تاریخ صدوپانزده ساله ادامه فصل چهارم

فعالیت حزب در گسترش و تحکیم سازمان های حزبی(۱۳۰۰ تا ۱۳۰۶)

این دوره پس از شکست انقلاب گیلان در پائیز ۱۳۰۰ آغاز شد و تا برگزاری کنگرۀ دوم حزب در ۱۳۰۶ ادامه یافت. در این دوره حزب کمونیست ایران در زمینۀ کار و فعالیت در شهرهای مختلف ایران و در مورد سازماندهی تشکیلاتی در میان کارگران، روستائیان، زنان و روشنفکران به مؤفقیت های چشمگیری نایل گشت. با اینکه حزب کمونیست ایران در جریان شرکت در جنبش جنگل و انقلاب گیلان بیشترین فعالیت های خود را در جهت پیشبرد امر انقلاب قهرآمیز در منطقۀ گیلان تمرکز داده بود ولی از همان اوان شکل یابی در جهت رشد و گسترش حزب در شهرهای مختلف ایران و در زمینه های سازماندهی اقشار مختلف مردم نیز اقدامات مؤثری کرده بود.

پس از کنگره اول حزب کمونیست در تیرماه سال ۱۲۹۹ حزب موفق شد که بر اساس تصمیم کنگره با اعزام برخی از کادرهای خود به شهرهای مختلف ایران فعالیت های تشکیلاتی خود را توسعه دهد. پس از برگزاری پلنوم تاریخی حزب در ۲۰ آبان ماه سال ۱۲۹۹ که رهبری حزب به حیدرعمواوغلی منتقل شد، ترکیب کمیتۀ مرکزی حزب تغییر یافت و توجه حزب بیش از پیش به توسعه و گسترش سازمان های حزبی در خارج از گیلان معطوف گردید. در آغاز سال ۱۳۰۰ کمیته مرکزی قطعنامه ای خطاب به کمیته های خود در سراسر کشور مبنی بر اهمیت کار توده ای و تشکیل فوری حوزه های حزبی و گسترش فعالیت های حزب صادر نمود. در این قطعنامه وظیفۀ حوزه های حزبی، تربیت و آموزش سیاسی افراد با چشم اندازی دراز مدت برای سرنگونی حکومت و آمادگی برای قیام مسلحانه تعیین شد. در پی صدور این قطعنامه ، در شهر تبریز که هنوز در اختیار دولت آزادیستان خیابانی بود و در دیگر شهرهای آذربایجان، از جمله ارومیه و مراغه ، کمیته های حزبی بوجود آمد. همچنین در دوران انقلاب گیلان، بویژه در مرحلۀ سوم آن، حزب به تشکیل اتحادیه های کارگری و ارتش مسلح در گیلان اقدام کرد و در تیرماه سال ۱۳۰۰ مؤفق شد “شورای دهقانان جنگل” را بعنوان”اتحادیه دهقانان دولت انقلابی گیلان” به رهبری حیدر عمواوغلی تشکیل دهد.

پس از شکست انقلاب گیلان در پائیز سال ۱۳۰۰ حزب کمونیست ایران به سازماندهی مخفی اما گسترده و سراسری در نقاط مختلف ایران اقدام نمود و کمیته مرکزی حزب را نیز به تهران انتقال داد.۱۲

این دوره که از نزدیک به پنج سال از پائیز ۱۳۰۰ تا پائیز ۱۳۰۶ طول کشید، حزب موفق شد که در میان کارگران، زنان، دهقانان و روشنفکران اتحادیه های مختلف صنفی و فرهنگی را تشکیل و به بسط و گسترش حوزه های حزبی دامن زند.

حزب کمونیست و اتحادیه های کارگری

گسترش روز افزون مبارزات حزب کمونیست ایران، تأثیر شگرف و همه جانبه ای در زندگی سیاسی – اجتماعی و فرهنگی جامعۀ آن روز ایران گذاشت. کنش های اجتماعی ناشی از اوضاع متحول ایران، بسط مناسبات سرمایه داری، گسترش و رشد صنایع، ازدیاد تبادلات تجارتی و تقسیم و تنظیم کار، بموازات وقوع انقلاب بلشویکی در روسیه در رشد یابندگی طبقه کارگر ایران در دورۀ دهساله ۱۲۹۶ تا ۱۳۰۶ خورشیدی تأثیر بسزایی داشت و موجب تحرک اجتماعی آن شد. در این دوره اتحادیه های کارگری شکل گرفتند و ضمن اینکه به مفهوم و اهداف اصولی خویش آگاه شدند، در پیوند ارگانیک با حزب کمونیست ایران قرار گرفتند. در این دوره نیز از اهرم اعتصاب به عنوان یکی از حقوق به حق کارگران، همچون سال های دورۀ دوم انقلاب مشروطیت بعنوان شیوۀ پایه ای مبارزاتی در جنبش کارگری، اما با پایگاه های مردمی گسترش یافته تر و مضمون و شکل پیشرفته تر، از طرف کمونیست ها به کار گرفته شد.

