ددمنشی آشکارنظام مذهبی سرمایه داران!

خرداد ماه امسال، ۳۶ سال از عیان شدن چهره ی خون آلود خشمگین نظام مذهبی می گذرد که درمقابله وحشیانه با آزادیهای دموکراتیک نیروهای سیاسی مخالف اعم از کمونیست، چپ، مذهبی، را در سرتاسر ایران قتل عام فجیع قرون وسطائی و فاشیستی سازمان داد.

درابتدای سرنگونی نظام سلطنتی، به علت وجود توهٌم عمومیت یافته ای درمیان توده های مردم نسبت به دارودسته ی خمینی در استقرار آزادی، و شعارهای دروغین نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامیدرعدم توانائی توانسته بودند در راس قدرت دولتی قراربگیرند، برای تحکیم قدرت خویش موقتا با نیروهای سیاسی و مذهبی نظیر دار و دسته بازرگان، طالقانی، بنی صدر، شریعتمداری، جناحهائی از جبهه ملی (سنجابی، فروهر)، دست به سازش زدند و نیروهای دیگری نظیرمجاهدین و رهبری حزب توده و اکثریت فدائی را به حمایت از این نظام جلب کردند.

دیری نپائید که ماهیت فاسد این رهبری با بیرون انداختن این دارودسته های وابسته به بورژوازی متوسط و خرده بورژوازی از هیئت دولت که اعتراضاتی به عمل کرد دولت داشتند، و حمله به آنان، درحدی که بنی صدر بطور مخفیانه ای از ایران بیرون رفته و پناهنده به فرانسه شد. در ۳۰ خرداد۱۳۶۰ تظاهرات مجاهدین در تهران به خون کشیده شد. دستگیری نیروهای چپ و اعدام آنان شدت گرفت که رفقائی نظیر عباس صابری و فریدون رئیسی از کادرهای برجسته ی حزب رنجبران ایران در تیرماه ۱۳۶۰ تیرباران شدند. رژیم جمهوری اسلامی وارد مرحله ی انحصارطلبی هرچه تمرکزیافته تر به خود را به عنوان تنها راه سرپا ماندن و حفظ نظام سرمایه داری زیر ایدئولوژی اسلامی تشخیص داده و با برپانمودن اعدامهای خیابانی سرکوب وحشیانه را سازمان دادند که کشتار نیروهای مخالف در نیمه اول دهه ی ۱۳۶۰ با کشتار ضربتی زندانیان سیاسی محکوم شده در زندانها، درتابستان ۱۳۶۷ این قتل عامهای فجیع را به اوج رساندند و نشان دادند بزرگترین جنایتکاران تاریخ می باشند که به هیچ قانونی درمورد حقوق انسانها پای بند نیستند.

حملات نه تنها به مقرهای علنی تشکلهای مخالف و ضبط این مقرها بلکه تا حد اعدام زندانیان سیاسی سال ۱۳۶۷، پیش رفت. بدین ترتیب، زمینه برای بسط و گسترش دزدیهای میلیاردی معروف به بیت المال مردمهرچه وقیحانه تر را فراهم نمودند و ثروتهای بی کران را به بالاکشیدند. به جای هزارفامیل معروف زمان نظام سلطنتی پهلوی به هزارفامیل آقا زاده ها ی نظام جمهوری اسلامی تغییر نام یافته و حیف و میل بیت المال از هزاران میلیاردی به پائین نیامد و اکنون در شرایطی که توده های مردم زنده گی و محل خوابشان تاسطح گور خوابی و فروش نوزادان رسیده و بی کاری یقه فارغ التحصیلان را گرفته و پرداخت مزد کارگران به ماهها و سالها به صورت عدم پرداخت معوقه درآمده و صاحبان وسایل تولید و مبادله به سان برده داران نسبت به نیروی یدی و فکری رفتارکرده وسلطه یافته اند.

عدالت اجتماعی به حد عدالت دوران قاضیان بلخ سقوط کرده و با نام کشورسرمایه داری، قانونهای دوران فئودالی برای دوشیدن هرچه بیشتر توده های کار و زحمت به اجرا گذاشته می شوند. آیا بیش از ۷۰ میلیون جمعیت ایران باید دردست مشتی اوباشان مدرن بماند و دربرابر این همه قساوت و تجاوز به حقوق انسانها به طور روزمره ادامه یابد؟ جواب آری تنها درصورتی است که پذیرفته شود مردم درخواب خرگوشی فرو رفته و حتا سرشان را توی برف کرده اند و سکوت مرگباری را پذیرا شده اند. اما واقعیت این گونه نیست و فریاد اعتراضات کارگران و زحمت کشان بر سراسر ایران طنین دنباله داری افکنده است. اما این صدا درصورتی تاثیر گذار می شود که این توده عظیم دست در دست یکدیگر برای پایان دادن به این دولت ظلم و ستم را برای همیشه سرنگون کرده و امر اداره کشور، اداره وسایل تولید و مبادله، ثروتهای انبوه در بانکها را دراختیار مالکیت عمومی قرارداده و نهایتا این توده عظیم ازبین بردن نظام مالکیت خصوصی بر وسایل تولید و مبادله را براندازند و کشور آزاد و جدا از سلطه ی استثمارگران و ستمگران به شکوفائی وازبین رفتن ازخود بیکانه گیها نایل شود.

بعداز گذشت ۳۶ سال از اوج قدرت گیری جمهوری اسلامی، اکنون این قدرت در سراشیب ضعف و ناتوانی در ادامه ی این قلدرگری رسیده و وقت سازمانیابی طبقه کارگر و توده های زحمت کش بیش از هر زمان دیگر به ضرورت مبرم تبدیل شده است.

ک.ابراهیم – ۵ خرداد ۱۳۹۶

Comments are closed.

آثار کلاسیک مارکسیستی

آمار سایت

کانال چشم انداز مصاحبه با کاک ابراهیم و محسن رضوانی

تقویم

جولای 2017
د س چ پ ج ش ی
« ژوئن    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  

مراسم خاکسپاری زندە یاد رفیق بهرام مهین

>