گذار از جنگ سرد به جنگ ولرم امپریالیستی!

تاریخ تکرار تراژدی جهانی نظامهای طبقاتی استثمارگر و ستمگر به صورت کمدیهای کنونی رسوای بهانه تراش، به جای پایان یافتن این تراژدی تکرار می شود. زیرا این تکرار ناشی از ماهیت فاسد و پوسیده نظامهای طبقاتی استثمارگر و ستم گر می باشد که برای حفظ بقای آن ضروری هستند:

آتش افروزیهای بین رقبای حاکم در روم قدیم برای کسب موقعیت برتردرامپراتوری کهن آن زمان، اعلام وجود اجتناب ناپذیر تضاد طبقاتی و تداوم رقابتها بود. در دوران نزاع حاکمیت نظام سرمایه داری، شروع جنگ جهانی اول امپریالیستی، برای تقسیم مجدد جهان زیر سلطه ی رقبای امپریالیست و بسط نفوذ، درهمین راستا صورت گرفت. بهانه ی کشته شدن شاهزاده ای در شهر سارایوو (یوگوسلاوی سابق) زمینه توجیه شروع این جنگ فراهم شد. امروز نیز جریان اخیر مسموم شدن یک جاسوس دوجانبه روسیه و انگلیس در سالسبوری، جنگ سرد امپریالیستی به جنگ ولرم ارتقاء یافته است. درشرایطی که به علت تداوم بحران اقتصادی و مالی جهانی و تشدید تضاد بین امپریالیستها، دست زدن به جنایت جدید جنگ جهانی سوم جهت پایان دادن به این بحران، با تحت فشار قرار دادن حریف امپریالیست روسیه، سازمان داده شد. درحالی که وزیرامورخارجه روسیه اعلام کرد که این کار توسط دولت روسیه صورت نگرفته و دولت انگلیس هم هیچ دلیلی در اثبات این امر ارائه نداده و حاضر به بررسی مشترک در پیدا کردن عاملین این کار نمی باشد.(۱)

اما جارو جنجال برپاشده دردرجه اول ازجانب امپریالیسم فرتوت انگلیس به بهانه ی کشته شدن سرگی اسکریپال جاسوس دوجانبه روس و انگلیس از طریق مسمومیت توسط ماموران روسیه، به اخراج ۲۰ دیپلومات روسیه از انگلستان انجامید. متقابلا جواب معادلی توسط دولت روسیه به اخراج دیپلوماتهای انگلیس از روسیه داده شد. این جار وجنجال  اتهام زنی فاقد مدرک اثباتی، به شروع اخراج دیپلوماتهای روسیه به ویژه از جانب آمریکا و تشویق کانادا و استرالیا و اتحادیه اروپا، دامن زده شد که با اخراج ۶۰ دیپلومات از آمریکا  و بستن یک کنسولگری روسیه در سیاتل و کلا ۱۵۱ دیپلومات ازکل این کشورها تا به امروز، منجرشد که دولت روسیه نیز جواب مناسب را به آنها و ازجمله بستن کنسولگری آمریکا در پتروگراد(لنین گراد سابق) داد.

عکس العمل متقابل دولت روسیه در برابر این تصمیمات نیز، نشان کاملا روشنی در گذار از جنگ سرد به جنگ ولرم جدید امپریالیستی سازمان یافته توسط امپریالیسم آمریکا، است. درعین حال، این ترامپ قداره بند “منافع نظام آمریکا در درجه اول” با فرستادن کشتیهای جنگی به شرق چین، هم ارزیابی از درجه ی آماده گی مقابله حریف روسیه و چین، اوضاع را می سنجد و هم به دنبال متحدامپریالیستی می گردد.

درمقابله با این توطئه های جنگ طلبانه ی امپریالیسم آمریکا و انگلیس، هشداری جدی دادن در بسیج و آماده شدن هرچه بیشترنزدیک به ۸ میلیارد مردم جهان ضرورت یافته است. برای جلوگیری از تبدیل این جنگ افروزی ولرم نهایتا به جنگ تمام عیاری که می تواند به کشته شدن صدها میلیون نفر از مردم بی گناه جهان بیانجامد و حتا کره زمین را تبدیل به غیرقابل زیست با استفاده از سلاحهای پیشرفته اتمی نماید، نباید به خیال واهی “انشاءالله گربه است!” به خوش خیالی بی تفاوتی درغلتید و حیران و سرگردان نظاره گر صدای کریه شیپورهای جنگ باقی ماند.

امروز بیش از هر زمانی، رهائی بشریت از جهان ازخود بیگانه شده توسط طبقات استثمارگر و ستمگر،  به طبقه کارگر جهان محول شده است که گورکن این طبقه سرمایه دارجهانی می باشد. لذا پرچم دفاع از حفظ صلح  و بسیج و مسلح شدن توده های مردم جهان تحت شعار “زنده باد صلح و سوسیالیسم، مرگ بر جنگ طلبان امپریالیستی!” و به اهتزاز درآوردن این پرچم، به حدی ضرورت یافته که به کلیه ی آن بخش ازنیروهای مسلح و دیگر مزدوران در خدمت نظام فاسد و فاشیست جهانی امپریالیستی و نوکرانش درکشورهای پیرامونی نیز، این شعار پرصلابت کمونیستی به کارگران و زحمت کشان داده شود، تا عامل سرکرده خواهی امپریالیستی نگردند، تا خود و خانواده و دوستانشان را فدای نظام جهانی ضدبشری سرمایه داری نکنند.

بدین منظور، طبقه کارگر و توده های زحمت کش جهان چنان نیروی عظیمی هستند که اگر یک دل و یک جان و یک صدا در اعتراض در شهرهای جهان حضور مصمم ضد جنگ ناعادلانه ی امپریالیستی را، اعلام کنند که هرگز تن به آتش افروزی جنگی جهانی سوم امپریالیستی نداده و آمران و عاملان این جنگها را که به پای میز محاکمه خواهند کشاند، ضرورتی حیات و مماتی یافته است. بدین طریق، این نیروی انقلابی و پیشرو طبقاتی، نفرت خود را از نظام سرمایه داری سرفرازانه اعلام کند، بروز چنین اعتراض جانانه ی ۷ تا ۸ میلیاردی مردم جهان، به قدری موثر خواهد افتاد که حتا قبل از شروع این جنایت عظیم جنگی ضدبشری، فرماندهی آتش افروز نشسته درمراکز تدارک جنگ را توقیف کرده و به پای میز محاکمه بکشانند.

اما با روند تشدید تضاد بین کشورهای امپریالیستی، دیدن پیشبرد مبارزه علیه نظام جهانی سرمایه داری درکشورهای پیرامونی، و درمقایسه با مبارزه ی طبقه کارگر درکشورهای امپریالیستی، نمونه های مثبتی هستند. به طوری که ازجمله در ایران، مبارزه علیه نظام سرمایه داری داخلی وجهانی، نشانه ی آن است که مردم مبارزاین کشور گامی جلوتراز جنبشهای غرق در رفرمیسم در کشورهای امپریالیستی، جواب ایست دادن به گرگتازیهای حاکمان داخلی و جهانی را پیش برده و به طور امید بخشی در سرنگون ساختن حاکمیت فاسد فاشیست کشوری، به کار تدارکاتی می پردازد:

رضا شهابی کارگر مبارز آزادشده از زندان، که دوباره توقیف و آزاد شد، نه تنها درمبارزه علیه حاکمان ایران، همانند دیگر کارگران آگاه و مبارز درنگ نکرده و در پیام قدردانی و تبریک سال نو نوشت:” اگر از کمر خمیده شده ام به سختی نشست و برخاست می کنم، اگر از ناحیه گردن دچارآسیب شده ام،…اگر دچار مشکل فشارخون شده ام…اگر کلیه و مثانه و قلبم دچار آسیب جدی شده و لب و صورتم دراثر فلج بلز به کجی دچار شده به نحوی که تمام لحظات زندگیم را با سختی و دشواری بسیار زیاد آغشته کرده است… اگر چه از کار اخراج شده ام اما دنیای بزرگی که آکنده از پشتگرمی به شما دوستان گرانقدرم است مرا به فرداهای روشنتر و بهتر امیدوار می کند”.(یکم  فروردین ۱۳۹۷) مبارزات جانانه ی کارگران شرکت ۷ تپه، فولاد اهواز، کارگران هپکوی اراک، کارگران تراکتورسازی تبریز، کارگران تولید نفت و غیره نشان برجسته ای از مبارزات کارگری علیه نظام سرمایه داری می باشند.

دیگر انسانهای آزادی خواه و عدالت پرور، علاوه برکارگران نه تنها در ایران بلکه در جهان به این آگاهی رسیده اند که این رضا شهابی کارگر مبارز جز در دفاع از حقوق حقه کارگران – حتا درسطح ابتدائی ترین خواست کارگری – و خدمت به سازمان یابی کارگران برای کسب حقوق پایمال شده شان توسط نظام سرمایه داری، هیچ کارخلافی نکرده که در زندان با چنان وحشیگری از جانب انسانهای شرور ضدبشر شکنجه گر روبه رو شده است. این رفتارفاشیستی ناشی ازماهیت رسوای طبقاتی حاکمان برمی خیزد. نوشته ی مختصر رضا نشان دهنده ی عمق تجاوز فاشیستی مزدوران رژیمی اسلامی به انسانهای زحمت کش و آزادی خواه، می باشد. ولی درمقابل ظلم حاکمان، مقاومت قهرمانانه ی کارگران و دیگر انسانهای مبارز سربلندانه جریان می یابد.

اما “ولی فقیه” در کسوت “لقبی” که شایسته گی آن را ندارد، در روزهای اخیر ظاهر شده و گفت: ” عده ای بی انصافی می کنند، از آزادی موجود سوء استفاده می کنند و به دروغ می گویند آزادی نیست. درایران آزادی فکر و بیان و انتخاب هست. هیچ کس به خاطر این که فکرش و نظرش مخالف حکومت است مورد فشار و تعقیب قرار نمی گیرد و هرکسی چنین ادعائی بکند، دروغ گفته است”.

بهانه ی رسوای این بالاترین مقام حاکمان درایران، مشابه بهانه ی اتهام زنی و دروغ گوئی سرکرده گان امپریالیستی است درگرم نگهداشتن تنور جنگ علیه توده های مردم. منتها نسبت دادن مردم مبارز ایران به عوامل خارجی بودن عمق تزویر حاکمان می باشد. مطمئنا شما یدک کش فقیه بودن اسم بی مسمائی هست، که چنین وانمود می نمائید که انگار نه انگار از وضع شکنجه شده ها و از جمله رضا شهابی، عدم پرداخت مزد ماهانه کارگران و هزاران تجاوز دیگر به کارگران و زحمت کشان بی خبر مانده اید. پس شما دروغ می گوئید و عدم وجود آزادی درایران را نفی می کنید.

