دراینجا بس دلم تنگ است و سازحاکمان بدآهنگ است!

دراین ماه مه، جزوه ای به نام ” درباره بحران یا جنگی رخ خواهد داد” از جانب دولت سوسیال دموکرات کنونی سوئد بطور فشرده ای  درمورد “آماده گی درمقابل بحران، دفاع تمام عیار، نظام هشداردهی” می نویسند:

“بسیاری از انسانهاممکن است درمورد دنیای نامطمئن احساس ناراحتی کنند. گرچه سوئد از بسیاری از کشورهای دیگرامن تر است، تهدید علیه امنیت و استقلال ما وجود دارد. صلح، آزادی و دموکراسی ارزشهائی هستند که ما باید هر روز از آنها دفاع کنیم”.

این عام گوئی از خطرات تا آنجا قابل توجیه است که در صورت بروز فاجعه هائی نظیر زیست محیطی، و عملیاتی تروریستی افکارعمومی را برای “دفاع تمام عیار” از این فجایع آماده نمود. اما این راه حلی بسیج کننده ی توده های وسیع مردم نیست و سازماندهی دقیقی می طلبد. وقتی که جنگ و خطر تروریسم پیش کشیده می شود، دولت مسئوول در روشنگری اوضاع کنونی باید دست به تحلیل دوستان و دشمنان خود زده و وجود تجاوز آشکار دشمنان را با دلایل مشخصی که پیوسته علیه کشورسوئد روی می دهند نشان داده و با ایجاد آماده گی درمقابله با این خطر چنین تحلیلهائی را ارائه دهد و توده های مردم را درمقابله علیه هرگونه تجاوزخارجی آماده نگه دارد.

تا زمانی که چنین تحلیلهائی درمورد نشان دادن دشمنان متجاوزی موجودنباشد و یا به طور غیرمستقیم دشمن تراشی صورت گیرد، تنها سئوال و انگیزه ای در دادن چنین جزوه ای مطرح می شود این است که تبلیغ خطر جنگ و مقابله با آن نه به خاطر حفظ استقلال و آزادی خود این کشور، بلکه بر اساس فشارهای نیروهای جنگ طلب کشورهای سرمایه داری برای حفظ حاکمیت خود این نظام در جهان ست که نیاز به استفاده از توانائیهای نظامی دیگر کشورها و کشاندن آنها به سوی شرکت در قدرت نظامی ناتو تحت رهبری امپریالیسم آمریکا و یا حتا ایجاد دفاع نظامی اروپائی تحت رهبری اتحادیه ی اروپا می باشند و این نیروهای جنگ طلب درون خود این کشور نیز پیوستن به این اتحادهای نظامی امپریالیستی را مجدانه توصیه می کنند.

با وجودی که چنین تهدیدهائی علیه کشور سوئد در ۱۰۰ سال گذشته صورت نگرفته، و این کشور به مثابه یک ویترین نظام جهانی سرمایه داری جهت جلب کشورهای جهان به پذیرش این الگو بوده است پس احساس خطررا مطرح کردن، امر جا انداختن تقویت نظامی امپریالیستی و شرکت درماجراجوئیها می باشد. وگرنه چنانچه نظام حاکم در سوئد به مثابه کشوری صلح دوست در سی سال گذشته به محکوم کردن تجاوزات فاشیستی صهیونیستها به ملت ستم دیده ی فلسطینی و جنگهای تجاوز کارانه ی دیگر توسط ابرقدرت امریکا نپرداخته و نشان داده است که در معرفی دشمنان صلح جهانی موفق عمل نکرده است. اگر چنین موضعی این دولتها در سوئد داشتند تمرکز تبلیغات جهانی و داخلی خود را روی جلوگیری از جنگ فاجعه بار کشتارصدها میلیونی و ویرانی جهان گذاشته و فریاد رسای نه قاطعی را به پیمان نظامی متجاوز امپریالیستی ناتو می رساندند. چنین موضعی می توانست در حفظ صلح جهانی اثر مثبتی برجای بگذارد که درزمان نخست وزیری اولاف پالمه قربانی شده، داشتند. ولی ماهیت استثمارگرانه و ستمکارانه نظامهای سرمایه داری به خصوص در مراحل گندیده گی امپریالیستی حکم می کند که جنگ وسیله ی مطلوبی است برای حفظ سلطه بر کشورهای ضعیف پیرامونی و غارت منابع طبیعی و استفاده از نیروی ارزان کار این کشورها و دراین رابطه تامین راههای سود بردنها.

باتوجه به رشد ناموزون کشورهای امپریالیستی و به وجود آمدن کشورهای جدیدی در جهان امپریالیستی نظیر چین که ابرقدرت آمریکا را به چالش کشیده، کشورهای اروپای غربی و مرکزی در دهه های اخیر از دوستان ابرقدرت آمریکا بوده اند تلاش بیهوده ای درحفظ وضع موجود می کنند. ولی همان طور که درقرن گذشته ابرقدرت آمریکا به ویژه بعد از جنگ جهانی امپریالیستی دوم رهبری این نظام را به دست آورد و استعمارگران امپریالیست انگلیس و فاشیسم افسارگسیخته آلمان و متحدینش قدرت خود را درجهان از دست دادند، اکنون زمان فروپاشی ابرقدرتی آمریکا فرارسیده است.

برای جلوگیری از جنگهای ارتجاعی امپریالیستی ضروری است پرچم دفاع از صلح بین المللی جهان و مقابله با جنگ افروزی توسط آنان که بیش از ۹۵ درصد مردم جهانند، تنها معیار دفاع از صلح و تحقق و حفظ آن می باشد و نه دامن زدن به  دفاع مسلح و آماده شدن در دفاع از خود صرف!؟

ک.ابراهیم – ۱۰ خرداد ۱۳۹۷ (۳۱مه ۲۰۱۸)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *