کیفیت بیانیه نظری و عملی کمونیستی

این روزها از جانب تشکلهای مدعی کمونیست بودن، بیانیه هائی صادر می شوند که بیشتر جنبه ی خودمرکزبینی ارائه ی خط سیاسی درست روز را دارند، تا کیفیت واقعی بیانیه ی کمونیستی که متعلق به تشکلی که درقامت حزب کمونیست راستین طبقه کارگر در هرکشور باشد.

“مانیفست حزب کمونیست” ۱۸۴۸، علیرغم گذشت ۱۷۰ سال از تاریخ انتشار آن، هنوز الهام بخش و آموزنده است که با درنظرگرفتن “نقد مبانی اقتصادی، سیاسی و فلسفی نظام سرمایه داری”، با ” نقد برنامه گوتا”،”چه بایدکرد؟”، “یک گام به پیش ، دوگام به پس”، ” دولت و انقلاب”، “بیماری کودکانه چپ روی درکمونیسم”، “انقلاب پرولتری و کائوتسکی مرتد”، “اقتصاد و سیاست در دوران دیکتاتوری پرولتاریا”، “امپریالیسم به مثابه بالاترین مرحله ی سرمایه داری”، “درباره پراتیک و تضاد” و صدها آموزش دیگر درمورد تحلیل و پیشبرد مبارزه ی طبقاتی مبانی بیانیه هائی باید قراربگیرند که وظیفه ی اجتناب ناپذیر کمونیستها در بیانیه نویسی را دارند.

درعین حال، با توجه به تغییرو تحولات اوضاع کنونی وحرکت درمسیر آگاهانه به پیش، از نظردرجه ی اهمیت و درک منطقی و عملی از آنها نه در ذهنی گریها، بلکه در اتکاء به تئوری عظیم جنبش کارگری و رهائی از جهان ازخود بیگانه شده با توجه به اوضاع کنونی به تلفیق تئوری با پراتیک شرایط مشخص هرکشورصورت بگیرند. یافتن چنین کیفیتی منوط برآنست که این بیانیه ها چنان انسجامی داشته باشند که طبقه کارگر و توده های زحمت کش صحت آنها را در جهت رهائی خویش بیابند. بدین منظور نکات اساسی زیر در دست یابی به بیانیه کمونیستی تلفیق یافته با شرایط مشخص است که هویت می یابد:

۱)- تعهد به رهنمودهای کمونیسم علمی با پشتوانه ی نزدیک به ۲۰۰ سال مبارزات آگاهانه ی موفقیت آمیزی که با فداکاری کمونیستهای کارگر و غیرکارگرقرارگرفته درموضع کارگری به دست آمده است؛ طفره روی از این رهنمودها و دامن زدن به آشفته فکریهای نظری و عملی به عاریت گرفته شده از بورژوازی و خرده بورژوازی در پافشاری روی ازخود بیگانه گی ها، فردگرائی ها، فرقه گرائی ها جز دامن زدن به سرگیجه ی دورهم پیچیدن درگرداب مخوف مبارزه طبقاتی بی رحم، نتیجه ی منفی وشکست به بار نخواهد آورد.

۲)- براندازی نظام جهانی سرمایه داری، جهت گذار به سوسیالیسم، بدون ایجاد حزب کمونیست واحد انقلابی آگاه، متحد، منسجم و مبارزدرپیوند فشرده با اکثریت عظیم طبقه کارگر و توده های زحمت کش در هر کشورو تلاش به سازمانیابی تشکلهای توده ای کارگری سراسری و زحمت کشان، اولین رهنمود در امر رهبری انقلاب کارگری وعملی ساختن آن در پایان دادن به تفسیرهای مغشوش مسائل جهانی و کشوری و قدم گذاشتن درنابود ساختن جامعه طبقاتی و رهائی از سلطه ی نظام سرمایه داری، است.

