وظایف کمونیستها وحدت وتشکیلات است

خیالات واهی را باید به دور افکند و مردم را برای مبارزه ای سخت ،با بغرنجی نا شناخته ها ، با حساب دخالتگری های ابرقدرت ها و نیروهای ارتجاعی منطقه ،با خود فروشان داخلی نمایندگان طبقات ستمگر واستثماگر و نظام های سابق ، آماده ساخت. خاور میانه چندین دهه است که در تلاطمی عظیم به سر می برد ومرتجعان محلی و امپریالیستها و اسرائیل نقش اساسی را در کشاندن مردم منطقه به لبه پرتگاه را بعهده دارند. از سوی دیگر بنظرمی رسد که نمایندگان کلیه احزاب و سازمان های سیاسی ایران و جهان و صاحب نظران  به این نتیجه رسیده اند که نظام ولایت فقیه دیگر به بن بست رسیده وشاه الهی سید علی خامنه ای مجبور به تسلیم است. مهره های اصلی حاکمیت با هراس و دلهره در پی  راه یابی هستند تا شاید زمان بیشتری را تا لحظه های سقوط کامل نظام بخرند.تاریخ دوران معاصر ایران حکایت از آن دارد هنگامی که شرایط جامعه برای تغییر اجتماعی پخته می شود ، هنگامی که کارگران و توده های وسیع مردم بیدار می شوند و از مرز مطالبات عبور می کنند و به میدان می آیند احزاب و سازمان ها و شخصیت های طبقات استثمار گر که تا بحال دم از تغییر می زدند از انقلاب آتی هراسناک می شوند. کارگران را پا برهنگان و آشوبگر می خوانند ، همه چون گربه عابد شده دم از انسان دوستی و عبور مسالمت آمیز می زنند. از نبود رهبری خیزش توده ها با آب وتاب می گویند و در هر جمله خود را به رخ همان مردم می  کشند و بعنوان رهبری که ژن سایه خدائی را با خود دارد وابرقدرت ها را هم در پشت خود ردیف کرده است خود را عرضه می کنند.

در انقلاب مشروطه و در انقلاب پنجاه وهفت همین روند با توجه به ویژگی زمانه خود طی شد و هیچکدام از انقلابات که مردم در آنها بس جانفشانی کردند در آخر بدست مرتجعان و طبقات مالک وسرمایه دار  مصادره شد.

چکار باید کرد که اینبار همان گونه اوضاع تکامل نیابد و بسود کارگران و زحمتکشان ،بسود اکثریت عظیم مردم تمام شود ؟ اینبار دیگر کمونیستها  نمی توانند توازن قوا توطئه گری آخوند ها ، ونقش مردم مذهبی را بهانه کنند. همه کارت رو است ، چهل سال است احزاب و تشکل های کمونیستی بیانیه صادر می کنند ،سمینار می گذارند ،تبادل نظر می کنند و ده ها رسانه برای بالا بردن آگاهی مردم سازمان داده اند.  در حقیقت مبارزه ی این چهل ساله میان نیروهای چپ و جدال خطی بر سر چه باید کرد. امروز ما در دورانی زندگی می کنیم که در ایران وظائف بدیل انقلابی شفاف تر از هر زمانی  نمایان است.  چه مسائلی در سالهای دهه ی پنجاه نا روشن بود و امروز روشن است.

یکم

در جبهه جهانی کمونیستی انشعابی عظیم رخ داده بود و جنبش را از پائین تا بالا به جدائی از هم کشیده بود . رهبری حزب تود ه در راس آن کیانوری با پشتیبانی احزاب رویزیونیستی بویژه حزب کمونیست شوروی خط امامی از کار در آمده بود و وظیفه اصلی اش را مبارزه با بقیه احزاب چپ و کمونیست گذاشته بود و در این زمینه تا حد همکاری اطلاعاتی با خط امامی ها پیش رفته بود

دوم

جنبش چریک های فدائی که توانسته بود پایه توده ای نسبتن وسیعی را در میان جوانان انقلابی بدست آورد ، در برابر حملات ایدئولوژیک رویزیونیستها و رفرمیستهای حزب توده از هم پاشیده شد  و این خود یکی از ضربه های جبران ناپذیری بود که به جنبش تازه پا گرفته چریک ها وارد ساخت .

سوم

جربانات چپ دیگر از جمله  طرفداران اندیشه مائو بر اثر انحرافات خطی در ارزیابی از بورژوازی حاکمیت   با تمام مبارزه ای ایدئولوژیکی درستی که علیه دو جریان با لا پیش بردند اما نتوانستند به بدیل راستین انقلابی تبدیل شوند.

آسمان جنبش انقلابی جهان  و ایران دیگر همچون دو دهه ی پنجاه و شصت گرد آلوده و آغشته به ریزگردهای انشعاب بزرگ جهانی  نیست. کمونیست های ایران پس از سرکوب جنایتکارانه ی رژیم جمهوری اسلامی با به خاک سپردن بهترین رفقای خود  ، خون ها را پاک کردند ، دست به جمعبندی زدند و امروز با اینکه هنوز نتوانسته اند تکامل یکی شده ی مستحکمی را در میان تمرکزات کارگری بوجود آورند اما بادرایت تراز گذشته عمل می کنند و در باره  اساسی ترین مسائل انقلاب کنونی ایران توافق دارند.

دیگر نه مرکز انقلاب جهانی این وآنی موجود است ونه آن شیفتگی وابستگی به یکی از گرایشات جهانی . امروز دیگر ایسم ها از خطبه افتاده است و گرایش عمومی چپ به همان نام واقعی  ومناسبتر به علم رهائی پرولتاریا  ست  کمونیسم علمی .

اکثریت بر دوران تاریخی کنونی که انقلابات کارگری در دستور کمونیست ها است صحه می گذارند.  و براساس این تحلیل صف دوستان ودشمنان انقلاب را به درستی بر عکس گذشته ترسیم می کنند.

اکثریت بر اهمیت وحدت کمونیست ها در یک حزب یکی شده ای با پایه های استوار کا رگری باور دارند

اکثریت بر سمت جنبش کارگری ، تلاش برای ایجاد سازمان سراسری کارگری پا فشاری می کنند.

اکثریت برای انقلاب کردن درک کرده اند باید اکثریت  عظیم مردم را در وسیعترین شکلش بسیج و متشکل  کرد.

با توجه به نکات با لا می توان گفت در مقایسه با سالهای پنجاه جنبش کنونی کمونیستی ایران هم وحدت نظری بیشتر است و هم بدیل طبقاتی شفافتر. حاله ای رسیم به نکته ی مهمی که باید با دقت باید مورد بررسی قرار گیرد.  برای نظرم که جنبش انقلابی و کمونیستی ایران دیگر بحران تئوریک و آشفتگی های دهه های قبل را پشت سر گذاشته و اساسی ترین مسائل انقلاب را در این سال های پر از مبارزه ی تئوریک  وایدئولوژیک پشت سر گذاشته است. امروز آنچه کمتر دارد وظایف عملی است. خیزش عظیم توده ای دیماه۹۶ کاملن این ضعف کمونیستی را بر ملاکرد. امروز بار دیگر گفته ی مشهور لاهوتی به شعار روز  و یک وظیفه ی عملی تبدیل شده است.: وحدت و تشکیلات.

کمونیست ها هستند ، زیاد هم هستند ،در داخل و خارج هم هستند وظیفه یکی کردن آنهاست

کارگران وتوده های وسیع مردم در مبارزه اند اعتصابات دائمی شده اند ،موج پس از موج بر می خیزد  وظیفه متشکل کردن است .

دیلم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *