سازنده گان تاریخ درمقابل رقابت گران؟

دو دیدگاه به شدت متضاد آشتی ناپذیرطبقه سرمایه دار و طبقه کارگردر برابریکدیگردرجریان رشد روابط سرمایه داری –  جهت تامین نرخ تصاعدی ارزش اضافه و برقرارکردن رقابت- ازجانب سرمایه داران دراین جهت – و مخالفت با این دیدگاه توسط طبقه کارگر دائما وجود داشته و در نوشته حاضر به بررسی رقابت گری می پردازیم. علل به راه افتادن رقابت گری طبقاتی بورژواها ۱۶۹ سال پیش، درعمل کرد طبقه اصلی جامعه (سرمایه داران)  برای تحکیم و گسترش نظام سرمایه داری  و مبارزه طبقه کارگر برای سرنگون کردن حاکمیت طبقه بورژوائی مورد جمع بندی قرار گرفت.
نظام طبقه حاکم سرمایه داران شیفته ازدیاد سرمایه، ازجمله با به راه انداختن “رقابت در مبادله آزاد” برای ایجاد زمینه مناسب دربلعیدن سرمایه داران کوچک تر گرفتاربحران اقتصادی و مالی،  به طور اجتناب ناپذیری به تمرکز بیشتر سرمایه های بزرگ خصوصی می انجامد. نتایج استثمارگری و رقابت اندازی، به ایجاد “ازخود بیگانگی” را درجامعه پرورش داده، مستولی نموده و فرد گرائی را دامن می زند. این حرکت به حدی در بینش بسیاری از انسانها نفوذ می یابد که وجود اختلاف طبقاتی، ناشی از نیاز بیولوژیکی و ایجاد افراد نخبه می رسد و بنا به “طبیعت خود خواه بشر” جا انداخته می شود!!
اما دید گاههای طبقاتی مادی نظام حاکم سرمایه داری به دلیل فراگیر بودنش درکشورها توانسته است رقابت را در بینش مردم رسوخ داده و طبقه کارگر برای رهائی از رقابت و نخبه گرائی سرمایه داران، با تشخیص این ترفند دست به ایجاد اتحادیه ها و آگاه شدن از این بینش ارتجاعی سرمایه داران،  وحدت کارگران را ضروری دانستند. بدین ترتیب تدریجا مبارزه بین رقابت تفرقه انداز طبقه سرمایه دار در میان کارگران، به مقاومت جمع گرائی و متشکل شدن خود طبقه کارگر منجرشد.
دراین مورد مارکس وانگلس در بیانیه حزب کمونیست در ۱۸۴۷ نوشتند: ” رشد رقابت بین بورژواها، ودر نتیجه در شهرهای تجاری، مزد کارگران را بیشتر نوسانی ساختند… درگیری بین کارگر فردی با بورژوازی فردی بیش از پیش خصوصیت تصادم بین دو طبقه را پیدا کرد. از آن رو کارگران شروع به شکل دادن انواع (اتحادیه ها) علیه بورژوازی نمودند؛ آنها گرد هم جمع شدند تا نرخ مزدها را بالاببرند؛ آنها انجمنهای دائمی به منظورپیش بینی آماده سازی برای فرصت یابی شورش را فراهم کردند.”(دربخش بورژواها و پرولترها).
دراین مبارزه بین دوطبقه حاکم و محکوم دو دیدگاه اساسی پدیدارگشت: طبقه حاکم سرمایه دار موضع فرد گرائی و اشاعه ی آن را در میان کلیه افراد جامعه ادامه دادند. نخبه گرائی و قهرمان پروری و استفاده از آن را به مثابه نجات بخش انسانها عرضه نمودند و بدین وسیله هدف بورژواها تبدیل اکثریت عظیم مردم هرکشور انداختن به جان هم دیگر و رواج دادن “ازخودبیگانگی” بود تا با این دیدگاه، اکثریت کارگران را گرد خود نگهدارند و تداوم حاکمیت خود را تحقق بخشند. ازاین طریق نخبه گان وسیله ای برای ایجاد زندگی مرفه و “احترام ریاکارانه” به نخبه ها را در حد همراهی آنان با حاکمان، فراهم سازند و این دیدگاه معلول هم اکنون نیز با حدت و شدت رواج دارد.
درمقابل آن، دیدگاه آگاهانه طبقه کارگر به ترویج “توده های مردم سازنده گان تاریخند” و “قهرمانان درایجاد تغییرنیز بدون پیوند فشرده داشتن با توده ها درعمل” به وجود نمی آیند، پرداختند. عناصر آگاه طبقه کارگر درمیان مردم برای ازبین بردن دیدگاه مخرب نظام سرمایه داری، در فعالیتهای مختلف دست به روشن گری زدند: دیدگاه بدون شرکت توده ها در امور- اعم ازعلوم، تولید و توزیع، هنر و ورزش، جنگ و صلح و غیره – پیدا کردن درست راه حلها دربرابر معضلات ممکن نیست. اولا نخبه ها به وجود نمی آیند و ثانیا دست یافتن به پیش روی و ایجاد نوآوری و تغییر پیش رفته  سریع و انسانی بدون شرکت توده ها بوجود نمی آیند. نظام سرمایه داری به وجودآمدن “نخبه ها” را درعمل بدون پیوند آنان با عمل مشترک با توده ها نفی کرده و وجود آنان را صرفا “فردی” جا زده و به ایجاد فردگرائی و اغتشاش فکری دامن می زند.