۳)- اما تحقق مجدانه ی این رهنمودها درهرکشور و درجهان، با سدهای مخرب طبقات استثمارگر و ستمگر، که مانع از حرکت پرقدرت طبقه کارگر و زحمت کشان به مثابه اکثریت عظیم مردم، با توسل به اغفال و سرکوب روبه رومی گردند. دراین ارتباط، بارسنگین عادات و سنن ارتجاعی گذشته، تفکرات ایده آلیستی نظیر ذهنیگری، یک جانبه گری، الگوبرداری، جزم باوری، درعرصه های اقتصادی و سیاسی به صورتهای اپورتونیستی، رویزیونیستی، انحلال طلبی، فرقه گرائی، رفرمیستی، اکونومیستی پاپیچ حرکت مقتدرانه ی کارگران و زحمت کشان می شوند. بدون مقابله با این عوامل مخرب، پیروزی مبارزات طبقاتی آگاهانه، امکان پذیرنیست. دست یابی به این کیفیت باید پیوسته درمدنظرباشد.

۴)- برای فائق آمدن بر مشکلات موجود در مبارزه طبقاتی، رهنمود مشخص کمونیسم علمی در حزب سازی و متشکل شدن پیشروان آگاه طبقه کارگر و کمونیستها براساس وحدت روی اصول کمونیستی و نکات اساسی برنامه و تاکتیک مبارزه در براندازی نظام سرمایه داری و پیشبرد هماهنگ در حل اختلافات درون حزبی در تصمیم گیریها از طریق به کارگرفتن دقیق مرکزیت – دموکراتیک، سیاستها و پیش بردن وحدت نظری و عملی اکثریت اعضای حزبی با قدرت تامین می شود. چنین حزبی شایسته نوشتن بیانیه کمونیستی را درکشور خویش دارد که تزهای آوریل ۱۹۱۷ لنینی حزب بلشویک روسیه نمونه ای از آن است.

۵)- امروز با وجود احزاب مختلفی به نام “حزب کمونیست”، بدون وفاداری به ۴ نکته فوق، بدون پیوند فشرده با طبقه کارگر، بدون این که از پشتیبانی پیشروان کمونیست طبقه کارگر نظیر زنده یاد شاهرخ زمانی برخوردارباشند، خود را تنها حزب طبقه کارگر معرفی می کنند. بدین ترتیب، رواج دادن فرقه گرائی ضد کمونیستی و ضدحزبی شدیدی را، برپایه خود مرکزبینی، با صدور بیانیه های التقاطی غیردیالکتیکی به خود بزرگ بینی می پردازند. مبارزه با این ویرووس ضد کمونیستی تنها درگرو آن بخش از کارگران و روشنفکران کمونیست است که در ایجاد حزب واحد کمونیستی انقلابی پیشقدم شده و ملزومات ایجاد حزب را درحدی که دربالاآمد با ارائه ی برنامه حزبی و جلب تشکلها و افراد کمونیست منفرد فراهم سازند. ازاین طریق است که با تشکیل اولین کنگره ی حزب کمونیست واحد انقلابی معضل تشکل یابی کمونیستی را تحقق خواهند بخشید.

۶)- هم اکنون بسیاری از خواستهای فوری و مبرم کارگران و زحمت کشان در اعلامیه ها و اعتصابات و اعتراضات جنبشهای کارگری، معلمان، زنان، حمل ونقل کننده گان انسانها و کالاها، دانشجویان، خواستهای ملی سرکوب شده، دفاع از حفظ محیط زیست و غیره مطرح شده اند. دفاع از این خواسته ها وظیفه ی تخطی ناپذیر کمونیستها می باشد. ولی تحقق واقعی این خواستها وتدقیق آنها بدون انجام انقلاب کارگری به مثابه قاطع ترین گسست از دنیای طبقاتی متکی بر نظام سرمایه داری کنونی، ممکن نیست. از جمله:

