تاریخ صدوپانزده ساله ی احزاب و سازمان های چپ متعلق به جنیش های سوسیالیستی، کارگری و کمونیستی ایران

از انقلاب مشروطیت ۱۲۸۴ تا انقلاب ۱۳۵۷
فصل چهارم: حزب کمونیست ایران در دورۀ حکومت رضاشاه پهلوی

فعالیت های حزب پس از کنگره دوم تا سرکوب آن در سال ۱۳۱۰

پس از پایان مؤفقیت آمیز کنگره دوم، حزب به فعالیت های گسترده ای در میان جوانان، ارتش و کارگران و زنان و دهقانان اقدام کرد. سازمان جوانان حزب دایر گردید و از طریق ایجاد اتحادیه های دانش آموزان و فعالیت های فرهنگی، حزب مؤفق شد که جوانان بسیاری را پیرامون شعارها و سیاست های حزب بسیج سازد. در تهران اتحادیه دانش آموزان نفوذ زیادی در مدرسه دارالفنون و طب به دست آورد و توانست اعتصاب مهم سیزده روزۀ شاگردان دارالفنون را در سال ۱۳۰۶ سازماندهی نماید. در اواخر دهه ۱۳۰۰ حزب مؤفق شد که در تهران از طریق اتحادیه های دانش آموزان کلاس اکابر برای سوادآموزی در بین زحمتکشان شهر دایر سازد. عمده ترین فعالیت حزب در دورۀ ۱۳۰۶ – ۱۳۱۰ در بین کارگران، بویژه در میان کارگران نفت جنوب و در بین کارگران نساجی اصفهان بود. ۱
اتحادیه کارگران نفت جنوب در سال ۱۳۰۴ با کمک برخی از فعالان حزب، از جمله پیشه وری به وجود آمده بوذ ولی فعالیتی از خود نشان نداده بود. از سال ۱۳۰۶، حزب تصمیم گرفت در میان نفت گران تشکلی مخفی ایجاد کند و در این کار مؤفق شد. این تشکل اقدام هایی در جهت برگزاری کنفرانس اتحادیه های کارگری انجام داد. در اواخر سال ۱۹۰۶، کنفرانس با حضور ۲۰۰ نماینده تشکیل شد. از جمله مصوبه های با اهمیت کنفرانس مبارزه با نفاق افکنی و دودستگی ملی – قومی بود که از جانب مقام های نفتی انگلیس در بین کارگران فارس و عرب رواج داده می شد. ۲

در ادامه فعالیت های تشکیلاتی و گسترش اتحادیه های کارگری در میان کارگران نفت جنوب در اواخر سال ۱۳۰۷، کمیته ایالتی حزب کمونیست ایران در خوزستان مؤفق شد که کنفرانس دوم اتحادیه های کارگری نفت جنوب را تشکیل دهد. مطابق اسناد آن زمان ، از جمله نشریه “ستاره سرخ” یکی از نشریات حزب در آن دوره، شماره اعضای اتحادیه کارگران نفت در سال های ۱۳۱۰ – ۱۳۰۷ حدود ۳ هزار تن بود. این نشریه در باره کنفرانس دوم می نویسد که کنفرانس یک رشته تصمیمات مهم در عرصه های تشکیلاتی و سیاسی گرفت. تصمیمات کنفرانس و اقدامات حزب پس از آن، بی شک از نقاط عطف جنبش کارگری و سندیکایی ایران محسوب می شوند. بخشی از این تصمیمات که جنبه سیاسی نیرومندی داشت،عبارت بودند از: تجدید نظر در اعطای امتیاز نفت جنوب و آمادگی برای اعتصاب در اول ماه مه. ۳

نخستین اعتصاب بزرگ و فراگیر کارگران نفت جنوب، به ۴ اردیبهشت ۱۳۰۸ مربوط می شود. در این روز بنا به دعوت اتحادیه، کارگران اعلام اعتصاب کرده و راه پیمایی نمودند. اکثریت قریب به اتفاق کارگران عضو اتحادیه در اعتصاب شرکت جستندو در زد و خورد با پلیس و مأموران امنیتی که تحت سرپرستی مقام های شرکت نفت ایران – انگلیس بودند، ۲۰ کارگر زخمی گشتند. استخراج نفت و به طور کلی، همۀ عملیات معادن تعطیل شد. کارگران بیکار به صفوف اعتصاب پیوستند. جمعیتی نزدیک به ۲۰ هزار کارگر و کسبه در برابر نیروهای پلیس صف آرایی کردند. برخی از مطالبات اعتصاب کنندگان عبارت بودند از : بالا بردن دستمزدها، به رسمیت شناختن اتحادیه ها و رسمیت شناختن اول ماه مه، اعتصاب و مبارزه سه روز ادامه داشت و حدود ۳۰۰ کارگر بازداشت و روانه زندان شدند. این اعتصاب اگر چه پیروز نشد اما نیروی کارگران را به نمایش گذاشت.

این اعتصاب در تاریخ جنبش کارگری ایران از اهمیت بسزایی برخوردار است. کارگران در این مبارزه به اهمیت تشکیلات و سازماندهی بیش از پیش خویش پی بردند. نشریه “ستاره سرخ” در شماره بهار سال ۱۳۰۸ خود چنین نوشت:
” این اولین نمایشی است که از حیث عظمت و تجمع افراد، صورت یک اعتصاب کارگری را به خود گرفته است. پیشنهادهای کارگران به خوبی مدلل میدارد که کارگران جنوب تا چه حد به حق خود آگاه شده اند”. ۴
سرکوب و برخورد خشن حکومت رضاشاه، مانع تداوم جنبش کارگری نگردید. تحت رهبری حزب کمونیست، فعالیت های سندیکایی در اصفهان، خراسان، گیلان و دیگر نقاط ایران تا استقرار قانون ضد اشتراکی ۱۳۱۰ که تقی ارانی مدتی بعد ان را “قانون سیاه” نامید، ادامه یافت.

در دورۀ ۱۳۱۰ – ۱۳۰۶، حزب توانست تشکیلات مخفی خود را در میان کارگران نساجی اصفهان نیز گسترش دهد. در جریان ماه مه ۱۹۳۱(اردیبهشت ۱۳۱۰) کارگران کارخانۀ “وطن” که یکی از کارخانه های معروف نساجی ایران در اصفهان بود، اعتصاب کردند. نیروی محرک و رهبری این اعتصاب با سازمان مخفی حزب کمونیست ایران به رهبری عضدالله اصلانی – کامران بود. در این اعتصاب که ۴۰۰ نفر از کارگران کارخانه “وطن” شرکت داشتند، کارگران مطالبات ۱۳ گانۀ خود از جمله اضافه دستمزد و تقلیل ساعت کار روزانه از ۱۲ ساعت به ۸ ساعت را مطرح ساختند. کارفرمایان درخواست های کارگران را نپذیرفتند، اما ادامه اعتصاب و ناآرامی در شهر اصفهان منجر به عقب نشینی کارفرمایان و پیروزی کارگران گشت. ۵

در اواخر سال ۱۳۰۷، حزب در استان خراسان بویژه در مشهد نیز مؤفق شد که کارگران را در اتحادیه ها بسیج سازد. در جریان سال های ۱۳۱۰ – ۱۳۰۷، عمده فعالیت حزب در خراسان در میان کارگران قالیباف بود. در این دوره حزب مؤفق شد که در شهر مشهد مجله ای به نام “کمونیست” منتشر و از طریق بخش سازمان جوانان حزب در میان مردم پخش نماید. فعالیت های حزب به قدری در خراسان از طرف قشرهای مختلف مردم مورد استقبال قرار گرفت که حزب در پائیز ۱۳۰۹ مؤفق شد که دو کاندید، عبدالحسین دهزاد(حسابی) و علی اکبر فرهودی(کارگر قالیباف) را برای انتخاب مجلس هشتم کاندید کند. علیرغم مشکلات کار مخفی و ازدیاد خفقان رضاشاهی، این دو کاندید در انتخابات مجلس صدها رأی آوردند. پس از این جریان، رژیم رضاشاه که متوجه فعالیت های مخفی کمونیست ها در خراسان شده بود، به دستگیری رهبران کارگری و جوانان در شهر مشهد اقدام کرد. ۶

