بی شرط وشروطی گرایشی محفلی است

در جمعبندی از ” جمع قدم اول در تدارک حزب انقلابی ” باید در آغاز ازخود پرسید هدف پیشنهاد دهندگان –ایجاد چنین جمعی چه بوده است ؟ بنظر می رسد پاسخ واقعی به این پرسش نقش تعیین کننده ای در ارزیابی از کار جمع قدم اول وپراتیک چند سا له اش دارد. با توجه به اینکه من جزو آخرین ها هستم که به آن پیوستم طبعن ارزیابی من محدود به پراتیکی است که خود مستقیمن تجربه کرده ام .در طول مدتی که در فعالیت های جمع قدم اول، چه مشخص وچه عمومی شرکت داشته و وظایف محوله از طرف جمع را به انجام رسانده ام وبا توجه به این واقعیت که در تمام تبادل نظرهای درونی فعالانه پیشنهادها ونظرات خود را ارائه کرده و متقابلن تبادل وبرخورد شده است. به این جمع بندی رسیده ام که جمع قدم اول یک محفل تبادل نظر وجدال ایدئولوژیک است تا هسته ای با کیفیت لازم در تدارک ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر ایران. چرا ؟ چون بر اساس تز بی شرط و شروطی حرکت کرده و در عمل با تمام تلاشی که شد برای تغییر، تا به امروز مصرانه دنبال شده است. در نتیجه جمع قدم اول جمعی است دارای نظرات مختلف در بسیاری از مسائل اساسی از جمله چگونگی تدارک ایجاد حزب. این شیوه کار و ادامه آن کاملن در تضاد با شیوه کار شاهرخ زمانی و نظرات ارائه شده ی او از درون زندان است. مطالعه آثار شاهرخ و کوشش همه جانبه ی او درقبل از زندان و در زندان تا آخرین لحظات زندگی اش حکایت از این دارد که او یک فعال کارگری آگاه کمونیستی است که براساس اصول و برنامه امر سازمان دهی کمونیستی، سازمان دهی تشکیلات کارگری و امر ایجاد اتحاد بزرگ سراسری توده های وسیع مردم را با درایت و پشتکار به جلو برده است. خود کمونیست بودن و اعلام آشکار چنین موضعی خود اساسی ترین شرط و شروطی است که در جامعه طبقاتی کنونی هر انسانی را متمایز می سازد. جهان بینی یک کمونیست ، تئوری ، سبک کار و خط مشی او با یک غیر کمونیست کاملن متفاوت است. به نظر من اساسی ترین نقطه نظر اشتباهی که چون بختک آنارشیستی بر جلسات قدم آول حاکم بوده است، همین تز بی شرط وشروط بودن آن است که در تضاد با پراتیک و اندیشه های شاهرخ در دوره ی تدارک ایجاد حزب انقلابی است .در جهان طبقاتی که تضادهای آن تا سطح جنگ برای ادامه حیات طبقات مسلط کشیده شده است و پرولتاریا در صفوف میلیاردی خود چون گورکنی فعال با تقریبن دو قرن مبارزه ی متشکل و آگاه در صحنه که بدون پرده پوشی و شجاعانه تا پای جان برای براندازی نظام سرمایه داری و امپریالیسم مبارزه کرده است و بارها در سرزمین هائی به پیروزی رسیده ، شکست خورده و بازهم برخاسته است .

درجهانی که جهان بینی و اصول کمونیستی به عنوان یک گزینه ی جدی دربرابر جهان بینی کور و تئوری های متافیزیکی بورژوازی رقابت می کند، در دورانی که میلیون ها کارگر آگاه در عمل و بنام کمونیسم برای پیروزی سوسیالیسم جان خود را در جدال های طبقاتی از دست داده اند.

در کشوری چون ایران که کارگران آگاه آن همراه روشنفکرانی که به جنبش کارگری پیو ستند صد سال پیش حزب کمونیستی با معیار های بلشویکی بنا گذاشتند و اولین جمهوری شوروی را خارج از روسیه تشکیل دادند به نام –جمهوری شوروی ایران ” در کشوری که صد سال است احزاب و سازمان های کمونیستی اش فعال بوده و بارها ازدرون وبیرون برسر خط مشی ها و برنامه ها مناقشه ها، توافقاتی تا سطح انشعابات و اتحاد ها صورت گرفته است ، در کشوری که احزاب و سازمان های کمونیستی اش در سطح جنبش بین المللی شناخته شده و در حال حاضر چندین حزب با سوابق بیش از نیم قرن فعالیت تشکیلاتی و حتی ادعای حزب انقلابی طبقه کارگر را دارند چنین پیشنهادی که بدون شرط وشروطی گردهم آیند و از طریق مبارزه ی ایدئولوژیکی به تدارک ایجاد حزب انقلابی بپردازند به دور از واقعیت است و راهی است بی نتیجه و کاری است حتی نازل تر از یک محفل. تجربه ی این چند سال به نادرستی این روش گواهی می دهد. چگونه می توان جمعی را با گرایشات شناخته شده ای که سال ها در دفاع ازنظرات خود عمل کرده اند، بدون هیچ گونه شرط وشروطی گرد هم آورد و مدعی شد این بهترین راه برای تدارک ایجاد حزب انقلابی است و مطابق با آموزش های شاهرخ است!

این تز ” بدون شرط وشروط ” ظاهرن چهره ی دمکراتیک از خود نشان می دهد اما در عمل خود تزی است کاملن دربرابر نظری که معتقد است باید قدم اول را بر اساس اصول کمونیسم علمی و نظرات تلفیق داده شده شاهرخ زمانی با شرائط ایران که در برگزیده های شاهرخ تاکید شده است ، سازمان دهی کرد. در طول این زمانه بارها چنین پیشنهادی مطرح گردید. در آغاز چنین می اندیشیدم که با توجه به نظرات شاهرخ زمانی، با سازماندهی یک دوره ی مطالعاتی مشترک و جمعی که کمیسیونی هم در این زمینه طرحی را مطرح کرد و مورد قبول کل رفقا قرارگرفت بر روی چند نکته اساسی که رفیق شاهرخ زمانی مطرح کرده است، پس از تبادل نظر و احتمالن به روز کردن پاره ای از جوانب، به صورت اصول و برنامه اولیه یکی می شویم و در پیوند با رفقای داخل طرفدار نظرات شاهرخ زمانی مشترکن درخدمت وظائف سه گانه ی مطرح شده توسط شاهرخ حزب ، تشکلات کارگری و اتحاد بزرگتر مردمی قرار می گیریم. –اما متاسفانه هنوز در نیمه راه بودیم که دو رفیق پای اصلی کمیسیون مطا لعه از جمع خارج شدند و پس از آن هم وقت اساسی ما به دیگر مسائل پراکنده گرفتار آمد.

تز بی شرط و شروطی عملن قاطی کردن مرزبندی ها است، زمینه را برای رشد گرایش های اپور تونیستی و رویزیونیستی که باعث شکست های تعیین کننده ای در جنبش کارگری جهان وایران شده است فراهم می سازد. گرایش -هائی که شاهرخ زمانی کاملن با آن ها خط کشی کرده است. در جمع قدم اول به بهانه ی تز بی شرط وشروطی، نظربدون مشخص کردن کیفیت اعضا، درجه وفاداری ایشان به جنبش کارگری ، بدون مشخص کردن وظائف ومسئولیت ها مسلط شد. در زمانی که حتی گروه هائی هستند که متشکل تر و با امکانات بیشتر انسانی در همین خارج کشور عمل می کنند چگونه می توان باور داشت یک جمع بدون شرط و شروط با نظرات گاهی متضاد بتوانند گامی درست در تدارک ایجاد یک حزب انقلابی بر دارد.!

دوم

هر تشکل، گروه، هسته وحتی فرد که وظیفه مبرم و فوری جنبش کارگری وکمونیستی ایران را ایجاد حزب انقلا بی پیشرو پرولتری می داند باید بر اساس اصول وبرنامه شروع به کار کند.خود این وظیفه شناسی، آن هم با تاکید روی مبرم و فوری بودن آن شرط وشروط مهمی است و مرزبندی دقیقی دارد. بطور مشخص تربگویم جمع قدم اول در درجه ی اول خود باید به یک هسته ی یکی شده ای براساس اصول عام کمونیسم علمی و نظرات تلفیق داده شده ی این اصول با شرایط مشخص ایران که شاهرخ زمانی در شرایط سخت مبارزاتی و با امکانات سخت زندان ارائه داده است و دارای ارزش تاریخی است و ما به درستی در اولین اقدامات خود برگزیده هایی از نظرات او را انتشار دادیم تبدیل شود . بدون

داشتن یک هویت تعریف شده در جنبش پر سابقه ی کارگری ایران کار موثری در راه ایجاد حزب نمی توان به پیشبرد.

وظیفه مبرم در برابر جنبش کارگری و کمونیستی ایران نه تشکیل بازهم گروه ودسته ها بلکه یکی کردن نیروهای کمونیستی وسوسیالیستی موجود و جلب محافل به جریان یکی شدن و پاسخ یک دست به این نیاز مبرم است. چها ر دهه فعالیت های مستقل تشکل های چپ و کمونیستی چه آنان که به تنهائی خود را حزب نامیدند و چه آنان جمعی برای اتحادعمل هائی تلاش کردند، در داخل و خارج ایران قادر نشدند به عنوان یک گزینه ی موثر اجتماعی در برابر بورژوازی حاکم قد علم کنند. درس نگرفتن از این تجارب و تلاش بازهم بیشتر برای ایجاد تشکیلات ژلاتینی واقعن دیگر نه تنها غم انگیز بلکه خنده آور است. اکنون تنها یک راه باقی مانده است و آن هم یکی شدن است یعنی متحد شدن کلیه احزاب و سازمان ها ومنفردین چپ و کمونیست براساس اصول و برنامه در حزبی متحد. باید در درجه اول دل ها را به یکی شدن نزدیک کرد و در این زمینه جرات انقلابی را با درایت به مبرم وضرورت ایجادحزب انقلا بی پیوند داد و اراده ی جمعی را خلق نمود. کسی در دوران ما می تواند کمونیست باشد که دارای آگاهی پرولتری باشد وآگاهی پرولتری همان کمونیسم علمی است که بر سنگ خارای ماتریالیسم تاریخی و دیالکتیک بنا شده است. آگاهی پرولتری یعنی پرولتاریا یک حزب دارد وآن هم حزب کمونیست است، جهانی است. کمونیست های ایران متاسفانه در نیم قرن گذشته براثر نفوذ گرایشات خرده بورژوائی به دهها گروه ودسته تقسیم شده اند که باید با اصلاح به موضع آگاه پرولتری برگردند.

سالها است پس از جدا شدن از حزب توده ی ایران در اوایل دهه ی چهل شمسی همراه رفقایی دیگر برای ایجاد حزب کمونیست از طریق وحدت مارکسیست- لنینیست ها و پیوند با جنبش کارگری تلاش کرده ام ودر این روند تجربه ی یکی -شدن ۹ تشکل کمونیستی را در پشت سردارم که اگر سرکوب دهه ی شصت نبود بی شک تجربه ی پیروزمندی به حساب می آمد. افکار هدایت کننده ام در پیوستن به جمع قدم اول پیوستن به جمعی بود که دارای آگاهی پرولتری است یعنی اعضایش خود را کمونیست با جها ن بینی یکی شدن در راه ایجاد حزب می داند. یعنی با کمونیستها یکی می شویم و با یکی شدن بهتر در خدمت طبقه ی کار گر قرارمی گیریم و شرایط را برای ایجاد حزب در درون طبقه با معماران پیشروکارگری فراهم تر می سازیم.

در جلسات ، بارها دلایل خود را برای رشد و گسترش جمع قدم اول، ادامه کارو برای یکی شدن ابراز داشتم و در اینجا برای رفقای بیرون اشاره ای می کنم.

باید در تدارک ایجاد حزب سیاسی پیشرو پرولتاریایی با توجه به اوضاع ایران و گذشته وبویژه به نظرات زنده یاد شاهرخ زمانی در قدم اول با پافشاری روی نکات اساسی زیر روشن کنیم ما متعلق به طبقه ی کارگر هستیم، از جهان بینی پرولتری پیروی می کنیم و با پرچمی روشن در سمت این طبقه استوار ایستاده ایم و این شرط وشروط جمع قدم اول است برای گام بر داشتن در راه ایجاد حزب انقلابی مورد نظر شاهرخ زمانی و شاگردانش که در روز خاکسپاریش فریاد کردند راه او راه ماست.

اول بدون تئوری انقلابی که مارکس وانگلس بنیاد آنرا ریختند و در سالهای لبریز از مبارزه تکامل –یافته است هیچ حزبی سیاسی پیشرو طبقه کارگر ساخته نمی شود . کمونیسم علمی مناسب ترین نامی

است که تابحال برای این جهان بینی و علم رهائی پرولتاریا انتخاب شده است.

دوم حقیقت عام باید با شرایط مشخص تلفیق داده شود. تئوری تنها هنگامی به نیروی مادی برای تغییر –

تبدیل می شود که کارگران و توده ها آن رابه کار گیرند و چنین کاری تنها با تلفیق آن به شرایط مشخص ایران و با به روز کردن آن در نبردهای طبقاتی ، در آزمون های علمی واجتماعی می تواندصورت گیرد. لنین در جمع بندی از پیروزی حزب بلشویسم روی سه نکته تاکید دارد یکم کارگران راستون فقرات حزب قرار دادن ،دوم با اپورتونیسم و رویزیونیسم سیزده سال مبارزه کردن و سوم قدم به قدم حرف هائی زدن که توده های وسیع مردم در عمل پی برد ند بلشویسم خواست آنها را بازتاب می کند.

سوم

دوستان ودشمنان انقلاب چه کسانی هستند. طبقه ی کارگر با چه کسانی باید متحد شود وعلیه چه کسانی باید مبارزه نماید .این موضوع اساسی است و در این مورد شاهرخ زمانی با تحلیل مشخص از وضع مشخص ایران رهنمود های درستی مطرح می کند که می تواند پایه ی نظری در این مورد قرار گیرد. این نظرات درکتاب برگزیده های شاهرخ آمده است.

چهارم

نظام سرمایه داری همچنان با رشد و تکاملش به مرحله ی انحصاری جهان را زیر سلطه ی –قدرتمند خود قرار داده است ورقابت آمپریالیستی برای سرکردگی برجهان بشریت را به لبه ی نابودی کامل کشانده است.از این نظر پرولتاریا مسئولیت نجات کل بشریت را در تاریخ به عهده دارد. نابودی یا سوسیالیسم .ما هنوزدر دوران تاریخی انقلاب های سوسیالیستی هستیم. انقلاب ایران در چنین دورانی و

در دل منطقه ی رقابت امپریالیستی و علیه یک نظام سرمایه داری با روبنای اسلامی در حال پیشروی است. این انقلاب تنها سوسیالیستی می تواند باشد که بتواند به خواست اساسی توده های عظیم مردم یعنی “نان ، آزادی ، برابری” پاسخ گوید.

پنجم

وظیفه مبرم وفوری کلیه تشکل ها و افراد کمونیست و سوسیالیست این است که براساس اصول عام کمونیسم علمی و آموزش های تلفیق داده شده ی آن توسط شاهرخ زمانی با شرایط ایران یکی شوند و با اتحاد به امر عملی چنین حزبی که پایه های آن در مراکز کارگری باید بنا شود ، بپردازند.

ششم

خدمت به ایجا د تشکل های کارگری مستقل از رژیم جمهوری اسلامی و امپریالیستی را  به عنوان وظیفه جدا ناپذیر و اصلی کمک دهنده به امر ایجاد حزب بداند و تمام فعالیت های مبارزاتی خودرا در تمام دوره ی تدارک از جمله تبلییغ و ترویج را در این راه بگذارد و این نکته راهم به عنوان خط قرمز خود با دیگر گرایش های مارکسیستی تلقی کند. تجربه تاریخی در ایران نشان میدهد بدون یک جنبش کارگری متشکل وسیع که اکثریت عظیم کارگران را در بربگیرد نه حزب واقعی انقلابی می تواند دوام یابد ونه انقلابی سوسیالیستی پیروز می شود. این نکته یکی از برجسته ترین پراتیک رفقای شاهرخ زمانی بوده و نقطه ی عطفی در امر حزب سازی کمونیستی است که باید از آن پیروی شود.

هفتم

مبارزه برای ایجاد وسیع ترین اتحاد توده ای بدون جنبش زنان ، جوانان ، دانشجویان ،معلمان، باز نشستگان ،بیکاران که در ایران امروز قشر های وسیعی را در بر می گیرند و رهایی و آزادی آنان در گرو آزادی طبقه کارگر است، تحت هژمونی سیاسی طبقه ی کارگر و حزب پیشرو انقلابی آن، نمی توان دشمنان داخلی و خارجی را در ایران شکست داد و قدرت سیاسی طبقه کارگر را مستقر کرد.

باتوجه به تاریخ ستم گری طولانی استبداد آسیائی و تجارب منفی گذشته کشورهای سوسیالیستی دیکتا توری پرولتاریائی ما باید از نوعی باشد که وسیع ترین توده ها تا حد ۹۹ درصد را در بربگیرد و نمونه

ای پیش رفته در دمکراسی واقعی پرولتاریائی با توجه به عصر علم و آگاهی باشد. دیکتاتوری پرولتاریائی ما با پشتیبانی ۹۹ درصدی ، با تمامن و کاملن در خدمت اکثریت عظیم مردم بودن، با به کاربردن پیشرفته ترین قوانین علمی در خدمت تولید برای رفع احتیاجات مردم نه برای سود بیشتر، دیکتاتوریست که رو به زوال خواهد رفت و برای همیشه همراه دیگر خلق های جهان نظام های طبقاتی را از روی کره زمین بر می چیند. توده ها سازنده ی تاریخ هستند ، کادر های حزب انقلابی پیشروپرولتاریا یی باید پیوندشان با طبقه و توده ها مثل آب و ماهی باشد. انقلاب را توده ها به سرانجام

می رسانند و دیکتا توری پرولتاریا به دست اکثریت عظیم توده بر پا می شود و به همان اکثریت عظیم

خدمت می کند.

هشتم

به نیروی چپ اعتماد کنیم ، به کمونیست ها به دور از تفاوت های نظری عشق بورزیم وازجنبش چپ و کمونیستی جهان وایران دفاع کنیم . این اولین گام در تدارک ایجاد یک حزب انقلابی پرولتاریائی در ایران از طریق متحد کردن کمونیست ها ست . باید از منفی گری کنونی در جنبش کمونیستی که نتیجه ی پیروزی ایدئولوژی دشمنان طبقاتی پرولتاریاست انتقاد کنیم ،باید از دستاورده های عظیم بشریت مترقی که بشکرانه ی جهان بینی کمونیستی و قوانین ماتریالیسم تاریخی و دیالکتیک به دست آمده قدر دانی کنیم وبار دیگر نسل کنونی را به راستین بودن انقلابیون پیش از ما که در صفوف میلیونی برای آرمان های بشریت مترقی مبارزه کردند ایمان داشته باشیم .

باید از افراط گرایی در زمینه اختلافات تئوریک پرهیزکرده، سکتاریسم ناشی از آنرا طرد نموده ودست های کمونیست های موجود را که همچنان در شرایط بسیار سخت به آرمان های خود وفادار مانده اند رفیقانه بفشاریم. تنها در این صورت است که می توانیم کمونیست ها را متحد ویکی کنیم و گامی اساسی در تدارک ایجاد حزب بر داریم. سکتاریسم موجود که ریشه آن میان روشنفکران خرده بورژوای من اول وبه دور از جنبش واقعی کارگری دارد، سالها است که در امر یکی شدن کمونیست ها اخلا ل می کند و سد بزرگی در پیش روی به جلو وتربیت نسل جوان انقلابی است. در هر مجلسی که جوانان با شورو شوق بروز هستند باید از آنها آموخت و به نوسازی خود پردداخت .

نقطه پایان

نظر خواهی از داخل و تصمیمی جمعی تر برای پیش روی

ادامه ی کار قدم اول به شیوه های این چند سال گذشته ما را نه تنها به خدمت به تدارک حزب نزدیک

نمی کند بلکه ما را ازهم دورکرده و به خواست رفقای کارگر برای متحد کردن کمونیستها لطمه می زند. باید با کمک رفقای همرزم شاهرخ زمانی برای پیش روی به جلو از این حلقه جمع کوچک که اختلاف هر روز زیادتر می شود بیرون بیاییم. شاهرخ زمانی را معلم خود بدانیم و راه اورا برای ایجاد حزب انقلابی در پیش گیریم . راه اصلاح پیروی از آموزش های اوست و ایجاد تشکیلاتی با شرط وشروط اصول کمونیستی است که شاهرخ مطرح کرده وبرای اینکه بتوانیم به نوسازی قدم اول مشترکن بپردازیم ضروری است به جای شیوه ی تا کنونی افشاگرانه و نفی نظرات یک دیگر، با نقد این نوع برخوردها و انتقاد از خود ، نشستی بزرگتر با شرکت بانیان داخل کشور قدم اول که رفقای کارگرهستند و همرزمان شاهرخ زمانی می باشند تشکیل شود و تصمیم نهائی و مشترکی را برای ادامه بهترکار گرفته شود. . ما باید به راهی که شاهرخ زمانی رفته است وفادار بمانیم و به ندای جوانان کارگری که بر سر مزار شاهرخ ندا دادند شاهرخ معلم ماست گوش کنیم. در این زمینه هر چقدر فروتن باشیم وهرچقدر به آموزش از شاهرخ زمانی توجه کنیم بهتر می توانیم به تدارک برای ایجاد حزب انقلابی کمک برسانیم. چنانچه بخواهیم روی یک نکته کیفی برازنده ی جمع قدم اول انگشت بگذاریم نگین سرخ کمونیست تا آخر ، شجاع و مد بربودن شاهرخ زمانی است که متاسفانه با روش در های باز و بدون شرط وشروط در این سال ها آن طور که وظایفمان حکم می کرد نتوانستیم به راه شاهرخ خد مت نماییم.

محسن رضوانی سی یکم ژانویه ۲۰۱۸