درسی از فعالیت مبارزاتی مشترک روز

هم اکنون تشکلها و افراد آزادی خواه مختلف سیاسی و سندیکائی در دفاع از آزادی رضا شهابی و دیگر کارگران اعتصاب کننده غذائی و هم چنین آزادی بدون قید و شرط زندانیان سیاسی، موج نسبتا وسیعی را در همبستگی با این کارگران مبارز، نه تنها در ایران بلکه درسطح جهانی علیه سرکوبگری دولت جمهوری اسلامی به راه انداخته اند. این واقعیت شرایط مساعدی را به وجود آورده تا در درجه ی اول کلیه نیروهای سیاسی کمونیست به موضع “کارگران متفرق هیچ و کارگران متشکل همه چیزند” بپیوندند و در پایان دادن به فرقه گرائی و بلند کردن پرچم وحدت کمونیستی جواب روشنی بدهند.
کمونیستهای راستین آنانی هستند که عمیقا تئوری و پراتیک جنبش کارگری آگاه را در براندازی نظام طبقاتی حاکم سرمایه داری، درمیدان عمل محکم به دست گرفته باشند. این تئوری ماتریالیستی – دیالکتیکی با کیفیت علمی و انقلابی درمبارزه با انواع تحریفات تئوریکی، سیاسی، تشکیلاتی، سبک کاری و غیره بطور فشرده راه متشکل شدن درسطوح مختلف و تداوم مبارزه طبقاتی کارگران را روشن ساخته و مشخص کرده تا: براساس وحدت روی اصول کمونیسم علمی و با تکیه به آن در رسیدن روی وحدت در نکات اساسی برنامه و استراتژی و تاکتیک مبارزاتی جهت براندازی نظام سرمایه داری حاکم درایران در پیوند فشرده با کارگران کمونیست و دفاع از جنبشهای کارگری مستقل، زمینه را در ایجاد حزب رهبری کننده ی واحد کمونیست انقلابی ایران، فراهم سازند.
اگر این موج عملی و سیاسی به امر وحدت تشکیلاتی و تمرکز نیروی ذهنی و عملی واحد منجر نشود، به سان قطرات باران به هم نپیوسته ای خواهندشد که با اندکی جریان یابی محوشده و به رودحیات بخشی که در مسیر طولانی حرکتش مفید افتد، منتهی نمی گردد.
درک این واقعیت مادی و دیالکتیکی به راحتی برای کارگران آگاه و متعهد به اصول کمونیسم علمی قابل درک و دفاع از آن است که به طور برجسته ای توسط کارگران کمونیست مبارز و جان باخته به عیان مطرح شده است.
درحالی که درمیان روشنفکران چپ که درک یک جانبه و خود خواهانه ی تفسیری و نه تحلیلی برای تغییر وضع کنونی دارند، با تئوری سازیهای گوناگون و نا دقتی های خود احکامی صادر می کنند که فرسنگها از واقعیات روز بدورهستند. در این مورد نکات متعددی وجود دارد که نشان دهنده ی درجه ی حداقل تعهد آنان نسبت به این تئوری علمی می باشد: نظیر کم رنگ کردن نقش مداخله گرایانه ی امپریالیستی درجهان و حتا برخی پاک کردن وجود نظام امپریالیستی در تبلیغات که به ایجاد تشویش نظری طبقه کارگر و زحمت کشان منجر می شود. انکار “رژیم چنج” امپریالیستی که درسطح تلاش درایجاد دولتهای مطیع چه از طریق مسالمت آمیز انتقال قدرت ودست به دست شدن قدرت حاکمه با کمک به روی کارآمدن جناحهای دیگر سرمایه داری، و چه با توسل به زورهنوز هم ادامه می یابد. پررنگ کردن نقش حاکمان ضدانقلابی ایران، ترکیه و عربستان در امور منطقه به سودخویش و ندیدن سیاستهای نواستعماری امپریالیستها و در نتیجه به جای مبارزه علیه هر دو ضدانقلاب سرمایه داری جهانی و کشوری، استراتژی جنگیدن با آنان را، به حد سازش تقلیل می دهند.
