زن وانقلاب

بدون جنبش توده ای مستقل زنان انقلاب پیروز نمی شود
از آن زمانی که مانیفست حزب کمونیست منتشر شد – صد وهفتاد سا لی می گذرد . مارکس وانگلس چکیده ی تحقیقات خود ، جهان چه بوده وچه خواهد شد را در خدمت رهائی بشر و جهانی بدون ستم واستثمار منتشر کردند.
آموزش های مارکس و انگلس در باره ی رها ئی زن بر اساس ریشه یابی تاریخی جوامع بشری، سازمان خانوادگی قرار دارد و نشان میدهد چگونه زن را صا حبان ابزار تولید وتمرکز قدرت سیاسی ، به بردگان ستم دیده ابدی در نظام های پیش از سرمایه داری تبدیل کردند و چگونه در نظام سرمایه داری بنا بر ماهیت آن ودر رقابت برای سود بیشترو کار ارزان زنان ، نا برابری جنسیتی همچنان در پوششی دیگر ادامه دادند.
اما با حرکت از این اساسی ترین قانون تکامل جامعه بشری ،پیشرفت های علمی و تحقیقات باستان شناسی در احوال جوامع اولیه ، زندگی و پراتیک اجتماعی نشان داد که زن ستیزی در عادات و اخلاقیات از یکسو و دین و مذهب از سوی دیگر سابقه ی بس دیرینه تری دارد ودرست بدین علت برای رسیدن به برابری هنوز سالها مبارزه ی سخت و همه جانبه ای می طلبد.این بیماری دیرینه بشریت به آسانی بهبود نمی شود. زن ستیزی ،این دیرینه ترین و زشت ترین ستم دوران بربریت از نظامی به نظام دیگر شکل عوض میکند و بارنگ و جلای جدیدی به زندگی ظالمانه ی خود ادامه می دهد.تمام ادیان وتمام ادبیات کهن نفرت نسبت به نیمی از بشریت را بصورت جنون آمیزی رواج داده اند. هزار وهشتصد سال پیش یکی از معتبر ترین کشیشان بنیانگزار مکتب کاتولیک بنام تر تولیان نوشت :
تو ای زن دروازه ای به سوی شیطانی ،تو آنی که مهر درخت ممنوعه را شکستی و نخستین بودی که از قانون الهی سر پیچیدی . تو همان زنی هستی که مرد را به گمراهی کشاندی ،مردی که حتی گول شیطان را نخورد، تو فریفتی، تو مرد را که بازتابی از خدا بر روی زمین است به سادگی به بیراهه بردی و ویران ساختی.
در اسلام هم بر خورد به زن از برتری مرد نشات می گیرد و مرد سا لاری در قران بعنوان مشیت الهی و ذاتی مرد توجیه میشود. پراتیک چهار دهی حکومت اسلامی برای همگان روشن است.در ادبیات فارسی هم زن ستیزی همچنان موثر بوده و اشعار زن ستیز ریشه های بسیار قوی ادبی و دارد.
در جامعه سرمایه داری امروزی هم عادات ضد زن همچنان استوار ایستاده ، خود کلیساها و نهادهای حقوق بشری هم نقش برجسته ای در حفظ سیانت جامعه مرد سا لاری را بعهده دارند. از ایجاد جنبش های ضد زن طالبان و داعش که دست پرورده ی سازمان های امپریالیستی هستند می توان این گرایش زن ستیزی را مشاهد کرد. اما این تمام داستان نیست ،حتی در شرا ئط نوین تاریخی و در نظام های سوسیالیستی که ما لکیت خصوصی بر انداخته شده و قوانین بورژوازی وارتجاعی بسود برابری زن ومرد عوض شده نا برابری همچنان ادامه یافته است.
