اوضاع و شرایط سیاسی بعد از جنبش اعتراضی دیماه

سرکوب اعتراضات دیماه و کشته شدن بیش از ۵۰ نفر از دستگیرشدگان در زندان های رژیم جمهوری اسلامی نتوانست اوضاع را به نفع رژیم آرام کند. هنوز چند روزی نگذشته بود که مردم مالباخته مجددا در جلوی نهادهای دولتی خواهان بازگشت پول های دزدیده شده شدند . کارگران اعتصابات را مجددا از سر گرفتند. جنبش زنان در اعتراض به حجاب به یک مسئله گسترده اجتماعی تبدیل شد و دولت جمهوری اسلامی با سیاست چماق ( توسط اصولگرایان ) و نان قندی ( توسط اصلاح طلبان ) تمام تلاش خود را برای آرام کردن اوضاع بعد از اعتراضات دیماه شروع کرده است .
تاریخ رژیم جمهوری اسلامی تاریخ بحران پشت بحران های گوناگون اجتماعی و سرکوب دائمی جنبش های اجتماعی از طرف دیگر است این باعث شده که برای مردم دست رژیم اسلامی کاملا رو شده است و مردم دیگر فریب کسانی مانند روحانی را نخوردند. زدن مهر “دست ها از خارج” و یا “توطئه صهیونیست ها ” هم نتوانست حتی جناح های درونی رژیم را قانع و متحد کند . سرکوب این جنبش در عین اینکه رژیم را از زیر ضرب مستقیم جنبش توده ای در خیابان ها موقتا رها ساخت ولی جدال های داخلی رژیم را تشدید کرده است . متهم کردن هر جنبشی به توطئه خارجی توسط رژیم اسلامی حنایی است که رنگی ندارد. شرایط کنونی بطور واقعی و جدی ضعف و عقب نشینی سیاسی رژیم را در برابر خواست های مردم نشان می دهد . اما در نبود یک سازمان پرقدرت مانور های فریبکارانه جمهوری اسلامی مردم را نه تنها راضی نکرده است ولی شرایط ناگزیری را به مردم تحمیل کرده است که در یک پروسه زمانی کوتاه مشکلات متعددی را برای جنبش سرنگونی طلب رادیکال به بار آورده است ..
اولین مشکل نبود یک حزب کمونیست واحد و سرتاسری که جنبش های گوناگونی اجتماعی را به هم پیوند داده و آنها را هم جویبارها به هم متصل کرده و از آنها سیل بنیان کنی را برای سرنگونی انقلابی رژیم سازماندهی کند. دوم پراکندگی نیروی انقلابی بویژه کمونیست های در این برهه است . نقش سازمان های متعدد و پراکندگی آنها اجازه تمرکز نیرو برای کارهای بزرگ را نمی دهد و خرده کاری جای خود را به کار انقلابی ، متمرکز و دخالتگرانه داده است . اتحادهای عملی و موقت نیروهای سیاسی انقلابی در خارج کارساز نبوده ولی در داخل به اختلافات فعالین کارگری و اجتماعی منجر شده است .
نکته مثبت در جنبش کنونی آنست که جنبش کمونیستی با تمامی اشکالات و کمبودهایی که دارد در جامعه از یک پایگاه عظیم توده ای برخوردار است که نه تنها ناشی از کار عظیم جنبش کمونیستی است بلکه از رشد و آگاهی و تکامل مناسبات اجتماعی شکل گرفته است، که در شرایط خوب برای جنبش کمونیستی می تواند سریعا به نیروی سازمانده و راهبردی برای طبقه کارگر و سرنگونی رژیم اسلامی تبدیل شود. حضور پرقدرت طبقه کارگر و رشد آن در حد، اکثریت جامعه یک نیروی گورکن سرمایه داری را بوجود است که شرایط عینی انقلاب اجتماعی را در برابر دارد . انقلابات متعدد اجتماعی هم از دیگر تجربیات طبقه کارگر از طبقات دیگر اجتماعی در ایران است که دارای نقاط مثبت و منفی فراوانی می باشد . از جمله فروپاشی توهمات نیروهای حاشیه ای از رژیم جمهوری اسلامی و نیز مذهب در سال های اخیر ، آشکار شدن فسادهای دولتی در ابعاد کامل دولتی ، عدم مدیریت صحیح و بی عرضه گی حاکمان در پیشبرد طرح های اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی ، به روی صحنه آمدن فعالین اجتماعی از طبقات فرودست در عرصه های مختلف و عمدتا در مخالفت با حاکمان ،کسب تجربیات گوناگون فعالین در زمینه های سازماندهی ، برنامه ریزی سیاسی ،نحوه مقابله با پلیس ، ارتباط متقابل با همدیگر ، همبستگی عظیم توده ای در بحران های طبیعی ، و اجتماعی ، بخش بسیار کوچکی از نقاط مثبت و منفی هستند که بایستی مورد توجه قرار بگیرند.
یکی دیگر از پیآمدهای جنبش اعتراضی دیماه رو شدن دست اصلاح طلبان در همکاری فکری – امنیتی برای سرکوب آن بود. روشن شدن ماهیت واقعی اصلاح طلبان توهم بخش های زیادی را حداقل درموضوعاتی مانند انتخابات ، باز شدن درهای جامعه و…..از بین برد. و زمینه های واقعی شعار مرگ بر رژیم جمهوری اسلامی در بین وسیعترین توده ها و بویژه متوهمین گسترش داد.
تهاجم توده ای تظاهرکننده گان به نیروهای انتظامی و شجاعت تحسین برانگیزشان ، نشان از نفرت عمیقی دارد که رژیم اسلامی با سیاست هایش در قلب مردم کاشته است. کشته شدن دهها نفر در زیر شکنجه در زندان های رژیم گویای ادامه مقاومت و شجاعت جوانان ما علیه این رژیم تا به دندان مسلح و ارتجاعی است .در مجموعه شهرهای بزرگ و کوچک جنبش های اعتراضی تهاجمی تر علیه رژیم عمل می کنند . با اینکه جنبش دیماه با توجه به فاکتور های مختلفی که در آن عمل کردند یک قدم به نسبت اعتراضات و جنبش های اعتراضی گذشته رو به جلو است. ولی بطور جدی به کار متمرکز و متحد نیروی آگاه و کمونیست احتیاج دارد . جنبش دیماه نشان داد که جای خالی یک نیروی ذهنی برای ارتقاء آن با حضور پراکندگی جنبش کمونیستی با سازمان های متعددش همخوانی ندارد. اگر جنبش دیماه نتواند وظایف نیروی آگاه را یادآوری کند آنهم در شرایطی که جنبش های اعتراضی با پریودهای هر چه کوتاه تر از گذشته فرا می رسد. آنوقت این سخن فردریش انگلس را باید بخاطر آورد که گفت ” آن نیروی آگاهی که در تند پیچ حوادث دچار اشتباهات جدی شود برای دوره ای در فعالیت های خود دفن خواهد شد”(نقل به معنی)
ع.غ