این دو دید یک جانبه در مقابله با خط درست مبارزه هم با مداخلات امپریالیسم جهانی و هم برای سرنگونی حاکمان سرمایه داری ضدانقلابی منطقه؛ و یا نادیده گرفتن واقعیت طبقاتی بودن دموکراسی و ازجمله کسب حق ملل در تعیین سرنوشت خویش و درشیپوراستقلال ملی دمیدن درمرحله ی جهانی شدن سرمایه، آن هم با رفراندوم زیرنظر بورژوازی حاکم هر ملتی که تنها خواست اش نشستن برگرده ی ملت خودی می باشد. کنارگذاشتن دفاع از نقش”کارگران کشورهای جهان متحد شوید!” تا زیرنظر دولت کارگری در هر کشور توسط کلیه کارگران متحد ملل مختلف در آن، استقلال واقعی از تجاوزات امپریالیستی و تعیین سرنوشت راستین خویش بهره مند شوند؛
همچنین زیر بار آموزش کمونیسم علمی تئوری طبقه کارگر نرفتن و بجای تلاش پیگیر در تحقق وحدت تشکلهای کمونیست در یک حزب، از طریق دعوت احزاب، سازمانها، هسته ها، محفلها و افراد، به دلبستن به مرکزیت تشکیلاتی خودی موجود و یا دعوت همه به زیر پرچم تشکلی از این تشکلها و مبارزه نکردن روی وحدت در اصول و نکات اساسی برنامه و تاکتیک کمونیستی، راه فرقه گرایانه ای به عمر خود ادامه می دهد و بورژوازی و خرده بورژوازی جهانی و کشوری منتها درجه خوشوقتند در ایجاد این تفرقه و با لطایف الحیل دموکراسی برسر نیروهای چپ کلاه گشادی گذاشته اند.
بدین ترتیب، باوجود مخالفت با وحدت کمونیستها دریک حزب، در شرایطی که اتحاد عمل از جمله در دفاع از کارگران زندانی و ابعاد وسیع یافتن این اتحاد عمل نشان دهنده ی آن است که اگر این اتحادعمل درسطح ایدئولوژیک – سیاسی – تشکیلاتی – سبک کاری به خصوص درمیان کمونیستها صورت گیرد، گام مهمی در رها نمودن جنبش کارگران و زحمت کشان از فرقه گرائی و تبدیل این جنبشها به مشت گران مبارزاتی آن هم در شرایطی که اکثر عظیم مردم ایران از ظلم و ستم و استثمار و استبداد حاکمان اسلامی به ستوه آمده اند، بوده و گام مهمی در رهائی این اکثریت به پیش می باشد.
وظیفه ی مهمی دربرابر کارگران مبارزکمونیست ایران قرار دارد که باتکیه به موضع طبقاتی انقلابی پیش رفته شان، علیه فرقه گرائی قد علم نموده و در ایجاد حزب کمونیست انقلابی خود دست به کارشده و به این واقعیت عمیقا معتقد باشند که بدون این حرکت تاریخ ساز، امر پیش روی مبارزات طبقاتی طبقه کارگر با مداخلات نظری و عملی نیروهای خرده بورژوائی رسوخ یافته به درون جنبش کارگری که نسخه ای بیش از رفرمیسم سوسیال دموکراسی نیست، حرکت رهائی بخش کارگران را مسخ کرده و مانع از رهائی و گذار جامعه ایران به تغییر انقلابی، براندازی دولت بورژوائی، کسب دولت کارگری و استقرار سوسیالیسم خواهندشد.
ک.ابراهیم – ۱۹ شهریور ۱۳۹۶(۱۰ سپتامبر ۲۰۱۷)

Comments are closed.

آثار کلاسیک مارکسیستی

آمار سایت

کانال چشم انداز مصاحبه با کاک ابراهیم و محسن رضوانی

تقویم

اکتبر 2017
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031  

مراسم خاکسپاری زندە یاد رفیق بهرام مهین

>