چه باید کرد ؟

پس از خیزش سراسری تهیدستان و هیچ بودگان برای نان وآزادی  در بیش از هشتاد شهر بزرگ ایران  پاسخ پرسش چه باید کرد به  موضوع کف خیا با ن ها ، کارخانه ها ، محافل دانشگاهی و مصاحبه های رسانه ای تبدیل شده است.  نیرو های سیاسی در ایران ، منطقه و جهان  به نمایندگی از دو طبقه ی اساسی و تعیین کننده دوران تاریخی –  پرولتاریا و بورژوازی ، پاسخ های متفا وتی ، بعضی ها همسو وهمراه و بعضی ها متضاد و متقابل میدهند. پاسخ ما که متعلق به اردوی کار و زحمت هستیم و رهائی بشریت را در گرو براندازی نظام سلطه گر سرمایه داری و امپریالیسم میدانیم ، چیست

در اوضاع لبریز از غوغای جنگ و جدال ، شورش و خیزش ، در اوضاعی که همه  صاحب نظران بر این باورند که بحران ساختاری اقتصادی ایران را دیگر هیچ علاجی نیست مگر  با یک انقلاب سیاسی که سرنگونی نظا م جمهوری اسلامی  نخستین  گام ضروری در این مسیر است  پاسخ به پرسش ” چه باید کرد ؟ ” را باید روی پسا سرنگونی بگذاریم. چه  بازهم به نظر می رسد  فرو  ریختن  رژیم بس سهل تر از ایجاد یک نظام نوین است. ما شاهد فرو پاشی نظام سلطنتی بودیم اما دیدیم طبقه کارگر و احزاب و سازمان های چپ نتوانستند جلو خیزش اسلامیان را در استقرار یک نظام دیکتاتوری ضد کمونیست بگیرند.  .

پاسخ به این پرسش را از اصول و برنامه ای کمونیسم علمی شروع کنیم ،چون ما همچنان آنرا راهنمای عمل می دانیم ،هیچگاه   کمونیسم را زیر سوال نبرده ایم و همچنان استوار در مبارزه اید ئولوژیک  بر سر مسائل اصولی مدافع آن بوده و قاطعانه با رویزیونیسم مدرن  مبارزه کرده ایم. کمونیسم علمی از دو بخش اساسی تشکیل شده است : ماتریالیسم تاریخی وماتریالیسم دیا لکتیک  این تئوری می تواند راه را برای پاسخ دادن به پرسش چه باید کرد باز کند و ما را  یاری دهد.

ما تریالیسم تاریخی  جهانبینی ما را شکل می دهد

از آن زمان که توده های تحت ستم ،بردگان ، رعایا ، دهقانان ودر کل هیچ بودگان  علیه اربا بان،  ستمگران و حا کمان دست به مقاومت زدند و برا ی رهای از قید ستم بر خاستند   و از آن زمان که  رو شنگرانی در محدوده ی مادی و تاریخی زمانه خود برای آزادی وعدالت  شبنامه هائی را دست بدست دادند  و علم را به پرچمی علیه عقب ماندگی و خرافات دینی بکار گرفتند ، سرمایه داری از  دل نظام های کهن تدریجا  شکل گرفت و د ر یچه نوینی بروی  بشریت باز نمود. در آغاز نظام نوین نقش مترقی بازی کرد نظام های کهن را برانداخت و نوید آزادی و برادری را ساز کرد. اما طولی نکشید  که معلوم شد شدت استثمار بس گرانتر و بردگی انسان در خدمت به نظام ستمگر تر است و در دل خود گورکنان خود ، طبقه کارگر را با تمرکزی که در جوامع بشری بی سابقه بود بوجود می آورد .  از همان طبقه ی بورژوازی انسان هایی ، برای اولین بار  قانون تکامل جوامع را تا سطح علمی  کشف میکنند و نقش طبقه کارگر را در دوران معاصر برای ایجاد جهانی بدون استثمار و ستم  به جهانیان می شناساند.درست با تشریح نظام سرمایه داری توسط  کارل مارکس که پنجم ماه مه امسا ل صدمین سا لگرد تولدش است ، فعا لیت عملی او در سازماندهی اولین تشکل  کارگری جهانی  سیمای نوینی به مبارزه طبقاتی ده ها هزار ساله بشر داد . این تئوری توانست برای اولین بار طبقه ای را از طریق پیشقراولانش و در حزبی که آنرا حزب کمونیست نامید  روی صحنه سیاسی آورد که بر اساس اصول و برنامه نه به تفسیر جهان بپردازد بلکه به تغییر آن مبادرت کند .در اولین خیزش طبقه کارگر برای کسب قدرت سیاسی در فرانسه که به کمون پاریس معروف است  معلوم شد پرولتاریا با دشمنی بس حیله گر و مجهز  در اتحاد جهانی صف آرائی کرده و وظیفه تغییر جهان به آسانی صورت نخواهد گرفت. معلوم شد در برابر هر گورکنی که متشکل می شود و پا به مبارزه می گذارد طبقه سرمایه دار برای ادامه سلطه اش ارتش ،نیروهای امنیتی و ضد شورش بوجود می آورد و در سطح مبارزه ی اید ئو لوژیک  تعرض همه جانبه ای را بطور دائم سازمان می دهد.  امروز که به عقب بر می گردیم ، به پیروزی ها که می نگریم ، جهانی را در حال پیشرفت می بینیم . انقلاب کبیر اکتبر که با دست توانای کارگران تحت رهبری حزب بلشویک  جهان امپریالیستی را چنان به لرزه در آورد ، انقلاب چین که بی شک متاثر از انقلاب اکتبر شکل گرفت و کمونیسم علمی را به راهنمای اساسی تئوریک حزب کمونیست چین تبدیل کرد و پیروزی تاریخی طبقه کارگرو نیروهای ضد فاشیست در سراسر جهان افق نوینی را برای کل بشریت با آینده ی سو سیالسم و کمونیسم باز کرد. اما معلوم شد سگ هار  سرمایه هفت جان است و انحصارات عظیم فرا ملیتی به آسانی میدان را ترک نمی کنند. امپریالیسم آمریکا که کمترین خسارات را از جنگ دیده بود ،قرن بیستم را قرن آمریکا نامید و اعلام کرد سرمایه داری  ختم نظام ها و پایان تاریخ است.تعرض جدید برای بازپس گرفتن سرزمین های سوسیالیستی شده از درون وبیرون  چنان گسترش یافت و حاد شد که که جنگ سرد را تا لبه های جنگ گرم کشانید. دیوار برلین فروریخت و سوسیالیسم در نبرد های پی درپی با شکست روبروشد .اما بحران های ساختاری سرمایه و عدم توانائی حل آن در طول ده سال گذشته ، بار دیگر دامنه رقابت ها را میان انحصارات و کشور های امپریالیستی  گسترش داده ، در پاره ای از کشور ها ی سرمایه داری گرایش های فاشیستی و ناسیونالیستی و در کشور های پیرا مونی گرایش های افراطی فرقه ای از نوع طالبان و داعش را به میدان آورده است . اما جریان عمده را مقاومت و مبارزه برای تغییر بزرگ با محتوای آزادی و برابری تشکیل می دهد. همه نشانه ها از خیزش توده ای نوینی بسود سوسیالیسم حکایت دارند. . اوضاع بحرانی جهان وایران ودر ماندگی وفروماندگی حکومت ها بار دیگر  بدیل سوسیالیستی را بعنوان راه حل  روی میز گذاشته است. بدیلی که تجربه بسیار طولانی را در پشت سر دارد و هزاران تحلیل ونقد در باره آن در این سال ها از زوایای مختلف ارائه شده است. پرولتاریای امروز جهان وایران در مبارزه خود برای تغییر جهان پرولتاریای قرن نوزده وبیست نیست نه تنها از لحاظ کمی  به اکثریت عظیم بشریت تبدیل شده است بلکه از لحاظ تجربه و آگاهی به سطح کا ملن نوینی رسیده است. بدین ترتیب پاسخ ما به  چه باید کرد براساس  اصول اساسی کمونیسم علمی و جهانبینی آن که توده ها سازندگان تاریخند ،پرولتاریا وظیفه هدایت توده های عظیم مردم را دارد تا در وسیعترین اتحاد مردمی نظام کنونی را براندازد و نظام سوسیالیستی  را که در خدمت همان اکثریت عظیم مردم باشد جایگزین نماید. تجربه تاریخی نشان می دهد پرولتاریا برای انجام چنین وظیفه تاریخی اش احتیاج به یک حزب سیاسی با معیار های بلشویکی دارد که این معیار ها جهانشمول اند واز تجربه دو انقلاب پیروزمند بیرون آمده اند. درست بر اساس همین تجربه است که حزب رنجبران ایران  و نه سازمان و تشکل بنیان گذار بیش از نیم قرن پیش با نقد همه جانبه از حزب رفرمیستی حزب توده ایران برای ایجاد یک حزب بلشویکی مبارزه کرده است و امروز چنین وظیفه ای ر ابعنوان وظیفه ضروری و مبرم می داند. بگذارید برای آموزش قبل از پرداختن به پاسخی مشخص تر  چند نکته ای از تجارب جمعبندی شده از تجارب این دو انقلاب بازگو کنیم

یکم

این دو  حزب از همان آغاز رو به طبقه کا رگر داشتند و در رشد خود توانستند با  توده ها بطور همه جانبه پیوند یایند. در روسیه به گفته لنین حزب بلشویک توانست پایه تشکیلاتی خود را در واحد های بزرگ کارگری استوار سازد و در چین حزب کمونیست توانست ستون فقرات خود را با پرولتاری ده و دهقانان فقیر همراه پرولتاریای شهرهای تازه صنعتی شده استحکام بخشد. این نکته مهمی در امر حزب سازی می باشد . متاسفانه جز در دوره حزب کمونیست ایران در اوائل قرن بیستم که توسط رضاشاه سرکوب شد ، در بقیه دوران تا به امروز کارگران و پرولتاریای ده هیچگاه استخوانبدی تشکیلات کمونیستی را تشکیل نداده اند.  امروز کمونیستها هستند با ده ها نشریه و رسانه ولی تشکیلاتی میان طبقه کارگر و پرولتاریای روستا که استخوان بندی را محکم کرده باشد ، ندارند. خیزش دیماه در بیش از هشتاد شهر  ، این کمبود را بار دیگر به روشنی بر ملا ساخت.

دوم

مبارزه درون حزبی وبیرون حزب برای پیشروی براساس اصول کمونیسم علمی و خط مشی درست پرو لتری. تجربه نشان داد که مبارزه طبقاتی میان بورژوازی و پرولتاریا در جامعه تا وقتی که جریان دارد انعکاس خود را بصورت  مبارزه میان دو خط مشی در درون جنبش کارگری و احزاب کمونیستی نمایان می کند.لنین پیروزی بلشویم را ازجمله مدیون ۱۳ سال مبارزه ی بی امان وهمه جانبه علیه رویزیونیسم و اپورتونیسم در جنبش کارگری آن زمان می داند.

سوم

درستی تاکتیک و شعا ر در مبارزات جاری توده ایست. توده ها در عمل این دو حزب را  امتحان کردند و در هر قدم دیدند سیاست های آنها از منافع توده ها نشات گرفته است و از منافع آنها همه جانبه دفاع می کند. .توانایی  چنین کاری را آنها بخاطر اجرای دو شرط با لا بدست آوردند.تنها در صورت پیروی از دو شرط دیگر با لا بدست آورده بودند

بدین ترتیب  وظیفه روشن است و پاسخ در قدم اول به امری ضروری و مبرم است :  ایجاد حزب کمونیست در ایران

ماتریالیسم –دیا لکتیک برای  درک صحیح اوضاع و تلفیق اصول به شرائط مشخص

حال می رسیم به مشخص تر کردن پاسخ و از بخش دوم کمونیسم علمی یعنی  ماتریالیسم دیالکتیک  کمک میگیریم. هر طبقه ای با جهانبینی اش شیوه تفکر و  روند شناخت خود را دارد. خدمت مارکس تا آنجا رفت که ماتریالیسم دیالکتیک را در کلیه تحلیل های خود بکار گرفت و سلاحی شد علمی در تلفیق اصول کمونیسم به شرائط مشخص.این شیوه ی علمی را تنها کسانی که در موضع طبقه کارگر قرار گیرند می توانند به درستی بکار گیرند.  امروز ما دو قرن تجربه مبارزه ی طبقاتی آگا هانه در دست داریم و جنبش کمونیستی ایران پس از سال ها تجربه به آن حد از بلوغ رسیده است که بتواند ماتریالیسم دیالکتیک را  در تلفیق مارکسیسم به شرائط مشخص جامعه بکار گیرد.  الگو برداری در گذشته اشتباه بوده است و بدون تحقیق و بررسی از وضع مشخص جامعه ایران نمی توان حزب انقلابی بلشویک را بنیان گذاشت چه رسد به اینکه به پیشرو طبقه کارگر تبدیل کرد . نفی گذشته ومنفی گری ضد آموزش های ماتریالیسم دیالکتیک است ،متافیزیکی است . باید تجربه صد سال مبارزه طبقه کارگر را به درستی و با شیوه تفکر ماتریالیست دیالکتیکی جمعبندی کرد ، فاکت ها را از کوچک وبزرگ جمع آوری نمود ، آنها را دسته بندی نمود ،کاه ر ااز گند م جدا کرد  و با توجه به صد سال سابقه کمونیسم در ایران  ، و مبارزه ی طولانی کمونیست ها برای ایجاد یک حزب واقعی ومقتد ر کمونیستی که بتواند این بار وظائف راستین خود را در انقلا ب کردن به سر انجام رساند چه گام هایی باید بر داریم . در ایران امروز  کارگران کمونیست وتشکل های کمونیستی هستند که حزب کمونیست از وحدت و یکی شدن آنها  باید بوجود آید.با توجه به یک قرن مبارزه ایدئولوژیک همه جانبه در این جنبش ،با توجه به انشعاب و دسته بندی ها ،با توجه به اینکه اعضا ی اکثر این تشکل ها در این چهار دهه قادر شدند خود به زبان های اصلی آثار مارکسیستی دست یابند ،با توجه به اینکه  روند مبارزه نظری از صد ها اتاق تبادل نظر ،کنفرانس ها و جلسات ، گذشته است امروز مواضع شفاف و صاف و پوست کنده در برنامه های ارائه شده است . بحران تئوریک موجود نیست گام های عملی سست شده وگرنه برای یکی شدن تهیه ی یک  پلاتفرم مشترک برای تشکل ها و افرادی است که حاضرند با اساس قرار دادن آن وارد یک روند تعیین کننده ی یکی شدن شوند امریست آسان.  ضروریست اوضاع را دریابیم   پلاتفرمی که شرائط را برای کار کردن در یک تشکیلات کمونیستی  واحد براساس اراده ی جمعی فراهم می سازد  تهیه کنیم .  این شرط یا شرائط یک شدن نیست بلکه کیفیتی است که کمونیست ها ی یکی شده را می توان  تعریف کرد و هویت داد.

پلانفرم برای وحدت

نخستین نکته

ما کمونیستها باید یکی شویم  وآنرا بعنوان وظیفه مبرم کنونی برای تدارک ایجاد حزب کمونیست  بپذیریم

وظیفه کمونیستهای ایران چه آنهائی که هم اکنون متشکل اند و چه منفردین اینست که برای ایجاد یک حزب متحد کمونیستی  با تمام نیرو وارد فعالیت شوند. طبعن کادرها و مرکزیت های این تشکل ها سهم بزرگتری را در این امر بعهده دارند

نکته دوم

کمونیسم علمی را بعنوان تئوری راهنما قرار می دهیم و ضمن باز بودن به ایسم های تاکنون مارکسیستی  براین نظریم که کمونیسم علمی در برگیرنده کلیه مکاتبی است که تا بحال در این زمینه ارائه شده است . دفاع از دستاوردهای تئوریک و مبارزه با ایدئولوژی های نفی گرا و ضد کمونیستی خط قرمز ماست.

