رژیم جمهوری اسلامی که بانی یک جریان بنیادگرائی اسلامی است و داروسته ی حاکم آن ، همچنان در پی استقرار  ولایت فقیه شیعیگری در جهان اسلام وحتی آنطرف تر کل دنیا هستند. آنها جامعه ما را در این چهار دهه نه تنها به زندان بزرگ توده های وسیع مردم  زنان وملیتها واقلیت های دینی ومذ هبی کرده و از لحظ اقتصادی به سطح ایست تولید وفقر وبیکاری کشانده اند بلکه  امروز در انفراد کامل سیاست خارجی  با  حادشدن تضادهای منطقه ای ، ایران را بسوی بر بریت سوق می دهند  و چنانچه تغییر بنیادی انقلابی بدست طبقه کارگر و متحدنش  بوجود نیاید و جایش را یک حکومت مردمی وصلح جو نگیرد ،  فاجعه ای بس بزرگتر آینده اش را تهد ید می کند.

جهان را سراسر بحران ساختاری سرمایه داری فرا گرفته و امپریالیسم آمریکا با برند ترامپ برای جلوگیری از سقوطش به میدان آمده است و  با بنیادگرائی  سه فرقه ی دیگر دینی ، صیهونیسم  نتنیاهو ، اسلام وها بی و مسحیحت نئو کان، به جنگ بنیادگرائی شیعه گری بر خاسته است. طبل جنگ را به صدا در  آمده  و همه ی شواهد حکایت از جدی بودن موضوع دارد وبهیچوجه نمی شود به آسانی ویا با سهل انگاری از آن گذشت. توده های مردم بویژه وسیعترین نیروهای ستمدیده واستثمار شونده کارت به استخوانشان رسیده است. چگونه می توان ازاین جنگ وازاین فاجعه جلوگیری کرد و چنانچه  جنگی به مردم تحمیل شود و ظیفه طبقه کارگر ونیروهای طرفدار آن در این رابطه چیست؟ پرولتاریا از چه تاکتیکی باید استفاده کند ؟اصول  عام کمونیسم علمی را چگونه باید به این شرائط تطبیق داد ، تجارب  پرولتاریای جهانی در این زمینه چه به ما می آموزد؟

اولین واساسی ترین کاربرای اینکه انقلاب ۵۷  اتفاق نیفتد ودزدی ثمره انقلاب را نبرد باید  خط کشی طبقاتی را روشن کرد وخط قرمز  دوران تاریخی گذار جوامع بشری را بعنوان معیار بکار گرفت.دوران سرمایه داری به پایان رسیده ،انحصارات و ابر انحصارات هم دیگر نمی توانند سرمایه داری را از بحران کنونی اش نجات دهند ،ناشی از این بن بست اجبا ری سرمایه داریست که آشوب بزرگی سراسر جهان را  فرا گرفته است.  تنها طبقه ای که توانائی نجات بشریت را از این وضع دارد طبقه کارگر است که  با عمومی کردن مالکیت شرائط را برای بسط وگسترش نیروهای مولده را فراهم می سازد . پیشرفت علم وصنعت ،توانائی  کارگران  دانا در کلیه زمینه ها بقدری جلو رفته که به صاحبان بیش از هشتاد درصد دارائی جهان هیچ احتیاجی ندارند. اکثر آنها زندگی  بسیار غیر فعال وانگلی را طی می کنند. شرائط برای طبقه کارگر فراهم است که بعنوان بدیل سیاسی خود را بطور موثری  در صحنه عرضه کند. دوران اکتفا کردن به مبارزات اقتصادی و خرده کاری را دیگر باید به پایان رساند.. طبقه کارگر ایران باید ازدرون خود و با تکیه به کادرهای  خود حزب سیاسی پیشقراولش را بیرون دهد. انجام جنین وظیفه ای بی شک مورد پشتیبانی صد در صد جنبش کمونیستی وچپ موجود خواهد بود. آرزوئی است که پس از سرکوب ضد کمونیستی دهه ی شصت   همراه همه تشکلها وافراد پراگنده ی چپ است وتحقق آن پیروزی بزرگی به حساب خواهد آمد. اما ما نمی توانیم در همین سطح عمومی و آروزو ها باقی بمانیم. دشمن داخلی وخارجی ، بازیگران فعال و اصلی صحنه اند ،باید جلوتر ومشخص به  اوضاع کنونی پاسخ دهیم. بگذارید یک به یک نیروها وصف آرائی ها را مورد بررسی قرار دهیم :

چه نیروئی توانائی مقابله با این تعرض  همه جانبه ترامپ را دارد ؟

طبعن باید ازحاکمیت شروع کنیم : خامنه ای  و دارودسته اش با پرچم ژنده  بنیاد گرائی اسلامی شعیعگری برای مقابله با این اتحاد سه سره  ،هر روز منفرد تراز قبل  عمل می کند .او در سطح داخلی  پیشنهاد باصطلاح آشتی ملی  خاتمی ، رفع حصر از رهبر جنبش سبز که  توسط  پسر مطهری نایب رئیس مجلس شورای اسلامی مطرح می شود را رد کرد ه وروحانی را هم تهدید به برکناری  همچون بنی صدر می کند.  او نه تنها در این سالهای طولانی کلیه همراهان خمینی را یکی یکی به شیوه های گوناکون از زندگی و کار ساقط کرده است ، اخیرا در مبارزه با روحانی روزه شکنی را مثل آورده که وقتی حتی در ساعت های آخر روز ، چند دقیقه به افطار مانده  کسی روزه اش را بشکند  در نزد خداوند کل روزه باطل است و این مزخرفات  را بکار می برد تا بگوید هرکس امروز از اوامرش پیروی نکند هر چقدر هم در گذشته به انقلاب اسلامی خدمت کرده باشد ، تمام زندگی اش بر باد است و خائن به انقلاب است .از نفرت اکثریت مردم از این نظام و ولایت وقیح اش حرفی نمی زنیم برای همگان روشن است. بنابراین علی مانده وحوضش.

بدین ترتیب  مردم ایران در راس نظام اسلامی موجود بنیادگرا ، کسی را دارند که   با اعمال جنایتکارانه خود ش را  در محاصره حلقه به حلقه مخالفان قرار داده است. رقبای جها نی او و بویژه دارودسته ی براند ترامپ  به خوبی به اوضاع ایران وانفراد کامل دارودسته ی خامنه ای واقفند و معتقدند حمله به ایران و برانداختن  رژیم جمهوری اسلامی نه تنها هدف آسانی است  بلکه با پیروزی در آن قادرند  شکست در عراق را جبران کنند ، سوریه را طبق نقشه به چند قسمت نمایند و شرائط را برای تسط کامل اسرائیل بر فلسطین بطور نهائی فراهم آورند.  برند ترامپ  کاملن نظریه ی کیسینجر و نئو کان ها را در اینکه خاورمیانه کلید ادامه ی تسلط بر جهان است را قبول دارد و سرو صدای کره کره شمالی تنها برای پوشاندن هدف اصلی است. هدف ایران است نه با جنگ فرسا یشی و پیاده نظام بلکه بمباردمان هوائی ودریائی متمرکز و استفاده از کلیه امکا نات تخریبی از جمله  سلاح هسته ای.تدارک برای چنین برنامه ای در حال  پیاده شدن است. اولین نشانه ی برجسته و آشکارش  سفر رئیس جمهور جدید به خاورمیانه بود  که دنیا را به تعجب وا داشت .ترامپ کشوری را انتخاب کرد که در رقابت مرگ وزندگی با بنیاد گرایان شعیه تهران است.  ایجاد یک ناتوی عربی سنی گرای وهابی بنیادگرا علیه ایران  اولین اقدام اش دراین سفر بود. دو مین کشور اسرائیل زیر سلطه ی صیهونیسم  و نتانیاهو که زدن ایران را بهر وسیله ای سالهاست تشویق می کند و منتظر خاتمه ی دوران ریاست جمهوری اوبا ما بود.بدین وسیله یک مثلث سه گرایش بنیادگرائی در برابر یک گرایش دیگر صف آرائی کرده اند.علاوه بر این دستگاهای امنیتی برند ترامپ توانسته اند پاره ای از نیروهای ایرانی مخالف رژیم کنونی را با خود همراه کنند واسرائیل حتی تا آنجا پیش رفته که طبق اظهاریه حزب دمکرات کردستان ایران امکانات لوجستیکی بویژه تعلمیات نظامی پیشمرگه ها ی کرد را بعهده گرفته است.امروز بوی خر داغ کردن به مشام آن قشر از بورژوازی ایران که در پی کسب قدرت سیاسی هستند رسیده و تبلیغ می کنند که ترامپ دیگر چراغ را برای آنها سبز کرده است. شاید همه اش هم خیال واهی نباشد و دستگاه های امنیتی آمریکا که بی شک از اوضاع ایران با خبرند چنین ارزیابی را عرضه کرده اند.  این جبهه برانداز اکنون طیف وسیعی را در بر می گیرد از سلطنت طلب ومشروطه خواه هست تا مجا هد اسلامی رجوی شیعه و گروه های کرد سنی گرا. در اوضاع کنونی  این جبهه بیش از گذشته ، پشتیبان بین الملی دارد وهر روز با تعرضات رو به رشد برند ترامپ گستاخ تر می شود و شاید در کردستان طبق گفته هجری بتوانند جبهه نظامی عملن باز کنند.

حال باز می گردیم به نیروی مردمی، به طبقه کارگر که صاحب بد یل واقعی انقلابی است .مبارزه علیه ارتجاع داخل را از مبارزه علیه  امپریا لیسم جدا نمی داند وبرنامه ی اجتماعی سوسیالیستی را برای بیرون آمدن از بن بست کنونی مطرح ساخته است.

بورژوازی بهر شکل وشمایلش دیگر برای جامعه ایران وبویژه کارگران وتوده های وسیع ستمدیدگان هیج خیری ندارد ،ماهیتن ضد مردمی عمل کرده ونبضش با نبض سرمایه ی جهانی امپریالیستی می زند.  هرگونه دست بدست شدن قدرت میان اقشار بورژوازی همان سرنوشنی را خواهد داشت که در انقلاب ۵۷ شاهد آن بودیم. یکبار مردم ایران ونیروهای چپ این تجربه را کردند که ترا ژدی بزرگی محسوب می شود. اما  تکرار آن درست بخاطر جنایات حاکمیت کنونی خنده آور می باشد. جبهه ی براندازی پرو آمریکا از نوع بورژوازیست و در صورت سقوط رژیم ولایت فقیه وسرکار آمدن ، استثمار وستم همچنان ادامه خواهد یافت . پرولتاریا وکمونیستها ونیروهای مترقی و ضد ولایت فقیه و سرمایه  باید به این جبهه مهر باطل زنند. آنها باید کلیه نیروهای خود را برای ایجاد یک جبهه ضد رژیم سرمایه داری اسلامی ،ضد دخالتگری وجنگ امپریالیستی برای انقلاب سوسیالیستی بکار اندازند. کمونیست ها باید براساس اصول  وبرنامه یکی شوند وبا تکیه به کادر های کارگری خود فدراسیون سراسری کارگری را بر پا سازند و زمینه را برای اتحادی بازهم وسیعتر از تشکل های موجود دمکرا تیک فراهم آورند. وظیفه ایست سخت ،بغرنج و به آسانی انجام نمی پذیرد ولی وظائف راستینی هستند که مارا به آزادی وبرابری می رساند.

باید خیالات واهی نسبت به پیروزی سریع با کمک امپریالیسم را بدور ریخت و خود را برای  مبارزه ی انقلابی بدون وابستگی به امپر یالیسم آماده کرد. باید به قدرت طبقه کارگر و توده ها ایمان داشته باشیم . باید روحیه ی جرات به مبارزه را با لا بریم و پرچم مبارزه ضد رژیم جمهوری اسلامی را به پیش بریم و با متشکل کردند توده های وسیع جنگ امپریالیستی  و حمله به ایران را به جنگ  انقلابی علیه هر دو جبهه تبدیل کنیم.

سرنگون باد رژیم سرمایه ولایت فقیه

مرگ برامپریالیسم آمریکای جنگ افروز

زند باد سوسیالیسم

 

بخش نظرات تعطیل است

آثار مارکس
آثار انگلس
آخرین شمارە رنجبر
آینە روز: روزنت خبری ایران و جهان
دستەها
بایگانی
تقویم شمسی
آذر ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« آبان    
 12345
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰  
تست

http://www.ranjbaran.org/neue_ketabkhaneh.htm

تست
http://www.ranjbaran.org/neue_ketabkhaneh.htm