اعتراضات به ویرانی محیط زیست

چند سالی است که هوای پر از گرد خاک مناطق وسیعی از کشور را می پوشاند. این هوای آلوده با هوای آلوده صنعتی شهرها شرایط زیستی را در مناطقی که عمدتا خوزستان و مناطق جنوب غرب و غرب تا مرکز را می پوشاند به شدت خطرناک کرده است.تلاش های فردی از زدن ماسک های فیلتر دار تا ورود وسایل حفاظتی از هوای آلوده در خانه ها و مناطق صنعتی هم جوابگوی معضل آلودگی نیست. هر چه که زمان می گذرد هوا بدتر و کثیف تر از گذشته و تعداد روزهای گرد و خاکی که حتی آسمان هم قابل مشاهده نیست بیشتر می شود.در برخی شهرهاسطح  آلودگی هوا آنچنان بالا است که مدارس به تعطیلی کشیده می شود. با تمامی فعالیت های اعتراضی مسالمت آمیز نسبت به چاره جویی نسبت به این وضع توسط حکومت ایران با وعده های سرخرمنی جواب گرفته است و هر کس در رژیم اسلامی دلایل خودش را برای ایجاد این وضع کنونی دارد. به چند گفته مسئولین زیر توجه کنید.

رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس تصریح کرد: پروژه های متعدد و توسعه ای از جمله حفاری های نفتی و پروژه های اکتشاف نفت در تالاب شادگان و استخراج نفت دشت آزادگان، تالاب هورالعظیم را با چالش مواجه ساخته است. وجود فولاد خوزستان در جوار تالاب شادگان، پروژه های بخش کشاورزی نظیر توسعه کشت و صنعت نیشکر در بالادست تالاب شادگان و تغییر کاربردی اراضی تالابی برای امور کشاورزی و غیره، ورود آلاینده های بیولوژیکی، شیمیایی و فیزیکی از شهرها، آبادی ها و صنایع شکار و صید غیر مجاز و برداشت بی رویه علوفه خارج از توان تالاب ها، پدیده تغییراقلیم و تشدید خشکسالی ها، پروژه های سدسازی که بدون رعایت ضوابط زیست محیطی و عدم رعایت حقابه تالاب ها از آب مهار شده پشت سدها و طرح های انتقال آب بین حوضه ای که زیست بوم های آبی و خشکی را در هر سه مرحله برداشت، انتقال و مصرف تحت تاثیر قرار می دهد، عمده ترین عواملی هستند که این وضعیت نامناسب را برای تالاب ها پدیده آورده اند.

ویا 
به گزارش انتخاب، ضیاء الدین شعاعی در سی و چهارمین کنگره علوم زمین، علت وجود پدیده گرد وغبار را وضعیت آب و هوا و نا مساعد بودن زمین نام برد، او وجود پدیده گرد و غبار را عامل بروز معضلات اقتصادی و اجتماعی ذکر کرد.