کم نیستند درمیان تعدادی از کارگران نظیر کارگران “یقه سفید” نیزتحت تاثیر تبلیغات حاکمیت نماینده  صاحبان تولید و مبادله در پذیرش ضرورت ایجاد فرد گرائی به دور از توده ها سرخم می کنند و خود را درمقام بالاتری از بشر درمقایسه با کارگران معمولی می پندارند. اما فردگرائی درمیان قشرهای خرده بورژوازی و بورژوازی شیوع فراوانی داشته و لذا تغییر این دیدگاه ارتجاعی فردگرائی، توسط کارگران وظیفه ی دشوار دائمی و طولانی را ایجاب می کند، زیرا این دیدگاه به دلیل رواج داده شده قرنها ناشی از مالکیت خصوصی توسط صاحبان وسایل تولید و مبادله، جا انداخته شده است. غلبه بر این ویرووس کُشنده و جان سخت به آسانی حاصل نمی شود، مگر آن که با پیروزی انقلاب سوسیالیستی و استقراردولت کارگری با ازبین بردن نظام مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و مبادله و آموزش دادن مستمر، امکان نشان دادن خلاقیت توده ها و این که توده های وسیع مردم تحت رهبری دولت کارگری پیروزیهای درخشانی می توانند به دست  آورند و اعتماد به نفسی به طور مادی به وجود آید که نمونه خلاقیت توانائی توده ها در برابر مشتی سرمایه دار و نخبه های اینان، دیدگاه دیالکتیکی طبقه کارگر و توده های زحمت کش را در جوامع شکوفائی خود نشان داده و دیدگاه معلول ارتجاعی به دور ریخته شود.
فاکتها در جهان دراین زمینه ها زیادند و به ارائه اندکی برتری شرکت توده ها درتغییر را دربرابر دیدگاه نظام طبقاتی سرمایه داران می توان صحت دیدگاه طبقه کارگر را امروزنشان داد:
پس از انقلاب سوسیالیستی در روسیه بی خانمانی، بی کاری، بیسوادی، ازبین رفت و شرکت کارگران و زنان در مدارج مختلف دولت کارگری تحقق یافت و روسیه از کشوری عقب افتاده به کشوری پیشرفته و نیرومند تبدیل شد. در کوبا نیز در عرض ۷ سال بعد از پیروزی انقلاب درآخر ۱۹۵۹،  دولت کوبا با بسیج توده ها و شرکت در ازبین بردن معضل بی سوادی،  درپایان ۱۹۶۶ بی سوادی به پایان رسید. ولی در ایران نه رژیم سلطنتی و نه جمهوری اسلامی فرو رفته تا خرخره در دزدیها با درآمدهای سرشار عمومی در ایران، حتا ازساختن مدارس تازه ساز مختصرابتدائی نا توان مانده و بی سوادی ریشه کن نشده است. درحالی در وضعیت عمومی جامعه اسیر نشدن کارگران در شوروی در پرداخت حداقل کرایه خانه مسئله ای حل شده بود. کسی به عنوان بی خانمان وجود نداشت .اما در ایران حتا کارگرانی با پرداخت پولشان برای ساختن خانه زیر نظر عوامل کارفرمای رژیم از ارائه این خانه های خود کارگران به آنان امتناع می ورزند و رذیلانه اعتراض به حق کارگران را در باز پس گرفتن این خانه های خود با ضرب و شتم و دستگیری فاشیست مابانه جواب می دهند.
نمونه دیگری که اکنون می توان به طور روشنی فساد ناشی از نخبه سازی را مشاهده کرد. در زمینه رشته های مختلف ورزشی آشوب بزرگ درکشورهای پیشرفته را که به حد مشمئز کننده ای رسیده است، مشاهده کرد. ورزش کردن به جای این که وسیله ای برای سلامتی و سرشار از امید و آرزوی جوانان، در ایجاد دوستی و محبت بین آنان در کشورهای مختلف شود، رقابت بین جوانان و برنده شدن به هرقیمت را ترویج می دهند. گرداننده گان مسابقات برای دست یابی به مدال سخت ترین حرکات خطرناک ترتیب داده شده را انجام می دهند. جوانان برای دست یافتن به حرکتهای مختلف به منظور تقویت بدن خود بعضا به خوردن دواهای تقویت کننده(دوپینگ) خطرناک ماهیچه ها متوسل می شوند و به پیشواز معلولی و مرگ می روند. تیمها یا افراد رقیب را ترتیب دهنده گان مسابقه برای بردن بازی به هرقیمت درنظر می گیرند. این دیدگاه به قدری عادی شده است که مسابقات ورزشی به مسابقات جنگی، به زانو درآوردن تیم مقابل ارتقاء یافته و طبعا دراین مسابقات با وجودی که اگرتعدادی شرکت کننده در یک تیم درهماهنگی با هم مسابقه ندهند، نخبه های آن تیم نمی توانند هنرمندانه پیروزی به دست آورند.
اما مدال و پول هنگفتی به “نخبه گان”  تیمها داده می شود! جوانان شرکت کننده در بازیها در رویای کسب مدال زیسته و این وضعیت ورزشی، حالت به غایت نفرت انگیزی را به وجود آورده است که این مسابقات به جای لذت بردن برای بازی کنان و تماشاگران  و ایجاد همبستگی، حالت جنگی به خود گرفته و رقابت را جای مودت و دوستی پیش کشیده و تماشا چیان و بازی کنان بعضا دست به گریه و زاری ازباختن تیم  مورد علاقه خود می زنند. مسلما دراین وضعیت وانفسا صاحبان و ترتیب دهنده گان مسابقات در باشگاهها با فروش بلیط حق ورود برای تماشای مسابقات در میدانهای هرمسابقه، میلیاردها پول از مردم گرفته و با خریدن نخبه هائی برای شرکت در هر مسابقه و به راه انداختن مسابقات ورزشی بازار رقابت و جایزه دادن، پر رونق ترکردن بازارعرضه و تقاضای رقابتها، پولهای هنگفتی به جیب سرمایه داران ریخته می شود. درآمدها به حدی است که بوی پول بی زبان ،سرمایه داران حتا شیخ های سرمایه دار عربستان سعودی، قطر و امارات و غیره را ازجنوب خلیج فارس به پرداخت مخارج باشگاهها، هتلها و غیره در کشورهای دیگر ،جهت کسب پول های زیادتری به جیب، روی می اوردند و درصورت عدم دریافت پول کافی در این باشگاهها وضع نخبه ها نیز مجبور به فروش خود در باشگاه دیگر می شوند و معمولا یک دلیل پیروزی باشگاهها منوط به وضع مالی خوب آن باشگاهها و راضی نگه داشتن تیمها می باشد.
به این ترتیب وظیفه ی کلیه ی احزاب و سازمانهای کمونیست و افراد انقلابی است که امروز نه تنها در نشان دادن فساد رقابت انتخابات پارلمانتاریستی درهزینه های بالاتر و تبلیغات بیشتر، رقابتهای دیگر ورزشی و کلا رقابت طلبی سرمایه داران را به زیر نقد جدی بکشند بلکه در نوسازی فکری، توده های هرچه وسیع تر مردم در مخالفت با این دید بیگانه سازی و ضد بشری رقابتی را به زیر نقد سراسری  بکشانند. بدین ترتیب ممانعت از سوء استفاده ازاین روشهای رقابتی در بین توده ها، جلو فرد گرائی زالوهای خواستاراز خود بیگانگی درجامعه جهانی باید گرفته شود. تنها اتحاد مردم  در جلوگیری از رقابت و کسب پیروزی این امر نیاز به چنان درک عمیق نقش توده ها در تغییر جهان در مقابل فردگرائی دارد که دیگر هیچ توطئه سرمایه دارانه و دنباله روی ازآن دچار تزلزل نشده و جهان دیگری را در برابر هزاران سال زجر از خود بیگانه سازی اکثر توده ها درجهانی طبقاتی به آزادی و آبادی و زنده گی پیشرو جهان بی طبقه برسند و وجود هم کاری و دوستی، بزرگ ترین موهبت بشر درسوسیالیسم گذار به مناسبات کمونیستی را کامل تر و ممکن سازند.
ک.ابراهیم – ۲۱ دسامبر ۲۰۱۶ ، اول دی ۱۳۹۵

Comments are closed.

آثار کلاسیک مارکسیستی

آمار سایت

کانال چشم انداز مصاحبه با کاک ابراهیم و محسن رضوانی

تقویم

جولای 2017
د س چ پ ج ش ی
« ژوئن    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  

مراسم خاکسپاری زندە یاد رفیق بهرام مهین

>