تشدید ازخودبیگانگی با شدت یابی رقابت

ازخود بیگانگی از زمان به وجود آمدن مالکیت خصوصی بروسایل تولید، استثمار فرد از فرد و نهایتا قرارگرفتن طبقات حاکم و محکوم درمقابل یک دیگر، پدیده ی تازه ای نیست، ولی شدت یابی رقابت به ویژه در شرایط کنونی حاکمیت نظام سرمایه داری درگام گذاشتن به عالی ترین مرحله ی تشکیل انحصارات عظیم تمرکز سرمایه مالی – صنعتی و حتا عبور از مرحله ی کشوری به سطح ادغام سرمایه های جهانی در این انحصارات، کارتلها و تراستها این رقابتهای خدماتی به سطوح فعالیتهای اجتماعی آموزشی، هنری، ورزشی، کاریابی و غیره چنان رسوخ داده شده که به صورت ایدئولوژی فرد گرائی، نخبه گرائی، فرقه گرائی و غیره درآمده است.

به عنوان نمونه به بخش ورزشی نگاهی نقادانه بیاندازیم: مسابقه فوتبال دو تیم دانمارکی و سوئدی که در ۲ ژوئن ۲۰۱۸ برگزارشدکه در پیشرفته ترین کشورهای سرمایه داری، به عنوان دموکرات ترین کشورهای جهان شناخته شده اند و مدل سوئدی آنها دائما ورد زبان حاکمان این کشورها می باشد. اما با دیدن این مسابقه ورزشی به وضوح شاهد آن بودیم که به جای این که بازی قشنگ هنرمندانه ای ارائه دهند، مهمترین هدفشان بردن مسابقه به سود تیم خود با بازی خشن و تلاش برای بردن به هرقیمت، چپ و راست با پشت پا زدن به حریف تیم دیگر تا حد آسیب رسانی به بازی کنی باعث می شدند که برخی از آنها را ازمیدان بازی خارج نموده و دراین میدان جنگ و نه میدان بازی دوستانه، با بیرون انداختن حریف خوب زمینه را برای بردن بازی به نفع تیم خویش از پیش فراهم می ساختند.

در این میان با توجه به این که درمسابقه فوتبال بدون همکاری ۱۱ نفری که درآن شرکت دارند و تاکتیک بازی خود را درهم آهنگی باید پیش ببرند، درصورت فقدان این هماهنگی حتا بهترین بازی کن هیچ تیمی قادر به ارائه ی بازی فوتبال زیبائی نیست، امری که نشان دهنده ی نقش بازی هماهنگ جمعی برتراز بازی حتا ماهرانه ی فردی می باشد.

اما نظام حاکم سرمایه داری طبق به کارگیری دید رقابت جویانه ی خود، با کشف بازی کن ماهرتر، با پرداخت اجرت بیشتر به او و ایجاد تمایز بین بازی کنان چنان رقابتی بین حتا این تیم ورزشی ایجاد می کنند تا ازاین طریق نخبه های ورزشی را به سوی خود و به سود خود جلب کنند و از این طریق رقابت در درون هرتیمی به وجودآورند تا بازی کنان به انسانهای ازخود بیگانه درخدمت باشگاههای ورزشی تبدیل شوند.

دامنه ی این رقابت طلبی بین باشگاههای فوتبال و طرفداران تماشاچیهای مدافع این یا آن باشگاه، این یا آن تیم فوتبال، چنان برای تماشا به هنگام شروع بازی در میدان فوتبال حاضر می شوند که به سان دفاع از جنگ طلبان خودی و تنها به تیم مورد علاقه خود شعارمی دهند و آواز می خوانند که با رها دیده شده در صورت باخت تیم مورد نظرشان چه در حمله به تیم مقابل و چه افتادن دو تماشگر مدافع به جان هم دست به کتک کاری هم می پردازند و گاهی هم تا به حال دراین ماجراها افرادی کشته شده اند.

همان طور که بدون تولید کردن حیات زندگی انسانها به خطر می افتد، به همان گونه که بازی دوستانه و هنرمندانه به جای این که همبستگی بین انسانها و لذت بردن از بازی قشنگ ورزشی فراهم شود، میدانها به رقابتهای ورزشی چنان فجیعی تبدیل می شوند که انسانها شاهد حس انتقام جوئی دردردفاع از تیمها تبدیل می گردند و به جای رسیدن به مقام بالای دوستی و نمایش جالب، به حیوانات وحشی حاکم و محکوم تغییرمی یابند. طبقه حاکم سرمایه دار از این حالت ایجادکرده در جامعه، انسانها را ازخود بیگانه و فرد پرست تبدیل نموده نهایت سود را برای حفظ حاکمیت خود و قانون جنگل “قویتر بهتر”می برد.

نمونه فوق را می توان در زمینه ی مبارزات سیاسی طبقاتی ملاحظه کرد: کم نیستند کسانی که خود را مدافع طبقه کارگر و ضد نظام سرمایه داری معرفی می کنند، اما به علت تسلیم شدن در شیوه رقابت طلبی، خود مرکز بینی و نخبه گرائی از متحدشدن درخدمت به امر رهائی طبقه کارگر امتناع ورزیده و بدانجا می رسند که حتا بیش از ۶۰۰ سال پیش هشدار داده شد:

جنگ ۷۲ ملت همه را عذر بنه—- چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند؛

به این اعتبار تشکلهائی که تنها خود را مدافع طبقه کارگر قلمداد می کنند، ولی حاضر به وحدت با دیگر تشکلهای مدافع طبقه کارگر نیستند، ازجمله چنان گرفتار در ازخودبیگانه شدن تحمیلی نظام سرمایه داری می باشند. بیان این واقعیت عینی نشان می دهد آنانی که غرق در فرد گرائی و فرقه گرائی هستند نمی توان با راهنمائی نجاتشان داد و به قول معروف: “با مدعی مگوئید اسرار عشق و مستی—  تا بی خبر بمیرد در رنج خود پرستی” تاریخ جواب شکستها را می دهد که ما شاهد نمونه های فراوانی از آنها هستیم.

ک.ابراهیم – ۱۴ خرداد ۱۳۹۷ (۴ ژوئن ۲۰۱۸)