تاریخ صدوپانزده ساله ی احزاب و سازمان های چپ متعلق به جنیش های سوسیالیستی، کارگری و کمونیستی ایران

از انقلاب مشروطیت ۱۲۸۴ تا انقلاب ۱۳۵۷
فصل چهارم: حزب کمونیست ایران در دورۀ حکومت رضاشاه پهلوی

فعالیت های حزب پس از کنگره دوم تا سرکوب آن در سال ۱۳۱۰

ارانی در زمانی که به مطالعۀ آموزش های مارکسیستی روی آورده بود، با یکی از دانشجویان فعال سیاسی بنام اسدی(اسداُف) که در رشته اقتصاد و تجارت در دانشگاه برلین تحصیل می کرد آشنا شد. اسدی پس از مدتی ارانی را با مرتضی علوی(برادر بزرگتر بزرگ علوی)که در این دوره در دانشگاه برلین مشغول تحصیل در رشته اقتصاد بود و فعالیت سیاسی نیز می کرد، آشنا ساخت. اسدی و علوی با هزینه شخصی در آلمان تحصیل می کردند و حدود دو سال پیش از ارانی، از ایران به آلمان آمده بودند. مناسبات دوستی و عقیدتی این سه دانشجو در برلین به فعالیت سیاسی در زمینۀ مارکسیستی منجر به تشکیل پایه های اصلی و ریشه ای گروه و یاران ارانی در سال های بعد گردید.(۱۷)
در سال ۱۳۰۶ خورشیدی(۱۹۲۷ میلادی) با آمدن سلیمان میرزا اسکندری(رهبر حزب سوسیالیست ایران) به آلمان، ارانی و یارانش مؤفق شدند که با دانشجوی دیگر ایرانی بنام ایرج اسکندری، که برادر زاده سلیمان میرزا بود، آشنا شده و زمینه را برای فعالیت بیشتر آماده سازند. پس از آن، فعالیت ارانی و یارانش در سال های ۱۳۰۸ – ۱۳۰۶ در جهت گسترش اندیشه های مارکسیستی بین دانشجویان ایرانی در آلمان تشدید یافت و ارانی به یکی از مبرزترین فعالان این گروه تبدیل گشت.

با اینکه ارانی و یارانش در این زمان عضو حزب کمونیست ایران نبودند ولی با طرفداران حزب و گردانندگان نشریه “پیکار” در خارج همکاری داشتند.(۱۸)

نشریه “پیکار” پس از استقرار دیکتاتوری رضاشاه و تصویب لایحه “مجازات مقدمین بر علیه امنیت و استقلال مملکت” (قانون ضد کمونیستی سیاه) در خرداد ۱۳۱۰ و به دنبال آن سرکوب سراسری حزب کمونیست ایران بعنوان ارگان حزب کمونیست ایران در برلین و سپس در وین(پایتخت کشور اتریش) انتشار یافت و پرچم مبارزه را علیه دیکتاتوری افراشته نگاه داشت. در انتشار “پیکار” کمونیست های ایرانی ساکن شوروی چون ابوالقاسم لاهوتی شاعر و مبارز معروف و کمونیست های ایرانی ساکن اروپا، بویژه در آلمان و اتریش نقش بزرگی ایفا می کردند. ناشر “پیکار” و صاحب امتیاز آن در برلین، کارل ونر مسئول و سردبیر آن مرتضی علوی (برادر ارشد بزرگ علوی) بود. (۱۹)

نویسندگان “پیکار” با فعالیت انقلابی و افشاگرانه از یک سو مورد توجه و علاقۀ نیروهای انقلابی در اروپا قرار گرفتند و از سوی دیگر نگرانی و خشم هیأت حاکمه ایران و شخص رضا شاه را برانگیختند. در اردیبهشت ۱۳۱۰، محمد علی فرزین سفیر ایران در برلین یادداشتی به وزارت امور خارجه آلمان فرستاد و طی آن متذکر شد که مندرجات “پیکار” ، “اهانت به اعلیحضرت” است و خواستار شد که “حیثیت اعلیحضرت” را نجات دهد. تقاضای سفیر ایران مورد قبول وزارت خارجه آلمان قرار گرفت و “پیکار” توقیف گشت و دفتر نشریه از طرف پلیس آلمان اشغال شد و منزل شخصی “کارل ونر” مورد بازرسی قرار گرفت و مرتضی علوی نیز از شهر برلین و ایالت پروس اخراج گردید. (۲۰)

خبر حمله به مسئولان نشریه “پیکار” و توقیف آن، منجر به واکنش اعتراض آمیز وسیع در بین نیروهای دموکراتیک و چپ آلمان، که هنوز حزب نازی در آنجا به حاکمیت نرسیده بود، گردید. رسانه های مترقی و چپ آلمان طی انتشار مقاله هایی ، توقیف “پیکار” و اخراج مرتضی علوی را “خوش خدمتی به مستبد شرقی” و نقض قانون در آلمان دانسته و آن را شدیداٌ مورد انتقاد قرار دادند. در نتیجه اعتراض های گسترده نیروهای دموکراتیک، بویژه کمونیست های آلمان، رژیم جمهوری وایمار عقب نشینی کرد و نشریه “پیکار” دوباره منتشر شد. (۲۱)
به هنگام توقیف نشریه “پیکار” روزنامه “نهضت” از طرف ایرانیان مترقی ساکن آلمان تحت مدیریت و مسئولیت اریش رینکا و به سردبیری محمد فرخی انتشار یافت. ولی این نشریه پس از انتشار شماره اول آن، تحت تعقیب پلیس آلمان قرار گرفته و بعنوان اینکه نشریه “نهضت”، ادامه نشریه “پیکار” است، توقیف گشت.(۲۲) تا آنجا که اطلاع در دست است، نشریه “نهضت” نشریه ای ملی و دمکراتیک و ضد سلطنت بوده و رابطه ای با کمونیست های ایران و فعالان نشریه “پیکار” نداشته است. پس از توقیف نشریه “نهضت” در آخر سال ۱۳۱۰، نشریه “پیکار” که به خاطر اعتراض ها و مبارزات وسیع از آن رفع توقیف شده بود،در شهر وین، پایتخت اتریش دوباره منتشر شد ولی پس از انتشار چند شماره در سال ۱۳۱۲ تعطیل گردید. (۲۳)

به نظر نگارنده، توقیف و آزار ایرانیان مترقی و کمونیست از طرف هیأت حاکمه آلمان در سال های ۱۳۱۳ – ۱۳۱۰ (۱۹۳۳ – ۱۹۳۱) یک امر تصادفی نبود. بخش های مهمی از هیأت حاکمه آلمان، که در آن سال ها در تدارک مسلط ساختن حزب نازی به رهبری آدلف هیتلر بودند، در وجود رضاشاه و سیاست های شوونیستی و پان ایرانیستی او، مناسب ترین مهره و شرایط را برای تحقق سیاست های توسعه طلبانه و نژاد پرستانه خود در ایران و خاورمیانه می دیدند. همچنانکه تاریخ نیز بزودی در سال های ۱۳۲۰ – ۱۳۱۶ این امر را تأیید کرد. به هر روی، نویسندگان “پیکار” در دوران انتشار آن در سال های ۱۳۱۲ – ۱۳۱۰، وظیفه خود را در افشاگری دیکتاتوری ضد خلقی رضا شاه، تحلیل مارکسیستی از مسایل روز ایران و جهان و نشر اندیشه های مترقی به نحو احسن انجام داده و همکاری مارکسیست های جوان ایرانی چون تقی ارانی و ایرج اسکندری را به سوی خود جلب کردند. (۲۴)

در دی ماه ۱۳۰۷(ژانویه ۱۹۲۹)، ارانی تحصیلات دکترای خود را در دانشگاه برلین به اتمام رساند و پس از گذراندن یک دوره چند ماهه در شیمی تسلیحاتی در بهار سال ۱۳۰۹ از آلمان به ایران برگشت.(۲۵) به جرأت می توان گفت که ارانی در زمان ورود به ایران به یک مارکسیست متعهد و عملگرا تبدیل شده بود و همزمان با بازگشت ارانی به ایران تعدادی از یاران او چون ایرج اسکندری نیز به ایران برگشتند. شایان توجه است که ارانی و یارانش همراه با دیگر مارکسیست های ایرانی، که در آستانه آغاز دهه ۱۳۱۰ به ایران برگشتند، با کمونیست ها و مارکسیست های “حزب کمونیست ایران” که در آستانه آغاز دهه ۱۳۰۰ به ایران برگشته بودند، تفاوت های قابل توجهی داشتند که به بخشی از آنها اشاره می کنیم.(۲۶)

یکم اینکه ارانی و یارانش که از نظر تعداد بسیار محدود بودند، برخلاف رهبران حزب کمونیست ایران در کشور های غربی، بویژه آلمان تحصیل کرده و در آنجا با اندیشه های مارکسیستی آشنا شده بودند؛ در صورتیکه اکثر “رهبران حزب کمونیست ایران” – از اسدالله غفارزاده، حیدر عمواوغلی و جعفر پیشه وری گرفته تا آرداشیس(اردشیر) آوانسیان، سلام الله جاوید و محمد آخوندزاده(سیروس بهرام) و … همگی از تحصیل کرده ها و تربیت یافتگان باکو، تفلیس، عشق آباد و تاشکند و دیگر شهرهای روسیه تزاری بودند. (۲۷) و (۲۸)

دوم اینکه ارانی و یارانش روشنفکرانی بودند که در کشورهای غربی با تاریخ جنبش مارکسیستی آشنا شده بودند. در حالیکه رهبران حزب کمونیست ایران نه تنها در انقلاب شمال ایران در دوره ۱۳۰۰ – ۱۲۹۶(در جنبش های آذربایجان و گیلان و خراسان) به نحوی درگیر شده بودند، بلکه در جریان تسخیر قدرت توسط بلشویک ها در روسیه تزاری بویژه در آذربایجان نیز شرکت فعال داشته و تجارب گرانبهایی کسب کرده بودند.

سوم اینکه، اکثریت بزرگی از یاران ارانی که با ارانی و فعالیت های او در نیمه دوم دهه ۱۳۱۰(۱۹۳۰) درگیر بودند، متعلق به خانواده های فارسی زبان بودند. اما اکثریت قاطع کمونیست های ایران که اعضای رهبری حزب کمونیست ایران را در دهه ۱۳۰۰(۱۹۲۰) تشکیل می دادند، با اینکه ایرانی بودند ولی از نظر زبانی و قومی به ملیت های غیر فارس، بویژه به آذربایجان و ارامنه تعلق داشتند. از چهارده عضو رهبری حزب کمونیست ایران، نُه نفر از آنان(اسدالله غفارزاده، جعفر پیشه وری، کریم نیک بین، آقابابا یوسف زاده، محمد آخوندزاده، سلام الله جاوید، علی سرتیپ زاده و ابراهیم علیزاده) از ترک های آذربایجان، دو نفر(احمد سلطان زاده و اردشیر آوانسیان) از ارامنه آذربایجان ایران ، یک نفر(حسین شرقی) از عشق آباد ترکمنستان بودند و فقط دو نفر (محمد دهگان و محمد حجازی) که به ترتیب از کاشان و تهران بودند، به ملیت فارس تعلق داشتند. (۲۹) و (۳۰)
بدون تردید این تفاوت های تاریخی و جغرافیایی در شکل گیری و رشد مارکسیسم در ایران در دوره اوجگیری خفقان رژیم رضا شاه(۱۳۲۰ – ۱۳۱۰) و پس از آن در دوره “آزادی های دمکراتیک” (۱۳۳۰ – ۱۳۲۰) نقش چشمگیر و کیفی داشتند. این تفاوت ها پس از ورود ارانی و یارانش به ایران در جهت اقدام به گسترش اندیشه های کمونیستی بوضوح به چشم می خورد.(۳۱)

نوشته های فلسفی و اجتماعی دکتر ارانی که در شماره های مختلف نشریه “دنیا” در دوره اول سال های ۱۳۱۶ – ۱۳۱۳ منتشر شده اند، نشان می دهند که ارانی بعنوان یک پژوهشگر مارکسیست به ایران بازگشت تا پس از مطالعۀ دقیق از اوضاع، در بین روشنفکران به اشاعه اندیشه های مارکسیستی دست بزند. در حالیکه کمونیست های حزب “عدالت”(حزب کمونیست ایران) با هدف شرکت در انقلاب رهایی بخش ایران که در آن دوره سراسر شمال ایران را درنوردیده بود، به ایران بازگشتند. (۳۲) و (۳۳)

کمونیست های دهه ۱۳۰۰، زمانی به ایران برگشتند که جنبش جنگل مؤفق شده بود منطقۀ جنگل را از کنترل دولت مرکزی آزاد ساخته و شرایط امنی برای انتقال و تثبیت تشکیلات و رهبری حزب به ایران بوجود آمده بود. ولی بازگشت ارانی در سال ۱۳۰۹(۱۹۳۰) مصادف با استقرار کامل دیکتاتوری و تصویب قانون ضد اشتراکی ۱۳۱۰ و انهدام فیزیکی حزب کمونیست ایران و سرکوب آزادیخواهان و روشنفکران در سراسر ایران بود. ارانی از اوان ورود به ایران علیرغم وجود فضای خفقان پلیسی، در جهت تدارک و تشکیل محفل های کوچک مارکسیستی بین روشنفکران اقدام کرد. (۳۴)

پی نویس ها

۱۷- ایرج اسکندری، “خاطرات سیاسی” پاریس، ۱۳۶۶، بخش نخست، صفحۀ ۳۱ و محمد گلبن و یوسف شریفی، “محاکمه محاکمه گران” تهران، ۱۳۶۳، صفحۀ ۲۰۱٫
۱۸ – اسکندری، همانجا، صفحات ۳۲ – ۳۱٫
۱۹ – احمدی، همانجا، صفحۀ ۷٫
۲۰- در بارۀ مقام و موقعیت سیاسی میرزا اسکندری در سال های ۱۳۰۶ – ۱۲۹۹ بعنوان رهبر حزب سوسیالیست ایران و عضو دوره های چهارم و پنجم مجلس ملی، رجوع کنید به: بخش دوم در فصل دوم همین نوشتار و سازمان امنیت و اطلاعات کشور(ساواک)، “سیر کمونیسم در ایران یا تاریخ مختصر فعالیت کمونیست ها در ایران از اوایل مشروطیت تا فروردین ۱۳۴۳” تهران، ۱۳۴۳، فصل ششم، صفحۀ ۱۵۱٫
۲۰ – احمدی، همانجا، صفحۀ ۷٫
۲۲ – آبراهامیان همانجا ، صفحۀ ۱۵۷٫
۲۳ – رجوع کنید به: سند شماره ۱۰۲ در کتاب “اسنادی از مطبوعات و احزاب دورۀ زضا شاه”، گردآورنده: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران ، ۱۳۸۰، صفحات ۴۳۰ -۲۳۹٫
۲۴ – سند شماره ۱۲۳: “انتشار نشریه پیکار بصورت شبنامه، تحت مدیریت محمود پایدار در اتریش”، همانجا، صفحات ۲۹۱ – ۲۹۰
۲۵ – “نگاهی به زندگی گذشته پیکار” در “پیکار”، نشریه حزب توده ایران ، دوره دوم، سال اول، شماره یک(خرداد و تیر ۱۳۵۰). صفحات ۱۰ – ۷
۲۶ – رجوع کنید به: سند شماره ۸۹ در “اسنادی از مطبوعات و احزاب دوره رضا شاه”، همانجا، صفحات ۲۰۲ – ۱۹۸
۲۷ – سند شماره ۹۴: “ورود غافلگیرانه پلیس مخفی آلمان به منزل و چاپخانه دکتر ونر و ضبط بقایای شماره ششم نشریه پیکار”، همانجا، صفحات ۲۲۲ – ۲۱۵
۲۸ – سند شماره ۹۶: “مقابله روزنامه برلینر تریبون در اعتراض به اقدام غیر قانونی وزارتخانه های خارجه و کشور آلمان در توقیف نشریه پیکار” و سند شماره ۹۷ “ترجمه سه فقره خبر از روزنامه های آلمان راجع به توقیف و محاکمه متصدیان نشریه پیکار” همانجا، صفحات ۲۲۸ – ۲۲۳
۲۹ – سند شماره ۹۳: “عدم توقیف رسمی انتشار نشریه پیکار توسط دولت آلمان به دلیل موانع قانونی ناشی از عمل متقابل ماده ۱۰۳ قانون جزایی آلمان” همانجا، صفحات ۲۱۴ – ۱۲۱
۳۰ – سند شماره ۱۱۳: “تعقیب و بازداشت متصدیان نشریه نهضت توسط عدلیه آلمان بعنوان ادامه نشریه پیکار” همانجا، صفحه ۲۵۹
۳۱ – سند شماره ۱۱۳: همانجا، صفحه ۲۵۹
۳۲ – برای ماخذ رجوع کنید به: اردشیر آوانسیان، “صفحاتی چند از جنبش کارگری و کمونیستی ایران در دوران اول سلطنت رضاشاه(۱۹۳۳ – ۱۹۲۲) تهران، ۱۳۵۸ صفحات ۱۳۸ – ۱۳۵ و انور خامه ای “پنجاه و سه نفر” تهران ۱۳۶۳صفحه ۷۰
تاریخ جنبش کمونیستی در ایران، برکلی ۱۹۶۶ صفحه ۶۴S. Zabih 33 –
34 – عزت الله نوذری، تاریخ احزاب سیاسی در ایران، شیراز، ۱۳۸۰ صفحات ۲۸ – ۲۷

Comments are closed.

آثار کلاسیک مارکسیستی

آمار سایت

کانال چشم انداز مصاحبه با کاک ابراهیم و محسن رضوانی

تقویم

اکتبر 2017
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031  

مراسم خاکسپاری زندە یاد رفیق بهرام مهین

>