یکی از این اعتصاب ها، اعتصاب متشکل و برنامه ریزی شده اتحادیۀ کارگران چاپخانه های تهران بود که در جنبش سندیکایی مقام ماندگار دارد و یکی از نقاط عطف در تاریخ مبارزات کارگری ایران است. در آن زمان اتحادیه کارگری چاپخانه های ایران با سابقه ترین و یکپارچه ترین اتحادیه ها بود و موقعیت برجسته ای در جنبش کارگری داشت. در سال ۱۲۹۷ در کشاکش رشد و اوج گیری جنبش های رهایی بخش ملی در استان های آذربایجان، گیلان و خراسان، این اتحادیه برای بهبود وضع کلی و معیشتی کارگران و همچنین مطالبۀ ۸ ساعت کار در روز و حق انعقاد قرارداد جمعی مناسب با مالک و کارفرما، یک اعتصاب ۱۴ روزه اعلام کرد. در نتیجه این اعتصاب، کارگران چاپخانه ها مؤفق شدند که حق ۸ ساعت کار در روز را بدست آورند و برای اضافه کاری از حقوق یک برابر و نیم بهرمند شوند؛ کارفرمایان نیز موظف شدند که کمک های اولیه بهداشتی و طبی را در اختیار کارگران بیمار قرار دهند. افزون بر این، روزهای تعطیلی رسمی و اعتیاد عمومی(که در آن روزگار به ۲۵ روز می رسید) برای کارگران به روزهای آزاد از کار تبدیل شد؛ در ضمن کارگران مؤفق شدند که از ۱۰ روز در سال بعنوان حق مرخصی استفاده نمایند.۱۳

بی تردید این اعتصاب که به پیروزی شایان توجهی منجر شد، به شاخصی انکار ناپذیر نایل آمد که از رشد آگاهی های طبقاتی و اجتماعی اتحادیه های آن روز حکایت دارد. باید خاطر نشان ساخت که با اینکه این پیروزی استثنایی بود و تعیین ۸ ساعت کار در روز به دیگر رشته های کار و صنایع، گسترش نیافت ولی پس از این پیروزی، ما شاهد رشد روز افزون اتحادیه های کارگری در ایران هستیم. در طی سه سال، از سال ۱۲۹۷ تا سال ۱۳۰۰ پس از این اعتصاب حدود ۹ اتحادیه دیگر(کفاشان، قنادان، خیاطان، خبازها، مستخدمین، معلمین، کارمندان پست، تلگرافچی ها و نساجان) سازمان یافت و بطور جدی به فعالیت اجتماعی و صنفی روی آوردند.

در سال ۱۲۹۹ اتحایه های کارگری تهران، به جز اتحادیه خبازان، شورای مرکزی اتحادیه های کارگری تهران را دایر کردند. تأسیس شورای مرکزی اتحادیه های کارگری، یک واقعه مهم در تاریخ جنبش سندیکایی ایران محسوب می شود. این شورا پس از بسط و توسعه در شهرهای مختلف ایران بعنوان یک سازمان سراسری کارگری ایران با حمایت حزب کمونیست ایران به عضویت انترناسیونال اتحادیه های کارگری(پروفینترن) درآمد. در همان سال تأسیس شورا، طبق گزارش احمد سلطانزاده، تعداد اعضای این شورا به ۱۰ هزار نفر می رسید. (احمد سلطانزاده در این دوره یعنی پس از شکست انقلاب گیلان به روسیه مهاجرت کرد و در آنجا در بخش امور خاور نزدیک بعنوان کمیسار امور خارجی روسیه شوروی مشغول کار بود).

این اتحادیه ها با اینکه تازه تأسیس بودند ولی در طی تابستان و پائیز ۱۳۰۰ به چندین اعتصاب مؤفقیت آمیز دست یافتند؛ اعتصاب کارگران نانوایی های تهران، اعتصاب کارگران چاپخانه ها، اعتصاب سقط فروش ها و اعتصاب کارمندان و کارگران پست تهران و انزلی و …. از اعتصاب های مؤفق آن دوران محسوب می شوند. بیشتر این اعتصاب ها جنبه اقتصادی و صنفی داشت، اما بتدریج که اتحادیه های کارگری در دیگر شهرهای ایران نیز توسعه و گسترش یافتند، اعتصاب های کارگری در عرصه سیاسی و اجتماعی جامعه ایران نقش چشمگیری ایفا کردند.

در زمستان سال ۱۳۰۰ در شهر تهران که نزدیک به ۲۵۰ هزار نفر جمعیت داشت، ۱۰ اتحادیه با حدود ۱۰ هزار عضو فعالیت داشتند. در شهر تبریز، با جمعیت حدود ۲۰۰ هزار نفر، اتحادیه های کارگری و صنفی، حدود ۳ هزار نفر عضو فعال داشتند. در شهر رشت نیز با جمعیت ۴۵ هزار نفر، اتحادیه های کارگری و صنفی، حدود سه هزار نفر عضو فعال داشتند. در شهر بندر انزلی و حومه های آن با جمعیت نزدیک به ۹ هزار نفر، اتحادیه ها دارای سه هزار عضو فعال بودند که ۳۰ درصد آنها را کارگران روسی تشکیل میدادند.

بطور کلی در این دوره(۱۳۰۴ – ۱۳۰۰) که هنوز رضاخان تسلط کامل حکومت استبدادی و دیکتاتوری خود را در ایران مستقر نساخته بود، جنبش کارگری ایران تحت رهبری غیر مستقیم حزب کمونیست ایران سیر صعودی پیمود. آگاهی کارگران با تبلیغ و ترویج مبانی مبارزات طبقاتی و آموزش های نوین سیاسی عقیدتی ارتقا یافت و برای نخستین بار کارگران ایران در سال ۱۳۰۱ تظاهرات با شکوهی را بمناسبت  روز اول ماه مه برگزار کردند.۱۴

روند ایجاد اتحادیه های کارگری، روز بروز رشد یافت و در سال ۱۳۰۲ تعداد اتحادیه های کارگری در شهر تهران از ده اتحادیه به پانزده اتحادیه رسید و کارگران دخانیات، نساجی و شهرداری نیز اتحادیه های خود را بوجود آوردند.

پس از حدود یکسال یعنی در سال ۱۳۰۳ اتحادیه های ماهیگیران، کارگران چیت سازی، کارگران ساختمان و سرانجام کارگران بنادر و باراندازان به ترتیب با ۹۰۰، ۲۰۰۰، ۵۰۰ و ۲۰۰ عضو تأسیس شدند.

به این ترتیب در پایان سال ۱۳۰۳ یعنی یکسال پیش از اینکه رضاخان از پست نخست وزیری به سلطنت ایران برسد و دیکتاتوری “مونارکو فاشیستی ” خود را بطور رسمی و در عمل آغاز کند، فقط در شهر تهران سی هزار کارگر در اتحادیه های صنفی متشکل بودند و در عرصه سیاسی و اقتصادی مبارزه می کردند. آنزمان که دوران رشد و توسعۀ جنبش های کارگری است، تغییرات ساختاری دامنه داری در جامعه ایران در حال شکل گیری بود. مناسبات سرمایه داری با اینکه هنوز بخاطر کندی حرکت سرمایه در ایران رواج کامل نیافته بود، اما بطور پیوسته در ساختار جامعه ایران نفوذ می کرد که منجر به دگرگونی های مهمی شد. بدیهی می نمود که رشد صنایع و تحول در اقتصاد، تأثیر شگرفی در روابط اقشار مختلف طبقات داشت و در نتیجه رشد کمی و کیفی طبقه کارگر ایران را نیز بهمراه داشت.

