حزب انقلابی کمونیست مصر نهم ژانویه ۲۰۱۷ صدمین سالگرد انقلاب اکتبر

رفقای عزیز امسال ما صدمین سال انقلاب کبیر سوسیالیستى اکتبر را که توسط حزب بلشویک روسیه انجام شد جشن می گیریم. لنین و رفقای او دست بالا را در این انقلاب داشتند.
هنگامی که صحبت از این انقلاب بزرگ می کنیم، ما نمی خواهیم فقط به گفتن حقایق تاریخی بپردازیم بلکه همچنین باید از آن با توجه به شرایط زمان و مکان استفاده نموده و آنرا تکامل دهیم. ما باید برای تحقق سوسیالیسم مبارزه کنیم واز اینرو باید برخی سوالات را پاسخ دهیم.
۱- ایا سوسیالیسم در روسیه لازم بود؟
وجود مردم تحت ستم، کارگران و دهقانان، کشوری غرق در استثمار و تاریکی و مورد تهاجم توسط کشورهای دیگر، تمامی این و نجات از شر این مشکلات سوسیالیسم ضروری می ساخت..
پس از مبارزۀ دشواری توسط مردم روسیه، آنها تنها لنین و رفقای او را در حزب سوسیالیست دموکرات روسیه (بلشویک) برای بیان خواسته های خود جهت تحقق زندگی ای عاری از استعمار ، فقر و استثمار یافتند. پس از این بود که مردم روسیه سوسیالیسم را انتخاب نمودند که اقتصاد را مبتنی بر تولید برای رفع نیازمندی ها و نه انباشت سرمایه استوار سازد. این شیوه تولید روسیه را از کشوری عقب مانده به کشور هسته ای بزرگ تبدیل نمود و قبل از انکه کسی بتواند به فضا رفت..
مردم روسیه از کشوری افسانه ای و نقل کننده داستان های سرگرم کننده به کشور بزرگ صنعتی و کشاورزی تبدیل گشت. کشوری با علم و فرهنگ و تکنولوژی و تمدن. روسیه کشوری مستقل و قدرتمند شد. اینهمه بواسطه منابع انسانی و مردمی بود که سوسیالیسم را دوست داشتند
مزایای سوسیالیسم تنها برای مردم روسیه نبود بلکه برای تمام ملل تحت ستمی بود که از جور و ظلم رژیم سرنگون شده تزار رها گشته بودند. انقلاب تمام جنبش های آزادی بخش ملی و جنبش های انقلابی کشور را با هدف سوسیالیسم پشتیبانی میکرد..
سوسیالیسم در روسیه دنیای جدیدی را همراه با توازن میان سوسیالیسم و بورژوازی امپریالیستی بوجود آورد. سوسیالیسم کبیر به پیروزی های خود ادامه داد و آلمان فاشیست را در خانه [آلمان] شکست داد. اگر سوسیالیسم موجود نبود، جهان تحت فشارفاشیسم می بود. سوسیالیسم این سیاره را دور از تخریب نگهداشت..
نه تنها مردم روسیه بلکه بشریت را نجات داد بدین جهت است که می گوئیم سوسیالیسم لازم بود . سوسیالیسم به عنوان یک مدل، نمادی برای تمام کسانی شد که هدفشان پایان دادن به استثمار انسان از انسان بود. مردم تفاوت میان سوسیالیسم و سرمایه دارى را می دانستند. دو مدل در مقابل مردم بود، انتخاب سومی نبود. آنها در آزمون انتخاب بین فقر، بیعدالتی، بیماری، بی سوادی در سرمایه داری و یا زندگی آزاد، عادلانه ثروت و فناوری در سوسیالیسم بودند.نمونه بسیار روشنی بود که سوسیالیسم، روسیه را از بحران های اقتصادی رکود اقتصادی بزرگ دور نگهداشت بطوریکه متاثر از ان نبوده زیرا سوسیالیزم با چنین بحرانی غریبه می باشد.
