سرنوشت برجام

بعد از مدتها کشاکش دیپلماسی ،ترامپ آمریکا را از قرارداد برجام بیرون کشید و از تمامی تعهداتی که در قبال این قرارداد بین المللی سپرده بود شانه خالی کرد.همانطور که بستن این قرارداد یعنی سپردن کنترل منابع هسته ای به دست امپریالیست های گوناگون مورد تائید مردم ما نبود همینطور از بین رفتن این قرارداد و بالا گرفتن تنش های نظامی و سیاسی به نفع مردم نه تنها ایران بلکه خاورمیانه نیست.

زمانی این قرارداد به انجام رسید که بعد از مدتها مذاکره در درجه اول با اروپائی ها و بعدا با اضافه شدن آمریکائی ها به قرارداد ۵ بعلاوه یک که از پنج کشور فرانسه ، انگلستان ، چین ، روسیه ، امریکا و آلمان با ایران معروف شد . این قرارداد فعالیت های هسته ای ایران را تحت کنترل خود تا سال ۲۰۲۵ قرار می دهد و در برابر طرف های مقابل تحریم های ناشی از فعالیت های هسته ای ایران را لغو و مناسبات عادی را طی یک دوره برقرار خواهند کرد.این تحریم های از فروش نفت تا قراردادهای اقتصادی ، ارتباطات بانکی و معاملات با دلار و خرید برخی از اقلام نظامی را شامل می شود.در طی چند سال گذشته آژانس بین المللی انرژی هسته ای تائید کرده است که جمهوری اسلامی مفاد این قرارداد را اجرا کرده است.برجام بعد از توافق قدرت های بین المللی با ایران به تصویب سازمان ملل رسید و به عنوان یک قرارداد بین المللی شناخته می شود.

برجام در زمانی که آمریکا و غرب با شکست سیاست هایشان در عراق و لیبی و افغانستان روبرو شده بودند و ادامه حضور نظامی را در آن مقطع در عراق بی فایده می دانستند و سیاست نفوذ به خاورمیانه بویژه ایران از طریق نظامی کارآئی خود را از دست داده بود بسته شد. روشن بود که این قرارداد موقت و براساس توازن نیروها در خاورمیانه و در سطح گسترده تری در سطح جهانی شکل گرفته است.

طی چند سالی که از امضاء این قرارداد می گذرد در اردوگاههای امپریالیستی تغییرات چندی صورت گرفته اولا اینکه امپریالیسم آمریکا تا حدی توانسته بر مشکلات ناشی از کاهش رشد اقتصادی غلبه کند و تهاجم جدیدی را برای سرکردگی بر دیگر رقبا آغاز کند. دوم اینکه تضادهای آمریکا با اروپا و روسیه و چین و براه اندازی جنگ های نیابتی و فروش اسلحه برای صنایع اسلحه سازی آمریکا بسیار پول ساز بوده است که در کنار آن بسیار دیگری از صنایع آمریکا در حال بازسازی و رشد می باشد. اما امپریالیسم آمریکا برای رسیدن به قدرت با مشکلات زیادی که ناشی از رقابت های افسارگسیخته با هزینه های سرسام آور و بحران های اقتصادی همراه آن است. از طرف دیگر آمریکا از قدرت های دیگر امپریالیستی بیشتر مورد تنفر مردم جهان است.افکار عمومی مردم جهان نسبت به آمریکا همچون افکار عمومی مردم جهان نسبت به انگلستان در سال های جنگ دوم جهانی است.کنترل رسانه های بین المللی آنلاینی و تلویزیونی نیز نتوانسته آنرا تغییر دهد.بویژه که حتی متحدین آمریکا بطور زیرکانه روزانه زیرپای آنرا خالی می کنند.بطور مثال حمله موشکی آمریکا ، انگلستان و فرانسه به سوریه با بهانه استفاده از سلاح های شیمیائی نه تنها حقانیتی برای این دولت های به ارمغان نیاورد بلکه نفرت مردم جهان را از این گستاخی  ها و کشت و کشتارها و حمله به کشورهای ضعیف بشدت افزایش داده است.

