وظایف انقلاب – نوشته لنین

وظایف انقلاب 

روسیه کشوری است خرده بورژوازی زیرا اکثریت عظیم اهالی متعلق به این طبقه است. نوسان این طبقه بین بورژوازی و پرولتاریا ناگزیر است. فقط در صورت ملحق شدن این طبقه به پرولتاریا است که پیروزی انقلاب، امر صلح، آزادی و زمین دار شدن رنجبران به سهولت، با مسالمت، سریع و راحت تأمین خواهد شد.

سیر انقلاب ما این نوسان را در عمل به ما نشان می دهد. پس ما هم باید در مورد احزاب اس ار و منشویک دچار توهم نشویم و در راه طبقاتی پرولتری خود ثابت قدم باشیم. فقر دهقانان تهیدست، دهشت های جنگ، دهشت های گرسنگی؛ همه اینها با وضوحی هر چه بیشتر و بیشتر صحت راه پرولتری و لزوم پشتیبانی از انقلاب پرولتری را به توده ها نشان می دهد.

سیر انقلاب تمام امیدواریهای « مسالمت جویانه » خرده بورژوایی را به « ائتلاف » با بورژوازی و سازش با وی و به امکان این که می توان با « آرامش خاطر » در انتظار دعوت « سریع » مجلس مؤسسان نشست و غیره و غیره؛ به شیوه ای بی امان و با خشونت و بدون ترحم درهم می شکند. غایله کورنیلف آخرین درس خشنی بود که در یک مقیاس وسیع گرفته شد و هزاران و هزاران درس کوچک دیگری را که در نتیجه فریب کارگران و دهقانان از طرف سرمایه داران و ملاکین و در نتیجه فریب سربازان از طرف افسران و غیره و غیره گرفته شده بود، تکمیل کرد.

نارضایتی، برآشفتگی و خشم و غضب در بین ارتش و دهقانان و کارگران شدت می یابد. « ائتلاف » اس ارها و منشویک ها با بورژوازی که همه چیز وعده می دهد و به هیچ یک وفا نمی کند، توده ها را خشمگین می نماید، چشم آنها را باز می کند و به سوی قیام سوقشان می دهد.

اپوزیسیون دست چپی ها در بین اس ارها (اسپریدنف و سایرین) و منشویک ها (مارتف و سایرین) قدرت می یابد و تاکنون ۴۰ درصد « شورا » و « کنگره » این احزاب را دربر گرفته است. و اما در پایین یعنی در بین پرولتاریا و دهقانان، به خصوص تهیدست ترین بخش آنها، اکثریت اس ارها و منشویک ها چپ هستند.

غایله کورنیلف آموزنده است و درس خوبی بوده است.

نمی توان پیش بینی کرد که آیا اکنون شوراها خواهند توانست از سران اس ارها و منشویک ها گام فراتر نهند و بدین طریق تکامل مسالمت آمیز انقلاب را تأمین نمایند یا اینکه باز هم درجا خواهند زد و به این ترتیب قیام پرولتاریا را ناگزیر خواهند ساخت.

پیش بینی این موضوع ممکن نیست.

وظیفه ما این است که برای تأمین « آخرین » شانس تکامل مسالمت آمیز انقلاب هر چه از دستمان ساخته است کمک کنیم و این عمل را با تشریح برنامه خود، با توضیح جنبه همگانی آن و توضیح مطابقت مسلم آن بر منافع و خواستهای اکثریت عظیم اهالی، انجام دهیم.

سطور زیرین نوشته کوتاهی هستند برای تشریح یک چنین برنامه ای.

با این برنامه بیشتر به سراغ « پایینی ها » یعنی به سراغ توده ها، کارمندان، کارگران و دهقانان برویم ولی نه فقط به سراغ کارگران و دهقانان حامی ما، بلکه به خصوص به سراغ کارگران و دهقانان اس اری، غیرحزبی ها و بی خبران برویم. بکوشیم آنها را به سطحی ارتقاء دهیم که بتوانند مستقلا قضاوت نمایند، خودشان تصمیمات خود را مطرح سازند، از خودشان هیئت های نمایندگی به کنفرانس، به شوراها و برای شرکت بفرستند؛ آن وقت است که کار ما اعم از اینکه نتیجه کنفرانس هر چه باشد به هدر نخواهد رفت. آن وقت است که کار ما، هم برای کنفرانس به درد خواهد خورد، هم برای انتخابات مجلس مؤسسان و هم بطور کلی برای هر گونه فعالیت سیاسی.

زندگی صحت برنامه و تاکتیک بلشویکی را به ما می آموزد. از ۲۰ آوریل تا غایله کورنیلف چه اندک گذشت و چه بسیار رخ داد.

تجربه توده ها، تجربه طبقات ستمکش طی این مدت مطالب بسیار زیادی به آنان آموخت و سران اس ارها و منشویک ها به کلی از توده ها جدا شدند. این همان چیزی است که چگونگی آن با تنظیم یک برنامه کاملا مشخص، به نسبتی که بتوانیم جریان بحث آن را به اطلاع توده ها برسانیم ، به بهترین وجهی معلوم خواهد شد.

 

1- هلاکت بار بودن سیاست سازش با سرمایه داران

 

ابقاء نمایندگان بورژوازی بر سر حکومت، ولو عده آنها زیاد هم نباشد، ابقاء کورنیلویست های آشکاری نظیر ژنرال آلکسیف، ژنرال کلمبفسکی، ژنرال باگراتیون، ژنرال گاگارین و غیره یا کسانی نظیر کرنسکی که زبونی کامل خود را در مقابل بورژوازی و نیز استعداد خود را در عمل کردن به شیوه بناپارتیسم ثابت کرده اند؛ معنایش این است که از یک طرف برای بروز قحطی و فلاکت حتمی اقتصادی که سرمایه داران عمداً آن را تسریع و تشدید می کنند و از طرف دیگر برای فلاکت جنگی امکان کامل فراهم سازیم ، زیرا ارتش از فرماندهی خود بیزار است و نمی تواند با شور و شوق در جنگ امپریالیستی شرکت کند. علاوه بر این چنانچه ژنرال ها و افسران کورنیلویست بر سر کار باقی مانند، بدون شک همانطور که در گالیسی و ریگا عمل کردند جبهه را عمداً به روی آلمانیها خواهند گشود. جلوگیری از این عمل فقط در صورت تشکیل یک دولت جدید و بر مبانی جدیدی که ذیلا شرح آن خواهد رفت امکان پذیر است. پس از آنچه که از بیستم آوریل به بعد دیده ایم ادامه هر گونه سیاست سازش با بورژوازی از طرف اس ارها و منشویک ها ؛ نه فقط اشتباه بلکه خیانت آشکار به مردم و انقلاب است.

 

2- قدرت به شوراها

 

تمام قدرت در کشور باید بر اساس برنامه معینی منحصراً به نمایندگان شوراهای نمایندگان کارگران، سربازان و دهقانان واگذار گردد و حکومت در مقابل شوراها مسئولیت تام داشته باشد. هم برای در نظر گرفتن تمام تجارب مردم طی هفته های اخیر انقلاب که هفته های به خصوص پر مضمونی بوده است و هم برای برطرف ساختن بی عدالتی های فاحشی که در برخی نقاط کماکان ادامه دارد (عدم مراعات تناسب و عدم تساوی در انتخابات و غیره) باید بی درنگ انتخابات شوراها تجدید شود.

در نقاطی که هنوز مؤسسات از طریق دمکراتیک انتخاب شده وجود ندارد و نیز در ارتش، تمام قدرت باید منحصراً به شوراهای محلی و کمیسرهای منتخب آنها و سایر مؤسساتی که از طرف آنها انتخاب شده اند واگذار گردد، ولی فقط به آنهایی که از طریق درستی انتخاب شده اند.

باید بدون چون و چرا و در همه جا، با پشتیبانی کامل دولت، مسلح ساختن سپاهیانی از کارگران و افراد انقلابی یعنی کسانی که استعداد خود را عملا با سرکوب کورنیلویست ها به ثبوت رسانده اند، عملی گردد.

 

3- صلح به خلق ها

 

دولت شوروی باید بی درنگ به تمام ملل داخل در جنگ (یعنی در آن واحد هم به حکومتهای آنها و هم به توده های کارگر و دهقان) پیشنهاد انعقاد فوری قرارداد صلح عمومی بر اساس شرایط دمکراتیک و نیز متارکه فوری (ولو برای ۳ ماه) بدهد.

شرط عمده یک صلح دمکراتیک امتناع از الحاق طلبی (اشغالگری) است ولی نه به این معنای نادرست که تمام قدرت ها از دست داده ها را پس بگیرند بلکه به این یگانه معنای صحیح که هر ملیتی بدون هیچ استثنایی، خواه در اروپا باشد و خواه در مستعمرات، آزادی و امکان به دست آورد تا خود تصمیم گیرد آیا دولت جداگانه ای تشکیل دهد یا در قلمرو کشور دیگری وارد شود.

و اما دولت شوروی با پیشنهاد شرایط صلح باید خود بی درنگ به اجرای عملی آنها یعنی به انتشار و فسخ آن قراردادهای سری بپردازد که تاکنون هم ما پایبند آنها هستیم و تزار عاقد آنهاست و به سرمایه داران روس وعده غارت ترکیه و اتریش و غیره را می دهد. سپس ما موظفیم شرایط اوکراینی ها و فنلاندی ها را فوراً بپذیریم و آزادی کامل آنها و نیز کلیه اقوام غیر روس ساکن این سرزمین را تا حد آزادی جدا شدن، تأمین نماییم و همین موضوع را در مورد تمام ارمنستان نیز عملی سازیم و متعهد شویم این سرزمین و نیز اراضی ترکیه و غیره را که تحت اشغال ما است تخلیه کنیم.

یک چنین شرایطی از طرف سرمایه داران خیراندیشانه تلقی نخواهد شد ولی از طرف مردم کلیه کشورها با چنان علاقه عظیمی تلقی خواهد شد و چنان انفجار جهانی عظیمی از شور و هیجان به وجود می آورد و آتش خشم همگانی را نسبت به تمدید جنگ چنان شعله ور می سازد که به احتمال قوی ما بلافاصله به برقراری متارکه و جلب موافقت با شروع مذاکرات صلح موفق می گردیم. زیرا انقلاب کارگری علیه جنگ، بطور دفع ناپذیری در همه جا شدت می باید و آنچه قادر به پیش راندن این انقلاب است عبارت پردازی درباره صلح (که مدتها است تمام دول امپریالیستی و از آن جمله دولت کرنسکی ما، کارگران و دهقانان را به وسیله آن فریب می دهند) نیست بلکه قطع علاقه با سرمایه داران و پیشنهاد صلح است.

اگر آنچه کمتر از همه احتمال می رود روی دهد، اتفاق افتد یعنی هیچ یک از دول متخاصم حتی متارکه را هم نپذیرد، آنگاه جنگ از طرف ما، واقعاً اجباری و واقعاً عادلانه و تدافعی خواهد شد. اگر پرولتاریا و دهقانان تهیدست تنها به این نکته هم پی برند، آنگاه روسیه از لحاظ نظامی نیز به مراتب نیرومندتر خواهد شد، به خصوص پس از آنکه با سرمایه داران غارت کننده مردم هم هر گونه پیوندی گسسته شود، در چنین صورتی بدیهی است که جنگ از طرف ما، عملا و نه لفظاً، جنگ به اتفاق طبقات ستمکش کلیه کشورها، جنگ به اتفاق مردم ستمکش تمام جهان خواهد بود.

ضمناً باید مردم را از آن ادعای سرمایه داران برحذر داشت که گاهی افراد به کلی مرعوب و خرده بورژواها تسلیم آن می شوند و حاکی از آن است که گویا سرمایه داران انگلیس و غیره در صورت قطع اتحاد کنونی غارتگرانه ما با آنها، قادر خواهند بود به انقلاب روس زیان فاحشی رسانند. این ادعا سراپا کذب است زیرا « پشتیبانی مالی متفقین » که موجب افزایش ثروت بانکداران است، کارگران و دهقانان روس را فقط آنطور « نگاه می دارد » که طناب دار شخص دار زده را. در روسیه غله، نفت، زغال و آهن به حد کافی وجود دارد و برای توزیع صحیح این محصولات فقط باید گریبان خود را از شر ملاکین و سرمایه داران که مردم را غارت می کنند خلاص نماییم. و اما در مورد تهدید مردم روس به جنگ که از طرف متفقین کنونی وی احتمال آن می رود، باید گفت که فرض این که گویا فرانسوی ها و ایتالیایی ها می توانند سپاهیان خود را به سپاهیان آلمان ملحق سازند و آنها را بر ضد روسیه که پیشنهاد صلح عادلانه نموده گسیل دارند؛ فرض به کلی پوچی است و اما در انگلستان و آمریکا و ژاپن اگر هم به روسیه اعلان جنگ بدهند (که در این صورت به منتها درجه دچار مشکلات خواهند شد، خواه از لحاظ این که چنین جنگی در بین توده ها به هیچ عنوان مقبولیتی ندارد و خواه از لحاظ اینکه منافع مادی سرمایه داران این کشورها به خاطر تقسیم آسیا و به ویژه غارت چین با یکدیگر تضاد دارد) باز هم نمی توانند یک صدم آن زیان و مصایبی را به روسیه وارد آورند که جنگ با آلمان، اتریش و ترکیه به این کشور وارد می سازد.

 

4- زمین به زحمتکشان

 

دولت شوروی باید بی درنگ مالکیت خصوصی بر زمین های  ملاکان را بلاعوض ملغی اعلام دارد و این زمین ها را در اختیار کمیته های دهقانان بگذارد تا زمانی که مجلس مؤسسان در این باره تصمیم بگیرد. ابزار و آلات کشاورزی ملاکان نیز باید در اختیار همین کمیته ها گذارده شود تا بدون چون و چرا و مجاناً برای استفاده در دسترس دهقانان تهیدست قرار گیرد.

این اقدامات که مدتها است اکثریت عظیم دهقانان، چه در قطعنامه های کنگره های خود و چه در صدها دستورنامه دهقانان محلی، اجرای آن را مطالبه می نمایند (چنانچه ضمناً از مجموعه دویست و چهل و دو دستورنامه منتشره در روزنامه « ایزوستیا » ارگان شورای نمایندگان دهقانان نیز مشهود است) ضرورت حتمی و تأخیر ناپذیر دارد. در این مورد هیچ گونه دفع الوقت که دهقانان در دوران کابینه « ائتلافی » از آن آسیب فراوان دیده اند، پذیرفته نیست.

هر دولتی که در اجرای این اقدامات تأخیر ورزد، باید دولت ضد مردم و سزاوار برافتادن و سرکوب شدن توسط قیام کارگران و دهقانان اعلام گردد. و برعکس فقط دولتی که این اقدامات را عملی نماید دولت تمام مردم خواهد بود.

 

5- مبارزه علیه قحطی و پریشانی اقتصادی

 

دولت شوروی باید بی درنگ در سراسر کشور نظارت کارگری بر تولید و مصرف را معمول دارد. بدون این عمل، همانطور که تجربه از ۶ ماه مه به بعد نشان داده است، تمام وعده های اصلاحات و تلاش هایی که برای اجرای آن به عمل می آید فاقد قوه اجرا بوده و هفته به هفته قحطی و فلاکت بی سابقه متفقاً کشور را بیشتر تهدید خواهد کرد.

باید بانک ها و مؤسسات بیمه و نیز مهم ترین بخش های صنایع (نفت، ذغال سنگ، فلزسازی، قند و غیره) بی درنگ ملی گردند و به موازات آن اسرار بازرگانی بدون قید و شرط لغو شود و اقلیت ناچیز سرمایه داران که با دریافت سفارشات دولتی بر ثروت خود می افزایند و از زیر بار حساب دادن و مالیات بندی منصفانه بر عواید و اموال خود شانه خالی می کنند، تحت نظارت دائمی کارگران و دهقانان قرار گیرند.

این اقدامات که با اجرای آن پشیزی از اموال دهقانان میانه حال، قزاق ها و پیشه وران کوچک گرفته نمی شود، بدون شک برای تقسیم موزون سنگینی بار جنگ اقداماتی منصفانه بوده و برای مبارزه با قحطی جنبه تأخیر ناپذیر دارد. تنها با دورانداختن غارتگران سرمایه دار و خاتمه دادن به خرابکاری آنها در مورد وقفه عمدی در تولید می توان به افزایش قدرت تولیدی کار و معمول نمودن کار موظف همگانی و مبادله صحیح غله در مقابل محصولات صنعتی و بازگرداندن میلیاردها اسکناس مخفی شده توسط ثروتمندان به خزانه دولت نایل آمد.

بدون چنین اقداماتی الغاء بلاعوض مالکیت بر زمین های ملاکان نیز غیرممکن است زیرا قسمت اعظم زمین های ملاکان در بانک ها به رهن گذارده شده و منافع ملاکان و سرمایه داران بطور ناگسستنی با یکدیگر درآمیخته است.

در آخرین قطعنامه شعبه اقتصادی کمیته اجرائیه مرکزی شوراهای کشوری نمایندگان کارگران، دهقانان و سربازان روسیه (منتشره در « رابوچایا گازتا » شماره ۱۵۲) نه فقط « هلاکت بار » بودن اقدامات دولت (نظیر ترقی نرخ غله به منظور غنی ساختن ملاکین و کولاک ها) و نه فقط « واقعیت بی عملی مطلق ارگانهای مرکزی تنظیم امور اقتصادی که در جنب دولت تشکیل شده است » بلکه حتی « نقض قوانین » از طرف این دولت مورد اعتراف است. این اعتراف احزاب حاکمه اس ار و منشویک بار دیگر تمام ماهیت تبهکارانه سیاست سازش با بورژوازی را به ثبوت می رساند.

 

6- مبارزه با ضد انقلاب ملاکین و سرمایه داران

 

عصیان کورنیلف و کالدین مورد پشتیبانی تمام طبقه ملاکان و سرمایه داران و در رأس آنها حزب کادت (حزب « آزادی خلق ») بود. این موضوع اکنون با واقعیت منتشره در روزنامه ایزوستیای کمیته اجرائیه مرکزی کاملا به ثبوت رسیده است.

ولی نه برای سرکوب کامل این ضد انقلاب و نه حتی برای تحقیق در اطراف این قضیه هیچ گونه اقدامی به عمل نیامده است و بدون انتقال قدرت حاکمه به دست شوراها هیچ اقدام جدی نمی تواند به عمل آید. هیچ کمیسیونی بدون در دست داشتن قدرت دولتی قادر به انجام تحقیق کامل و بازداشت مقصرین و غیره نیست. فقط دولت شوروی است که می تواند و باید این کار را انجام دهد. فقط این دولت می تواند با بازداشت ژنرال های کورنیلفی و سران ضد انقلاب بورژوازی (گوچکوف، میلیوکف، ریابوشینسکی، ماکلاکف و شرکاء) با برهم زدن مجامع ضد انقلابی (دومای دولتی، اتحادیه افسران و غیره) با قرار دادن اعضای آنها تحت نظارت شوراهای محلی و با انحلال واحدهای ضد انقلابی، روسیه را از تکرار ناگذیر تشبثات « کورنیلفی » مصون دارد.

فقط این دولت می تواند برای تحقیق کامل و علنی پرونده کورنیلفی ها و کلیه پرونده های دیگر، ولو اینکه اقامه کننده دعوا بورژوازی باشد، کمیسیون تشکیل دهد و فقط در صورت تشکیل یک چنین کمیسیونی است که حزب بلشویک ها، از جانب خود، کارگران را به اطاعت کامل از آن و مساعدت بدان دعوت خواهد کرد.

فقط دولت شوروی می تواند علیه این بی عدالتی فاحش یعنی علیه این موضوع که سرمایه داران به کمک میلیونهای غارت شده از مردم چاپخانه های بزرگ و اکثر روزنامه ها را به تصرف خود درآورند، با احراز موفقیت مبارزه کند. باید روزنامه های ضد انقلابی بورژوازی (رچ، روسکویه اسلووا و غیره) توقیف گردند، چاپخانه های آنها ضبط شود، انتشار آگهی های خصوصی در روزنامه ها به انحصار دولت درآید و در روزنامه دولتی که از طرف شوراها منتشر می گردد و حقیقت را به اطلاع دهقانان می رساند درج شود. تنها بدین طریق می توان و باید حربه نیرومند دروغ پردازی و افترا گویی بی کیفر، این وسیله فریب مردم ، گمراه ساختن دهقانان و تدارک ضد انقلاب را از چنگ بورژوازی بیرون کشید.

 

7- تکامل مسالمت آمیز انقلاب

 

دمکراسی روسیه ، شوراها و احزاب اس ار و منشویک اکنون برای فراهم ساختن موجبات دعوت مجلس مؤسسان در سر موعد مقرر و بدون دفع الوقت های جدید و نیز برای مصون داشتن کشور از خطر فلاکت جنگی و اقتصادی و تأمین تکامل مسالمت آمیز انقلاب، با امکانی رو به رو می شوند که در تاریخ انقلاب ها فوق العاده به ندرت دست می دهد.

اگر شوراها اکنون برای عملی ساختن برنامه فوق الذکر قدرت دولتی را تماماً و منحصراً به دست خود گیرند، نه تنها از پشتیبانی نه دهم اهالی روسیه یعنی طبقه کارگر و اکثریت عظیم دهقانان بلکه از بزرگترین شور و شوق انقلابی ارتش و اکثریت مردم یعنی همان شور و شوقی که بدون آن غلبه بر قحطی و جنگ محال است نیز برخوردار می گردند.

اگر شوراها از خود تزلزل نشان نمی دادند، اکنون سخنی هم از هیچ گونه مقاومت در برابر آنها نمی توانست در میان باشد. هیچ طبقه ای جرأت ندارد علیه شوراها به قیام برخیزد و ملاکین و سرمایه داران که از غایله کورنیلف درس عبرت گرفته اند در مقابل اتمام حجت شوراها با مسالمت به تسلیم قدرت تن خواهند داد. برای اینکه بتوان بر مقاومت سرمایه داران علیه برنامه شوراها غالب آمد کافی است استثمارگران تحت نظارت کارگران و دهقانان قرار گیرند و در مورد متمردین مجازات هایی از قبیل ضبط کلیه اموال توأم با بازداشت کوتاه مدت معمول گردد.

شوراها با به دست گرفتن تمام قدرت، می توانند هنوز هم – که احتمال می رود آخرین شانس آنها باشد – تکامل مسالمت آمیز انقلاب، انتخاب مسالمت آمیز نمایندگان مردم از طرف خود مردم ، مبارزه مسالمت آمیز احزاب در داخل شوراها، آزمایش برنامه احزاب مختلف در جریان عمل و انتقال مسالمت آمیز قدرت از یک حزب به حزب دیگر را تأمین نمایند.

اگر این امکان از دست داده شود، آنگاه چنانچه تمامی سیر تکامل انقلاب، از جنبش ۲۰ آوریل گرفته تا غایله کورنیلف، نشان می دهد وقوع جنگ داخلی کاملا شدیدی بین بورژوازی و پرولتاریا ناگزیر خواهد بود. فلاکت حتمی وقوع این جنگ را نزدیک تر خواهد کرد.

این جنگ چنان که تمامی اطلاعات و ملاحظاتی که در دسترس عقل بشر است حکم می کند باید به منظور اجرای برنامه فوق الذکر، با پیروزی کامل طبقه کارگر و پشتیبانی دهقانان تهیدست از این طبقه پایان یابد ولی این جنگ در عین حال ممکن است بسیار پرمشقت و خونین باشد و به بهای جان دهها هزار ملاک و سرمایه دار و افسران متمایل به آنها تمام شود. پرولتاریا برای نجات انقلاب که نیل به آن در خارج از برنامه مذکور امکان پذیر نیست، از هیچ قربانی رویگردان نخواهد بود. ولی اگر شوراها از آخرین شانسی که در مورد تکامل مسالمت آمیز انقلاب برای آنها وجود دارد استفاده نمایند، پرولتاریا از هر طریق ممکن از آنها پشتیبانی خواهد نمود.

 

 

 

در تاریخ ۹ و ۱۰ اکتبر سال ۱۹۱۷ در شماره های ۲۰ و ۲۱ روزنامه « رابوچی پوت » به امضای ن . ک به چاپ رسید.

پاسخ دهید

آثار کلاسیک مارکسیستی

آمار سایت

کانال چشم انداز مصاحبه با کاک ابراهیم و محسن رضوانی

تقویم

می 2017
د س چ پ ج ش ی
« آوریل    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  

مراسم خاکسپاری زندە یاد رفیق بهرام مهین

>