مسئله ویرانی محیط زیستی در ایران با هوای آلوده کنونی شروع نشده است . رژیم اسلامی با خرید بنزین ارزان از خارج در سال های گذشته ضربات کاری به هوای پاک و تمیز شهرهای کشور زد و مقدار مواد سمی آلوده در بنزین های ارزان که باعث بالا رفتن و گسترش سرطان بود را باعث شد در این کنار این وضعیت سد سازی بی رویه و بدون بررسی و تحقیقات زیست محیطی و همه جانبه و صرفا در خدمت سود در زمینه  کشاورزی با ابعاد تولید وسیع و صنعتی و عمدتا صادراتی به خشک شدن بسیاری از مناطق سبز و خالی شدن بسیاری از روستاها از روستائیان انجامید. زمین های زراعی که نتوانستند در طرح های بزرگ گنجانده شوند به لم یزرغ تبدیل شدند و مناطق صحرائی در کنار شهرها گسترش یافت. علاوه بر آن دولت با بی توجهی کامل جهت دار باعث خشک شدن و یا کم آبی بسیاری از مناطق آبی کشور از دریاچه هامون تا ارومیه و سد کارون و غیره شد. حرص و ولع سرمایه داری و در راس آن دولت ایران حتی به آبهای زیز زمینی هم رحم نکردند. رِژیم اسلامی با چشم پوشی از اختصاص بودجه های عمرانی برای تامین آب سالم برای شهرها و کشاورزی ، باعث شد که هر کس و یا شرکتی که قادر به تامین بودجه باشد اقدام به حفر چاه های عمیق و نیمه عمیق نماید و با این کار منابع آبی زیر زمینی در مدتی دچار بحران کم آبی شد. سیاست های دیگری هم اتخاذ و به پیش برده شد از جمله از بین بردن مناطق سبز و کشاورزی و تبدیل آنها به مناطق شهری و ساختمان سازی . نتیجه سیاست و عملکرد های دولت این شد که بعد از مدتی بحران گسترش مناطق بیابانی و خشک شدن زمین های وسیعی در مناطق مرکزی و جنوب وضعیت کنونی را بوجود بیاورد. سطح و پوسته خاک های مناطق شروع به پوسیدگی کرد و تبدیل به گرد و خاک و ذرات ریز غباری شد که با کوچکترین جابجائی هوا و بادهای منطقه ای به هوا برمی خاستند. در همه این سیاست ها نقش شرکت های دولتی و یا وابسته یه آقا زاده ها برجسته و درجه اول بوده است. برخی ها از جمله رضا پهلوی  مسئله خشک سالی و محیط زیست در ایران ر ا به “ناکارآئی مدیریت درست دولت در مسئله آب ” پیوند می زنند. اما مردم بدرستی می دانند که این مسئله یک مشکل مدیریتی نیست و به منافع دولت و رژیم حاکم ارتباط دارد. رژیم اسلامی نه در زمینه آب بلکه به عنوان یک دولت طبقاتی براساس منافع طبقات ثروتمند جامعه برنامه ریزی می کند. سد سازی بیرویه هم دقیقا در همین ارتباط است و صرفا یک اشتباه فنی نیست. دولت ایران با برق تولید شده توسط سد گتوند و فروش آن به کشورهای همسایه به درآمدهای بالائی دست می یابد. برای رژیم جمهوری اسلامی ویرانی میلیونها اصله نخل کشاورزان عرب نه تنها مهم نیست بلکه می تواند عاملی برای فشار به کشاورزان عرب برای رها کردن زمین های کشاورزی شان باشد.

همراه سیاست های ویرانگر فوق در داخل ایران رژیم های همسایه ایران ترکیه و عراق هم سیاست های ویرانگر دیگری را جلو بردند ترکیه با بستن سد بر روی سرچشمه رودخانه دجله و فرات همان نتایج را برای بخش هائی در خاک عراق بوجود آورد . مناطق جنوب غربی عراق هم با درگیرهای نظامی و  استفاده نیروهای آمریکائی از ادوات سنگین نظامی بر روی مناطق صحرائی که چند سالی بود توسط قیرپاشی کنترل شده بود هم به تل های بزرگی از ذرات معلق تبدیل شدند که بادهای استوائی و منطقه ای کل منطقه فلات میانی را به ویرانی سوق داده است .

هر سه رژیم ایران و ترکیه و عراق و بخشا عربستان و آمریکا کاملا از کاری که علیه محیط زیست انسانی انجام داده اند آگاه هستند. همه آنها بخاطر منافع شرکت ها و سرمایه داری کشورهای خود که نام آنرا منافع ملی گذاشته اند از هیچ عملکردی ضد طبیعی برای ویرانی بیشتر محیط زیست رویگردان نیستند.آنها محیط زیست انسانی را به منافع شرکت ها و کمپانی های خود از نفت گرفته تا شرکت های برق و کشاورزی فروخته اند.

اما آنها در اجرای این سیاست  ها با مشکلاتی روبرو هستند. اول اینکه ویرانی محیط زیست شامل حال خود آنها هم شده است. دو م اینکه مردم جهان از اینکه سرمایه داری بخاطر سود در حال به ویرانی کشاندن محیط زیست و طبیعت است آگاه شده اند.

اعتراضات ماه گذشته در خوزستان و مناطق مرکزی در سطح توده ای نسبت به هوای آلوده شهرها و عدم رسیدگی مسئولین به آنرا بایستی در چهارچوب اعتراض به سیاست های کلی تر رژیم که همه منابع انسانی ، اقتصادی و طبیعی را به پای تحکیم قدرت سیاسی و ایدئولوژیک در ایران و منطقه و اسلحه سازی و خرید اسلحه و صنایع نظامی و دزدی های میلیاردی ریخته است دید. این اعتراضات با ورود رئیس جمهور روحانی به  خورستان و باز هم وعده و وعید موقت روبرو شده است . اما همه به خوبی می دانند که مدتها جامعه ایران در بحران های متعددی غوطه ور است و کارد به استخوان مردم ما رسیده است. ورود روحانی به خوزستان هم از این ترس عمیق رژیم از نتایج سیاست های خود علیه مردم و رودر رویی آشکار ناشی می شود.خوشبختانه تظاهرات همدلانه و تقریبا همزمان و متحد توده های وسیعی از مردم در شهرهای خوزستان و نیز شهرهای داراری هوای آلوده مانند کرمانشاه درس های زیادی برای مبارزات مردم در زمینه ها و درخواست بحق خود علیه رژیم جمهوری اسلامی و پیگیری آنها داشته است.

اما بحران ریزگردها و هوای آلوده یکی از بحران ها و مشکلات متعددی است که رژیم جمهوری اسلامی در خدمت سرمایه در ایران بوجود آورده است. تجربه زندگی نشان داده است همانطور که مزدبگیران جامعه به تنهائی نمی توانند در مبارزه حقوق های عقب افتاده خود را دریافت کنند و به نیروی متحد تر و عظیم تری احتیاج است مبارزه برای دیگر خواست های مردم هم اعتراضات در یک شهر و دو شهر جواب نخواهد گرفت. این قدرت متحد با درکی آگاهانه است که میتواند قدرت عظیم و نسبتا کافی برای گرفتن حق ایجاد کند . اگر چه خود وجود این رژیم اجازه دسترسی انسان زحمتکش و مزدبگیری را به اولیه ترین حقوق خود نمی دهد فقط و فقط با سرنگونی این رژیم و تغییر کل مناسبات سرمایه داری در ایران نه تنها می توان از ویرانی محیط زیست جلوگیری کرد و همچنین انسان را در جایگاه واقعی تاریخی خود قرار داد. گسترش بحران زیست محیطی صرفا ناشی از سود شرکت های سرمایه داری برای تولید و در آمد بیشتر و ایجاد آلاینده های و زباله های زیادتری است. وقتی در جامعه ای سود اساس حرکت دولت و موسسات تولیدی قرار نگیرد و خدمت به جامعه هدف باشد آنوقت وظیفه نه تنها حکومت بلکه تک تک انسان ها حفاظت از طبیعت به مثابه جایگاه واقعی بشریت برای لذت بردن اززندگی و انسانی زندگی کردن خواهد بود. این مسئله زمانی در جامعه متحقق خواهد شد که بر پرچم آن نوشته باشد ” از هر کس به اندازه توانش و به هر کس به اندازه کارش ”

ع.غ

Comments are closed.

آثار کلاسیک مارکسیستی

آمار سایت

کانال چشم انداز مصاحبه با کاک ابراهیم و محسن رضوانی

تقویم

ژوئن 2017
د س چ پ ج ش ی
« مه    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
2627282930  

مراسم خاکسپاری زندە یاد رفیق بهرام مهین

>