اشغال ۳۰ % سرزمین سوریه

چگونه امپریالیسم آمریکا به طور غیرقانونی ۳۰ درصد از سرزمین سوریه وشامل بیشتر نفت، آب و گاز آن را اشغال کرده است

در حالی که کنترل منابع کلیدی به منظور تقسیم سوریه و بی ثبات کردن دولت در دمشق صورت می گیرد، هدف اصلی ایالات متحده در اشغال مناطق شمال شرقی سوریه نه تنها به خاطر کنترل نفت و آب غنی سوریه، بلکه مقصود سمت اعمال نفوذ به ایران است.

توسط ویتنی وب، تحقیقات جهانی – ۱۷ آوریل ۲۰۱۸

پس از اینکه ایالات متحده در روز جمعه ۱۴ آوریل ۲۰۱۸ ، حملات هوایی علیه سوریه را آغاز کرد، نیکی هیلی، سفیر ایالات متحده در سازمان ملل متحد، اعلام کرد که ایالات متحده حضور غیرقانونی خود در سوریه را تا زمانیکه اهداف ایالات متحده در منطقه برآورده نشود، اشغال ایالات متحده تا زمان نا محدودی ادامه خواهد یافت.

در حالی که حضور نظامی ایالات متحده در سوریه از سال ۲۰۱۵ تاکنون ادامه دارد – به عنوان توجیهی برای مقابله با داعش – نیروهای ایالات متحده با قصور خود متعاقب شکست داعش در شمال شرقی سوریه، هم چنان به یک نیروی اشغالگر تبدیل شده اند. در حال حاضر ایالات متحده آمریکا نزدیک به یک سوم از سرزمین سوریه را اشغال کرده است – از جمله منطقه ای در شرق رودخانه فرات که در برگیرنده مناطق وسیعی از دیر الزور، الحساقه و رقه می باشد.

اگر چه ایالات متحده در حال حاضر بین ۲۰۰۰ تا ۴۰۰۰ سرباز مستقر در سوریه دارد، اعلام کرد که آموزش “نیروی مرزی” ۳۰ هزار نفری مرکب از کردها و اعراب متحد ایالات متحده به منظور جلوگیری از منطقه شمال شرقی سوریه است که تحت کنترل دولت مشروع سوریه قرار نگیرد. گرچه پس از واکنش شدید ترکیه تا حدی عقب نشینی کرد، اما ایالات متحده به آموزش « نیروهای محلی » در منطقه ادامه داد. منابع نظامی روسیه قطعاً اظهار کردند که اعضای سابق داعش – که مجاز به ترک شهرهایی بودند که توسط ایالات متحده مورد حمله قرار گرفتند و نوکران نزدیک آنها همان طور که در مورد جنگ در رقه صورت گرفت – باید در میان صفوف نیروها قرار گیرند.

این واقعیت، همراه با اصرار امپریالیسم آمریکا برای حفظ اشغال گری تا زمانی که رئیس جمهور سوریه، بشار اسد از قدرت ساقط نشود، نشان می دهد که دولت ایالات متحده قصد ندارد سرزمین سوریه مجدّداً به اتحاد دست یابد و به اشغال منطقه به مدت نا محدودی ادامه خواهد داد. اشغال غیر قانونی سوریه توسط دولت آمریکا به طور گسترده ای در رسانه های مستقل و شرکت های بزرگ ملاحظه شده است، اما توجه کم رسانه ها به شناسائی مفاهیم وسیع این اشغال گری متمرکز شده است، و اهداف اصلی امپریالیسم آمریکا در حفظ شمال شرق سوریه این است که این منطقه تحت کنترل دولت منتخب مشروع و دمکراتیک سوریه در نیاید. هم چنانکه اغلب موارد اشغال گری ایالات متحده هم از نظر تاریخی و در حال حاضر، تلاشی ست متولد شده از دو هدف: کسب منافع برای شرکتهای غول پیکر ایالات متحده و بی ثبات سازی دولت مورد هدف به منظور تغییر رژیم، حمایت شده توسط امپریالیسم آمریکا.