به غیر از خوزستان ،اصفهان و خراسان در سال های ۱۳۱۰ – ۱۳۰۶ فعالان حزب کمونیست ایران در گیلان نیز مؤفق به سازماندهی چشمگیری گشتند. در این سال ها حزب توانست اتحادیه های مختلفی در بین کارگران حلبی ساز، انبار نفت و کلاه دوزها در رشت تشکیل دهد. در ضمن در این دوره حزب مؤفق شد که با کمک سازمان جوانان در تهران، رشت، بندر پهلوی (انزلی) و فومن بین دهقانان نیز به فعالیت بپردازد. ۷

پس از کنگره دوم، رهبری حزب مؤفق شد که در بین جوانان نیز نفوذ کند. سازمان جوانان کمونیست که پیش از تاجگذاری رضاشاه در آذر ۱۳۰۴ در تهران بوجود آمده بود و پس از سرکوب ماه های دی و بهمن همان سال تقریباٌ متلاشی شده بود، در سال های ۱۳۰۶ و ۱۳۰۷ دوباره فعالیت های سیاسی خود را از سر گرفت. بسیاری از اعضای سازمان که از بین دانشجویان دانشگاه تهران و از بین کارگران جذب سازمان شده بودند، در دارالفنون و در ایجاد محفل ها و اتحادیه دانشجویان، نقش قابل توجهی از سال ۱۳۰۶ تا نیمه دوم سال ۱۳۱۰ ایفا کردند. اردشیر آوانسیان، رضا روستا و رضا رادمنش از کادرهای مهم حزب، مسئول سازمان جوانان حزب در این دوره بودند. آوانسیان در خاطرات خود خاطر نشان می سازد که هدف حزب آن بود که جوانان را پس از جذب “به راه …. کمونیسم هدایت نمائیم”. ۸

سازمان جوانان حزب در سال های ۱۳۱۰ – ۱۳۰۶ مجله ای بنام “بلشویک” جوان منتشر می کرد که بیشتر به شکل دست نوشته تکثیر می شد. سازمان در این دوره به غیر از تهران در کرج نیز مؤفق به ایجاد اتحادیه دانشجویان گشت. با تحکیم قدر قدرتی و دیکتاتوری رضا شاه، سازمان جوانان نیز مشمول سرکوب شده و در سال ۱۳۱۰ پس از گذراندن قانون “مجازات مقدمین علیه امنیت و استقلال کشور” در دوره هشتم مجلس شورای ملی، چیزی از سازمان جوانان باقی نماند و بعضی از مسئولان حزبی سازمان جوانان – روستا و آوانسیان – همراه با رهبران حزب – جعفر پیشه وری، سلام الله جاوید، یوسف افتخاری و … دستگیری و زندانی شدند. ۹

بموازات کار در داخل کشور، حزب در خارج از ایران تحت رهبری سلطانزاده توانست مرکزیتی بوجود آورده و به فعالیت در بین دانشجویان ایرانی در شهرهای اروپا بپردازد. تحت نظر این مرکز، روزنامه “پیکار” در برلین و نشریه ستاره سرخ در وین در سال های ۱۳۱۰ – ۱۳۰۶ انتشار یافتند.

