طرح پیشنهادی اولیه برنامه ی نکات اساسی وحدت در ایجاد حزب کمونیست انقلابی ایران

با توجه به نظرات رفیق جانباخته شاهرخ زمانی تهیه شده، نقد، تکمیل و تغییر این طرح اولیه با شرکت فعال رفقای کارگرکمونیست و دیگر کمونیستهای ایران برای تحقق امر سترگ وحدت دهی ایجاد حزب کمونیست انقلابی ایران درمبارزه با فرقه گرائی، ارائه می شود:
۱ ایران کشور سرمایه داری جهان سومی است با خصوصیات روند روبه رشد درسمت تمرکز اقتصاد انحصاری (خصوصی و دولتی)که با وجود انقلاب ها و خیزش هایی در ۱۰۰ سال اخیر، افتادن قدرت دولتی به دست طبقات غیر کارگری – اعم از فئودالی- سرمایه داری در دهه های اول این قرن تا سرمایه داری در چهار دهه ی اخیرکنونی – به علت سرکوبهای ممتد در تشکل یابی طبقه کارگر و توده های مردم و به ویژه فقدان حزب پیشرو سیاسی طبقه کارگر پرقدرت و صاحب نفوذ وسیع درمیان توده های مردم، به علت هم دستی بورژوازی حاکم با ارزشهای استبدادی فئودالی – مذهبی، دراشکال سلطنت وجمهوری اسلامی، به رسمیت نشناختن آزادیهای دموکراتیک : عقیده، بیان، مذهب، زنان، حقوق ملل، حق تشکل یابی احزاب سیاسی و تشکلهای مطالباتی، پشت کردن به اهداف انقلابات بورژوا – دموکراتیک درشرایط حاکمیت نظام امپریالیستی سرمایه برجهان، هم اکنون اکثریت عظیم ۸۰ درصد کارگران و زحمت کشان ایران، زیرسلطه ی قوانین حکومت اسلامی، استبداد دوران فئودالی و استثمارافسارگسیخته ی سرمایه داری، قرارداشته و این رژیم حاکم دربه کارگیری بربریت نظام فئودالی به موجودیتش ادامه می دهد. این روند رشد فاشیستی نظام سرمایه داری انحصارگر، فروپاشی بیش از پیش قشر پائین وسیع خرده بورژوازی را نیز شدت بخشیده و جامعه پرولتریزه شده در زیرسلطه ی بخش مالی فقیرترشدن را شاهد است.

