فاجعه ایکه بحران عمیق سال ۲۰۰۸ تا بحال برای طبقه کارگر و سایر زحمتکشان ببار آورده!

دنیای سرمایه‌داری در دهمین سال از عمیق‌ ترین  بحران‌های‌اش پس از آن رکودِ عظیمِ جهانی به سر می برد. سرمایه داری به مثابه سیستمی فرا ملی، سیستمی ست که مرزهای ملی را برنمی تابد و ماهیتی جهانی دارد و نیازمند هژمونی ست. در حال حاضر این هژمونی سرمایه در حال افول است که می توان گفت ما در رکود جهانی قرار داریم که از سال ۲۰۰۷ آغاز شده است و می رود تا زمان نا محدودی ادامه داشته باشد. آن چه که بسیار قابل لمس می باشد در مقایسه با بحرانهای قبلی در طول تاریخ سرمایه داری، بحران ۲۰۰۷ /۲۰۰۸ بزرگترین لرزه را برای جهان سرمایه داری ایجاد کرد. تأثیرات این بحران تا بحال برای آمریکا، اتحادیه اروپا و کشورهای جهان فاجعه بار بوده است.

ترامپ رئیس جمهور آمریکا اکنون صدمین روز ریاست جمهوری خود را بدون هیچ برنامه ای برای مردم می گذراند، چیزی که مشخص شده این است که او نیز سیاستهای دولت های سابق را دنبال می کند و به همین دلیل که هیچ یک از جناح بندی ها اعتمادی به واشنگتن ندارد. آنچه که به وضوح دیده می شود تمرکز بیش از حد دارو دسته ترامپ بر نظامی گری ست چون نئوکان ها بازگشتند و وضعیت موجود را مناسب نمی دانند. در اخبار امروز (اول می ۲۰۱۷ ) از دونالد ترامپ سئوال می شود : « دلیل شروع جنگ داخلی آمریکا چه بوده؟ » او از پاسخ به این سئوال عاجز ماند.

هم اکنون، با روی کار آمدن ترامپ وضعیت اقتصادی و اجتماعی و رفاهی مردم به سرعت رو به وخامت می رود. پلوتاکراسی (کشوری که حاکمیت در آن در دست ثروتمندان است)، تجاوز هر چه بیشتر به حد اقل های طبقات زحمتکش و محروم، از جمله مدیکر، مدیکید، (هزینه های امنیت اجتماعی، هزینه های رفاهی، قطع کردن کوپن غذا برای میلیونها نفر از نیازمندان، بودجه آموزش عالی، هزینه های خدمات اجتماعی، حق بیمه بیکاری)، و بالاخره پرتاب طبقه متوسط به فقر بی پایان تا سرحدّ نابودی این طبقه می باشد. در عوض افزایش سرسام آور بودجه نظامی (مثلاً ۵۴ میلیارد دلار افزایش بودجه پنتاگون)، گسترش بیش از حد مزایای مالیاتی برای ثروتمندان توسط کنگره آمریکا و نا گفته نماند که بیش از ۵۰ درصد آنها میلیاردر می باشند.

پروفسور جیمز همیلتون از دانشگاه اقتصاد ایالت کالیفرنیا در سال ۲۰۱۳ کار تحقیقی در زمینه مقدار واقعی بدهی های ملی آمریکا را تا بیش از ۷۰ تریلیون دلار برآورد کرده است که شامل بدهی های تک تک ایالت ها، شرکتها، افراد، پرداخت های رفاهی و تعهدات دیگر دولت فدرال با طلب کاران خود. به گفته او، ایالات متحده در حال حاضر نا توان از بازپرداخت بدهی ها است. رقم دقیقی در مورد بدهی های سال ۲۰۱۷ بدست نیامده ولی آنچه که مسلم است رقم مورد نظر به مراتب بیشتر از ۷۰ تریلیون دلار می باشد.

بی کاری مزمن و بی پایان میلیونها نفر را بی خانمان کرده است. در صد بی کاران مزمن و کارکنان نیمه وقت روی هم نزدیک به ۳۰ میلیون نفر برآورد شده یعنی حدود ۲۵ درصد از نیروی کار در آمریکا.

به خاطر خارج شدن از این بحران (به گفته همیلتون)، فدرال ریزرو با هم آهنگی با مقامات آمریکائی دست به چاپ اسکناس زدند و از این طریق دارایی های بسیاری را خریداری کردند. بر این اساس بود که میزان بدهی های دولت هر سال افزایش یافت تا جائیکه طبق همین برآورد، بهره بدهی ها به تنهائی تا سال ۲۰۲۱ از هزینه های دفاعی بیشتر خواهد شد.

در حال حاضر وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در شرایطی بسیار نا بسامان قرار دارد و از طرفی رسانه های متعلق به شرکتهای چند ملیتی این اطلاعات را از مردم پنهان نگه میدارند. مثلا شهرهای زیادی ورشکسته شدند. از اوت ۲۰۱۳ ، تا بحال بیش از ۱۲ شهر در این کشور خود را ورشکسته و مهجور اعلام کردند. نزدیک به ۳۵۰ شهر کوچک و متوسط در کشور و ۱۱۳ منطقه شهری شهرهای بزرگ، به خصوص نیویورک با چنین گرفتاری دست و پنجه نرم می کنند. شهر دیترویت، میشیگان با ۱۸ میلیارد دلار اعلام ورشکستگی کرد. حدود ۳ میلیارد آن متعلق به حساب بازنشستگی و دوا و درمان می باشد.

طبق همین گزارش، کسری کلی مزایای بازنشستگی در ایالات متحده ۷.۲ تریلیون دلار یا ۱۷ در صد تولید ناخالص. فقدان نقدینه در صندوق بازنشستگی برای پرداخت مزایای بازنشستگی، به عنوان مثال در ایالت ایلنوی، ۵.۲ برابر میزان درآمدهای مالیات سالانه ایالت کاناتیکات می باشد. تعداد کارکنان پلیس در شهر استاکتون به نصف رسیده است. لوس آنجلس، ۲۳۸ میلیون دلار در سال ۲۰۱۳ کسر بودجه داشته است که اکنون به مراتب بالا تر از این مبلغ می باشد. در حال حاضر شهرداری لوس انجلس که قبل از این بحران بیش از ۴۰ هزار کارگر و کارمند و غیره داشت، تنها حدود ۲۸هزار نفر استخدامی دارد. این شهرداری عظیم بجای قصور در پرداختی های خود حق بازنشستگی کارمندان خود را از ۲.۵ درصد در گذشته به ۲۵ درصد حقوق کارگران و کارمندان افزایش داده است.

در بررسی های اخیر انجمن ملی دانشکده ها و کار فرمایان نشان داد که برای ده رده از مدارک دانشگاهی به درجاتی از مهندسی تا ارتباطات، فارغ تحصیلات سال ۲۰۱۶ ، در آمد حد متوسط سالیانه آنها ۵۰ هزار و ۵۵۶ دلار بوده است. در صورتیکه درآمد سالیانه همین استخدامی ها با در نظر گرفتن تورم، قبل از این بحران بیش از ۷۰ هزار دلار بوده است. تمامی این مشکلات به خاطر خصوصی سازی ها بوجود آمده . برای ادامه تحصیل در دانشکده ها والدین دانشجویان باید مبالغ هنگفتی را متحمل شوند در غیر این صورت جوانان نمی توانند به تحصیل ادامه دهند. با توجه به این اوضاع واقعی و کاملاً قابل لمس برای همگان متوجه می شویم که چرا تقریباً تمام اعضای خانواده باید کار کنند تا مشکل اقتصادی شان را تا حدودی برطرف کنند.

در این رابطه آمار و ارقام مؤسسه پیو در سپتامبر ۲۰۱۵ گزارش می دهد که اثر افت و رکود اقتصادی مداوم در طیف گسترده ای از خانواده ها بوجود آمده است. و اشاره می کند، « ثروت آمریکائی ها نسبت به سال ۲۰۰۰ به مراتب کاهش یافته. برای تمام رده های با درآمدهای میانی در سال ۲۰۱۴ ، نسبت به سال ۲۰۰۰ کمتر بوده است. این واژگونی یا برگشت نتیجه دو رکود هستند رکود اقتصادی سال ۲۰۰۱ و رکود بزرگ سالهای ۲۰۰۷ – ۲۰۰۸ و بهبود های اقتصادی که بسیار ضعیف بودند که بتوانند بطور کامل آسیب زدگی اقتصادی را ترمیم کنند. »

استنتاج صورت گرفته، درآمد و ثروت تمام بخش های جامعه از آغاز بحران مالی سال ۲۰۰۸ رو به زوال گذارده شده. رشد ماندگار و مداوم نابرابری اجتماعی، از آشکار ترین ویژگی های بارز و معین جامعه معاصر آمریکا ست. این روندی ست تسهیل شده توسط مالی گرائی (فایننشیالیزاسیون) اقتصاد و انحراف مداوم از منابع، بدور از سرمایه گذاری مولد، که زمینه فرسایش اشکال دمکراتیک دولت و ترویج بی پایان جنگ و نظامی گریست. با این گزارشات بسیار نگران کننده متوجه می شویم که با وجود چنین بحران بی سابقه و عمیق، نخبگان مالی هیچ راه حلی را تا بحال نتوانسته اند ارائه دهند.

