اردوغان و حکومت مطلقه اش

انتخابات ترکیه برگزار شد. و اردوغان مجددا به ریاست جمهوری ترکیه برگزیده شد. در حالیکه برخی مخالفینش قبل از انتخابات دستگیر و روانه زندان شده بودند.اردوغان و حزب آک پارتی فرزندان خلف حزب توسعه ترکیه هستند که به عنوان یک حزب اسلامی وظیفه خود را تبدیل ترکیه آتاتورکی به ترکیه اسلامی و یا بهتر بگوئیم ترکیه ناسیونال به ترکیه  اسلامی می دانستند که در این راه البته با پشتیبانی غرب به موفقیت هائی هم نایل آمدند . اگر در گذشته نظامیان ترکیه این قدرت را داشتند که خط قرمز های خود یعنی ترکیه سکولار را با کودتا پشتیبانی کنند ، اما در دو دهه گذشته نه تنها این قدرت را از دست دادند و آنرا به آک پارتی منتقل کرده بودند ،بلکه کودتا اخیرشان با سرکوب شدید و پلیسی ناسیونال اسلامیست های تازه به قدرت رسیده مواجه شد.جنگ های چند دهه گذشته در خاورمیانه و بهره گیری از هرج و مرج بوجود آمده که ترکیه به مثابه عصای دست غرب تا حدی در آنها مداخله گر بود توانست تا حدی اقتصاد ترکیه را احیا کند و آنرا به یکی از اقتصادهای در حال رشد دنیا تبدیل کند.در این راستا با اینکه با جنبش خلق کرد بصورت وحشیانه رفتار کرد و باعث آوارگی و کشتار هزاران نفر کرد در کردستان ترکیه ، سوریه و عراق شد ولی باعث چاق و چله شدن بورژوازی ترک گردید و توانست پشتیبانی آنها را جلب کند.در همین راستا کشورهای غربی برای مداخله در کشورهای خاورمیانه دست ترکیه را برای بلند پروازی ها و بازگشت به دوران امپراتوری های عثمانی که پایه تفکرات بورژازی هژمونیست ترکیه را تشکیل می داد باز گذاشتند و دخالت ترکیه در عراق و سوریه بصورت تائید آمیزی با سکوت برگزار کردند. اما شکست سیاست های غرب در برخی زمینه ها در خاورمیانه و  ترکیه و نیز حضور روسیه و خالی کردن پشت ترکیه در پی آمدهای شکست و درگیریش بر سر سقوط هواپیمای نظامی روسیه ، باعث شد که ترکیه در حضور قدرت های رقیب در خاورمیانه امکان قدرت مانورهای سیاسی ، نظامی و اقتصادی مشخصی را پیدا کند و خود را از وضعیت گذشته که دربست در قطب غرب بود خلاص کند. سیاست بین دو صندلی نشستن ترکیه در رقابت های جهانی امکان فروپاشی اقتصادیش را توسط غرب بسیار ضعیف کرده و غرب را وا داشته است که با ترکیه با احتیاط بیشتری رفتار کند.تا جلوی گرایش جدید ترکیه بسوی شرق و روسیه را بگیرد که این فضایی را برای دولت اردوغان   بوجود آورده است که بتواند مخالفین خود را بدون توجه به پی آمدهای جهانی آن سرکوب کند. پیروزی اردوغان به مفهوم ادامه سیاست های گذشته و گرایش به مطلقه کردن حکومت فردی است.

کردستان  به  مثابه یک موضوع جدی در برابر دولت اردوغان قرار گرفته است ، جنبش کردستان  ترکیه و سوریه که ارتباط نزدیکی با هم دارند و مقاومت تا پای جان در روژاوا و در کوبانی و چه در عفرین مشکلات عدیده ای را برای دولت ترکیه بوجود آورده است بویژه که اخیرا نزدیکی هایی بین نیروهای کردستان سوریه و آمریکا بوجود آمده است. مسئله دیگر موضوع آزادی های سیاسی و قدرت دولتی است که اردوغان قصد تمرکز بصورت فردی و مطلقه آنرا دارد. نتایج تهاجم و سیاست قلدرمنشانه اردوغان در موضوعات ذکر شده به سرکوب ، بحران اجتماعی و گسترش فقر در ترکیه خواهد انجامید. اردوغان نماینده مشترک پان ترکیسم و اسلام دولتی در ترکیه است که تجربیات جمهوری اسلامی ایران در بی حقوقی انسان در جامعه ترکیه را به خدمت گرفته است. اردوغان نماینده آن طبقه اجتماعی بی آینده ای است که می خواهد با توسل به سرکوب و بند بازی در عرصه سیاست بین المللی برای خود و طبقه بی هویتش ، آینده ای و استمراری را رقم بزند که مدتها جنبش چپ و سوسیالیستی و طبقه کارگر آنرا با مبارزات خود بی آینده کرده است. زندان های ترکیه امروز فقط از نیروهای ” کودتاگر” نیست که پر است.بلکه هزاران کارمند ، مستخدم ، کارگر ، ارتشی و روشنفکران و کمونیست ها به بدترین وضع در زندان ها به بند کشیده شده اند.اردوغان این دشمن کارگران و زحمتکشان و کمونیست ها اگر چه مورد توجه بورژوازی ترکیه است ، اما سرنوشتی بهتر از همه دیکتاتورهای جهان سومی نخواهد داشت. یا سازش و تسلیم و ضدیت و سرکوب و کشت و کشتار کارگران و کمونیست ها و دخالت امپریالیست ها و ویرانی ترکیه و یا صورت دیگر قضیه سرنگونی انقلابی دولتش توسط انقلاب اجتماعی و آزادی نه تنها طبقه کارگر بلکه همه انسان های آزادیخواه و مبارز ترکیه .

غ.غ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *