مقاله‌ای از رفیق شاهرخ زمانی‌با دست خط خودش ، ارسالی‌از زندان!

اخبار روز: شاهرخ زمانی در درون زندان مقالات و یادداشت هایی را نوشته و به بیرون از زندان ارسال کرده است. تیکا کلاکی یکی از این مقالات را برای انتشار در اختیار تعدادی از سایت ها قرار داده است. آن گونه که از توضیحات وی مشخص است، سایت اخبار روز از جمله سایت هایی بوده که شاهرخ زمانی مایل بوده است آثار خود را در آن منتشر کند.
اخبار روز با احترام به خاطره و آرمان های انسانی و انقلابی شاهرخ زمانی، این یادداشت را که با دست خط خود اوست، برای آشنایی خوانندگان با نظرات وی منتشر می کند.

توضیحات تیکا کلاکی:
مقاله‌ای از رفیق شاهرخ زمانی‌با دست خط خودش ، ارسالی‌از زندان!

از ماه‌های اول زندان رفیق شاهرخ در تبریز ارتباط تلفنی ما با هم برقرار شد و بعد از آن زندان به زندان وقتی‌رفیق تبعید میشد با هم در ارتباط بودیم تا یک شنبه ۱۵ شهریور که آخرین تماس ما بود هر چند کوتاه به خاطر ارسال پارازیت شدید در زندان!
در تمام تماس‌ها رفیق شاهرخ تاکید داشت که مطالب و نوشته‌هایش در درجه اول برای تمامی‌سایت‌های کارگری از جمله افق روشن، چشم انداز کارگری ، اتحاد بین‌الملل وووو و همینطور سایت‌های اخبار روز، روشنگری آزادی بیان و تمامی‌احزاب و سازمان‌های چپ و کمونیست ایران برای انتشار ارسال شود تا این مطالب و نوشته‌ها در اختیار همگان قرار گیرد!
من هم بنا به خواسته خود رفیق شاهرخ چند فایل از این نوشته‌ها را برای انتشار و باز نشر برای تمامی‌این سایت‌ها که در بالا اسم بردم میفرستم و از چند عزیز دیگری که رفیق شاهرخ با آنها در ارتباط بود هم خواهشمندم اگر مطلب یا فایل منتشر نشده‌ای از رفیق شاهرخ دارند آنها را به همان شیوه که خود رفیق می‌خواست انتشار دهند.