طبق گزارش تحقیقات جهانی در سال ۲۰۱۴ ، یعنی بطور متوسط بدهی وام فعلی هر فارغ التحصیل دانشگاهی به بین ۲۶۰۰۰ تا ۲۹۰۰۰ دلار رسیده است. با توجه به سالنامه آموزش عالی، از تقریباً ۲۰ میلیون دانش آموز کالج در آمریکا، بیش از ۶۰ درصد آنها (که رو به افزایش نیز می باشد) از وام دانشجوئی استفاده می کنند. اسوشیتد پرس گزارش می دهد که وام دانشجوئی در آمریکا به بیش از یک تریلیون دلار رسیده است. این نیز یکی دیگر از نشانه های نگران کننده ایست که مرگ جامعه روبه ترقی در آمریکا را تأیید می کند. با استاندارد وام دانشجوئی با طرح باز پرداخت ده ساله، در حالیکه به عوض این باز پرداخت ها می تواند صرف سرمایه گذاری در خرید مسکن، برنامه های بازنشستگی، سرمایه گذاری در سهام، آموزش و پرورش برای کالج اطفال، و یا صرف مصرف در اقتصاد شود.

نکته جالب توجه اینجاست که این جوانان با مشکلات فراوانی که مدرک دانشگاهی را بدست می آورند متأسفانه کاری برای تقریباً نیمی از این فارغ تحصیلات یافت نمی شود. این جوانان سرخورده و ناامید به آینده مجبورند کارهای خدماتی با درآمد حد اقل دستمزد، تازه اگر موجود باشد را اختیار کنند.

به خاطر بحران بزرگ مالی که از سال ۲۰۰۷ شروع شده و پایانی ندارد، تقریباً در تمام شهرهای ایالات متحده بویژه مناطق گرم سیر غریب تعداد عظیمی بی خانمان وجود دارد، حتی در محله های نسبتاً ثروتمند بر سر چهار راه ها بی خانمان وجود دارد. این پدیده ایست که از سالهای ۱۹۷۰ به این طرف در ایالات متحده بوجود آمده چرا که در گذشته آنها تعداد انگشت شماری فقیر (گدا) در خیابانها دیده می شد.

نئو کان ها در آخرین روزهای فروپاشی این سیستم به قدرت می رسند، ژنرال های آنها جنگ بی پایان به راه می اندازند، جنگی که غیر قابل پیروزی ست و کشور را ورشکسته می کند. اقتصاد دانان آنها در حالیکه صحبت از کاهش پرداخت مالیات ثروتمندان می کنند، خدمات اجتماعی برای فقرا را قطع کرده و طرح پیشرفت اقتصادی را براساس رویایی خوش می ریزند. همین نئو کانهای به اصطلاح صنعت گرا عامل اصلی مسمومیت آب، خاک و هوا هستند، مشاغل را از بین می برند و دستمزد ها را کاهش می دهند. نخبگان بانکی حباب مالی ایجاد می کنند و بدهی فلج کننده برای شهروندان به بار می آورند. روزنامه نگاران احمق و روشنفکران آنها واقعیت استبداد را دمکراسی وانمود می کنند. سازمانهای جاسوسی آنها سرنگونی دولتهای خارجی را هماهنگ می کنند برای ایجاد مناطق محاصره شده بی قانون که منجر به ظهوربنیادگرا می گردد. “کارشناسانو متخصصینآنها سیاستهای حکام را توجیه می کنند.

برای پنج قرن آنها وقت صرف فتح، غارت، استثمار و آلوده کرده کره زمین تحت نام پیشرفت بشریت کرده اند. آنها با استفاده از برتری تکنولوژی خود مؤثر ترین تسلیحات کشتار بر روی کره را بوجود آوردند که بر علیه بشریت به خصوص بر ضد فرهنگ های بومی که در مقابل آنها ایستادگی کردند بکار بردند. آنها ثروت و منابع این سیاره را به سرقت بردند.

در حال حاضر نیمی از ایالات متحده به فقر و فلاکت در غلتیده، آزادی های مدنی از مردم سلب شده، پلیس نظامی شهروندان غیر مسلح را در خیابانها به قتل می رساند، ممکن است دارای بزرگترین سیستم زندان و ماشین جنگی در جهان باشد، اما تمام این حقایق ماهرانه چشم پوشی شده است. ترامپ مظهر ذات این جهان فاسد، از نظر فکری ورشکسته و غیر اخلاقی ست. او سردسته تمام این احمق ها است، و ما فعلاً قربانی او هستیم.

ع. الف

Comments are closed.

آثار کلاسیک مارکسیستی

آمار سایت

کانال چشم انداز مصاحبه با کاک ابراهیم و محسن رضوانی

تقویم

جولای 2017
د س چ پ ج ش ی
« ژوئن    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  

مراسم خاکسپاری زندە یاد رفیق بهرام مهین

>