مطالبی راجع به خاورميانه

مطالبی راجع به خاورميانه

آمريکا درمرز عراق ـ ايران پايگاه می سازد
رويتر ـ ١٠ سپتامبر ٢٠٠٧ :
يک مسئوول نظامی آمريکا امروز گفت که بايد پايگاهی در مرز عراق که شايع است از آن‌جا اسلحه برای مبارزان قاچاق می شود، ساخته شود تا جلو آن گرفته شود.
اين پايگاه که نظاميان آن را “منطقه‌ی حمايتی حياتی” می‌نامند، درنزديکی مرکز فرماندهی تقويت مرزها در بدره واقع دربخش مرکزی ايالت وسيط قرار خواهد داشت.
اين ايالت که مرکز حملات شديد نظامی آمريکا عليه ميليشيای شيعه است که به قاچاق اسلحه می پردازند. منطقه‌ای مرزی که حدود ٢٠٠ کيلومتر را دربرمی‌گيرد.
گفته می شود که اين پايگاه دائمی نبوده و تا ٢٤ ژوئيه آماده شده و تازمانی که لازم باشد بردوام خواهد ماند.
دراين پايگاه ٢٠٠ سرباز گرجستانی درنقاط بازرسی مستقر شده و به کنترل مرزها خواهند پرداخت.
سرتيپ فليک لانچ، فرمانده نيروی ارتش آمريکا در بخش مرکزی عراق، امروز به وال استريت جورنال گفت: ما مسئله‌ی عمده‌ای دررابطه با ورود تجهيزات ايرانی به عراق داريم. اين دخالت ايران اشکال آفرين است که بايد جلو آن را بگيريم. اين روزنامه جزئيات بيشتری درمورد اين پايگاه داد. درخود پايگاه ٢٠٠ سرباز زنده‌گی خواهند کرد که در ٦ کيلومتری مرز قرار داشته و درنوامبر آماده بهره برداری خواهدشد.
گفته می شود نظاميان آمريکا دستگاههای اشعه ايکس و کشف مواد منفجره در ضباطيه که مرکز عمده عبور و مرور بين ايران و عراق است نصب خواهندکرد.


در ١٩ اوت، لانچ ادعا کرد که ٥٠ عضو برجسته سپاه پاسداران درداخل عراق، افراطيون شيعه را تمرين می دهند تا به نيروهای انتظامی آمريکائی و عراقی حمله کنند.
نظاميان آمريکا مرتبا نيروهای ايرانی را متهم می کنند که به مبارزان عراقی استفاده از موشکهای انفجاری نفوذ يابنده، بمبهای نفوذيابنده دربدنه‌های ضخيم را آموزش می دهند. لانچ مدعی است که آنها درداخل عراق دست به عمليات می زنند. نظاميان آمريکا می گويند که اين موشکهای نفوذيابنده ساخت ايران است و به عراق فرستاده می شود تا به دست افراطيون شيعه رسيده و درعمليات عليه آمريکا و متحدانش به کارگرفته شوند. ايران اين ادعا را رد می کند.
www.uruknet.info?p=36129
*     *     *     *     *
يک بررسی : تکرار تاريخ
راسل مريمن ـ ١٠ سپتامبر ٢٠٠٧
درحالی که انتقادات مشابهی از گيرکردن آمريکا درمهلکه‌ی عراق می شود که همانند آن‌چه که در ويتنام اتفاق افتاد، اين مقايسه ها با گزارش ژنرال ديويد پترائوس به کنگره بازهم بيشتر شده‌است.
درست همان‌گونه که رئيس جمهور بوش از ژنرال والا مقامش خواست که درمقابل انتقادات روبه افزايش سياسی، از جنگ درعراق دفاع کند، ٤٠ سال پيش رئيس جمهور جونسون ژنرال ويليام وستمورلند را به واشنگتون فراخواند که ادامه جنگ درجنوب شرقی آسيا را تاييد کند.
وی دربرابر کنگره درسال ١٩٦٧ گفت که نيروهای آمريکا پيروز خواهندشد و “نوری درانتهای اين تونل پديدارشده‌است”. او مدعی شد که دشمن ( ويت کونگ و ارتش ويتنام شمالی) شکست خورده‌اند و ديگر به مثابه يک نيروی تهاجمی به حساب نمی آيند.
جنگ فرسايشی
اين اولين باربود که يک فرمانده درجريان ادامه جنگ در برابر کنگره سخن می‌گفت و با دست زدنهای توفان آسائی مواجه شده و اعلام کرد: ما جلو مهاجمان کمونيست را خواهيم گرفت.
درديدارديگری وستمورلند گفت : اين جنگ مثل سايرجنگها نيست… خطوط مشخص جبهه‌ای وجود ندارد، جز تغييرات دائمی صحنه و عمليات کوچکی که درسراسر کشور بخش می باشند.
او خوشبينانه ادعاکرد که نيروهايش يادگرفته‌اند با ارتش ويتنام(منظور ارتش پوشالی جنوب ويتنام است ـ مترجم) هم‌کاری کنند و به ايجاد يک دولت قانونی کمک نمايند.
او بعدا مدعی شد: پيروزی دريک جنگ فرسايشی و پاک‌سازی و غلبه بردشمن حدود ٢ سال طول خواهدکشيد و جنگ به مرحله‌ای رسيده است که پايان آن ديده می شود.
تمام اين پيامها به قصد سياسی بيان می شدند تا حمايت مردم آمريکا را از جنگ به‌دست آورند.

ضربه‌ی هولناک
ضربه‌ی تهاجم تت در ژانويه‌ی ١٩٦٨ دربيش از ١٠٠ شهرموردحمله قرارگرفته، ازجمله به مرکزفرماندهی وستمورلند و سفارت آمريکا درسايگون که به مدت چندساعت اشغال‌شد، را چه کسی انجام داد؟
چندماه بعد آقای ژنرال تقاضای نيروی بيشتری نمود. آمريکائيان از تلفات سنگين رنج می بردند تااين که آتش بس درسال ١٩٧٣ آغاز شد.
ژنرال پترائوس پيام مشابهی را با گفتن اين‌که عمليات “موجی” باعث بهبود امنيت بغداد شده و تعداد حملات دراستان الانبار را کاهش داده‌است و اين‌که نيروهای بومی آمريکا به جای گشت زنی با زره‌پوشها، به ميان مردم می روند.
درحالی که او فرض می‌کند که طی عمليات موجی، پيشرويهای سياسی کمتری رخ‌داده، خوشبينانه مدعی است که به رهبران سياسی عراق بايد وقت بيشتری داده‌شود و لذا آمريکا می‌بايستی درآن‌جا بماند.
جون کری، سناتور دموکرات درتلويزيون ای.بی.سی. گفت این ماموريت فاجعه انگيز است.
آن‌چه‌که باقی می‌ماند اين است که ببينيم ژنرال پترائوس به سرنوشت هم‌قطارانش گرفتار نشود.

فعاليت ليبرالی
بعد از شوک ناشی از حمله‌ی متقابل درجريان تهاجم تت، جونسون گسيل نيروی بيشتر را محدودکرد. درحالی که درخواست گسيل ٢٠٠ هزار نيرو توسط وستمورلند، فرمانده نيروهای مسلح ارتش آمريکا، ردشد، وی درسال ١٩٧٢ بازنشسته‌گرديد.
اين ژنرال کمی بعدگفت: ماجنگ را ازنظر نظامی نباختيم. واقعيت اين است که ما به مثابه يک ملت به تعهدات خود درجنوب ويتنام خوب عمل نکرديم.
١٠ سال بعد او درخواست ١٢٠ ميليون دلار غرامت از تلويزيون سی.بی.اس. کرد، به خاطر اين‌که اين تلويزيون گزارش وی داير برقدرت دشمن درويتنام، رئيس جمهورـ و بنابه تعريف مردم آمريکا ـ را مايوس کرده‌بود.
هيئت داوری بعد از ٤ ماه شنيدن سخنان طرفين پيشنهاد داد که تلويزيون مزبور از وستمورلند معذرت خواهی کند و او آن را پذيرفت.
او درگفت‌و‌گوئی با آژانس خبری آسوشيتدپرس اعلام کرد: من نه معذرت خواهی می‌خواهم و نه متاسفم. من آويزان مانده‌ام. به من تف کردند. بايد اين گزافه گوئی‌ها را کنارگذاشت.
ژنرال وستمورلند درسال ٢٠٠٥ در ٩١ ساله‌گی مرد. www.uruknet.info?p=36137
*     *     *     *     *
ماژور ‌ژنرال انگليس به استراتژی آمريکا درعراق حمله می‌کند
آژانس مطبوعاتی فرانسه: شنبه ١ سپتامبر ٢٠٠٧
لندن:  به گزارش روزنامه‌ها، رئيس ارتش انگليس طی تجاوز ٢٠٠٣ به عراق، حمله‌ی شديدی به ايالات متحده درمورد کشاندن کشور به جنگ و آشوب، نمود.
ژنرال سر مايک جکسون به سياست قبل از تجاوز آمريکا انک “ورشکسته‌گی معنوی” زد و گفت که رامسفلد وزيردفاع آمريکا يکی از مسئوولان درجه‌ی اول وضعيت کنونی درعراق است.
اين ژنرال بازنشسته اضافه کرد که اتهام زنی درمورد هم راهی با تروريسم جهانی، “ماهرانه” نيست چراکه اين به‌جای سازنده‌گی کشور و پيش بردن ديپلوماسی، باعث به صحنه آوردن نيروی نظامی بيشتری می شود.
اين اظهارنظر باعث ناراحتی دولت انگليس شد که کوشيد تا کشمکشهای موجود درعراق با آمريکا را، از طريق پافشاری روی اين‌که اين درگيريها از جنوب عراق و بصره فراتر نخواهد رفت، تخفيف دهد.
ژنرال جک کين معاون قبلی ستادارتش آمريکا ماه گذشته گفت به علت بدترشدن وضعيت امنيتی درمناطق تحت اشغال انگليس، واشنگتون دچار ناتوانی شده‌است.
حدود٥٥٠٠ نفر از ارتش انگليس، نيروهای امنيتی عراق را آموزش می دادند. اماگزارشات رسانه ها درلندن حاکی از آن است که آنها بايد مناطق تحت نظر انگليس را فورا به نيروهای عراق واگذار کنند.
ديويد ميليباند وزير دفاع و دس براون درمقاله مشترکی درواشنگتون پست روز جمعه نوشتند که وقت آن رسيده‌است که بعد از هفته‌ها انتقاد بی‌جا، اين تحويل‌دهی صورت بگيرد.
آنها می‌گويند: سوآلی که برخی می‌کنند اين است که آيا نيروهای انگليسی دربصره شکست خورده‌اند؟ جواب نه است.
مامعتقديم که ما در راه کامل کردن حق حاکميت عراقيها(بخوان وابسته‌گی عراقيها) به گونه‌ای که طرح‌ريزی شده‌است، قرار داريم. پادشاهی انگلستان به وظيفه‌ای که ٤ سال پيش گرفته، عمل می کند.
نخست وزير گوردون براون که در ٢٧ ژوئن جای تونی بلر را گرفت، مورد حمله‌ی برخی از مفسران است که بيشتر از تونی بلر درمسئله عراق صلح طلب است. درحالی که بلر دوش به دوش رئيس جمهور آمريکا جورج دابليو بوش حرکت می‌کرد.
بلر درمورد زمان‌بندی عقب نشينی نيروهای بريتانيا ازعراق مقاومت می‌کرد. به بهانه‌ی اين که آنها وظايف روشنی دارند که بايد انجام شوند.
پنتاگون اين هفته اعلام کرد که آماده است به بصره نيرو بفرستد تا جلو ناآراميها را بگيرد.
… جکسون می گويد: آن چه که درجنوب و ساير مناطق عراق روی داده اين است که وظيفه‌ی اوليه ازنظر امنيتی بايد توسط عراقيها انجام می‌گرفت و نيروهای ائتلافی خشنودند که آموزش و توسعه‌ی نيروهای عراقی مناسب بوده‌است….
جکسون تصميم کنترل اوضاع به دست پنتاگون را بعدازحمله به عراق نادرست خواند. او استدلال می کند که تمام برنامه ريزيهای وزارت امورخارجه‌ی آمريکا باشکست مواجه شده‌اند.
او اضافه می کند : منحل کردن ارتش عراق و نيروهای امنيتی بعد از سرنگونی صدام حسين کوته‌نظرانه بود. مامی‌بايستی بخش امنيتی عراق را تحت فرمان نيروهای ائتلافی نگه می داشتيم.
(مثل معروفی است که می گويد: وقتی زمين برای شخم زدن سفت باشد، گاوها هم‌ديگر را شاخ می زنند و عدم پيشروی را اززورنزدن ديگری می دانند ـ مترجم)
www.uruknet.info?p=35865
*     *     *     *     *
محققين می‌گويند: اورانيوم تضعيف شده جان هزاران نفر را دربصره تهديد می کند
(صدای عراق) ـ بصره ٢٧‌اوت ٢٠٠٧ :
براساس اظهارات خاجاک وارتانيان متخصص اندازه‌گيری تشعشعات اتمی در ايالت بصره، سطح تشعشعات راديوآکتيودرمناطق جنوب بصره خطرجانی فوری برای هزاران نفراز ساکنين آن مناطق را نشان می دهد که بيش از پيش دچار سرطان و ناقص‌الخلقه‌گی می شوند.
او توضيح دادکه : آمارها افزايش تعداد گرفتارشده‌گان به سرطان را نسبت به٤ سال گذشته، نشان می دهند: ٦٢ نفر از ١٠٠هزارنفر درمقابل ٣٥ نفر از ١٠٠هزارنفر درسال ١٩٩٧.
قرارگرفتن انسانها درمعرض تشعشعات اورانيوم تضعيف شده نه تنها باعث افزايش سرطان شده بلکه تعداد نوزادان ناقص‌الخلفه را نيز افزايش داده است. اثرات ديگر شامل ازکارافتادن کليه‌ها، امراض پوستی، حساسيت، نازائی و يا سقط جنين تکراری شده‌است…
طبق نظر وارتانيان، مسئله از زمان شروع جنگ خليج درسال ١٩٩١ به وجودآمد، وقتی که آمريکا و نيروهای ائتلافی از اورانيوم تضعيف شده برای بمباران مناطق زيربنائی عراق استفاده کردند. طی تجاوز نظامی به رهبری آمريکا درسال ٢٠٠٣ نيز اورانيوم تضعيف شده درحمله به اهداف نظامی دربصره، به‌کارگرفته‌شد که به مناطق مسکونی نزديک بودند.
مجموعه مناطق آلوده شده در بصره درسال ٢٠٠٤ بالغ بر ١٠٠ عدد می شد. محققان محيط زيست حکومتهای محلی و مرکزی را متهم می‌کنند که دربرخورد به اين مسئله اهمال می کنند. درسال ٢٠٠٣، دولت عراق اجازه داد که آهنهای باقی مانده درميدانهای جنگ به فروش برسند. اين امر به افزايش حوادث سرطانی درايالت بصره منجرشد…
وارتانيان دررابطه با درجه‌ی آلوده‌گی و اندازه‌گيری آن گفت: تمام وسايل آلوده بايد از بصره خارج شده و درمکانی غيرمسکونی دفن شوند. پيشنهادی به دولت عراق داديم برای معين کردن محل دفن تانکها در ٢٠٠ کيلومتری جنوب بصره… اما جوابی دريافت نکرديم.
آمارجديد نشام می‌دهد که ١٤٠٠ بدنه ماشينهای متعلق به ارتش عراق توسط بمبهای آلوده به اورانيوم تضعيف شده درسال ١٩٩١ موجودند. اين وسايل درجنگ ٢٠٠٣ توسط ارتش عراق مورد استفاده قرار گرفتند….www.uruknet.info?p=36723