تنها شاهراه درست موجود کنونی

گسترش وسیع ترین آزادی های سیاسی و اجتماعی از پایین تر ین اقشار جامعه که   در برگیرنده ی اکثریت عظیم توده های ستمدیده و استثمار شده باشد ، تنها راه برون رفتن  از بحران عظیم کنونی ایران است که می تواند رژیم حاکم را براندازد و از تجاوز وسلطه ی امپریا لیست ها جلو گیرد و به سود پیشرفت و ترقی مردم ایران و منطقه و  صلح جهانی باشد . کمونیستها باید از طریق یکی شدن و پیوند با جنبش کارگری در این راه همه جانبه تلاش کنند.چون انجام چنین وظیفه سترگ ، سخت و بغرنج تنها به دست طبقه کارگر ایران و وسیعترین اقشار ستم دیده و استثمار شده از کلیه ملیت های ایران  میسر است. این طبقه ، نه تنها تولید کننده و سازنده ی تمام احتیاجات زندگی مردم اند ، نه  تنها اکثریت جمعیت کشور را تشکیل می دهند  بلکه در تغییر انقلابی جامعه و رهایی اکثریت عظیم توده ها  هیچ چیزی از دست نمی دهد  جز زنجیر های برد گی به صاحبا ن سرمایه و قدرت نظامی – مذهبی ستمگر و جنایتکار حاکم ، اما  همه چیز به دست می آورد و به گفته ی انترناسیونال : هیچ بود گان هر چیز گردند . تاریخ گواه بر این است که چنین وظیفه ای به آسان به سر انجام نمی رسد

بگذارید مروری کوتاه به این واقعیت تاریخی کنیم :

صد سال تجربه مبارزه طبقه کارگر و کمونیست های ایران و نزدیک  د و قرن مبارزه ی جهانی طبقه کارگر چه قبل از آگاهی و چه بعد از انتشار ما نیفست حزب کمونیست و ایجاد انترناسیونال اول نشان میدهد  نظام های کهن و بویژه نظام سرمایه داری سگ هفت جانی است که به آسانی نمی میرد . حتی در سرزمین هائی هم که سوسیالیسم به پیروز ی رسید  بار دیگر سرمایه داری آنرا به شکست کشانید و بار دیگر به گسترش و سراسری  شدن بازهم بیشتر خود ادامه داد. امروز پرولتاریای جهانی با اینکه قشونش به میلیاردها رسیده است ، با اینکه در پاره ای از کشورها توانسته همچنان دستاورد های اجتماعی ،حقوقی و اقتصادی خود را تا اندازه ای حفظ کند  اما در میزان جهانی همچنان طبقه ایست ستمدیده ،شدیدا استثمار زده و برای لقمه ای نان خانوادهایشان مستاصل. چرک و خونی که از پنجه ها ی سرمایه می چکد را دیگر مارکس وانگلس نیستند ببینند  ، اما میلیارها انسان زحمتکش با پوست و گوشت خود این واقعیت را امروز حس می کنند و حتی بیل گیت هم به بن بست رسیدن جامعه سرمایه داری اقرار دارد  مع الوصف همچنان سرمایه داری از این بحران به بحرانی دیگر خود را می کشاند و جنازه گندیده اش  در خیابان ها  افتاده است ! کو  آن حزب انقلابی سیاسی پیشرو طبقه کارگر، بلشویک های قرن بیست ویکم ، همبستگی جهانی کارگران  که خیزش میلیونی   زحتمکشان وتوده ها را  در به گور سپردن  سرمایه داری هدایت کند..

بر ماست با  دیدی آموزشی به گذشته برگرد یم ،  از موضع استوار طبقاتی و شیوه ای علمی کند و کاو کنیم که چرا  راه پیروزی سوسیالیسم و کمونیسم آنقدر  سخت ، پیچیده و بغرنج و نسبتن طولانی شده است. چرا پیش بینی مارکس که انقلاب کارگری از  انگلیس آغاز می شود ، تحقق نیا فت و چرا انقلاب  در کشوری با اکثریت  دهقانی رو سیه تزاری به پیروزی رسید و پس از آن  بازهم پیش بینی انقلابات دیگر کشور های اروپایی به ثمر ننشست و مجبور شدند  برای ادامه انقلاب جهانی رو به خاور کنند و برای نجات انقلاب  کشور شوراها  متحدین نوینی از کشور های مستعمره و نیمه مستعمره جستجو کنند.؟ تازه آنجا هم که سوسیالیسم به پیروزی رسید دائمی نشد و سرمایه داری از درون نظام سوسیالیستی را چون خوره خورد و پوساند و آنرا سرنگون کرد ؟ چرا کمونیست های ایران با اینکه با سربلندی در اوائل قرن پیش حزب کمونیست را بنیاد گذاشتند  ، با اینکه نسل اندر نسل به مبارزه ادامه دادند امروز همچنان پراکنده و در سیاست عمومی کشور به حساب نمی ایند ؟  امروزه سرمایه داری جهانی در هیبت انحصارات غول پیکر و با قدرت های سیاسی حاکم امپریالیستی  همچنان با هرگونه گرایش کارگری و کمونیستی  مخالفت می ورزد و بهر و سیله که شده از به قدرت رسیدن این طبقه جلوگیری می کند و چنانچه به قدرت رسد برای بازگشت آنها به سرمایه داری در آسمان و زمین ،پنهان و آشکار برنامه می ریزد و پیاده می کند. با روی کار آمدن ترامپ حتی خط رشد گرایش فاشیست ضد کمونیستی بیشتر شده است ، بنابراین طبقه کارگر با دشمنی سرسخت ، ماهر و تجربه دار در جنگ طولانی روبروست.  ضروریست خوب دشمن را و امکانات دشمن را بشناسد ، به مبارزه ای مشت در برابر مشت بپردازد ،از نیروی پراکنده کنونی به نیروی  آگاهتر ، متشکل تر  و فشرده تر تبدیل شود  تا در نبرد های اجتماعی ،اقتصادی – سیاسی و نهایتا نظامی از کوچک به بزرگ و از ضعیف به قوی تبدیل شود. این کار میسر نیست مگر با داشتن حزبی سیاسی پیشرو طبقه کارگر که با بهترین عناصر انقلابی کارگری ، استخوابندی تشکیلاتی  محکمی را در کارخانه و تمرکز کارگران بوجود آورد . چنین حزبی ضروریست بر اساس اصول تجربه شده ی تابحال پیروزمند بلشویکی که توانستند کارگران و توده های وسیع مردم را بسیج و متشکل سازند و دشمنا ن طبقاتی قوی خود را در هم شکنند ، بنیاد گذارده شود و تکامل یابد  . اکنون جنبش کارگری توانا ی در حال رشد ایران فاقد چنین حزبی است اما احزاب و سازمان ها و کمونیست های منفرد هستند که با کوله باری از تجربه مبارزاتی  بعنوان خاطره ی جمعی می توانند نقش مثبتی بازی کنند و چنانچه  براساس اصول و برنامه با هم یکی شوند به نیروی پر قدرتی برای ایجاد یک حزب  موثر در پیوند با طبقه کارگر  و هدایت جنبش کارگری تبدیل گردند. بیش از نیم قرن  مبارزه ی همه جانبه ایدیولوژیک در جنبش کمونیستی ایران و جهان بویژه روشن شدن مبارزه میان دو خط مشی در درون احزاب و جنبش کمونیستی اساس مانیفست کمونیستی نوینی  ریخته شده است.

درد کمونیست ها همگانی است چون درد طبقه کارگر همگانی است و رهائی اش در گرو  رهائی کل جامعه از یوغ نظام جهانی سر مایه است ..کمونیست ها باید یکی شوند و  با پیوند فشرده با طبقه کارگر و رویاندن  ریشه های عمیق تشکیلاتی  درمیان آنها  بطو ری که استخوانبندی اساسی کمونیستی را استوار سازد ،کادر های پیشرو ، بادرایت ، از خود گذشته کارگری را  به جنبش تاریخی کارگران عرضه دارد تا  از این طریق  شرائط برای بسیج ومتشکل کردن وسیع ترین و عظیم ترین نیروی مردمی را بوجود آورد و در عمل نیروهای انقلابی را به نیرویی شکست ناپذیر تبدیل کرد.این تنها راه و   تنها بد یلی است که پیروزی یک انقلاب عمیق اجتماعی راتضمین می کند .این واقعیت های تاریخی که پراتیک اجتماعی جوامع گوناگون گواهی سترگ بر صحت آنا ن است به چه معنی است. آیا  آنطور که صاحبان سرمایه و ایدئولو گ های بورژوازی مدعی شده اند به پایان تغییرات اجتماعی رسیده ایم و نظام سرمایه داری ختم نظام های اجتماعی است ؟ آیا آنطور که رویزیونیست ها و رفرمیست های خزیده در جنبش کارگری مدعی اند کمونیسم قابل رسیدن نیست و باید راه میانه  را رفت ، سازش طبقاتی را در پیش گرفت و در خدمت سرمایه  پنجه های  سرمایه داری را لطیف و نرم جلوه داد ؟ آیا باید در خوش خدمتی سرمایه جهانی دست به نفی کلیه دستاورد های پرولتری زد و با سیاهکاری کل اندیشه های انقلابی  کمونیسم علمی را زیر سئوال برد؟

پاسخ به این نظرات منفی است .

سرمایه داری با تمام  وسائلی که به چنگ آورده بنابر ماهیتش که کارل مارکس داهیانه دو قرن پیش  شناساند  بحران زاست و امروز همچنان با بحران ساختاری روبروست.

انحصارات بعنوان مرحله ی از تمرکز سرمایه نه تنها بحران عمومی سرمایه را حل نکرده بلکه بر شدت آن افزوده است. امروز سراسر جهان را رقابت های انحصارات مالی سرمایه داری  فراگرفته و هرج ومرجی خانمان برانداز تر از هر زمان بوجود آوردهاشت خطر فاشیسم و جنگ جهانی هر روز بیشتر می شود .

با بحران ساختاری و خیزش دائمی جنبش های خیابانی   دوران نوینی در مبارزات توده ای که ماهیتی ضد سرمایه داری دارند بوجود آمده و گرایش های منفی بافی و انحلا ل طلبی را هر روز بیشتر به عقب می راند.

بار دیگر در جهان کشور ها  در برابر ابر قدرت ها  و جریان چپاول انحصارات امپریالیستی  برخاسته اند

بار دیگر خلق های ستمد یده و زیر سلطه برای رهائی از قدرت های محلی و امپریالیستی پشتیبان و برای دمکراسی  دست به مبارزه زد

اما آنچه بر جسته تر دیده می شود ،آنچه توفنده تر و پر قدرت تر است جنبش کارگران وزحمتکشان ،حنبش زنان و دانشجویان و…. از پائین از قعر اجتماع است که رادیکال تر و وسیع تر در حال بر خاستن است . آنها  انقلاب می خواهند.

در اوضاع کنونی جهان و ایران کمونیست  ها باید با نوسازی دائمی خود و با آموزش از اوضاع  در حال تغییر جهان بویژه ایران از طریق یکی شدن و پیوند با جنبش کارگری بدیل سوسیالیستی را به پرچم راستین انقلابی توده ای هم در براندازی نظام حاکم سرمایه داری اسلامی و هم ضد امپریالیستی و ضد جنگ و دخالت خارجی زیر لوای رژیم چنج سیا ، تبدیل سازند.تنها از طریق سازماندهی ومتشکل شدن توده ها  و با اتکا ء به نیروی خود است که  قدرت نظامی – مذهبی که در این چهار دهه به زور وزندان و اعدام استقرار یافته را  می توان به زیر کشید   ، بیگانگان جنگ طلب و رژیم چنجی را هم خلع سلاح کرد و انقلابی را که کمترین درد و ویرانی  برای جامعه در حال انفجاردارد به سر انجام رساند. راه حل  اصلاح طلبان داخل و خارج نظام  چهل سال توهم  کشنده را برای تغییر در میان توده ها پراکنند  و به تداوم  نظام خدمت کرد ند ورهبرانشان حتی تابحال به نادرستی تلاش عبث خود اعتراف نکرده اند  ، بدیل مجاهدین  ماجراجویی در داخل ودریوزگی و  وابستگی در خارج از صدام به ابن سعود وامروزه به ترامپ هم  نتیجه ای  جز شکست و بهدر رفتن خون زیادی از جوانان  نداشته است ، چهل سال فراریان ترسوی محمد رضا شاهی که  در پی رژیم چنج آمریکائی روز شماری کرده اند و امروزه ناسیونالیسم تنگ نظریه ای را تبلیغ می کنند  شکست خوردگان قدیم اند که بازگشت به استبداد مورثی را آرزو دارند.

تنها یک شا هراه درست  موجود است:

راه طبقه کارگر ، راه اتکا به نیروی لایزال توده ها ، راه استقلال از ابر قدرت ها ، را هی با هدف انقلابی سوسیالیستی  و این راه با گسترش وسیع ترین آزادی های سیاسی واجتماعی ودر برگیرنده ی اکثریت عظیم توده های ستمدیده و استثمار شده ، تنها راه برون رفت  از بحران عظیم کنونی ایران است که می تواند بسود پیشرفت وترقی مردم ایران و منطقه و  صلح جهانی باشد

دیلم دوم ماه ژوئن ۱۸