۲-درستی تجزیه و تحلیل لنین در مورد دستیابی به سوسیالیسم در ضعیف ترین حلقه سرمایه داری و نه در حلقه قوی آن.
پس از مطالعات بسیار در درون جامعه سرمایه داری، لنین با تجزیه و تحلیل جدید ،خود را در مقابل تجزیه و تحلیل کارل مارکس یافت. چنانچه مارکس گفته بود که سوسیالیسم اول در حلقه قوی سرمایه داری به دلیل انباشت اضافه کالا که منجربه بسته شدن کارخانه ها شد ه و بدین ترتیب سبب خواهد شد که کارگران شورش کرده و سوسیالیسم فعال گردد
لنین نشان داد که بورژوازی به امپریالیسم تکامل یافت و با صدورکالا به کشورهای دیگر، همراه و همزمان خود بحران رانیز صادر میکند. لنین قانونمندی جدیدی را عرضه کرد «امپریالیسم بالاترین مرحله سرمایه داری است” و این بدان معنی است که سرمایه داری از ضعیف ترین حلقه و نه حلقه قوی آن می افتد. حلقه های ضعیفی که بازاری برای کالاهای سرمایه داری شده است مجبور به بستن کارخانه ها و اخراج کارگران می شود، نتیجتاً توده های تحت ستم راهی برای حل این بحران به جز سوسیالیسم پیدا نمیکنند، بنابراین سرمایه داری در اینجا در حلقه ضعیف سقوط خواهد کرد.
روسیه در این زمان یکی از ضعیف ترین حلقه ها بود. ضعیف ترین بواسطه استعمار و همچنین به دلیل خود بورژوازی در روسیه که قادر به تکمیل پروژه خود نشد. این عامل بورژوازی بود که بازار خود را برای کالاهای وارداتی باز کرد که به عقب ماندگی وضعف صنعت روسیه انجامید. کارگران دسترسی به نیازمندی های اولیه زندگی خود نداشته و بدین ترتیب مردم روسیه نیازمند نظریه ها و راه حل های جدید برای رهایی از استثمار و فقر بودند. در اینجا لنین بود که با تجزیه و تحلیل جدید خود مردم روسیه را برای رسیدن به زندگی بهتر به سوسیالیسم فراخواند.
مردم روسیه متقاعد شده و از خواب عمیق بیدار شد. لنین نسبت به موقعیت انقلابی دهقانان و نقش انقلابی آنها در دستیابی به سوسیالیسم در روسیه اصرار داشت. مردم روسیه آغازگرپیشروان انقلابی شدند که منجر به انقلاب سال ۱۹۰۵ شد. علیرغم شکست خود به دلیل آنکه هنوز حزب آمادگی نداشت، آن تجربه واقدام مهمی در تاریخ بود. در ۱۹۱۰ لنین از شرکت در انقلاب دیگر خود داری کرد زیرا آن را به عنوان یک درگیری میان دو جناح بورژوازی ارزیابی کرد که به کارگران و کمونیستها تعلق نداشت. لنین ترجیح داد که به ساختن حزب درپیوند فشرده با طبقه کارگر و تمام مردم ستمدیده روسیه برای تدارک شرایط خود بپردازد. اکتبر سال ۱۹۱۷ زمانی بود که شرایط عینی و وضعیت خود حزب برای شروع کشوری نوین با کرامت وعدالت به مثابه یک واقعیت بر روی زمین آماده بود. سوسیالیسم مدلی شد که تمام ستمدیگان این سیاره با پیروی از آن جهت رهایی از استثمار، بردگی و ستم سرمایه داری به آن رو آوردند.
۳- چرا روسیه شوروی فرو پاشید؟
اول از همه ما باید نشان دهیم آنچه که فرو پاشیده است، سوسیالیسم یا اتحاد جماهیر شوروی تحت رهبری لنین و استالین نبود، بلکه آنچه فروپاشید تحت رهبری رویزیونیست ها و عوامل .آنها بود
ثانیاً، ما باید پاسخ دهیم چرا فروپاشی اتفاق افتاد؟ سوسیالیسم در اتحاد جماهیر شوروی پدیده ای نو بود وهرگز پیش از آن به معنای علمی تجربه نشده بود. تجربه رفقای کمونیست در این زمان محدود بود. روسیه ضمن آنکه درجبهه های بسیاری در نبردی مستقیم بود، علاوه بر آن زمانیکه رفقای کمونیست دغدغه ساختمان سوسیالیسم را داشتند، عناصر مخرب به درون حزب نفوذ کردند. از دست دادن کادرهای حزب بلشویک در جنگ بزرگ میهنی و همچنین از دست دادن توده وسیعی از طبقه کارگر ، ترور رهبران همچون رهبر، رفیق کیروف که توسط یکی از تروتسکیست هایی که هنوز دارای کارت عضویت حزب بلشویک بود به قتل رسید.
پس از مرگ لنین، شروع دسیسه و توطئه علیه انقلاب در اشکال مخالفت با استالین. او بسیار سخت و جدی بود و در واقع شایسته مسئولیتی بود که لنین به او واگذار کرده بود. توطئه ها همچنان تا ترور شخص رفیق استالین ادامه یافت. پس از آن رویزیونیسم در اشکال بسیاری به وضوح ظاهر شد : راه رشد غیر سرمایه داری، راه پارلمانی، جنبش عدم تعهد، و ایده کشورتمام خلقی به جای دیکتاتوری طبقه کارگر.
درکنگره ۲۰ حزب تحت رهبری خروشچف رویزیونیست ، طرح پنج ساله که تحت رهبری رفیق استالین برنامه ریزی شده بود لغو شد، این طرح دروازه ای بسوی کمونیسم بود. شیوع افکار بورژوازی مانند انگیزه فردی، نفس و ذهنیت گسترش یافت. این روند برای کنترل اقتصاد و پایان دادن به اقتصاد سوسیالیستی توصیه و دیکته میشد. نقش حزب کمونیست به طور کامل حتی پیش از فروپاشی به پایان رسیده بود و خرده بورژوازی به جای طبقه کارگر کنترل اوضاع را بدست گرفته بود که منجر به سقوط کشاورزی و صنعت شد.
روسیه در حال حاضر با میراث اتحاد جماهیر شوروی که تحت رهبری رفقا لنین و استالین بود زندگی می کند. پس از فروپاشی، جهان تک قطبی شد وبه سرکردگی آمریکا سیاست نواستعماری حتی خود اروپا را نیز در بر گرفت. به عنوان مثال، ایالات متحده با تصمیم سازمان ملل مبنی بر این ادعا که عراق دارای سلاح های هسته ای است به آن تجاوز کرد و قبل از آن افغانستان را بمباران کرد. ظهور قدرت آلترناتیو بنام تروریسم که توسط ایالات متحده ساخته شده جهت خدمت به حرص و کنترل ثروت خاور میانه و نیمه مستعمرات.است. ما مصر هستیم که سوسیالیسم سقوط نکرده بلکه رویزیونیسم و اندیشه های آن فروپاشیده. بحران سقوط اتحاد جماهیر شوروی هنوز هم کل سیاره را تحت تأثیر قرار می دهد، بطوریکه حضور سوسیالیسم به مثابه دژ امینی برای تمامی ستمدیدگان وفقرا بود .

ادامه دارد

Comments are closed.

آثار کلاسیک مارکسیستی

آمار سایت

کانال چشم انداز مصاحبه با کاک ابراهیم و محسن رضوانی

تقویم

آگوست 2017
د س چ پ ج ش ی
« ژوئن    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031  

مراسم خاکسپاری زندە یاد رفیق بهرام مهین

>