تشنج آفرینی جدید و موضع کمونیستها

در تاریخ تکامل جوامع طبقاتی و کلا تعهد به درک و پذیرش تحلیلهای علمی ماتریالیسم تاریخی، در مراحل مختلف این حرکت به نسبت منافع طبقات محکوم در برابر طبقات حاکم مقولاتی نظیر عدالت، حق،  استقلال، خودمختاری، جدائی ملل، انتخابات، رفراندوم، دموکراسی و غیره پیش کشیده شده اند. ولی ماحصل دفاع از این مقولات همانند درهم آمیزی روغن و آب دریک ظرف به طور کامل، ممکن نیست. هرکدام از این خواسته ها به نسبت درجه ی نفوذ اقشارو طبقات معینی در هرجامعه ای درخدمت آنانی قرارگرفته اند که درسطح حکمرانی قرار داشتند و یا بخشی از افرادجامعه خود را به سطح حکمرانی رسانده اند. صدای بخش غیر حکمران، به مثابه “درنظام طبیعت ضعیف پامال است”، هیچگاه به معنای واقعی کلمه پژواک و تحقق نیافته است. درک ماهیت طبقاتی این مقولات اولین وظیفه ی هر انسان آزادی خواه است که در موضع طبقه کارگر قرار دارد.

باتوجه به این که بررسی و درک هرکدام از مقولات فوق توضیحات تاریخی فراوانی لازم دارد، به سنگین شدن این تحلیلها می افزاید. فقط به آخرین مطلبی نظیر “رفراندوم” اشاره خواهدشد که این روزها به عنوان یک حرکت مورد دفاع از جانب بسیاری پذیرفته شده است. بدون این که درنظرگرفته شود بدون آگاهی رای دهنده گان از نتایج این رای دهی و چرائی آن، به طور مکانیکی و در نا آگاهی رای ها به صندوقها ریخته می شوند و صرفنظر از تقلبات در شمارش و یا رای ریزیهای تقلبی و غیره هنر “دموکراتیک” رای دهی گرچه لحظه ای ولی به صورت هلهله و شادی بخش طنین انداز می شود و فراموش می گردد که : مگر رای مردم در برخی کشورها به سود جنگ تحت عنوان “دفاع ملی”، “انتخاب فاشیستها” به صدرات کشور، “جمهوری اسلامی نه یک کلمه و حرف بیشتر” ، “انتخابات مجلس” دائما با شادیهای پیروز شدنها، صورت نمی گیرد و این سئوال در برابر توده های مردم قرار نمی گیرد که “رای دادن به نفع کدام طبقه و قشر اجتماعی است؟” و به این اعتبار “آیا تحریم این گونه رای دهی ها ضروری است یا نه؟” و این سئوالها اولین گام درمقابله و یا در تایید آن راهگشا می باشد.

امروز کسانی پیداشده اند که به نام کمونیست بودن “احترام به رای مردم” را با ندیدن “رای به نفع کی؟”، به جای تحلیل مادی و دیالکتیکی “ماهیت این رای دهی” دچارعوام فریبی، کشف احساس تاریخی توده ها و غیره شده و عملا نه به خاطر رهائی توده ها بلکه به دنباله روی از حاکمان توده ها سینه می زنند!

پس از تلاش قرنها مبارزه ی توده های مردم در رهائی از ظلم و ستم حاکمان فئودال و سرمایه دار غیر خودی  تحت رهبری نیروهای فئودالی، مذهبی، خرده بورژوائی و بورژوائی خواستار “خودمختاری ملی کورد”، “حق تعیین سرنوشت ملی برای جدائی”، “تشکیل دولت فدرالی در چارچوب کشورهای چندملیتی” و غیره جریان یافته است. از جمله تشکیل دولت خودمختارفدرالی درکوردستان عراق تا حد فدرالی بودن دولت عراق و شرکت “نماینده گانی” از کوردها در دولت مرکزی، تحت هدایت حزب دموکرات کوردستان به رهبری مسعودبارزانی بالاخره در ۲۵ سپتامبر۲۰۱۷ (۳مهر۱۳۹۶) با برگزاری رفراندوم جدائی و رسیدن به “استقلال ملی” با کسب ۷۰% رای مردم کورد، ایجاد روحیه ی کاذب تحقق خواست مردم در حد بورژوائی و کشاندن آنان به راهی موفق شدند تا حاکمیت نظام سرمایه داری درمنطقه کوردستان به تحقق کاملی با شروع قبیله بازی برسد.

اما با در پیش گرفتن این سیاست جدائی، نه تنها رهائی توده های کارگر و زحمت کش و زنان پرتحمل و مبارز کورد از ظلم و ستم حاکمان خودی تحقق نیافته و ازاین به بعد نیزنخواهندیافت، بلکه به دلیل دامن زدن به “ملی گرائی” و گسترش آن به دیگر کشورهای ترکیه، ایران، و سوریه مرکز تشنج آفرینی جدیدی را در خاورمیانه آفریدند که مستقل از تضادهای موجود در تعیین مرزهای کشوری بین دولتهای بورژوائی کورد و غیرکورد، زمینه برای مداخلات نفوذی امپریالیستی و صهیونیستی آینده درخشان مناسبات دوستانه بین ملل ساکن این منطقه به وجود خواهد آمد.

تاکید کلیه ی نیروهای راستین کمونیست در ازبین بردن تضادهای ازخودبیگانگی ناشی از تضادطبقاتی، تضاد ملی، تضاد دینی، تضاد جنسیتی، تضاد زبان رسمی، درهم کوبیدن شووینیسم “مرزهای پرگوهر” است که در گرواحترام متقابل کلیه ی انسانهای رنج کشیده در میان جنگهای این تضادها که عمدتا اکنون توسط طبقات سرمایه دار در این منطقه صورت می گیرد. آزادی و برابری این ملل  تنها و تنها تحت رهبری طبقه کارگراین منطقه و برپایه ی برقرار ساختن نظام سوسیالیستی چنین منطقه ی آزاد، برابر و شکوفان ممکن می گردد. جهان امروز درطلب بروز انقلاب اکتبر کارگری فریاد می زند و بربریت نظام حاکم امپریالیستی برجهان عربده های نابودی کشورها را به سبک هیتلری امروزه سر می دهد!! و مرتجعانی که با خروارها افکارگذشته ی ایده آلیستی  و کهنه خود را به زنجیربسته اند رهائی نظام سرمایه داری را در گرو مبارزه با سوسیالیسم تحت حاکمیت دین بر دولتها در بوق و کرنا می دمند!!

اما درشرایطی که حرف اول را حاکمان سرمایه دار می زنند، حتا قبل از برگزاری این رفراندوم “استقلال طلبی” این تشنج آفرینی شروع شده است:

ترکیه مرز هوایی اش را به روی کردستان عراق بست

یک روز به رفراندوم جدایی کوردستان عراق باقی است. ترکیه پروزاهای خود به مقصد و یا از مبداء اقلیم کوردستان عراق را بسته است.به گزارش اسپوتنیک به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، شورای امنیت ملی ترکیه آسمان این کشور را به روی هواپیماهایی که به مقصد یا از مبداء اقلیم کوردستان عراق پرواز کنند، مسدود کرد.

شورای امنیت ترکیه با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد از این پس آسمان این کشور بر روی هواپیماهایی که به مقصد و یا از مبداء اقلیم کوردستان عراق پرواز کنند، بسته خواهد بود.

شورای عالی امنیت ملی ایران نیز به درخواست دولت مرکزی عراق مرزهای هوایی ایران با اقلیم کوردستان را مسدود اعلام و در بیانیه‌ای خاطر نشان کرد کلیه پروازهای ایران به مقصد فرودگاه‌های سلیمانیه و اربیل و از مبداء اقلیم کردستان متوقف شده است.

اما این مداخلات این کشورها از نظر نظامی نیزبا چنگ و دندان نشان دادن نظیر ارسال نیروی عراقی به کرکوک، تقویت پایگاه نظامی ترکیه در شمال کوردستان عراق و آتش افروزی رژیم جمهوری اسلامی مقدمه ی تشنج آفرینی را نشان می دهد:

مناطق مرزی ایران با کردستان عراق مورد هدف قرار گرفت.

“اسپوتنیک” به نقل از خبرگزاری أناتولى، حزب اتحادیه میهنی اداره اقلیم کورد عراق در سایت رسمی خود نوشت: مناطق کوهستانی به ویژه شش روستا در منطقه بالکایتی و حاج عمران استان اربیل در نزدیکی مرز ایران بدون وقفه توسط توپخانه ایران مورد هدف قرار گرفت. در مورد خسارات و تلفات احتمالی ناشی از این حملات خبری داده نشده است. وقوع این حملات در آستانه برگزاری همه‌پرسی جدایی اداره اقلیم کوردعراق از دولت مرکزی این کشور حائز اهمیت می باشد.
بعضى خبرها هم مى گویند سپاه پاسداران در قالب یک رزمایش از اجراى آتش سنگین توپخانه اى در مناطق غربى کشور و نزدیک کوردستان عراق خبر داده است.

درچنین شرایطی وظیفه ی کلیه ی تشکلهای کمونیست در خاورمیانه با بلند کردن پرچم نظام سوسیالیستی در خاورمیانه و تشکیل اتحادی فشرده در این راستا می تواند خط رهائی راستین ملل تحت ستم را هرچه روشنتر بیان داشته و مانع آن شوند که با شدت یابی “ملی گرائی” و جنگهای خانمان سوز یک دیگرتبدیل به کشت و کشتار توده های کارگر و زحمت کش منجر نشده و برعکس برای اولین بار به تمام کارگران جهان و انسانهای آزادی خواه نشان دهند که راه حل راستین پایان دادن به ازخود بیگانگیهای موجود در دست طبقه کارگر و احزاب کمونیست راستین کشورهای مختلف می باشد.

اگر به تاریخ جمعبندیهای کمونیستی توجه کنیم رهنمود ارزشمند لنین  در مورد مساله ملی و مستعمراتی برای دومین کنگره انترناسیونال کمونیستی آموزنده است: ۱- خاصیت جبلی دموکراسی بورژوائی بنابرطبیعتی که دارد، این است که موضوع برابری بطوراعم و از آنجمله برابری ملی را به شیوه ای انتزاعی یا صوری مطرح نماید، دموکراسی بورژوائی تحت عنوان برابری شخصیت انسانی بطوراعم برابری صوری یا قضائی مالک و پرولتر، استثمارگر و استثمارشونده را اعلام می نماید و بدینسان طبقات ستمکش را به فاحش ترین نحوی می فریبد. اندیشه برابری، که خود انعکاسی از مناسبات تولیدکالائی است توسط بورژوازی به بهانه ی برابری به اصطلاح مطلق افراد انسانی، به آلت مبارزه علیه محوطبقات تبدیل می گردد. مفهوم واقعی خواست برابری فقط عبارتست از خواست محوطبقات.

۲- حزب کمونیست که مظهر آگاه مبارزه ی پرولتاریا در راه برافکندن یوغ بورژوازیست، بر وفق وظیفه ی اساسی خود برای مبارزه علیه دموکراسی بورژوائی و افشای اکاذیب و سالوسی آن باید درمورد مساله ملی نیز آنچه را که در راس مسائل قرار می دهد اصول انتزاعی و صوری نبوده بلکه عبارت باشد از: اولا درنظرگرفتن دقیق اوضاع و احوال مشخص تاریخی و مقدم برهرچیز اوضاع و احوال اقتصادی؛ ثانیا جدا کردن صریح منافع طبقات ستمکش یعنی زحمت کشان و استثمار شوندگان از مفهوم کلی منافع ملت بطوراعم که عبارتست از منافع طبقه حاکمه؛ ثالثا به همین سان صریحا مجزا ساختن ملل ستمکش، وابسته و نا متساوی الحقوق از ملل ستمگر، استثمارگر، کامل الحقوق برخلاف اکاذیب بورژوادموکراتیک که به وسیله آن اسارت مستعمراتی و مالی اکثریت عظیم اهالی زمین بوسیله اقلیت ناچیزی از کشورهای سرمایه داری پیشرو و بسیارثروتمند … پرده پوشی می گردد”…

ک.ابراهیم – ۶ مهر ۱۳۹۶ (۲۸ سپتامبر۲۰۱۷)

 

Comments are closed.

آثار کلاسیک مارکسیستی

آمار سایت

کانال چشم انداز مصاحبه با کاک ابراهیم و محسن رضوانی

تقویم

نوامبر 2017
د س چ پ ج ش ی
« اکتبر    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930  

مراسم خاکسپاری زندە یاد رفیق بهرام مهین

>