این همه کارگر زندانی، این همه دانشجوی زندانی، این همه زنان مبارز زندانی، این همه معلمان زندانی، این همه درویشهای زندانی و بکش بکشها و این همه دادگاههای آموخته ازرفتار صهیونیستها دراسرائیل که هزاران فلسطینی تا حد کودکان را در زندان بدون محاکمه سالها باقی گذاشته اند، و اعتراض مسالمت آمیز فلسطینیان را اخیرا درنوار غزه به رگبارمسلسل بسته و ۱۷ نفر را به قتل رساندند و ۵۰۰ نفر را زخمی نمودند. شما نیزبیش از ۳۰ نفررا درخیابانها و زندانها به خاطر اعتراض به حاکمیت کنونی کشتید و از ۵۰۰۰ زندانی معترض و در زیر شکنجه و آزار در زندانها در ایران در دی ماه اخیر خود را بی خبر قلمداد می کنید. شما نیز با رفتار قاضی القضات آیت الهی صهیونیستی منش خود را همراه می دانید و همان رفتار صهیونیستی را درایران علیه مبارزان دربند مرسوم نموده اید و قضات نوکرماب را به صدور رای قلابی کشانده اید و شکنجه گری را به نوکرانتان بلامانع توصیه نموده اید. اما درنهایت تعجب، شما با دروغ بزرگ نوع گوبلزی، رویدادهای ضد بشری درایران را لاپوشانی می کنید، و درنهایت بی انصافی  دروغ آشکاری را به ستم دیده گان ایران نسبت می دهید!؟

هم اکنون دو خانم: گلرخ ابراهیمی و آتنا دائمی، بیش از ۵۰ روز است که در زندان قرچک ورامین از ۱۴ بهمن ماه ۱۳۹۶ دست به اعتصاب غذا جهت عدم رسیدگی به خواستهای آنها زده اند و اگر شما ادعا کنید که خبری از بی گناهی این دو زن مبارز ندارید، دروغ گوی کبیری هستید.

آیا شما فریاد انسانهای شریفی که در ۱۰۰ شهر ایران شعار “کار، نان و آزادی” را سردادند، نشنیدید؟ اگر شنیدید دراین فریادها ازجمله ” مرگ بر دیکتاتور” را همراه با اسم شما اعلام نمودند و در سراسر ایران و جهان این شعارها شنیده شد، بی خبرماندید؟. پس اینجا هم شما دروغ می گوئید و هنوز فکر می کنید درعصرتکنیک اطلاعاتی این فریادها بلافاصله به گوش تمامی جهانیان نمی رسد، با حیله گری آخوندی عباکشیدن روی سروصورت که گویا مردم شما را ندیدند، ادعای کاذبتان را هویدا می سازید؟.

شعر :” زاهدان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند- چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند”. از صدها سال پیش در وصف افشای ریا کاری شما ها سروده شده و اثبات گشته است. بنابراین، شما با سرهم بندی کردن نکاتی در سخنرانی خودنظیر: “وجود آزادی فکر و بیان وانتخاب درایران” صرفا برای”جلوه دادن درمنبر” داستان سرائی می کنید. ولی در خلوت نیز دستور سرکوب تظاهر کننده گان را، صادرمی نمائید. در حدی که حتا به کودکان و جوانان نیز دراعمال این شقاوتها مراعات و رحم نشد و حتا یک جمله هم درمقابل ایست دادن به سرکوب و کشتن تظاهرکننده گان بر زبان نراندید!. زیرا تصمیم سرکوب این مبارزان را با ادعای واهی وابسته بودن این مردم مبارز به امپریالیسم، توطئه قلع وقمع سازمان دادید.

دروغ گفتن و اتهام زنی چه در سطح کشورهای امپریالیستی و چه درکشورهای پیرامونی بخشی از توطئه ی وسیع این غنوده گان بر سریرتخت قدرت قرار گرفته روی خون به خاطر منافع طبقاتی استثمارگر و ستمگرشان نسبت به انسانهای مبارزبی گناه صورت می گیرد و کوچکترین انصافی در احترام و عزت به انسانهای زحمت کش وآزادی خواه نگذاشته، و  گرفتارکردن مردم درزیر مهمیزحاکمیت خودتان را هم انکار می کنید. طبقه کارگر و توده های زحمت کش جهانی این آتش افروزان را باید هرچه زودتر ازقدرت سیاسی به زیر بکشند.

به این جهت است که جنگ رهائی بخش توده های وسیع مردم درایران، علیه جنگ افروزی حاکمان دین و سرمایه داری درحال تدارک است تا مانع از آن شوند که تحمیل گرسنه گی، فقر، تجاوز به حقوق مردم، ناعدالتی و عدم آزادی بازهم دوام بیاورد. اگر خود را واقعا انسانی فقیه به حساب می آورید، هرچه زودتر از عالم قبیح بودن خود را کنارکشیده و حد اقل از مردم بزرگوار ایران طلب عفو بکنید و به طلبه فقیر سرکش دوران جوانی تان، برگردید. زیرا حاکمیت مملو از ظلم ولایت شما اَبَر میلیاردر پایدار نخواهدماند.

ک. ابراهیم – ۱۶ فروردین ۱۳۹۷(۵ آوریل ۲۰۱۸)

(۱)- حیله گری در ادعای استفاده از بمب شیمیائی در سوریه و تن ندادن به بررسی درستی یا نادرستی این ادعا که باعث به تجاوز آشکار دیگر توسط کشورهای امپریالیستی  – آمریکا ، انگلیس و فرانسه – شد نشان دیگری در گرمترکردن بهانه ی مداخله جوئی را تشدیدکرد.

درایران نیز با شنیدن درد دل یکی از کارگرهای شرکت درمرز پرویزخان قصر شیرین نمونه کوچکی از تجاوزات حاکمان نسبت به کارگران را نشان می دهد و جنگ بی رحم طبقاتی با حدت و شدت را به کارگران تحمیل می کنند: دست‌های پینه بسته‌اش را نشانم می‌دهد. صورت پرچین و چروکش هم نشان از زندگی سختش دارد: «دست‌های همه همین جوری است، متورم و پینه بسته. بس که کار اینجا سخت و طاقت فرساست. اینجا هیچ کس از کار زیاد و سخت ابایی ندارد. هیچ کس از کارگری نمی‌ترسد اما به شرط اینکه پول و دستمزدش بجا باشد. ما یک بار سیمان که می‌زنیم ۵ هزار و ۸۰۰ تومان می‌گیریم.

از سال ۸۴ تا الان دستمزدمان همین است. حتی یک قران هم به حقوق‌مان اضافه نشده. بیمه هم درست و حسابی واریز نمی‌شود. ۳۰ روز دقیق بیاییم سرکار برایمان ۱۰ روز بیمه حساب می‌شود. با این وضعیت هیچ مستمری شامل حال‌مان نمی‌شود. نه عیدی می‌گیریم نه هیچ چیز دیگری.»

۸۰۰ کارگری که برای شرکت تعاونی مرزی کار می‌کنند کارشان بار زدن سیمان است و در قبال هر بار سیمان ۵ هزار و ۸۰۰ تومان دستمزد می‌گیرند. امید یکی از کارگرهای همین شرکت دست‌های پینه بسته‌اش را نشانم می‌دهد. صورت پرچین و چروکش هم نشان از زندگی سختش دارد: «دست‌های همه همین جوری است، متورم و پینه بسته. بس که کار اینجا سخت و طاقت فرساست. اینجا هیچ کس از کار زیاد و سخت ابایی ندارد. هیچ کس از کارگری نمی‌ترسد اما به شرط اینکه پول و دستمزدش بجا باشد. ما یک بار سیمان که می‌زنیم ۵ هزار و ۸۰۰ تومان می‌گیریم.

از سال ۸۴ تا الان دستمزدمان همین است. حتی یک قران هم به حقوق‌مان اضافه نشده. بیمه هم درست و حسابی واریز نمی‌شود. ۳۰ روز دقیق بیاییم سرکار برایمان ۱۰ روز بیمه حساب می‌شود. با این وضعیت هیچ مستمری شامل حال‌مان نمی‌شود. نه عیدی می‌گیریم نه هیچ چیز دیگری».