طبق آمار مطبوعات ایران، کارگران سراسر ایران از جمله کارگران کارخانه ها، راه آهن، شیلات، کمپانی نفت جنوب، کارگران بازار، کارگاه های قالی بافی و سایر کارگاه های کوچک و همچنین کارگران کشاورزی در سال ۱۳۰۴ در آغاز سلطنت رضاشاه به ۱۰۰ هزار نیز می رسید که ۵۰ هزار نفر آنان کارگران نفت جنوب بودند.۱۵

طبیعی بود که فعالیت های روزافزون سندیکاهای کارگری در ایران، هراس و خشم هیئت حاکمه را برانگیخت. تسلط هر چه بیشتر رژیم ضد مردمی رضاشاه با سرکوب مداوم اتحادیه های کارگری و دیگر سازمان های اجتماعی مترقی هم زمان و هماهنگ بود. رضاشاه برای تأمین سلطۀ خویش ناچار بود با تکیه بر ارتش و نیروی نظامی سخت ترین فشارها را در چارچوب استبداد سلطنتی بر مترقی ترین نیروهای سیاسی و تشکل های اجتماعی آنزمان، یعنی حزب کمونیست ایران و سندیکاهای کارگری وارد آورد. با آغاز اختناق و ترور و همچنین فضای پلیسی رضاشاه، سرانجام حزب کمونیست ایران در سال ۱۳۰۶ در کنگره دوم حزب تصمیم گرفت که از فعالیت علنی در بین کارگران صرف نظر کند و به کار مخفی روی آورد. در بخش بعدی همین فصل به فعالیت های مخفی حزب در میان کارگران خواهیم پرداخت و در این بخش به بررسی فعالیت های حزب در دیگر زمینه های اجتماعی در دورۀ دوم حزب (از ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۶) ادامه می دهیم.

حزب کمونیست ایران بطور کلی در این دوره بجز فعالیت در جنبش های کارگری و سندیکایی ایران در دو زمینه بزرگ اجتماعی دیگر نیز به توسعه و گسترش حزب و ترویج سوسیالیسم پرداخت. این دو زمینه عبارت بودند از عرصۀ مطبوعات و عرصۀ جمعیت ها و تشکل های توده ای.

عرصۀ مطبوعات

در سال ۱۳۰۰ خورشیدی در شهر تهران، روزنامۀ “حقیقت” به مدیریت سید محمد دهگان انتشار خود را آغاز کرد. این نشریه که بمثابه ارگان اتحادیه های کارگری حزب عمل می کرد، زبانزد هر ایرانی و از پرشمارترین روزنامه های آن دوره بود. جعفر پیشه وری، سردبیر نشریه بود. برخی از فعالان حزب، عضو هیأت تحریریه و از همکاران و همراهان این نشریه محسوب می شدند. نشریه “حقیقت” از نظر افشای محافل ارتجاعی و سازماندهی جنبش کارگری و مبارزات سراسری آن دوره از زمره نشریه های به یاد ماندنی و معتبر تاریخی است. این روزنامه به جهت تحلیل مارکسیستی از وقایع و طرح مبرم ترین مسایل عمومی مردم و سبک ویژۀ ژورنالیستی که تا آن دوره کمتر در مطبوعات ایران بکار رفته بود، به یکی از پرشمارترین نشریه های آن زمان تبدیل گشت و سبک و شیوۀ مبارزاتی آن، بعد ها در ایران توسط روزنامه نگاران مترقی بکار گرفته شد.۱۶

۱۳۰۲هراس رژیم و بویژه خود رضاخان از افشاگری های “حقیقت” منجر به توقیف آن در سال شد.

حزب کمونیست ایران پس از مدت کوتاهی، روزنامۀ “کار” را منتشر کرد که جایگزین روزنامۀ “حقیقت” شد. در سال ۱۳۰۳ روزنامه “پیکان” نیز صفحات خود را در اختیار نویسندگان حزب گذاشت. حزب کمونیست ایران در همان سال به انتشار هفتگی نشریۀ “خلق” اقدام کرد که در پاورقی آن “الفبای کمونیسم” به قلم خود جعفر پیشه وری چاپ میشد. دلیل تعطیلی زودرس این هفته نامه که نقش ارگان تئوریک حزب را ایفا میکرد، برای پژوهشگران و نگارندۀ این نوشتار نیز مشخص نیست، به هر روی، حزب در اواخر سال ۱۳۰۳ به انتشار نشریۀ “جرقه” اقدام کرد. نشریه “جرقه” ارگان تئوریک حزب بود و به مسایل اقتصادی، سیاسی و تئوریک می پرداخت؛ اما انتشار این نشریه نیز پس از دو شماره توقیف شد. افزون بر نشریه های “خلق” و “جرقه” که در شهر تهران منتشر میشدند، حزب کمونیست ایران، در دیگر شهرهای ایران نیز مؤفق شد که نشریه های گوناگونی منتشر کند و در سطح کشور به روشنگری بپردازد. مهمترین این نشریه ها عبارت بودند از نشریه “پیک” در رشت، نشریه “نصیحت” به مدیریت میرزا یحیی واعظی کیوانی در قزوین، نشریه “پیکار” در رشت، نشریۀ “صدای شرق” در مشهد، نشریه “فریاد کارگران آذربایجان” در تبریز و نشریه “بان وُر” (کارگران) به زبان ارمنی در تهران.

در این دوره از سال ۱۳۰۱ تا سال ۱۳۰۴ خورشیدی، به میزانی که رضاخان نظام استبداد خود را افزایش می داد، فشار و اختناق بر علیه روزنامه نگاران حزب نیز افزون می گشت و نشریه ها یکی پس از دیگری توقیف می شدند. سرانجام در آبان ماه سال ۱۳۰۴ چند روز پیش از انقراض رسمی و فروپاشی سلطنت احمد شاه قاجار، نشریۀ “نصیحت” آخرین روزنامه حزب نیز توقیف و مدیر مسئول آن، میرزا عیسی واعظی کیوانی از قزوین به تهران احضار شد و در مقابل مجلس، توسط مأموران انتظامی در ۱۷ آبان ماه ۱۳۰۴ (شبِ انقراض سلطنت قاجاریه) به قتل رسید.۱۸

پی نویس ها

۱- در باره تغییر سیاست انگلیس در ایران در دوره بویژه پس از وقوع انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ رجوع کنید به:

* سیروس غنی، “برآمدن رضاخان، برافتادن قاجاریه، “ترجمه کامشاد ” تهران، صفحات ۱۳۶۷ و ۹۷ – ۹۵

* ضیاءالدین رجائی، “رضاشاه از صعود تا سقوط” در مجلۀ “اطلاعات سیاسی – اقتصادی” سال پانزدهم، شمارۀ اول و دوم، مهر و آبان ۱۳۷۰ صفحات ۱۶۳ – ۱۵۲

۲ – “یک ارزیابی عمومی در بارۀ تاریخ پهلوی، مجلۀ “دنیا” شماره ۱۲، اسفند ۱۳۵۴، صفحه ۶

۳ – احسان طبری، “جامعه ایران در دوران رضاشاه” ، استکهلم، ۱۳۵۶

۴ – برای نمونه، رجوع کنید به: علی دشتی، “ایدآل ملی”، تهران ۱۳۰۲

۵ – برای نمونه، رجوع کنید به: محمد علی همایون کاتوزیان، “جریان های ناسیونالیستی در ایران: ۱۹۲۶ -۱۹۲۱، “مجله “ژورنال بین المللی” ۱۹۷۹

۶ – اصلاح طلبان همانند دیگر جناح های غیر منسجم در داخل مجلس چهارم ومجلس پنجم فعالیت داشتند و در بیرون از مجلس از پایگاه اجتماعی و تشکیلاتی چندانی برخوردار نبودند.

انتخابات مجلس چهارم در زمان نخست وزیری کوتاه علاء السطنه برگزار شد و در تیر ماه ۱۲۹۹ پس از فترت شش ساله گشایش یافت. تعداد نمایندگان در مجلس چهارم ۱۰۶ بود که بیشتر آنها به بقایای حزب دمکرات، حزب اعتدالیون، هیأت علمیه و منفردین مجلس های دوم و سوم تعلق داشتند. نمایندگان مجلس چهارم پس از کودتای سوم اسفند ماه ۱۲۹۹، به دو جناح مهم “اکثریت” و “اقلیت” تقسیم شدند و در مقابل یکدیگر صف آرایی کردند. نمایندگان این دو جناح ، هم در مجلس و هم در خارج از مجلس بر اساس دو موضوع مهم چگونگی به قدرت رسیدن رضاخان و سمت و سوی سیاست خارجی ایران، بویژه نوع روابط با اتحاد جماهیر شوروی – با یکدیگر اختلاف داشتند.

اصلاح طلبان و سوسیالیست ها با همدیگر ائتلاف کردند و جناح موسوم به “اکثریت” مجلس چهارم را تشکیل می دادند. در اوایل عمر مجلس چهارم در سال ۱۳۰۰، اصلاح طلبان مواضع استقلال طلبانه می گرفتند و با سیاست و برنامه های رضاخان که از حمایت دولت انگلیس برخوردار بود، مخالفت می کردند. در آن دوران اصلاح طلبان تحت رهبری سید محمد تدین و سید حسن مدرس فعالیت می کردند. ولی با استحکام دیکتاتوری رضاخان و ثبات نسبی رژیم، بیشتر اصلاح طلبان تحت رهبری سید محمد تدین به طرفداران دولت رضاخان پیوستند و در اواخر عمر مجلس با سوسیالیست ها ائتلاف کرده و بعنوان “اکثریت” مجلس، از رضاخان حمایت کردند. تعداد کمی از اصلاح طلبان تحت رهبری مدرس مدرس به مخالفت های خود از رضاخان ادامه داده و در ائتلاف با افراد ملی گرا و مستقل، همچون دکتر محمد مصدق و یحیی دولت آبادی جناح “اقلیت” را در مجلس چهارم و سپس در مجلس پنجم تشکیل دادند.

اصلاح طلبان در خارج از مجلس، تشکیلات و پایگاه های مردمی نداشتند و در تهران در درون سازمان ها و گروه های متعلق به سوسیالیست ها فعالیت می نمودند. در سال های ۱۳۰۱ تا ۱۳۰۲ اصلاح طلبان و سوسیالیست ها، اختلاف های بسیاری داشتند. بطور مثال؛ اصلاح طلبان در مجلس چهارم خواهان نخست وزیری قوام السلطنه و سوسیالیست ها خواهان نخست وزیری مشرالدوله(حسن پیرنیا) بودند. ولی با تغییر اوضاع در سال های ۱۳۰۲ -۱۳۰۱ و تسخیر قدرت سیاسی کشور، این دو جناح اختلافات خویش را کنار گذاشتند و در سال ۱۳۰۲ به نفع نخست وزیری رضاخان با همدیگر ائتلاف کردند.

برای اطلاعات بیشتر در بارۀ اصلاح طلبان و نقش آنان در رسیدن رضاخان به سلطنت در سال های ۱۳۰۲ – ۱۳۰۰، رجوع کنید به : حسن مکی، “تاریخ بیست ساله ایران”، در سه جلد، ۱۳۲۵، جلد سوم، صفحات ۷۰ -۲۰، محمد بهار “تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران” در دو جلد، ۱۳۵۷، چلپ اول، صفحات  ۱۳۴ – ۱۳۰ و یونس پارسا بناب، تاریخ صد ساله احزاب و سازمان های سیاسی ایران، در دو جلد، ۲۰۰۴ و ۲۰۰۶، جلد اول، صفحات ۱۶۱ و ۱۶۸٫

۷ – تنها نیروی سیاسی و یا جناحی که در مجلس پنجم بطور جدی در مقابل خواسته های رضاخان و طرفدارانش (اصلاح طلبان و سوسیالیست ها = اکثریت) قد علم کرد جناح اقلیت به رهبری سیدحسن مدرس بود.

مدرس از لحاظ امتیاز و ویژگی های سیاسی با بیشتر فعالان سیاسی تفاوت داشت. او دارای نفوذ سیاسی و مذهبی در بین اقشار مختلف مردم بود و از لحاظ فهم سیاسی “حاضر جوابی” و “صراحت لهجه” بی نظیر بود.

مدرس و تعدادی از اعضای جناح اقلیت در مجلس بویژه دکتر مصدق، در سیاست خارجی معتقد به سیاست “موازنه منفی” و در امور داخلی معتقد به اجرای قوانین مشروطه و مخالف سرسخت رضاخان بودند که هیچ نوع امتیازی نباید به نیروهای خارجی داده شود. این موضوع در امور سیاست خارجی ایران مدرس و مصدق و جناح “اقلیت” را در تضادی آشکار با رضاخان و اعضای جناح اکثریت قرار می داد. رضاخان بخاطر مبارزه علیه جناح اقلیت در مجلس، ناگزیر بود که با اصلاح طلبان و سوسیالیست ها بطور تاکتیکی و موقتی همکاری کند. رضاخان که از حمایت مقامات دولت انگلیس برخوردار بود، کوشش می کرد با تظاهر به “تجدد طلبی”، “جمهوری خواهی” و تمایل برای برقراری روابط نزدیک میان ایران و شوروی، همکاری و پشتیبانی “اتحاد ملی” را در خارج از مجلس و جناح اکثریت را در داخل مجلس کسب کند. انگلیسی ها با توجه به این امر که رضاخان بخاطر گرایش ضد کمونیستی و ضد دمکراتیک خویش، هماره به نیروی انگلیسی ها تکیه خواهد زد، از سیاست های او در این دوره حمایت می کردند. در پرتو این شرایط، مجلس چهارم که عمرش در آبان سال ۱۳۰۲ به پایان رسید، بیشتر لوایحی را که به عروج تدریجی رضاخان به قلۀ دیکتاتوری کمک می کرد، مورد تصویب قرار داد. با این همه ، مبارزات اعضای جناح “اقلیت” به پایان نرسید و در مجلس پنجم نیز ادامه یافت.