باز نویسی دست خط رفیق زنده یاد شاهرخ زمانی، به مناسبت دومین یادبود سالگرد
جان باختن وی و آموزش از این معلم گرانقدر کارگران و انتشار آن
(ارائه شده توسط تیکا کلاکی این دست خط شاهرخ از زندان)
درباب اهمیت سوسیالیسم علمی و مارکسیسم طبقه کارگر:
جریانات ضد سرمایه داری پیش از مارکس در شرایط آشتی ناپذیر طبقاتی نیروهایی از طبقه کارگر و جنبشهای کارگری شروع به توضیح کردند:
جیمز ابراین از جنبش چارتیست درسال ۱۸۳۲ نوشت: “در همه جا ستمگران، سودجویان هستند و دولت نگهبان آنهاست و کارگران ستمدیدگان هستند”.
رابرت اشتاین می گوید: وی پانزده سال پیش از آن که مانیفست حزب کمونیست نوشته شود، تئوری آشتی ناپذیری طبقاتی و مبارزه طبقاتی را ارائه داده است”.
کارگران مهاجر آلمان در لندن(مجمع تبعیدیهای ۱۸۳۴-۱۸۴۶ و فدراسیون عادلها ۱۸۳۶- ۱۸۳۹) را تشکیل دادند. یکی از رهبران سازمان اخیر ویلهلم ویتلینگ که خیاط ماهری بود در دو کتاب ۱۸۳۸- ۱۸۴۲ طرح یک نظام کمونیستی را داد؛
مهمترین سوسیالیستهای تخیلی عبارت بودند از رابرت اوئن ۱۷۷۱-۱۸۵۸ در بریتانیای کبیر، کلود سن سیمون ۱۷۶۰- ۱۸۲۵ و شارل فوریه ۱۷۷۲- ۱۸۳۷ و اتین گام ۱۷۸۸- ۱۸۵۶ در فرانسه بودند و هم چنین طی دهه ها پیش از بین الملل اول ۱۸۶۴-۱۸۷۶ چندین جریان مهم انحرافی از آن جمله: “ترید- یونیونیسم محض و خالص، بلانکیسم، پرودونیسم، لاسالیسم و باکونینیسم پدیدارشدند که مارکسیسم در مبارزه با آنان قوام گرفته و مستحکم شد.
تولد سوسیالیسم علمی: کارل مارکس متولد ۵ مه ۱۸۱۸ تی تر راینیش پروس و فردریک انگلس متولد ۲۸ سپتامبر ۱۸۲۰ در بادن پروس درمتن یک مبارزه فکری و علمی وعملی با عالیترین نمایندگان علمی عصر یعنی فلسفه آلمان (هگل، فویرباخ و…) سوسیالیسم فرانسه ( سن سیمون و شارل فوریه) و اقتصاد انگلیس (آدام اسمیت و دیوید ریکاردو) را کمونیسم علمی به عنوان تئوری انقلابی توضیح طبیعت، جامعه، تفکر درجهت تغییر انقلابی جهان بوجودآوردند: مارکس در ژانویه ۱۸۴۵ پس از اخراج از فرانسه به بروکسل رفت در سازمانهای انقلابی مجمع دمکراتیک و انجمن عمومی کارگران شدیدا فعالیت سیاسی کرد و در فوریه ۱۸۴۶ وی به همراه انگلس کمیته کمونیستی مکاتبه را درجهت فعالیت انقلابی کمونیستی سازمان دادند و در سال ۱۸۴۷″ ابقای فدراسیون عادلها” دراثرقیام بی نتیجه ۱۸۳۹ بلانکیستها در پاریس متلاشی شده بود اتحادیه کمونیستها اولین سازمان جهانی کمونیستی را که پانزده سال بعد انترناسیونال اول را تشکیل داد، بوجودآوردند. اتحادیه کمونیستها عمدتا از کارگران و روشنفکران تبعیدی فرانسوی، آلمانی، سویسی، ایتالیائی و روسی و غیره که در لندن پاریس و بروکسل زندگی می کردند تشکیل شده بود و در سال ۱۸۴۷ از ۲۹ نوامبر تا ۸ دسامبر درکنگره دوم اساسنامه و در سراسر ماه دسامبر ۱۸۴۷ و ژانویه ۱۸۴۸ برنامه آن را مارکس و انگلس که بیانیه حزب کمونیست یا مانیفست کمونیست می گفتند یعنی مهمترین سند تاریخ مبارزه انقلابی طبقه کارگر منتشر شد. این برپایه های محکم اندیشه و عمل پرولتاریائی را برای رسیدن به