای رشد اقتصادی بین ۳ تا ۴ درصد و همچنین تورم رقمی بین ۸ تا ۹ درصد بوده است .ارزیابی هر دو نهاد مالی داخلی و خارجی این است که در سال آینده اقتصاد ایران رشدی بین ۳ تا ۵ درصد خواهد داشت . به این مفهوم کارگاه ها و کارخانجات تولیدی راه اندازی شده و درصد بیکاری متوقف و یا کاهش پیدا خواهد کرد . اما تجربه مردم ما دقیقا درکی متضاد از این  رشد اقتصادی که دولت اعلام می کند دارند . آنها در زندگی روزانه در می یابند که نه تنها قیمت کالاها کاهش پیدا نکرده بلکه سیاست های اقتصادی و سیاسی دولت  بیکاری و کاهش درآمد را به دنبال داشته است . مردم بدرستی اعتمادشان به این آمارهای فریبنده را از دست داده اند. مسئله رشد اقتصادی منوط به فروش بیشتر و گرانتر نفت و گرداندن بورکراسی دولتی نظامی با آن است.بوروکراسی دولتی – نظامی که همچون چاه ویل همه منابع طبیعی و انسانی را می بلعد و نه تنها از سازندگی و ایجاد و کمک به  نهادهای تولیدی و خدماتی خبری نیست بلکه دولت به همراه بخش خصوصی به دلال بزرگی جهت اجناس وارداتی تبدیل شده است . در این میان بنگاه ها و صاحبان آن هر روز فربه تر و پولدارتر شده و بخش های مصرف کننده جامعه فقیرتر و بیکار تر می شوند.و این است آن پایه مادی که اعتراضات و تحصن ها و اعتصاب غذا و غیره را علیه رژیم اسلامی سرمایه بوجود آورده است . در این میان بی حقوقی انسانی که در مدار قدرت و پول نمی گردد و فقط بطور شرافتمندانه از نیروی کار فیزیکی و یا فکری اش استفاده می کند و زندگی خود و خانواده اش را تامین می کند  هر روز با درآمد کمتر ،فقر بیشتر و بی حقوقی گسترده تری برخوردار است. تجربیات مبارزه علیه رژیم جمهوری اسلامی هنوز هم بطور عمده سمت سیاسی دارد به این مفهوم اکثریت جامعه این را با پوست و گوشت خود لمس کرده و دریافته است که تا وقتی رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی بر سر قدرت است کار بر همین منوال خواهد گشت و از عدالت و برابری اجتماعی خبری نخواهد بود. این رژیم با آزادی های فرد ی در جامعه و نیز آزادی های سیاسی کاملا بیگانه است .در دو دهه گذشته اصلاح طلبان حکومتی سعی کردند که با فریب مردم از طریق شعارهای ضد جناح اصول گرا بین مردم سم خطرناک نگاه به رفرم و اصلاح را برای این رژیم در بین مردم بپراکنند . اما شکست و زبونی آنها در مبارزه با جناح اصول گرا و دارودسته خامنه ای در مقطعی کوتاه ، تجربه ای شد که دیگر فریب رفرم و اصلاح طلبی و اصلاح طلبان را نخورند. آنها حتی در حرف هایی هم که می زدند در سربزنگاه طرف رژیم را گرفتند و خود را هرچه بیشتر در بین مردم منفرد کردند.

سیاست و عملکردهای قرون وسطائی حاکمین هر چه بیشتر رژیم اسلامی را در بین مردم منفرد کرده و به اختلافات درونی بین باندها و دارو دسته های مختلف هم دامن می زد. و هر چه این اختلافات بیشتر می شد داس سرکوب و شکنجه و بی حقوقی در سطح جامعه گسترش می یابد، اما روی دیگر مبارزات مردم علیه این رژیم است . این مبارزات که قبلا در سطح روشنفکران و سازمان های سیاسی انقلابی جریان داشت در گذار این سال ها اشکال جنبشی و در شرایط کنونی توده ای را در بر گرفته و ترس و عقب نشینی بسوی مبارزه و تهاجم و به عقب راندن رژیم چرخش کرده است. اعتصابات محدود در زندان های ایران، امروزه به اعتصاب غذاهای زندان های مختلف و دسته جمعی در اعتراض به مقررات و پایمال کردن حق و حقوق زندانی فرا روئیده است . گسترش اعتراضات در سطوح مختلف اجتماعی بعلت حضور مردم بطور دائم تعمیق می شود و امکان بازگشت رژیم را برای گورستانی کردن جامعه با شکست کامل روبرو کرده است .

