باید یکی شویم

هرکس وهر سازمانی وتشکلی که به اساسی ترین نقطه نظر های مارکسیسم باور دارد باید در این موقعیت پر آشوب جهانی و خطری که برای ایران ما موجود است ، طبق امکا نات و توانائی هایش در فکر چاره جوئی باشد. سیاست ها ی کلان جهانی بسیار عریان وبرجسته خود را نشان می دهند و با تشدید بحران وتضادها هر روز آشکار تر می شوند. جهان یکبار دیگر بر سر دوراهی قرار دارد و ما کمونیست های ایران با توجه به تجارب طولانی مبارزه ی طبقه کارگر باید تصمیمی درست بگیریم. از میان کلیه تصمیمات مبرم ترین و موثر ترین تصمیم امر یکی شدن است نه همه باهم بلکه همه بر اساس اصول وبرنامه حزب رنجبران ا یران یکی از دستاوردها یش اینست که از همان آغاز برای یکی شدن براساس اصول وبرنامه مبارزه کرده است.

برای اولین بار در تاریخ جنبش کمونیستی ایران سازمان انقلابی حزب توده ایران ( درایجاد به سال ۱۳۴۳) توانست پس از پانزده سال مبارزه ی ایدئولوژیک علیه رفرمیسم، رویزیونیسم مدرن، تئوری فوکو وبا جمعبندی از تجارب پانزده ساله ی خود، که روند نوسازی دائمی را طی کرد، کمیته ی وحدتی را همراه با تشکل های دیگر مارکسیستی به صورت نهائی برای یکی شدن، بوجود آورد. ۹ سازمان و تشکل با شرکت بیش از دویست نفر از اعضای آنها توانستند در کنگره ای سراسری در تهران با نفی دیالکتیکی سازمان خود، حزب واحد ایران رنجبران را تاسیس کنند. در کمیته وحدت همه سازمان ها با برخورد انتقادی به خود و رد فرقه گرائی و خود مرکز بینی اسنادی را جمعی تهیه کرده و به درون کلیه تشکل ها برای تبادل نظربردند و پس از برخورد ، بحث وتبادل نظر، تغییر و اصلاح ، طرح نهائی تهیه و برای تصویب به کنگره عرضه شد.

اولین کنگره حزب رنجبران ایران ، یکی شدن۹ سازمان براساس برنامه و اساسنامه را پایان یکی شدن ندانست و تاکید کرد همچنان باید برای وحدت دیگر نیروهای کمونیستی مبارزه ادامه یابد. از آن زمان تابحال در این چهاردهه ضمن مبارزه با روحیه فرقه گرائی در اکثر روند های وحدت طلبانه ی نیروهای کمونیستی شرکت کرده وهمچنان برای ایجاد حزب کمونیست در پیوند با جنبش کارگری مبارزه کرده است. حزب رنجبران ایران در این راهپیمائی طولانی بری از اشتباه وانحراف نبوده و همیشه از سبک کار انتقاد وانتقاد از خود پیروی کرده و به مبارزه علیه نظرات و خطوط و جنبش کمونیستی در درون خود دامن زده و قدم به قد با تلفیق تئوری عام کمونیسم به شرائط مشخص به نو سازی خود پرداخته و بطور استوار مدافع پیگیر کل جنبش کارگری وکمونیستی ایران و جهان بوده است. درست امروز با توجه به این گذشته پراز سختی ها وبغرنجی ها، تجربه ای که با خون ده ها رفیق کاد ر- زن ومرد- گلگون شده از کلیه نیروهای کمونیستی، ضمن برخورد انتقادی به اشتباها ت ودرس گیری از آنها، به دوراز نفی گرائی، روی دستاورد های کمونیستها و در کل جنبش چپ در برابردشمنان طبقاتی بورژوازی وامپریالیسم پافشاری کرده است .

۹۶ سال پیش هشت هزار کارگرمتشکل د ر شورای متحد سراسری با پرچم های سرخ درایران روز اول ما ه مه، برای اولین بار به خیابان ها ریختند و همبستگی طبقه نوین را به نمایش گذاشتند. این حادثه ای بس دوران ساز و تاریخی است که هیچگاه در جامعه ی ما اتفاق نیفتاده بود. آنها راه و روش نوینی را برای نجات مردم ایران و طبقه کارگرو دهقانان و کلیه ستمدیدگان پیش نهادند. راهی که از اساس بینش چهره ی جامعه ی ما را تغییر داد و هنوز راه راستین ومعتبری به حساب می اید: راه سوسیالیستی.

