شمشير بوش بدتر از شمشير داموکلس

شمشير بوش بدتر از شمشير داموکلس!

شمشير داموکلس ازنظرتاريخی اشاره به‌وضعی دارد که درآن درميان خوشبختی، خطر مرگ بربالای سر انسانها قرارداشته، هرلحظه‌آنها را تهديد به مرگ می کند و انسانها درجوٌی مملو از خوشبختی و بدون اطلاع ازمرگ می زيند.
اما شمشير امپرياليسم فراملی‌ها به سرکرده‌گی امپرياليسم آمريکا و در راس آن بوش جنايتکار، که هم اکنون بربالاسر مردم جهان، مردم خاورميانه و مشخصا مردم ايران قرارگرفته است، شمشيری است که درآن از خوشبختی خبری نيست و پيامش تنها تسليم بدون قيد و شرط ملتها به خواست استثمارگرانه و ستم‌گرانه‌ی امپرياليستی است و درصورت مخالفت با اين خواست ، بايد جنگ، کُشتار میليونی، نابودی زيربنای اقتصادی و دريک کلام بربريت را انتظاربکشند! چنين سياستی می‌خواهد زنده‌گی را برمردمان جهان توام با هراس دائمی نموده و مرگ تدريجی را برآنها تحميل نمايد تا بتواند برجهان آقائی کند.
اما اينک ما درعصری زنده‌گی نمی کنيم که انسانها به‌آسانی طوق برده‌گی را يا به خاطر اعتقادی و يا از طريق زور بپذيرند. هم اکنون و بيش از پيش، مردم کشورهای تحت سلطه و يا پيرامونی برای مقابله با اين شمشيرکشی امپرياليستی بلند شده و به مبارزه برخاسته اند.
مع الوصف، شمشيربوش چنان آشفته‌گی و عدم اطمينانی را درمورد امنيت مردم جهان به‌وجود‌آورده‌است که هيچ انسانی نمی تواند به آسوده‌گی شبها سربربالش استراحت بگذارد. همين نکته به تنهائی کافی است تا عمق خصومت ورزی نظام سرمايه داری انحصاری با مردم جهان و به ويژه مردم کشورهای پيرامونی را در قرن کنونی نشان دهد.


گرچه اکثرتحليل گران مستقل، دلايلی را به نفع عدم دست زدن دولت آمريکا به جنگ با ايران مطرح ساخته‌اند ، اما تحليل گران ديگری اعم از وابسته و يامستقل سخن از بروز جنگی وحشتناک درآينده‌ی نزديک به ميان می آورند که جنگ عراق دربرابر آن بازيچه ای بيش نيست و می‌تواند گسترش خطرناکی بيابد. دراين ارتباط به چند اظهارنظر زيرتوجه کنيم :
روزنامه‌ی فاينانشيال تايمز درتحليل روابط ايران و آمريکا می نويسد : جورش دابليو بوش درسخنان جنگ طلبانه و خصمانه اخير خود ايران را به خاطر قراردادن خاورميانه تحت سايه يک هالوکاست هسته‌ای مقصرخواند(بخوان من به نام تو مشغول ايجاد هالوکاست ديگری هستم)… واشنگتون ازطريق معاملات تسليحاتی درتلاش است به کمک اسرائيل يک محور سنی منطقه‌ای عليه ايران شکل بدهد.
موريس لوموان درلوموند ديپلوماتيک به نقل از کندوليزا رايس وزيرامورخارجه‌ی آمريکا می گويد: آمريکا قراراست طی ١٠ سال آينده ٤٦ ميليارد دلار اسلحه به مصر، عربستان سعودی، کويت، بحرين، قطر، عمان و امارات متحده عربی فروخته و ٣٠ ميليارد دلار اسلحه نيز به اسرائيل بدهد و اين علارغم قطعنامه‌ی سازمان ملل متحد در ٧ دسامبر ٢٠٠٦ است که به تصويب ١٥٣ کشوررسيد، داير برکنترل خريد و فروش اسلحه های غيراتمی که تاکنون خارج از موازين قراردادهای بين‌المللی انجام می پذيرفتند.
وی می افزايد : دادوستد آتش افروزانه‌ی آمريکا درخاورميانه، به تحريک سوريه و ايران می‌انجامد که هرلحظه قادرند به سوی چين يا روسيه که باتمام قدرت وارد بازارجهانی شده‌اند، روی آورند… هيچ‌گاه تاکنون صنايع تسليحاتی تااين حد شکوفا نبوده‌است. مخارج تسليحاتی جهان درسال ٢٠٠٦ می‌بايست به رقم بی‌سابقه ٩. ١٠٩٥٨ میليارد دلار بالغ باشد(مخارجی که اگر برای کمک به ازبين بردن فقر و گرسنگی، مرض و بی‌کاری درجهان صرف شود، جهان می‌تواند تا حدی چهره‌ای انسانی به‌خود بگيرد ـ رنجبر).