در این زمان مشخص سرمایه داری آمریکا برای پیشبرد سیاست هایش به رفتارهایی شبیه ترامپ و جان بولتون احتیاج دارد.رفتاری که هیچ تعهدی نسبت به قرار دادهای بین المللی و تعهدات ناشی از آن نداشته باشد و تمامی ارزش های حتی خود ساخته را نیز به تمسخر و سخره گرفته و آنها را پای مال کند.از طرف دیگر موضع تهاجمی ترامپ در رابطه با برجام دارای استفاده های داخلی و بستن دهان رقبای داخلی سیاسی اش نیز هست. او در صحنه سیاست بین المللی سیاست مشت علیه مخالفین را در پیش گرفته است تا در داخل اجازه هیچگونه مخالفتی را ندهند، مشتی که در صورت موفقیت در آینده بر سر مخالفین داخلی فرود خواهد آمد

جایگاه جمهوری اسلامی در این رقابت های بین المللی این است که امروزه در بلوک بندی چین و روسیه قرار گرفته است و بعلت موقعیت استراتژیک و ژئوپلتیکش به یکی از مراکز رقابت تبدیل شده است.ایران کشوری است که دروازه آسیا از طریق اروپا و آفریقا است و یک قدرت نظامی و سیاسی منطقه ای به حساب می آید .برجام قرارداد موازنه قدرت برای قطب های قدرت بوده است .امپریالیسم آمریکا با اتکا به وضع کنونی اقتصادی و نظامی اش دیگر خواهان این قرارداد که موازنه چند سال پیش را بیان می کرد نیست . سیاست تکیه به آشوب و تنش های فزاینده منطقه ای برای کنار زدن و عقب راندن رقبا و فشار به آنها برای تن دادن به خواست های امپریالیسم آمریکا فقط به مسئله برجام برنمی گردد این سیاستی است که آمریکا در دریای چین ، آفریقا هم بشدت دنبال می کند. رژیم های عربستان سعودی و اسرائیل بصورت غیر واقعی در رسانه های بین المللی بزرگ نشان داده می شوند تا در آشوب های آینده نقش کشورهای غربی پوشیده نگاه داشته شود.

اما اینکه قدرت های اروپائی بر باقی ماندن در برجام تاکید می کنند دارای چندین دلیل از جمله منافع وسیع اقتصادی در بازار ایران ، استفاده از تحرکات ضد آمریکائی بودن ایران برای تحکیم موقعیت خودشان در خاورمیانه و بالاخره جلو انداختن آمریکا و استفاده از هرج و مرجی که بوجود خواهد آمد است. در این کشکمش دیپلماتیک چه آنانی که از برجام دفاع می کنند و یا آنها که با اما اگر خواهان حفظ آن هستند و نیز آمریکا هیچکدام در خدمت منافع مردم منطقه و یا ایران نیست ، تنها و تنها منافع اقتصادی قدرت های امپریالیستی و شرکت های غول آسای فراملی مورد نظر و چانه زنی است.روشن است که آمریکا منطقه را عمدا به طرف تنش و درگیریهای سیاسی و نظامی بیشتری سوق می دهد.آمریکا همچون یک قداره بند بین المللی عمل می کند و در سظح جهان هل من مبارز می طلبد.مسئله تعرفه گذاری بر آهن و آلومینیم ، دریای چین ، شرکت در درگیری های سوریه و….سیاستی است که از موضع مشت محکم حرکت می کند تا امتیازات بسیار بیشتری از رقبا اتحادیه اروپا و چین و روسیه بگیرد.

دهه گذشته دهه ضعف آمریکا و تقویت اتحادیه اروپا ، چین و روسیه بوده است. برای آمریکا این روند بایستی عوض شود.این کشور که سال ها سرکرده دارودسته های امپریالیستی بوده است در حال سقوط به موقعیت درجه دوم و سوم است. آمریکا در عین اینکه هنوز پرقدرت ترین اقتصاد و نیروی نظامی جهان را داراست. اما روند رو به جلو نشان می دهد که قدرت های رقیب (اتحادیه اروپا و چین و روسیه ) در حال رسیدن و یا جلو زدن از آمریکا هستند.

در این بلبشوی خبری و رسانه ای دو مسئله مجزای انرژی هسته ای و سلاح های هسته ای  آگاهانه یکی گرفته شده است تا معلوم نشود هر کدام از طرفین دعوا چه موضعی دارند. انرژی هسته ای در دنیای امروز برای همه کشورها به یک ضرورت تبدیل شده است و نه تنها حق ایران بلکه همه کشورهای جهان است که از آن استفاده بهینه کرده تا بتوانند صنایع و اقتصاد خود را جلو ببرند. بر طبق قوانین بین المللی این حق به رسمیت شناخته شده است.اما آنجا که مسئله سلاح های هسته ای و تولید بمب های اتمی و هیدروژنی و کشتار جمعی مطرح است این حق هیچ کشوری و من تاکید می کنم هیچ کشوری نیست که آنرا تولید کرده و یابفروشد. مسئله این است که باید معیار های دوگانه را به زمین گذاشت. رژیم جمهوری اسلامی یک رژیم فاشیستی و تروریستی است آیا دولت های امپریالیستی در سطحی بسیار بالاتر و در ابعاد هولناکتر همان کارها و سیاست هائی  را که رژیم جمهوری اسلامی در منطقه جلو می برد ، انجام نمی دهند؟ تولید سلاح های کشتار جمعی بایستی ممنوع و بطور دسته جمعی کنترل شود. این جواب درست به مسئله است. می توان دولت مرتجع یک کشور جهان سومی را وادار کرد که تن به حراج کشور خود بدهد ولی در این حراج هیچ نکته درستی از صلح و امنیت و مزخرفاتی از این قبیل که این روزها نقل محافل امپریالیستی است ،در خود ندارد.متاسفانه دود این نوع فریب کاری های دیپلماتیک در تحمیل قراردادهایی نظیر برجام ویا در زیرپا گذاشتن آن به چشم مردم و در درجه اول کارگران و زحمتکشان جامعه خواهد رفت.

کنار رفتن آمریکا از قرارداد برجام و اجرای تحریم های تازه شروعی بر تنش های شدید تر و خشونت بار تر در منطقه است تلاش دارد آنرا به درجه ای از آشوب بکشاند که  شیرازه های جوامع را در هم.فرو ریزد.رفتارهای رژیم جمهوری اسلامی به این سیاست بطور مستقیم کمک می کند رژیمی که به غیر سرکوب ، شکنجه و زندان علیه مخالفین خود از هیچ جنایتی رویگردان نیست ، رژیمی که همه معیارهای انسانی ، اخلاقی ، معیشتی ، سیاسی را زیر پا گذاشته است.رژیمی که خود کپی مخالفین جهانی اش در شکل عقب مانده و کوچکتری است چگونه قادر به دفاع و حراست از منافع مردمان سرزمینش است.در حقیقت رژیم جمهوری اسلامی ایران در برابر اراده مردم خود برای تغییر و ایجاد یک کشور متحد ، مترقی و سوسیالیست ، متحد قدرت های بزرگ امپریالیستی است. آن اپوزیسیون خود فروخته ای که منتظر محاصره اقتصادی ایران و ویرانی کشور در خدمت به قدرت رسیدن خود است. هیچ فرقی با جمهوری اسلامی بغیر از نام و نشان ندارد.آنها بعلت موضع طبقاتی شان قادر به درک این موضوع نیستند که تحریم های اقتصادی کشورهای امپریالیستی غربی فشار و فقر مستقیم و فزاینده ای را برای همه اقشار و طبقات فرودست  در نبود یک نیروی متشکل آگاه می تواند تبدیل به شورش های کوری شود که داعش ها و طالبان ها را در خود پرورش دهد.

در این اوضاع پر آشوب که با تشدید تضادهای امپریالیستی به سطح خطرناکی رسیده است. هیچ نیرویی به غیر از مردم متشکل و آگاه قادر به جلوگیری از آن نیستند.شتاب سرمایه داری اجازه ایستادن و یا کنار کشیدن از این رقابت های افسار گسیخته به ‎هیچ نیروی سیاسی ، نظامی ، اقتصادی سرمایه داری را نخواهد داد.سرمایه داری در حال برپائی جنگ های خونینی در آینده نزدیک است بایستی اوضاع را دریابیم.سازش ها در رقابت های سرمایه داری همیشه موقت و گذار بوده است آنچه که در این سیستم پر از ستم و استثمار و جنایتکار دائمی است ،رقابت های افسارگیخته همراه با جنگ های و کشتارهای دسته جمعی از کارگران و زحمتکشان و خلق های دربند جهان کنونی ماست. این روند در اشکال مختلف از چانه زنی های دیپلماتیک تا بمباران هسته ای تا جنگ های داخلی ،محاصر اقتصادی ، ترور و خرابکاری و ویرانی جوامع انسانی تا سازماندهی گروههای تروریستی و…. در حال جریان است .

جواب برجام چانه زنی و یا دفاع از یک طرف و یا دلسوزی نیست .جواب برجام برای ما که می دانیم  نیروی دیگری بجز توده های متحد و متشکل زیر پرچم طبقه کارگر و مشخصا حزب کمونیست که وظیفه خود را انهدام نظام پر از ستم و استثمار و ظلم سرمایه داری اعلام کرده اند نمی تواند وضعیت را از این روند خارج کند، متحد و متشکل شدن و سرنگون کردن انقلابی رژیم اسلامی و کوتاه کردن دست امپریالیست ها از سر کارگران و زحمتکشان و خلق های ستمدیده جهان است.

ع.غ

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *