مسعود بارزانی رهبر حزب دمکرات کردستان عراق، در ۲۵ اکتبر همه پرسی ای را در اقلیم کردستان برگزار کرد که به گفته خود بیش از نود درصد مردم شرکت کننده بدان رای مثبت دادند. نتیجه عملی آن نه استقلال کردستان شد ، نه گسترش قدرت اقلیم و نه ایجاد وحد تی منسجم تر میان نیروهای سیاسی کردستان عراق.
چرا چنین فاجعه ای برای مسعود بارزانی و حزب دمکرات کردستان عراق قابل پیشبینی نبود و هنگامی که اتفاق افتاد انگشت به دهان بجای باز شناسی علل شکست همچنان به مردمش دروغ گفت و همه کاسه وکوزه ها را بر سر رقیب ها و خائنان خورد کرد! اما برای اکثر تحلیگران چپ و کمونیست و ناظران سیاسی منطقه از پیش روشن بود که بارزانی و حزب دمکرات کردستان عراق وارد یک بازی سیاسی بی حاصل شده است و می دانستند که خواست برحق خلق کرد را برای رهائی از ستم ملی به وسیله ای برای تحکیم قدرت خود و توجیه مدت طولانی حکومت پوشالی اش بکار خواهد برد. این درس سترگ تاریخ بشر است که مرتجعان کسانی که ستمگر و استثمار گرند چون ضد تاریخ عمل می کنند ،منافع خصوصی خود را در درجه اول قرار می دهند افکارشان و سیاست هایش بر توهم و ذهنی گری پایه ریزی شده و با تمام اینکه با زور و قدرت دولتی وتبلیغی برای مدتی همچنان به سلطه ی خود ادامه می دهند ولی بالاخره به بن بست می رسند و سرنگون می شوند. مسعود بارزانی با باخت کامل سیاست بازی همه پرسی، شرائط تاریخی سرنگونی اش را فراهم کرده است. حیف که بدیل راستین انقلابی در این کارزار سرنوشت ساز کردستان در میدان سیاست و در میان توده های عظیم مردم کردستان کمرنگ حضور داشت . قدرت ایدولوژی ناسیونالیسم و امکانات مادی حکومت اقلیم با پشتیبانی همه جانبه اسرائیل آسمان جنبش رهائی بخش کرد را موقتن فرا گرفت و اپورتونیسم راست ضد بدیل کارگری و انقلاب سوسیالیستی در احزاب و سازمان های کمونیستی هم توانست ضربه کاری خود را از درون بزند و پاهای متزلزل گلی خود را زیر پرچم زرد گرایش ناسیونا لیستی به اهتزاز در آورد. تجربه مبارزه برای حق تعیین سرنوشت بار دیگر ثابت کرد چنین حقی گرفتنی است و تنها بدست جنبش انقلابی با برنامه سیاسی سوسیالیستی که طبقه کارگر استخوان بندی آنرا تشکیل می دهد قابل پیاده کردن است. در این چند دهه در اقلیم کردستان عراق چه گذشت :
بار دیگر رهبران خود مرکز بین احزاب و تشکل های خرده بورژوا وبورژوا با تکیه به قدرت های بزرگ وکوچک منطقه و خارج از منطقه قدرت سیاسی را بدست گرفتند و با سوء استفاده از خواست برحق مردم کرد در رهائی از ستم ملی برای تحکیم قدرت خود شکست بزرگی را برای خلق وزحمتکشان ببار آوردند. با تکیه به بورژوازی چاق و چله شده ی سرمایه داری بوروکراتیک – کمپرادور جامعه ای که هنوز با ویژگی سر در آورده از مناسبات طایفه ها و فرقه های مذهبی کردستان ، تلاش کرد تا با بر گزاری رفراندوم قدرت سیاسی خود را همچون اردوغان در ترکیه تحکیم بخشد. یکی برد ویکی باخت ولی در هردو حادثه دود ش بر چشم توده های وسیع زحمتکشان رفت . تاریخ بورژوازی در جهان که از ماهیت شیوه تولید سرمایه داری ناشی می شود توسعه گری ، جنگ برای بدست آوردن منابع طبیعی و بازار های بیشتر بوده است. اما با این خط کلی نمی توان پیچید گی سیاست های بورژوازی را در کلیه زمینه ها توضیح داد چون رشد سرمایه در مسیر جهانی شدن از کوچک به بزرگ حرکت کرده ، ناموزونی در تکامل بطور برجسته خود را نشان داده و ویژگی های تاریخی نظام های قبل از سرمایه داری ،منابع طبیعی و مناطق استراتژیکی هم نقش مهمی در شکل گیری نوع سرمایه داری داشته است. با حرکت از این واقعیات است که مارکس وانگلس بنیانگزاران کمونیسم علمی تاکید کردند ماتریالیستهای تمام عیار یعنی آنهائی که به حرکت دیا لکتیکی ماده آگاهی دارند اصول را با شرائط مشخص زمانی و مکانی تلفیق می دهند.آیا می شود همه پرسی ۲۵ اکتبر را تنها با گفتن خیانت و خیانت جمعبندی کرد و از آن گذشت. مسعود بارزانی و بعضی محافل سیاسی دیگر آگاهانه به چنین سطحی گرائی رو کرده اند. اما ما باید از این عملکرد بسیار مهم درس های لازم را بدست دهیم تا توده های ستمدیده ومردم آزادی خواه هم بدانند که رهبران بورژوازی و نمایندگان دول ارتجاعی منطقه که شامل رژیم ضد کمونیست جمهوری اسلامی ایران هم هست ،اسارت خلق قهرمان کرد را می خواهند و منافع آنها در ادامه ی سلطه طبقات استثمارگر و ستمگر موجود است.
در اقلیم کردستان را بدون بر خوردی همه جانبه و بررسی کلیه فاکت ها و تحلیل از سیاست های کشورها ی دخالت گر ارزیابی کرد ؟ یکی بدبختی های مردمان خاور میانه تابه حال این بوده وهست که در قرن های اخیر هر چه بنام اندیشیدن عرضه کرده اند از تحقیق وبررسی علمی با شیوهای درست از اوضاع مشخص نبوده است بلکه تفاله های دست دوم افکار اروپائی ها و یا تفسیر قران بوده است. آیا می شود پدیده ی رفراندوم را تنها تک فکت ملاحظه کرد یعنی فاکت خواست برحق خلق کرد در استقرار کشور خودشان ؟ طبعن پاسخ منفی است . آیا می شود نتیجه شکست را تنها با تکرار خیانت خیانت توجیه کرد ؟ بازهم پاسخ منفی است.
بارزانی و امثا لهم می خواستند و هنوز می خواهند کردستانی را با حکومتی دیکتاتوری سرمایه نوع همسایگان آن بوجود آورند. آنها می خواهند کردستانی را که قرن ها مردمان آن ، خود را کرد می دا نند و در طی قرون احساس همبستگی قومی وفرهنگی مشترکی را دارند به کردستانی با یک حکومت ملی سراسری با دارودسته بارزانی در راس آن، شاید با الگوی رضا خان ،آتای ترکیه و یا شاید موسولینی ا یتا لیا ئی با قدرتی فاشیستی ، با کمک امپریالیسم و صیهونیسم دردل این منطقه بوجود آورند.
باید پرسید ترک ها و فارس ها و ایتا لیا ئی ها چه خیری ازناسیونالیسم کور آتا ترک ، رضا خان و موسولینی د ید ند که کردها امروز از بارزانی خواهند برد. رضا خان و آتا ترک هر د و بوروکراسی های نظامی- اداری زیر نام مدرنیزه کردن بوجود آوردند که کار اصلی اش تبلیغ پان ایرانیستی و پان ترکی و سرکوب بسیار خشن ملت ها وقوم های دیگرواستقرار یک نظام ضد کمونیستی وضد دمکراتیک جوجه فاشیستی. نتیجه چنین
روشی را امروز در هر د وکشور مشاهده می کنیم :
اسلامیست ها زیر نام خد ا به جنایت ها ی سهمگین دست می زنند. چه تضمینی هست که آقای بارزانی آز آنها بهتر عمل کند. بیش از دو دهه حکومت او در اقلیم کردستان می توا ند نمونه ای باشد ازآ نچه در پیش است..
از شیخ محمود که در سال هزار ونهصد بیست ودو با پشیتبانی اربابان انگلیسی اش خود را ملک محمود اول نامید و به تخت پادشاهی کردستان نشست تا قاضی محمد مهابادی که با پشتیبانی همه جانبه اتحاد جما هیرشوروی سوسیالیستی ، جمهوری دمکراتیک کردستان را در مها باد بنیان گذاشت و جانش را در این راه فدا کرد تا امروز که مسعود بارزانی با برگزاری رفراندوم ، مردم کردستان عراق مهر قبولی به پیشنهاد ایجاد یک کشور مستقل کردی را در کردستان عراق زدند ، صد سا لی می گذرد. در این مبارزه ی طولانی که در یک طرف به درستی خلق ستمدیده ای برای کسب حقوق ملی خود و رهائی از انواع ستمدیدگی ها همیشه در مبارزه بوده و قربانی داده است و از سوی دیگر بر اثر نبود رهبری درست متکی به قدرت لایزال زحمتکشان کرد ودیگر متحدان آنها و دخالت گری های امپریالیستها و قدرت های محلی نتوانسته اند به پیروزی رسند.کمونیست ها ونیروهای دمکراتیک آگاه کرد به درستی از این تجارب جمعبندی کرده است.در عین حال خود را با توجه به تغییرات بزرگ جهانی و منطقه خود را به روز نموده است. در این دوران طولانی تحولات شگرفی در جهان صورت گرفته است ، در کشورهای منطقه هم با رشد قدرت های محلی صف آرائی نیروها دچار دگرگونی عمیقی شده است . اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی که زمانی پشتیبان استوار رهائی ملت های ستمد ید ه بود امروز تجزیه شده و روسیه ی امپریالیستی بجایش نشسته است که منافع انحصارات حاکم را درروسیه را دنبال می کند. در قلب خا ور میانه کشور اسرائیلی با کمک کشور های امپریالیستی بوجود آمده است که نه تنها بزرگترین جنایات را در حق مردم فلسطین کرده است. بلکه به عامل اصلی قدرت های بزرگ برای ادامه سلطه به خاور میانه تبدیل شده است. از سوی دیگر طبقه کارگر در سراسر منطقه به نیروی بزرگی تبدیل شده بویژه در ترکیه وایران که عملن در در جامعه نقش موثری بعهده گرفته اند . امروز نیروی کارگری کرد در هر دوی این کشور ها جزو پیشروترین عناصر سازمانده برای تغییر بزرگ ا جتماعی هستند. عراق هم دیگر نه تنها مستعمره انگلیس نیست بلکه دارای یک قانون اساسی است که به وجود ملت کرد مهر قبولی زده است. کمونیستها ونیروهای مترقی در این سه کشور و همچنین در سوریه که تجربه دمکراتیک نوینی را در این سا ل های اخیر از سر گذرانده اند، با آگاهی به این تغییرات عظیم اجتماعی و سیاسی در سطح جهانی و منطقه ای راه حل های بروزی را ارائه میدهند.قبل از پرداختن به این راه حل ها اشاره ی به احساسات، نظرات و عملکرد کمونیست ها در باره وطن و میهن خود باید کرد چه بورژوازی وخرده بورژوازی ضد کمونیست ، بویژه گرایش اسلامیستی آن با لجن پراکنی به افکارکارگران وزحمتکشان به مواضع راستین کمونیست ها کرده است.اکثر کمونیست ها سالهاست فارس ،کرد ،ترک ، آلمانی ،فرانسوی ،چینی ، آمریکا ئی دست در دست هم سرود انتر ناسیونال را می خوا نند اما همچنان بوی ورنگ زادگاه خود را حفظ کرده و میهن دوست ترین انقلابی دوران تاریخی صد سال گذشته بوده اند. ازلنین و تروتسکی در جنگ داخلی پس ازپیروزی انقلاب اکتبر گرفته تا استالین در جنگ ضد فاشیسم ، ازموریس تورز گرفته در جنبش مقتدر ضد فاشیست در فرانسه تا هوشه مین رهبرخلق ویتنام ، مائو تسه دون رهبر کبیر خلق چین و فیدل کاسترو و فرمنده چه انقلابی سوسیالیستی کوبا همه و همه تا آخر در دفاع از میهن خود وبدیل کمونیستی و سوسیالیستی در مقابل دشمنان قهار سرمایه داری وامپریالیستی ایستادند. آنها طبقه کارگر را نماینده نه بعنوان یک سکت بلکه بعنوان طبقه ای که رسالت تاریخی نجات بشریت را بعهده دارد می دیدند و دفاع از منافع خلق رادر برابر نمایندگان سرمایه مضمون اساسی کار کمونیستی می دانستند. امروزهم کمونیستهای جهان و در منطقه از حق کلیه مردم ستمدیده جهان دفاع می کنند و پرچمدار مبارزه علیه جریانات شبه فاشیست ، نژاد پرستی ،زن ستیزی هستند و در خاورمیانه از حق ملت های تحت ستم از جمله فلسطین و کرد دفاع می کنند و مضمون برنامه سوسیالیستی آنها را هم تشکیل می دهد.
. ابوالقاسم لاهوتی که بیشترعمرش را در کشور شورا ها گذراند و در زمینه فرهنگی دستاوردهای چشمگیری در زبان های تاجیکی وروسی داشت آرزویش این بود که پس از مرگش جنازه اش را در پای کوه بیستون به خاک بسپرند ، این حس تعلق به زادگاه ،به زبان مادری ،به فرهنگ و عادات مردمانی که در دامنشان پرورش اولیه راگرفته ای هر کجا که روی وپرواز کنی با تو همراه است. این امر از گذشته های دور با انسان بوده وتا امروز همچنان باقی مانده است . در گذشته های دور قبل از شکل گیری ناسیونالیسم اروپائی که جفت پیدایش سر مایه داریست ، ما با داستان هائی روبرو هستیم که صحبت از اسکندر مقد ونی ، چین ،توران وایران دارد. نمونه اش شاهنامه فردوسی است که اساس آنرا داستان ها تخیلی و اساطیری تشکیل می دهند و نا سیونالیست های رضا شاهی درست پس از کودتای انگلیسی سید ضیاءالدین و برای جلو گیری از گسترش بلشویسم ایجاد یک کشور ناسیونالیستی یک پارچه را بزور شمشیر و با سرکوب بوجود آوردند. بگذارید از از دکتر محمد علی همایون کاتوزیان نقلی کنم تا به عمق فاجعه فارس سازی و ومدرن سازی رضا شاهی پی ببریم :
یک پیامد اینها که بر آیند زننده ای از ناسیونالیسم وشبه مدرنیسم واستبداد حکو مت بود مبارزه با زبان های دیگر ایرانی و غیر ایرانی (،تبعیض اقتصادی و اجتماعی علیه استان های غیر فارسی زبان،یورش نظامی به زندگی و فرهنگ عشایری بود……….نظر مسئولان این کارها نسبت به عشایر بیش وکم همانند بر خورد سفید پوستان آمریکا با سرخپوستان در قرن نوزدهم بود.سلطانعلی سلطانی،نماینده ای که در حکومت رضا شاه سا لهای بسیار در مجلس حضور پیدا کرده بود دو سه ماه پس ازرفتن او در نطقی طولانی گفت : عشایر قشقائی و کوه گیلویه و بختیاری و امثال آنها …… نه تنها اموالشان غارت شده و از هستی ساقط شده اند بلکه دسته دسته از این طوایف را بدون محاکمه اعدام کرد ه اند تنها چندین دسته برادران کوه گیلو ئی مرا که به هیچ عنوانی در محا کم نظامی نتوانستند گناهی برای آنان پیدا کنند به نام قصد فرار کشتند……..از طایفه بهمنشی علاء الدینی کوه گیلویه در یک روز ۲۹نفر را کشتند که در میان آنها یک کودک سیزده ساله بود……… این روش جامعه ایرا نی را ناتوان و امید
به وحدت را ضعیف کرد. ” از کتاب دولت و جامعه در ایران انقراض قاجار و استقرار پهلوی.
–با انقراض نظام سلطنتی پهلوی ،جنبش بزرگ توده ای در سراسر ایران محدود به جنبش کارگران ، دانشجویان و زنان نشد، به اقصا نقاط ایران گسترش یافت. آذربایجان یکپارچه بر خاست، کرد وعرب چون آتش نشانی پر قدرت در سرزمین های خود فریاد رهائی را بلند کردند. حاکمان جدید بجای اجرای خواست های واقعی وطرح شده در جریان جنبش های توده ای از همان آغاز دست به سرکوب زدند وقابل توجه اینست که از سرکوب جنبش زنان که نقش بسیار برجسته ای در جریان انقلاب داشت شروع کردند و بورژوازی اسلامی حاکم آگاه به جنبش مترقی ودمکراتیک شهر های کردستان خلخالی، جلاد را روانه کردستان کرد. بدین ترتیب اسلام خمینی در ادامه سیاست های سلطنت پهلوی این بار شیعگری را
به آن افزود و در عمل بار دیگر این نظریه ی اینکه حل مسئله ملی دیگر بدست بورژوازی از هرنوع اش که باشد میسر نیست ، به اثبات رسید. تجربه ی اقلیم کردستان عراق هم این واقعیت را بار دیگر ثابت کرد. همانطور که در با لا اشاره شد راه حل رهائی ملی را در دوران کنونی باید در اجرای برنامه سوسیالیستی جستجو کرد وکمونیست ها باید نظرات خود را در این مورد آشکارا اعلام دارند و از لجن پرکنی های ناسیونالیست های افراطی هراس نداشته باشند. باید یاد آوری کرد این نقطه نظر توسط رهبران کرد مترقی کاملن شناخته شده است همچنان که سا نیت سن رهبر جنبش ملی چین در دهه ی بیست قرن پیش در چین آزادی چین را در وحدت با کمونیستها می دانست.در ک این موضوع پس از یک قرن مبارزه حتی برای رهبران دمکرات جنبش های ملی و توده ای روشن تر شده است که رهائی ملی دیگر ،آ نطور که در اروپا در قرن های پیش بدست طبقه بورژوازی اسا
سن به نتیجه رسید و حکومت ها چهره ی ملی به خود گرفتند ، در دوران تاریخی نوین که سلطه ی شوم امپریالیسم جهان رابه آشوب کشانده است ودر منطقه خاور میانه رژیم های پر قدرت نظامی بوروکراتیک با گرایش های تجاوزگرانه همانند عربستان ،ترکیه ،ایران واسرائیل،آنهم با معجونی از اصل دین و مذهب شکل گرفته است و هرکدام سهم بیشتری از خاک وثروت منطقه را طلب می کنند، هیچ جنبش توده ای ودمکراتیکی برای به عمل در آوردن اصل حق تعیین سرنوشت نمی تواند موفق شود مگر اینکه نیروی اصلی وستون فقرات آنرا کارگران و زحمتکشان تشکیل دهند و رهبری آن با تشکیلات سیاسی پیشرو طبقه کارگر باشد که برای بدیل انقلاب سوسیالیستی مبارزه می کند. چنانچه کمونیست ها درست عمل کنند و تشکیلات منسجم و نیرومندی را بوجود آورند ، نه مثل این چند دهه که در پراکندگی عمل کرده اند در همین کردستان در همه ی پارچه های آن دمکرات هائی زیادی یافت می شوند که رهبری طبقه کارگر را برای به تحقق رساندن اصل حق تعیین سرنوشت ملت های ستمدیده قبول خواهند کرد. .
کمونیست ها هدف نهائی خود را ایجاد جامعه ا ی بدون طبقه می دانند. اما آنها به این واقعیت واقفند
که برای رسیدن به آن راه طولانی ،پر پیچ وخمی را باید طی کنند . با اینکه جامعه سرمایه داری همه ی
شرائط مادی برای تغییر بزرگ سوسیالیستی را آماده می کند اما بدون انقلابی که در برگیرنده ی توده
های عظیم مردم باشد ،بدون انقلابی که کلیه مسائل مانده و حل نشده انقلابات بورژوائی را در عمل
و آگاهانه حل کند پیروزی انقلاب سوسیالیستی تضمین نمی شود.
باتوجه به پیروزی مردم کرد عراق در رفراندوم اکتبر و اعلام اینکه خواهان یک دولت ملی کرد هستند
کمونیست باید ضمن پشتیبانی از این خواست برحق خلق کرد با ناسیونال شونیسم کنونی در خاور میانه
از هر سو که باشد مبارزه کنند ، پرچم متحد طبقاتی را محکم در دست بگیرند . همانطور که دولت های
بورژوازی ضمن اختلاف باهم قادر می شوند آنجا که منافع مشترک دارند متحد شوند به مراتب پرولتاریای
منطقه باید متحدن برای سرکردگی پرولتاریا و پیشروی به جلو متحد شوند..
سال ها تجربه حکومت بورژوازی کرد در اقلیم کردستان نشان می دهد که شرائط نوینی را باید برای
تحقق خواست توده ها در پیش گرفت . امپریالیستها ،قدرت های حاکم در تهران ،بغداد ، تلاویو ،آنکارا
جده هیچ کدام دوستان واقعی خلق کرد نیستند. رهبران جنبش ملی کرد باید با تکیه به نیروی لایزال
زحتکشان عمل کنند ،برای متحد شدن با نیروهای کمونیستی ودمکراتیک منطقه متحد شوند. تنها راه عملی
و واقعی ملی کرد از طریق انقلابی و آنهم با براندازی کل نظام های موجود حاکم میسر است وبرای
تحقق چنین وظیفه خطیری باید کارگران کل منطقه را با کلیه توده های وسیع مردم متشکل و متحد کرد.
وفا کرماشانی

بخش نظرات تعطیل است

آثار مارکس
آثار انگلس
آخرین شمارە رنجبر
آینە روز: روزنت خبری ایران و جهان
دستەها
بایگانی
تقویم شمسی
آذر ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« آبان    
 12345
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰  
تست

http://www.ranjbaran.org/neue_ketabkhaneh.htm

تست
http://www.ranjbaran.org/neue_ketabkhaneh.htm