۲- در ساختار طبقاتی ایران دو طبقه متخاصم : بورژوازی(اقلیت سرمایه دارخصوصی و دولتی صاحب وسایل تولید و مبادله مشتی استثمارگر و ستمگربا اجیرکردن نیروهای سرکوبگرنا آگاه ازتوده های مردم به سود این حاکمیت)، ضدانقلاب حاکم است. طبقه کارگربیش از ۲۰ میلیونی(اکثریت تولید کننده و خدمات دهنده ی فاقد وسایل تولید و مبادله و فروشنده نیروی کار فکری و یدی دربازار کار عرضه و تقاضا همراه با خانواده بیش از۸۰% جمعیت کشوررا تشکیل می دهد، که بزرگترین طبقه انقلابی جامعه است) و نیروی تعیین کننده انقلاب سوسیالیستی می باشد.
این دو طبقه در مبارزه ی آشتی ناپذیر طبقاتی حاکم و تحت سلطه، درمقابل یکدیگر قرارگرفته اند. مبارزات طبقه کارگربرای کسب حقوق پایمال شده اش در براندازی کلیت نظام سرمایه داران خصوصی و دولتی، صحنه ی درخشان و درعین حال سخت و بغرنجی را ایجاد نموده است. تداوم این تضاد آشتی ناپذیر مبارزه طبقاتی طبقه کارگربا طبقه سرمایه دار دررهائی اکثریت عظیم مردم ایران ازطریق انقلاب قهرآمیزو درهم شکستن ماشین دولتی این نظام فاسد حاکم، تنها نیروی انقلابی رهبری کننده، می باشد.
۳- رهائی کارگران و زحمت کشان از استثمار و ستم افسارگسیخته نظام سرمایه داری در گرو سازمان یابی این اکثریت عظیم مردم ایران، درسطوح مختلف مطالباتی و سیاسی – اعم از تعاونیها، سندیکاها، فدراسیونها، شوراهای کارگری، تشکل زنان و دانشجویان، معلمان، پرستاران، بازنشسته گان، هنرمندان و نویسنده گان، روزنامه نگاران، دانش آموزان و دیگرخواستهای دموکراتیک – در گردآمدن هرچه بیشتر این تشکلها به دور حزب کمونیست انقلابی طبقه کارگر، جهت تدارک و شرکت در انقلاب قهرآمیزکارگری برای درهم شکستن ماشین دولتی بورژوائی، استقرار دولت دیکتاتوری انقلابی پرولتاریا و دموکراسی شورائی، در تحقق وظایف دمکراتیک کارگران و زحمت کشان ( در رهائی زنان، تامین آزادی عقیده، بیان و تشکل، احترام به حقوق ملل، جدائی کامل دخالت دین ازدولت و آموزش و پرورش)، سلب مالکیت خصوصی و بوروکراتیک بزرگ بر وسایل تولید و مبادله، تبدیل ثروتهای بی کران سرمایه داران به مالکیت اجتماعی به مثابه اولین اقدام انقلاب پیروز سوسیالیستی است. ادامه مبارزه طبقاتی علیه بقایای بورژوائی و خرده بورژوائی و آداب و سنن ارتجاعی کهن درنظام سوسیالیستی، برقرار نمودن نظام انتخاباتی دموکراتیک شورائی انقلاب پیروز کارگری و جلوگیری از تلاش برگشت به نظام سرمایه داری توسط این نیروهای ارتجاعی و به شکست کشاندن مداخلات نظام سرمایه داری جهانی در روی کار آمدن اینان، مبارزه ای دوران ساز در تحکیم نظام سوسیالیستی می باشند.

۴- درسطح جهانی از ۱۹۹۰ به بعد، “نظم نوین جهانی” با پیش بردن هرچه بیشتر “جهانی ترشدن سرمایه” با “نئولیبرالیسم” و به قیمومیت درآوردن تمامی بشریت آزادیخواه تحت نظام فرتوت سرمایه داری امپریالیستی، از طریق به زیرانقیاد کامل کشاندن کشورهای عقب مانده، به استقرار استعمار پُست مدرن، جهان تک قطبی زیر هژمونی امپریالیسم آمریکای ضعیف شده، ویا چند قطبی امپریالیستی جدید درحال شکل گیری، می باشند. نظام حاکم در ایران درجریان رشدش، درهماهنگی با این نظام جهانی هم در تلاش حفظ منافع اش با حیله ی ادعای “استقلال” کشور، می خواهد خود را هرچه بیشتر تکامل دهد. این نظام جهانی برای حفظ سلطه ی خود براکثریت عظیم کشورهای پیرامونی و استقرار بربریت جهانی با فاشیستی ترین اشکال ممکن، عمل می کند و بیش از پیش مورد نفرت قرارگرفتن توده های جهان شده است.

۵- دراین راستا، نظام سرمایه داری حاکم امپریالیستی برجهان، از جمله درتلاشهای ضدانقلابی درتحمیل حاکمیت بلامنازع خویش برکشورهای عقب مانده، به خاطر تداوم بخشیدن به حاکمیت جهانی و تامین رشدش به حد اعلا مداخله گر شده است. این خط تجاوزگرانه به تشدید مبارزات طبقاتی و ازخودبیگانگی ناشی از این نظام استثمارگر و ستمگر، تخریب محیط زیست جهانی، به خطر انداختن آشکار سلامت اکثریت توده های مردم، دامن زدن به تعمیق شکاف بین فقر و ثروت، به بندکشیدن هرچه ارزانتر نیروی کار یدی و فکری، تبدیل کودکان به نیروی کار، کشاندن تحقیر آمیز زنان جهان به بازارهای عرضه و تقاضای بشدت نابرابرآنان، گسترش بی کاری و ایجاد ارتش صدها میلیونی درجهان، تحمیل صدورسرمایه و مبادله نابرابر از جانب کشورهای امپریالیستی به کشورهای جهان سومی، بروز بحرانهای اقتصادی و مالی ناشی از هرج و مرج تولیدی و رقابت بین کشورهای امپریالیستی در بسط کشورهای نو مستعمره مملو از ذخایر طبیعی و نیروی کار ارزان در به زیر نفوذخود، کشاندن و تجدید تقسیم این مناطق بین قطبهای امپریالیستی، دست زدن به جنگهای منطقه ای و نیابتی همراه با میلیونها کشته و آواره جنگی، تداوم بحرانها، تخصیص درآمد ۵٫ ۱ تا ۲ دلار روزانه بیش از ۲ میلیارد نفر از جمعیت ۸ میلیاردی جهان و تامین ثروت اندوزی مشتی فوق میلیاردر جهانی، جریان می یابند.

