ریاستی یا پارلمانی

رژیم جمهوری اسلامی از روز به قدرت رسیدنش بطور مرتب مشغول تصفیه حسا ب های سیاسی درونی ، بیرونی بوده است هنوز درگیریهای خیابانی در روزهای ۲۲ و ۲۳ بهمن تهران به پایان نرسیده بود. که کمیته ها شروع به خلع سلاح مردم و سازمان های سیاسی کردند. عقب راندن ، حذف فیزیکی و روانی ، اعدام و شکنجه و کلیه وسایل و امکانات به کار گرفته شد که هیچ مخالفی اجازه عرضه اندام در برابر رژیم اسلامی پیدا نکند.منتها چاهی که رژیم برای مخالفانش کنده بود به مرور زمان خودش را هم به درون کشید. جناح های درونی رژیم که علیه گروههای مخالف سیاسی متحد عمل می کردند دچار دودستگی و انشعاب شدند. در قدم های اول جناح های ملی و لیبرال با زور از قدرت رانده شدند سپس نوبت ، ملی مذهبی ها و سپس خط امامی ها رسید و به همین سیاق این پروسه ادامه یافت تا موقعی که اصلاح طلبان با به قدرت رسیدن خاتمی خود را تحکیم کردند هنوز اختلافات در پشت پرده و دور از چشم مردم حل می شد ولی زمانی رسید که دیگر حل اختلاف جناح های پرقدرت دورنی رژیم دیگر با نصیحت خمینی و پا در میانی خامنه ای قابل حل نبود. از اینجا به بعد هم خمینی و سپس هم خامنه ای مجبور شدند که چهره همگرایی را کنار گذاشته خود را در کنار جناح های اصول گرا تر همچون روزنامه کیهان ،نشریه جوان وغیره در رسانه ها و با سپاه پاسداران در عرصه نظامی و در عرصه ارگان های دولتی با قوه قضائیه و بطور ظاهرا نسبی با قوه مقننه در مقاطع مختلف زمانی متحد شوند.

اما مسئله ای که رژیم اسلامی در تمام دوران به قدرت رسیدن با آن دست به گریبان بود تقسیم قدرت در قانون اساسی بود که در اوایل انقلاب متن اولیه آن نوشته شده بود و بعدها هم با تبصره های مختلف حل نشد. این مشکل چه بود؟ مسئله تقسیم قدرت بین بالا ترین مقام دولتی ( ولایت فقیه ) با رئیس دولت . اولین بار این تضاد خود را بین خمینی و بارزگان نشان داد . بارزگان در واقع زیر بار روحانیت ایران که توسط خمینی رهبری می شدند نرفت و از قدرت کنار گذاشته شد . همین مسئله بعدا برای بنی صدر به عنوان اولین رئیس جمهور با خمینی و رجائی پیش آمد. بنی صدر با تکیه به رای میلیونی حاضر به امر ونهی خمینی نشد و بطور توطئه امیز و خشونت باری کنار گذاشته شد بعد از بنی صدر این تضاد بین خامنه ای به عنوان رئیس جمهوری با نخست وزیر وقت میر حسین موسوی پیش آمد که با پا در میانی خمینی اوضاع آرام می شد.رژیم سعی کرد که با حذف پست نخست وزیری و سپردن همه قدرت اجرائی دولتی به رئیس جمهور این مشکل را حل کند. ولی در تمام دوران بعد از حذف نخست وزیری و سپردن دولت بطور مستقیم به رئیس جمهوری باز هم تضاد بین رهبری دولت و سیاست گذاری با ولایت فقیه به عنوان سکاندار سیاست های پایه ای در رژیم جمهوری اسلامی از بین نرفت.

بعد از انتخاب مجدد احمدی نژاد و رشد اختلاف بین او و ولایت فقیه رژیم خامنه ای در یک سخنرانی به تغییر قانون اساسی در رابطه با پست ریاست جمهوری از انتخابی به انتصابی اشاره ای اولیه داشت او در سخنرانیش در ۴ مهر ۱۳۹۰ امکان تغییر نظام ریاستی ( انتخاباتی و رای مستقیم مردم ) را به نظام پارلمانی رد نکرد و تغییر آنرا جزئی از سیاست های نظام دانست. در حقیقت خامنه ای با باز کردن این بحث چماقی را علیه پست ریاست جمهوری در راستای تسلیم تام و تمام رئیس جمهوری به خود برداشته است که به یک دست کردن قدرت کمک خواهد کرد. اما رژیمی که دستش تا مرفق به خون مردم آلوده است نمی تواند با یکدست شدن قدرت نیروی متحدی علیه تودههای وسیع مردم و انقلابشان به بیشتر متشکل شدن ضد انقلاب دولتی بیانجامد، فشار اعتراضات مردم تاثیرات مشخصی بر روی قدرت در هر جامعه بجای می گذارد که در رابطه با ایران به کشمکش های بیشتر جناح های درونی قدرت می انجامیده است.

اما این تضاد بین ارگانهای تصمیم گیرنده در رژیم جمهوری اسلامی که حتی به سطح مجلس شورای اسلامی با دولت ، دولت با قوه قضائیه و …..هم رسیده است ناشی از یک مشکل عمیق تر است که رژیم اسلامی اجازه بحث آنرا به هیچ کدام از جناح ها و یا ارگان های رهبریش نمی دهد و آن تضاد بین رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی با قوانین ارتجاعی اسلامی اش از یک سو و مردم خواهان عدالت و آزادی از سوی دیگر می باشد.

جناح های رژیم اسلامی تمامی تلاش های خود را برای سلطه بر دیگری بکار گرفته و می گیرند تا نه تنها سلطه سیاسی بلکه سلطه نظامی – امنیتی و مهمتر از همه سلطه بر ارگان های اقتصادی را کنترل کنند. این البته با منافع جناح های مختلف سیاسی و نظامی نیز بورژوازی داخلی و خارجی همخوانی دارد. هر گاه تضادهای جناح های مختلف بورژوازی بین المللی از یک سو و تضاد توده های وسیع مردم با رژیم اسلامی تشدید می شود نحوه جناح بندی این نیروهای درون حکومتی اشکال مختلف سیاسی به خود می گیرد.

خلاصه کنیم.دعوای درونی حاکمیت بر سر مسئله پست ریاست جمهوری و تقسیم قدرت جناح ها، جنگی بر سر قدرت برای دست اندازی به اقتصاد و بازار و نیروی کار وسیع و بزرگ در ایران است. جنگی است که دزدان حکومتی با تمام فریبکاری های اصلاح طلبی و اصول گرایانه شان به دنبال پر کردن جیب های گشادشان از قبل کار کارگران و زحمتکشان و دست اندازی به منابع و ثروت های طبیعی ایران هستند.برای جناح های درونی قدرت در ایران این اختلافی جدی است اما برای توده های وسیع مردم این اختلافی بین دزدان و اختلاس گران حکومتی برای غارت بیشتر مردم است.

تا زمانی که رژیم بورژوائی جمهوری اسلامی بر سر قدرت است این دعوای درونی را پایانی نیست. پایان این اختلاف فقط با سرنگونی این رژیم و جایگزینی آن با یک رژیمی سوسیالیستی که مبنای حرکت خود را خدمت به دموکراسی پیگیر اجتماعی و حفظ منافع کارگران و زحمتکشان جامعه می گذارد قابل تصور است.

غ.غ

Comments are closed.

آثار کلاسیک مارکسیستی

آمار سایت

کانال چشم انداز مصاحبه با کاک ابراهیم و محسن رضوانی

تقویم

نوامبر 2017
د س چ پ ج ش ی
« اکتبر    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930  

مراسم خاکسپاری زندە یاد رفیق بهرام مهین

>