ضرورت مبارزه با سرکوبهای طبقاتی گسترش یافته

علاوه بر استثمار و ستم بیش از ۲۰ میلیون شاغلین تولیدی، خدماتی وفکری کارگر و زحمت کش، دو بخش از توده های مردم که شامل زنان تحت سرکوب ناشی از سلطه ی مردسالاری و مذهب می باشند و بیش از ۱۵ میلیون از کودکان درحال تحصیل و بیش از ۲ میلیون کودکان کار درنظام سرمایه داری حاکم درایران محروم از تحصیل، با خشن ترین برخوردهائی روبه رو هستند که زنده گی این دو بخش از جامعه ی ایران با فجایعی روبه رو می شوند که بربریتهای تاریخی تا بدین حد صورت نگرفته بودند.

درمورد دانش آموزان:

امسال بیش از ۱۷ میلیون درسنین تحصیلی ۱۳۹۶-۱۳۹۷ ، ۱۳ میلیون در دبستان و دبیرستانها شروع به تحصیل کردند. اینان به مدارسی می روند که حداقل ۲۰% این مدارس در وضعیتی کلنگی قرار دارند یا از امنیت ساختمانی برخوردار نیستند، ازامنیت گرم کردن کلاسهای درس با بخاریهای نفتی نمی توان سخن گفت، امنیتی برای تدریس معلمان و بیان آزاد نظراتشان وجود ندارد، لوازم نوشت افزار و کتابهای درسی مجانی در اختیار کودکان قرار نمی گیرند، محیط خفقانی مدارس درمداخله ی مذهب، شادی بخش و جذاب نبودن تربیت متعالی کودکان، ازتحصیل مجانی که به عهده ی نظام آموزش و پرورش ایران باید باشد، خبری نیست. این مدارس به بازداشتگاههای رژیم جمهوری اسلامی مبدل شده اند.

درشرایطی که مزد کارگران را به پائین تر از ۴ برابر حداقل زنده گی رسانده اند، خانواده های دانش آموزان که متعلق به کارگران و زحمت کشان هستند، عمدتا قادر به تامین مخارج مدارس کودکان نبوده و اوضاع به حدی بحرانی است که حتا فعالان صنفی فروش پوشاک و لوازم افزار دانش آموزان ازجمله موسی فرزانیان دبیراتحادیه فروشنده گان نوشت ابزار به ایلنا – خبرگزاری کارایران درتهران – فروش کم تر ۳۰ -۳۵% را نسبت به سال قبل داشته اند و درعین حال رئیس اتحادیه کتاب‌فروشان، لوازم تحریر و لوازم مهندسی استان مرکزی از افزایش حداقل ۱۳ درصدی قیمت نوشت‌افزار خبر داده که به قول معروف “سنگ را بسته و سگان را برای حمله آزاد گذاشته اند”. حداقل هزینه خرید لوازم تحریر برای یک دانش‌آموز در سال تحصیلی ۹۶-۹۷ حدود ۳۲۰ هزار تومان است. خانواده‌ها باید علاوه بر نوشت‌افزار، مبلغی نیز برای خرید لباس فرم مدرسه بپردازند. رئیس اتحادیه خیاطان تهران قیمت تمام شده دوخت لباس مدرسه را ۷۰ هزار تومان اعلام کرده و گفته است که بعضی از مدارس ۲۰۰ هزار تومان بابت لباس فرم از خانواده‌ها دریافت می‌کنند. براساس این ارقام هزینه خانوارها برای یک دانش آموز بدون هزینه ثبت‌نام و کتاب‌های آموزشی، حدود ۴۰۰ هزار تومان برآورد می‌شود که نزدیک به نیمی از حداقل مزد ماهانه امسال است.علی باقرزاده رئیس سازمان نهضت سوادآموزی «مشکلات خانوادگی» را عامل ترک‌تحصل ۵۳ درصد کودکان بازمانده از تحصیل اعلام کرده است.

