دشمن ما همین جاست، فقط می گن آمریکاست!

کارگران معترض کارخانه هپکو،  روز یکشنبه ۱۳ اسفند ماه در مقابل ساختمان خصوصی سازی در تهران بیش از ۴۰۰ نفر تجمع کردند. این کارگران ضمن اعتراض به خصوصی سازی این شرکت و عدم پرداخت حقوق و مطالباتشان، با سردادن شعار “دشمن ما همین جاست، فقط می گن آمریکاست”، اعتراض پر شور خود را ادامه دادند. خواست پرداخت حقوق معوقه و جلوگیری از خصوصی سازی که یکی از پیامدهای آن اخراج سازیهای گسترده است، خواست کلیه کارگران در ایران است.

در۱۹ اسفند امسال، اطلاعات شوش، نماینده هفت‌تپه را “عامل شبکه‌های خارج نشین” خطاب کرده و جلوی سخنرانی او را گرفت. بهره‌ برداری در شرکت نیشکر هفت تپه در حالی متوقف شده که بخشی از مزارع نیشکر این شرکت هنوز برداشت نشده است. خبرگزاری ایلنا می‌نویسد: «خاموش شدن کوره بخار و آسیاب کارخانه، روزانه خسارت سنگینی را به این شرکت بزرگ تولید شکر وارد می‌کند.

در ۱۵ اسفند امسال، کارخانه کاشی زهره کاشمر که پس از سال‌ها چشم‌انتظاری مردم منطقه در سال ۱۳۹۱ فعالیت خودش را آغاز کرده بود و در شهریورماه امسال نیز موفق به راه‌اندازی فاز دوم شده بود، به دلیل فشارهای مالیاتی و عدم پرداخت تسهیلات سرمایه در گردش از امروز تعطیل شد و ۵۵۰ نفر کارگری که در سه شیفت کاری در این کارخانه مشغول به‌کار بودند، عملاً بیکار شدند.

طی گزارشی در ۱۵ اسفند امسال، سه روز پیش محمد حبیبی، یکی از معلمان مبارز و با سابقه در محل کار خود، در مقابل چشمان نگران دانش آموزان و همکاران و بعد همسایگانش با ضرب و شتم بازداشت شد. این شیوه خشونت بار دستگیری، نگرانی هایی را در مورد تامین سلامت وی در دوران بازداشت دامن می زند. به نظر می آید اعمال خشونت هایی این گونه و شدیدتر حربه ای برای برخورد با فعالان اجتماعی  و به منظور محدود کردن و مهار اعتراضات رو به افزایش است؛ امری که برای همه قابل پیش بینی است و گریز ناپذیر به نظر می رسد.

کشف اجساد کودکان بدون چشم و کلیه در بیابان های تهران و فروش، اجاره یا قاچاق اعضای کودکان در ایران. می‌گل هشترودی گزارش نویس روزنامه بهار با اشاره به اینکه «همین چند روز پیش بود که فاطمه دانشور عضو شورای شهر در دوره چهارم در مصاحبه با برخی خبرگزاری‌ها در رابطه با نا پدید شد بچه‌ها در منطقه هرندی و باند بزرگ قاچاق اعضای بدن در این منطقه صحبت کرده بود»، از قول این عضو شورای شهر تهران نوشته است: «در بسیاری از موارد کودکان ناپدید می‌شوند و اعضای بدن آنها قاچاق می‌شود و بعد از مدت‌ها جسد برخی از آنها در بیابان‌ها بدون کلیه و چشم رها شده است. والدین به شدت مراقب کودکان خود باشند و در صورتی که کودکانشان ناپدید شدند حتماً شکایت کنند.»

این گزارش ضمن یادآوری مواردی از ربوده شدن کودکان از جمله در کرمان، آن را با قاچاق اعضای بدن مربوط دانسته و نوشته است: « قربانیان در ایران برای قاچاق اعضای بدن در همان سن کودکی و برای قاچاق دختران عموما بین ۱۴ تا ۲۵ سال هستند و از نظر اقتصادی و اجتماعی، در اکثر موارد کشمکش‌های درون خانواده، اعتیاد والدین، طلاق، فقر، مسکن نامناسب، سکونت در مناطق پرجمعیت و حاشیه‌نشینی شهرهای بزرگ موجب می‌شود تا از این خلع خانوادگی برای دزدیدن بچه‌ها و کشتن و فروش اعضای بدن آن‌ها استفاده شود یا دختران محیط نامساعد خانواده را ‌ترک کرده یا پدر خانواده مجبور به فروش دختران خود می‌شود. همچنین از آنجا که اغلب قربانیان از اقشار فقیر و دختران فراری هستند، از نظر تحصیلی، در سطح راهنمایی و دبیرستان و از فقر فرهنگی و ضعف اعتقادات رنج می‌برند.»(۱۴ اسفند ۱۳۹۶)

این اخبار دل خراش مشتی کوچک از تجاوزات افسارگسیخته ی نظام سرمایه داری درایران را درجریان خصوصی سازیها نشان می دهد که نه تنها عدم پرداخت بدهی های ماهها عقب افتاده ی کارگران با زورگوئیهای آشکار و بی حد ومرزی به اجرا گذاشته می شود و ازاین طریق زحمات تولیدی کارگران گستاخانه به غارت می رود.

وقتی که شاهد آن هستیم که با چه قساوتی کودکان کار را کشته و اعضای بدن این برده گان کودک را در بازار ضدبشری سرمایه داری به فروش می رسانند و جنازه نازنین این کودکان را در بیابانها می اندازند تا طعمه ی حیوانات وحشی شوند؟ در چنین جهنم موجود درایران انتظار تغییری از حاکمان دراحترام به حقوق شهروندان نمی توان داشت؟ نیازشدید و فوری به این هست که چه بایدکرد را یافت!

باوجودی که زندانها را از کارگران معترض پر کرده اند، درشرایطی که حتا پرداخت مزد تهیه نان راهم از آنان بریده اند. درحالی که پرداخت حداقل ۲۰ درصد زیر خط فقرامتناع نمی ورزند، اندیشه ی جدا ازهم مبارزه کردن و ادامه دادن به اعتصابات غیرهماهنگ باهم دراین ۴۰ سال اخیر هیچ نتیجه ی نهائی برای باز پس گیری حقوق کارگران به دست نیامده است. حتا قلدرمنشانه قانون کار نیم بند کارگری را رژیم جمهور اسلامی پامال کرده و با به کارگیری ترفندهای مختلف استخدامی درتحمیل استخدام موقت به بیش از ۹۰ درصد کارگران و به بهانه ی پرداخت شندرغاز مزد کارآموزی حتا به تحصیل کرده ها به “مارک دار بودن” می بندند. این واقعیت نشان می دهند که نظام سرمایه داری ایران حریصتر و بی پرواتر از آن است که تن به سازش اندکی هم شده به کارگران و زحمت کشان بدهد و به این علت ستمگری فرعونی و هیتلری را در پیش گرفته است.

چه باید کرد دراین جهان و ایران سرمایه داری گرفتار دراستثمار و ستم و تبعیض درآن است که کارگران و زحمت کشان تشکلهای مطالباتی و سیاسی مبارز و انقلابی خود را به وجود آورند. در سرنگونی این نظام جبار زور گو انقلاب کارگری را درهرکشور سازمان دهند و با درهم شکستن دولت بورژوائی و برقراری نظام سوسیالیستی جهان نو گام تعیین کننده ای برداشته و در راه رهائی هرکشور و درجهان به پیشواز جهانی نو بروند. درنیمه اول قرن گذشته پیروزی های بزرگی کارگران با انقلاب کردن و کسب قدرت سیاسی به دست آوردند. اما درتعمیق این انقلابها، خرابکاری خرده بورژوازی و بقایای بورژوازی این کشورها، در اتحاد با کشورهای امپریالیستی توانستند قدرت را از دست کارگران بازپس گرفته و نظام سرمایه داری را دراین کشورها احیا کنند.

این تاریخ شکست جنبش کارگری و کمونیستی نشان داد که نیروهای مدافع نظام سرمایه داری به سادگی حاضر به قبول شکست خویش و احترام به نظام عادلانه ی سوسیالیستی نبوده و با تمام مکر و حیله ها ی جهان طبقاتی دردست مشتی استثمارگر و ستمگر تلاش می کنند. دیکتاتوری پرولتاریا تنها نظام طبقاتی عادلانه ای است که مانع از باز گشت کشورهای سوسیالیستی به نظام امپریالیستی می شود.

در شعار کارگران مبارز شرکت هپکو ضمن این که دشمن کارگران و زحمت کشان ایران همین جا است و هم اکنون علاوه بر دشمنان داخلی سرمایه داری که درقالب جمهوری اسلامی عمل می کند، دشمنان خارجی امپریالیستی نیز باید تاکید ویژه ای نسبت به دشمنان داخل صورت گیرد. دوستان ما فقط و فقط کارگران و زحمت کشان کشورهای دیگر جهان می باشند. به این اعتبار، انتظار داشتن کمک مرتجعان جهان – درکسوت مذهبی و امپریالیستی – انتظاری عبث می باشد. لذا متحد و متشکل شویم و برای سرنگونی نظام حمهوری اسلامی و هرنوع نظام سرمایه داری اعم از”سکولار”، “دموکراتیک”، “سلطنتی” و غیره آماده شویم.

جای کارگران، زنان، معلمان، هنرمندان و انسانهای مبارز زندان نیست. برای رهائی آنان و آزادی بدون قید و شرط آنان مبارزه کنیم. جنایت کاران دولتی اعم از نیروهای مسلح، اطلاعاتی و شکنجه گرآدم کش و قضات بی وجدان زندان و مرگ امضاکن و سرمایه داران دزد را باید به محاکمه علنی توده ای کشانده و مجازات شایسته به آنها و کلیه ی هیئتهای دولتی و مذهبی نیز در محاکمه توده ای معین شوند. برای تحقق ایرانی آزاد و آباد وشکوفا و بدور از ازخود بیگانه گی و تداوم استبداد کبیر ۲۵۰۰ ساله متحدشویم و فرقه گرائی و تقسیم نیروهای انقلابی را درتشکلهای مختلف نفی و طرد کنیم.

ک. ابراهیم – ۲۰ اسفند ۱۳۹۶ (۱۱ مارس ۲۰۱۸)