هنرمندان ،روشنفکران و قدرت من بر این سفره خون نمی نشینم (درویشیان )

حسن روحانی بر طبق روال سال های قبل تعدادی از هنرمندان اعم از نویسندگان ، دست اندر کاران سینما و تئاتر و….را به افطاری دعوت کرده بود. ظاهرا تحت عنوان تعامل با هنرمندان و شنیدن حرف های آنان البته دعوت هایی از این نوع توسط فرح پهلوی و هویدا در رژیم سلطنتی  شروع شد . تقریبا همزمان خامنه ای هم با عده ای از ” ادبا و شاعران و اهالی فرهنگ” دیدار جمعی داشته است. حکومت های مختلف همیشه سعی داشته اند که در بین روشنفکران و هنرمندان برای خود جایگاهی پیدا کرده و با تکیه به آن در ادامه سیاست های ارتجاعی برای خود مشروعیت بخرند.برخورد هنرمندان به سیاست نفوذی حاکمیت برخوردی کاملا طبقاتی و جانبدارانه است .برخی به دفاع از همکاری با دولت و تعامل حکومتی برمی خیزند و به عناصری برای ایجاد توهم هرچه بیشتر نسبت به ارتجاع و سرمایه داری در بین توده ها تبدیل می شوند و برخی دیگر با موضع گیری علیه سیاست های ارتجاعی و دفاع از طبقات فرودست و خواست های دموکراتیک کارگران و زحمتکشان صف خود را از حاکمیت جدا می سازند. بطور مثال وقتی قرار شد که کانون نویسندگان با خمینی دیداری داشته باشد. زنده یاد شاملوحاضر به این دیدار نشد و از همان روز های اول صف خود را با این رژیم ارتجاعی و سرکوبگر جدا کرد. اگر هنوز در آن دوران توهمی نسبت به خمینی وجود داشت اما اینک بعد از گذشت نزدیک به چهل سال و برخوردهای جنایتکارانه رژیم جمهوری اسلامی با مردم و بلند کردن پرچم خرافات و عقب ماندگی فکری و فساد و غارت منابع انسانی و محیطی ضدیت افسار گسیخته با فرهنگ و سینما و هنرمندان مترقی و هنر پیشرو و کشتار روشنفکران و نویسندگان ، سانسور گسترده ، آیا نکته مشترکی با سیستم حاکم باقی مانده است که برخی از هنرمندان با قبول دعوت رئیس جمهور این رژیم ارتجاعی سعی به نزدیکی و تعامل با آن دارند.؟ با درک این واقعیت که تنش ‎های شدید اجتماعی از تظاهرات میلیونی تا اعتصابات و ….در.حالیکه امپریالیست ها به کمین ویرانی جامعه نشسته اند اگر نتواند با حضور نیروهای مترقی و انقلابی به تحول انقلابی فرا روید می تواند به طرف سیر قهقرائی تغییر مسیر دهد. این نگرانی نه تنها در بین هنرمندان بلکه در بین بسیاری از مردم وجود دارد و نگرانی واقعی و عینی است. اما حکومت با سوء استفاده از موضوع سعی به سرکوب و آرام سازی و یا مال خود کردن هر حرکت اجتماعی را دارد .آن روشنفکری که نتواند دفاع از مردمش و مبارزات دموکراتیک و انقلابی آنها را تضمین کننده و سدی در برابر سیاست های امپریالیستی ببیند . نه روشنفکر بلکه به قول احمد شاملو دزدانی با چراغ هستند. متاسفانه در بین هنرمندان و روشنفکرانی که زمانی با قلم و هنر خود نمادی از اعتراض به سیستم های فاسد بودند ،برخی به دعوت رئیس دولت ارتجاع پاسخ مثبت داده اند و با شرکت خود به تقویت جناح اصلاح طلب و سبز کمک کردند.توهم دیگری که این هنرمندان دچار آن هستند، اینست آنها قادر به درک این موضوع  که اصلاح طلبان سوپاپ اطمینان رژیم در تنگناهای سیاسی و اجتماعی هستند و در بسیاری از مواقع تا همین حالا هم نجات دهنده رژیم جمهوری اسلامی. بوده اند، نیستند.. می گویند روزی خامنه ای به مهدی اخوان ثالث می گوید حالا انقلاب شده و شما بیائید در دفاع از انقلاب و رژیم جمهوری اسلامی هنر خود را در خدمت انقلاب اسلامی بگذارید.