۶- پیروزی انقلاب جهانی کارگری علاوه بر سرنگونی نظام سرمایه داری در یک کشور، نیاز به حمایت و تداوم این انقلاب در کشورهای دیگر دارد تا طبقه کارگر جهانی نهایتا نظام سرمایه داری و مناسبات استثمارگرانه در سراسر جهان را درعصر انقلاب جهانی پرولتاریائی، ازمیان بردارد. به این اعتبارمحکم به دست گرفتن انترناسیونالیسم پرولتری دردفاع و حمایت متقابل از مبارزات کارگران کشورها، وظیفه تخطی ناپذیر طبقه کارگرجهانی در حرکت به سوی پیشروی تحقق سوسیالیسم می باشد.

۷- بدون وجود حزب رهبری کننده طبقه کارگر و زحمت کشان، مسلح به تئوری انقلابی کمونیسم علمی، پیروزی و تداوم انقلاب پرولتری ممکن نیست. این کمبود جدی چه درسطح جهانی و چه در ایران، علیرغم مبارزات وسیع کارگران و زحمت کشان در هدایت این مبارزات به سوی پیروزی، به علت سرکوبگری حاکمان و اخلال نظرات انحرافی رویزیونیستی در خدمت به تداوم حاکمیت سرمایه داری، دامن زدن به تشتت نظری و عملی رواج دادن فرقه گرائی در بوجود آوردن احزاب کمونیست انقلابی اخلال نموده و می نمایند. برطرف کردن این کمبود تبدیل به امرمبرمی شده است درمبارزه با سازمانهای منحرف موجود رویزیونیست در داخل و درخارج ازایران با طبقات و اقشار غیرپرولتری و با همسوئی با امپریالیستهای شمشیر به دست.

۸- طبق تکامل جوامع طبقاتی، مبارزه رهائی بخش طبقات محکوم با طبقات حاکم، دربراندازی قهرآمیز تبلور یافته است. افکار هدایت کننده طبقاتی برپایه ی دو دیدگاه ایده آلیستی و ماتریالیستی دوجهان بینی متضاد در ستیز با یکدیگر، به وجودآمده اند. درمورد طبقه کارگر، مجهز شدن به تئوری تکامل یابنده کمونیسم علمی از ۱۷۰ سال پیش به بعد در بررسی تاریخ مبارزاتی و نظرات متعلق به طبقات مختلف، که توسط مارکس و انگلس، در هدایت آگاهانه ی مبارزه طبقاتی طبقه کارگر ارائه شد که ماتریالیسم تاریخی و ماتریالیسم دیالکتیک عصاره ی آن است. کمونیسم علمی مجموعه ای ازنظرات منسجم اثبات شده، جمعبندی شده درعمل ازجمله ناشی از مبارزات طبقاتی، مبارزه برای تولید و آزمونهای علمی و شناخت نظرات موجود درعرصه های فلسفی، اقتصادی و سیاسی است که مشخصا دردیدگاههای: جهان بینی، اقتصادی، سیاسی، تشکیلاتی، سبک کاری، مبارزات قهرآمیز، و ضد بینشهای یک جانبه ذهنی: دگماتیستی، سکتاریستی، آنارشیستی، الگو برداری، لیبرالیستی، دنباله روی، و… به مثابه شیوه تفکربورژوائی، خرده بورژوائی و فئودالی، توسط ۴ نفر ازآموزگاران بزرگ طبقه کارگر(مارکس، انگلس، لنین و مائو) به طور همه جانبه ای تدوین و تکامل داده شدند که جنبه جهان شمول داشته، روند تکاملی یافته و صحت آنها با توجه به شرایط زمانی در عمل مبارزاتی مشخص نیز به اثبات رسیده اند. بدون توجه به این روند تکاملی تئوری انقلابی طبقه کارگر و باقی ماندن در سطح نظرات مارکس و انگلس و یا مارکس و انگلس و لنین، خاصیت دیالکتیکی حرکت تکامل یابنده تئوری پرولتاریا را ناشی از نادیده گرفتن تداوم مبارزه طبقاتی و تکامل نظرات علمی ، حکایت از دفاع ناپیگیر از ماتریالیسمی دارد که بدون بکارگیری خصلت دیالکتیکی آن، در حد مکانیکی باقی مانده و کمونیسم علمی را درحد فلجی ایده آلیستی باقی می گذارد.
۹- آموختن این تئوری درعمل، محکم به دست گرفتن اصول آن ازطریق تلفیق تئوری با پراتیک وضعیت مشخص مبارزات طبقاتی معین در هرمرحله ای از رشد جوامع طبقاتی، جهانشمول بوده و تعبیر دلخواه بدون پشتوانه مادی دقیق اثباتی این اصول، مغایر با آموزشهای تئوری کمونیسم علمی می باشد. دفاع از این اصول انقلابی، به کاربردن آنها درعمل و تدقیق آن باتوجه به شرایط نوین بوجودآمده ایجاب می کند تا در درجه اول در پرتو اصول کمونیسم علمی زنده و پویای مادی و دیالکتیکی، نکات اساسی برنامه و تاکتیک طبقه کارگربا شرکت کارگران کمونیست و تایید آن، براساس این آموزش لنین درحزب سازی، زمینه را برای تشکیل کنگره کمونیستها و تصویب این نکات، فراهم سازند. این سند معتبر وحدت ایدئولوژیک – سیاسی – تشکیلاتی – سبک کاری مبارزات انقلابی طبقه کارگر را در شروع اولیه فعالیت مشترک عملی به صورت وحدت عناصر آگاه کمونیست، تشکیل و ساختن حزب کمونیست انقلابی پرقدرت منضبط و پای درعمل و مبارز تا به آخر فراهم نموده و تدقیق و تکمیل برنامه درادامه ی مبارزات عملی و نظری صورت گرفته و در پیشبرد برنامه نقش مشخص فعال و متعهدی را ایفا می کند.
۱۰- نکات اساسی برنامه در درجه اول شامل مشخص کردن دیدگاههای سیاسی مبارزات تاکتیکی و استراتژیکی اساسی واحد، متحدشده در حزب کمونیست انقلابی، است که قصد کسب قدرت حاکمه را دارد که متکی بر تصمیم گیری دموکراتیک با پشتوانه ی اکثریت حاصل شده باشد. مبارزه طبقاتی طبقه کارگر با تدارک سازمان یابی حزبی و سندیکائی و غیره، جلب توده ها به حمایت از برنامه ی حزب و مبارزه برای رسیدن به موقعیت مناسب براندازی نظام سرمایه داری در ایران، شروع می شود و این نکات اساسی تدقیق می گردند. اما پس از پیروزی انقلاب کارگری و برقراری دیکتاتوری انقلابی پرولتاریا و دموکراسی شورائی سوسیالیستی، ادامه مبارزه طبقاتی در سوسیالیسم، با بقایای طبقات غیرپرولتری درکشور و درجهان، مبارزه با انواع افکار، سنن و روشهای ارتجاعی ضدکارگری، تحت عنوان انقلابات فرهنگی و تداوم انقلاب تا به آخردر ازمیان برداشتن کامل بقایای نظری و عملی ضد سوسیالیستی، نهایتا گذار به کمونیسم در سراسرجهان را فراهم می کند.
۱۱- بنابراین ، طبق رهنمود کمونیسم علمی در شرایط کنونی با توجه به تکامل امپریالیسم به بالاترین مرحله ی امپریالیستی( ازسطح کشوری به سطح قطب سازی و جهانی): “نظم نوین جهانی و بازار آزاد “نئولیبرالیستی”، و دخالت هرچه آشکارتر در سرکوب جنبشهای کارگری، مبرم ترین وظیفه مجموعه افراد و تشکلهایی است که نه تنها در کشور خودی، به ایجاد حزب پیشرو سیاسی و انقلابی واحد طبقه کارگربپردازند، بلکه در هماهنگی فشرده احزاب کمونیست به ویژه درکشورهای بلافاصله مجاور کشور خود، به مقابله با مداخلات ضدانقلاب کشورها و جهانی درمنطقه، پرداخته و زمینه را برای به شکست کشاندن ضد انقلاب منطقه ای و کشوری، به عنوان ضرورت پیشروی انترناسیونالیسم پرولتری، آماده نمایند.

۱ با توجه به مبارزات حزبی، سندیکائی و شورائی و دیگر اشکال سازمانیابی طبقه کارگر ایران در ۱۰۰ سال اخیر و آموختن از شکستها و پیروزیهای این مبارزات، مبارزه برای عضوگیری وسازماندهی هرچه بیشتر توده های کارگر و زحمت کش به صورت علنی، مخفی و نیمه علنی، درتشکلهای مختلف؛ دفاع از اجرای دقیق مرکزیت – دموکراتیک درون حزبی در تمرکز افکار درست مبارزاتی؛ زدودن انحرافات ضد کمونیسم علمی طرح شده در نظرات رویزیونیستی درهنگام بروز تغییرات مغایر با احکام تئوریک و محکم به دست گرفتن مناسبات دموکراتیک تشکیلاتی در برابر فرقه گرائی و افشای فراکسیون بازی در درون حزب؛ مبارزه برای دفاع از حقوق دموکراتیک و رفاهی کارگران و زحمت کشان درسطح کشوری؛ فعالیت پیگیر در بالابردن درک هرچه بیشتر توده های مردم از تئوری انقلابی کمونیسم علمی مدافع منافع آنها و با قرارگرفتن درصف مبارزاتی کارگران؛ فراگرفتن فنون مبارزاتی روزمره و قیامهای کارگری برای مقابله با رژیم تا دندان مسلح حاکم سرمایه داری که تن به خواستهای کارگران و توده ها نمی دهد؛ طرد مبارزه صرفا مسالمت آمیزناممکن از طریق کسب قدرت پارلمانتاریستی؛ تدارک تحقق انقلاب کارگری با سرنگونی قهرآمیز نظام سرمایه داری از وظایف روزمره کمونیستهاست. تشخیص درست تضاد عمده در هر مبارزه مشخص جهت حل آن به سود انقلاب پرولتری از وظایف دائمی می باشد.
۲ درنظام سوسیالیستی نیز با سلب مالکیت خصوصی بروسایل تولید و مبادله درگام اول سرمایه های بزرگ و اجتماعی کردن آنها به مثابه اولین اولویت؛ ایجاد “کاربرای همه، و دریافت مزد به اندازه توانشان” براساس تعیین حداکثر سطح بالای حقوقها و رفاه در حد مزد کارگران متخصص؛ شرکت کارگران و زحمت کشان در برقرار ساختن کنترل کارگری درکلیه امور زیربنائی و روبنائی و دیگر خواستهای رفاهی و دموکراتیک (در آموزش و پرورش مجانی در کلیه سطوح، براندازی مردسالاری و نابرابریهای اجتماعی زنان، بهداشت رایگان و تامین مسکن کارگران و زحمت کشان، آزادی بی قید وشرط بیان و تشکل یابی کارگران و زحمت کشان درخدمت پیشبرد و تعمیق ساختمان سوسیالیسم، تامین حقوق ملیتها در پیوند و همبستگی کارگران کلیه ملل موجود وتوسعه مناسبات سوسیالیستی درمبارزه با شووینیسم ملی، قطع دست دخالت ادیان ومذاهب در دولت و آموزش و پرورش و اجتماعی شدن موقوفات وامکانات اجتماعی درخدمت ادیان و حمایت دولت از ادیان موجود) به مثابه اولویتهای بلاواسطه پس از پیروزی انقلاب کارگری، درعین حال حرکت در حمایت از انقلاب و ایجاد دولتهای طبقاتی پرولتاریائی – نظام سوسیالیستی – در تغییر جوامع جهانی سرمایه داری و با ازبین رفتن طبقات نهایتا گذار به کمونیسم ممکن می شود.
۳ اعتقاد عمیق به کیفیت انترناسیونالیستی مبارزه طبقاتی کارگران و شرکت فعال در حفظ مبارزات اصولی کارگری جهان علیه انحرافات ضد کمونیستی و وفاداری به انترناسیونالیسم پرولتری و در عین حال درهر کشوری، سازماندهی توده های مردم در سطوح مختلف، تصمیم گیریهای حزبی متکی بر کنگره حزبی و اتخاذ تصمیمات در چارچوب مرکزیت – دموکراتیک، حل اصولی اختلاف نظرات مبتنی بر مبارزه ایدئولوژیک سالم درون حزبی براساس “وحدت – مبارزه – وحدت” و نهایتا نه تنها انقلاب کردن و برقراری دیکتاتوری پرولتاریا طی دوره ای تاریخی، بلکه ادامه انقلابات فرهنگی درکشورهای سوسیالیستی در حیطه ی مبارزه طبقاتی وتعمیق انقلاب و ممانعت از تاثیرگذاری و رشد نفوذ بقایای افکار و عمل کرد بورژوائی واقشار خرده بورژوائی که با کمک گرفتن از امپریالیستها و سایرنیروهای متحد بورژوائی ارتجاعی ازخارج تلاش محیلانه ی به شکست کشاندن پیروزیهای پرولتاریا ازجمله از طریق “نفوذ درحزب پیشرو و دولت کارگری” سازمان می دهند. و بالاخره برقراری نظام دموکراتیک شورائی و کنترل کارگری در کلیه امور تولیدی زیربنائی و روبنائی کافی برای داشتن چنین برنامه ی فعالیت حزبی متشکل و متحد را سازمان داد، اموری که نشان دهنده ی اهمیت محکم به دست گرفتن تعمیق انقلاب کارگری وانترناسیونالیسم پرولتری می باشد.
۴ وحدت روی چنین برنامه ی کلی و قبول فعالیت در سازمان واحدی نیاز به آئین نامه و یا اساسنامه خواهد داشت که درجریان کارمشترک درآن قبل از کنگره ایجاد حزب کمونیست انقلابی مشترکا تهیه خواهدشد. تهیه این برنامه و وحدت دهی کمونیستها با شرکت فعال رفقای کارگر کمونیست ایران و دیگر کمونیستها درتدقیق این برنامه، و درآمدن آن « به صورت بیانیه کمونیستهای ایران» ضمن فعالیتهای روزمره شان درعرصه ی وحدت سازمانی، زمینه را برای تدارک تشکیل کنگره ایجادحزب فراهم کنیم. چنانچه استقبالی درمورد قبول و تکمیل این برنامه صورت گیرد، کمونیستها تا زمان تشکیل کنگره موسس حزب، در یک تشکل مقدماتی تدارک کنگره گردهم آیند، با نفی آشکار فرقه گرائی موجود و به دست آوردن فرصت تبادل نظر و همکاری مشترک درخدمت به عمل کرد کمونیستی و امر ایجاد حزب را بطور استواری پیش ببریم. وظیفه اصلی در این راستا تمرکز افکار درست دادن درتهیه ی برنامه واحد شرط موفقیت است و نه میدان دادن به فرقه گرایان که بدون هماهنگی، با پیش نویس برنامه های متعدد واردکنگره شوند که بدون تردید با تداوم فرقه گرائی کنگره را با اختلاف نظر برنامه ای به ناکامی تمرکز افکار جمعی و جدائی می کشانند. اما با ایجاد حزب کمونیست انقلابی طبعا با روشنگری این مواضع از طریق زمینه های مختلف نشریاتی رایانه ای، تشکیل مباحث به فراگیرترشدن حرکت وحدت دهی هرچه بیشترکارگران و روشنفکران انقلابی کمونیست خدمت خواهدکرد و اینان با رو به رو شدن با حزب کمونیست صاحب برنامه انقلابی جدی و متعهد و منسجم استوار، ازفرقه گرایان دوری جُسته و صف کارگران را تقویت خواهندکرد. تدوین مختصراین برنامه شروع حرکت پایان دادن به تشتت نظری و عملی را فراهم خواهد کرد. چنین حرکتی صمیمانه ، صادقانه ، انقلابی و جدی است که متکی بر شیوه وحدت آگاهانه می باشد و نه دچار شدن در ارزیابیهای روانی “آهسته بیا آهسته برو که گربه شاخت نزند” تا دیگران را به وحدت جلب نمود؟ زیرا روش انقلابی اصولی طبقه کارگر است که نظم و انضباط استوار و پیگیری را در هدایت مبارزه طبقاتی به پیش با مرگ و زنده گی درعرصه های نظری و عملی طلب می کند که با شیوه محتاطانه با نظرات انحرافی در تصادم آشکار است و با خواهش و تمنای صرفا نوع روش مماشاتی “نه سیخ بسوزد نه کباب” نمی توان با آنها به توافق نظری رسید. باتوجه به اهمیت دفاع از کمونیسم علمی و نشان دادن اینکه از نظرات انحرافی در بخشهای دگماتیستی، آمپیریستی، رفرمیستی، اپورتونیستی، اکونومیستی، سکتاریستی، انحلال طلبانه، دنباله روی “جنبش به خاطر جنبش” و اندیویدوآلیستی توسط کمونیست نماهائی که دراثر به کارنگرفتن شیوه تفکر و برخورد ماتریالیسم دیالکتیکی در بررسی پدیده ها، “توده ها را سازنده گان تاریخ نمی دانند” و نخبه گرائی را تقدیس کرده و طرد نمی کنند، از حرکت با دیدگاهها ومنافع پرولتاریا دور شده دچار ذهنیگریهای مختلف گشته و درعمل با پراکنده کردن نیروهای کارگری از صف پرولتاریا خارج شده، و درخدمت طبقات ارتجاعی ضدکارگری قرار می گیرند. به این اعتبار، شفافیت کمونیسم علمی تلفیق یافته با شرایط مشخص را حفظ کنیم و حتا یک لحظه از آن دور نشویم تا طبقه کارگرفعالیتهای حزب کمونیست انقلابی را با جان و دل پذیرا شود.
۵ ذکر این نکته در مبارزات نظری مهم است که درایران حاکمیت نظام سرمایه داری ارتجاعی وضدکارگری است. در رابطه با امپریالیسم نیز نظام ارتجاعی حاکم درایران هیچگاه ضد امپریالیسم نبوده ومبارزه نمی کند. به جز بعضا با تضاد منافعی که برایشان پیش می آید و ناشی از وجود رقابت از اساس هستی نظام سرمایه داری بعد از نظام تولیدی می باشد در تصادم موقت بایکدیگر پیش می آید. لذا ضد امپریالیسم بودن تنها متعلق به کارگران آگاه می باشد که ضد حاکمیت نظام سرمایه داری با دردست داشتن مالکیت وسایل تولید و مبادله در کلیه ی مراحل تکاملی آن است. اما در عرصه ی سیاسی بین خود امپریالیستها و سرمایه داران جهان سومی تضاد منافع در به چنگ آوردن موادخام و تولیدات نیروی کار ارزان برای خودشان اعم از سرمایه داران کوچک یا بزرگ پیوسته وجود داشته است. ولی هیچیک از این سرمایه داران ضد هم نیستند، بلکه در رقابت با یکدیگرتضادمنافع دارند. ضدامپریالیست نسبت دادن به سرمایه داران جهان سومی ایجاد التقاط و یا تهمت زدن به دیدگاه کمونیستهاست که سرمایه داران را ضد امپریالیست نمی دانند و تمام آنانی که ضد بودن بنیادی را با تضاد منافع موقتی داشتن یکی تصورمی کنند فقط و فقط خلط مبحث کردن و نتیجه اش یکسان جلوه دادن این دو بخش از سرمایه در تکاملهای متفاوت می باشد و دشمن عمده طبقه کارگر جهان با امپریالیسم به محاق کشیده می شود که در تاکتیکهای مبارزاتی دچار چپ روی و راست روی می گردند!.

پیش نویس برای نقد و تکمیل و ارائه به کارگران و کمونیستهای ایران- ابراهیم- ۵ مه ۲۰۱۷

Comments are closed.

آثار کلاسیک مارکسیستی

آمار سایت

کانال چشم انداز مصاحبه با کاک ابراهیم و محسن رضوانی

تقویم

اکتبر 2017
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031  

مراسم خاکسپاری زندە یاد رفیق بهرام مهین

>