– ایجاد کشوری سکولار و قطع دخالت دین ازدولت و آموزش و پرورش و قوه قضائیه؛

– پایان یافتن استبداد سیاسی بدون پایان دادن به نظام مالکیت خصوصی بر وسایل تولید و مبادله؛

– پایان دادن نهائی به نطام مردسالارانه و ستم بر زن؛

– پایان دادن به جنگهای طبقاتی ناعادلانه، و تحمیلی نظام سرمایه داری؛

– ازبین بردن فقر و بیکاری و آواره گی درکشورهای متکی بر استثمارو ستم طبقاتی؛

– ازبین بردن ستمگری ملی و احترام به حقوق ملیتهای تحت ستم و رهائی آنان؛

–  جلوگیری از تخریب محیط زیست؛

– تامین آموزش و پرورش، بهداشت و بیمه رایگان عمومی؛

– ازبین بردن نظام استثمار و ستم گری و تبعیضها در اشکال مختلف؛

– ازبین بردن رقابتها، نخبه گرائیها و فردگرائیها و ازخودبیگانه گی مالکیت خصوصی بر وسایل تولید و مبادله؛

– تحقق ۶ ساعت کار در روز و تبدیل کار به یک نیازانسانی و نه اجبار تحلیل بردن نیروی انسانها؛

– ایجاد جهانی متعلق به کل بشریت با برابری حقوقهای اجتماعی و بدون تمایزوتبعیضها وتوجه به توانائیها.

ذکر این نکات مهم در تحقق آنها در بیانیه ها، منوط به وجود یک حزب کمونیست مورد اعتماد اکثریت عظیم توده ها ازطریق انقلاب پیروز کارگری ممکن می گردد.

۷)- بدین ترتیب، نظام سرمایه داری درشرایط کنونی، با به کارگیری تمام نیروی ضدکارگری و ضد انسانی همراه با لطایف الحیلها در ایجاد مشکلات در مقابل حرکت رسیدن به آگاهی هرچه وسیعتر کارگران و زحمت کشان پا فشاری می کند. لذا، ازجمله مبارزه با “فرقه گرائی” وسوزاندن ریشه های طبقاتی آن و درعین حال نقد “گرد آمدن همه باهم” سوسیالیستها، که مجددا مد روز شده دو دیدگاه مخربی هستندکه مبارزه نظری طبقاتی حاد را عالما و عامدا به فراموشی می سپارند و باید قاطعانه مردود دانست. حفظ فرقه ها و گردهم آمدنهای متعدد این سوسیالیستها، بارها با شکست و تلاشی همراه شده اند.

تنها بدیل موجود انقلابی قطب بندی واحدکمونیستی است که دردرجه اول درآگاه کردن انسانهای متمایل به کمونیسم علمی، یعنی وحدت پیشروان جنبش کارگری، در داشتن یک حزب بااتوریته و مورد قبول کارگران، زمینه را برای انجام انقلاب کارگری و برقراری سوسیالیسم ممکن می سازد. امتناع از این ضرورت مبرم روز، امتناع از وفاداری درپیاده کردن رهنمودهای کمونیسم علمی درعمل، که نهایتا درامتناع از ایجاد رهبری حزب کمونیست واحد انقلابی در هرکشور تبلور می یاید، رهائی بشریت درایجاد جهان آزاد و آباد و شکوفا بدون زورگوئی و ستمگری و استثمار انسان ازانسان،  به معنای دعوت انسانها به گشت و گذار در سرابهای ایجاد شده توسط بورژوازی و خرده بورژوازی نمی باشد که به دوام حاکمیت این طبقه و اقشارضد کمونیستی کمک می کند.

حزب رنجبران ایران – اول تیرماه ۱۳۹۷: به مناسبت بزرگداشت ۹۸ مین سالگرد ایجاد حزب کمونیست ایران – اول تیر ماه ۱۲۹۹ و به منظور طرد فرقه گرائیهای ضدکمونیستی امروز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *