درسی از خیزش دیماه ۱۳۹۶ توده ها!

خیزش اعتراضی دربیش از ۱۰۰ شهر بزرگ و متوسط و کوچک همراه با شعارهائی نظیر مرگ برجمهوری اسلامی گام ارزنده ای را در به زیرعلامت سئوال کشاندن این رژیم فاشیستی برداشت.

شرکت جوانان و دانشجویان دراین خیزش از جمله حائز اهمیت خاصی بود که دراین نظام اسلامی تولد یافته اند، موضع عصیان این جوانان راعلیه این نظام نشان داد که جز فقر و بینوائی، بی کاری، تجاوز به حقوق و آزادی انسانها، کلاشانه قاپیدن ثمره ی کار کارگران و زحمت کشان و تبدیل کشور به شکاف طبقاتی بسیار شدید بین ثروتمندان و بی چیزان، انجامید. این وضع نه تنها مستقیما با استثمار افسارگسیخته حاکمان، بلکه حتا با چپاول درآمدهای کشور و مردم که حضور مالباخته گان دراین خیزش نشان زیرپاگذاشتن ابتدائی ترین حق سپردن سرمایه داران کوچک و متوسط به بانکها بود. حرص سرمایه های بزرگ دولتی و خصوصی حد و مرزی نداشته و در تلاش به تبدیل این سرمایه ها درخدمت و همراهی با نظام حاکم جهانی سازی قطبهای امپریالیستی نمی باشد.

این خیزش بدون آماده گی سازمان یافته در مقابله با رژیم فاشیستی، ضمن مبارزه ای قاطع وایستاده گی وافشای ماهیت پوسیده ی نظام حاکم ازجمله در انظارمردم جهان، قادر به ارائه ی الترناتیو مشخص خود نشد. این بیان واقعیتهای ارتجاعی امروزعینی و جهانی است که جنبشهای خود به خودی، در”بهارعربی” شاهد آنها بودیم بدون سازمان یافته گی و آماده گی مقابله با رژیم ضدبشری برپایه ی برنامه مشخص و پیشرو موفق از آب درنیامدند و دراین وادی جنگ بی رحم طبقاتی ضربات سختی را شاهد بودیم که نمونه زیردرایران گوشه کوچکی از آن است:

قتل نهمین نفر از بازداشتی های قیام دی ماه ۹۶: حسن ترکاشوند  ٩ دی در میدان جمهوری کرج هدف گلوله پاسداران ولایت قرار گرفت وزخمی شد. سەشنبە ٢۶ دی در بیمارستان باهنر جان باخت.
همچنین سید شهاب ابطحی زاده  روز ۱۴ دی ماه در اراک  دستگیر وروز ۲۴ دی ماه جسدش را مقابل منزل پدری اش رها می کنند.

وحید حیدری از اراک،  سینا قنبری، از تهران ، سارو قهرمانی و کیانوش زندی از سنندج، علی پولادی از مازندران،  محسن عادلی و آریا روزبهی بابادی از لرهای بختیاری دزفول و اهواز افرادی هستند که تاکنون در زندان‌ها کشته شده‌اند.

گفتنی است پیکر «آریا روزبهی بابادی» فرزند اکبر که در ‎اعتراضات سراسری بازداشت شده بود ، ۲۰دی‌ماه در رودخانه کارون پیدا شد

مرگ بر جمهوری اسلامی، زنده باد آزادی و برابری – منتشر شده‌ توسط سایت آینه‌ روز“۱۷ / ۰۱ / ۲۰۱۸

هیچ حرکت اجتماعی در هر جامعه ای نیست که مُهر طبقاتی برآن نخورده باشد. جنبش خود به خودی معرف وضعیت طبقاتی کشوری است که درآن هنوزتمایزات دوست از دشمن به روشنی معین نشده و دو اردوگاه استثمار کننده گان و استثمار شده گان و ستم دیده گان قرار نگیرند.

از آن جائی که در نبرد طبقات متخاصم موجود در هرکشور، نیروهای سیاسی متعلق به این طبقات باید صاحب برنامه و هدف معین و تشکیلات مشخص وارد کارزار شوند، اگر در جلب توده ها به سوی خود و صاحب نفوذ قابل ملاحظه درمیان توده ها نباشند، روحیات “همه باهم” به همان سرنوشتی دچار می شوند که درانقلابات سابق ایران و مشخصا در سال ۱۳۵۷ بروز کرد و دیدیم که وحشی ترین نماینده طبقات استثمارگر متوسط و کوچک به کسب قدرت نایل شدند و ازاین طریق به بزرگترین سرمایه دار بوروکراتیک (دولتی – خصولتی) و خصوصی تبدیل گشتند.

پس اگر اعتقاد به این باشد که حرکتهای سیاسی جامعه نسبت به درجه ی آگاهی و یا میزان عدم وابسته گی این حرکتها به طبقات استثمارگر – طیف اقلیت – مشخص باشد، مبارزات سیاسی وارد جدال آگاهانه ی طبقاتی می شود. در این میان با توجه به اینکه طبقات استثمارگر و ستمگر از نظر تاریخی طی هزاران سال با سلب و غصب وسایل تولید و مبادله ازمردم تولیدکننده و فعال، تمایزات بین فقر و ثروت را دامن زده و برای حفظ حاکمیت خود بزرگترین زورگوئی، تجاوز به حقوق انسانهای فاقد این مالکیتها و کشتارهای عظیم را روا داشته اند، اعمال زور و سرکوب را درتمام کشورهای جهان به کار گرفته اند در مسیر حفظ این تمایزات طبقاتی هیچ شکی به خود راه نمی دهند.

اما درمورد استثمارشده ها و ستم دیده ها درمقابل این حقیقت قرار دارند: یا در مسلح شدن به علم آگاهی طبقاتی در مبارزه علیه سرکوب گران حاکم جدی باشند و به سیاستها و تشکلهای استواری بتوانید دست یافته و این مبارزه را قدم به قدم به طور متحد و منضبط وهشیاربا موفقیت پیش ببرند و یا به علت عدول از آگاهی طبقاتی، تقسیم به گروههای مختلف ناتوان و متشتت فکری و عملی خود این گروهی گریها حتا به دشمنان طبقه کارگر فرصتهائی فراهم می کنند تا با درتفرقه نگهداشتن طبقه عظیمی نظیر طبقه کارگر به موفقیت دست نیافته و بدین ترتیب مانع از رشد مبارزات به حق انقلابی این طبقه گردند.

درخیزش اخیر توده ها، طبقه کارگر ازاین فرقه گرائیها صدمات فراوانی دیده و قادر نشد با تمام نیروی خویش چه ازنظر معنوی و چه مادی، در مبارزه براندازی رژیم حاکم اسلامی خادم نظام سرمایه داری، همراه توده ها گردد.

بنابراین ستایش از خیزش اخیر توده ها و ندیدن ضعف سازمانیابی طبقاتی کارگران، در شرایطی کنونی در افشای ماهیت رژیم حاکم، آموزش درستی نیست. اما باید درنظر داشت که بجز بخشی از کارگران ضمن دفاع از این خیزش، آمادگی لازم کل طبقه کارگر برای شرکت با تمام وجود درآن نداشتند، زیرا فاقد تشکلهای واحد سراسری مطالباتی و حزب سیاسی پیشرو خود بودند.

به این اعتبار طبقه کارگر ایران در ازبین بردن این نارسائیهای خود ضروری است برای تحقق تبدیل شدن به طبقه ی پیشرو ایران باید آماده گی لازم را به طور مبرمی به وجودآورد و فراموش نکند که مارکس و انگلس در برخورد به گروههای سیاسی به روشنی گفتند : وجودگروههای سیاسی مدافع طبقه کارگر تا زمانی مفیدند که شرایط برای ایجاد حزب طبقه کارگر بوجود نیامده باشد. اما به محض اینکه این شرایط فراهم باشد، ادامه وجود گروههای سیاسی وابسته به طبقه کارگر به امری ارتجاعی در خدمت به اهداف این طبقه مبدل می شوند. (نقل به معنا)

امروز باتوجه به این که ضرورت ایجاد حزب پیشرو طبقه کارگر از ۱۰۰ سال پیش درایران موجود بوده و حتا اولین حزب کمونیست در سطح کشورهای آسیائی عقب مانده در ایران تشکیل شد، مسئله این نیست که این ضرورت هم اکنون بوجود نیآمده بلکه موجود بوده است. اما ناشی ازعدم وفاداری نیروهای سیاسی چپ به آموزشهای کمونیسم علمی، تن ندادن تشکلهای سیاسی چپ در به کار بردن این آموزشها در عمل، درغلتیدن به دیدگاه خودمرکزبینانه ی خرده بورژوائی براساس “من بهترین” بخشهائی از جنبش کارگری را تاحدی به فرقه گرائی کشانده و در شرایطی که پیشروان طبقه کارگر این تشکلها را به نقد کشیده اند، بازهم این تشکلها سعی در حفظ خود و ممانعت درایجاد حزب کمونیست واحد انقلابی ایران سنگ اندازی می کنند. پیشروان آگاه طبقه ی کارگرایران ضروری است با دیگر کمونیستهائی که در ایجاد این حزب تلاش می کنند، درتماس افتاده و امر تشکیل ایجاد حزب را فراهم آورند که چیزی جز وحدت روی اصول کمونیسم علمی و تهیه ی نکات اساسی برنامه و تاکتیک و برخورداری از شرکت کارگران کمونیست به مثابه اکثریت تشکیل دهنده ی این حزب و ازاین طریق پاکسازی فرقه گرائی از مسیر پیشروی جنبش کارگری و کمونیستی را اساسا به انجام برسانند.

گرچه وجود چنین حزبی در ایجاد تشکلهای مطالباتی کارگری می تواند بسیار مفید افتد، مع الوصف از همین امروز و بنا به پیشنهاد شاهرخ زمانی زنده یاد در ایجاد فدراسیونهای کارگری و حزب، کارگران دست به کار شوند. به علاوه مبارزات هرچه سراسری تر کردن جنبش کارگری با تلاش کلیه ی تشکلهای رزمنده ضد سرمایه داری موجود کارگری باهم، زمینه همبستگی مبارزاتی کارگران را تقویت کرده و از اعتصابات جدا جدا احتراز نموده و درمورد خواستهای مشخص نظیر تعیین مزد ۵ میلیونی درماه، حق تشکیل تشکل مستقل کارگری، طرد استخدام موقت که به بیش از ۸۵% کارگران تحمیل شده است، پرداخت به موقع مزد، آزادی کارگران زندانی، بیمه کردن سراسری درمان، ازبین بردن بی کاری و دهها خواست دیگر مشترکا اعتصابات سراسری را سازمان دهند.

با ایجاد چنین آماده گی است که مبارزات توده ای بیش از ۸۰% مردم را درمبارزه علیه براندازی و درعین حال با تحقق دولت کارگری و جامعه سوسیالیستی و سلب مالکیت خصوصی بروسایل تولید و مبادله زمینه را برای نابودی جوامع طبقاتی در ایران و جهان مساعد خواهیم کرد . جنبش آگاهانه ی طبقه کارگر به خیزش توده ای جان تازه ای خواهد بخشید.

ک ابراهیم  – ۱۲ بهمن ۱۳۹۶ (۱فوریه ۲۰۱۸)