لنین در مصاحبه با کلارا زدکین تقریبن یک قرن پیش ضمن تاکید در اهمیت انقلاب پرولتاریائی در رهایی زنان و محتوا ی طبقاتی دادن به مبارزات آنها یاد آور می شود : ” برای احزاب کمونیست و برای پیروزی آنها ،بسیج زنان بر اساس درک روشن اصول و بر محور مستحکم تشکیلاتی امریست ضروری ” او سپس از مردان کمونیستی سخن می گوید که هم کارگرند وهم بلشویک اما بر خوردی به غایت ارتجاعی به زنان دارند. او در پاسخ به پرسش کلارا زدکین در بارهی وضع زنان در شوروی سوسیالیستی چنین پاسخ می دهد : ” بدین ترتیب فقط عده ی کمی از مردان حتی در میان پرولتاریا درک می کنند ….آنها درک نمی کنند که سازماندهی و گسترش جنبش توده ای زنان یکی از مهمترین بخش های فعا لیت حزب است و در حقیقت نصف کار کلی آنست…لنین تاکید می کند شوهران کسر شان وشخصیت خود می بینند که زنانشان با آنها برابر باشند ،شوهران آرامش وراحتی می طلبند ،….. حقوق سنتی شوهر بمثابه سرور زن ،آقای زن هنوز در خفا ادامه دارد”.
آنچه در گفته های لنین برای ما آموزنده است می توان در دو نکته بیان کرد اولین نکته اینست که با برانداختن نظام مالکیت خصوصی خود بخود ستم به زن از بین نمی رود ، احتیاج به یک دوره ی طولانی از طریق جنبش های بزرگ توده ای، انقلابات فرهنگی پرولتاریائی است که عقاید ارتجاعی باستانی مرد سالاری وزن ستیزی کاملن زدوده شود . تحقیقات وسیع جهانی نشان می دهد که نا براری زن ومرد و ستمدیدگی زنان حتی قبل از فرماسیون جامعه طبقاتی موجود بوده است و این واقعیت تاریخی باردیگر بر نقطه نظری که تاکید دارد ستم مضاعف بر زنان از فرهنگ مرد سا لاری هم نیرو می گیرد و پس از برانداختن نظام طبقاتی وعمومی کردن مالکیت هنوز باید علیه ستم به زن مبارزه ادامه داد ، انگشت می گذارد.
دومین نکته اینست که طبق آموزش های کمونیستی که لنین در مصاحبه با کلارا زدکین تاکید دار د هیچ جنبش انقلابی وهیچ جنبش توده ای بدون زنان نمی تواند موجود باشد . از این دیدگاه اگر به جنبش های انقلابی تابحال موجود نگاه کنیم می بینیم چقدر از اصول اساسی کمونیستی دور بود ه اند .
در ایران ما وضع حتی اسفناکتر جلوه می کند. رو بنای جامعه با اسلام حا کم سراسر مرد سا لاریست و فرهنگ هزار و چهارصد سال حجاز پیش،جنبه مسلط را دارد وزنان همچنان در بردگی جامعه ی مرد سالاری بسر می برند.
ویژگی وضع زنان در ایران امروز را می توان در سه نکته زیر بیان کرد :
یکم
زنان ایران جزئی از لشگر کار هستند و بخاطر موقعیت اجتماعی نابرابرشان شدیدتر از مردان استثمار می شوند.در نتیجه اگر استثمار نقشی در تقویت مقاومت ومبارزه داشته باشد ،زنان با ستم مضاعف پتانسیل بیشتری برای تغییردارا هستند.
دوم
زنان ایران در درون نظام مرد سالاری خانواده نه تنها استثمار می شوند بلکه تحت ستم هم قرار دارند . خشونت در خانه در جامعه ی اسلامی امروزی ایران، زنان زحمتکش را به ستوه آورده وبی شک وظیفه کمونیستها سازماندهی چنین مقاومت عظیم اجتماعی است که لبه تیز آن بسوی دستگاه ولایت فقیه است که فرهنگ مرد سا لاری را با استناد به قران و سوء استفاده از باور های مذهبی زنان تبلیغ می کند.
سوم
زنان ایران اکنون زیر سلطه ی یک نظام ارتجاعی مذهبی خلیفه گری بسر می برند که ستم بر آنها در مقایسه با مردان مضاعف است. کلیه قوانین شرعی وعرفی زن ستیزند و درست بدین خاطر است که از همان روز های اول انقلاب زنان در پیشا پیش مبارزه با حکم حجاب خمینی و استقرار نظام خلیفه گری بودند.
کمونیستها ی زن در ایران در این سا لهای طولانی مبارزه در کلیه زمینه ها پیشتاز و پیشرو بوده اند ،در پاره ای از تشکل ها نقش کادر های توانا و کاردانی را ایفا کرده اند و در سمت رهبری به بسیار خوبی توانسته اند عمل کنند. چنین است واقعیت جنبش پر از مبارزه و جانفشانی کمونیستی ما ،اما کمبود اساسی در جائی است که لنین بدان اشاره کرده است. ما در ایران موفق نشده ا یم جنبش تودهای وسیع زنان را مستقل و بر اساس مشی انقلا بی پرولتاریائی بوجود آوریم. و متاسفانه همچنان کل جنبش بر منوال سابق عمل می کند.برای انقلاب کردن احتیاج به بر پائی یک جنبش عظیم مستقل توده ای زنانست .بدون چنین عهده گیری و تحقق آن در عمل نه رژیم جمهوری اسلامی را می توان به زیر کشید ونه کار سترگ انقلابی را می توان به ثمر رساند. در اسفند ۵۷ جنبش زنان اولین جنبش توده ائی بود که در برابر فرمان خمینی به میدان مبارزه رو آورد ، اپورتونیسم حاکم در اکثر رهبری های جنبش چپ از پشتیبانی همه جانبه از این جنبش بر حق زنان رو تافت. امروز ما در ادامه ی جنبش زنان سالهای انقلاب که خمینی چی ها توانستند هژمونی خود را تحمیل کنند احتیاج به مبارزه ای همه جانبه داریم تا راه راستین پرولتاریائی را برای ایجاد جنبش توده ای مستقل زنان باز کنیم. اولین وظیفه پرولتاریا اینست که پرچم روشن جنبش توده ای مستقل زنان را به اهتزاز در آوردو با کار همه جانبه ی تبلیغی و ترویجی فعالین زنان را به نیروی رهبری کننده ی جنبش توده ای زنان تبدیل سازد. زنان بهترین نیروی انقلابی برای ایجاد حزب انقلابی در درون طبقه کارگر وجنبش تود ه ای هستند. بدون زنان کمونیست حزب واقعی انقلابی هم نمی توان بوجود آورد.
امروز خانواده ی زحمتکشان شصت میلیونند . زنان نقش تربیتی وفرهنگی موثری را بعهد ه دارند. هرکس وهر حزبی اگر جدی ست و می خواهد درانقلاب شرکت کند باید چه در مقطع کنونی وچه با دید طولانی به کار در میان زنان توجه جدی داشته باشد.
حزب رنجبران ایران ادامه دهنده ی راه کمونیست های زنانی است که در صفوف تشکیل دهندگانش از نیم قرن پیش متشکل شدند ، نقش کادر های توانائی را بعهده داشتند و در زیر سخت ترین شرائط امنیتی توانستند در سطح رهبری عمل نمایند. امروز وظیفه ی ادامه دهندگان راه آنهاست که به این راه گلگون شده ی خود وفادار بماند وبا درس گیری از گذشته ، بادرایت تر به امر ایجاد جنبش تاریخ ساز توده ای زنان در پرتو مشی پرولتاریائی بسهم خود اقدام نماید.
وفا جاسمی

Comments are closed.

آثار کلاسیک مارکسیستی

آمار سایت

کانال چشم انداز مصاحبه با کاک ابراهیم و محسن رضوانی

تقویم

می 2017
د س چ پ ج ش ی
« آوریل    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  

مراسم خاکسپاری زندە یاد رفیق بهرام مهین

>