با استقرار و تحکیم دیکتاتوری رضا شاه، پیگرد و سرکوب حزب کمونیست ایران، که در این دوره تنها نیروی متشکل اپوزیسیون در ایران بود، تشدید یافت. رضا شاه برای انهدام کامل حزب و اتحادیه های کارگری در سال ۱۳۱۰ متوسل به گذراندن قانون ضد اشتراکی “مجازات مقدمین علیه امنیت و اسقلال کشور” گردید. پس از تصویب این “قانون سیاه” ترور و سرکوب عریان علیه شخصیت های مترقی و کمونیست ها و اتحادیه های کارگری دامنه گسترده ای یافت. در سال های ۱۳۱۱ – ۱۳۱۰ بخاطر اعمال این قانون، صد ها نفر از کمونیست ها و رهبران کارکری، همچون پیشه وری، پس از شناسائی بازداشت و زندانی شدند و تعدادی از آنها نیز به شوروی پناه بردند. ۱۰
چرا حزب کمونیست ایران با تمام فداکاری های اعضا و هواخواهانش مؤفق نشد که نیروی خود را حفظ کند و آن را بسط و توسعه دهد؟ چرا در مقابل یورش رژیم رضاشاه ، تشکیلاتش در هم شکسته شد و امکان هیچگونه مانوری را در مقابل دشمن پیدا نکرد؟ بررسی یافته ها و تحقیقات در این مورد نشان می دهد که عوامل مختلفی در این شکست نقش داشتند. بدون تردید، مأموران انتظامی و پلیس امنیتی رژیم رضاشاه در سرکوب و انهدام حزب کمونیست ایران از کمک های دولت انگلیس تا سال های ۱۳۱۳ – ۱۳۱۱ و آلمان هیتلری در سال های ۱۳۱۹ – ۱۳۱۳ برخوردار بودند. نبود مطبوعات آزاد و فقدان احزاب و سازمان های سیاسی اپوزیسیون در این سال ها، که دورۀ اوج دیکتاتوری بود، عامل مهم دیگری در بررسی علل شکست می توانند محسوب گردند. اما عامل اصلی و تعیین کننده در این شکست را باید در خصلت استراتژی مشخص حزب کمونیست ایران در آن دوره جستجو کرد. در بررسی تزهای کنگره دوم یادآور شدیم که حزب با تمام مؤفقیت های بزرگ در کنگره دوم قادر نشد که راه مشخص انقلاب در کشورهای توسعه نیافته ای مثل ایران را تعیین کرده و به آن عمل کند. این حزب تحت تأثیر رهنمودها و سیاست های کمینترن نتوانست با بسیج دهقانان و روستائیان که ۸۵ درصد جمعیت ۱۵ میلیونی ایران را در دوره ۱۳۱۴ – ۱۳۰۶ تشکیل می دادند و کشاندن مبارزه به مناطق روستائی و برقراری پایگاه های انقلابی در آنجا به بدیلی مطمئن در مقابل رژیم در مرکز تبدیل گردد. به هر روی، حزب کمونیست ایران با تمرکز قوا و فعالیت در شهر ها بویژه تهران، که مرکز ثقل فعالیت های جاسوسی و امنیتی رژیم شاه بود، نتوانست خود را از انهدام فیزیکی و تشکیلاتی در مقابل یورش ارتجاع حفظ کند. ۱۱

با اینکه در جریان سال های ۱۳۱۴ – ۱۳۱۰ حزب کمونیست ایران بطور کامل از نظر تشکیلاتی و سازمانی متلاشی گشت و فعالان آن یا به زندان های رژیم افتادند و یا به کشور های خارجی بویژه شوروی پناهنده شدند، ولی جنبش برابری طلبی و گسترش اندیشه های مارکسیستی در ایران هرگز از بین نرفت و تداوم خود را به شکلی دیگر نمایان ساخت. در سال ۱۳۱۱ یک سال پس از گذراندن قانون ضد اشتراکی ۱۳۱۰، تقی ارانی و چندین نفر از یارانش که به تازگی
از آلمان به ایران برگشته بودند، علیرغم وجود سانسور و خفقان، برای ایجاد محفل های مخفی کمونیستی ،
فعالیت خود را در شهر تهران دوباره آغاز کردند.۱۲

تقی ارانی و پنجاه و سه نفر

تقی ارانی در سال ۱۲۷۹(۱۹۰۰میلادی) در شهر تبریز در یک خانواده متوسط به دنیا آمد و دوران نوجوانی و تحصیل را در تهران گذراند. در سال ۱۳۰۱، ارانی پس از اینکه به عنوان شاگرد اول از دارالفنون و دانشکده طب فارغ التحصیل گردید، با هزینه دولتی برای کسب درجۀ دکترا در رشتۀ شیمی از دانشگاه برلین عازم آلمان گشت. در سال های ۱۳۰۳ – ۱۳۰۲ ارانی در ضمن تحصیل به تدریس زبان عربی نیز در دانشگاه برلین مشغول گشت. در این دوره، ارانی با انتشار سه جزوه در بارۀ “عمر خیام”، “سعدی” و “ناصر خسرو” به تبلیغ فرهنگ و ادب فارسی روی آورد و توجه گردانندگان و نویسندگان نشریات اولترا ناسیونالیستی و شوونیستی “ایرانشهر” و “فرنگستان” را که در این دوره در آلمان منتشر می شدند، جلب کرد. در آن زمان، ارانی گرایش های ناسیونالیستی افراطی داشت و هنوز با اندیشه های سوسیالیستی و مارکسیسم آشنا نشده بود، بهمین دلیل، نخستین نوشتۀ خود را تحت عنوان “سئوالات علمی” که بازتاب حرکت فکری او در آن مقطع از مضامینی چون تجلیل از “نژاد آریایی” نظام شاهنشاهی ، دین زرتشت و عظمت دوران ساسانیان بود، در مجلۀ “ایرانشهر” (شماره یک، سال دوم، دسامبر ۱۹۲۳) انتشار داد. او نزدیک به سه سال با این جریان اولتراناسیونالیستی و شوونیستی همکاری کرد و طی این دوره با انتشار مقاله هایی تحت نام “قهرمانان بزرگ ایران” در مجله “ایرانشهر” و “آذربایجان” در مجله “فرنگستان” به تبلیغ “برتری نژاد آریایی” زبان واحد، ملت واحد و حذف و انهدام زبان های غیر آریایی – مثل ترکی و عربی و غیره پرداخت. ۱۳

ارانی در سال های بعد، زمانی که از نظر شیوۀ تفکر، به یک مارکسیست انترناسیونالیست تبدیل شده بود، به این دوره از زندگی عقیدتی خود طی مقاله هایی در نشریه “دنیا” (دوره اول، چاپ تهران، شماره های ۱۰، ۱۱، ۱۲ خرداد ۱۳۱۴) چنین اشاره می کند:

“بر حسب تقاضای سن ومحدود بودن معلومات بر محیط چنانکه از مقالات مجله ایرانشهر و مجله فرنگستان بر می آید تابع این نهضت بودم و با دوستان خود به فارسی ویژه مکاتبه می کردم که بیادگار افکار ایام جوانی خود نگاه داشته ام.”

نخستین علایم شکل گیری بینش ماتریالیستی و برخورد دیالکتیکی در شیوۀ تفکر و برخورد ارانی در کتاب فیزیک که او آن را در برلین در دسامبر ۱۹۲۵(بهمن ۱۳۰۴ خورشیدی) چاپ کرد، به چشم می خورد. او در مقدمه این کتاب گفت:
“سلسله علوم دقیقه رشته متوالی است از کلیات و اصول عام بشر که از مادی ترین و بنابراین دقیق ترین علوم یعنی علوم طبیعی دقیقه (فیزیک و شیمی) شروع شده، نوع مخصوص از تغییرات طبیعت را در حالت مادی و روحی موجود زنده مورد دقت قرار داده (بیولوژی و پسیکولوژی) بالاخره در دایره همین معلومات خود بنی نوع بشر و کلیات علم و حد ارزش علوم وی را با اصول ماتریالیسم دیالکتیک مورد بحث قرار می دهد.” ۱۴

