عمل‌کردهای امپرياليسم و صهيونيسم درخاورمیانه

gaza.jpgعمل‌کردهای امپرياليسم و صهيونيسم درخاورمیانه

دستيار عرفات ازشيراک می‌خواهد تا حقيقت مرگ عرفات را فاش سازد
خبرگزارس فرانسه : ٤ اوت ٢٠٠٧
عرفات در ١١ نوامبر ٢٠٠٤، بعد از اين که دربيمارستان نظامی فرانسه بستری شد، فوت کرد.
پزشکان فرنسوی که عرفات را تحت مراقبت درمانی قرار دادند ، گفتند که او به علت سکته شديد بعد از التهاب در روده‌ها، گرفتن زردی و وضعيت خونی نامناسب ـ پخش انعقادخون در رگها(Disseminated Intravascular Coagulation- DIC) درگذشت.
اما، درمورد اين که اين انعقاد خون که ناشی از عفونتهایی در روده بزرگ يا کبد بوده، اطلاعی داده نشد.
بسام ابوشريف (١)، دستيار سابق عرفات امروز به خبرنگاران و به مناسبت ٧٨مين سال‌گرد تولد عرفات، گفت که شيراک و دکترهای عرفات علت واقعی مرگ عرفات را می‌دانند. اما تصميم گرفته‌اند به خاطر جلوگيری از به‌هم ريخته‌گی بيشتر درخاورميانه، آن را علنا بازگو نکنند.
ابوشريف گفت که او براين اعتقاد است که اسرائيل عرفات را با ماده‌ای که گلبولهای سرخ را نابودمی‌کند، کُشت. درمقابل سوآل اين که چرا اين ادعا درست است، اوگفت چنان‌چه شيراک ادعای او را نفی کند، او حاضر به فاش کردن منابع‌اش می‌باشد.
اسرائيل شديدا دخالت‌اش را درمرگ عرفات انکار می‌کند.
ابو شريف چند روز بعد از اين که محمود ظهار، يکی از رهبران حماس درغزه اعلام کرد که عرفات دراثر توطئه ی مشترک اسرائيلی ـ فلسطينی و افراد نزديک به عرفات به قتل رسيد، به طرح مسئله پرداخت.( www.uruknet.info.2p=35095)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١)ـ اسرائيل به ابوشريف اجازه‌ی رفتن از ساحل غربی به منطقه‌ی غزه را نداد. اوگفت “من تحت نظر اسرائيليها قرار دارم”. او ضمن اين که درساحل غربی زيرنظر محمودعباس قرار دارد، از کار عباس در رابطه با نقض حقوق خبرنگاران، انتقاد می‌کند.
اوطی مصاحبه‌ای با خبرنگاران در رام‌الله گفت : عرفات به همان شيوه به قتل رسيد که وادی الحداد رهبر جبهه آزادی بخش توده‌ای در سال ١٩٧٨ درآلمان شرقی به‌قتل رسيده‌بود.
طبق اطلاعات جديد، الحداد توسط شکلاتهائی از نظر بيولوژيکی آلوده که توسط جاسوسان موساد به او فرستاده شده‌بود، طی يک ماه بعد از استفاده از آنها، ازبين رفت.
* * * * *
ولوو از مسئووليت همکاری خود طفره می رود
آدری نيووهوف، انتفاضه‌ی الکترونيکی
٢٧ ژوئيه ٢٠٠٧
تجارت و مرکزمنابع حقوق بشر درلندن درسايت اينترنتی خود مقاله‌ای را تحت عنوان : ” ولوو: سمبُل ايمنی ياتجاوز به حقوق بشر؟” انتشار داده و از اين شرکت خواسته است تا جواب مقاله را بدهد. اين مقاله ، استفاده‌ی نظامی اسرائيل از تجهيزات ساختمانی ولوو به مثابه وسيله‌ای در اشغال سرزمينهای فلسطين را فاش می سازد که دليلی است بردرخواستهای جديد جهت انجام فشار اقتصادی بر ولوو. آقای ام. ويکفورش، معاون رئيس بخش روابط رسانه‌ای و اخبارمجموعه گروه ولوو، نامه‌ای درجواب سوآل نوشت که درسايت مرکز منابع انتشار يافت. در مقاله کنونی من به استدلالات ولوو جواب می دهم.
گروه ولوو و ماشينهای سواری ولوو
ويکفورش طی ای ميلی به مرکز منابع روشن می کند که بخش ماشينهای سواری ولوو ربطی به گروه ولوو نداشته و جزو آن شرکت نيست. ماشينهای سواری ولوو بخشی از گروههای ولوو بود، اما درسال ١٩٩٩ به شرکت فورد موتور فروخته شد. گروه ولوو شامل ٩ بخش مختلف تجاری و ازجمله ريل‌گذارولوو و تجهيزات ساختمانی ولوو می شود. تجهيزات ساختمانی ولوو قطعاتی می سازد که درمقاله ويکفورش از آنها صحبت می شود.
گرچه گروه ولوو و ماشينهای سواری ولوو متعلق به يک شرکت نيستند، اما هر دو شرکت، شرکت جديدی به نام شرکت سهامی متصرفی ويژه ولوو برپا داشتند تا شرکت ولوو نشان را هدايت کند. رئيس و هيئت رئيسه‌ی شرکت گروههای ولوو و رئيس و هيئت رئيسه ی شرکت فورد موتور اين شرکت سهامی متصرفی ويژه ولوو را اداره می کنند. مرکز اين شرکت در مرکز فرماندهی گروه ولوو در استکهلم قرار دارد.
روابط بين شرکتها حتا می‌تواند فشرده‌ترهم بشود، چنان‌چه گزارشات فوربس و رويترز داير براين که منافع گروههای ولوو در خريد بخش اقليت سهام شرکت ماشينهای سواری ولوو درست باشد. اين خبر ابتدا توسط روزنامه تجاری “داگنس ايندوستری” انتشار يافت. عکس العمل ليف يوهانسون،ازهيئت رئيسه گروه ولوو نسبت به اين گزارش عبارت بود از : ” حرفی ندارم، اين بحثی است که نمی‌خواهم وارد آن شوم.”
ديدگاهی که می خواهد ماشينهای سواری ولوو امن ترين و جالب‌ترين تجربه ماشين سواری باشد، متعلق به شرکت ماشينهای سواری ولوو است. براساس اطلاعات وب سايت فوق، چرخ حفاری که توسط نظاميان اسرائيل برای تخريب خانه‌های فلسطينيان درساحل غربی به کاربرده می شود، “ماشين کاملی است که برای اين کار عالی است ـ هم درجاده ها و هم خارج آنها.” و درمورد چرخ لودرهای ولوو نيز اينها در اسرائيل به‌کار گرفته می شوند که به حقوق بشر فلسطينيان تجاوز محسوب می شود. گروه ولوو می نويسد : ” ما موظفيم به شما کمک کنيم که کارتان را انجام دهيد ـ مهم نيست اين کار تاچه اندازه خطير باشد.”

محدوديت يا بی‌بندوباری در رفتار؟
دراين نامه ويکفورش می‌نويسد که گروه ولوو استفاده‌ی ويرانگرايانه‌ی تجهيزات ولوو را محکوم نکرده و از استفاده‌ی توليدات آن با هدف خراب کردن متاسف است. مع‌الوصف ، ” ما هيچ کنترلی بر نحوه‌ی استفاده از توليداتمان نداشته و تاکيد می کنيم که فعاليتهای تجاری ما با محدوديتی هم راه است که استفاده کننده‌گان رفتاری ضداخلاقی نداشته‌باشد”.
نحوه‌ی رفتارگروه ولوو در رابطه با حقوق بشر حامل جملات زيراست : “گروه ولوو درچهارچوب منطقه‌ی تحت نفوذش، به حمايت و احترام به حفاظت از حقوق بشراعلام شده درسطح بين‌المللی پرداخته و اطمينان می دهد که موافق خدشه دار نمودن حقوق بشر نيست.”
نظرمشورتی دادگاه بين‌المللی عدالت در مورد ديوار(ی که در بين اسرائيل و فلسطين کشيده می شود ـ م) ، غيرقانونی بودن ساختمان ديوار را در خاک فلسطين و از جمله اورشليم شرقی، محکوم می کند. از نظر اين دادگاه، فعاليتهای ساختمانی بايد بلافاصله متوقف شوند و ديوار و بقيه‌ی تاسيسات بايد تخريب گردند. به فلسطينيانی که به دليل ساختن ديوار املاک خود را ازدست داده‌اند بايد غرامت پرداخت شود.
استفاده ازتجهيزات ساختمانی ولوو درفعاليتهای غيرقانونی، تجاوزی نه تنها به قوانين بين‌المللی، بلکه به خود محدوديتهای رفتاری ولوو نيزمی باشد.

کاترپيلار

شرکت بولدوزر کاترپيلار هم همانند شرکت تجهيزاتی ساختمانی ولوو، در ساختن‌های غيرقانونی و فعاليتهای ويران‌کننده درفلسطين اشغالی مشغول است. دراوايل ژوئيه ٢٠٠٧، والدين راشل کورری درآمريکا درخواست تعقيب قانونی عمل کرد کاترپيلار را نمودند. راشل کورری در سال ٢٠٠٣ به هنگام ايستادن دربرابر تخريب خانه‌های فلسطينی کشته شد. پرفسور حقوق اروين چمرينسکی درجريان دادگاه تجديدنظر گفت : “کاترپيلار اين ابزار را با آگاهی ـ يا موظف بودن به آگاهی ـ دقيق از صدماتی که می‌توانند بزنند، فروخت”. والدين کارری کاترپيلار سازنده‌ی بولدوزر را متهم کردند که خصلت غيرنظامی بودن آن شرکت‌را با زيرپاگذاشتن حقوق بشر مخدوش می کند. چمرينسکی تاکيد کرد که زمانی که اين شرکت می داند بولدوزرها برای چه به‌کارگرفته شده‌اند، اومسئوول خواهدبود که قوانين چند صدساله را رعايت نکرده است.
٤ خانواده‌ی فلسطينی که اعضای خانواده شان درجريان کشته شدن کورری کشته و يا زخمی شدند نيز ممکن است شرکت ولوو را به دادگاه بکَشند زيرا ماشينهای ولوو درتخريب خانه‌های آنان مورداستفاده قرارگرفته‌شدند.

شرکت ريوال
جرالثقيل های اين شرکت هلندی نيز درساختن دیوارشرکت دارند که توسط اتحاد غيرنظاميان برای صلح درسال ٢٠٠٦ فاش شد. وزيرامورخارجه اسرائيل آقای بن بوت از اين شرکت خواست تا عملياتش را در دیوارسازی غيرقانونی پايان بخشد. اين شرکت قول داد که فعاليتهايش را قطع خواهدکرد.
عکسهائی از جرالثقيلها در ديوار سازی درژوئن ٢٠٠٧ درنزديکی بيت اللحم برداشته شده و به مقامات هلندی فرستاده شد و از طريق جمعيت اتحادغيرنظاميان برای صلح به وزير امورخارجه هلند نيز فرستاده شد. بعدازگزارش اين خبر به وزارت امورخارجه،آقای ماکسيم فرهاگن وزيرامورخارجه هلند به شرکت ريوال هشدارداد تا درساختمان ديوار در ساحل غربی شرکت نکند. هاآرتص روزنامه اسرائيلی در ١٩ ژوئن ٢٠٠٧ گفته‌ی فرهاگن را نقل کرد : ” من انتظار دارم که ريوال فعاليت جرالثقيلهايش را در ديوارسازی قطع کند. اميدوارم که اين آخرين بار باشد که ما درمورد اين مسئله بشنويم”، ” دولت ازنزديک مراقب فعاليتهای شرکت ريوال خواهدبود”…..

هم‌کاری شرکتهای نفتی آمريکا و فرانسه درجنگ
داويد آر. بکر ـ مجله سانفرانسيسکو با مقدمه‌ای از ميشل چوسودووسکی
٩ اوت ٢٠٠٧ ـ ميشل چوسودووسکی:
آن‌چه که از اين توافق نتيجه می شود اين است که منافع نفتی آمريکا ايجاب می کند که پشتيبانی بزرگ‌ترين غول نفتی توتال ـ فرانسوی، بلژيکی ـ را درجنگ به دست آورد.
اين نزديکی بين شورون و توتال درهماهنگی با تغيير سياست فرانسه صورت می‌گيرد. رئيس جمهور نيکلا سارکوزی به ميزان زيادی از منافع شرکت توتال دفاع می کند.
اين اوضاع درست مخالف آنی است که درشورای امنيت سازمان ملل، قبل از حمله به عراق، بين آمريکا و بريتانيا از يک سو و فرانسه و آلمان از سوی ديگر وجود داشت.
توافق آمريکا ـ فرانسه (بوش و سارکوزی) درعراق به ميزان زيادی نتيجه‌ی خواست منافع نفتی آمريکا درتقسيم درآمدها با ديگر طرفهای اروپائی به ازاء سياست آنها دردفاع از سياست خارجی آمريکا درخاورميانه است.
داويد آر.بکر : شورون به شرکت فرانسوی درفعاليتهای نفتی درعراق می پيوندد :
براساس گزارشات روزچهارشنبه درمطبوعات، شرکتهای غول پيکر نفتی سان رامون و توتال موافقت کردند که مشترکا يکی از بزرگ‌ترين ميادين نفتی را درعراق مورد حفاری قرار دهند، چنان‌چه دولت عراق موافقت خود را اعلام کند.
گزارش خبری داوجونز حاکی است که هر دو شرکت موافقت کردند که درميدان مجنون واقع در شمال بصره و درامتداد مرز با ايران برای استخراج نفت دست به هم‌کاری بزنند.
هنوز هيچ شرکتی ازجانب دولت عراق اجازه‌ی کار درمنطقه را نيافته است. علارغم فشارواشنگتون، رهبران عراق قادر به توافق درچارچوب سهيم شدن درثروت عظيم نفتی عراق نشده‌اند. سرمايه‌گذاری دراين منطقه مربوط به گذراندن قانونی ازمجلس عراق دراين رابطه می باشد( توضيح اين که نفت عراق درسال ١٩٧١‌ملی شد ـ م)
باوجود اين، هم‌کاری درمورد مطالعه‌ی شرايط منطقه شروع شده است. زمانی که دولت عراق اجازه بدهد، شورون و توتال باهم به رقابت خواهندپرداخت. دُن کامپبل سخن‌گوی شورون حاضر به توضيح گزارشات روز چهارشنبه نشد. اما يادآوری کرد که پس از آن که ايالات متحده و هم پيمانانش صدام حسين را در سال ٢٠٠٣‌سرنگون کردند، شورون اجازه يافت تادرسراسر عراق و با کمک هواپيما در مطالعه‌ی مخازن نفت هم راه با وزارت نفت عراق شرکت کند.
ديگرشرکتهای نفتی هم حرکت مشابهی را پيش می برند. بخش بزرگی از عراق برای حفاری خطرناک است و فقدان قانون نفت بدان معناست که شرکتهای بزرگ نفتی قادر به امضای توافق نامه با دولت عراق نيستند.
اما آنها عراق را فراموش نکرده‌اند که مخازن نفتی‌اش دومين يا سومين بزرگ‌ترين درجهان است. تمامی سطح عراق هنوز عميقا بررسی نشده‌است و احتمال پيداکردن منابع جديد نفت و گاز موجود می باشد.
امی مییر جف، متخصص انرژی در انستيتو بکر دانش‌گاه رايس می گويد ” شرکتها می بايستی اعماق ميانی را بررسی کنند”. شما بايد درگيرشويد، هم راه ديگران صحنه را بشناسيد و موضع کمک رسانی بگيريد تا وقت مناسب که آنها مايل به کمک خارجی شدند، شما را شرکتی بدانند که راحت با آن می شود کارکرد”.
اوتاکيد می کند که ميدان نفتی مجنون برای انجام عمليات نسبتا ساده بوده و تاحدی نيز قبل ازجنگ استخراج نفت درآن شروع شده بود. اين منطقه‌ی بزرگی است و می توان شايد روزانه يک ميليون بشکه نفت از آن استخراج کرد. “مجنون واقعا بازدهی دارد. شما هرروز نمی‌توانيد به ميدانهائی با بازدهی چند ميليون بشکه در روز پيداکنيد” .
مثل ساير بخشهای توليدی عراق، صنعت نفت عراق بعد از تحريمهای بين المللی بعد از جنگ خليج درسال ١٩٩١، بی رمق شده است. بيرون کردن صدام از صحنه‌ی عراق باعث پايان گرفتن تحريمها شد. اما بروز شورش و حمله به لوله‌های نفتی و ديگر وسايل صادراتی باعث عدم ثبات کشورشده‌است.
نتيجه اين که اکنون توليد نفت عراق کمتر از زمان قبل از جنگ است. آخرين آمار از استخراج ٩٨ . ١ ميليون بشکه در روز خبرمی دهد درحالی که قبلا ٥ .٢ ميليون بشکه در روز بود.
دولت عراق مايل است که سرمايه‌گذاران خارجی کمک کنند تا امکانات توليد نفت ، لوله ها و شيرهای نفتی جديد مدرن شوند. اماگروههای سياسی کشور قادر به توافق طبق قواعد پايه‌ای برای سرمايه گذاری نشده‌اند. آنها برسر مکانيسم تقسيم سهم توافق ندارند. اين دل مشغولی کليدی سنی‌های عراق است. آنها اکثرا درمناطقی زنده‌گی می‌کنند که ذخايرنفتی شناخته شده وجود ندارد.
مردم عراق شديدا به سرمايه‌گذاری خارجی درصنعت نفت سوء ظن دارند. بسياری از مردم عراق بروز جنگ را به خاطر تلاش آمريکا و متحدين‌اش دربه‌دست آوردن کنترل نفت عراق می دانند…٦٣% مردم عراق می‌خواهند که شرکتهای عراقی هدايت و گسترش ميدانهای نفتی را داشته باشند….www.uruknet.de/?s1=1&p=35238&s2=11
(اکنون که پرده ها پائين افتاده می توان ديد که تضادهای امپرياليستها درآغاز جنگ آمريکا و متحدينش با عراق ناشی از تلاش برای دست به دست نمودن مناطق تحت نفوذ بوده است. امپرياليسم جز اين نمی تواند بکند. حياتش در غارت و چپاول و جنگ و خونريزی جهت تحقق اين غارتها نهفته است. هيئت تحريريه)