روزنامه گاردين می نويسد : تحليل‌گران خاورميانه اعتقاد دارند که تمرکز روبه‌افزايش آمريکا درمقابله باايران ازطريق جنگ غيرمستقيم، خطربروزجنگ مستقيم درچندماه آينده را تقويت می‌کند.
وينسنت کانيسترارو، رئيس سابق بخش مبارزه با تروريسم سيا که اکنون يک تحليل‌گر امنيتی است می گويد : تصميم به حمله، چندی پيش گرفته شده است. اين حمله در دو مرحله صورت خواهدگرفت. مرحله‌ی اول اين است که حتا اگر يک نارنجک دودزای ساخت ايران درعراق پيداشود، عاملی برای دخالت ايران درآن کشور به حساب می‌آيد و آمريکا حمله‌ای تاکتيکی به اهداف نظامی خواهدکرد. مرحله‌ی دوم هم اين است که بوش تصميم گرفته است يک حمله‌ی استراتژيکی عليه تاسيسات هسته‌ای ايران تاقبل از سال آينده انجام دهد.
توماس مک هنری، سرتيپ بازنشسته و معاون اسبق ستادنيروی هوائی آمريکا روزچهارشنبه ٢١ شهريور درشبکه تلويزيونی “فوکس” گفت: بمب بسيارسنگينی دراختيارداريم که وزن آن ١٤ تُن است و توان نفوذ و تخريب واقعی دارد. احمدی نژاد درايران چيزی ندارد که مانتوانيم آن را منهدم کنيم… ٦٥ تا ٧٠ فروند هواپيمای “استلس”(نامرئی) و ٤٠٠ فروند جنگنده‌ی معمولی دراين بمباران ٤٨ ساعته شرکت خواهندکرد و حدود ٢٥٠٠ هدف که شامل مراکز هسته‌ای، مراکز دفاع ضدهوائی، نيروی دريائی، توان موشکی مرتبط به “شهاب ٣” و بالاخره مراکز فرماندهی ايران می شود را دربرخواهد داشت.”
البرادعی رئيس آژانس بين‌المللی انرژی اتمی در ٧ سپتامبر گفت که : حالا صداها به تهديد ايران با بمب و موشک بلند شده‌اند.
سخنان شديدا جنگ طلبانه‌ی اخيربرنارد کوشنر وزيرامورخارجه‌ی فرانسه، جوٌ مسموم موجود را مسموم‌تر ساخته‌است.
اسرائيل  طی چند روز اخیر جهت تحريک سوريه و ايران، به برخی اهداف درشمال سوريه حمله‌ی هوائی کرد. هواپيماهای نظامی آمريکا روزجمعه ٢٣ شهريور درکنارمرزهای زمينی خرمشهر پروازکردند و تلاش ارتش آمريکا درعراق برای يافتن دلايلی از مداخله‌ی ايران درعراق و کلا تهديدهای مقامات رسمی و غير رسمی آمريکا و اسرائيل به حدی است که بيان آنها مثنوی ٧٠ من کاغذ می شود.
اما دراين جوٌ مسموم، ژنرال ديويد پترائوس فرمانده نيروهای آمريکا درعراق روز چهارشنبه ١٢ سپتامبرمايوسانه گفت که به‌سختی می توان مدرکی عينی برای دخالت ايران و مشارکتش درحمله به نيروهای آمريکائی يافت. و خبرگزاری نووستی هم به نقل از يک کارشناس روسی می‌گويد که آمريکائيها اخباری را در رسانه‌های گروهی خود درباره‌ی حمله به ايران منتشر می‌کنند تا تهران را نرم‌تر کنند.
مع‌الوصف، با توجه به اين که خاورميانه و مشخصا خليج فارس با تمرکز کشتی های جنگی آمريکا و ناوهای هواپيمابرآن به پايگاهی نظامی تبديل شده‌است؛ با توجه به مانوورهای نظامی در خليج فارس و مرزهای خاکی ايران توسط نيروهای آمريکا و متحدين جهانی و منطقه‌ای اش؛ و بالاخره باتوجه به تنگ‌ترشدن عرصه به نيروهای متجاوز امپرياليستی درعراق که شکستهای خود را نه ناشی از مقاومت دليرانه‌ی مردم عراق، بلکه به مداخله‌ی خارجی و مشخصا ايران نسبت می دهند، نمی توان احتمال حمله به ايران را ناديده گرفته و برای مقابله باچنين حمله‌ای، پاسيو ماند.
سياست ابلهانه‌ی دارو دسته‌ی حاکم به رهبری احمدی نژاد درمورد اين که چون آمريکا درباتلاق جنگ عراق گيرکرده است به ايران حمله نمی کند و توانائی حمله را ندارد، نه تنها برای آمريکا می تواند تحريک آميز باشد، بلکه لالائی خواندن درگوش مردم ايران و جهان است. درحالی که امروز کليه‌ی انسانهای طرف دار صلح و عدم مداخله‌ی کشوری درامورکشورهای ديگر، بايد برای مخالفت با جنگ صف متحدجهانی درست کنند تا درصورت حمله آمريکا ، متجاوزان آمريکائی اين بار منفرد‌تر از زمان حمله به عراق دست به اين جنايت تاريخی زده و همراه آن زمينه را برای کندن گورخود فراهم سازند. به علاوه تشديد اختناق درداخل کشور و عدم احترام به حقوق دموکراتيک مردم و سرکوب حرکتهای کارگران و زحمت کشان و برپا داشتن چوبه های دار و اعدام و به راه انداختن جويهای خون نيزنشان می دهد که حاکمان جمهوری اسلامی چيزی از تاريخ نياموخته و با بلائی که برسرمردم آورده‌اند، فردا روز درصورت حمله آمريکا بايد به شکارانسانها جهت گسيل به ميدانهای جنگ بپردازند. ارتجاع اسلامی مصمم است تا يا بارديگر جام زهر به سر بکَشد و مردم ايران را ازشرٌ خود نجات دهد و يا استبدادمذهبی را باحدتی بيشتر برمردم اعمال نمايد. اما اين بار تاريخ مهلت اين کار را نداده و مردم بساط جمهوری اسلامی رابرخواهندچيد.
اين درست است که امپرياليسم آمريکا دروضعيتی بحرانی به‌سر می برد. ولی اين امپرياليسم متجاوز درشرايطی که خطر شکست کامل سياستهای خود و هم راه با آن خطر از دست دادن هژمونی اش را درجهان می بيند و اين که سابقه‌ی کابوئی آن درقرنهای گذشته شناخته شده‌است، درآخرين لحظه قادراست دست به ماجراجوئی خطرناک ديگری بزند که ابعاد آن حتا فراتر از ايران رفته و تمامی مردم جهان را به گرداب مخوف جنگی جهانی بکشاند. دراين زمينه تحريکات صهيونيستها درآمريکا و دولت اسرائيل را نبايد ناديده گرفت که نفوذ قابل توجهی بر سياست ريزان کاخ سفيد دارند.
اگر درمراکز فرماندهی سياسی ـ نظامی آمريکا افراد منطقی نشسته و اوضاع جهان را واقع‌بينانه‌تر تحليل می کردند، ماجراجوئی‌هائی نظير حملات تروريستی ١١سپتامبر ٢٠٠١ و متعاقب آن حمله به افغانستان و عراق، پيش نمی آمد.
درشرايطی که اينان شمشير را از روبسته‌اند ـ شمشيری که به مراتب بدتر و خطرناک‌تر از شمشير داموکلس است ـ سازمان دادن مقاومتی جهانی دربرابر اين گستاخی، زمينه ساز غلبه بر امپرياليسم و نهايتا سپردن آن به گورستان تاريخ می باشد. امپرياليسم با داس مرگ پيوسته به سراغ ملل ستمديده‌ی جهان رفته است و هرگونه انتظار آزادی بخش داشتن از آن، خيانت به بشريت آزاده و مترقی است.
لذا شعار : خروج بی قيد وشرط و فوری ارتشهای متجاوز امپرياليستی از خاورميانه، آفريقا و بقيه‌ی مناطق بايد درسرتاسر جهان طنين اندازشود و ميلياردها مردم جهان به گرد آن جمع شده و به دفاع از صلح درجهان برخيزند و درصورت بروز يا ادامه‌ی جنگهای تجاوزکارانه، باتمام وجود و از هرامکانی عليه ادامه‌ی آنها کمک بگيرند . تنها درچنين صورتی است که شمشير بوش و امثالهم سريعا زنگ زده و به‌پودر تبديل خواهدشد. درغير اين صورت بايد برشمار يک ميليون کُشته شده درعراق ، دهها و شايد صدها ميليون کُشته‌ی ديگر را افزود. مردم جهان چنين سناريوی سياهی را هرگز پذيرا نخواهندشد.
درچنين شرايطی، کمونيستهای ايران و جهان بايد درپيشاپيش کليه‌ی مخالفان جنگ در صف مستقلی حرکت کرده و درصورت بروز جنگ با تمام وجود برای درهم شکستن تهاجمات امپرياليستی مبارزه کرده و راه را برای سرنگونی امپرياليسم و کليه‌ی طبقات ارتجاعی و استبدادی درکشورهای خودی فراهم آورند.