ارانی پس از انتشار این کتاب بتدریج رابطه خود را از جریان اولتراناسیونالیستی و شوونیستی “ایرانشهر” و “فرنگستان” قطع کرد و در سال ۱۹۲۷(۱۳۰۶) در یک نوشته ای تحت نام “پسیکولوژی فردی”(چاپ مطبعه کاویانی، برلین، دسامبر ۱۹۲۷) در تحلیل تاریخی و ماتریالیستی در بارۀ تحول فکری خود، چنین گفت: ۱۵

“هیچ قضیه را نمی توان عاری از شرایط زمان و مکان و شخص متفکر تحقیق نمود. از طرف دیگر حالت شعور، هوشیاری و دانستن از خود دائماٌ تغییر می کند. خود اجتماعی من در چند سال پیش با اکنون فرق دارد اما از طرف دیگر من همان هستم، همان اسم را دارم، مسئول تمام امضاهای همان خودهای گذشته می باشم. از تمام کارهایی که خود گذشته کرده است برای خود کنونی و خود آینده متوقع جزا و نتیجه هستم. این تضاد را نیز با فکر دیالکتیک می توان برطرف کرد”.

تحول ارانی از یک ناسیونالیست افراطی به یک مارکسیست متعهد و انترناسیونالیست در سال های ۱۳۰۶ – ۱۳۰۴ بوقوع پیوست. در این سال ها، ارانی در جریان تماس و گفتگو با سوسیالیست های آلمان و دانشجویان ایرانی به اندیشه های سوسیالیستی گرایش پیدا کرد و بتدریج مارکسیست شد. پس از مطالعۀ متون آثار مارکس، انگلس، کائوتسکی و لنین و تاریخچۀ شکلگیری و رشد جنبش های چپ در اروپا، ارانی به همکاری با نویسندگان نشریۀ “پیکار” که در آن زمان از طرف حزب کمونیست ایران در برلین چاپ میشد، روی آورد. ۱۶

پی نویس ها

۱- مجلۀ “توده” شماره ۱۵ (شهریور ۱۳۴۹) صفحات ۳۵ – ۳۴
۲- مجله “ستاره سرخ” شماره های یک و دو(۱۳۰۹) صفحات ۱۱ – ۳
۳- عبدالصمد کامبخش، “نظری به جنبش کارگری و کمونیستی ایران” در دو جلد، استکهلم، ۱۹۲۶ جلد اول، صفحۀ ۳۶
۴ – م.م. مزدک ، “نگاهی به جنبش کارگری و سندیکایی ایران از آغاز تا انقلاب بهمن ۵۷” در مجل “دنیا” دوره ششم، سال دوم، شماره ۳(اسفند ۱۳۷۲)، صفحه ۲۶
۵- اردشیر آوانسیان، “تشکیلات حزب کمونیست ایران در خراسان” در مجله دنیا، شماره ۶(پائیز ۱۳۴۴) صفحات ۸۱ – ۸۰
۶- مجله “توده” همانجا، صفحه ۳۵
۷ – خسرو شاکری، “اسناد تاریخ جنبش کارگری…” در بیست جلد، تهران، ۱۳۶۳، جلد اول، صفحات ۱۲۰ – ۱۱۹
۸ – پیشه وری رهبر تشکیلات داخلی حزب در روز ششم دیماه ۱۳۰۹ خورشیدی دستگیر شد و به مدت ده سال (۱۳۱۹ – ۱۳۰۹) در زندان و یک سال (۱۳۲۰) در تبعید(در کاشان) ماند. او پس از آزادی در شهریور ۱۳۲۰ یادداشت های یازده ساله خود را تحت نام “یادداشت های زندان” نخست در روزنامه “داد” با عنوان “از زندان تا کاشان” با امضای مستعار سیمرغ انتشار داد و سپس ادامه آنها را در هفته نامه “ناهید” به چاپ رساند. این “یادداشت ها” که به نظر نگارنده یکی از غنی ترین اسناد تاریخی جنبش چپ مارکسیستی ایران در صد سال گذشته هستند که در فصل سوم این نوشته مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
پس از تصویب قانون ضد کمونیستی ۱۳۱۰ تعدادی از سران حزب، مثل احمد سلطانزاده که در شوروی زندگی می کردند، هرگز به ایران برنگشتند. محمد دهگان و محمد آخوندزاده از سیاست کناره گیری کردند و محمد حجازی در زندان در سال ۱۳۰۹ کشته شد و عده ای نیز به شوروی پناهنده گشتند. رجوع کنید به “ایران بین دو انقلاب”، پرینستون ۱۹۸۲، صفحات ۱۳۳-۱۳۲
۹- برای شرح مبسوط زندگی تقی ارانی، رجوع کنید به: رضا رادمنش، “دکتر تقی ارانی”، “ماهنامه مردم” شماره ۳(ژانویه ۱۹۴۹)، صفحات ۸- ۱ نورالدین کیانوری، “دکتر تقی ارانی”، در مجله “دنیا”، شماره ۴(پائیز ۱۳۴۲) صفحات ۴۶ – ۳۹ و الف . مسعود، “ارانی: شعله جاویدان”، در ماهنامه “مردم” شماره ۶(ژانویه – فوریه ۱۹۷۰)
۱۰ – مجله “ایرانشهر” شماره یک، سال دوم(دسامبر ۱۹۲۳) به نقل از حمید حمیدی، “تاریخچه فرقه جمهوری انقلابی ایران و گروه ارانی” برلین ۱۳۷۱ صفحات ۷ – ۶
۱۱ – در این مقاله اولتراناسیونالیستی ، ارانی با یک لحن بسیار شوونیستی کوروش و داریوش وفردوسی و خیام را مورد ستایش قرار داده و از مزدک و بابک و دیگر رفرمیست های تاریخ ایران اسمی نمی برد. رجوع کنید به : تقی ارانی، “قهرمانان بزرگ ایران” در مجله “ایرانشهر” شماره ۲ سال دوم(سپتامبر ۱۹۲۳)، صفحات ۶۴ – ۶۳٫
۱۲ – در این مقاله ارانی به تبلیغ و ترویج و گسترش زبان فارسی در استان های اقلیت نشین ایرانی، بویژه در آذربایجان پرداخته و طرد و پاکسازی زبان ترکی آذری را که به عقیدۀ او توسط مغولان بر مردم “آریایی نژاد” آذربایجان تحمیل شده بود، تأکید می کند. رجوع کنید به : تقی ارانی، “آذربایجان” در مجله “فرنگستان” به شماره یک (سپتامبر ۱۹۲۴) صفحات ۲۵۴ – ۲۴۷٫
۱۳- تقی ارانی، “تغییر زبان فارسی” در مجله “دنیا” دوره اول، شماره ۱۰ – ۱۱ و ۱۲(خرداد ۱۳۱۴) صفحه ۳۷۳٫
۱۴- تقی ارانی، “سلسله علوم دقیقه، فیزیک” برلین ۱۹۲۵ به نقل از احمدی، همانجا، صفحات ۳۲ – ۳۱
۱۵- تقی ارانی، “پسیکولوژی فردی” برلین ۱۹۲۷ صفحه ۱۷۲٫
۱۶ – تا آنجا که نگارنده اطلاع دارد ، ارانی پس از اینکه به یک مارکسیست متعهد تبدیل گشت به همکاری با نشریه “پیکار” یکی از دو نشریه مهم حزب در خارج از ایران ، که در آنزمان منتشر میشد، پرداخت ؛ ولی عضو حزب کمونیست ایران نبود. برای مأخذ رجوع کنید به آبراهامیان، همانجا، صفحه ۱۵۷ و احمدی، همانجا، صفحات ۲۰ – ۱۵٫

Comments are closed.

آثار کلاسیک مارکسیستی

آمار سایت

کانال چشم انداز مصاحبه با کاک ابراهیم و محسن رضوانی

تقویم

اکتبر 2017
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031  

مراسم خاکسپاری زندە یاد رفیق بهرام مهین

>