در اواخر سال ۱۳۰۲ رضاخان و طرفدارانش جهت سرکوب اقلیت و جلوگیری از حضور آنها در مجلس پنجم از طریق مانورهای سیاسی گوناگون و تقلب، توانستند در انتخابات مجلس پنجم تعداد جناح اکثریت (اصلاح طلبان و سوسیالیست ها) را که طرفدار “اصلاحات” و “تجدد خواهی” رضاخان بودند، بیشتر نمایند. فضای سیاسی مجلس پنجم که با وحدت کامل اصلاح طلبان و سوسیالیست ها و نیز با مرعوب کردن “منفردین” همراه بود؛ حرکت رضاخان را در جهت انقراض قاجاریه تسریع نمود. در بارۀ نقش مبارزاتی جناح اقلیت در آن دوره، رجوع کنید به: رجائی، همانجا، صفحات ۶۰ -۵۲ ابوالحسن بنی صدر، “موقعیت ایران و نقش مدرس”، جلد اول، پاریس، ۱۳۵۶، صفحات ۱۶۰ – ۱۲۳٫

۸- در مجلس پنجم به جز اصلاح طلبان(طرفداران رضاخان) و سوسیالیست ها، به رهبری سلیمان میرزا(متحدین رضاخان) یک فراکسیون دیگری نیز از “منفردین” بودند که در جریان مجلس چهارم شکل گرفت و در مجلس پنجم به اسم “وجیه المله” ها به صورت یک جناح کوچک ولی با اعتبار فعال بودند. اعضای منفردین که از شخصیت های برجسته و متنفذ ایران بودند، در صحنۀ سیاسی ایران بخاطر داشتن مواضع مستقل و گرایش های دمکراتیک و ضد نیروهای خارجی بودن، در میان اقشار مختلف مردم محبوب و معروف بودند. از اهمّ این شخصیت ها که بعدها نیز در تاریخ معاصر ایران ار آنها همیشه به نیکی یاد شد، عبارت بودند از: مستوفی الممالک، مشیرالدوله، دکتر مصدق و یحیی دولت آبادی، منفردین در جریان های سیاسی، گاهی به لوایح دولت که با قوانین مشروطه و یا با استقلال ایران تناقض نداشتند، رأی مثبت می دادند، اما بطور کلی در بیشتر مواقع با مواضع جناح اقلیت همسو بودند و به آنها کمک می کردند.

اگر جناح اکثریت در مجلس چهارم مؤفق شد که رضاخان را به پست نخست وزیری ارتقا دهد، در مجلس پنجم مؤفق شد طرفداران جناح اقلیت را در خارج از مجلس سرکوب کند که منجر به خلع احمد شاه از سلطنت شود و شرایط را برای ایجاد سلطنت استبدادی رضاشاه آماده سازد. در جریان سال های ۱۳۰۴ -۱۳۰۲ رضاخان و طرفدارانش به یورش علیه نشریه های طرفدار جناح اقلیت اقدام کردند و با قتل میرزاده عشقی، مدیر روزنامه “قرن بیستم” در تیر ماه ۱۳۰۳ و سپس آزار و اذیت مدیران روزنامه های “نسیم شمال”، “نوبهار” و “قانون” مبارزه را برای جناح اقلیت و “منفردین” مشکل ساختند و اعضای آن را بطور مستمر مورد تهدید قرار می دادند.

برای اطلاعات بیشتر، رجوع کنید به: مکی، همانجا، جلد سوم، صفحات ۱۳ و پارسابناب، همانجا، جلد اول، صفحات ۱۶۸ – ۱۶۷٫

۹- حیدر راستگفتار، “سوسیالیست ها در بقدرت رسیدن رضاخان”، مجلۀ  “مهرگان”، سال ششم، شمارۀ ۴(زمستان ۱۳۷۶).

۱۰- پارسابناب، همانجا، جلد اول، صفحات ۱۸۴ – ۱۶۳

۱۱- فیروز نصرت الدوله، “مکاتبات و اسناد”، جلد اول، تهران ۱۳۶۶، صفحات ۸۶ – ۸۰

۱۲- پس از شکست جنبش جنگل، میرزا محمد آخوندزاده(سیروس بهرام)، عضو کمیته مرکزی حزب به کمک برخی از فعالان جنبش کارگری از جمله داداش تقی زاده(رهبر اتحادیه باربران) و صفر نوعی، اتحادیه های کارگری در رشت و انزلی را از دستبرد ارتجاع دولت مرکزی حفظ کردند. ولی در ۸ اردیبهشت ۱۳۰۱، سیروس بهرام از طرف دولت کودتا، به اتهام های واهی دستگیر و تبعید گشت، علت دستگیری او بخاطر جلوگیری از پیروزی احتمالی او در انتخابات دورۀ پنجم مجلس بود. با اینکه سیروس بهرام در نتیجه فعالیت های همکارانش آزاد شد و از تبعید برگشت، ولی پس از چندی او در اوایل سال ۱۳۰۲ توسط سرتیپ آیرام فرمانده تیپ گیلان، دوباره بهمراه تقی زاده، دستگیر و به زندان تهران انتقال داده دشد. با دستگیری بهرام و رفقایش آخرین هسته های حزب کمونیست در گیلان پاشیده شدند. رجوع کنید به: روزنامه “حقیقت”، شمارۀ ۹۰(خرداد ۱۳۰۱).

۱۳- رجوع کنید به: ویلم فلور، “اتحادیه های کارگری و قانون کار در ایران ۱۹۴۱ – ۱۹۰۰″، ترجمه ابولقاسم سری، تهران۱۳۷۱، صفحات ۷۵ – ۳۴٫

۱۴- اردشیر آوانسیان، “صفحاتی چند از جنبش کارگری و کمونیستی ایران در دورۀ سلطنت رضاشاه”، تهران، ۱۳۵۸ و م .م. مزدک، “نگاهی به جنبش کارگری و سندیکایی ایران از آغاز تا انقلاب بهمن ۱۳۵۷″، مجلۀ “دنیا”، دورۀ ششم، سال دوم، شمارۀ ۳(اسفند ۱۳۷۲).

۱۵- خسرو شاکری، “تکوین و گسترش جنبش کارگری در ایران”، مجلۀ “کتاب جمعه”، سال اول، شمارۀ ۱۱(اردیبهشت ۱۳۵۹) صفحات ۲۶ و ۳۲ و م . س ایوانف، “تاریخ نوین ایران”، ترجمۀ هوشنگ تیزابی، استکهلم، ۱۳۵۴، صفحات ۷۷ و ۸۰٫

۱۶- دیگر همکاران پیشه وری در این نشریه عبارت بودند از: کریم نیک بین، ابوالفضل لسانی، بهمن شیدانی و حسین امید.  نشریه “حقیقت” با ۴۰۰۰ خواننده بقدری شهرت داشت که هر نسخۀ آن برای بار دوم به قیمتی گزاف تر از قیمت معمولی به فروش می رسید. به نظر می رسد که روزنامه “حقیقت” توجه محافل محافظه کار را که مطالبش را با اشتیاق می خواندند، به خود جلب کرده بود. رجوع کنید به : فلور، همانجا، صفحۀ ۳۴٫

۱۷- روزنامه “حقیقت” در صد و شش شماره از دیماه ۱۳۰۰ تا اواسط تابستان ۱۳۰۱ در شهر تهران منتشر شد و آخرین شمارۀ آن در تیر ماه ۱۳۰۱ چاپ شد که نسخه ای از آن در کتابخانۀ تربیت تبریز موجود است. رجوع کنید به رحیم رئیس نیا، “آخرین سنگر آزادی”، مجموعه مقالات میر جعفر پیشه وری، روزنامه “حقیقت” ارگان اتحادیه عمومی کارگران ایران ۱۳۰۱ -۱۳۰۰، تهران، ۱۳۷۷ صفحۀ ۱۳٫

۱۸- برای منابع و شرح کامل قتل واعظی، رجوع کنید به : شاکری، همانجا و به فلور، همانجا

 

Comments are closed.

آثار کلاسیک مارکسیستی

آمار سایت

کانال چشم انداز مصاحبه با کاک ابراهیم و محسن رضوانی

تقویم

جولای 2017
د س چ پ ج ش ی
« ژوئن    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  

مراسم خاکسپاری زندە یاد رفیق بهرام مهین

>