تظاهرات معلمان

هرروز که می گذرد موجی پشت موجی دیگر، متشکل، مستقل وبا برنامه ی حساب شده ی، توده های معترض – از کارگر گرفته تا معلم و دانشجوی شهر وروستا – درسراسر ایران بر می خیزند وبا هدفی هر روز مشخص تر و فشرده تر برای تغییراوضاع اقدام می کنند. خواستها وتقاضاهای برآورده نشده، جایشان را به اعتراض واعتصاب داده اند. چنین است اوضاع کنونی جامعه بحرانی ایران. با خروج آمریکا از برجام طبق ارزیابی ها بر شدت و عمق بحران کنونی افزوده خواهد شد.

در جامعه ای که معلمان در سراسر کشور دست به اعتراض بزنند و حاکمان نتوانند هیچ یک از خواست های آنها را بر آورده کنند، در جامعه ای که میلیون ها کارگر بیکار ومیلیون های دیگر با کار اما مزدها پر داخت نمی شوند، میلیون ها زیر خط فقر بسر می برند، در جامعه ای که هروز در اعتراض به وضع معیشتی خیزش اعتراضی در صد شهر صورت می گیرد و بالائی ها پاسخشان سرکوب، زندان، شکنجه و کشتار است، در چنین جامعه ای بی شک حاکمان فرومانده اند و درمانده و نظامشان به انتهای خط رسیده است. برای توده های دیگر راهی جز تغییر انقلابی باقی نمانده است.

اما تجربه این سالهای اخیر چه در ایران وچه درسطح منطقه و جهان گواه برای اینست که همه این اعتراضات ،شورش ها و حتی انقلابات بدون وجود یک حزب مسلح به ایدئولوژی تغییر انقلابی، بدون حزبی که استخوان بندی اش در میان کارگران و زحمتکشان محکم شده باشد و در عمل قدم به قدم هر اعتراض و مبارزه توده ای سراسری را به پیروزی های تاکتیکی در برابر دشمن نرساند و توده ها به راستین بودن خط مشی آن باور نکرده باشند، حتی بزرگترین انقلابات هم به سر انجام پیروزمند نمی رسند. ما خود درایران تجربه کرده و دیده ایم که چگونه یک دارو دسته اسلامی توانستند انقلاب را بسود نظرات خود مصادره کنند و آنرا به شکست کامل بکشانند. ما شاهد بهار عربی بودیم که بخاطر نبود بدیل هدایت کننده و تشکیلات کمونیستی همه ی انقلابات بسود طبقه ی حاکم بورژوازی و ضد مردمی تمام شدند.

امروز وظیفه بس مبرمی در برابر نیروهای آگاه کارگری کمونیستی و انقلابیون جوان پای در عمل، قرار دارد. تجربه پیروزمند انقلابات جهانی را همه جانبه بررسی کنند، انقلاب کردن کارتوده هاست اما برای تضمین پیروزی آن بسود اکثریت عظیم مردم پیروی از اصول و داشتن برنامه ضروری است. دوران انقلابات بورژوائی به اتمام رسیده است، محمد رضا شاه “انقلاب سفید” را پیاده کرد، خمینی انقلاب مردمی را بسود “انقلاب اسلامی” به انحراف برد و نتیچه هردو انقلابات چون در چارچوب منافع نظام سرمایه داری بود و مالکیت خصوصی بروسائل تولید را تقویت کرد تنها وتنها به سود قشر کوچکی از سرمایه داران وبوروکرات های نظامی، اداری و روحانیت تمام شد. ما شاهد این دست پخت بورژوازی ایران هستیم که نه تنها بوئی از ایران دوستی وملی بودن نبرده، بلکه چون دیر تر از همپالکی های اروپائی و آمریکائی اش پا به عرصه سرمایه داری گذاشته حریص تر عمل می کند و در برابر مقاومت کارگران و معلمان شدیدتر سرکوب می نماید.

زمان آن رسیده که کمونیست ها این واقعیت تاریخی را بعنوان آموزش همگانی به میان مردم برند و افکار توده های اعتراضی را روشن کنند که دوران انقلابات نوعی دیگر از بورژوایی که همچنان سرمایه داری سفره سلطه اجتماعی خود را پهن کند به پایان رسیده، تنها انقلابی می تواند بسود اکثریت مردم باشد که برنامه سیاسی اش سوسیالیستی باشد و نظامی با مالکیت عمومی بر و سائل تولید ونه خصوصی مستقر شود. اما امروز ما با یک نیروی پراکنده ی چپ و کمونیستی روبرو هستیم که هر کدام ساز خود را می زند و پرچم سکت خود را بجای پرچم طبقه کارگر بلند کرده است. با چنین روش و جهانبینی، رهبری آنها یکی شدن را به امری محال در جنبش کمونیستی تبدیل کرده اند.

کمونیست ها باید پرچم اتحاد ویکی شدن را با تمام مشکلاتی که موجود است بلند کنند و در این امر نمونه باشند تا جنبش معلمان، جنبش زنان، جنبش پرستاران، جنش دانشجوئی وده ها جنبش دیگر به گرد تعیین کننده ترین جنبش تاریخی کشورمان یعنی طبقه کارگر آگاه جمع شوند. آنوقت است که نه تنها همه اعتراض ها به پیروزی دست می یابند بلکه آینده ی یک جامعه دمکراتیک، سوسیالیستی با افقی روشن برای خاتمه دادن به استثمار انسان از انسان تضمین خواهد شد.

چاره ی رنجبران وحدت وتشکیلات است

چاره ی کمونیستها یکی شدن برای ایجاد حزب کمونیست واحد انقلابی ایران است

دیلم – اردیبهشت ۱۳۹۷