زنان و ورزش

بالاخره بعد از چند دهه زنان توانستند وارد ورزشگاه آزادی برای دیدن بازی  تیم ملی فوتبال ایران و تیم ملی فوتبال جام جهانی فوتبال پرتغال شوند. ورود زنان به ورزشگاهها از زمان به قدرت رسیدن رژیم اسلامی به یک تابو تبدیل شده بود و یکی از خط های قرمز حکومت در ایران بود . البته ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاهها تنها محدودیتی نبود که رژیم اسلامی برای زنان ایران بوجود آورده است. اما این  یکی از عرصه های زنان برای طرح درخواست های محقانه است.

هنوز رژیم ایران به قدرت نرسیده بود که با اخراج گسترده زنان از ادارات دولتی ، برقراری حجاب اجباری و از بین بردن حقوق زنان در خانواده ، سعی کرد که زنان را به افراد درجه دوم در ایران تبدیل کند. اما زنان زیر بار احجافات رژیم جمهوری اسلامی با قوانین اسلامیش نرفتند و از همان روز اول رویارویی و برافراشتن پرچم اعتراض و مبارزه علیه حاکمین توسط زنان قهرمان ما شروع شد. جواب زنان به عقب راندن خود از سطوح مختلف اجتماعی برای رژیم اسلامی به بی آبرویی ، شناخت عمیق زنان و دیگر جنبش های ارتجاعی از رژیم و…نهایتا عقب نشینی مفتضحانه اش تبدیل شده است.بطور عینی رژیم اسلامی به خواست های زنان در انقلاب سالهای ۵۶ -۵۷ برای برابری با مردان را نه تنها گردن نگذاشت بلکه حداقل حقوق بدست آمده را نیز به زیر یوغ محاق کشید و زنان را از اولیه ترین حقوق فردی و اجتماعی خود محروم کرد.

در طی چند دهه گذشته زنان بر سر درخواست های متعدد خود قدم به قدم مبارزه کرده اند و رژیم را به عقب رانده اند از جمله قبول کار زنان در خارج از خانه ، پذیرش تلاق ( با هزار اما و اگر) از طرف زنان ،شرکت زنان در تحصیلات سطح عالی ، حضور زنان در برخی مسئولیت های دولتی ، درگیری بر سر مسئله حجاب ،بوجود آوردن تشکلات زنان. این مبارزه همچنان ادامه دارد. و آخرین موفقیت هم مسئله حضور زنان در ورزشگاهها بود که حتی اگر موقت هم باشد بالاخره شکسته شد .

با تمام این مبارزات هنوز زنان را هی بس سخت و طولانی را برای رسیدن به حقوق برابر اجتماعی در برابر خود دارند.هنوز حق حضانت فرزند در درجه اول به پدر می رسد ، زنان از حق ارث برابر با مردان برخوردار نیستند دستمزد برابر بین زنان و مردان برای کار مساوی موجود نیست ، در سطح مدیریت جامعه زنان عملا عقب رانده شده اند و……..دست آوردهایی که زنان تا به حال در کسب حقوق خود و مبارزه علیه رژیم اسلامی داشته اند ، هنوز بسیار از خواست های اولیه کمتر است .اما زنان ایران همچنان که مصممانه بر سر خواست های خود ایستاده اند در روند مبارزات خود با متحد شدن با دیگر جنبش های مترقی پوزه رژیم اسلامی را به خاک خواهند مالید.دیگر دوران کتک  زدن زنان در خیابان ها گذشته است .هر دست درازی نیروهای انتظامی نه تنها با مقاومت سرسختانه زنان بلکه پشتیبانی مردان و نیز زنان حاضر در صحنه روبرو شده و در بسیار از مواقع رژیم مجبور به عقب نشینی می شود . و نیروهایش تحقیر شده و کتک  خورده پا به فرار گذاشته اند.جنبش اعتراضی “زن بدون حجاب” و ” آزادی پوشش” با سرکوب بیرحمانه و و حکم سال ها زندان برای زنانی که حجاب از سر برگرفته بودند روبرو شد. اما این مسئله نشان داد که اعتراض زنان از حجاب اجباری گرفته تا دیگر حقوق اجتماعی و فردی نه تنها دیگر مسئله ای فقط زنانه نیست بلکه مشکل اجتماعی بزرگی است که به مبارزه عمومی تمامی جامعه علیه حاکمین و سیستم عقب مانده و استثماری و سرکوبگر دولت اسلامی ارتباط تنگاتنگی پیدا کرده است. از جنبش زنان، بورژوازی داخلی و بین المللی و احزاب و تفکرات متعلق به آنان خواهان برخوردی کاملا تبلیغاتی و در جهت سیاست های خود ، هستند. به عنوان مثال سلطنت طلبان و مجاهدین بدون طرح برابری اجتماعی کامل زنان و مردان آنرا به یک اعتراض ضد رژیمی خلاصه کردند و با این سیاست نشان دادند که در سیستم آنان از برابری زنان و مردان در کلیه حقوق اجتماعی خبری نیست. نیروهایی از این نوع نه تنها قادر به حل مشکل زنان نیستند بلکه این مشکلات را اگر به قدرت برسند در اشکال دیگری بازتولید خواهند کرد. مسئله زنان تاریخا جزئی از مسئله طبقاتی بوده است که در طول تاریخ و شکل بندی های اجتماعی اشکال ستم و نقش درجه دومش عوض شده است و تا زمانی که جامعه طبقاتی وجود دارد مشکل زنان بطور نهایی قابل حل نیست برخی از رفرم های بورژوازی هم ناشی از مبارزات زنان و یا صرفا منافع سود جویانه بوده است و امر رهایی زنان همچنان بخشی از امر رهائی کل بشریت است که کاملا به یک دیگر گره خورده است اما این به آن معنی است که در خواست های امروز زنان برای برابری و رفرم های برابری طلبانه کاملا قابل طرح ، پشتیبانی و بخشا قابل اجرا است.جنبش دادخواهی زنان ، مادران خاوران ، گروههای کمک های اجتماعی زنان و…..همگی بخش هایی از جنبش زنان است که با دیگر جنبش های اجتماعی عجین شده است .که در عین حال پشتیبانی از دیگر جنبش های مترقی و عدالت طلبانه خود به پشتیبانی آنان برای گسترش و پیشرفت احتیاج دارد.تمامی تئوری های اسلامی و آیه و حدیث و روایت های مختلف برای تحمیق زنان و مردان جامعه با شکست اساسی روبرو شده است .رژیم جمهوری اسلامی اگر با سرکوب و زندان و شکنجه توانسته است فعالین جنبش زنان را به عقب براند اما نتوانسته در زمینه تفکر ضد زن در کلیت جامعه به پیروزی برسد و فقط تمسخر جامعه را به دنبال داشته است.روشن است که از دست دادن افکار عمومی در رابطه با حقوق زنان ضربه سنگینی به رژیم اسلامی برای گسترش خرافه و تحجرات ضد زن است. جنبش زنان در سیاست و  در اندیشه از رژیم اسلامی کاملا فاصله گرفته است ،ولی جنبش زنان جدا از پیوند با دیگر جنبش های مترقی اجتماعی احتیاج به تفکرات و اندیشه های روشنی در راه رهائی دارد به زبان دیگر جنبش زنان بایستی خود را با آن جنبش طبقاتی که رهائی کلیت بشریت را در برنامه دارد همراه کند.

ع.غ