بامبول جدید”نواندیشان دینی”نظام اسلامی حاکم!

درادامه ی اعتراضات توده ای دیماه اخیر، “دختران خیابان انقلاب” دراعتراض به حجاب اجباری تحمیل شده توسط حاکمان جمهوری اسلامی خادم نظام سرمایه داری بر زنان، با “کشف حجاب” توسط خود زنان و آزادانه صورت می گیرد. نه آن طور که اولین بار در نزدیک به ۸۰ سال پیش به زور توسط داروغه های رژیم سلطنتی در خیابانها از سر زنانی که به مقاومت می پرداختندبه “کشف حجاب اجباری”دست زدند. هیچ نیروی حاکم و غیرحاکم حق تعیین تکلیف نسبت به پوشش زنان نداشته و آنها درتعیین سرنوشت خویش  باید آزاد باشند و از جمله حجاب اجباری را به دور بریزند.

اعتراضات و مقاومت ۴۰ سال زنان مبارز و تحمل شلاقها، زندانها، تحقیر و توهینهای نظام لومپنی حاکم اسلامی نشان دادند که در کسب حقوق آزاد زیستن خود تا به آخر ایستاده گی خواهند کرد و این نظام فرتوت و عقب مانده قادر به واداشتن زنان به سکوت و سکون نشده و در شرایطی که جنبش اخیر توده ای در نزدیک به ۱۰۰ شهر علیه فقر، گرانی، تورم، قلدری دیکتاتورها اوج گرفته و با سرکوب وحشیانه ای روبه رو شد، موج اعتراضی دیگری توسط زنان مبارز برخاسته است.

مدافعان حیله گر نظام سرمایه داری اسلامی حاکم برای جلوگیری از توفانی شدن این موج اعتراضی به نام “نواندیشان دینی” اعم از حجت الاسلامهایی نظیر: حسین انصاری راد – رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس ششم – محسن رهامی – نماینده سابق مجلس – اعظم طالقانی، آذرمنصوری – عضو شورای مرکزی حزب اتحادملت – عبدالرضا هاشم زایی – نماینده مردم تهران و رئیس سنی مذهب مجلس دهم- و جمعی دیگر درخارج از کشور: عبدالعلی بازرگان، حسن یوسفی اشکوری، رضا علیجانی، محسن فرشتیان، جمیله کدیور، سروش دباغ و محمدجواد اکبری با طرح ” اصل بنیادی و روشنگر تقدم اخلاق بر فقه” بامبول جدیدی در حفظ “دین مبین اسلام” ساز کرده اند تا با این توجیهات خود را موافق کشف حجاب جدید قلمداد کنند، بدون این که اینان با نقطه نظرات ارتجاعی دینی درمورد نفی قضاوت زنان، حق حضانت آنان، ضدیت با حق چند همسر داشتن، ضدیت با بالغ شمردن دختران ۹ ساله، مخالفت با حق زنان در انتخاب به سطح رهبری تا حد ریاست جمهوری کشور، رایج نمودن فاحشه گی با صیغه کردنهای شرعی و نفی نکردن “قانون تعزیرات” ازجمله در سال ۱۳۶۲ در صورت عدم رعایت به حجاب شرعی در معابر و افکارعمومی به ۷۴ ضربه شلاق و زندان و از استثمار و ستم بر زنان نیز صحبتی بر زبان نرانده اند.

به این اعتبار این تلاش “نواندیشان دینی” در مسیر ضبط حرکت “دختران خیابان انقلاب” به سود جامعه اسلامی است تا با محکوم کردن احتمالی برخی از صاحب نظران اسلامی قبلی چنین وانمودکنند که “اسلام به تنهائی عیبی ندارد و هر عیب که هست درمسلمانی ما است” و از این طریق مانع از رهائی زنان و حتا کل جامعه از اختاپوس هزاران ساله ی ثروتمندان و دین داران حاکم گردند.

شاید درهمین جا به تلاش دیگری از جانب حسن روحانی نیز باید اشاره کنم که نشان می دهد در هراس ازفرو پاشی نظام سراسر دزد، فاسد، سرکوبگر، بی رحم، انسان ستیز، قطع کننده ی دست فقیری که در حوالی مشهد با دزدی یک گوسفند با قطع دست خود رو به رو شد. در حالی که میلیاردها دزدی از “بیت المال” مردم به ندرت قطره خونی از بینی آنها درآمده در یک نشست خبری گفت: “اعتراض مردم فقط به مسائل اقتصاد نبوده، مسائل سیاسی اجتماعی و سیاست خارجی هم مورد اعتراض مردم بوده است. گوش ما باید برای شنیدن حرف مردم باز باشد و ببینیم مردم چه میخواهند. امروز نسل جوان ۷۰% جمعیت کشور را تشکیل می دهد. باید افکار و راهی که آنان توصیه می کنند را بشنویم و بپذیریم. تنها شنیدن هم کافی نیست… ماباید پیشنهاهای آنان را بشنویم و مطالعه کنیم و با آنها به گفت و گو بنشینیم”.

این ریا کاری از خاصیت دست پرورده های مدارس دینی است که در “زاهدان کین جلوه درمحراب و منبر می کنند — چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند”. روحانی ریا کار مدعی شد به هنگام خیزشهای مدنی کشور درایران آزادی هست ولی زمانی که بیش از ۲۱ تظاهر کننده را در خیابانها کشتند، کودکان ۸ ساله ای را به قصد کشت در خیابانها له و لورده کردند، جوانان را در بازداشتگاهها زیر شکنجه کشتند، بازی ریاکارانه ای سر دادند که اینان خود کشی در زندان کرده اند و جناب ریاکار برمسند ریاست جمهوری نشسته سکوت مرگباری را علیه این نهادهای مرگ آفرین زیر نظر خودش ادامه داده و اکنون دروغ دیگری را ساز کرده که می خواهد به حرف جوانان گوش دهد، نشانی است از رسیدن این دزدان ریاست کشور به حضیض پستی و دنائت و زورگوئی با “نواندیش دینی” شدن، با قولهای صدمن گندم به یک شاهی دادن توسط ریاکاران حاکم. اما مردم ایران به چنان آگاهی ای رسیده اند که نه قبول می کنند پولهای بیت المال دزدیده شوند، نه در مسجد سازی مصرف گردند، نه به بقعه و بارگاه سازی امامان از طلا جهت حفظ موقعیت خویش تلاش نمایند. حتا یک آخوند هم نمی توان یافت که امروز کارکند و زالووار دسترنج کار وزحمت توده های مردم را به خود وآقا زاده ها جهت سیر وسیاحت در جهان و سکونت در قصرهای آن چنانی داخل کشور به لهو لعب می دزدند و کارتون خوابها و قبر خوابها را به تمسخر می گیرند و حتا درمنتها درجه ی نادانی، کشور ایران را هرچه بیشتر و زودتر به کویر غیرقابل کشت تبدیل کرده اند.

تاریخ باردیگر درایران نشان داد تا زمانی که قدرت به دست آن اکثریت عظیم ۸۰% کارگر و زحمت کش نیافتد که جز نیروی بازو وفکر آهی دربساطشان نیست، افتادن قدرت به دست ثروتمندان و مالکان وسایل تولید و مبادله جز چاپیدن این اکثریت کاری انجام نخواهند داد و این ادعا درتمامی جهان مثل روز روشن است و اگر دربرخی از کشورهای امپریالیستی وضع مردم هنوز به سطح آنچه که درایران جریان دارد نرسیده به علت دزدیهائی است که تمام دارائیها و نیروی کار جهانیان را قاپیده و به کشورهای خود آورده و برای حفظ حاکمیت خویش اندکی از این ثروتهای عظیم به دست آمده به کارگران و زحمت کشان داده اند تا صدای اعتراضشان بلند نشود. اما این وضع نیز دراین کشورها دچار تلاطم شده است.

راه رهائی ۸۰ میلیون مردم فقر زده ایران در گرو براندازی این ثروتمندان ناچیز ۱% است و ایجاد نظامی بدون مالکیت خصوصی بروسایل تولید و مبادله تا درآمدهای عظیم ایران درخدمت بهبود و رفاه هرچه بیشتر این مولدان تاریخی قرار بگیرد. انتخاب در دست این اکثریت دهها میلیونی مردم پامال شده است. تکرار مجدد تاریخ ثروتمندان فقر و فاقه دربند، یا ایجاد تاریخ بدون ثروتمندان برابر و آزاد.

ک.ابراهیم – ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ (۸ فوریه ۲۰۱۸)