نتیجه ی این سیاست ضد آموزشی نظام جمهوری اسلامی کودکان دانش آموز به نظام کودکان کارخیابانها و غیره تبدیل شده اند و با شروع سال تحصیلی: بیش از ۳۰۰ کودک کار فقط در خیابان های تهران اخیرا بازداشت شده اند.در تهران طرحی به نام جمع آوری کودکان کار به اجرا در آمده.  طرحی جنجالی، با کمک شهرداری تهران، بهزیستی و فرمانداری بر اساس بعضی از آمارها حدود دو میلیون کودک کار در ایران زندگی می‌کنند. مقام‌های مسئول تعداد بچه‌های مشغول به کار را کمتر، اما فعالان حقوق کودکان تعدادشان را بیشتر از دو میلیون می دانند.(۱۸/۸/۲۰۱۷)

ناظری رئیس هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان در رابطه با اجرای طرح کودکان کار و خیابان به آماری در این زمینه اشاره کرد و گفت: «طرح جمع‌آوری کودکان تا امروز موفق نبوده است، چرا که با وجود ۳۰ بار اجرای این طرح طی ۳۵ سال گذشته، کودکان بارها و بارها به خیابان‌ها بازگشته‌اند» ۲۹/۹/۱۳۹۶٫

شناسایی ۶۸۰ کودک زباله‌گرد/ ۴۰ درصد این کودکان نان‌آور خانواده هستند .

اولین نشست کارگروه بررسی وضعیت زباله گردی کودکان تشکیل شد و طی آن نمایندگان دستگاه‌های ذیربط به بیان مشکلات ناشی از کار این گروه از کودکان پرداختند.به گزارش ایسنا، مازیارفر، عضو جمعیت امداد دانشجویی امام علی  در اولین نشست کارگروه بررسی وضعیت زباله گردی کودکان با اشاره به نتایج پژوهشی که در ۱۰ استان کشور انجام شد، گفت: در این پژوهش همزمان ۶۸۵ کودک شناسایی شدند که بیشتر ملیت آنها ایرانی، افغانستانی و پاکستانی بود. وی افزود: از بین این کودکان ۴۱ درصد مطلقا بیسواد بودند، ۵۲ درصد داخل مراکز تفکیک زباله زندگی می‌کردند و سطح بهداشت آنها به شدت پایین بود.

وی افزود: دو مسیر اصلی برای کار این کودکان وجود دارد، نخست پیمانکار شهرداری است که مستقیما این کودکان را استخدام می‌کند و برایشان کارت صادر می‌کنند و مسیر دوم افرادی هستند از خود ماموران شهرداری که این کودکان را استثمار می‌کنند و پولی از آنها می‌گیرند تا بتوانند در منطقه کار کنند.مازیارفر با بیان اینکه مزیت این کارت‌ها این است که کودکان زباله گرد را دیگر کتک نمی‌زنند و زباله‌هایشان را به زور نمی‌گیرند، ادامه داد: باید به زباله به چشم کالای گرانقیمت نگاه کرد. یک کودک به طور متوسط ۶۰ کیلوگرم زباله در طول روز جمع آوری می‌کند که بار بسیار سنگینی است.  نماینده جمعیت امام علی  با بیان اینکه وقتی پیمانکار مناقصه را برنده می‌شود با کارگاه‌های تفکیک زباله واردمذاکره می‌شود گفت: مسئول کارگاه‌ها باید ۸۰۰ هزار تومان بابت هر کودک به پیمانکار بدهند تا اجازه پیدا کنند زباله‌های منطقه را تفکیک کنند. وی افزود: میانگین حداکثر زمان زباله گردی ۲۰ ساعت و میانگین آن ۱۰٫۵ ساعت است. ۶۲ درصد این کودکان هرگز از دستکش استفاده نمی‌کنند و ایدز، هپاتیت، کزاز، حصبه، سالک پوستی، انگل‌های روده‌ای، اسهال خونی، فلج اطفال، زانو درد و کمردرد از جمله بیماری‌هایی است که کودکان زباله گرد را هدف قرار می‌دهد. با وجود همه مشکلات هیچ نهاد ناظر و مسئولی وجود ندارد و مواردی داشتیم که چند نفر از همکاران ما مورد ضرب و شتم ماموران شهرداری قرار گرفتند.

درهمین نظام سرکوبگر دربخش دزدیهای اعوان و انصار حاکمان وضع دیگری جریان دارد که به مثابه “مشت نمونه خروار” می بینیم:

عیسی شریفی قائم مقام محمدباقر قالیباف در شهرداری تهران، به اتهام فساد گسترده‌ی مالی، اختلاس، تحصیل مال نامشروع و ارتشاء بازداشت شده است.

به گزارش «آمدنیوز»، سازمان اطلاعات سپاه (ساس) با اطلاع از فساد مالی گسترده‌ی این مدیر ارشد شهرداری تهران و برای جلوگیری از بازداشت وی توسط وزارت اطلاعات، از هفته‌ی گذشته عیسی شریفی را بازداشت کرده است.

گفته شده، این سازمان امنیتی قصد دارد روند پرونده را طوری طراحی کند که به «محمدباقر قالیباف» شهردار پیشین تهران آسیبی وارد نشود. از سوی دیگر این سازمان امنیتی قصد دارد فسادهای گسترده‌ی قالیباف در شهرداری تهران را به عنوان «امتیاز» در دست خود نگه دارد تا قالیباف در مناصب دیگر خود نتواند از اجرای اوامر این سازمان، سر باز زند.

باتوجه به مطالبی که آمد رژیم جمهوری اسلامی خدمتگزار سرمایه علاوه بر استثمار و ستم شدید نیروهای کار یدی و فکری، به طرز وحشیانه ای کودکان پسر و دختر را قبل از پا گذاشتن به سن بلوغ ۱۸ ساله به عنوان نیروی کار، عدم فراهم نمودن آموزش و پرورش مجانی، تحمیل لباس تحصیلی و لوازم مورد نیاز در مدرسه که نیمی از مزد ماهانه ی شروع سال تحصیلی ۵ برابر زیر خط حداقل، شستشوی مغزی دانش آموزان به جای فراهم ساختن آموزش وسیع و همه جانبه علمی، کشاندن آموزگاران معترض به این گونه دخالت مذهب در آموزش و پرورش و دفاع از حقوق دانش آموزان و تشکیل کانونهای معلمان به زندان و شکنجه کشانده می شوند و غیره به روشنی نشان می دهند که دفاع از حقوق پایمال شده ی دانش آموزان که نیروی اجتماعی آینده نیز می باشند جزئی از قرار داشتن اینان دروظایف مبارزه طبقاتی کارگران بوده و ازاین طریق چنان نقشی باید جنبش کارگری ایفا نماید که این کودکان هرچه بیشتر به صف مبارزاتی طبقه کارگر در نوجوانی و جوانی بپیوندند.

درمورد زنان:

علاوه بر ۱۰ تا ۱۵% نیروی کار یدی و فکری زنان شاغل، که همانند کلیه ی کشورهای سرمایه داری جهان درمقابل کاربرابر با مردان در هررشته ای ۱۵ تا ۲۰% مزد کم می گیرند و در شرایط حاکمیت مردسالاری و قوانین قرون وسطائی مذهبی، این زنان شاغل از امنیت لازم و ضروری درمحیط کارنیز از جانب کارفرمایان برخوردار نیستند.

دختران و زنان بالاتر از ۹ سال، ۴۰ تا ۴۵% جمعیت ایران را تشکیل می دهند به دلیل قرار داشتن زیر خفقان و سرکوب مردسالاری و مذهب حاکم با ممنوع بودن رابطه دختر و پسر، آزادگذاشتن ازدواج مردان با دختران از ۹ سال به بالا، رواج دادن فحشاء اسلامی صیغه کردن موقت زنان،  به راه انداختن صدور فحشاء به خارج و یا در داخل که در زیر به آنها اشاره خواهم کرد، طبقه کارگر بدون مبارزه برای رهائی زنان از یوغ برده داری، امر پیش بردن انقلاب کارگری قادر به رهائی نخواهد شد و به این اعتبار مبارزه علیه مناسبات مردسالاری و مداخلات مذهب در امور زنان اردوی مبارزه طبقاتی کارگران و زحمت کشان تبدیل به نیروی عظیمی خواهدشد که هیچ دولت سرکوبگر حاکمی قادر به مقاومت در برابر این نیرو نمی گردد.

برای نشان دادن ستمی که به زنان حتا از کودکی و نوجوانی و غیره روا می شود، در اندک گزارشات زیر توجه خواننده گان را جلب می کنیم تا خشم انقلابی این اکثریت عظیم کارگر و زحمت کش را در جلب این اکثریت سرکوب شده زنان صف مبارزاتی شان دو چندان گردد:

ردپای نهادهای امنیتی در باندهای فحشا؛ پرونده یک روحانی قاچاقچی

ایران وایر :  سال ها پیش در زندان، یک روز برای بیماری‌ام به بهداری زندان اوین برده شده بودم. آن‌جا یک روحانی را دیدم که از بند ویژه روحانیت آمده بود. مرد چاقی بود، حدود ۶۰ ساله که کارش قاچاق دختران به دبی بود. حاج‌آقا دختران را اغفال می‌کرده و تحویل باند قاچاق می‌داده است. پاس‌ها را از آن‌ها می‌گرفتند و به کارگری جنسی وادارشان می‌کردند. کافی بود دختران یک یا دو بار تن به خواسته‌ها می‌دادند، تهدیدها شروع می‌شد که اگر برگردید ایران اعدام می‌شوید. دستمزدهای کمی هم به آن‌ها می‌دادند و قوادها بیشتر پول را برمی‌داشتند. مجازاتی که به این روحانی داده بودند، فقط یک حبس کوتاه مدت بود، در حالی‌که از نظر حقوقی اقدامات گسترده او در راه اندازی شبکه قاچاق دختران به کشورهای عربی از جمله دبی و دائر کردن مراکز فساد و فحشا یا معاونت در آن ها، اخلال در امنیت کشور تلقی شده و با استناد به ماده ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی باید به اتهام «افساد فی الارض» با او برخورد و اعدام می شد.

جرائم و حبس کوتاه مدت این روحانی موجب شده بود تا آوازه او در کل زندان اوین خصوصا بند ویژه روحانیت پیچیده و در بهداری زندان اوین هم انگشت‌نما شده بود.

او یک نمونه از انبوه کسانی ست که نتیجه فعالیت شان در سال های اخیر، قربانی شدن دختران جوان ایرانی بوده است. هفته گذشته چند دختر ایرانی که در دبی مشغول به کارگری جنسی هستند، سوالاتی در مورد راه‌های برگشت به ایران و نحوه برخورد قضایی و نوع جرم و مجازات احتمالی آنها مطرح کرده بودند، از جمله اینکه پرسیده بودند “نیروی انتظامی و سپاه با قوادان و قاچاقچیان هم‌دست هستند و رشوه می‌گیرند. حتی چند بار چند نفر از ما دستگیر شدیم و باید به بسیجی‌ها سرویس مجانی می‌دادیم تا آزاد شویم. کجا به داد ما می‌رسد؟

واقعیت این است که قاچاق زنان به منظور دائر کردن مراکز فساد و فحشاء که همان قیادت و قوادی به شکل سازمان یافته است…

قاچاقچیان تنها از بازار جهانی فحشا سالانه حدود هفت میلیارد دلار سود کسب می‌کنند و درآمد دلالان قاچاق زنان از هر روسپی ماهانه بالغ بر چهل هزار دلار آمریکا برآورد شده است. بر اساس برخی اظهارات، قاچاق زنان پس از قاچاق مواد مخدر مقام دوم را در سوددهی به خود اختصاص می‌دهد. ایران هم، همانند بسیاری از کشورهای دیگر، از گزند این خطر در امان نیست. نمونه روشن این خطر، دستگیری اعضای باند قاچاق دختران ایرانی به کشورهای عربی، برملا شدن راز تشکیل «خانه هدایت» در کرج و تهران در زمستان سال ۱۳۷۹ و نیز دستگیری باند بزرگ «خاله کُرده» در قم در اواخر سال ١٣٩٠ است که به قاچاق زنان و دختران در داخل و خارج از کشور مشغول بودند… از طریق گردآوری در یک مکان یا جابجایی با اتومبیل یا از طریق تلفن یا اینترنت و دادن آدرس، مرد به زن یا برعکس آنها را به یکدیگر معرفی کنند.  برخی از زنان ایرانی توسط تورهای مسافرتی به مسافرت رایگان برده می شوند و مورد سوءاستفاده جنسی قرار می گیرند. در واقع دامنه جرم قوادی با به کار گیری انواع وسایل وعناصر مختلف به سادگی توسعه یافته است، به طور مثال در آرایشگاه ها، ویدیوکلوپ ها، اطراف سفارت خانه های خارجی، جلوی مدارس و پارک ها، قوادان در کمین هستند تا به فریب و اغفال زنان و دختران جوان بپردازند…

بازار قوادی و دائر کردن مراکز فساد و فحشا گرم و پر رونق است چرا که به نظر می رسد ضابطین دادگستری چشم بر وقوع این جرائم بسته و به گفته برخی از جمله دختران ایرانی ساکن دبی، برخی از ماموران نیروی انتظامی، سپاه یا بسیج با قوادان و قاچاقچیان زنان هم‌دست هستند و با آنها برخورد قانونی جدی نمی کنند و در صورت دستگیری نیز برای متهمان این جرائم کیفری های خفیفی در نظر گرفته می شود.از یک منظر، ریشه و دلیل این عدم برخورد و مدارا با قوادان را به نوعی می توان در یک سیاست کلان امنیتی جستجو کرد. در واقع این تعامل ناشی از یک سیاست کلان امنیتی است.

خانه‌های عفاف با مجوزهای قانونی فعالیت می‌کنند و زن ها را به صیغه مردان در می آورند. صیغه حتی می تواند برای چند دقیقه یا چند ساعت باشد اما موضوعی که عملکرد خانه های عفاف را بیشتر شبیه مراکز فساد و فحشا می کند، عدم نگهداری عُده در صیغه است. زنان در پایان مدت هر صیغه باید در صورتی که قابلیت بارداری دارند، دو پاکی بعد از دوره پریود عده نگهدارند و با مردی صیغه نشوند و در صورتی که قابلیت بارداری نداشته باشند، باید ۴۵روز بعد از هر صیغه عده نگهدارند. این موضوع در خانه های عفاف چندان رعایت نمی شود، چون رعایت آن، مسلما به درآمد آنها لطمه می زند.(به نقل از آسمان دیلی نیوز)

مبارزه علیه مردسالاری و مذهب و دفاع از رهائی زنان و کودکان بخش مهمی از مبارزه طبقاتی جنبش کارگری است. 

ک.ابراهیم – ۱۵ مهر ۱۳۹۶ (۷ اکتبر ۲۰۱۷)

Comments are closed.

آثار کلاسیک مارکسیستی

آمار سایت

کانال چشم انداز مصاحبه با کاک ابراهیم و محسن رضوانی

تقویم

نوامبر 2017
د س چ پ ج ش ی
« اکتبر    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930  

مراسم خاکسپاری زندە یاد رفیق بهرام مهین

>