رژیم اسلامی به مثابه یک رژیم بوروکراتیک نظامی بر پایه حکومت مطلقه فردی ( ولایت مطلقه فقیه ) در شکل مذهبی اش نه تنها نتوانسته است که جلوی گسترش اعتراضات را بگیرد بلکه سعی دارد با فریبکاری سمت آنرا بسوی اپوزیسیون درونی رژیم بچرخاند و با متهم کردن جریان سبز این جنبش اعتراضی را پشت سر آنها جمع کند. فداکاری و استوار ماندن مبارزین سیاسی و اجتماعی برای تغییر وضعیت بحرانی و اسفبار اجتماعی در ایران رژیم اسلامی را با همه دم و دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی اش به عقب نشینی وادار کرده است این فداکاری و استواری تاثیر متقابلی در روحیه دیگر مبارزین داشته است و بطور واقعی خواست  برای تغییرات سیاسی و اجتماعی نه صرفا به یک امید بلکه به موضوعی قابل دسترس تبدیل کرده است. اعتصاب غذای دسته جمعی زندانیان سیاسی در زندان های ایران حال و هوای سال های ۱۳۵۷ را برای مردم و فعالین سیاسی زنده کرده است.در طی ۳۰ سال بعد از اعدام های دسته جمعی در دهه ۶۰ ،موج های کوچک مسخره کردن رژیم از طریق جوک گوئی به انتقاد و پچ پچ های درگوشی و علنی به موج های بزرگتر اعتراضی و دسته جمعی  تبدیل شدند. سیاست مبارزه مدنی که لیبرال ها و سلطنت طلبان و بخشی از اصلاح طلبان حکومتی تبلیغ کرده و می کنند در یورش گروههای امنیتی به مردم حق طلب محو می شود و فقیر ترین و استثمار شده ترین طبقات جامعه خود را برای مبارزه مشت در مقابل مشت آماده می کنند.

اعتصاب غذای زندانیان سیاسی مانند سعید شیرزاد ، علی شریعتی ، آرش صادقی ، حمید رضا جلالی و دهها نفر دیگر که از خواست های گوناگون اجتماعی می آیند نشان از نزدیک شدن مبارزات رادیکال اجتماعی به همدیگر جهت مبارزه علیه ستم و استثمار و ظلم حاکمیت اسلامی علیه مردم است.سعید شیرزاد بدرستی در آخرین نامه اش از زندان می نویسید ”  باید به ریشه‌های خود بازگردیم. ریشه‌هایی که عمیقاً خواهان تغییر بنیادین جامعه و زیر و رو کردن کل مناسباتش هستند و جز حداکثر، به هیچ چیز کمتری رضایت نخواهند داد.” . این اعتصاب غذا نشان داد که اعتصابیون تنها نیستند. رفقا کارگر در هپکوی اراک، در کشت و صنعت مهاباد ،پرستاران در میناب ، کارگران شهرداری دزفول و دهها و صدها کارخانه و کارگاه تولیدی و خدماتی با اعتصاب ،تحصن ، دست از کار کشیدن و خواباندن تولید ، وتجمع در مقابل نهادهای دولتی ، در مبارزات اجتماعی همراه آنان هستند. نکته مهم در این مبارزات توده ای و گسترده شدن آن است. رژیم برای مقابله با این مبارزات حضور هزاران نفر در مرگ طراح قتل عام های دسته جمعی و کشتار در این رژیم را به پای خود می نویسد ولی بر همگان مدتها آشکار شده است که رفتن مردم به خیابان ها و در مراسم های رژیم به درست و نادرست ناشی از حضور اعتراض آمیز خود است تا حمایت از رژیم که در نبود نیروهای سیاسی به هرز می رود.رشد جنبش کارگری در دهه گذشته تاثیرات رادیکال خود را بر دیگر فعالین اجتماعی هم گذاشته است. دوران خرده کاری دارد به پایان خود نزدیک می شود. همه مبارزین داخل و خارج ضرورت یک تشکل انقلابی و رادیکال را با تمام وجود حس می کنند. حزبی که تمامی این مبارزات را به زیر پرچمی روشن ، پرچم طبقه کارگر برای دنیائی خالی از ستم و استثمار متحد کرده و رهبری کند. و این حزب هیچ نیست مگر حزب واحد کمونیست در ایران.

غ.غ

Comments are closed.

آثار کلاسیک مارکسیستی

آمار سایت

کانال چشم انداز مصاحبه با کاک ابراهیم و محسن رضوانی

تقویم

جولای 2017
د س چ پ ج ش ی
« ژوئن    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  

مراسم خاکسپاری زندە یاد رفیق بهرام مهین

>