جواب اخوان ثالث برای هنرمند امروز می تواند سرمشقی باشد از تعهد او، می گوید. هنرمند نه با حاکمیت بلکه بر حاکمیت است که می تواند راهیاب مشکلات جامعه باشد.همانطور که بایستی شرکت کننده گان به این دعوت ها و حشر و نشر برخی از آنها را با رژیم جمهوری اسلامی مورد انتقاد قرار داد نمی تواند تشکر و احترام عمیق خود را نسبت به هنرمندانی که با موضع گیری علیه حاکمیت و دفاع از منافع مردم حاضر به شرکت در چنین مجالسی نیستند بیان نکرد.اگر در سال های گذشته هنرمندانی که به این دعوت ها پاسخ رد می دادند فقط صف خود را جدا کرده بودند ولی امسال تعدادی از هنرمندان متعهد ، شجاع و شرافتمند با صدور اطلاعیه ها و نظراتشان را در مدیاها با همه خطرات امنیتی و کاری که برایشان دارد، بصورت صریح و بی پرده ای بیان کردند.در شرایطی که جامعه ما آبستن تحولات انقلابی است نقش روشنفکران و هنرمندان بسیار تاثیر گذار و حتی می تواند سمت دهنده باشد. در بحران های اجتماعی هر فرد ، گروه و عناصر اجتماعی نقش روشن تری از خود بروز می دهند.شدت گیری بحران های اجتماعی هم همانطور که صفوف سازمان های سیاسی ،عناصر و فعالین اجتماعی را در جایگاههای واقعی خود قرار میدهد.، هنرمندان و روشنفکران را وادار می کند که با موضع گیری های خود ،تعلق و خواست ها و تمایلات واقعی خود را تعیین کنند.ما در گذشته نه چندان دور از جنبش مشروطیت تا انقلاب سال۵۶-۵۷ با این امر بطور وسیع و گسترده آن روبرو بودیم.هنوز خاطره اعتصاب هنرمندان و روشنفکران در دانشگاه تهران در مقطع سال های ۵۶-۵۷ و تاثیر آن در امر مبارزه علیه رژیم سلطنتی از یاد نرفته است..بخش بزرگی از روشنفکران و هنرمندان در صد سال گذشته نقشی پیشرو و متحول کننده در جامعه داشته اند.می توان به جرات اذغان کرد که اکثر آثار بوجود آمده و تاثیرگذار متعلق به روشنفکران و هنرمندان عمدتا با گرایشات چپ و سوسیالیستی بوده است.برخورد هنرمندان و روشنفکران به قدرت بازتاب برخورد طبقات مختلف اجتماعی به قدرت و حاکمیت سیاسی جامعه است. امروزه اکثریت مردم خواهان سرنگونی انقلابی این رژیم و جایگزینی آن با یک رژیم دموکراتیک و سوسیالیستی که براساس عدالت اجتماعی و برابری انسان ها، هستند. تاریخ جنبش روشنفکری به ما نشان مید هد که آکثریت آنها همیشه در سمت مردم ایستاده انداتاریخ نشان میدهد مشت بسیار کوچکی هستند که از مردم می برند و به طبقات حاکم می پیوند ند.

آیا روشنفکرو هنرمندان ما به این خواست اکثریت احترام می گذارند و یا در شراکت و یا تعامل با قدرت به آن پشت می کنند. روشنفکران و هنرمندان متعهدی که به خواست دولت و بازی های سیاسی آن گردن نمی گذارند و شجاعانه حاضر به ترک شهرت و قدرت و پول هستند از پشتیبانی ، احترام وحمایت توده ها برخوردارند. اما آن دسته از هنرمندانی که در مقطعی از تاریخ گذشته شان خود را به جنبش های عدالت طلبانه اجتماعی متعلق می دانند و امروز یا در توهم ،عدم درک درست و بالاخره منافع شخصی نه بر قدرت بلکه با قدرت شده اند ،حتما هشدار گونه بایستی به خود آیند آنها باید به یاد بیاورند که  می گویند تاریخ قاضی عادلی است.

ع.غ