نکته سوم

کمونیسم علمی دگم نیست ، راهنمای عمل است و قدرتش در تلفیق آن به شرائط تغییر یافته جهان و ایران است که به سلاحی برنده برای تغییر تبدیل می شود.از زمان بیانیه حزب کمونیست تابحال تغییرات عظیمی در سطح جهانی و ایران بوقوع پیوسته و وظیفه  ماست که با وجدانی و درکی علمی و با سبک کارتحقیق وبررسی  برای شناخت اوضاع و دست یافتن به نظرات نوین تلاش کنیم.  دگماتیسم وکپی برداری دیگر در شان جنبش رشد یافته کمونیستی ایران  نیست.

نکته چهارم

انقلاب کردن وظیفه تخطی ناپذیر هر کمونیست است. هرگونه نظریه ی رویزیونیستی و رفورمیستی از بیخ وبن با کمونیسم علمی بیگانه است وجائی در حزب کمونیست نخواهد داشت. دوران انقلابات پرولتاریائی که با انقلاب پیروز مند اکتبر آغاز شد همچنان در دستور پرولتاریای کلیه سرزمین ها وکشور هاست و شعارکارگران سراسر جهان متحد شوید  شعار حزب کمونیست است

نکته پنجم

انقلاب ایران در مرحله ی انقلاب سوسیالیستی است . حزب کمونیست ایران ستون فقراتش را باید کارگران آگاه و پیشرو که پیوند فشرده با جنبش کارگری دارند تشکیل دهند. طبقه کارگر تحت رهبری حزب سیاسی خود باید از طریق تشکل های کارگری ودیگر تشکل های توده ای مانند زنان ،دانشجویان ، ……… عظیم ترین اتحاد بزرگ توده ای را بوجود آورد و با تکیه به آنها انقلابی  عمیق و توده ای در خدمت عظیم ترین نیروی مردمی بر پا سازد.

نکته ششم

حکومت های تا بحال موجود نظام های  استثماری  چیزی جز دیکتاتوری اقلیت ها نبوده اند . ماهیت حکومت کارگری در عین حالی که دیکتاتوری طبقه کارگر است اما از آن اکثریت عظیم توده و در خدمت خواست های آنها قرار دارد

نکته هفتم

ما  برای ایجاد حزبی کار می کنیم که توانائی یابد عقاید صحیح را در درون خود متمرکز سا زد ، از طریق پیوند فشرده با طبقه کارگر و توده های عظیم از خواست های آنها دفاع کند و در تمام فعالیت های خود توده ها را علیه دشمنان آنها که در مرحله کنونی انقلاب رژیم جمهوری اسلامی و امپریالیسم است بسیج و متشکل سازد

نکته هشتم

سرمایه داران و صاحبان انحصارات جهانی به پای خود صحنه را ترک نمی کنند.  نظام سرمایه داری حاکم در ایران با تمام تضاد های درونی اش و با تما م بحران ساختاری اقتصادی اش به آسانی کنار نخواهد رفت. حزب کمونیستی که در تدارکش هستیم باید خود را برای مبارزه ای سخت ،بغرنج و پر پیچ و خم آماده سازد و در عمل ضمن ایستادگی روی برنامه استراتژیک در تاکتیک نرمش پذیر بوده و از کلیه راه ها و وسایل برای انقلاب کردن طبق شرائط مشخص و تغییر یافته  استفاده کند

باید یکی شویم  چنین است پاسخ به چه باید کرد  در اوضاع کنونی

وفا جاسمی

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *