به رفقای کارگر ایران

اول ماه مه روز جهانی کارگر ۱۲۸ سال پیش به مناسبت بزرگداشت جانباخته گان کارگر نساجی شیکاگو درمبارزه برای کسب ۸ ساعت کار در روز، تبدیل همبستگی مبارزاتی کارگران جهان درکنگره بین الملل کارگری دوم (۱۸۸۹) به تصویب رسید. تا با این تصمیم، برافراشته نگهداشتن پرچم سرخ خونین کارگران جهان، درگرامی داشت مبارزات کارگری، زمینه ای در راستای تحقق شعار کارگران همه کشورها، متحدشوید، قرارگیرد. این روز جهانی کارگر را به تمامی کارگران جهان و ایران تبریک می گوئیم.

در شرایطی که نظام استثمارگر و ستمگر سرمایه داری برای حفظ حاکمیتش در چپاول اکثریت عظیم نیروی کار جهان، بربریت کامل را به اجرا گذاشته است. انباشت ثروت درمشت کوچکی ازصاحبان سرمایه و فقردرانبوه میلیاردها نیروی کار را درحاکمیت این نظام شاهدیم.تغییر این نظام خون آشام، نیازمند صفحه ی مبارزاتی آگاه، پیشرو و مبارزجدید سیاسی و تشکل یابی است که طبقه کارگر نیروی تعیین کننده ی آن می باشد. طبعا تحقق تغییر این دوران نکبت بار جهانی امروز و رهائی از نظام مالکیت خصوصی بروسایل تولید و مبادله، بدون انسجام نظری و تشکیلاتی ترازنوین درقامت تشکلهای انقلابی و مبارزه جوی حزبی و مطالباتی شان درکلیه کشورهای جهان تحقق نخواهدیافت. دراین راستا شناخت دقیق علل مبارزات پیروز و یا شکست خورده ی کارگران آگاه جهان، اهمیتی تعیین کننده ای برای گام گذاشتن به سوی پیروزی طبقه کارگر جهان دارد.

می دانیم که جمعبندی علمی مبارزات کارگران جهان با رشد و همه جانبه تر شدن این تجارب درعرصه های ایدئولوژیک – اقتصادی – سیاسیتشکیلاتی – سبک کاری – نظامی واساسا با شرکت دراین مبارزات، توسط مارکس و انگلس، لنین و مائو به صورت کمونیسم علمی تئوری راهنمای شرایط رهائی طبقه کارگردر اختیار تمامی بشریت پیشرو جهانی قرار گرفت. بدون آموزش اصول کمونیسم علمی، بدون تلفیق آن با شرایط مشخص مبارزات طبقه کارگردرایران، بدون محکم به دست گرفتن این نورافکن پرقدرت روشنی بخش راه پرپبچ و خم مبارزه، حرکت پیروز مبارزاتی کارگران، درمسیرهای پیش روی نا کجا آباد قرارگرفته، سایه و روشنهای چپ و راست زدنها ظاهرشده و نتیجه اش با درجا زدن از پیشروی تندر وار مبارزه پیروزمند باز خواهند ماند. تاریخ مبارزات کارگران جهان دیدگاههای درست و نادرست را آشکارساخته و حرکت کورکورانه کارگری را مردود دانسته است:

عدول از آموزه های کمونیسم علمی درعمل توسط تجدیدنظرطلبان کهنی ازرهبری حزب سوسیال دموکرات آلمان برنشتاین و کائوتسکیکه نفوذ قابل ملاحظه ای در درون جنبش کارگری آلمان داشتند، پشت کردن به آموزشهای طبقاتی این تئوری انقلابی مارکسیستی در آلمان، وحدت مبارزاتی انقلابی طبقه کارگر جهانی را به سطح حرکتهای رفرمیستی، دفاع از جنگ طلبی امپریالیسم، همکاری با و شرکت دردولت آلمان وتقلیل دادند. این سیاستهای سازشکارانه با نظام سرمایه داری تکامل یافته امپریالیستی، به تفرقه مبارزاتی بزرگی درصف کارگران کشورهای امپریالیستی انجامید که تا امروز هم کارگران نتوانسته اند ازتحت نفوذ احزاب سوسیال دموکرات بودن و از رفرمیسم بریده ومبارزه طبقاتی انقلابی کارگران را سازمان دهند.

درمقابله با این انحرافات با مبارزات اصولی کمونیستی حزب بلشویک روسیه و بی امان تحت رهبری لنین، دردفاع از تئوری انقلابی کمونیستی و افشای رویزیونیستهای کهن، چنان اثر متحد کننده و مبارزه جویانه را در میان کارگران روسیه و جهان به جا گذاشت که منجر به پیروزی انقلاب کبیر اکتبر ۱۹۱۷ با خون سرخ کارگران و زحمت کشان روسیه شد و درعین حال پرچم وحدت کارگران جهان را برافراشت. احزاب کمونیست تازه تشکیل شدند جهان انقلابی کارگری در زیر آموزه های انترناسیونال کمونیستی“(۱۹۱۹) گردهم آمدند و با مبارزه با رویزیونیسم کهن احزاب سوسیال دموکرات، برای تامین وحدت کارگران هرچه گسترده درجهان به فعالیت پرداختند.

اما پس از این پیروزی درخشان و شروع ساختمان سوسیالیسم در شوروی، بقایای طبقات استثمارگر و ستمگرروسیه، سیاست فتح دژ حزب کمونیست شوروی از درونرا در توطئه چینی و نفوذ در تخریب آن، مبارزه ی پیچیده ای را در پیش گرفتند. با دیدی دراز مدت تدریجا عوامل بورژوائی و خرده بورژوائی در درون حزب کمونیست شوروی، نفوذ کردند و بدین ترتیب دومین ضربه به راه پیمائی ظفرمند قطب جهانی کارگری توسط این عوامل تجدیدنظرطلب مدرن بورژوائی درقدرت در شوروی سوسیالیستی تحت رهبری نظرات انحرافی خروشچف – برژنف، بزرگ ترین تفرقه را درجنبش کمونیستی جهان به وجود آوردند تا از پیشروی با ابهت نظام سوسیالیستی درجهان باز دارند.

مبارزات بی امان حزب کمونیست چین با تلفیق کمونیسم علمی با شرایط مشخص چین، با رهبری طبقه کارگر چین انقلاب دموکراتیک نوین در اکتبر ۱۹۴۹ و سپس گذار به ساختمان سوسیالیستی، قطب سوسیالیسم کارگری را درجهان نیرومند ساختند. با روبه رو شدن با واقعه تلخ کسب قدرت دولتی در شوروی از ۱۹۵۶ به بعد توسط رویزیونیستهای مدرن درقدرت دولتی، حزب کمونیست چین تحت رهبری مائو مبارزه با رویزیونیسم مدرن و افشای مواضع ضدپرولتری اینان را به عهده گرفت. ادامه دادن به مبارزه طبقاتی با بقایای طبقات ارتجاعی درچین و از جمله دست زدن به انقلاب فرهنگی، تحکیم سوسیالیسم را در چین در پیش گرفت. به علاوه در ایجاد وحدت اصولی با احزاب کمونیست و سازمانهای تازه تشکیل شده تلاش نمود تا اتحاد ضربه خورده کمونیستهای جهان را احیا نماید. درعین حال کمک دولت کارگری چین به جنبشهای رهائی بخش ضد امپریالیسم – فئودالیسم بورژوازی وابسته درکشورهای مستعمره و نیمه مستعمره مبارزات مسلحانه پرقدرتی دراین کشورها آغاز شد که به استقلال سیاسی رسیدند. اعتبار کمونیستها درجهان، علیرغم دروغ گوئی و سیاه نمائی کشورهای سوسیالیستی، بار دیگر قدرت گرفت.

اما ضدانقلاب از تخریب نومید نشد. مبارزه بین دوخط مشی پرولتری و رفرمیستی در درون حزب کمونیست چین نیز بشدت ادامه یافت. رویزیونیستهای مدرن درقدرت در شوروی به یاری رویزیونیستهای چینی معروف به سه جهانیها پرداختند و شرایط بغرنجی را در پیشروی مدافعان اصول کمونیستی در چین فراهم نمودند.

در حزب کمونیست چین تحت رهبری لیوشائوچی و تن سیائوپین ضربه دیگری درتغییردادن ماهیت انقلابی این حزب به وجود آمد. فعالیتهای افتخارآمیزاین حزب تحت رهبری مائو تسه دون در مبارزه علیه رویزیونیسم مدرن و پیشبردن مبارزه طبقاتی درتعمیق سوسیالیسم درچین، برباد داده شد.

مشخصه ی کلیه ی این بروزات رویزیونیستی عدول از پیش بردن مبارزه طبقاتی درپرتو کمونیسم علمی بود. بدین ترتیب بروز تفرقه در درون جنبش کمونیستی جهانی که ناشی از عدول از اصول کمونیسم علمی بود، ضربه سخت دیگری وارد نمود.

اما علاوه بر این سه انحراف بزرگ، انحرافات دیگری درعرصه ی دگماتیسم، اپورتونیسم راست و چپ، فرقه گرائی، انحلال طلبی تشکیلاتی در لفافه پلورالیسم و نفی حزبیت پرولتری، اکونومیسم و دنباله روی از جمله انحرافات دیگر نیز به مثابه عوامل نامساعد غیرعمده که با کف زدنهای بورژوائی و خرده بورژوائی همراه شده اند، نفی کامل دست آوردهای طبقه کارگر جهانی را در مبارزاتش در پیش گرفتند تا بتوانند به تضعیف حرکت انقلابی کارگری جهان در ۱۰۰ سال اخیردرتحت هدایت کمونیسم علمی، نیز بپردازند. هم اکنون در خود ایران نیزجنبش انقلابی کارگران با اخلالهای فوق الذکر تله گرایشات فرقه گرا در آموختن و پیاده کردن اصول کمونیسم علمی با تلفیق آن با شرایط مشخص، با این اخلال گریها به وحدت کارگری و کمونیستی نایل نشده اند. مع الوصف بخش کوچکی ازکارگران کمونیست در خروج از این بن بستهای پدیدآمده تلاشهای ارزشمندی را پیش می برند.

چه باید کرد؟ جنبش کارگری درایران طبق آموزش کمونیسم علمی در ایجاد حزب کمونیست انقلا بی و سازمانیابی مطالباتی در سطح سندیکاها و به طریق اولی در سطح ایجاد فدراسیونهای سراسری برای هماهنگ نمودن مبارزات سیاسی و اقتصادی، به قول رفیق کارگر کمونیست مبارز جانباخته شاهرخ زمانی از نان شب واجب تر است، تنها راه می باشد. دراین موارد عدم توجه به مبارزه ای جدی علیه گروهی گری ها و فرقه بازی ها و دامن زدن ها به رقابت در میان تشکلهای سندیکائی درکشاندن آنها به سوی این یا آن فرقه سیاسی بدون پایه کارگری و زحمت کش، حمایت برخی از سندیکاها از تشکلهای سیاسی فرقه گرا و حتا هم نظر با دیدگاههای بورژوائی، دامن زدن به نخبه گراها و رهبر تراشی کارگری فاقد کیفیت پیشرو و انقلابی بودن توسط تشکلهای چپ و فعالانی از کارگران، اخلال بزرگی را در پیشروی مبارزات کارگری بوجود آورده اند. چنین دیدهای ضد کارگری چیزی جز به بی راهه کشاندن طبقه کارگر و سازش با بورژوازی و خرده بورژوازی نبوده و مبارزات کنونی حتا درسطح مطالباتی نیز درنهایت به شکست می انجامد. زیرا به عنوان مثال فقدان یک نظر واحد سراسری کارگران در تعیین سبد زندگانی خانواده های کارگری و در این ارتباط عدم وحدت روی حداقل مزد بالاتر از ۴ میلیون تومان درماه در سال جدید، هیچ نفعی جز درعرصه فرقه گرائی نظرات مختلف، به بار نیاورد. نتیجه تحمیل مزدچند برابر زیر خط فقر، ناشی از به قول معروف دزد بازار آشفته می خواهدنصیب رژیم حاکم سرمایه داری ایران شد، که حداکثر استفاده را از این تفرقه ها به سود خود کرد و حق کارگران و زحمت کشان را مصادره نمود.

شم طبقاتی طبقه کارگر حکم می کند مبارزات کارگری روی خواسته های واحد کارگری، سازمان یابی واحد و نه الله بختکیپیش می رود.اخلالی که فرقه گرایان، نخبه گراها، و سازش کاران با نظام سرمایه داری با داشتن دست باز در ایران روی چشم تیز دیالکتیکی این شم طبقاتی خاک می پاشند تا شفافیت آن را مانع شوند. بدون تردید باید گفت که ضروری است تا طبقه کارگر و زحمت کشان ایران در برابر اخلال گریها با توجه به وضعیت عینی فلاکت بار، مصممانه ایستاده و امر رهائی خود را به دست گرفته و حتا کارگران فعال منحرف را از خرابکاری باز دارند. دراین راستا به دوستانی از ۵ تشکل کارگری درود می فرستیم که در مسیر درستی گام برمی دارند.

زمان به زیر سئوال کشیدن ظلم و ستم و استثمار سرمایه داران و اخلال فرقه گرایان در به ضعف کشاندن مبارزات طبقه کارگر بیش از هر دوره دیگر قبل آشکارشده و افشای این اخلال گریها فرا رسیده است. خوشبختانه فریاد رفقای کارگر آگاه روز به روز بلند تر و آگاهانه شنیده می شود. این رفقا کلیه کارگران و زحمت کشان را دعوت می کنند تا به سئوالات زیر جواب روشن بدهند : از جمله بخشی از رفقای کارگر پروژه های پارس جنوبی؛ جمعی از کارگران پتروشیمی های منطقه ماهشهر و بندر امام؛ فعالان کارگری جنوب ؛ فعالان کارگری شوش و اندیمشک ؛ جمعی از کارگران محور تهران  –  کرج. اسفند ۱۳۹۵(kargaran.parsjonobi@gmail.com)

نکات مهمی را بیان می کنند:

آیا از آغاز روی کار آمدن جمهوری اسلامی، حتی یک بار دیده یا شنیده اید که چیزی به نفع طبقه کارگر تغییر پیدا کرده باشد؟

آیا یک بار دیده اید که سال جدید بیاید و فقر کمتر شود ؟

آیا شنیده اید که بیکاری کاهش یابد و نیروهای بیکار برای یافتن کار مناسب برای مخارج زندگی شان دچار مشکل نباشند؟

آیا شنیده اید که کارگران و یا کارکنان کارخانه ها و شرکت ها پس از ماه ها کار بتوانند بدون دردسر به حقوق ماهیانه شان برسند؟

آیا شنیده اید کارگر، معلم، دانشجو، پرستار و یا انسان های دیگری که با مشکلات زیادی دست به گریبان هستند، آزاد باشند خواست ها و مطالبات خود را بیان کنند و سرکوب نگردند؟

آیا شنیده اید که اکثر تشکلهای فرقه گرای سیاسی پرچم وحدت اصولی کمونیستی را در ایجاد حزب کمونیست انقلابی ایران بلند کرده باشند؟

آیا شنیده اید که این فرقه ها در ایجاد فدراسیون کارگری مجدانه اظهار نظر کرده و از جمله در زمینه ی وحدت سندیکاها در تشکل واحد سراسری، در کسب مزدهای معوقه و جلوگیری از سوءاستفاده شیادانه سرمایه داران و دولت فاسد جمهوری اسلامی آنان اعتصابات سراسری واحد را سازمان دهند تا گامی جدی در این مبارزه به حق پیروزیهائی به دست بیاورید؟

آیا این فرقه ها با روشنگری و اعلام انزجار نسبت به نخبه گرایان مطالباتی و یا صنفی، بدون این که توانسته باشند به حداقل خواستهای کارگران جواب داده ولی منم منم آنها در خدمت خرده بورژوازی و بورژوازی بوده اند، انجام نداده و نشان دهند که قلبشان با قلب کارگران با تبش واحدی می زند؟

جواب به این سئوالات مسلما از جانب کارگران آگاه پیشرو نه خواهد بود و امید جنبش این کارگران در آن است که در سال ۱۳۹۶، این رفقای کارگر خط کشی قاطعی نموده اصول کمونیستی را معیار کشف سره از ناسره قرارداده و مانع از این دوستان دغلباز بشوند که به قول معروف: این دغل دوستان که می بینی —- مگسانند گرد شیرینی! جنبش کارگری را درخدمت خود و نه خود کارگران می خواهند.

روند عمومی وقایع اقتصادی و سیاسی و اجتماعی در جامعه حکایت از این دارد که فقر، بیکاری و بی حقوقی مردم همواره سیر صعودی داشته است. بر هیچ کس پوشیده نیست که آزادی های سیاسی و دمکراتیک نیز همواره به خشن ترین شکلی سرکوب شده است. هیچ نشانه ای از بهبود اوضاع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور قابل تصور نیست. نه فقر و گرانی و بیکاری کاهش می یابد و نه نیروهای مزدبگیر جامعه امیدی به حفظ کار و شغل خویش دارند. در واقع هیچ کارگر و زحمت کشی از گزند بحران سیاسی و اقتصادی نظام سرمایه داری در امان نیست. فقر و بیکاری و بی حقوقی در شرایط حاکمیت سرمایه داران و زمین داران «شتری است که در خانۀ همۀ کارگران خوابیده است». کارگران شرکت نفت و شرکت گاز و پتروشیمی ها بهترین مصداق این روند نزولی شرایط نامناسب اقتصادی و سیاسی هستند. همه شاهدند که چگونه وزارت نفت جمهوری اسلامی با سیاست تعدیل نیرو و کسر مزایای شغلی کارگران تحت پوشش این وزارت خانه، دست آورد سال ها مبارزه کارگران را از آنها ربوده است. کارگران شرکت نفت در مناسبات میان کارگر و کارفرما از جایگاه ویژه ای برخوردارند. کارگران شرکت نفت به دلیل اهمیت و نقش تعیین کننده شان در اقتصاد کشور و همچنین به دلیل تجربه مبارزاتی شان از وزنه ای قابل اتکا برای سایر کارگران در بخش های مختلف اقتصادی برخوردارند. با این ویژگی است که کارگران شرکت نفت، گاز، پتروشیمی، صنایع فولاد، خودروسازی ها و غیره  در جنبش کارگری از رسالت و نقش تعیین کننده برخوردارند. این بخش از کارگران به دلیل نقش پیشروی که در جنبش طبقه کارگر دارند بدون شک می توانند نقش رهبری کننده و یا حداقل تآثیر گذار بر سایر بخش های طبقه کارگر داشته باشند. این بخش از طبقه کارگر باید از اهمیت و جایگاه خود در جنبش کارگری واقف باشد و آگاهانه سایر بخش های طبقه کارگر را مورد حمایت قرار دهد. حمایت کارگران شرکت نفت از سایر بخش های طبقه کارگر، تجلی همبستگی طبقه کارگر در مبارزۀ طبقاتی است“.(همانجا)

درمیان هزاران هزار شکایت کارگران زن و مرد، جان دادن بسیاری از کارگران در میدان کار، بی کاری، بی مسکنی، و غیره زیاد است که به مصداق مشت نمونه خروار عریان کننده ی زندگی جهنمی در ایران به کارگران و زحمت کشان تحمیل شده که حتا دانشگاه دیده ها هم درامان از آن نمانده اند:

کارگران مرد و زن، صبحهای زود برسر چهار راهها یا سرگذرها ایستاده اند تا وانتی توقف کند و کارگری را صدا کنند. از خانم گل بانو از محله حسین آباد تهران می پرسم: چطور جرات می کنی به خانه ای بروی که نمی شناسی؟ به چه اعتباری؟ جواب می دهد: وقتی ۳ بچه گرسنه داشته باشی و شوهری علیل که نمی تواند کارکند، این حرفها برایت مسخره می شود. شب عیدی هیچ ندارم. داستان هزاران انسانی که کارگرند نامشان جائی ثبت نمی شود، حداقل مزد، بیمه اجتماعی، بازنشسته گی، و واژه هائی در رویای اینان نمی گنجد که در سقوط آزاد به زیر خط فقرهستند.

علاوه بر این ضرورت تحزب و انسجام طبقه کارگر حکم می کند که این بخش پیشرو طبقه کارگر وظیفه سترگ اتحاد و ایجاد تشکل های طبقاتی و سازمان یابی حزبی را خود بیاموزند و به سایر بخش های طبقه کارگر نیز آن را آموزش دهند. طبقه کارگر در مبارزه علیه نظام سرمایه داری و مبارزه برای مطالبات خود باید از تشکل های طبقاتی خود برای  مبارزه اقتصادی و سیاسی برخوردار باشند و به عبارت دیگر به سندیکاها و حزب سیاسی خود نیاز دارند“. بیائید گام اول را در گرفتن جشن مبارزاتی اول ماه مه درپیش کارگران و زحمت کشان، متحدا راه پیمائی، خواستهای واحد و شعارهای معینی را در پیش بگذارید تا طعم قدرت عظیم طبقه کارگر را در این اتحاد بچشید.

ک. ابراهیم – اول فروردین ۱۳۹۶

Comments are closed.

آثار کلاسیک مارکسیستی

آمار سایت

کانال چشم انداز مصاحبه با کاک ابراهیم و محسن رضوانی

تقویم

نوامبر 2017
د س چ پ ج ش ی
« اکتبر    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930  

مراسم خاکسپاری زندە یاد رفیق بهرام مهین

>