سوسیالیسم برای کارگران پایه گذاری کرد. شیوه ها و چگونگی مبارزه در جهت نابودی نظام سرمایه داری و برقراری سوسیالیسم را به آنان نشان داد. پیش از سال ۱۸۴۸ جنبش سوسیالیستی در مورد تحلیل سرمایه داری، شکلهای سازمانی و شیوه های مبارزه، هدف سردرگمی بود. این سوسیالیسم مخلوطی بود از پریمیتیسم( یعنی ایده آل پنداشتن شیوه زندگی انسانهای اولیه به اوتوپیانیسم(تخیلات)، آوانتوریسم(ماجراجوئی) و اپورتونیسم(فرصت طلبی) بود. مانیفست حزب کمونیست به ایده آلیسم، جهل، التقاط گرائی درون مبارزه انقلابی و رسیدن به اصولیت علمی پایان داد. چنانکه انگلس ۳۵ سال بعد برسرمزار مارکس در خطابه معروف خود گفت: ” همان طوری که داروین قانون تحول در طبیعت ارگانیک را کشف نمود مارکس هم قانون تحول جامعه را در تاریخ بشریت کشف کرد”. مارکسیسم یا کمونیسم علمی مرکب از فلسفه، اقتصاد و سوسیالیسم علمی اساسا علم قوانین حاکم بر رشد و تکامل طبیعت، جامعه و تفکر علم انقلاب طبقه کارگر علیه ستم و استثمار و علم پیروزی سوسیالیسم و علم بنای جامعه کمونیستی درسطح جهانی می باشد.
بعضی از ارکانهای اساسی مارکسیسم به قرار زیر می باشد:
۱)- ماتریالیسم فلسفی: درک عینی ماده مستقل از ذهن ماده ی در حال حرکت در زمان و مکان به عنوان پایه توضیح مادی جهان در مبارزه با تصورات متافیزیکی فلاسفه ایده آلیست چون جورج برکلی، دیوید هیوم، امانوئل کانت و جورج هگل که به نحوی به پذیرش مذهبی خلق جهان و اداره آن از خارج منتهی می شد، بوجود آورده و مفهوم ماتریالیستی را به تمام رشته های اندیشه و عمل تعمیم داد و طبقه کارگر از اوهام کهنسال و ارتجاعی به فلسفه، علم، دولت، مذهب، اقتصاد، اخلاقیات، هنر و غیره که چهارچوب اساسی ایدئولوژی سرمایه داری هست نجات داد و به عنوان اسلحه ای بُرٌنده در مبارزه علیه سرمایه داری و ایجاد سوسیالیسم به کار گرفته می شود.
۲)- دیالکتیک: مارکس و انگلس دیالکتیک به عنوان علم عام توضیح تکامل را از هگل(۱۷۷۰-۱۸۳۱) که به قول لنین تئوری تحولی است که از لحاظ محتوا و عمق جامع ترین تئوری تکامل می باشد، اقتباس کردند و با حذف پوشش ایده آلیستی آن براساس ماتریالیستی تکامل دادند. انگلس می گوید: “از نظر فلسفه دیالکتیکی هیچ چیز نهائی، مطلق ومقدس نیست، این فلسفه خصلت گذرای همه چیز و درهرچیز را نشان می دهد. هیچ چیز بجز پروسه بی وقفه شدن و بودن، پروسه صعود بی پایان از پائین به بالا درمقابل آن نمی تواند تاب بیاورد”.
۳)- مفهوم ماتریالیستی تاریخ: مارکس و انگلس با کشف قوانین تکامل اجتماعی و تدوین عملی آن در جریان مبارزه اولین کسانی بودند که تاریخ نویسی را بر پایه ای علمی گذاشتند و آن را از انبوه متافیزیک – سوبژکتیویسم(ذهن گرائی)، قهرمان پرستی، تعصب طبقاتی سطحی ویژه تاریخ نویس بورژوائی پاک ساختند و براساس ماتریالیستی بنیاد تکامل اجتماعی را تدوین و توضیح دادند. مارکس آن را این طور خلاصه می کند: “انسانها برای تولید اجتماعی وارد مناسبات معینی با یکدیگر می گردند که اجتناب ناپذیری آنها مستقل از خواست آنهاست. این مناسبات تولیدی یا مرحله معینی از رشد و تکامل نیروهای مادی تولید آنها مطابق است. مجموعه این مناسبات تولید اجتماعی ساخت اقتصادی، براساس واقعی جامعه را تشکیل می دهد و روساختهای حقوقی سیاسی که اشکال معینی از آگاهی اجتماعی با آنها مطابقت می کنند از این ساخت ناشی می شود.
شیوه تولید در زندگی مادی خصلت کلی پروسه اجتماعی سیاسی و روحی را تعیین می کند.( این شعورانسانها نیست که هستی آنها را تعیین می کند بلکه برعکس زندگی اجتماعی آنهاست که تعیین کننده شعورشان می باشد). ماتریالیسم تاریخی به عنوان سلاح برنده طبقه کارگر علیه نظام سرمایه داری و ایجاد سوسیالیسم در درک پروسه های پیچیده اقتصاد سیاسی شرایط موجود می باشد که قدرت شناخت و تغییر انقلابی را بوجود می آورد.
۴)- مبارزه طبقاتی: این یکی از پایه ای ترین اصول مارکسیستی می باشد که به قول مانیفست کمونیست تاریخ تمام جوامع موجود تا زمان حال تاریخ مبارزه طبقاتی است. لنین می گوید: ” مارکسیسم سرنخی به دست ما می دهد که قادرمان می سازد دراین پیچیدگی و هرج و مرج ظاهر سلطه ی قانون یعنی تئوری مبارزه طبقاتی را پیدا کنیم که در نامه به جوزف ویدمیر در ۵ مارس ۱۸۵۲ نوشت: ” تاریخ نگاران بورژوازی، تکامل تاریخی این مبارزه طبقاتی و اقتصاد بورژوازی، استخوانبندی طبقات را روشن کرده بودند کارتازه ای که من کردم این بود که ثابت نمایم ۱) وجود طبقات در تکامل تولید در مراحل بخصوص و … تاریخی اش جزو جدائی ناپذیر آن است. ۲) مبارزه طبقاتی ضرورتا به دیکتاتوری پرولتاریا منجر می شود. ۳) این دیکتاتوری خود تنها مرحله گذار به الغاء تمام طبقات و یک جامعه بی طبقه را تشکیل می دهد”.
۵)- نقش انقلابی طبقه کارگر: مارکس درتحلیل مبارزه طبقاتی که یکی از بزرگترین دستاوردهای اوست نقش انقلابی طبقه کارگر بعنوان نیروی اساسی تولید و تحول را کشف نمود و اثبات کرد از میان طبقاتی که امروز رو درروی بورژوازی قرار گرفته اند تنها پرولتاریا واقعا انقلابی است و همه ی آنها ازبین می روند و فقط پرولتاریاست که نجاتش در نجات کل جامعه است. لنین می گوید: ” عمده ترین موضوع آموزش مارکس روشن ساختن نقش تاریخی جهان شمول پرولتاریا به عنوان سازنده جامعه سوسیالیستی می باشد.”
۶)- ارزش اضافی: مارکس در ادامه و بسط و کشف قوانین تکامل اقتصادی سرمایه داری که توسط اقتصاد دانان بورژوائی آدام اسمیت، دیوید ریکاردو ناقص مانده بود در کتاب بزرگ ۳ جلدی(سرمایه) به توضیح مسائل جدید مانند انباشت سرمایه، علل بحرانهای دوره ای، تمرکز سرمایه، پرداخت، اما بزرگترین کشف او این بود که تولید ارزش اضافی توسط کارگران و تملک آن توسط سرمایه داری را توضیح داد. این کار تمام پروسه استثمار سرمایه داری را عریان نموده و علل اقتصادی انقلاب کارگری را آشکارساخت.
۷)- نقش دولت: یکی از اساسی ترین ارکان مارکسیسم تحلیل مارکس و انگلس از دولت می باشد. بنابراین تحلیل، دولت محصول آشتی ناپذیر تضادهای طبقاتی است که از موقعی که اولین جامعه طبقاتی یعنی برده داری بوجودآمده تولد یافته است و در جامعه سرمایه داری دولت ابزار قهر بورژوازی است که با آن تسلیم به سلطه اش را به کارگران تحمیل می کند. مارکس و بخصوص انگلس تاریخ دولت را از زمان حاضر تا منشاء آن دنبال نموده و نشان دادند که با ظهور طبقات اجتماعی دولت شکل گرفته و همیشه به منافع طبقات حاکم خدمت می کند. بخصوص انگلس در آثار جاودانه خود “منشاء خانواده و مالکیت خصوصی ودولت” و در کتاب “آنتی دورینگ” نشان داد که “پرولتاریا ی پیروزمند سرانجام دولت را نابود نموده و آن را به موزه و آثار عتیقه خواهد فرستاد”.
۸)- استراتژی و تاکتیک مبارزه طبقاتی: مارکس و انگلس نه تنها اصول کلی بلکه شیوه های مبارزه را نیز به کارگران یاد دادند:
اولا این که مسئله اساسی هر انقلابی مسئله کسب قدرت سیاسی است، و این مسئله بدون درهم شکستن دولت بورژوائی از طریق انقلاب قهرآمیز غیرممکن می باشد. مارکس گفت “قهر قابله یا مامای هرجامعه ای است که آبستن جامعه نوین می باشد؛
دوم طبقه کارگر به عنوان تنها نیروی اساسی نابود کننده جامعه طبقاتی از طریق برانداختن مالکیت خصوصی باید سازمان و یا حزب و خط مشی مشخص و مستقل طبقاتی داشته باشد؛
سوم براساس برنامه حداقل و دمکراتیک خود با دیگر اقشار دمکرات علیه استبداد و اشکال ماقبل سرمایه داری ( بدون آنکه استقلال طبقاتی اش را ازدست بدهد) تحت هژمونی و رهبری اش قرار دهد؛
چهارم از دوره مارکس تا کنونی مارکسیسم و کمونیسم علمی و جنبش کارگری فراز وفرود و تجارب مثبت ومنفی بسیاری را برای سازماندهی انقلاب کارگری در رسیدن به حاکمیت سوسیالیستی آنان اندوخته است که باید مورد استفاده قرار گیرد: چگونگی تشکل سیاسی کارگری مانند حزب سیاسی، شوراها، اتحادیه ها، تعاونیها و ارتباط آنها بعنوان ابزار سازماندهی اشکال مبارزاتی در جهت رسیدن به حاکمیت کارگری، چگونگی اشکال مبارزاتی از ساده ترین اعتصاب صنفی یا اعتصاب سیاسی و قیام ملی ها و به کارگیری این اشکال در شرایط جذر و مد انقلاب، تجارب منفی ومثبت حاکمیت کارگری تا کنون، اشکال سرکوب سرکوب دشمن، اشکال سازماندهی مخفی، نیمه مخفی و علنی، تحقق کمٌی ارتباط مبارزه ملی با مبارزات انترناسیونالیستی و غیره را طبقه کارگر اندوخته است که حتما در دور جدید مبارزه به کار گرفته شود. آنچه مسئله است طبقه کارگر ایران بعنوان گردانی از ارتش جهانی کارگران بدون تئوری انقلابی و مارکسیسم انقلابی بعنوان علم شناخت قوانین رشد و تکامل جامعه و علم رهبری انقلاب و حاکمیت کارگری راه به جائی نخواهد برد و دنباله رو جریانات بورژوائی خواهد[شد] از این جهت این طبقه هنوز در اول راه است. باید تمامی محافل روشنگرانه سوسیالیستی در متن مبارزه طبقاتی و در جریان سازماندهی آن ارتقاء آگاهی طبقاتی و شروع انقلابی را در رسیدن به یک حزب رزمنده انقلابی در اولویت قرار دهند.

Comments are closed.

آثار کلاسیک مارکسیستی

آمار سایت

کانال چشم انداز مصاحبه با کاک ابراهیم و محسن رضوانی

تقویم

اکتبر 2017
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031  

مراسم خاکسپاری زندە یاد رفیق بهرام مهین

>