کنترل ذخایر سوخت فسیلی و ادامه این روند

شمال شرق سوریه به دلیل منابع طبیعی غنی اش، به ویژه سوخت های فسیلی به شکل گاز طبیعی و نفت، یک منطقه مهم است. در واقع، این منطقه ۹۵ درصد از کل پتانسیل نفت و گاز سوریه را شامل می شود، از جمله العمر، بزرگترین میدان نفتی کشور. قبل از وقوع جنگ، این منابع روزانه ۳۸۷ هزار بشکه نفت و ۷.۸ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی سالانه تولید می کردند، و برای دولت سوریه این منابع اهمیت بسیار زیادی داشتند. معهذا، بطور قابل توجهی، تقریبا تمام ذخایر نفت موجود سوریه – حدود دو و نیم میلیارد بشکه تخمین زده می شود – در منطقه ای که در حال حاضر توسط دولت ایالات متحده اشغال شده است، قرار دارد.

علاوه بر بزرگترین میدان نفتی سوریه، امپریالیسم آمریکا و نوکران نزدیک آن در شمال شرقی سوریه، هم چنین کنترل کارخانه گاز کوناکو، بزرگترین کارخانه تولیدی کشور را نیز در اختیار دارند. این کارخانه که می تواند تقریبا ۵۰ میلیون فوت مکعب گاز در روز تولید کند، در ابتدا توسط شرکت غول پیکر نفت و گاز آمریکائی به نام کوناکو فیلیپس ساخته شده بود، که این کارخانه تا سال ۲۰۰۵ کار می کرد و پس از تحریم های دولت بوش در سوریه کارائی خود را از دست داد. سایر شرکتهای نفتی دیگر مانند شل نیز به دلیل تحریم ها سوریه را ترک کردند.

ایالات متحده که در حال حاضر منطقه را اشغال می کند، نفت و گاز تولید شده این منطقه را هم اکنون به نفع شرکتهای انرژی آمریکائی مبدل کرده است که ترامپ و دولت او روابط متعددی با این شرکتها دارند. به گفته ینی شفق، ایالات متحده همراه با سعودی ها، مصر و مقامات کرد، جلساتی را برگزار کردند تا تصمیم بگیرند که سوخت های فسیلی که در این منطقه استخراج شده، سهم قابل ملاحظه ای از این سودها به کردها داده شود. گفته می شود که کردها از سال ۲۰۱۵ به بعد ماهانه ۱۰ میلیون دلار درآمد نفتی داشتند. کردستان سوریه نفت خود را به کردستان عراق صادر می کند، که به راحتی آن را در مرز مشترک تصفیه می کنند و سپس در ترکیه به فروش می رسد. اگر چه هیچ شرکتی بطور عمومی در گیر نیست، معامله بین کردهای سوریه و کردهای عراق توسط « کارشناسان نفتی » بی نام و « سرمایه گذاران نفتی » بی نام، دلالی می شود. کردها در سوریه و عراق حتی شخصا این توافق نامه را امضا نکردند. آنها بعداً از توافقنامه توسط ایالات متحده « مطلع » شدند و به آنها دستور داده شد که در عملیات نظارت کنند.

یک منبع در دولت منطقه ای کردستان عراق گفت: « با توجه به جنوب کردستان، این یک شرکت بود و نه دولت منطقه ای کردستان، که این معامله را امضا کرد، و این [شرکت] است که بطور مستقیم نقدینه را ماهانه می پردازد. » با توجه به اینکه بیش از ۸۰ شرکت خارجی در تجارت نفت دولت منطقه ای کردستان دست دارند، اکثر آنها وابسته به ایالات متحده هستند، ما به جرات می توانیم فرض کنیم که بسیاری از این بازیکنان مشابه هم چنین در توسعه تجارت نفت کردستان سوریه نیز دست داشتند.

منافع عمده شرکتها

ارتباطات بیشمار دولت ترامپ با صنعت نفت ایالات متحده، این اتحاد را روشن می کند. رکس تیلرسون، وزیر سابق امور خارجه، که در ماه مارس اخراج شد، قبلا مدیر اجرایی شرکت اکسان موبیل بود، یک قرارداد نفتی یک جانبه بدون اطلاع دولت عراق با کردهای عراق منعقد کرد و ابراز علاقه به منظور توسعه منافع نفت سوریه که در بخشی از کشور که در حال حاضر توسط ایالات متحده اشغال شده است، کرده است.

اِکسان موبیل نیز در خط لوله پیشنهادی قطر سهم عمده ای داشت که عدم پذیرش آن توسط اسد عامل مهمی در آغاز تجاوز در سوریه بود. ترامپ خودش، قبل از تصویب ریاست جمهوری، هم چنین سرمایه گزاریهای عظیمی در اِکسان موبیل داشت – هم چنین در ۱۱ شرکت نفت و گاز دیگر، به انضمام شرکت توتال، کانوکا فیلیپس، بی اچ پی و شِورون سرمایه گذاری دارد.

علاوه بر این، اگرچه تیلرسون اکنون اخراج شده است، جایگزینی او، مایک پامپئو، به همان اندازه یکی از آقازاده های همدست دیگری برای صنعت نفت و گاز ایالات متحده است. مایک پامپئو « وصول کننده شماره یک هر زمان » از صنایع کوک (۱) می باشد، که دارای منافع متعددی در اکتشاف نفت و گاز، حفاری، خطوط لوله و پالایش سوخت فسیلی ست.

در حالی که اشغال سوریه توسط امپریالیسم آمریکا بدون شک انگیزه ای برای خواست بهره برداری از منابع نفت و گاز منطقه برای خود است، امتناع ایالات متحده برای ترک منطقه نیز از نگرانی است که ایالات متحده از رقیب اصلی خود، روسیه دارد، چون روسیه، ثروت نفت و گاز در شمال شرق سوریه را به اشغال خود در خواهد آورد. در واقع، طبق یک چارچوب همکاری انرژی که در ماه ژانویه امضا شده، روسیه حق انحصاری برای تولید نفت و گاز در مناطق سوریه تحت کنترل دولت سوریه را خواهد داشت.

از سال ۲۰۱۴ ، ایالات متحده به شدت تلاش کرده است تا بخش سوخت فسیلی روسیه را محدود کند، به خصوص صادرات این کشور به اروپا را و جایگزینی روسیه با سوخت های فسیلی تولید شده در ایالات متحده. همانطور که جان بوئنر، رئیس سابق مجلس نمایندگان در سال ۲۰۱۴ نوشت: « توانائی تغییر شرایط کنونی به نفع ما و قرار دادن پوتین تحت کنترل ما، در غالب ذخایر گسترده انرژی طبیعی ما نهفته است ». پذیرفتن تقویت بخش سوخت فسیلی روسیه، چه در سوریه و چه در جاهای دیگر، به اهداف استراتژیک ایالات متحده صدمه وارد می سازد، یعنی به مجموعه نهائی ترازنامه شرکتها و چشم انداز ایالات متحده برای حفظ یک جهان یک قطبی با هر هزینه ای، موقعیت: نقشه های خط لوله و تحمل صفر با بازی با روسیه علاوه بر منابع سوخت فسیلی آن، موقعیت استراتژیک سوریه باعث می شود تا جاری شدن منطقه ای هیدروکربن ها بسیار مهم باشد. دارا بودن بخش شمال شرقی سوریه تحت کنترل ایالات متحده و نزدیکان آن می تواند تأثیر مهمی بر خطوط لوله های موجود و آینده داشته باشد. همانطور که نیویورک تایمز در سال ۲۰۱۳ اشاره کرد، « منطقه یا موقعیت برجسته و نیروی عضلانی سوریه، این کشور را مرکز استراتژیک خاور میانه می سازد.»

به همین دلیل، اکثر سیاستهای ایالات متحده در خاور میانه هدف قرار دادن کنترل قلمرو و تلاش برای تقسیم کردن کشورها به منظور ایمن سازی راه های حمل و نقل برای نفت و گاز است. در سوریه چنین برنامه هایی برای تقسیم بندی از سالهای ۱۹۴۰ تاکنون بوده است، یعنی از زمانی که منافع نفتی اروپا در شمال شرقی سوریه شروع به رشد کرد. از آن به بعد، چندین کشور تلاش کردند بخش هایی از شمال سوریه را اشغال کنند تا کنترل امن منطقه را برای اهداف استراتژیک، از جمله ترکیه و عراق و علاوه بر قدرتهای غربی تحت کنترل خود در آورند.

یک خط لوله مهم در حال حاضر در شمال شرقی سوریه وجود دارد که میدانهای نفت سوریه را به خط لوله جهان – کرکوک متصل می کند. اگرچه این خط لوله در سال ۲۰۱۴ آسیب جدی را متحمل شد، اما طرح هایی هست که قصد دارد آن را بازسازی کند یا یک خط لوله جدید در کنار آن ایجاد کند. بنابراین، شمال شرقی سوریه هم چنین دارای زیر ساختهای صادرات نفت می باشد که می تواند به راحتی کمک به نفت سوریه برای انتقال به ترکیه و سپس به بازار اروپا بکند.

علاوه براین، کشمکش در سوریه – که هم اکنون در سال هفتم می باشد – بخشی از آن به عنوان یک نتیجه از درگیری های طرح پیشنهادی دو خط لوله که برای عبور از طریق سوریه بود، آغاز شد. سوریه، نه چندان زمانی قبل از این که از طرف نزدیکان بودجه خارجی کشور را تحت محاصره قرار دهند. پیشنهاد آمریکائی که نفت را از قطر به اروپا جاری شود به نفع پیشنهاد روسیه است که این گاز طبیعی از ایران سرچشمه می گیرد را رد کرد. گرچه این پیشنهادات خط لوله دیگر در شکل دهی انگیزه ها قدرتمند نیستند، هم چنان که آنها در گذشته بودند – بطور عمده به دلیل شکاف بین قطر با سایر شیخ نشین های خلیج و بهبود روابط با ایران – بخش شمال شرقی سوریه همچنان در قبال اهداف ایالات متحده نقش اساسی ایفا می کند. بر اساس انتشار نشریه آلمانی (۲)، ایالات متحده با هدف نهایی تامین نفت به اروپا، با طرح های خود که یک خط لوله جدید از خلیج فارس به شمال عراق و به ترکیه و از طریق شمال شرقی سوریه است را توسعه داده است. روسیه به خاطر اهداف خود، مخالف این طرح می باشد، زیرا هدف روسیه صادرات سودآور سوخت های فسیلی به اروپاست.

آب و سرزمین

به غیر از سوخت های فسیلی و خطوط لوله، شمال شرقی سوریه دارای یک چنین مزیت دیگر از لحاظ منابع است. یکی از مهم ترین این مزیت ها آب می باشد – یک منبع مهم در خاور میانه. بخش تحت کنترل ایالات متحده در سوریه به سه تا از بزرگترین ذخایر آب شیرین کشور که توسط رودخانه فرات تغذیه می شود، قرار دارد.

یکی از آن مخازن که اکنون توسط ایالات متحده و نوکران نزدیک آن کنترل می شود، دریاچه اسد است که بزرگترین مخزن آب شیرین کشور می باشد و اکثر آب آشامیدنی حلب را که تحت کنترل دولت اسد است ، تامین می کند. این رودخانه هم چنین بخش بزرگی از نیروی الکتریسیته که توسط سّد تبکا تولید می شود را تامین می کند که هم چنین در قلمرو اشغالی قرار گرفته است. یکی دیگر از نیروگاه های برق آبی (هیدروالکتریک) مهم در سدّ تشرین واقع شده است و هم چنین توسط نیروهای نزدیک تحت حمایت ایالات متحده کنترل می شود.

جنگ جویان کرد پس از تسخیر کوه عنان از چنگ نیروهای داعش (هم چنانکه در عکس بالا نشان می دهد) از بالای کوه که سدّ تشرین در معرض دید قرار دارد. این منطقه در جنوب کوبانی می باشد، سوریه – ۲۷ دسامبر ۲۰۱۵ (عکس: از رودی سعید)

علاوه بر منابع آب فراوان این منطقه، شمال شرقی سوریه نیزنزدیک به ۶۰ درصد از زمین های کشاورزی سوریه را شامل می شود، که یکی از منابع مهم در زمینه پایداری و استقلال مواد غذایی سوریه است. قبل از این کشمکش ها، به منظور آوردن زیر ساختهای آبیاری سوریه به شدت در این منطقه سرمایه گذاری کرد تا علی رغم خشکسالی های منطقه امکان پذیر شدن کشاورزی ادامه یابد. بخش عمده ای از این زیر ساختهای آبیاری توسط سدّ اشغال شده تبکا تامین می شود که آب زراعی را برای ۲۵۰۰ مایل مربع از زمین های کشاورزی را فراهم می سازد.

طرح بازی برای اشغال، جداسازی

بر خلاف منابع سوخت فسیلی شمال شرق، ایالات متحده انتظار ندارد که از منابع آب و منابع کشاورزی منطقه چیزی عایدش گردد در عوض، مصلحت استراتژی وجود دارد و دو هدف اصلی دارد.

اول، کنترل براین منابع – به ویژه آب و جریان رودخانه فرات – به ایالات متحده یک مزیت کلیدی می دهد که می تواند در بی ثبات سازی سوریه استفاده کند. به عنوان مثال، ایالات متحده می تواند به راحتی آب و برق در بخش های تحت کنترل دولت اسد را به منظور فشار بر دولت و غیر نظامیان سوریه قطع کند.

اگر چه اقداماتی از این نوع علیه غیر نظامیان جنایات جنگی محسوب می شود، ایالات متحده پیش از این از چنین تاکتیک هایی در سوریه استفاده کرده است، مانند نبرد برای رقه، زمانی که منبع آبرسانی به شهر را متوقف می سازد تا نوکران نزدیک ایالات متحده کنترل شهر را از دست داعش خارج سازند. کشورهای دیگری همچون ترکیه دو بار در جریان بحران سوریه جریان آب رودخانه فرات را به منظور کسب مزیت استراتژیک قطع کردند.

با کنترل بسیاری از زمین های کشاورزی و آب کشور- البته بدون اشاره به منابع سوخت فسیلی آن – اشغال ایالات متحده نه تنها هدف خود را به منظور بی ثبات کردن دولت سوریه با محروم کردن این کشور از درآمدش انجام می دهد؛ هم چنین از درگیریهای گسترده تری از سوریه و متحدان آن که مشتاق جلوگیری از یک اشغال دراز مدت دیگر توسط ایالات متحده در خاورمیانه و ادعای مجدد سرزمین سوریه هستند، را دعوت می کند.

دوم راه دیگر ایالات متحده در بی ثبات کردن سوریه : از طریق اشغال شمال شرقی دارد، برنامه ای است که سعودی ها را وادار به بازسازی بیشتر منطقه می کند. گرچه ایالات متحده در ابتدا خود را با کردها در شمال شرق سوریه متحد کرد، مخالفت با ترکیه موجب شد واشنگتن بیشتر به کار در منطقه با اعراب، به ویژه با کسانی که از متحدان یا در گذشته بخشی از گروه های وهابی وابسته به عربستان سعودی بودند، به منظور ایجاد یک محاصره تحت کنترل عربستان که می تواند در سالهای آینده برای بی ثبات کردن مناطق تحت کنترل دولت سوریه مورد استفاده قرار گیرد. این ناحیه به مانند استان ادلیب تنظیم شده است، که اساسا یک محاصره برای تروریست های وهابی است.

طرح ایالات متحده برای ایجاد یک سرزمین محصور وهابی در شمال شرقی سوریه بطور مستقیم در گزارش آژانس اطلاعاتی امنیتی (۳ ) از سال ۲۰۰۲ ارجاع شده است. این گزارش اظهار داشت:

« کشورهای غربی، کشورهای حوزه خلیج فارس و ترکیه که از اپوزیسیون سوریه دفاع می کنند…امکان ایجاد یک قلمرو اعلام شده یا اعلام نشده سلفیستی در شرق سوریه (ایساکا و دیرالزور) (۴ )، و این دقیقاً چیزی ست که قدرتهای حمایت کننده اپوزیسیون می خواهند، به منظور منفرد کردن دولت سوریه»….(نوشتن با حروف تأکید شده اصیل) علیرغم شکست داعش، حضور آنها در شمال شرق سوریه، به عنوان آژانس اطلاعاتی امنیتی نشان می دهد، که بهانه ایست برای کنترل منطقه توسط نیروی خارجی.شطرنج تقسیم بندی: تفکر دو حرکت به جلواین که آیا سعودی ها یا کردها در نهایت بر بخشی از سوریه که هم اکنون در اشغال ایالات متحده است، غالب می شوند، موضوع اصلی نیست. هدف اصلی ایالات متحده در تسخیر منطقه شمال شرقی سوریه، جزء اهداف بلند مدت این امپریالیسم برای تکه تکه کردن سوریه می باشد، که به موجب آن بطور دائم شمال شرق کشور را از بقیه کشور جدا کند.

در سرتاسر بحران سوریه، دولت ایالات متحده بارها تلاش کرده است تا تقسیم بندی را به عموم بقبولاند، و استدلال می کند که تقسیم بندی “تنها” راه حل برای جلوگیری از کشمکش « فرقه ای » در سوریه می باشد. معهذا، این فرقه گرائی بطور خودخواهانه و بد بینانه مهندسی شده و تخریب شده توسط قدرتهای خارجی صورت گرفته تا دقیقاً کشمکش رایج کنونی را در سوریه ایجاد کنند و در نهایت تکه تکه کردن سوریه را توجیه کنند.

ویکیلیکس آشکارساخت که سازمان جاسوسی “سیا” از اوایل ماه مارس ۲۰۱۱ ، در بر انگیختن تظاهرات ضد اسد و فرقه گرائی در گیر بود. اسناد غیر محرمانه شده سازمان “سیا” نشان می دهد که طرح فرقه گرایی بطور مستقیم مهندسی شده به منظور اعمال تقسیم بندی سوریه و تضعیف دولت اسد بر می گردد به حد اقل سالهای ۱۹۸۰ . ایده تقسیم بندی نیز بارها و بارها توسط دولت اوباما جار زده می شد که در واقع چندین بار اظهار داشت که « ممکن است خیلی دیر شده باشد » تا سوریه بتواند کل کشور را حفظ کند.

اگر چه دولت اوباما آمد و رفته است، به لطف انتصاب اخیر جان بولتون به سمت مشاور امنیتی ملی، دولت ترامپ نیز برای تحمیل این تقسیم بندی فشار می آورد.

همان طورکه مینیت پرس اخیرا گزارش داد، جان بولتون از مدتها قبل، از ترکیب شمال شرقی سوریه با شمال غربی عراق برای ایجاد یک کشور جدید که بولتون آنرا « سونیستان » (۵ ) نامیده است، که بر منابع سوخت فسیلی دو کشور و از تامین منابع کلیدی آب و کشاورزی منطقه برای حفظ جمعیت غلبه خواهد کرد، صحبت می کرد. بولتون از کشورهای عربی خلیج فارس مانند عربستان سعودی خواست تا این منطقه را تامین مالی کند – از این جهت، تلاش های اخیر دولت ترامپ برای مذاکره به منظور “معامله” با سعودی ها که آنها کنترل بخش اشغال شده ایالات متحده در سوریه را بپذیرند، و در صورتیکه آنها موافقت کنند، ۴ میلیارد دلار نیز بابت بازسازی بپردازند.

هدف ایران است

در حالی که کنترل منابع کلیدی برای تقسیم سوریه و بی ثبات کردن دولت در دمشق صورت می گیرد، هدف اصلی ایالات متحده دراشغال مناطق نفت خیز و آب غنی سوریه، ایران است. همانطورکه شرکت اطلاعاتی استراتفور، مستقر در ایالات متحده در سال ۲۰۰۲ اشاره کرد، کنترل منطقه شمال شرقی سوریه باعث می شود مسیر زمینی بین سوریه و ایران و همچنین مسیر زمینی بین ایران و لبنان را پیچیده تر کند. در ماه ژانویه، تیلرسون این هدف را روشن کرد. تیلرسون در سخنرانی در دانشگاه استنفورد خاطر نشان کرد که “کاهش” نفوذ ایران در سوریه، یک هدف کلیدی برای ایالات متحده و دلیل عمده اشغال آن در شمال شرق سوریه است.

با قطع مسیر بین تهران و دمشق، ایالات متحده به مقدار قابل توجهی « محور مقاومت » منطقه را بی ثبات، محاصره و تضعیف می کند – همراه با متحد ین منطقه ای خود – و خواهد توانست نفوذ و کنترل منطقه ای خود را تا حد زیادی افزایش دهند. با توجه به پیمان بین دول سوریه و ایران و هم چنین توافق دفاع دو جانبه آنها، اشغال این سرزمین به منظور تضعیف هر دو کشور لازم است و یک پیش درآمد کلیدی برای دولت ترامپ که طرح دارد تا ایران را منزوی و جنگ علیه ایران براه بیاندازد، می باشد.

با گزارشات داخلی هشدار در مورد رو به تضعیف ایالات متحده به عنوان « تنها ابر قدرت جهان »، ایالات متحده قصد خروج از سوریه را ندارد، چرا که این کشور بیشتر و بیشتر فرومانده برای حفظ نفوذ خود در منطقه و هم چنین حفظ نفوذ شرکتها که بیشترین سود و مزایا را از امپراتوری ایالات متحده می برند را حس می کند.

Whitney Webb is a staff writer for MintPress News and a contributor to Ben Swann’s Truth in Media. Her work has appeared on Global Research, the Ron Paul Institute and 21st Century Wire, among others. She has also made radio and TV appearances on RT and Sputnik. She currently lives with her family in southern Chile.

۱ – Koch Industries

۲ – Deutsche Wirtschafts Nachrichten

۳ – Defense Intelligence Agency (DIA)

۴ – Hasaka and Der Zor

۵ – Sunnistan