درچین مائوتسه دون از نقش جنبش دانشجوئی در پکن بعنوان یک حرکت بزرگ تاریخی برای پذیرش مارکسیسم نام می برد درحا لی که در کشور ما قبل از آن جنبش کارگری و کادرهای درون آن دارای چنین توانائی از خود می شوند که مارکسیسم را فرا می گیرند و با جهانبینی نوینی متشکل می شوند.

بیداری خاور را تا آن زمان به پای بورژوازی می نوشتند اما با تشکیل حزب کمونیستی که ستون فقرات آنرا کارگران آگاه تشکیل می داد بدیلی هویدا شد که از بیخ وبن جوامع طبقاتی تا کنون موجود را زیر سئوال برد و نشان داد تاریخ جهان را به نادرستی شاهان بنام خود می نوشتند، درحا لی که توده ها سازندگان واقعی تاریخ بودند. صد سال پیش چهره ی جنبش کارگری ایران سرخ بود وسرودش انترناسیونال. از زمان تا بحال طبقه دارا و سرمایه داربا پشتبانی امپریالیسم با این راه مخالفت کرده وبا خرافات، تو پ وتفنگ و شکنجه وزندان راه پیشروی طبقه کارگر و کمونیست ها را سد کرده و همچنان به سلطه ی خود در جهان وایران ادامه می دهند. آنها امروز جامعه ای ساخته اند که فقر وبدبختی، بی عدالتی و خرافات وفساد سیمائی عمومی آن را نمایان می کند. اما با تمام اینهمه سرکوب طبقه کارگر به درستی بعنوان گورکن نظام سرمایه داری رشد کرده ، امروز در صحنه ی واقعی مبارزه. طبقاتی بدیلی است برای جا نشینی طبقه ی حا کم سرمایه دار.

چرا چنین است ؟

برجسته ترین نکته در این است که هزاران سوسیالیست و کمونیست در این صد سال همچنان وفادار به این طبقه همان راه وهمان پرچم را به دست گرفته، نسل اندر نسل به ادامه دهندگان راه پر افتخا رشان تحویل داده اند. بورژوازی ایران وطبقات اشرافی حاکم ایران توده های مردم را کثیف وبی استعد اد و ونفهم می دانستند. این نکته ی قوی برای کمونیست ها بود که بتوانند مرز میان استثمار شدگان و استثمار کنند گان را روشن کنند. از سوی دیگرپیروزی انقلاب کبیر اکتبر نعمتی برای طبقه کارگر تازه پا گرفته ایران بود که به قدرت خود پی ببرد.

اما از سوی دیگر، واقعیات مبارزه طبقاتی نشان داد ایران لقمه چربی در محاسبات امپریالیستهاست و نه تنها از لحاظ منابع غنی طبیعی بلکه از لحاظ استراتژیکی هم دروازه ایست بسوی شرق و استعمارات انگلیس. درست بدین دلیل ایران اولین کشوری بود که پس از شکست امپریالیستها در جنگ داخلی علیه بلشویک ها، طرح ایجاد ایران ناسیونالیستی را وزارت امور خارجه انگلیس ریخت و رضا خان میرپنج بیسواد را به تخت کیانی نشاند و زمانی دیگر هنگامی که سلطنت ملی گرای پهلوی هم دیگر دربرابر خیزش توده ها تاب مقاومت را نداشت با طرح کمر بند سبز، اسلام را بعنوان بدیلی در برابر کمونیسم ، پشتیبانی داد.

چنین است تاریخ مبارزه ی طبقاتی جامعه ی صد سال گذشته ی ما. هرکس تنها علت شکست را به گرده ی طبقه کارگر و پیشروان و حتی طرفداران این طبقه بگذارد از روی نادانی هم باشد ،نفی گراست و به ضرر قدرت یابی مجدد طبقه کارگر است. دشمن طبقه کارگر با نیروی مادیش فعال در کلیه زمینه ها در میدان بوده و طبقه کارگر نه تنها متحدان جهانی اش را یکی پس از دیگری از دست داده بلکه در داخل هم با رژیم سرکوبگری روبرو بوده است که شکل گیری هر گونه سازماندهی را درنطفه خفهکرده است. در نظر نگرفتن توازن قوا در نبرد طبقاتی، کم بها دادن به جنبش اسلامی ایران و نقش طولانی آن در حاکمیت واز همه مهمتر کم بها دادن به سیاست های ضد کمونیستی امپریالیستی که نقش مهمی در روی کار آمدن رضا خان وخمینی داشتند درست خدمت کردن به خط ضد کمونیستی سلطنت چی های شکست خورده است که چپ ها را مسبب اصلی روی کا ر آمدن خمینی می دانند.

متاسفا نه پس از شکست دهه ی ۱۳۶۰ و از میان رفتن کادرهای برجسته ی احزاب وتشکل های کمونیستی یک جریان انحلا ل طلبی و نفی گرائی در بقایای تشکل ها بوجود آمد که سلاح انتقاد را برای اصلاح و پیشروی به جلو به سلاح تقنگ برای کشتن تشکیلات بکار بردند. شورش از پائین و همسطح گرائی آغازی شد برای وادادگی . امروز ما همچنان در دوران پس از شکست در خارج کشور بسر می بریم و ایدئولوژی پست مدرنیستی که همه چیز را بدون تمایز طبقاتی یکسان زیر سئوال می برد و همه چیز را می خواهد خود از آغاز بسازد، روبرو هستیم.

هر گونه نوسازی در افکار انقلابی و در جنبش کنونی کارگری و کمونیستی ایران در خدمت ایجاد حزب کمونیست نوینی باید از همین نکته اساسی یعنی شناخت واقعی از جنبش کارگری، درس آموختن از تجارب آن، تاکید روی دستاوردها ، شروع شود. نکاتی را در این زمینه باید مورد بررسی قرار داد: .

یکم- حزب کمونیست ایران با تکیه به طبقه کارگر ، با داشتن کادر های آگاه کارگری که رهبران پیشرو تشکل های کارگری بودند پایه ریزی شد و از آن زمان تا به امروز پرچم سرخ کارگران هیچگاه بر زمین نمانده است. کارگران در این مبارزه ی سخت وطولانی افتاده اند اما هر بار قوی تراز پیش برخاسته اند. امروز ما نه تنها لشگر پانزده میلیونی کارگری داریم که در میان آنها پرولتاریای آگاه مسلط به ابزار مدرن هستند که نبض کل اقتصاد تا حد مدیریت کل تولید را تحت کنترل خود دارند.

دوم- بیش از یک قرن است که جامعه ی ایران از وجود طبقه کارگر باخبر شده است. بلشویک ها همان کارگران صنعتی ایرانی بودند که لرزه به اندام بازاری ها و صاحبان سرمایه انداخته بودند. درست از ترس خیزش انقلابی طبقه کارگراست که کلیه ی طبقات ضد کارگری ایران دست در دست هم می دهند و با پشتیبانی و دخالت مستقیم استعمار انگلیس زیر پرچم پان ایرانیستی رضا خان میر پنج افسر قزاق رژیم ضد کارگری ای را جور می کنند که هدف اصلی آن ایجاد یک حکومت مقتدر برای جلوگیری از پیروزی کارگران در خیزش تاریخی آنها برای انقلاب کارگری و تغییر انقلابی جامعه برای سوسیالیسم، بود. ما باید به این تاریخ پر شکوه جنبش کارگری رجوع کنیم تا به اهمیت این امر پی ببریم که چرا سردار ملی ستار خان، به سر کمونیستها قسم می خورد و حیدر عموغلی را رهبر و معلم خود خطاب می کرد.

سوم- کارگران مهاجر ایرانی در قفقاز و دیگر مناطق روسیه در جائی که کار می کردند ، همراه دیگر کارگران بومی در مبارزه ی شدید طبقاتی شرکت داشتند و از نزدیک ودر عمل به آگاهی طبقاتی رسیدند. هسته های مخفی کمونیستی بوجود آوردند وقبل از تشکیل حزب کمونیست در سال ۱۹۲۱میلادی بزرکترین ومتشکل ترین شورا های کارگری را در ایران سازمان دادند واز آن زمان تا بحال این آگاهی نسل به نسل انتقال یافته است. شعار پرولتاریای ایران ” چاره ی رنجبران وحدت وتشکیلات است ” همچنان سینه به سینه انتقال یافته است و هیچگاه وهیچ مکانی از صحنه مبارزه طبقاتی کنار نرفته و پرچم سوسیالیسم بعنوان بدیل طبقه کارگر، اگر هم موقتن در برابر بورژوازی به زمین افتاده ادامه دهندگان انقلابی آنرا بار دیگر برافراشته اند.

چهارم – به شکرانه این تاریخ پر از مبارزه است که امروز با تمام سرکوب ها و در شرائط سخت مبارزاتی تشکل مستقل کارگری بدست خود کارگران بوجود آمده و رهبران آنها در سطح سراسری و حتی در سطح جهانی شناخته شده ومورد پشتیبانی کارگران جهان و مردمان آزادیخواه هستند.

پنجم – به شکرانه ی این آگاهی است که کارگران به قدرت لایزال خود اشراف یافته و برای گرفتن حقوق خود بکار می برند. کمونیسم در ایران توسط رضا شاه نزدیک یک قرن پیش، دقیقتر در سال ۱۳۱۰ غیر قانونی اعلام شد و گروه معروف به پنجاه وسه نفر را درست بخاطر تبلیغ نظرات کمونیستی زندانی کردند و دکتر ارانی از کادر های حزب کمونیست ایران را کشتند. بهمان روشی که همین سا لها ستار بهشتی ها وشاهرخ زمانی ها را می کشند. جنبش کارگری ایران حامل آگاهی طبقاتی است، کمونیسم علمی را همچنان در مبارزات خود بکار می برد. باید از خود پرسش کرد چطور ممکن است هر روز در جامعه ای بیش از پنج اعتراض و اعتصاب کارگری برپا باشد که در جریان آنها کارگران با سرکوبگرترین صاحبان سرمایه، با ماموران خدا که پشتیبان سرمایه بر روی زمینند، مبارزه کنند و حاکمان تا حد برخورد وحشیانه و دستگیری و کشتار جمعی کارگران روند حتا مبارزه کارگران را درسطح اکونومیستی نیز تحمل نکند.

ششم – کارگران ایران نسل اندر نسل در عمل تجربه کرده اند که رژیم سلطنتی و رژیم اسلامی هر دو ضد کارگری و ضد سوسیالیسم هستند. کارگران آگاهند که آن دستگاهی که از تشکل یابی آنها جلو می گیرد حکومت است. آن دستگاهی که آزادی اجتماعی آنها را گرفته حکومت است. آیا این آگاهی نیست که درپی هر مبارزه ای حتی در سطح محلی و یک کارخانه کارگران در عمل در برابرحکومت می ایستند. مگر نمی بینند که رهبران آنها را دستگیر کرده، شکنجه می دهند و خانواده ی کارگران را زجرکش می کنند. کافی است به قطعنامه و بیانیه های تشکل های کارگری این روز ها رجوع کنیم تا ببینیم طبقه ی کارگرایران تا چه حد به مقام ولائی از آگاهی سیاسی و مبارزاتی رسیده است.

هفتم – وجود هزاران کارگر آگاه و کمونیست، وجود ده ها تشکل چپ، واقعیت تاریخی پیشتاز بودن کمونیستها ی وفادار به طبقه ی کارگر در صحنه ی مبارزه سیاسی جامعه کنونی است. آیا همین واقعیت زنده نشانی دیگر از وجود طبقه ای آگاه وبدیلی در برابر سرمایه داری نمی تواند به حساب آید؟ باتوجه به این روند تاریخی و واقعیات عینی که از تحلیل مشخص از وضع ایران نشات می گیرد، تنها راه اصلی یکی شدن است. راه های دیگر فرعی و روبراه نیست. باید یکی شویم.

محسن رضوانی – خرداد ۱۳۹۶

Comments are closed.

آثار کلاسیک مارکسیستی

آمار سایت

کانال چشم انداز مصاحبه با کاک ابراهیم و محسن رضوانی

تقویم

اکتبر 2017
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031  

مراسم خاکسپاری زندە یاد رفیق بهرام مهین

>