انقلاب همه ی انقلابیون را با آمدنش انگشت به دهان خواهد کرد

صدای پایش از دور به گوش می رسد ،چیزی که سال هاست در انتظارش بودیم اما کابوس کشتار دهه ی شصت ، خیانت های رهبران جنبش های مقاومت اصلاح طلبی و تسلیم شدنشان در هنگامی که توده ها کل نظام را زیر سوال می بردند ، نبود تشکل های سراسری مستقل کارگری و از همه برجسته تر نفاق و چند دستگی در جنبش چپ وکمونیستی باعث می شد و هنوز هم می شود که با تردید به آهنگ آمدنش گوش کنیم. عادت کرده ایم از شکست ها حرف بزنیم ، از شکست انقلاب پنجاه وهفت ، از کشتار سال شصت هفت ودهی شصت ،به اشتبا هات نه برای یادگیری وپرهیز از آنها در آینده بلکه برای نفی ودر خدمت بی عملی و انحلال طلبی . زمان لازم نقش بزرگی در نو سازی انسان بعهد ه دارد ، هرچه زمان گذشت ، جنایات جهانی ومحلی دشمنان بشریت شدت یافت،حقیقت تابناک کار انقلابی برای نجات بشریت از بربریتی که سرمایه داری بوجود آورده بیشتر آشکار گردید. امروز در برابر موج پر تلاطم ضد انقلاب وشبه فاشیستی که جهان را بسوی ارتجاع و سقوط جنگ سوق می دهد ،موج مقاومت و مبارزه ی میلیونی توده های مردم سراسر جهان قرار دارد .

بگذارید قبل از اینکه نشانه هائی از آمدن این نسیم فرحبخش را بیان کنیم ، درک خود را از انقلاب بیان کنم ، روشن کنیم منظور ما از انقلاب چیست ؟ ما از انقلا بی سخن می گوئیم که نظام موجود سرمایه داری را بر می اندازد و نظام سوسیالیستی را جای گزین می کند . انقلابی است که فوری ترین وظیفه اش لغو مالکیت خصوصی بر وسائل تولید و اجتماعی کردن آن می باشد. انقلابی است که برای اطمینان ازپیروزی اش، مصمم است از ریشه کلیه ی ماشین دولتی نظام حاکم را بر اندازد و از پائین تا با لا قدرت نوین انقلا ب را بدست پرولتاریا و وسیعترین تودهای تا بحال ستمدیده و زجر کشیده بسپرد ،قدرتی باشد که از پشتیبانی مردم برخوردار گردد و به عظیمترین نیروی توده های مرد م خدمت کند. این قدرت از جنس قدرت هفتاد ودو روزه کمون پاریس ، از نوع شورائی انقلاب اکتبر است. دیکتاتوری پرولتاریائی که پشتوانه اش وسیع ترین دمو کراسی ها ی تابحال موجود بوده و از همان روز اول چگونگی اضمحلال تدریجی خود را اعلام می کند. چنین انقلابی یک عمل اجتماعی تاریخی عظیمی است که بار دیگر جهانی را به لرزه در خواهد آورد.:

چرا انقلاب در راه هست ؟ چه نشانه هائی حکایت از آمدن انقلاب دارد:

گفته ی متداولی است در میان مردم که دنیا چنین نبود و چنین بازهم نخواهد ماند، پنداریست راستین که بر سنگ خارای زندگی و مبارزهی بشریت مترقی برای بهبود زندگی حک شده است .در جا معه طبقاتی که از همان آغاز بر بنیاد استثمار انسان از انسان وستم بر توده های عظیم مردم شکل گرفت ، مقاومت ومبارزهم پا گرفت و به امری روزانه و دائمی تبدیل شد. هر جا ستم باشد ،مقاومت هم هست. چنین است تاریخ جوامع طبقاتی، تا آنجا که طبقه ی ای طبقه ی حاکم را به زیر می کشد و دیکتاتوری خود را بجای آن نشاند.

روند تاریخی مبارزه ی طبقاتی را می شود بنوع دیگری هم ترسیم کرد: روندیست در پاسخ به نیازمندی های اکثریت مردم و عبوریست از قلمرو ضرورت به قلمرو آزادی .هر چه دستاوردهای علمی بیشتر وبکار برد آنها گسترده تر ، سرعت تغییرات شتابا ن تر و زمینه برای تکامل روند انقلابی را فراهم تر می کند. در این جاست که اهمیت اندیشه های کارل مارکس ودیگر اندیشمندان پرولتاریائی برای رهائی بشریت از یوغ نظام های تابحال طبقاتی روشن می شود. تغییر های قبلی کند و کور کورانه بوده، در حالی که تغییر انقلابی طبقه ی جدید ،طبقه کارگر در دورانی صورت می گیرد که این طبقه دارای پیشرفته ترین ئتوری های انقلابی است ، پیشروانش آگا هانه و براساس اصول و با درجه ی عالی از خود گذشتگی کار می کنند.. اکنون دیگر طبقه ی پرولتاریا علم رهائی اش را با جمعبندی دائمی از پراتیک اجتماعی اش ، آگاهانه با شرائط مشخص تلفیق داده واز الگو برداری و دنباله روی پرهیز می کند. بی شک یک عاملی که در گذشته هزاران سال طول کشید تا بردگان ،سروها ،رعایا ودهقانان آزادی بدست آورند نبود علم رهائی شان بوده است. در دوران سرمایه داری بشکرانه ی نظم اجتماعی شیوه تولیدی و رشد آگاهی پیشازان ضد نظام سرمایه داری دیری نپائید که گورکنانش به قیام بر خاستند. بدین خاطر بود که مارکس با شور وشوق غیر قابل وصفی به استقبال کموناردها برخاست ۱۸۷۱ و انرا اولین هجوم تاریخی پرولتاریا برای تغییر جهان نامید. کمون پاریس نه تنها برای مارکس وانگلس و برای لنین کمی دیر تر تجربه ای شد تا نظرات خود را در باره ی چگونگی کسب قدرت سیاسی تو سط طبقه کارگر تشریح کنند بلکه نشان داد که بورژوازی این طبقه ای که نوید آزادی و برابری را بسر داده بود چگونه به وحشی ترین وجهی بیش از هفده هزار انقلابیون را به جوخه اعدام سپرد ..

انقلاب کبیر اکتبر که دنیای مترقی این روز ها صدمین سال پیرومند آنرا جشن می گیرند ،ادامه قیام تاریخی کمون پاریس بود که به گفته ی لنین پرولتاریا از تجربه ی آن درس های لازم را گرفت تا آنرا در انقلاب اکتبر بکار برد.

چه نتیجه ای از باز گوئی این تجارب دستگیر ما می شود اولین ومهمترین اینست که انقلاب حتی انقلابیون را غافگیر می کند. ما خود تجربه سال ۵۷ را خوب بخاطر داریم. دومین اینست انقلابات در دوران آشوب و تلاطم و جنگ احتما ل رخ دادنشان بیشتر است.در جهان امروز چه می گذرد ودر ایران چه خبراست که انقلابی در راه هست.! . آشوب وتلاطم گرایش عمومی جهان سرمایه داریست . حاکمان جهان سرمایه بحران ساختاری را نتوانسته اند از سر بگذرانند، رقابت میان دسته بندی های انحصاری و کرپوریشن ها( کنسرن ها) همچنان رو به تشدید است ، قدرت های تابحال دست دوم، سرکردگی آمریکا را به چا لش گرفته اند. سیاست دیگربه گفته سیاستمداران بورژوا علم امکانات نیست ،بلکه ایجاد امکانات بوسیله زور سرنیزه است ، ژنرال ها ونظامیان و کارخانه های اسلحه سازی حرف آخر را می زنند. ترامپ با چهل ونه موشک ویک بمب مادر بمب هایش که به سوریه و افغانستان زد اعلام داشت کشتیبان را سیاستی دگر آمد ” . تمام شواهد حکایت از آن دارد ایران در مرکز این آشوب کنونی جهانی قرار دارد و تغییر انقلابی جامعه ایران نه تنها متحمل است بلکه اجتناب ناپذیر می باشد. بگذارید دگر عواملی را که در ایجاد شرائط انقلابی موثرند یک بیک در زیر باهم مرور کنیم :.

یکم

انقلاب را توده ها می کنند ،مبارزه ی طبقاتی آن نیروی تغییر دهنده ی اصلی است ودر دوران ما طبقه کارگر منجی انقلابی است که جهان وبشریت را از سقوط کامل به دره ی بربریتی که بدست سرمایه داری وامپریالیسم بوجود آمده نجات می دهد. خیزش عظیم کارگران و مزدبگیران در ایران در سال گذشته بی سابقه بوده ، بیش از هفت هزار اعتراض ،اعتصاب و تظاهرات خیابانی توسط کارگران صورت گرفته است. در تاریخ جنبش کارگری ایران این یک تغییر عظیم محسوب می شود. در برابر مطا لبات گسترده ی اکثریت عظیم مردم پاسخ حاکمان و سرمایه داران نه تنها منفی بود ه ،در بسیاری از اتفا قات معترضان با زور ، سرکوب و زندان روبرو شده اند.امروز معیشت ونان به مبرم ترین مشکل جامعه تبدیل شده است و کل تظام توانائی پاسخ به این مشکل راندارد.

دوم

نظام جمهوری اسلامی از درون پوسیده ،مردم مهر باطل به آن زده اند . حاکمانش با چنگ ودندان در حال دریدن یکدیگرند. نه تنها میان جناح های مختلف حکومتی اختلاف هر روز شدیدتر می شود بلکه دعوا بر سر جانشینی خامنه ای مزید بر علت شده است..

سوم

رژیم جمهوری اسلامی بیش از توانائی وامکاناتش در منطقه خود را پهن کرده است . نیروهای نظامی وشبه نظامی اش از یمن تا شرق مدیترانه پخش است و اخیرا اعلام شد همراه نیروهای حزب اللله لبنان دست به ایجاد پایگاه نظامی در بلندی های جولان در سوریه زده اند. شریان اصلی اقتصادی بدست نیروهای انتظامی زیر نظر بیت ولایت فقیه اداره می شود و در خدمت اسباب جنگی نظام است.

چهارم

با روی کار آمدن ترامپ در آمریکا ، سیاست نرمش قهرمانانه ی خامنه ای با شکست کامل روبرو شده است ، حا لا دم از مقاومت و شجاعت می زند . حکومتی که میلیون ها خانواده اش زیر خط فقر زندگی می کنند ، بازور و دیکتاتوری مردم را به زانو در آورده ودر درونش جناح های مختلف در جدال مرگ وزندگی اند چگونه می تواند در گرد باد سهمگین آشوب منطقه مقا ومت کند. خیا لات واهی ای بیش نیست. دیوار جمهوری اسلامی پوسیده ودر حال فرو پاشی است.

پنجم

معضلات عظیم محیط زیست ، ناسامانی عمومی بهداشت و مسائل ایمنی ، شیوع بازهم وسیع تر مواد مخدر ، سرکوب بازهم بیشتر اقلیت های مذهبی وملی ، فساد گسترده تر دستگاه های اداری همه وهمه چنان آشوب و آشفتگی در اداره امور بوجود آورده که پایه های امپراتوری اسلامی را متزلزل کرده است.

خوب در این اوضاع پر آشوب و پر تلاطم که آهنگ خیزش عمومی مردم از دور به گوش می رسد و دکل کشتی انقلاب نمایان می شود نقش نیروهای آگاه ،احزاب و سازمان هائی که به ضرورت انقلاب باور دارند ،آنهائی که اصول کمونیسم علمی را تئوری راهنما ی خود قرار داده اند و آموزش های کارگران پیشروی را چون شاهرخ زمانی تلفیقی از آن با شرائط مشخص ایران می دانند ،آنهائی که معتقد به انقلاب سوسیالیستی هستند و تاکید دارند چنین انقلابی باید به دست طبقه کارکر و با نقش رهبری کننده آن تحقق پذیرد ، انهائی که امروزه برای ایجاد حزب کمونیست متحد ویکی شده در پیوند با مبارزات کارگران تلاش می کنند چه وظیفه ای بعهد ه دارند. ما می دانیم وسالهاست تاکید کرده ایم چاره ی رنجبران وحدت وتشکیلات است. ما در عین حال در تجربه آموخته ایم برای انقلاب کردن در ایران احتیاج به حزبی واقعن انقلابی مسلح به تئوری علمی ،تشکیلاتی زبده در پیوند فشرده با کارگران پیشرو وآگاه متشکل در تشکلات توده ای کارگری و رهبری وکادر ها واعضایش پنهان از چشم دشمنان طبقاتی در میان توده داریم. بدون چنین حزبی چنانچه انقلابی صورت گیرد بازهم به کجرا ه رفته وبازهم جناحی دیگر از بورژوازی قدرت را تسخیر خواهد کرد.

چه باید کرد که به این مشکل تاریخی جنبش عظیم و گسترده ی طبقه کارگر ایران جواب بدهیم ؟

به ندای کارگران ،مردمان ستمدیده مان پاسخ دهیم . به ندای ابوالقاسم لاهوتی که نزدیک صد سال پیش فریاد کرد پاسخ دهیم : چاره رنجبران وحدت وتشکیلات است. آهنگ دلنواز سرود خسرو گلسرخی را به جان گیریم : باید یکی شویم ،باید یکی شویم . باید همه ی کمونیست ها با تاکید روی نکات مشترک براسا س اصول وبرنامه بدور از ذهنی گری وسکتاریستی ،بدور از منافع گروهی و خود مرکز بینی یکی شوند. چنین است وظیفه فوری ومبرم کمونیستها . منافع طبقه کارگر ،مردم زحمتکش ما ،توده های ستمدیده ورنج کشیده ی ایران که سالهاست زیر ستم یک حکومت جانی ارتجاعی لگد مال شده اند حکم می کند کمونیست ها یکی شوند ،یک تشکیلات یکپارچه بوجود آ ورند. چهل سال است جدا جدا عمل کرده اند ،چهل سال است تنها به میدان رفته اند کافی است ، جز انشعاب ،پراکندگی بازهم بیشتر چیزی عاید نشده است. متاسفانه نشانه هائی هست که این پراتیک منفی دارد به درون جنبش کارگری داخل انتقال می یابد.

از شاهرخ بیاموزیم برای یکی شدن کمونیست ها ،برای ایجاد حزب واحد کمونیستی ،برای ایجاد تشکیلات سراسری کارگران ،برای ایجاد اتحادی بزرگ معلمان ،زنان ،پرستاران از کلیه مردمان ستمدیده وملیت های ایران، مبارزه کنیم .

وفا جاسمی

Comments are closed.

آثار کلاسیک مارکسیستی

آمار سایت

کانال چشم انداز مصاحبه با کاک ابراهیم و محسن رضوانی

تقویم

جولای 2017
د س چ پ ج ش ی
« ژوئن    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  

مراسم خاکسپاری زندە یاد رفیق بهرام مهین

>